تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل با خاطرات پیروزی انقلاب اسلامی، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل با خاطرات پیروزی انقلاب اسلامی شامل 32 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل با خاطرات پیروزی انقلاب اسلامی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل با خاطرات پیروزی انقلاب اسلامی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل با خاطرات پیروزی انقلاب اسلامی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل با خاطرات پیروزی انقلاب اسلامی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل با خاطرات پیروزی انقلاب اسلامی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل با خاطرات پیروزی انقلاب اسلامی :

هنوز اسم صف نفت که می آید مردم به یاد صف های طول و دراز پیت های نفت در ایام انقلاب می افتند. پیت هایی که با طناب به هم وصل می شدند. شروع سرمای زمستان سال اولین روزهای قحطی نفت بود. صدای اعتراض ها به فریاد تبدیل شده بود؛ اما بعد از مدتی که عامه مردم متوجه شدند کمبود نفت به دلیل اعتصاب کارگران پالایشگاه نفت آبادان در برابر حکومت شاهنشاهی است با این صف ها کنار آمدند چون می دانستند وقتی کارگران پالایشگاه مانع از صادرات نفت به کشورهای خارجی شوند پایان کار رژیم شاهنشاهی را رقم زده اند. مردم تا جایی پیش رفتند که حضورشان در صف را نوعی مبارزه با حکومت شاه معنا می کردند.

نوستالوژی سیاسی

صف هایی که امروز برای ما نوستالژی شده اغلب در کنار شعبه های توزیع نفت شکل می گرفت. یکی از همین شعبه های توزیع نفت که قدمت ساله دارد در «روستای محمودآباد» نزدیک به شهرری است. خوشبختانه هنوز هم این شعبه مثل قدیم کار می کند و نفت می فروشد. طوری که اهالی محمودآباد و روستاهای اطراف سال است که این محدوده را به نام «شعبه نفتی» می شناسند. صبح زود به روستای محمودآباد می رسیم. درست مثل سال پیش بازهم بهمن ماه است و بازهم «شعبه نفت محمودآباد» نفت می فروشد، با این تفاوت که مشتری ها تک وتوک شده اند و از صف طول و دراز و پیت های نفتی که از سرو کول هم بالا می رفتند خبری نیست. حالا پیت ها و چرخ دستی ها جای خودشان را به ماشین های پارک شده در کوچه داده اند.

قدمتی بالای یک قرن

شعبه نفت، ساختمان یک طبقه و گودی است که آجر به آجر آن تاریخ شفاهی دوران انقلاب، جنگ، نفت و سیاست را بازگو می کند. «شاهرخ حیدری» از وارثان شعبه نفت محمودآباد است. او دوران انقلاب را خوب به خاطر می آورد به خصوص روزهایی که جمعیت آبادی برای گرفتن نفت در این کوچه به صف می شدند تا می رسیدند به سر جاده. شاهرخ می گوید: «خدا بیامرز پدرم «عزیز الله حیدری» سال پیش شعبه نفت را در محمودآباد تأسیس کرد. شعبه نفت یک ساختمان قدیمی و دست نخورده است و حدود سال قدمت دارد.»

ساختمانی که حرف می زند

پایمان را که داخل گود شعبه نفت می گذاریم بوی نا و نفت شامه مان پر می کند. سقف های گنبدی و درگاه ها اتاق های تودرتو از قدمت تاریخی این ساختمان خبر می دهد. پیمانه های قدیمی از فروش نفت به صورت پیمانه پیمانه خبر می دهد. سقف های ضربی گرما را در خودش نگه داشته است. بااینکه هیچ وسیله گرمایشی اینجا نیست اختلاف دمای زیادی با فضای بیرونی دارد. سردر شعبه نفت نوشته شده است «شرکت ملی نفت ایران محمودآباد غار شرقی» بین اتاق تو در توی این ساختمان هیچ دری نیست. شاهرخ حیدری صدایش را پهن می کند زیر سقف های ضربی و از روزهای سرد زمستانی می گوید که مردم بامحبت یکدیگر گرم می شدند، نه با پیت های لیتری که همیشه در صف ردیف بودند. دستش را در هوا تکان می دهد و می گوید: «صف می رفت تا انتهای کوچه و می چرخید به کوچه بعدی، یادش به خیر، مردم آن قدر همدل بودند که هنوز اهالی روستا از آن روزها به خوبی یاد می کنند.»

سربازی با تفنگ ژ-

«محمد حیدری» پسر کوچک تر عزیز الله در سال حدود ساله بوده؛ اما از بقیه برادرها خاطرات روشن تری به یادش مانده است. می گوید: «سرمای زمستان سال شروع شده بود. قحطی نفت به چشم می آمد. مردم برای خرید نفت سر از پا نمی شناختند. شعبه نفت محمودآباد همان موقع مسئولیت توزیع نفت بین روستا را بر عهده داشت؛ اما جمعیتی که به ما مراجعه می کردند از اقصی نقاط تهران و حتی نزدیک قم بودند. وقتی قحطی آمده بود غریبه ها نیز برای گرفتن نفت آمده بودند. صدای اعتراض مردم بلند شده بود و نمی توانستند تحلیل کنند که چرا با کمبود نفت مواجه شده اند. پدرم برای کنترل اعتراض ها از ژاندارمری درخواست کمک کرد و از روستای امین آباد یک سرباز برای برقراری نظم در کوچه شعبه نفت محمودآباد فرستادند. یک تفنگ (ژ-) در دست سرباز بود در تمام مدتی که سرباز در کوچه ما بالا و پایین می رفت چشم های من که کودکی ساله بودم جای دیگری را نمی دید حتی صدای پدرم را هم نمی شنیدم. من حیران تفنگ سرباز شده بودم.

خودمان چرخ دستی ساختیم

یک ماه از این اتفاق گذشت. دست نظام شاهنشاهی برای عامه مردم رو شده بود و تازه همه فهمیدند که همه این اتفاق ها به خاطر اعتصاب کارگران شرکت نفت در مخالفت باسیاست های رژیم شاهنشاهی است. همان موقع بود که جوان های انقلابی به صورت خودجوش وارد عمل شدند. مردم دیگر می دانستند چرا در صف ایستاده اند و حتی دیگر نیازی به حضور آن سرباز ژ- به دست هر در کوچه شعبه نفت نبود. جوان ها شروع کردند به ساختن چرخ دستی تا بتوانند پیت های نفت لیتری را به نزدیک خانه های همسایه ها برسانند و از رنج آن ها برای بردن نفت کم کنند.

کارکنان شرکت نفت بعد از پیروزی انقلاب

شاهرخ حیدری، برادر بزرگ تر، انگار وقتی به یاد جوان های متعهد محله می اف

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *