تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بازتاب معراج پیامبر (ص) در شعر فارسی از آغاز تا پایان قرن هشتم، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل بازتاب معراج پیامبر (ص) در شعر فارسی از آغاز تا پایان قرن هشتم شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل بازتاب معراج پیامبر (ص) در شعر فارسی از آغاز تا پایان قرن هشتم در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل بازتاب معراج پیامبر (ص) در شعر فارسی از آغاز تا پایان قرن هشتم با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل بازتاب معراج پیامبر (ص) در شعر فارسی از آغاز تا پایان قرن هشتم نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل بازتاب معراج پیامبر (ص) در شعر فارسی از آغاز تا پایان قرن هشتم هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل بازتاب معراج پیامبر (ص) در شعر فارسی از آغاز تا پایان قرن هشتم اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازتاب معراج پیامبر (ص) در شعر فارسی از آغاز تا پایان قرن هشتم :

مقدمه

فرهنگ غنی و پربار اسلامی، از آغاز شکوفاییِ شعر فارسی به شکل های گوناگون در عمق وجود و زوایای ذهن سخنوران پارسی گوی ریشه دوانده است و روح و جان آنان را از سرچشمه این آبشخور زلالِ معنوی سیراب ساخته و شعر فارسی را در خدمت بیان اندیشه های کمال جویانه و آرمان گرا قرار داده است. اکنون درخت پرشاخ و برگ و تنومند شعر فارسی را پس از گذشت بیش از هزار سال از زمان جوانه زدن می بینیم که از میوه های شیرین و شکوفه های عطرآگینِ عشق، معرفت، خودشناسی، خداشناسی، نوع دوستی و بسیاری از فضایل و سجایای اخلاقی و آرمانی دیگر مشحون گشته است. بی گمان شاخه ها و شکوفه های این درخت برومند در فضایی مناسب، با نور و آب کافی و خاکی مستعد بالیده است و در محیط مناسب اجتماعی، فلسفی و عقیدتیِ سرزمینی با قدمت هزاران سال به بار نشسته است. برای بهره مند شدن از میوه ها و گل های این درخت باید به سراغ آبشخورهای اصلی رفت.

عروج آسمانی نبی مکرّم اسلام (ص) یکی از سرچشمه های ذوق و اندیشه گویندگان فارسی زبان به شمار می آید که به عنوان معجزه ای الهی و اصلی اسلامی و انکارناپذیر، تأثیرات بسیار عمیق بر افکار و اندیشه ها و باورها و اعتقادات آنان گذارده است. نشانه های این تأثیرپذیری را در آثار بسیاری از ادیبان و سخنوران مسلمان فارسی زبان، از همان آغاز دوره رشد و تکامل شعر فارسی می توان مشاهده کرد. هرچه از عمر شعر فارسی گذشته، بر شدت این تأثیرپذیری نیز افزوده شده است. به طوری که از قرن ششم به بعد گزارش معراج به عنوان یک سنت ادبی، از سوی شاعرانی مانند: نظامی، خاقانی، عطار، امیرخسرو دهلوی، خواجوی کرمانی، جامی، وحشی بافقی و دیگران مورد توجه خاص قرار گرفت و موجب خلق آثاری دلنشین و ماندگار در حوزه شعر فارسی شده است. در شعر فارسی چهار شیوه را در ارائه اشعار مربوط به معراج مشاهده می کنیم:

۱- گاه اثری مستقل به موضوع معراج اختصاص یافته است که این آثار اغلب از قرن دهم به بعد به وجود آمده اند. مانند: منظومه ای در قالب مثنوی از جمال الدین محمد فرزند زین الدین علوی از شاعران قرن دهم، یا معراج نامه اعظم بیجارودی از گویندگان سده دوازدهم و یا منظومه ای از مداح خوانساری شاعر قرن سیزدهم (رک: ابن سینا، ۱۳۶۵: ۶۸-۶۲).

۲- در موارد فراوان بخشی از منظومه یا دیوان شعر به موضوع معراج اختصاص یافته که با عنوان «معراج نامه » در شعر فارسی معروف شده است. مانند: معراج نامه های نظامی، امیرخسرو دهلوی، جامی و دیگران که معمولاً پس از توحید ذات باری تعالی و ستایش پروردگار به بیان این موضوع پرداخته اند.

۳- گاهی در خلال اشعاری که در مدح و منقبت رسول اکرم(ص) سروده شده است شاعران موضوع معراج را پیش کشیده اند و ابیاتی در این زمینه سروده اند.

۴- در مواردی هم شاعران در قالب حکایت موضوعی را راجع به معراج به نظم درآورده اند یا به مناسبت مطلب به طریق استشهاد و با بهره بردن از آرایه های تلمیح و اقتباس، به موضوعات مربوط به معراج رسول خدا(ص) اشاره کرده اند و با استناد به این معجزه الهی، مطلب مورد نظر خود را بیان نموده اند.

این گونه اشعار بیانگر اعتقادات، بینش مذهبی و نشان دهنده شخصیت معنوی کسانی است که این آثار را در لحظاتی خاص و سرشار از معنویت خلق کرده اند. هر چند شیوه بیان و نحوه ارائه این اشعار با یکدیگر متفاوت است امّا محتوای این آثار اغلب شبیه به هم و گاه یکسان است و بیشتر با تأثیرپذیری از آیات قرآن کریم که در زمینه معراج نازل شده است و با توجه به روایات و مطالب موجود در تفاسیر قرآن و کتاب های سیره نبوی بوجود آمده اند.

مطلب قابل ذکر دیگر این است که تأثیرپذیری اشعار عرفانی و اخلاقی و مدایح و مناقب نبوی از معراج پیامبر اکرم(ص) نسبت به اشعار درباری و مدحی بیشتر است. به نظر می رسد تناسب مفاهیم و مضامین عرفانی و اخلاقی با معراج و همچنین نحوه تفکر، شیوه زندگی، ویژگی های اخلاقی، تربیتی، دینی و جایگاه اجتماعی شاعر از دلایل مهم این امر بوده است. در این مقاله اشعاری که درباره معراج رسول گرامی اسلام(ص) سروده شده است از آغاز تولد شعر فارسی تا پایان قرن هشتم مورد بررسی قرار گرفته است. تشریح ابعاد گوناگون معراج از دیدگاه گویندگان زبان فارسی، تأثیرپذیری فکری و عقیدتی آنان از معراج و دستیابی به موضوعات گوناگون مطرح شده راجع به معراج در شعر دوره مورد بحث را می توان از مهم ترین اهداف این مقاله به شمار آورد.

۲- بررسی معراج در معراج نامه ها:

۲-۱- اولین معراج نامه در شعر فارسی

آغازگر معراج نامه سرائی را در شعر فارسی، سنائی غزنوی دانسته اند که در حدیقه در ضمن نعت و منقبت رسول اکرم(ص) ابیاتی درباره معراج سروده است. (سنائی، ۱۹۵:۱۳۷۷). امّا اسدی طوسی حماسه سرای معروف قرن پنجم در گرشاسب نامه ابیاتی را با عنوان «در معراج پیامبر» سروده است که می توان آن اشعار را اولین معراج نامه در شعر فارسی به شمار آورد، هر چند که نسبت به معراج نامه های دوره های بعد، از نظر تعداد ابیات مختصرتر و از نظر محتوا، تنوع مطالب و مهارت های شاعرانه، کم اهمیّت تر است و به پای معراج نامه های کسانی مانند: عطار، نظامی، امیرخسرو دهلوی و دیگران نمی رسد:

ز هامون به چرخ برین شد سوار

سخن گفت بر عرش با کردگار

گه رستخیز آب کوثر وراست

لوا و شفاعت سراسر وراست

مر اندامش ایزد یکایک ستود

هنرهاش را بر هنر برفزود

ورا بُد به معراج رفتن ز جای

به یک شب شدن گرد هر دو سرای

مه از هر فرشته بدش پایگاه

بر از قاب قوسین به یزدانش راه

سرافیل هم رازش و هم نشست

براق اسب و جبریل فرمان پرست

همیدونش بر ساق عرش است نام

نُبی معجز او را ز ایزد پیام

به چندین بزرگی جهاندار راست

بدو داد پاک این جهان او نخواست

نمود آنچه بایست هر خوب و زشت

ره دوزخ و راه خرّم بهشت

چنان کرد دین را به شمشیر تیز

که هزمان بود بیش تا رستخیز

ز یزدان و از ما هزاران درود

مرو را و یارانش را برفزود

اسدی توسی، ۱۳۵۴: ۳-۲

۲-۲- قالب و محتوا در معراج نامه ها:

مثنوی بهترین قالب برای به نظم درآوردن مطالب مفصّل و داستان ها و حکایات طولانی است، زیرا دست شاعر در آوردن کلمات قافیه باز است و به راحتی می تواند در ابیات گوناگون کلمات قافیه را تغییر دهد. قصیده نیز نسبت به قالبهای دیگر از ظرفیت بالاتری برخوردار است و می توان موضوعات گوناگون را در قصیده به راحتی بیان کرد. با توجه به همین ویژگی های مثنوی و قصیده است که اغلب معراج نامه ها در این دو قالب شعری سروده شده اند، زیرا واقعه معراج نیز موضوعی است طولانی و مفصّل و شرح تمامی موضوعات مربوط به آن در قالب های دیگر به غیر از مثنوی و قصیده به خاطر محدودیت هایی که دارند امکان پذیر نیست.

از دیدگاه محتوا معراج نامه ها اغلب در چهارچوبی خاص به همراه بهره مندی از آیات قرآن کریم و با توجه به روایات معراج سروده شده اند که به دلیل رعایت امانت در نظم آن روایات، گاهی نوعی یکپارچگی و وحدت در محتوای این اشعار دیده می شود. معمولاً هر معراج نامه با مقدمه ای توأم با توصیفات شاعرانه و همراه با مدح و منقبت و ذکر مقام و منزلت پیامبر اکرم(ص) آغاز می گردد. سپس مطلب با توصیف آمدن جبرئیل به همراه براق نزد پیامبر(ص) و درخواست از وی برای صعود به آسمان ها ادامه می یابد. این سیر آسمانی همراه است با توصیف افلاک، سیارات، صور فلکی، مشاهدات پیامبر(ص) در مسیر حرکت، ناتوانی جبرئیل و براق در همراهیِ پیامبر، رسیدن رسول خدا(ص) به عرش الهی و سپس به مقام قرب و حدّ قاب قوسین و رسیدن به بالاترین درجات کمال که همه در مدتی اندک اتفاق می افتد. در پایان از بازگشت رسول خدا(ص) از عالم قرب الهی و رهاورد این سفر آسمانی برای امت اسلام سخن به میان می آورد و در مواردی هم معراج نامه با گریز به مدح و ستایش خلفای راشدین به پایان می رسد.

از موضوعات مورد توجه و مشترک در معراج نامه ها می توان به بیان تأیید و تصدیق معراج، باورداشتِ معراج جسمانی، رؤیت خداوند توسط پیامبر(ص) در شب معراج اشاره کرد که این نوع موضوعات را می توان بیان کننده تفکر دینی و عقیده و بینش مذهبی شاعر به شمار آورد. بهره گیری از آیات و احادیث و روایات، کاربرد صورت های خیالی و آرایه های بدیعی، توصیفات شاعرانه، ارائه تصاویر خیال انگیز، استفاده از لغات و اصطلاحات نجومی و نمایش اقتدار و مهارت در سرودن شعر را می توان از ویژگی های مشترک بسیاری از معراج نامه ها به ویژه معراج نامه های خاقانی، نظامی، عطار و امیرخسرو دهلوی به حساب آورد.

۲-۳- آغاز، انجام و زمان اندک معراج در معراج نامه ها:

با توجه به اولین آیه از سوره اسراء، آغاز معراج شب هنگام از مسجدالحرام صورت گرفته است. خداوند در این آیه می فرماید: سبحانَ الذی أسری بعبدهِ لیلاً مِنَ المسجدِ الحرامِ اِلیَ المسجدِ الاقصی الذی بارَکنا حولَهُ لِنُریَهُ مِن آیاتِنا اِنَّهُ هُوَ السمیعُ البصیرُ: پاک و منزّه است پروردگاری که در شبی بنده اش را از مسجدالحرام به سوی مسجدالاقصی که پیرامونش را مبارک ساختیم سیر داد تا بخشی از آیات و نشانه های خود را به او نشان دهیم. به درستی او شنوا و بیناست. بین اهل تفسیر و راویان معراج در مورد محل آغاز معراج اختلاف نظرهایی دیده می شود امّا بیشتر مفسران برآنند که شروع معراج از مسجدالحرام یا از خانه ام هانی خواهر حضرت علی(ع) بوده است. (رک: میبدی، ۱۳۷۶، ج۵: ۴۷۹ و مجلسی، بی تا، ج۲: ۲۶۹ و خزاعی نیشابوری، ۱۳۶۷، ج۱۲: ۱۲۸ ).

اغلب گویندگانی که معراج نامه سروده اند آغاز سفر آسمانی پیامبر اکرم(ص) را مسجدالحرام یا خانه امّ هانی دانسته اند:

شبی رخ تافته زین دیر فانی

به خلوت در سرای امّ هانی

رسیده جبرئیل از بیت معمور

براقی برق سیر آورده از نور

(نظامی، ۱۳۸۶، ج۱: ۳۷۰)

از وثاق ام هانی ز اشتیاق

در کشید ام الکتابش بر براق

همچنان می زد عنان تا آسمان

تا که بگذشت از زمان و از مکان

(عطار، ۱۳۸۶: ۱۳۵)

اول ز سرای امّ هانی

شد مُحرم کعبه یمانی

پس داد ز ابروی مقوس

محراب به قبله مقدس

(امیر خسرو دهلوی، ۱۴۸:۱۳۶۲)

در آن شب کز سرای امّ هانی

روان شد سوی قصر لامکانی

براق برق سیر آورد جبریل

که حوران را غبارش کرد تکحیل

(سلمان ساوجی، ۶:۱۳۴۸)

گفت سبحانش الذی اسری

شده ز آنجا به مقصد اقصی

در شب از مسجد حرام به کام

رفته و دیده و آمده به مقام

(سنائی، ۱۹۵:۱۳۷۷)

انجام این سفر آسمانی لذت بخش پس از عبور اشرف مخلوقات از عرش الهی شکل می گیرد؛ آنجا که فاصله اش با پروردگار عالم به تعبیر قرآن کریم به اندازه دو کمان بلکه کمتر می گردد. (نجم: ۸ و ۹). از بین یکصدو بیست و چهار هزار سفیر الهی، تنها فرستاده رحمت از چنین مقام و منزلتی بهره مند گشت. یکی از پربسامدترین موضوعات مورد توجه گویندگان فارسی زبان در معراج نامه ها، موضوع رسیدن رسول خدا(ص) به بالاترین درجات کمال یعنی مقام قاب قوسین او ادنی است. تعبیر و تفسیر این مرحله از سیر آسمانی رسول الله (ص) دشوار و بلکه غیرممکن است، اما عشق به کمال نبوی، جوهریان رسته شعر فارسی را واداشته تا هر یک به میزان استعداد، قابلیت و درک و توان خویش، قطره ای از آن آبشخور زلال نوشیده و هنرمندانه و هنر ورزانه نکاتی پیرامون آن مقام والا و منحصر به فرد بیان کنند. نمونه را نظامی در ابیاتی سخته، استوار و هنرمندانه این گونه می سراید:

از حجله عرش بر پریدی

هفتاد حجاب را دریدی

تنها شدی از گرانی رخت

هم تاج گذاشتی و هم تخت

بازار جهت به هم شکستی

از زحمت تحت و فوق رستی

خرگاه برون زدی ز کونین

در خیمه خاص قاب قوسین

(نظامی، ۱۳۸۶، ج۱: ۳۹۴)

و در جای دیگر می گوید:

فرس بیرون جهاند از کلّ کونین

علم زد بر سریر قاب قوسین

قِدم برقع ز روی خویش برداشت

حجاب کاینات از پیش برداشت

جهت را جعد بر جبهت شکستند

مکان را نیز برقع باز بستند

محمد در مکان لامکانی

پدید آمد نشان بی نشانی

همان، ۳۷۲-۳۷۱

و امیرخسرو دهلوی چنین می سراید:

چون به رخ عرش را منوّر کرد

زان مکان سر به لامکان برکرد

جلوه کرد از ورای کونینش

سر به درگاه قاب قوسینش

برگرفت از میان حجاب خیال

تا درآمد به جلوه گاه جمال

شد به جایی که جان نمی گنجید

خود هم اندر میان نمی گنجید

دیده را نور لایزالی داد

سینه را سرّ ذوالجلالی داد

(امیر خسرو دهلوی، ۵۸۰:۱۳۶۲)

عطار خود را از توصیف این مرحله از سفر پیامبر(ص) عاجز و ناتوان می یابد و شرح آن را به منزله آن می داند که موری ضعیف و ناتوان بخواهد کوه قاف را به پشت بکشد:

چون زفان را می کند این حال لال

از زبان لال باید گفت حال

از چنین جایی که جایِ جای نیست

قسم ما جز وای وای وای نیست

چون زنم من زین مقام صعب لاف

مور چون در پشت گیرد کوه قاف؟

(عطار، ۱۳۸۶، مصیبت نامه: ۱۳۷)

یکی از نکات جالب توجه در مورد معراج که موجب انکار آن از طرف کفّار و افراد بی ایمان و سست ایمان گشت، زمان اندک این سفر ملکوتی بود. زیرا پیامبر اکرم(ص) مسافتی بسیار طولانی و غیرقابل محاسبه را با آن همه حوادث و مشاهدات گوناگون فقط در ساعاتی از شب یعنی از بعد از نماز عشا تا قبل از نماز صبح طی نموده است. (رک: اسحاق بن همدانی، ۱۳۶۱: ۴۰۱-۴۰۰) اولین آیه از سوره اسراء نیز این موضوع را تأیید می کند. باید توجه داشت که این سفر شگفت انگیز بسیار طولانی که در مدت کمی رخ داده است، به خواست و اراده پروردگار عالم صورت گرفته که بر هر کاری تواناست. شرح، توصیف و بیان سرعت فوق العاده مسافر عالم ملکوت و مدت اندک این سفر آسمانی از زبان معراج نامه سرایان خواندنی است:

زان نفس عشق به ناز آمده

در نفسی رفته و باز آمده

( نظامی،۱۳۸۶، ج۱: ۱۱)

ز گرمی که چون برق پیمود راه

نشد گرمی خوابش از خوابگاه

(همان، ج۲: ۲۲۰)

شده از صخره تا سوی رفرف

قاب قوسین لطف کرده به کف

گفته و شنیده و آمده باز

هم در آن شب به جایگاه نماز

(سنائی، ۱۹۵: ۱۳۷۷)

به گامی گذشته ز هفت آسمان

زده خیمه در عالم لامکان

ز حضرت چنان بازگشته سبک

که جای قرارش نگشته خنک

(عماد کرمانی، ۱۳۸۰، مثنویها: ۸)

چون دو عالم دید و صاحب راز گشت

دید بستر گرم وقتِ بازگشت

(عطار، ۱۳۸۶، مصیبت نامه: ۱۳۸)

چو باز آمد از آن حضرت به اشتاب

هنوزش گرم بود آن جامه خواب

( عطار، ۱۳۸۶، الهی نامه: ۳۱۶)

از این گونه ابیات، علاوه بر معراج نامه ها، در مدایح و مناقب و توصیفات مربوط به سرعت شگفت انگیز براق نیز می توان دید که به دلیل پرهیز از اطناب از ذکرشان خودداری می کنیم.

۲-۳- معراج جسمانی و رؤیت خداوند در معراج نامه ها :

اغلب سخنورانی که معراج نامه سروده اند، به معراج جسمانی رسول اکرم(ص) و اینکه این عروج آسمانی در عالم بیداری اتفاق افتاده است اعتقاد دارند و در آثار خویش گاهی با صراحت و زمانی با اشاره این موضوع را بیان کرده اند. نظامی در معراج نامه های خود بارها به این موضوع پرداخته است. وی عقیده دارد که پیامبر اکرم(ص) با روح و جسم خویش به سوی آسمان عروج کرده و با همین چشم سر، پروردگار خویش را دیده است:

با قفس قالب از این دامگاه

مرغ دلش رفته به آرامگاه

مرغ الهیش قفس پر شده

قالبش از قلب سبک تر شده

(نظامی، ۱۳۸۶، ج۱: ۹)

تا تن هستی دَم جان می شمرد

خواجه جان راه به تن می سپرد

(همان، ۱۰)

مطلق از آنجا که پسندیدنی است

دید خدا را و خدا دیدنی است

دید پیمبر نه به چشمی دگر

بلکه بدین چشم سر این چشم سر

(همان، ۱۱)

در ابیات زیر ضمن بیان عقیده خویش، دلیلی محکم و قاطع در مورد معراج جسمانی ارائه می دهد:

چو شاید که جان های ما در دمی

برآید به پیرامن عالمی

تن او که صافی تر از جان ماست

اگر شد به یک لحظه و آمد رواست

(همان، ج۲: ۲۲۰)

امیرخسرو دهلوی از مقلدین موفق نظامی نیز از کسانی است که مسأله معراج جسمانی و رؤیت خداوند در شب معراج را به صراحت در اشعارش بیان کرده است:

ناظر دیدار پسندیده گشت

وز پی دیدن همه تن دیده گشت

یافته عین الله و عین الیقین

دیده به دو عین خدا را مُبین

او به یقین دیده جمال عزیز

ما هم امیدست که بینیم نیز

دید و شنید آنچه نگنجد به هوش

دیده همین بود و همین بود گوش

(امیر خسرو دهلوی، ۲۱: ۱۳۶۲)

عطار، خاقانی، عماد کرمانی و خواجوی کرمانی نیز همین عقیده را دارند:

محمد را چو جان تن بود و تن جان

سوی معراج شد با این و با آن

(عطار، ۴۴:۱۳۶۱)

شب معراج دیدی حق عیان تو

رسیدی در خداوند جهان تو

(عطار، ۱۳۸۶، الهی نامه: ۳۱۲)

در سرّ سور رسیده و دیده به چشم سر

خلوت سرای قدمت بی چون و بی چرا

(خاقانی، ۱۳۸۵: ۶)

شب راه به نور بسم رفته

زی مقصد جان به جسم رفته

از وادی قدس درکشیده

در کعبه بی جهت رسیده

درگاه قِدَم به دیده دیده

لبیک به گوش هم شنیده

(همان، ۱۱۰:۱۳۸۶)

نبیند کسی آنچه چشم تو دید

نه کس بشنود آنچه گوشت شنید

(عماد کرمانی، ۱۳۸۰، مثنویها: ۸)

بدان جایی که جا نبود رسیده

به دیده منتهای سدره دیده

شنیده در مکان لامکانی

کلامی از زبان بی زبانی

(خواجوی کرمانی، ۴۷۳:۱۳۷۰)

مطلبی که ذکر آن ضروری به نظر می رسد این است که براساس حدیثی که از قول پیامبر اکرم(ص) نقل شده است، دیدار خداوند در شب معراج با چشم دل صورت گرفته است نه با چشم سَر. «از پیامبر پرسیدند که هَل رأیتَ رَبَکَ؟ آیا پروردگارت را دیده ای؟ فرمود: رأیتُ بفوادی: آری با دل و قلب خویش او را دیده ام.» (کرمی، ۱۳۸۰، ج۱۴: حاشیه ۱۵۵). و در بحارالانوار روایتی از قول رسول خدا (ص) آورده شده است که فرمود: من نوری را مشاهده کردم. (مجلسی، ۱۳۶۲، ج۱۸: ۲۲۸) آیات قرآن کریم نیز بیان کننده این مسأله است که رؤیت خداوند متعال نه در دنیا و نه در آخرت برای هیچ کس امکان پذیر نیست. امّا باید گفت اشاعره که افکار و اندیشه ها و اعتقاداتشان در طول چند قرن بر ذهن مسلمانان سایه افکنده بود دیدن خداوند را امکان پذیر می دانستند و به دلیل اینکه مذهب اشعری مذهب غالب آن روزگار بوده است در اغلب معراج نامه ها و همچنین در بسیاری از اشعار دوره مورد بحث مسأله معراج جسمانی و بحث رؤیت خداوند توسط پیامبر اکرم (ص) مطرح شده است.

۲-۴- توصیف در معراج نامه ها:

یکی از جلوه گاه های تصویرآفرینی شاعرانه و خیال انگیز در معراج نامه ها، توصیفات مربوط به براق و وضعیت سیارات، ستارگان و صور فلکی به هنگام عروج پیامبر اکرم(ص) در شب معراج است. نغمه سرایان بوستان شعر فارسی، به ویژه آنان که در میدان پر رمز و راز معراج گام نهاده و تخیّل و اندیشه خود را در این زمینه به تلاش و تکاپو واداشته اند، اگرچه بُراق را ندیده اند و تنها اوصافی از آن مرکب آسمانی شنیده یا خوانده اند، اما سمند خیال را در توصیف آن مرکب ملکوتی به حرکت درآورده، به وسیله کلک سحرآفرین خویش، تصاویری زیبا با نقشهای بدیع ارائه کرده اند و تحسین خواننده شعرشان را برانگیخته اند. خاقانی شروانی یکی از آنان است که در مثنوی ختم الغرائب با بهره گیری از قریحه سرشار و تخیّل پر دامنه خویش و با استفاده از ابزارهای مختلف بیانی و بدیعی از قبیل: متناقض نما، کنایه، تشبیه، استعاره، تناسب، جناس، تنسیق الصفات، واج آرایی و لف و نشر، کامل ترین توصیف را به همراه تصاویر بدیع و خیال انگیز از براق ارائه کرده است:

در زیرش مرکبی روان تن

گویای خموش، رام توسن

کُره بده فحل آسمان را

پس فحل شده روایِ جان را

در مرتع قدسیان چریده

بر مربط سدره آرمیده

پیش از آدم به کاخ رضوان

افکنده هزار ساله دندان

پرورده و بر نهاده داغش

رایض به ریاض هشت باغش

از حوض طهور آب خورده

بر خاک جنان مراغه کرده

نابوده برای دلخوشی جان

بر آخُر خشک آخشیجان

جای و علفش نه زین کهن فرش

از خوشه چرخ و گوشه عرش

هم پیکرش از سلاله نور

هم پرچمش از کلاله حور

پیشانی و ناصیه فراهم

جوی می و جوی شیر با هم

جنّی حرکات آدمی روی

ناهید عذار مشتری خوی

چون زلف بتان دُمش گره ور

چون خوی مهان دَمَش معطر

چون پشت چمن بهار هرّا

در برقع و جُل شکوفه آسا

لطف قدمش ز نور ساده

دستار چه بسته طوق داده

بر آب مَلک زده صفیرش

ایام نبوده سخره گیرش

رخشی چو درخش تیز و رخشان

لابل چو درفش خور درفشان

داده لقبش در آن منازل

مضمار ضمیر دُلدل دل

نه ترس که در ره افکند سُم

نه بیم که شاه راه کند گم

از غرّش و غرّتش همه راه

پیدا شده صور و نور ناگاه

بر پشت چنین ملک نهادی

بنشست چنان ملک نژادی

احمد به چین براق میمون

زین دار الحرب رانده بیرون

(خاقانی، ۱۳۸۶: ۱۱۰ -۱۰۹)

نظامی، امیرخسرو دهلوی، عطار و سلمان ساوجی نیز در معراج نامه های خود توصیفاتی از براق کرده اند. مهم ترین ویژگی های براق در این توصیفات عبارت است از: سرعت زیاد و شگفت انگیز، نورانیت و درخشندگی، رنگارنگی و زیبایی ظاهری، راهواری و خوش عنانی، بزرگی و عظمت، خوشبویی، بهشتی بودن، ویژگی های خاص جسمانی و ناتوانی براق در همراهی پیامبر از حدّ سدره المنتهی به بعد که اغلب این ویژگی ها از توصیفات م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *