تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بازشناسی فرهنگ خودی و فرهنگ غیرخودی و راه های تقویت خودباوری فرهنگی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بازشناسی فرهنگ خودی و فرهنگ غیرخودی و راه های تقویت خودباوری فرهنگی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل بازشناسی فرهنگ خودی و فرهنگ غیرخودی و راه های تقویت خودباوری فرهنگی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بازشناسی فرهنگ خودی و فرهنگ غیرخودی و راه های تقویت خودباوری فرهنگی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل بازشناسی فرهنگ خودی و فرهنگ غیرخودی و راه های تقویت خودباوری فرهنگی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل بازشناسی فرهنگ خودی و فرهنگ غیرخودی و راه های تقویت خودباوری فرهنگی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بازشناسی فرهنگ خودی و فرهنگ غیرخودی و راه های تقویت خودباوری فرهنگی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بازشناسی فرهنگ خودی و فرهنگ غیرخودی و راه های تقویت خودباوری فرهنگی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازشناسی فرهنگ خودی و فرهنگ غیرخودی و راه های تقویت خودباوری فرهنگی :

در گفت وگو با: حجج اسلام والمسلمین دکتر مرتضی آقاتهرانی و ناصر بی ریا

اشاره:

بخش نخست این بحث، حاصل گفت وگویی بود با جناب حجه الاسلام والمسلمین آقای دکتر آقاتهرانی، ادامه این بحث را با حضور جناب حجه الاسلام والمسلمین آقای بی ریا پی می گیریم:

معرفت: خودباوری و خودباختگی فرهنگی و عوامل آن کدام است؟ چه کنیم تا جوانان ما در مقابل فرهنگ غرب، به خودباوری برسند؟

حجه الاسلام بی ریا: اگر بخواهیم به فرهنگ اسلامی و فرهنگ غربی به عنوان دو قطب نگاه کنیم که هر کدام دارای عواملی است که برخی را به سوی خود جذب می کند، به طور کلی می توان گفت: فرهنگ غربی یک فرهنگ غیردینی و در پی رفاه مادی و لذات مادی است و فرهنگ اسلامی، فرهنگ دینی با محوریت تقوا و قراردادن آخرت به عنوان هدف. اگر به قرآن شریف نگاه کنیم، در آن آیاتی وجود دارد که همین دو قطب را ترسیم می کند. به عنوان نمونه، در آیه ۱۹۶ – ۱۹۸ سوره آل عمران، خدای متعال می فرماید:

«لا یغرنک تقلب الذین کفروا فی البلاد»;

جولان کسانی که کافر شده اند در شهرها، شما را گول نزند.

«متاع قلیل ثم ماویهم جهنم و بئس المهاد»;

این کالای کمی است، سپس جایگاه آن ها جهنم است و چه بد جایگاهی است!

«لکن الذین اتقوا ربهم لهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها نزلا من عند الله و ما عند الله خیر للابرار»;

اما برای آن ها که تقوای خدا پیشه کرده اند بهشت هایی از جانب خدا وعده داده شده که نهرها در زیر آن ها جاری است. و آنچه نزد خداست چه خوب است برای نیکان!

تفسیر شبر درباره

«لا یغرنک تقلب الذین کفروا فی البلاد»

گفته است: نگاه نکن به آن ها به خاطر آنچه دارند، از وسعت و بهره مندی، یا مغرور نشو به این که می بینی آن ها در شهرها در کسب و تجارت و اقتصاد فعالند. این در برابر آنچه خدا برای مؤمنان مهیا کرده، کالای کمی است; چون زایل شدنی است.

این آیه به زیبایی این موضوع را بیان می کند که کسانی که به غرب به دلیل فن آوری اش توجه دارند، این همان

«تقلب الذین کفروا فی البلاد»

است; استفاده از فن آوری و توانایی در به کارگیری آن. این ها در قدیم هم بوده، در فرهنگ روم، یونان و ایران و امثال این ها. خداوند این را در برابر آنچه که به مؤمنان وعده داده شده است، قرار می دهد.

نکته دیگر این که وقتی درباره جذب شدن به فرهنگ غرب و جذب شدن به فرهنگ اسلامی، سخن می گوییم، بسیاری از وقت ها، کمیت در نظر گرفته می شود: یعنی تعداد افراد را در نظر می گیریم، در حالی که به نظر می رسد در جامعه اسلامی، کسانی که نقش اصلی را ایفا می کنند افراد کیفی هستند. ما اگر به تربیت افراد کیفی بپردازیم، هر چند در ابتدا تعداد آن ها محدود باشد، در نهایت، منجر به پدید آمدن نسلی صالح می شود. این بحثی است که در آن جا هم وجود دارد که ما اسلام را در غرب چگونه باید تبلیغ کنیم؟ اکنون گروهی از ایرانی ها – که بر چندین میلیون بالغ می شود – در غرب ساکن هستند. بحث ما آن جا این بود که چه طور می توانیم آن ها را جذب کنیم؟ دو نظریه وجود دارد: یکی این که ما قدری تساهل و تسامح به خرج دهیم; حتی از حجاب و حلال و حرام زیاد دم نزنیم، بگذاریم همه بیایند داخل، بعد شروع کنیم به تبلیغ. در این صورت، مساله کمیت مد نظر است; یعنی چه کنیم که افراد بیش تری بیایند؟ چه کنیم که تعداد زیادتر شود؟ مراکزی هم وجود دارند که به چنین نظری دامن می زنند، از جمله مراکزی که نهضت آزادی در خارج از کشور اداره می کند. آن ها هیچ تقیدی به مسائل شرعی ندارند، حتی از کسانی که قرآن را تحریف می کنند، استقبال می نمایند، به صورتی که با انحرافات آن ها می سازند و آنچه را خواسته دل آن هاست بیان می کنند. این یک نظر است.

نظر دیگری که فکر می کنم بتوان از قرآن و سنت رسول خداصلی الله علیه وآله به دست آورد این است که در هر فرهنگ و جامعه ای هستید و می خواهید اسلام را تبلیغ کنید، اول نخبه ها را پیدا کنید; حرکت صحیح از این جا شروع می شود. در آخر سوره فتح می فرماید:

«محمد رسول الله و الذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم ترهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله و رضونا سیماهم فی وجوههم من اثر السجود ذلک مثلهم فی التوراه و مثلهم فی الانجیل کزرع اخرج شطئه فازره فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار. . . » (الفتح: ۲۹)

در این آیات، پس از برشمردن ویژگی یاران پیامبرصلی الله علیه وآله، مثلی را می زند که در انجیل و تورات آمده است: دانه ای است که در ابتدا جوانه می زند و به تدریج، ساقه می دهد، سپس آن ساقه ضخیم می شود و بر پای خودش می ایستد; همان رشدی که گیاه دارد که عوامل مناسب را جذب خودش می کند و در یک روند تدریجی، به بالندگی می رسد، رشد می کند و تبدیل به یک درخت تنومند می شود. جامعه اسلامی هم باید این گونه باشد. خارج از کشور، مراکز اسلامی و مساجدی که داریم باید درصدد باشند تا افرادی از خود گذشته و وارسته از دنیا و دارای هدف الهی پدید آورند و آن ها به تدریج، جمع منسجمی به وجود بیاورند و فرهنگ را از آن جا بسازند تا فرهنگی در دل فرهنگ کفر به وجود بیاید و جاذبه های معنوی ایجاد کند. البته از سوی دیگر، معنویت هم ریشه در درون انسان دارد و وقتی خود را نشان دهد، طرفداران زیادی پیدا می کند. در جامعه اسلامی هم به همین شکل باید عمل کرد; یعنی فاصله ای که بین دو نسل ایجاد می شود و قرآن هم به آن اشاره کرده است:

«فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوه و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا» (مریم: ۵۹)

باید پر کرد. خداوند می فرماید: پیشینیان از ذریه آدم و نوح و ابراهیم و دیگران متدین بودند، ولی پس از آن ها فرزندانشان نماز را ضایع کردند و دنبال شهوات را گرفتند و به زودی آثار اعمال خودشان را خواهند دید. البته در آیه بعد، کسانی را که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند استثناء می کند. نکته عجیبی که در این آیه وجود دارد این است که صریح می فرماید:

«فاولئک یدخلون الجنه و لا یظلمون شیئا. » (مریم: ۶۰)

نمی فرماید: این ها به بهشت وعده داده شده اند، بلکه می فرماید این ها وارد بهشت می شوند، بدون این که مورد ظلمی قرار بگیرند. سپس در دو آیه بعد می فرماید:

«تلک الجنه التی نورث من عبادنا من کان تقیا»;

این بهشتی است که ما به افراد باتقوا می دهیم.

بنابراین، به طور کلی می توان گفت که دو تا قطب و دو تا جاذبه وجود دارد: یکی تقوا و اسلام و دیگری شهوات و دنیاخواهی. دنیا نماد و ارزش امروزی غرب مدعی آزادی است، یعنی هر کس هر طور می خواهد عمل کند. البته این جای بحث دارد که چه نوع آزادی در غرب وجود دارد; آیا آزادی – که آن ها می گویند و مجسمه آزادی در نیویورک نماد آن است و به آن ها اهمیت می دهند و به خاطر آن، از مصالحی در جامعه شان می گذرند و با جنایت کارها و خاطیانی که در جامعه هستند برخورد شدیدی نمی کنند – با آزادی واقعی حقوق انسان سازگار است یا خیر؟ این در حالی است که به جامعه لطمه می خورد و ماهی نیست که قتل های دسته جمعی در آن دیار اتفاق نیفتد و روزی نیست که یک نفر با اسلحه دیگری را به خاک و خون نکشد. ولی تا بخواهند این مجرمان را به دادگاه بکشانند، مدت ها طول می کشد.

به نظرم، یکی از زمینه های گرایش جوان های ما به غرب، عدم اطلاع صحیح آن از غرب و حوادث روزانه آنجاست در واقع جوانان نمی دانند که در غرب چه می گذرد; به دلیل تبلیغات زیادی که غربی ها دارند و در این زمینه، از برتری فن آوری برخوردارند. آن ها در ذهن جوان های ما این گونه القاء کرده اند که همه آرمان ها در غرب دست یافتنی است، در حالی که حقیقت غیر از این است. قدری از گرایش های نسل جوان ما به غرب، ناشی از همین است. افرادی که آن جا می آیند – ما با بسیاری از آن ها برخورد داریم – مثل کسی است که تا آخر خط را رفته و دیده است. وقتی با آن ها صحبت می کنی عمیقا فهمیده اند که در امریکا خبری نیست. ولی دیگر یا امکان بازگشت ندارند یا از آبروی خودشان می ترسند.

البته مساله فرار مغزها را نباید فراموش کرد و این یک مساله ملی و کاملا جدی است که علل و عوامل دیگری دارد. واقعا کسانی بوده اند که استعدادهای خوبی داشته اند، دارای تحصیلات عالی بوده اند و توانسته اند در بعضی مراکز خودشان را نشان دهند. تعداد این ها کم نیست. بسیاری از شرکت ها و بیمارستان ها ایرانی هستند و غربی ها با فراهم آوردن امکانات آن ها را ارضاء می کنند. این خود مشکلی است که ما در کشورمان داریم; متخصصان ما این جا نمی توانند فعالیت کنند یا به آن ها اهمیت داده نمی شود. به همین دلیل، برخی از آن ها که به کشور برمی گردند پشیمان می شوند. من با تعدادی از آن ها برخورد کرده ام، افراد متدینی که آمده اند صادقانه به کشور خدمت کنند، دارای تجربیات خوبی هم بوده اند یا بعضی آمده اند اصلا شروع به خدمت کنند، ولی از آن ها استقبال نشده و یا مورد بی مهری واقع شده و دوباره برگشته اند. هر یک از این ها بحث های مختلفی دارد.

حجه الاسلام آقاتهرانی: با توجه به صحبتی که فرمودند، خود غربی ها هم اکنون همین را می گویند که ما برای همین صد سال اول فکر کرده ایم; انسان را موجودی دارای عمر صد ساله می دانند که با مردن او همه چیز تمام می شود. ممکن است بعضی فکر کنند که اکثریت مردم همه مسیحی هستند و همه به قیامت اعتقاد دارند، در حالی که به واقع این جور نیست. بیش تر مردم غرب مسیحی بودنشان موروثی است; مسیحی – به اصطلاح – شناسنامه ای هستند. به همین دلیل، کلیساها آن گونه که شایسته است، سرشار از جمعیت نیست، به خصوص آن هایی که باسوادترند، متاثر از جریانات پس از عصر نوزایی، به تفکیک بین دین و اقتصاد و دین و سیاست قایلند، حتی بین دین و قانون را از هم جدا می کنند. در امریکا، این پدیده محسوس است، به وضوح می بینید که – مثلا – در یک ساختمان سیگار کشیدن ممنوع است، اگر کسی سیگار بکشد دیگران ناراحت می شوند; چون «قانون » می گوید و این قانون است که حرف آخر را می زند. این دیگر ربطی به مذهب ندارد. اصلا توقع هم ندارند که کشیش و پاپ در این زمینه چیزی بگویند. کلیساها و معابد منحصر به این شده اند که حالت دوره ای داشته باشند; هر هفته یک بار بیایند و در آن فقط سرودهای مذهبی بخوانند. البته این شرکت، برای گروه هایی که به کلیسا می آیند خالی از تاثیر نیست – بی انصافی است اگر بگوییم هیچ اثری ندارد – اما وجهه دینی آن ها فقط همین است. یعنی هر هفته در روزهای یکشنبه یا شنبه قدری به آن ها احساس آرامش و امنیت دست می دهد، به خصوص این حالت در بین کاتولیک ها مشهودتر است. اما اختلاف مسیحیان بسیار است; بیش از صدها گروه و فرقه دارند. در بعضی خیابان ها، گاهی هر پانصد متر یک کلیسا وجود دارد که روش خاص خود را دارد. حتی بعضی از آن ها مصرف مشروبات الکلی را ممنوع می دانند، در حالی که در کلیسا نوشیدن شراب یکی از رسوم جدی است; چون می گویند خون عیسی از این راه به بدن ما تزریق می شود. در مورد بعضی از آن ها واقعا ایمان صدق می کند; آن ها قایل به تثلیث نیستند، «روح القدس » را خدا نمی دانند، به خدای یگانه معتقدند، به قیامت اعتقاد دارند، حتی منتظر ظهور حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله هستند. این ها به اسلام بسیار نزدیکند. اما طیف وسیعی از آن ها را می بینیم که دین را جدای از زندگی دنیوی می دانند و دین در زندگی شان چندان نقشی ندارد – البته این نگرش بازتاب فشار کلیسا قبل از دوران نوزائی است.

معرفت: میزان آزادی مردم در غرب در حیات اجتماعی و خصوصی آنان به چه میزان است؟

حجه الاسلام بی ریا: آنچه در حال حاضر مطرح است این است که آیا «زندگی خصوصی » برای افراد معنا دارد یا نه؟ در غرب، از نظر مالی، نظام جامعه طوری است که شما باید حتما حساب بانکی داشته باشید. همه کارکرد شما هم در رایانه ثبت می شود که – مثلا – شما چه قدر خرید کرده اید و چه قدر پرداخته اید. با همان شماره تامین اجتماعی که همه دارند، می توانند بفهمند که درآمد و خرج شما چه قدر بوده است.

«ای. آر. اس. » که سازمان مالیاتی آمریکاست، اگر بخواهد بررسی کند که هر کس چه قدر درآمد و چه قدر خرج کرده است، حق دارد تمام حساب های بانکی و تمام فعالیت های اقتصادی شخص را بررسی کند. یعنی فکر نکنیم آن جا هیچ نوع سلطه ای وجود ندارد، «آزادی » مطلق است; نه، واقعا در آن جا آزادی حقیقتی به هیچ معنا وجود ندارد. دولت و سازمان های مافیایی حتی بر زندگی خصوصی افراد هم سلطه دارند. افراد احساس می کنند که تمام کارهایشان زیر نظر است و هر آن که سازمان جاسوسی امریکا «سی. آی. ای. » بخواهد، می فهمد که چه کرده اند; می توانند پی گیری کنند. برای بسیاری از دانشجوهای ما به راحتی پاپوش درست می کنند; پرورنده شان را رو می کنند; اگر جایی تخطی کرده باشند، آن را بهانه می کنند و می گویند شما وظیفه شهروندی خود را انجام نداده اید و باید به کشورتان برگردید. با وجود همه این محدودیت ها، بعضی ها بینش غلطی نسبت به غرب دارند.

نکته دیگری که می خواستم اضافه کنم این است که آن ها اگرچه برای صد سال برنامه ریزی کرده اند، اما این برای همه نیست، فقط برای سرمایه دارها و یهودی هاست; یعنی برای رفاه افراد خاصی فکر کرده اند، وگرنه اقشار معمولی، مثل سیاه پوست ها، شب و روز می دوند; مثل یک پرنده ای که وقتی قفس را برایش مهیا کردند، آب و دانه هم در آن هست. اگر – مثلا – بتوانند خانه ای را با وام تهیه کنند، سی سال باید قسط آن را بپردازند، البته به شرطی به او وام می دهند که خوش حساب باشد و خوب مالیات بپردازد و چند برابر آنچه را دریافت کرده است، بپردازد.

حجه الاسلام آقاتهرانی: در دنیای غرب، از روان شناسی خوب استفاده شده است; مثلا، برای گرفتن کارت اعتباری، بررسی می کنند که شما چه قدر به بانک رفت و آمد داشته اید، دقیق محاسبه می کنند که خوش حساب باشید. در این صورت، به شما کارت اعتباری می دهند. با این کارت، شما حق خرید اجناس تا سقف ده هزار دلار دارید، در حالی که ممکن است موجودی شما کم تر از این باشد. اگر طی یک ماه این پول را به بانک بپردازید، خوش حساب خواهید بود، وگرنه در ماه های بعدی، باید سود آن را هم بپردازید. این در حالی است که جامعه امریکا به شدت، مصرفی است و مردم دایم در حال توسعه زندگی مادی خود هستند. به عنوان مثال، فقط مصرف دستمال کاغذی نیویورک چند برابر مصرف کاغذ دنیاست. تفاوت طبقاتی هم در آن جا بسیار زیاد و محسوس است. تعداد زیادی بی خانمان وجود دارد که وضع آن ها فلاکت بار است; مثلا، در منهتن در کنار عالی ترین رستوران آن جا که باید با لباس خاصی وارد شوید و آداب و سخت گیری های خاصی دارد و چه قدر زیاد پول می گیرند، می بینید دم در، عده ای در سطل های زباله به دنبال یافتن پس مانده های غذای مردم هستند تا از آن استفاده کنند و از گرسنگی نمیرند.

البته در کنار این، دولت هم خود را موظف کرده است که به آن ها که فاقد شغل و درآمد هستند حقوق بدهد; مثلا ماهی ۱۰۰۰ دلار. مراکزی را در نظر گرفته است که این افراد را به مدت سه روز جا می دهند. در این سه روز هم موظفند برایشان شغلی پیدا کنند. یکی از نقاط مثبتی که در زمینه اقتصادی وجود دارد همین است که اگر دولت قانونی وضع می کند، در کنارش برنامه هایی را هم در نظر می گیرد تا به جامعه جهت دهی کند. اگر بدین وظیفه خود عمل نکرد باید غرامت آن را بپردازد. در آشنا کردن افراد نسبت به قوانین هم خوب کار می کنند. به همین دلیل، معمولا افراد می دانند که در چه صورتی توسط پلیس دستگیر می شوند و میزان مجازات آنان در هر جرمی به چه میزان است. در حالی که جامعه ما نسب به آن جا در این موارد نقص دارد. بسیاری از قوانین ما را مردم نمی دانند.

به عنوان مثال، مدتی پیش قانونی مورد تصویب قوه قضائیه قرار گرفته که اگر دزد آمد به خانه شما و شما روی دیوار سیم برق کار گذاشته بودید و او را برق گرفت، دادگاه پول خون او را از شما می گیرد. بنده از این قانون تعجب کردم. در این باره، با یکی از دوستان قاضی صحبت کردم، پاسخ های خوبی داد. گفت: طبق حکم اسلام، کسی نمی تواند بدون اجازه وارد خانه دیگری بشود. اما گاهی کسی از روی فضولی و به اشتباه، به خانه کسی سرکشی می کند و او را به قصد کشت می زنند و دست و پای او را می شکنند. دادگاه دیه این ضرب و جرح را حساب می کند و – مثلا – مقرر می کند که ۰۰۰/۵۰۰ تومان از صاحب خانه دیه بگیرند; در مقابل، دزد هم به خاطر کارش که بدون اجازه وارد خانه ای شده به ۶ ماه زندان محکوم می شود. در این موارد، معمولا صاحب خانه ناراحت می شود; چون حکم قضایی و مبنای آن را نمی داند که ضرب و جرح دیگران چه دیه ای دارد.

گفتم: چرا نمی گویید که صدا و سیما این مسائل را به اطلاع مردم رسانده و آن ها را آموزش دهد. البته ایشان برای این کار دلایلی داشت، اما در آن جا، صدا و سیما در دست یهودیان است و همه چیز را در جهت منافع خودشان جهت دهی می کنند. ما نمی گوییم عین آن ها عمل کنیم; چون آن ها با ما فرق دارند. هدف آن ها رفاه مادی افراد است، در حالی که هدف اصلی ما قرب به خدای متعال است. بنابراین، اصلا جهت دهی ما با آن ها فرق می کند. منتهی اسلام با تامین مصالح دنیایی افراد مخالف نیست. بنابراین، ما باید برای تامین رفاه جامعه خوبمان این قدر ایثار و از خودگذشتگی برای احیاء اسلام و نظام آن داشته اند درست برنامه ریزی کنیم و مردم را به قوانین اسلام، که هرگز با قوانین آن ها قابل مقایسه نیست، آشنا کنیم. مسائل حکومت ما فقط مسائل مادی از نوع حکومت های سرمایه داری نیست.

در بخش سیاست هم در امریکا، مردم سالاری به شکلی که آن ها می گویند، مطرح نیست، اگرچه اسمش را با آب و تاب فراوان مطرح می کنند، اما واقعا مردم چه قدر در آن نقش دارند؟ این را باید از خود آن ها پرسید. شما اگر با امریکایی ها مصاحبه بکنید و بپرسید چه قدر در انتخابات ریاست جمهوری نقش دارید، متوجه این حقیقت می شوید. در همین سفر اخیر که به ایران برمی گشتم، با دو نفر امریکایی از اهالی بینگ همتون هم سفر بودم که از همان جا هم مدرک دکترای خود را گرفته بودند. پرسیدم: بالاخره، چه کسی رئیس جمهور امریکا می شود; بوش یا الگور؟ گفت: هر کدام باشد مهم نیست. گفتم: مگر شما رای نداده اید؟ گفت: مگر شما در امریکا نبودید؟ گفتم: چرا. گفت: ما کی در انتخابات نقش داشتیم که این دومین بار باشد؟ سرمایه داران و دو حزب حاکم – که هر دو در اختیار صهیونیست ها است – برای انتخابات برنامه ریزی می کنند که چه کسی رئیس جمهور شود، وگرنه انتخابات هیچ ارتباطی با مردم ندارد.

اما در زمینه اقتصاد: نوع اقتصاد در امریکا امپریالیستی و سرمایه داری است. تنها پلیس دولتی است و بقیه کارخانه ها و مراکز خصوصی هستند. جالب توجه است که هر شهروند امریکایی حدود ۴۵% مالیات می پردازد. البته ثروتمندان و گردن کلفت ها هر چه وضع مالی بهتری داشته باشند عفو مالیاتی بیشتری دارند. بر خلاف وضع مالیاتی کشور ما که بحمدالله بیش تر جانب مردم سطح میانه و پایین لحاظ شده است.

معرفت: چرا برخی از – به ظاهر – روشن فکران ما این گونه القا می کنند که غرب تجلی همه آرمان های انسان است؟ علت جاذبه غرب چیست؟

حجت الاسلام بی ریا: انسان دارای ابعاد گوناگونی است. اگر همه هم و غمش را در یک بعد صرف کند، مسلم است که در آن بعد رشد می کند، ولی چنین انسانی متعادل نخواهد بود و چه بسا از انسانیت بهره ای نداشته باشد. انسان متمدنی که در عصر حاضر در غرب مطرح است یک «انسان » واقعی نیست، یک حیوان – به معنای دقیق کلمه – متمدن است یعنی تمام فن آوری غرب، به خصوص در دهه های اخیر، متوجه رشد در جنبه های مادی و برآوردن نیازهای دنیوی انسان بوده است. مگر «تکنولوژی » چه چیزی به ارمغان می آورد؟ اخلاق و عواطف و احساسات انسانی، به هیچ وجه، در غرب مطرح نیست. این مساله به قدری روشن است که همه می توانند ببینند که غربی ها در جنبه های انسانی، هیچ رشدی ندارند. ولی ما به عنوان یک موحد، به عنوان یک انسان مسلمان، معتقد به ارزش های انسانی هستیم; معتقدیم که در کنار جنبه های بدنی و مادی، باید زمینه ای برای رشد معنوی و روحی انسان فراهم شود.

آیه شریفه قرآن می فرماید:

«لا یغرنک تقلب الذین کفروا فی البلاد.»

فعالیت های آن ها در جنبه های مادی از نظرقرآن، متاعی قلیل وبی ارزش است، دردی از انسانیت دوا نمی کند. به عنوان مثال، ورزش یکی از چیزهایی است که بسیار مفید است، ولی نباید هدف قرار گیرد. ورزش کردن یک چیزاست وطرف داری ازگروه قرمزو آبی مساله ای دیگر. فوتبال باید رایج شود، اما نباید همه چیز ما فوتبال بشود، وگرنه این یک بعد «متاع قلیل » است. این چیز بسیار کوچکی است برای انسان، خیلی کم است، در حالی که ما ابعاد دیگری هم داریم. غربی ها در یک بعد رشد کرده اند، ولی در بعد انسانی ضعیف هستند، رشدی ندارند، بلکه حتی انحطاط دارند.

نکته دیگر این که در برنامه ریزی کلانی که آن ها دارند، به خصوص یهودی ها، این است که از جمله «هالیوود» را در پی یک هدف شوم پایه گذاری کردند و آن این که مردم دنیا را سرگرم مسائل شهوی بکنند تا ندانند اطرافشان چه می گذرد. «هالیوود» امروز برای عده ای به عنوان یک مرکز فیلم سازی جهانی مورد نظر است، اما زیربنایش سیاسی است; برای این است که مردم را از حقایق جهان پیرامون غافل نگه دارند. فیلم های این مرکز با شیوه های خاص روان شناختی، ذهنیت جامعه را به سوی اهداف خاص سوق می دهد. به عنوان مثال، اگر این مرکز فیلمی بسازد، چنان پیام خود را به مردم القا می کند که میلیون ها نفر به سمت آن جهت گیری می کنند; به سمت همان چیزی می روند که سازندگان فیلم می خواهند. ما به وضوح دیدیم که از همین حربه چه قدر علیه انقلاب اسلامی استفاده کردند; در فیلم هایی که ساختند، ما را «تروریست » معرفی کردند و مسلمان را معادل با تروریست خواندند. در دنیا هر کس دنبال حق خودش باشد و بخواهد حقش را بگیرد و آزادی خواهان جهان را که تحت لوای اسلام فعالیت می کنند، «تروریست » می نامند.

رهبر معظم انقلاب با توجه به همین واقعیت، مساله «امپراتوری خبری » را که یک واقعیت است، مطرح کردند. واقعیت این است که مردم اصلا استقلال فکری و آزادی فکری ندارند; روزنامه ها، تلویزیون، مصاحبه ها، همه به ابزاری تبدیل شده است که ذهن ها رابه سویی می کشاند که گردانندگان آن ها می خواهند. پروفسور حمید مولانا در یکی از صحبت هایش می گفت: مهم نیست که شما حتی راجع به خبری که داده می شود نظر مثبت دارید یا منفی; در هر دو صورت، نفع را آن ها می برند; مثلا، وقتی نیویورک تایمز خبری را تیتر می کند، شما که این روزنامه را می خرید، ذهنتان به همان موضوع معطوف می شود. این مهم است; یعنی تعیین می کند که شما امروز باید درباره چه چیزی فکر کنید. مهم نیست که شما مثبت فکر کنید یا منفی، مخالف باشید یا موافق. در هر صورت، برنده آن ها هستند; چون

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *