تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بازکاوی آگاهیهای تاریخی در معدن الدُّرر؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل بازکاوی آگاهیهای تاریخی در معدن الدُّرر انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 72 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل بازکاوی آگاهیهای تاریخی در معدن الدُّرر:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل بازکاوی آگاهیهای تاریخی در معدن الدُّرر آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل بازکاوی آگاهیهای تاریخی در معدن الدُّرر با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بازکاوی آگاهیهای تاریخی در معدن الدُّرر از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل بازکاوی آگاهیهای تاریخی در معدن الدُّرر، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازکاوی آگاهیهای تاریخی در معدن الدُّرر :

معدن الدّرر فی سیره الشیخ حاجی عمر / شمس الدین محمد عُمری مرشدی؛ به تصحیح و مقدّمه و تعلیقات دکتر عارف نوشاهی و دکتر معین نظامی . تهران: نشر کازرونیه، ۱۳۸۳.

چکیده

معدن الدُّرر فی سیره الشیخ حاجی عمر اثری است در شرح احوال و اقوال حاجی ناصرالدین عمر مرشدی، از مشایخ صوفیه در سده هشتم و نیمه نخست سده نهم هجری، که به قلم برادرزاده و مریدش شمس الدّین محمّد بن سلیمان مرشدی در سال ۸۶۹ ق. نگارش یافته است. این سیرت نامه به اهتمام دکترعارف نوشاهی و دکتر معین نظامی به سال ۱۳۸۳ در تهران (نشر کازرونیه) به چاپ رسیده است.

از جمله فواید معدن الدّرر، بازیابی برخی از مسائل و مطالب سیاسی و تاریخی دوره تیموری است: طلبیده شدن شیخ حاجی عمر توسّط «جماعت چهل تنان» جهت انتخابِ جانشین تیمور، دیدار پیرمحمّدبن عمر شیخ با حاجی عمر و درخواست کرامت از وی، دیدارهای شیخ حاجی عمر با شاهرخ تیموری و برآورده شدن خواسته های او، به حکومت رسیدن ابراهیم سلطان در شیراز توسّط شیخ حاجی عمر و غیره. با وجود این اطّلاعات تاریخی در معدن الدُّرر به دشواری می توان اصالت و درستی مسائل تاریخی مطرح شده در این کتاب را پذیرفت و درباره آن موارد، تردید روا نداشت.

کلید واژه: معدن الدّرر، حاجی ناصرالدین عمر مرشدی، مسائل سیاسی دوره تیموری، شاهرخ میرزا، ابراهیم سلطان، پیر محمّدبن عمر شیخ.

تمهید

در تاریخ تصوف ایران، بیشتر شیوخ طراز اول صوفیه، از پایگاه اجتماعی قدرتمندی برخوردار بوده اند، با طبقه فرودست جامعه ایران پیوندی تنگاتنگ داشتند و می توانستند بر لایه های زیرین جامعه اثر بگذارند. به همین سبب صوفیان بزرگ و برجسته، همواره مورد توجّه قدرت سیاسی قرار می گرفتند و پیوندهایی میان اینان و حکومتگران وقت برقرار می شد. جدای آن، صوفیان که قدرت سیاسی را به هیچ می گرفتند و خوارداشت سیاستگران راه و رسمشان بود۱، اقطاب طرایق صوفیه، گاه به عنوان رابطی میان طبقه حکومتگر و طبقه فرودست عمل می کردند و بدین سان از ستم حکومتگران به مردم می کاستند و قدرت سیاسی را مهار می کردند.

عصر حکومت تیمور و جانشینانش بر ایران، یکی از ادوار اقتدار صوفیان است. برخی از این صوفیان از چنان نفوذ اجتماعی و قدرتی برخوردار بودند که حکومت نمی توانست حضور آنان را نادیده بگیرد. این نفوذ و پذیرفتگی اجتماعی سبب می شد تا تیمور خواه ناخواه در تمام ادوار و مراحل تکاپوهای سیاسی نظامی خود صوفیان را محترم بدارد و حتّی وانمود کند که تکاپوهایش از پشتوانه حمایت آنان برخوردار است.۲

البتّه نباید پنداشت که پیوند تیمور و صوفیان یکسره دوستانه و بدون تنش بوده است. برخوردهای نادوستانه و ناسازگارانه تیمور و صوفی بزرگ شاه نعمت اللّه ولی نمونه ای از این ارتباط دیگرگونه است.

امیرزادگان تیموری نیز که پس از مرگ وی در بخش های مختلف مرده ریگ سیاسی او قدرت یافتند، همین رفتار را با صوفیان در پیش گرفتند و آن را پشتوانه مشروعیت و اعتبار خویش قراردادند. مهم ترین و بانفوذترین شخصیت صوفی دوران حکومت تیموریان، خواجه ناصرالدین عبیداللّه احرار بود که در دوران ابوسعید میرزا تیموری، سلطان واقعی بود و به گونه ای گسترده بر مقدّرات حکومت سلطه داشت.

در دوران زمامداری سلطان حسین میرزا بایقرا نیز، نورالدین عبدالرحمان جامی دست کم در آغاز حکومت با سلطان همراه بود و در کارهای حکومتی با او مشورت می شد. در مجموعه منشآت جامی نمونه های بسیاری وجود دارد که نشان دهنده میانجیگری او میان مردم و حکومت تیموری است. این نامه ها نشان می دهد که جامی دادخواهی مردم را به گوش حسین بایقرا می رساند و یکی از پناهگاههای زمان خود بود.۳

معدن الدُّرَر فی سیره الشیخ حاجی عُمر، اثری است در شرح احوال و اقوال یکی از صوفیان عصر تیموری که به دست برادرزاده و مریدش شمس الدین محمدبن سلیمان عمری مرشدی به رشته نگارش درآمده است. حاجی عمر در دوران حکومت آخرین ایلخان مغول در سال ۷۱۳ یا ۷۲۳ ق. دیده به جهان گشود و در سال ۸۲۶ ق دیده از جهان فروبست. زادگاه او روستای شست تایکان، ناحیه گریت از نواحی خرم آباد کنونی است. زمان مهاجرت او به فارس مشخص نیست، ولی از فحوای مطالب کتاب بر می آید که بخش مهمی از زندگی خود را در فارس سپری کرده است. به هر روی دوران زندگی او، یکی از آشفته ترین ادوار در حیات سیاسی ایران به شمار می رود. اضمحلال حکومت ایلخانان، ظهور تیمور و تکاپوهای نظامی و سیاسی وی در ایران، دوران هرج و مرج و آشفتگی پس از مرگ وی و قدرت گرفتن امیرزادگان تیموری، به ویژه شاهرخ میرزا، از مهم ترین وقایع سیاسی مقارن با دوران زندگی شیخ حاجی عمر است. این نوشتار آهنگ آن دارد تا بازتاب و تأثیر این دوران آشفته و مهم را در زندگی این صوفی برجسته بررسی کند و از ارتباط او با قدرت و حکمرانان معاصرش سخن براند.

بازتاب رخدادهای سیاسی در معدن الدُّرر

از آنجا که اساس بررسی در این نوشتار، کتاب معدن الدُّرر است، باید گفت که سوگمندانه رخدادهای عصر زندگی شیخ حاجی عمر در کتاب انعکاس چندانی ندارد. اگر حتّی سال ۷۲۳ ق را سال تولد شیخ حاجی عمر بدانیم، در آستانه توجّه تیمور به جانب ایران، یعنی در سال ۷۸۲ ق. او باید ۵۹ ساله بوده باشد. اگر فرض حضور او در فارس در این مقطع تاریخی پذیرفتنی باشد، باید در معدن الدّرر درباره دودمان مظفّری آگاهی هایی وجود داشته باشد. وقتی تیمور در ۷۸۹ ق. به شیراز آمد، حاجی عمر ظاهرا ۶۸ سال داشت و می توانست این رخداد عظیم برای او شایان توجّه باشد، ولی در کتاب، درباره هیچ یک از این رخدادها اطلاعی به دست نمی آید.

نخستین نشانه های ارتباط حاجی عمر با اوضاع سیاسی زمانه به پس از مرگ تیمور، یعنی بعد از سال ۸۰۷ ق. مربوط می شود. در این زمان صوفی ۸۴ ساله (در تمام این موارد، سال ۷۲۳ ق. به عنوان سال تولد شیخ حاجی عمر در نظر گرفته شده است)، در مورد جانشینی تیمور طرف مشورت قرار می گیرد. مؤلف معدن الدّرر از شیخ حاجی عمر نقل می کند که پس از مرگ امیر تیمور «جماعت چهل تنان» در خراسان تصمیم گرفتند کسی را به جای او بنشانند، او را نیز به خراسان طلبیدند. حاجی عمر، نماز ظهر را در کازرون گزارد و به هنگام عصر به خراسان رسید؛ قطب هنوز نرسیده و در سر اندیپ بود. منتظر شدند تا او بیاید و نماز عصر را به جماعت گزاردند و چون از «اوراد فارغ شدند»، قطب

بر سبیل استفسار از آن جماعت استکشاف فرمود که مصلحت چیست؟ و که را به جای امیرتیمور بنشانیم؟ بعضی گفتند امیرزاده شاهرخ را، و بعضی دیگر امیرزاده پیرمحمد پسر امیرزاده عمر شیخ [را]. پس قطب از این ضعیف پرسید. گفتم: «امیرزاده شاهرخ مردی نیکو است» و بر او سلطنت مقرّر و او را به جای پدر نشانیدند.۴

موضوع چنین ادامه پیدا می کند که حاجی عمر به کازرون باز می گردد. موضوع به اطلاع پیرمحمّدبن عمرشیخ می رسد و او از حاجی عمر می پرسد که «آن پیرمحمّد من بودم یا پیرمحمّد قندهاری»؟ و حاجی عمر جواب می دهد که: «خانه ات آبادان باد! چون ندادند، خواهی تو، پیرمحمّد باش، خواهی آن پیرمحمّد!».

در این ماجرا چند نکته تاریخی شایان نگرش است. نخست اینکه براساس سخنان منابع عصرتیموری۵، تیمور پیش از مرگ پیرمحمّد، پسر جهانگیر را به جانشینی خود برگزید. همین پیرمحمّد است که به هنگام مرگ تیمور، والی کابل، بلخ و قندهار بود و در معدن الدّرر «پیرمحمّدقندهاری» نامیده شده است. جالب توجّه است که در مباحث مربوط به جانشینی نام همه به میان می آید، جز همین پیرمحمّد و از پیرمحمّد بن عمر شیخ به جای او یاد می شود که اساسا از مدّعیان جانشینی تیمور نیست.

نکته دیگر اینکه «جماعت چهل تنان» تصمیم گرفتند امیرزاده شاهرخ به جای تیمور بنشیند و این تصمیم نیز اجرا شد. این نکته البتّه حاکی از میزان قدرت و نفوذی است که صوفیان دوران از جمله حاجی عمر برای خود قائل بودند، ولی از نظر تاریخی نادرست است. پس از مرگ تیمور، چون پیرمحمّد بن جهانگیر از سمرقند دور بود، مدعیان دیگر، نظر تیمور را نادیده گرفتند. ابتدا سلطان حسین، نوه دختری تیمور برای قبضه کردن حکومت عازم سمرقند شد و به همین سبب، امرای چاچ یا تاشکند، خلیل سلطان را به جانشینی تیمور برگزیدند و او در سمرقند برتخت سلطنت نشست.۶ شاهرخ نیز با او صلح کرد و در حکومت خراسان ابقا شد. بنابراین، جانشین تیمور، خلیل سلطان شد و نه شاهرخ.

ناآگاهی و یا تجاهل پیرمحمّد بن عمر شیخ نیز جالب توجّه است. آیا به راستی او نمی دانسته پیرمحمدبن جهانگیر ولیعهد تیمور است و در مسائل مربوط به جانشینی نام او مطرح است نه نام وی؟ در حقیقت، پیرمحمد بن عمرشیخ بنا بر آنچه در معدن الدُّرر آمده در فارس، منتظر تصمیم «جماعت چهل تنان» در خراسان نشسته و از آنچه می گذرد، بی خبر است.

مسائل تاریخی دیگرکتاب معدن الدّرر به پیرمحمد بن عمرشیخ، شاهرخ میرزا، اسکندرمیرزا و ابراهیم سلطان تیموری مربوط می شود. در فصل دوم معدن الدّرر، هنگامی که از خوارق عادات حاجی عمرسخن به میان می آید، از کرامات حاجی عمر در ارتباط با امیرزاده پیرمحمّد بن عمرشیخ یاد می شود. در این زمینه، گفته می شود که پیرمحمّد در زمان سلطنت شیراز، به زیارت حاجی عمر به کازرون رفت. پیرمحمّد از شیخ خواست که از کرامت هایش سخن بگوید و شیخ به نقل سه کرامت پرداخت. در یک کرامت، شیخ جان امیرزاده را نجات داده، در کرامت دیگر بار امیرزاده را برگرفته و در کرامت سوم شیخ، پس از قضای حاجت امیرزاده، بند ازار او را بسته و وی را بر اسب سوار کرده بود.۷

بدین سان طبیعی بود که امیرزاده عمرشیخ، خود را وامدار شیخ بداند و بنوازد. در ادامه همین روایت آمده است که شیخ، مرگ تیمور را در خواب دیده و پیرمحمّد را از عزیمت به سوی اردوگاه تیمور باز داشته است:

چون امیرزاده پیرمحمّد آن قصّه شنید، جهت ضبط [به] شیراز کسی بفرستاد و بفرمود تا صورت حال را ثبت کردند و تاریخ بنوشتند و متوجّه شد و گفت: «اگر حال به شیراز روم، مبادا فتنه واقع شود.» و چون سه منزل رفت، خبر وفاتِ امیرتیمور رسانیدند. همچنان بود که آن حضرت فرموده بود. پس شاه به ملازمت بازگشت و یک خروار زرسرخ و سفید جهتِ آن حضرت آورد. آن حضرت قبول نکرد. هرچند مبالغه کرد، فایده ننمود. دیهی خرید و آن را وقف آن حضرت کرد و آن حضرت نیز آن را به فقرای تحت السّراج ارزانی داشت که در مصالح خود صرف نمایند.۸

به نظر می رسد که در دوران شاهرخ تیموری، شرایط ادوار دیگر حکومت تیموریان برای صوفیان وجود نداشته است. خود او نسبت به صوفیان عصر التفات چندانی نداشت و شاید اوج گرفتن تکاپوهای فرقه حروفیه و آمیختگی عقاید آنان با تصوف، و نیز واکنش فقیهان عصر در برابر این تکاپوها، در بی توجّهی شاهرخ به صوفیان مؤثّر بوده باشد. بدین سان در این عصر همچون دوران خود تیمور و یا دوران جانشینانی چون ابوسعید میرزا و سلطان حسین میرزا بایقرا، با ارتباط صوفیان بزرگ و نامدار با حکومت مواجه نیستیم. در این احوالِ بی توجّهی به تصوف، شاهرخ، شاه قاسم انوار تبریزی را تبعید کرد۹ و چنان از طریقت فاصله گرفت و شریعتمدار شد که حکم به ممنوعیت نوشیدن شراب داد و در

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *