تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بحث کوتاهی درباره جواد الائمه، ابا جعفر الثانی، محمدبن علی، امام نهم (ع) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل بحث کوتاهی درباره جواد الائمه، ابا جعفر الثانی، محمدبن علی، امام نهم (ع) شامل 44 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل بحث کوتاهی درباره جواد الائمه، ابا جعفر الثانی، محمدبن علی، امام نهم (ع) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل بحث کوتاهی درباره جواد الائمه، ابا جعفر الثانی، محمدبن علی، امام نهم (ع) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل بحث کوتاهی درباره جواد الائمه، ابا جعفر الثانی، محمدبن علی، امام نهم (ع) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل بحث کوتاهی درباره جواد الائمه، ابا جعفر الثانی، محمدبن علی، امام نهم (ع) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بحث کوتاهی درباره جواد الائمه، ابا جعفر الثانی، محمدبن علی، امام نهم (ع) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل بحث کوتاهی درباره جواد الائمه، ابا جعفر الثانی، محمدبن علی، امام نهم (ع) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل بحث کوتاهی درباره جواد الائمه، ابا جعفر الثانی، محمدبن علی، امام نهم (ع) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بحث کوتاهی درباره جواد الائمه، ابا جعفر الثانی، محمدبن علی، امام نهم (ع) :

اسم آن بزرگوار محمد است و کنیه مشهور او ابا جعفر الثانی و ابن الرضا، و لقب مشهور ایشان جواد و تقی است.

عمر مبارک ایشان بیست و پنج سال است،[۱] و پس از زهرای مرضیه کسی در میان اهل بیت دیده نمی شود که عمری چنین کوتاه داشته باشد. تولد آن بزرگوار، شب جمعه دهم ماه رجب سال ۱۹۵ هجری [۲] در مدینه واقع شد و شهادت آن بزرگوار به دستور معتصم عباسی (برادر مأمون الرشید) به دست ام الفضل زن امام جواد و دختر مأمون عباسی در آخر ذی القعده سال ۲۲۰ هجری واقع شد.[۳] مدت امامت او تقریباً هفده سال است؛ زیرا هشت ساله بود که پدر بزرگوارش از دنیا رفت و آن حضرت به امامت رسید.

مأمون بعد از شهادت حضرت رضا (ع) به بغداد آمد و مقر حکومت خود را آنجا قرار داد. او چون شنید که علمای بلاد به مدینه رفته اند و آن بزرگوار را به امامت پذیرفته اند، به هراس افتاده و حضرت جواد را به بغداد احضار کرد. مأمون از آن حضرت تجلیل کرد و دختر ام الفضل را به عقد ایشان در آورد.

امام جواد پس از مدتی با ام الفضل به قصد زیارت بیت الله الحرام به حجاز رفتند و پس از اعمال حج به مدینه برگشتند و تا مأمون زنده بود، در مدینه بودند.[۴] بعد از مرگ مأمون، برادرش معتصم به منصب خلافت نشست و چون از حضرت جواد و استقبال مردم از آن بزرگوار می ترسید، حضرت را جبراً به بغداد طلبید و طولی نکشید که حضرت جواد (ع) را شهید نمود.

عمر حضرت جواد گرچه کوتاه بود و غالباً در تبعید صرف شد؛ ولی باید گفت عمر پربرکتی بود. کلینی رُحِمُهْ اللّه، در کافی از حضرت رضا نقل می کند که فرموده اند:

«هذَا الْمَولُودُ الَّذِی لِمْ یولَدْ مَوْلُودٌ اعْظَمُ بَرَکهً مِنْهُ.»[۵]

این مولود- حضرت جواد- مولودی است که پر برکت تر از او زاییده نشده است.

از جمله امتیازهای امام جواد، اظهار علم اهل بیت است و باید گفت شجاعی در میدان علم مثل او نیامده است.

در تاریخ آمده است که چون حضرت رضا (ع) از دنیا رفت، عده ای از بزرگان و علما به مدینه آمدند و سی هزار مسأله در چند روز از حضرت جواد (ع) سؤال نمودند، و حضرت جواد بدون تأمل و فکر جواب دادند.

چون مأمون عباسی آن بزرگوار را به بغداد آورد و تصمیم گرفت برای خاموشی اعتراض ها دخترش را به عقد ایشان در آورد، مجلس با شکوهی ترتیب داد و در این جلسه، علما و بزرگان را دعوت کرد. یحیی بن اکثم یکی از علمای اهل تسنن و قاضی آن زمان، از حضرت سؤال کرد که: اگر محرمی صیدی را بکشد، حکم او چیست؟ حضرت جواد (ع) بلافاصله شقوق[۶] مختلفی فرمودند: آن صید را در حرم کشته است یا در خارج حرم؟ عالم به حکم بوده یا جاهل؟ عمداً کشته است یا نه؟ آن محرم عبد بوده یا آزاد؟ بالغ بوده یا نابالغ؟ کار اولش بوده یا قبلًا نیز صید کرده است؟ این صید از طیور بوده است یا نه؟ آن صید بزرگ بوده است یا کوچک؟ آن کار در روز بوده یا در شب؟ محرم به احرام حج بوده است یا محرم به احرام عمره؟

مأمون، مجلس را متشنج دید. همه، بخصوص یحیی بن اکثم مبهوت و مفتضح شده بودند. به حضرت جواد گفت که خطبه بخوانید. آن بزرگوار، ام الفضل را به پانصد درهم به عقد خود در آوردند. سپس، مأمون از شقوق مسأله سؤال نمود و حضرت حکم کلیه شقوق را بیان نمود. در آخر کار حضرت مسأله ای از یحیی بن اکثم پرسید، و شاید هم برای تفریح بود؛ چون مجلس عقد و عروسی بود.

فرمود: آن چه زنی است که صبح بر مردی حرام و چون روز بلند شود بر او حلال می شود، و چون ظهر می شود حرام می شود و عصر حلال و مغرب حرام و آخر شب حلال و پیش از طلوع فجر حرام و بعد از طلوع فجر حلال می شود؟

یحی بن اکثم گفت: نمی دانم، شما بگویید تا همه بدانیم. فرمودند: آن کنیزکی است که اول صبح اجنبی بوده است و چون روز بلند شد، آن مرد کنیز را خرید و بر او حلال شد ظهر او را آزاد کرد و بر او حرام شد، و عصر او را به عقد خود درآورد و حلال شد و چون مغرب شد، ظهار کرد و به واسطه ظهار بر او حرام شد و نصف شب کفاره ظهار داد و حلال شد و آخر شب او را طلاق داد و حرام شد و چون طلوع شد، رجوع کرد و او را برای خود تحلیل نمود.[۷] گرچه این گونه مسایل، شایسته مقام مقدس حضرت جواد نیست؛ ولی چون سر و کارت با کودک اوفتاد، پس زبان کودکی باید گشاد. صدای احسنت احسنت از مجلس بلند می شود. مأمون می گفت: حضرت جواد گرچه کوچک است؛ لکن این اهل بیت، کوچکی و بزرگی ندارند، او می تواند حرف خود را به کرسی بنشاند.

مسأله سومی که جلو آمد، مسأله دزد است که در زمان معتصم واقع شده بود.

چون حضرت جواد (ع) را جبراً دفعه دوم به بغداد آوردند- باید گفت که حضرت را برای شهادت آوردند و منتظر وقت بودند- معتصم به آن حضرت خیلی احترام گذارد. روزی که بسیاری از علما و بزرگان و اشراف در مجلس بودند، دزدی را آوردند که به دزدی اقرار کرد و باید بر او حد جاری می شد. معتصم پرسید: دست از کجا باید بریده شود؟ ابن ابی داوود که قاضی و از علمای بزرگ آن زمان بود، گفت: از مچ، و به آیه تیمم تمسک کرد. دیگران گفتند: از مرفق و به آیه وضوء تمسک کردند.

اختلافات بالا گرفت. معتصم رو کرد به حضرت جواد و از او جواب خواست. حضرت فرمودند: از آخر انگشتها باید قطع کرد و به آیه شریفه «انَّ الْمَساجِدلِلّهِ» [۸] جاهای سجده برای خدا است، تمسک کردند و فرمودند:

آنچه برای خدا است را نباید قطع کرد. صدای تحسین از مجلس بلند شد و به فتوای حضرت جواد عمل کردند.

نباید فراموش کرد که جوادالأئمه (ع) حکم خدا را فرموده است و برای تقریب ذهن عوامانه مجلس به آیه شریفه تمسک نموده اند؛ و الا تمسک به آیه شریفه از نظر دقت فقهی ناتمام است و در فقه ائمه علیهم السلام جاهای فراوانی دستور داده شده که مواضع سجده نیز قطع شود، نظیر محارب که یک دست و یک پای او- از نظر قرآن شریف- قطع می شود و یا کشته و یا تبعید می شود، و اگر دزد دفعه دوم، دزدی کند پای او را قطع می کنند. چنانچه اگر کسی دست یا پای کسی را قطع کند، او را قصاص می کنند و دست یا پای او را قطع می کنند.

خلاصه سخن، حضرت جواد (ع) حکم خدا را فرمودند و چون آنان دلیل می خواستند، نمی توانستند بفرمایند من مبین قرآنم و عالم بما سوی الله می باشم، و احکام خداوند را می دانم. از این جهت برای اقناع [۹] آنان بود که به آیه شریفه تمسک فرمود و باید گفت حکمی که در آن مجلس بیان شده است، خالی از تقیه نبوده است.

ابن ابی داوود خود می گوید که به قدری جلسه بر من گران آمد، که از خداوند طلب مرگ کردم. بالاخره نتوانستم صبر کنم و حسد خود را خاموش نمایم. پس از چند روز نزد معتصم آمدم و گفتم: می دانم جهنمی می شوم؛ ولی از نصیحت خلیفه چاره ای نیست. این مردی که برفتوای او حکم کردی و فتاوای ما را زیر پاگذاردی، مردم او را خلیفه می دانند و حمایت تو از او، از میان بردن خلافت است. ابن ابی داوود می گوید: معتصم متغیر و متنبه شد[۱۰]. می گوین

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *