تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل بررسی اندیشه ها و عملکرد آیت الله طالقانی قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بررسی اندیشه ها و عملکرد آیت الله طالقانی قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بررسی اندیشه ها و عملکرد آیت الله طالقانی قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل بررسی اندیشه ها و عملکرد آیت الله طالقانی قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بررسی اندیشه ها و عملکرد آیت الله طالقانی قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بررسی اندیشه ها و عملکرد آیت الله طالقانی قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل بررسی اندیشه ها و عملکرد آیت الله طالقانی قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بررسی اندیشه ها و عملکرد آیت الله طالقانی قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بررسی اندیشه ها و عملکرد آیت الله طالقانی قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی اندیشه ها و عملکرد آیت الله طالقانی قبل و بعد از انقلاب اسلامی ایران :

مقدمه

بی تردید در راه به ثمر نشستن انقلاب اشخاص و گروه هایی هستند که در نتیجه قدرتی که بدست می آورند و تآثیری که بر جای می گدارند و تصمیماتی که اتخاذ می نمایند ویا به وسیله ایده ها، احساس ها و یا هیجاناتی که به وجود میآورند در کنش تاریخی یک جامعه موثر واقع می شوند و طالقانی یکی از کسانی بود که در فرآیند انقلاب اسلامی ایران نقش چشم گیری داشت زیرا در مرحله قبل و پس از پیروزی انقلاب اسلامی از هیچ تلاشی در راه استقرار ثبات سیاسی، نهادینه کردن انقلاب و به ثمر رساندن مبارزات مردم ایران باز نایستاد ودر عین حال برجسته ترین طرح اجرایی طالقانی برای استقرار جمهوریتی مبتنی بر اسلام که در عین حال در بردارنده جنبه های مثبت و مردمی حکومت های دموکراتیک و مردم سالار روزگار خود باشد و حتی در جنبه هایی از آن ها متالی تر و مردم گراتر می نماید، طرح شورا است که هم در تاریخ اسلام سابقه ای درخشان داشته و هم توصیه های موکدی در قرآن ومنابع اصیل تفکر دینی در باب آن رفته بدین ترتیب گفتمان مسلط و روح حاکم در اندیشه سیاسی او ایجاد حکومت با خمیرمایه های دینی متناسب با فرهنگ و منش های بومی و ملی بود و این به درستی می توانست در اندیشه جمهوری اسلامی و حتی ولایت فقیه با تفسیرهای دموکراتیک تر سازگار شود زیرا طالقانی بیان فلسفی حاکمیت سیاسی اش را بر پایه قرآن و تعالیم دینی قرار می دهد با توجه به این مقدمات برای بررسی تآثیر اندیشه ها و عملکرد آیت الله طالقانی در فرآیند انقلاب اسلامی باید به مطالعه و بررسی و مرور تاریخ معاصر قبل و بعد از انقلاب و آراء و اندیشه های آیت الله طالقانی و چگونگی شکل گیری انقلاب همت گماشت تا تآثیرپذیری اندیشه ها و عملکرد ایشان را در فرآیند انقلاب به درستی تبیین شود.

آیت الله سید محمود طالقانی از تبار نو اندیشان دینی عصر حاضر است که به مدت نیم قرن فعالیت در حیات سیاسی و اجتماعی و باتکیه بر قرآن عمر خود را در راه احیای فکر و اندیشه دینی صرف کرد و در فرآیند انقلاب اسلامی نقش بسیار مهم و قابل توجهی ایفا کرده است و از زمره شخصیت هایی بود که دوشادوش حضرت امام خمینی (ره) هم در بسیج توده ها و سازمان دهی مبارزان انقلابی قبل از انقلاب و هم در تکوین مبانی فکری و ایدئولوژیک پس از انقلاب اسلامی نقشی عمده داشته است. ایشان اگر چه نظریه پردازی آغازگر در حوزه اندیشه دینی نبود، اما تداوم بخشی برجسته و خلاق به شمار می رفت. طالقانی را از حیث تعلق طبقاتی می توان هم چون حضرت امام خمینی(ره)به طبقه متوسط سنتی دانست. طالقانی در حالی که با عنایت به روحیه عدالت جویی خویش، مارکسیسم را تا حدود زیادی در هدف با اسلام همنوا ارزیابی می نمود، معتقد بود ما در نفی استثمار، استعمار و دفاع از آزادی با مارکسیسم عقاید مشترکی داریم و آن چه که ما قبول نداریم اصلت ماده است و ما به اصالت خدا معتقدیم. با پیروزی انقلاب، طالقانی در حد توان به سازمان دهی و اداره کشور انقلابی و بحران زده انقلاب پرداخت زیرا ایشان تنها یک نظریه پرداز صرف نبود بلکه ایشان سه کارکرد متفاوت رهبران بزرگ انقلاب های جهان اعم از نظریه پردازی، توانایی بسیج نیرو و مدیریت انقلاب را به سهم خود متقبل شد. فعالیت های مدیریتی اش بیش از هر چیز در شورای انقلاب، تلاش برای برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی، تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی، حل بحران های سیاسی نمود یافت. روشن ترین و در عین حال برجسته ترین طرح اجرایی طالقانی برای استقرار جمهوریتی مبتنی بر اسلام که در عین حال در بردارنده جنبه های مثبت و مردمی حکومت های دموکراتیک و مردم سالار روزگار خود باشد و حتی در جنبه هایی از آن ها متعالی تر و مردم گراتر می نماید، طرح «شورا» است که هم در تاریخ اسلام سابقه ای درخشان داشته و هم توصیه های موکدی در قران و منابع اصیل تفکر دینی در باب آن رفته است. در حقیقت شورا از نگاه طالقانی به معنای حق دخالت همه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، شئون اجتماعی و حل و فصل همه مسائلی است که در زندگی جمعی پدید می آید.

هم چنین محقق بر این است که نقش اندیشه ها و عملکرد آیت الله طالقانی را برای نسل آینده شفاف سازد، زیرا توجه به شخصیت ایشان به عنوان یک اندیشمند دوران معاصر که در تبیین مفاهیم عدالت اجتماعی، قانون، آزادی و شوراها نقش به سزایی داشته است از سوی دیگر، بررسی اندیشه های آیت الله طالقانی به عنوان ضرورتی است که از سویی در فهم عمیق تحولات پس از پیروزی انقلاب اسلامی نقش مهمی داشته است و از سوی دیگر گامی اساسی در جهت تئوریزه کردن انقلاب اسلامی به منظور گریز از سرگردانی در ورطه فقر تئوریک حاکم بر جامعه محسوب می شود.

در تحقیق حاضر به دنبال این هدف هستیم که نقش اندیشه ها و عملکردآیت الله طالقانی را برای نسل آینده شفاف نماییم، زیرا شناساندن شخصیت ایشان به عنوان یک اندیشمند دوران معاصر و یک نخبه آزادی خواه حائز اهمیت است و بررسی نخبه گرایی در جامعه شناسی سیاسی با تأکید بر مسائل ایران، نقش نخبگان در انقلاب اسلامی ایران را روشن تر می سازد، در حالی که مطالعه و پژوهش درباره انقلاب اسلامی از حیث نظری طیف گسترده ای را شامل می شود.

در بررسی مربوط به اندیشه ها و عملکرد آیت الله طالقانی علی رغم وجودکتب و مقالات متعددی که به شرح زندگینامه یا وقایع تاریخی و یا بررسی عملکرد آیت الله طالقانی اختصاص یافته است. متاسفانه هیچ گونه پژوهشی درخصوص اندیشه های طالقانی در شکل گیری و یا فرایند انقلاب اسلامی تدوین نگردیده و از این رو نوشته حاضر با عنایت به تامین هدف فوق و در عین حال کمک به بازشناسی آرمانهای مورد نظر پایه گذاران انقلاب و بررسی اندیشه ها و میزان تحقق این آرمان ها پرداخته بر این اساس مطالعه آثار موجود نشان می دهد که این آثار از پشتوانه ای نظری بی بهره اند یا به مطالعه موارد خاص آیت الله طالقانی پرداخته و حتی کمتر کوشیده اند تا اندیشه های ایشان را در مورد انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار دهند.

در پژوهش محمد ابراهیمی(۱۳۹۰) تحت عنوان «مقایسه تطبیقی اندیشه های شهید مطهری و آیت الله طالقانی» بیشتر به بحث مقایسه اندیشه های دو متفکر پرداخته شده و به بررسی تاثیرات اندیشه های این متفکران در روند و شکل گیری انقلاب اسلامی تاکید و اشاره ای نشده است.

در پژوهشی دیگر که توسط میثم شصتی کریمی(۱۳۹۰) تحت عنوان «بررسی مقایسه ای ولایت فقیه در اندیشه سیاسی آیت الله مطهری و طالقانی» انجام شد، فقط به بررسی موضوع ولایت فقیه در اندیشه سیاسی آیت الله طالقانی و شهید مطهری پرداخته شده است و حتی به بررسی نقش ولایت فقیه در فرایند، نوع حکومت و نحوه شکل گیری انقلاب اسلامی پرداخته نشده است. کتاب دیگر «پیک آفتاب پژوهی در کارنامه زندگی و فکری آیت الله سید محمود طالقانی» ۱۳۸۳ است که با جز ئیات و توصیفات بیشتری به شرح زندگانی طالقانی و تا حدودی به بحث اندیشه ای وارد شده است. کتاب مذکور از نظر ادبیات نگارش به نظر می رسد خیلی جانبدارانه نگارش یافته است. مروری بر تالیفات متعددی که در خصوص انقلاب اسلامی به رشته تحریر در آمده، موید این حقیقت است که علی رغم نیاز مبرم جامعه به مساله تئوریزه کردن انقلاب اسلامی، جمله تحقیقات متوجه بازشناسی ریشه های این حرکت گردیده و تنها به ارائه پاسخ هایی به این پرسش که چرا انقلاب اسلامی شکل گرفته بسنده کرده اند، و این در حالی است که این فقر تئوریک در شرایطی پیکر رنجور جامعه را تهدید می کند که کماکان بازخوانی، تبیین و تفسیر مسائلی چون اهداف و آرمان های انقلاب و شناسایی بستر فلسفی و گفتمانی، تنقیح پرسش ها و دغدغه های بنیانگذاران آن و قرائت های ایشان از مقولاتی چون حکومت، آزادی، مردم سالاری، شیوه اداره امور اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و….معلق مانده اند(افروغ، ۱۳۷۹). توضیح آن که در جامعه کنونی ایران برخی براین باورند که علی رغم نقش آفرینی مرحوم طالقانی در مفهوم سازی برای انقلاب و تهییج انگیزه های مردمی در خلق و پیروزی آن، اندیشه های ایشان بنا به دلایلی چون فوت مرحوم طالقانی در اولین سال پس از پیروزی انقلاب واقع شده و قرائت های ایشان از مقولاتی چون آزادی، عدالت اجتماعی، شکل و شیوه حکومت اسلامی به دلیل حاکمیت نگرش فقاهتی کمتر لحاظ گردیده است.

فرضیه اصلی این پژوهش بر این اصل است که اندیشه ها و عملکرد آیت الله طالقانی توانست جمهوریت و نقش مردم را درفرآیند انقلاب و جمهوری اسلامی برجسته نماید.

چار چوب نظری این تحقیق بر مبنای گفتمان روشنگری بعد از انقلاب اسلامی که بر گرفته از عقاید آیت الله طالقانی و مبانی تئوریک نخبه گرایی از دیدگاه ماکس وبر و پاره تو وتحلیل گفتمانی لاکلائو و موفه که بر گفتمانی بودن تمام حوزه های اجتماعی تأکید داشتند، شکل گرفته است.

روش تحقیق

چون اندیشه درگذشته اتفاق افتاده واز زمان تحقیق به دور است، به ناچار باید به گذشته مراجعه نمود و از لابلای وقایع گذشته آن را جستجو کرد و باپیدا کردن آنها به روش تحلیلی، قضایا را بررسی نمود. بنابراین روش تحقیق حاضر، یک روش دو گانه تاریخی و تحلیلی است که با توجه به سیر تاریخی پدیده ها، بارویکردی تحلیلی انجام خواهد پذیرفت. همچنین روش گردآوری در تحقیق حاضر، روش کتابخانه ای است. روشنفکر اسلامی فردی است که نگاه باز، نگاه مبتکرانه وحق طلب دارد و تفکرات وایده هایش مبتنی بر اصول اسلامی و مذهبی است. از دیدگاه شهید مطهری(۱۳۶۰: ۱۴۹) روشنفکر اسلامی کسی است که در درجه اول با متون و منابع اصیل اسلامی همچون قرآن، نهج البلاغه و متون روایی آشنایی داشته باشد و آنها را مورد مطالعه و تدقیق قرار دهد، در درجه دوم جامعه اسلامی را بشناسد، زیرا اگر چنین نباشد ممکن است جامعه خود را به انحطاط بکشاند و جامعه را در عقب ماندگی کامل فرو ببرد. آیت الله سید محمود طالقانی از تبار نو اندیشان دینی عصر حاضر بود که به مدت نیم قرن فعالیت در حیات سیاسی و اجتماع و با تکیه با قرآن، عمر خود را در راه احیای فکر و اندیشه دینی صرف کرد و در شکل گیری انقلاب اسلامی، نقش بسیار مهم و قابل توجهی داشت. این شخصیت برجسته در دوران انقلاب اسلامی پس از آزادی از زندان نهایت تلاش خود را در جهت پیروزی انقلاب نمود و پس از پیروزی به ریاست شورای انقلاب اسلامی برگزیده شد و در انتخابات مجلس خبرگان قانون گذاری سال ۱۳۵۸ از سوی مردم تهران به عنوان نماینده انتخاب شد. در اوایل مرداد ماه ۱۳۵۸ از سوی امام خمینی مامور تشکیل نماز جمعه تهران شد و اولین نماز جمعه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در پنجم مرداد به امامت ایشان در دانشگاه تهران برگزار شد.

مبانی فکری طالقانی و ریشه های شکل گیری آن

اگر چه از مرحوم طالقانی، آثار نسبتاً کمی اعم از مکتوب و ملفوظ به جای مانده است، لکن با مروری بر همین مختصر، می توان عمق اندیشه های او که در حقیقت بیانگر شیوه و کیفیت حضور او در عرصه سیاست، اجتماع و مبارزه و در عین حال اندیشه پردازی است را مورد بررسی قرار داد(بسته نگار، ۱۳۸۷: ص ۳۹). از جمله محور و کانون اندیشه های طالقانی، بحث توحید است. طالقانی حول محور توحید، سه اصل کلیدی را برای بنای جامعه سالم، که از نظر او جامعه ای که در حج نمونه آن پیدا می شود، را مطرح می سازد.

۱- رسیدن به توحید از طریق زدودن اوهام و افکار انحرافی از ذهن افراد جامعه تا به وسیله آن از بند شهوات و هواهای نفسانی و خواسته های شیطانی و صرفاً دنیوی رهایی یابند و از بند همه بندگی ها آزاد شوند و به توحید یا همان آزادی برسند.

۲- دستیابی به توحید از طریق برانداختن همه بت های ظاهری و اربابان ساختگی که بر مردم به ناحق سلطه یافته و آنها را در جهت مطالعه خود قربانی می کنند و با از بین بردن آزادی، افکار انحرافی و باطل را بر آنها تحمیل کرده و حاکمیت خود را تداوم می بخشند.

۳- قیام به قسط و عدل که از نظر طالقانی برای همه چه به صورت اجتماع و چه به صورت فرد و زوج واجب است، برای برانداختن طاغوت و نظام فکری او که بدین وسیله، فضای آزاد فکری در جامعه برقرار شود و از نظر طالقانی انسان ها بنا بر فطرت خود در صورت وجود آزادی به توحید روی خواهند آورد و حاکمیت توحید، منجر به سقوط طواغیت ظاهری و فکری و پاره شدن قید ها و بندها از هر نوعش خواهد شد.

در اندیشه سیاسی طالقانی، دین از سیاست جدا نیست، ولی به نام دین برقراری استبداد نیز پذیرفته نیست.

مفروض اصلی اندیشه طالقانی، حاکمیت دین در جامعه و ایجاد جامعه سالم است. طالقانی به ولایت فقیه معتقد است، ولی نوع انتخابی آن را قبول دارد. به عقیده طالقانی، جامعه قبل از رسیدن به قسط، به آزادی محتاج است.

طالقانی آزای را با توحید در می آمیزد و نتیجه آزادی را رسیدن به توحید و نتیجه توحیدی زیستن را آزادی می داند.

در اندیشه سیاسی طالقانی، هرگونه استبدادی به هر نام و عنوانی که باشد، محکوم و مطرود است حتی اگر به نام دین باشد.

طالقانی پایه و اساس هر حرکت و اقدامی را چه در جامعه بزرگ و چه در جامعه کوچک، چه برای معصوم و چه برای غیرمعصوم، نظام شورائی می داند و به آیات متعدد و سیره معصومین استناد می کند و وجوب ان را نمایان و عمل به آن را برای همه زمان ها و مکان ها و برای همگان، تاکید می کند، هر چند بعضی از مواقع زیان هایی را نیز به دنبال داشته باشد(نائینی، ۱۳۶۱: ۱۵).

خاستگاه اجتماعی اندیشه طالقانی

طالقانی در حالی که با عنایت به روحیه عدالت جویی خویش مارکسیسم را تا حدود زیادی در هدف با اسلام همنوا ارزیابی می نمود و معتقد بود«ما در نفی استثمار، استعمار و دفاع از آزادی با مارکسیسم ها عقاید مشترکی داریم و آن چه که ما قبول نداریم اصالت ماده است و ما به اصالت خدا معتقدیم»(غنی، ۱۳۷۹: ۱۳۱) اما در خصوص کاپیتالیسم و سرمایه داری نظری به شدت منتقدانه داشت. در سایه همین بینش در شرایطی که طالقانی حاکمیت سرمایه داری را موجد فاصله و تضاد طبقاتی معرفی می کرد، مارکسیسم را به دلیل هواخواهی از عدالت، مورد ستایش قرار می داد و مبتنی بر همین نگرش به تعبیر یاران در زندان با محکومین مارکسیسمی برخوردی متساهلانه داشته است «مرحوم طالقانی در زندان با مارکسیست ها برخورد محترمانه ای داشت و با شرح صدر به آنها دست می داد و گفتگو می کرد.

(آل عمران، ۲۱). طالقانی در یک ارزیابی کلی، موضع خود در برابر لیبرالیسم و سوسیالیسم را چنین معرفی می کند.

«هر مسلک و طرح و مرام اجتماعی که خودسران را محدود نماید و جلو اراده آنان را بگیرد، قدمی به هدف پیغمبران و اسلام نزدیک تر است، ولی مقصود و نظر نهایی اسلام نیست. مشروطیت و دموکراسی و سوسیالیم همه اینها به معنای درست و حقیقی خود گام هایی پی در پی است که به نظر نهایی نزدیک می نماید»( طالقانی، ۱۳۵۹: ۱۹۴).

خاستگاه فرهنگی طالقانی

طالقانی از زمانی که در قم مشغول به تحصیل بود، نسبت به شیوه نگرش حوزه به مسائل اجتماعی و روش تدریس و محتوای کتاب های درسی انتقاد داشت. آقای علی حجتی دراین باره می گوید:«یادم هست که مرحوم آیت الله سلزانی، پدر همسر مرحوم حاج احمد آقا خمینی، نقل می کردند که در زمان حاج شیخ عبدالکریم حائری که به همراه طالقانی در قم طلبه بودند، همان زمان هم نسبت به روش تدریس حوزوی و محتواهای کتاب ها انتقاد داشتند.

طالقانی از این که رویه غالب روحانیت، دکانداریو مریدپروری است و در چنین فضایی خرافات رواج می یابد و عوام زدگی، آفت دین می شود، ناراضی است و در این باره می گوید: «وقتی خرفه زیاد شد، یک دکان نمی تواند همه را اداره کند و لذا مغازه ها متنوع می شود و سرمایه دین، به دست دیندارهای حرفه ای می افتد. فروع می آید جلو و اصول می رود عقب و مبانی گم می شود و فروع چشم مردم را پر می کند و دین واژگون می شود. به جای این که وسیله ها به چشم وسیله دیده شود و وسیله ای باشد برای اهداف، هدف بر می گردد و وسیله می شود و مبانی به طرف فروع می رود. فرع، اصل می شود و اصل، فرع. هر کس شکل و قیافه ای بهتر داشته باشد، دکانش گرم تر می شود و هر که فرع را بلد باشد، بیشتر عوام الناس را دور خود جمع می کند. نمونه اش همین کارهای دسته بندی و عوامی است که وجود دارد. ما هم آلت دست عوام شده ایم. چون زندگی مان به دست مردم است. اگر با ساز مردم همساز نشویم که مرید جمع نمی شویم ( اسفندیاری، ۱۳۸۳: ۴۳۴-۴۳۵).

طالقانی نه تنها بحث اجتهاد و مرجعیت را صحه می گذارد، بلکه آن را ضمن حیات دین نیز قلمداد می کند و شاید به خاطر این اعتقاد است که حساسیت زیادی نسبت به جایگاه ان دارد و در صدد ارائه راه حل های اصلاحی و کارآمد نمودن آن است. طالقانی در خصوص مرجعیت به صورتی که در آن دوره مطرح و به تقلید از اعلم مشهور بوده و اول بار از زمان شیخ مرتضی انصاری باب شده بود، مخالف بود. ریشه این مخالفت او را باید در آزاد اندیشی او دانست که معتقد بود در این صورت تقریباً حق رای از دیگر علما برجسته و شایسته سلب می شود و آنها علی رغم توانایی شان عملا نمی توانند در اداره امور مردم، نقشی را ایفا کنند.

طالقانی با استناد به آیه ۱۲۲ سوره توبه «و ما کان المومنونِ لینفروا کافه فلولا نفر من کل فرقه منهم طایفه لیفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون» یعنی: و شایسته نیست مومنان همگی برای اجتهاد کوچ کنند.

پس چرا از هر فرقه ای از آنان، دسته ای کوچ نمی کنند تا دسته ای بمانند و در دین آگاهی پیدا کنند و قوم خود را وقتی به سوی انها باز گشتند بیم دهند.

طالقانی، هستی را متشکل از دو بعد دنیا و آخرت معرفی می کند و در سراسر مکتوبات و ملفوظات خود، جهان بینی خود را تحت عنوان جهان بینی توحیدی می داند، نگرشی که حاصل آن، ضرورت ایجاد تغییر در جامعه به منظور ایجاد جامعه ای توحیدی است. طالقانی هنگامی که انسان را موجودی فطرتاً آزاد معرفی می کند، موجودیت او را شایسته بهره مندی از انواع آزادی معرفی کرده و چنان که به خوبی در عمل نیز آن را هویدا کرده است، این آزادی را شایسته پاسداری و حرمت گذاری معرفی می کند. از نظر او آزادی انسان، تنها به معنی آن نیست که از لحاظ اقتصادی و اوضاع اجتماعی آزاد باشد، بلکه در آزادی مهم این است که اندیشه انسان آزاد باشد و قالبی فکر نکند. طالقانی اگر چه بر ضرورت آزادی انسان تاکید می کند، لکن اعطای آزادی مطلق را تجویز نکرده و آن را مقید به چارچوبه شرع و در عین حال رعایت حقوق دیگران معرفی می کند. بدیهی است که تاکید بر دو قید مذکور در شیوه نگرش، طالقانی را از منش لیبرالیستی جدا می نماید. افزون بر این، طالقانی بشر را موجودی کمال گرا معرفی می کند و تاکیدات قرآن بر ضرورت بازسازی انسان را راهی در جهت تحقق این امر می داند چنان که در کتاب «پرتویی از قرآن» خاطر نشان می سازد:«حاصل درسی این آیات این است که کار قرآن نوسازی انسان است. نوسازی از مواد اولیه انسان که همان ضمیر و فطرت می باشد و آنها که مواد اولیه آن را هواها، هوس ها و غرور پر و فاسد کرده، قابل نوسازی نیستند. این نوسازی به وسیله تذکر و تزکیه است. تذکر عقل و وجدان را بیدار می کند.چنین افراد نوساخته اند که می توانند پایه محکم اجتماع سالم و عادل شوند. پیروان آئین اسلام، چون از این روش و مکتب تربیتی آن منحرف شدند، به مکتب تصنعی و گنگ دیگران و نظریات گمراه کننده ناشی از آنها روی می آورند و در زیر پرده این مکتب ها که عنوان اسلام به آنها بسته شده است، چهره واقعی تربیت قرآنی پوشیده شده است.

در باب نگرش به جامعه، طالقانی در عداد آن دسته از اندیشمندانی محسوب می شود که جامعه را اگر چه متشکل از افراد محسوب می کند، اما آن را حاصل جمع جبری افراد نمی داند. اجتماع از افرادی تشکیل می شود که حقوق و قراردادهای اجتماعی را بپذیرند و خود را متقابلاً مسئول و ضامن آن ببینند. هرچه ایمان به مسئولیت، ریشه دارتر باشد، پایه اجتماع محکم تر می شود.

در باب تقدم فرد بر جامعه یا بالعکس، تاکید او بر مقولاتی چون ضرورت پاسداشت حقوق دیگران، اعلام تعهد نسبت به قراردادهای اجتماعی موجود در جامعه و بالاخره تاکید بر ضرورت مسئولیت پذیری افراد این امر را به ذهن متبادر می کند که او برغم تلاش جهت صیانت از دایره حقوق افراد هیچ گاه جامعه را به قربان گاه فرد نمی فرستد. (طالقانی، ۱۳۵۹: ۱۳۳-۱۳۲).

دیدگاه سیاسی طالقانی

از نظر طالقانی، روح حاکم بر حوزه های علمیه، روح بی تفاوتی، سکوت و حداکثر تحریم در برابر مسائل سیاسی کشور و ظلم ظالمان بود، حتی در مواردی طالقانی از تایید به قدرت رسیدن مستبدی مثل رضاشاه توسط علماء به بهانه تامین امنیت، گله مند است.

او به خاطر شناخت عمیقی که از اسلام و درک درست و واقع بینانه ای که به اوضاع سیاسی و مذهبی حاکم داشت و با زبانی انتقادی و تند و بی ملاحظه به بیان آنها گرداخت. از طرف حکومت به عنوان آشوبگر، خرابکار، نفوذی بیگانگان و آخوند چپی، همواره مورد تعقیب و آزار بود و از طرف قشریون هم مسلک خود، به عنوان وهابی، فرصت طلب، آخوند سیاسی و…. مورد بی مهری قرار می گرفت. (طالقانی، ۳۸۴:۱۳۵۹). طالقانی اعتقاد داشت که روحانیون به غیر از موارد استثنائی که از دست غیر روحانی بر نمی آید، نباید مناصب و پست های اجرایی را اشغال نمایند. به نظر می رسد طالقانی به دو دلیل با احراز پست های اجرائی به وسیله روحانیون مخالفت می کند.همچنین اندیشه های طالقانی راجع به حکومت و حاکمیت را به صورت پراکنده در نوشته های تفسیری، سخنرانی ها و مقالات وی می توان یافت. طالقانی مشخصاً در مقدمه و توضیحاتی که بر کتاب «تنبیه الامه و تنزیه المله» مرحوم آیت الله نائینی نوشته است با تایید نظرات وی در واقع نظرات خود را نیز ارائه نموده است.

اندیشه طالقانی در باب حکومت شامل دو مبحث می شود، مبحث اول، وظایف حکومت و این که چه کسانی باید ان را بر عهده بگیرند و مبحث دوم انحرافاتی که در امر حکومت ایجاد می شود. طالقانی با تاثیر پذیری از اندیشه های سیاسی آیت الله نائینی و تجربه ای که ذهن تاریخی وی از دوران مشروطیت داشت و همچنین دیدگاه قرآنی اش در تفسیر آیات ۲۰۴ تا ۲۰۷ سوره بقره، حکومت را به دو نوع تملیکیه و ولایتیه تقسیم می کند. به نظر طالقانی، نوع اول حکومت بر اساس غلبه و استیلاء به وجود امده است، با استبداد نیز ادامه خواهد یافت و در نتیجه تمامی حقوق انسانی شهروندان از قبیل آزادی در انتخاب، بیان و…..قربانی شهوات و خواسته های به ناحق فرد حاکم خواهد شد.او نوع دوم حکومت را ولایتیه می نامد. این، مقابل اولی است که فقط حافظ حقوق و حدود است و جز ولایت در امور و اجرا قوانین، امتیاز دیگری ندارد و برای مردم است، مبتنی بر ولایت بر امور و امانت داری نوعی است و تصرفاتش محدود می باشد. با اندک انحراف تمام ملت حق مواخذه دارند. از این جهت این نوع سلطنت را محدوده و مسئوله می گویند.

طالقانی عقیده دارد در حکومت نوع اول، بر مردم و علماست که هر اندازه ای که می توانند در مقابل استبداد بایستند و قدرت مستبد را محدود و مهار کنند و در نوع دوم حکومت نیز باید از مجاری قانونی محدودیت ها و نظارت های لازم را به عمل آورند. طالقانی قسط را مقدم بر عدل می داند و در این باره می گوید: «به نطر من قسط غیر از عدل اجتماعی است. شاید عدل اجتماعی مرحله بعدی از قسط است. قسط یعنی سهم هر کسی را به خودش دادن. قسط یعنی سهم بندی واقعی، یعنی سهم هر کسی را به او بدهند چه سهم معنویش و چه سهم استعدادیش». (طالقانی، ۱۳۶۰: ۲۲).

همچنین وی در حالی که علاج استبداد را در گرو حاکیمت یافتن قانون معرفی می کند، در عین حال از تفکیک قوا به منزله مکانیسمی جهت غلبه بر استبداد و فسادپذیری قدرت یاد می نماید(مقصود از تجزیه، تقسیم قواست، به طوری که وظایف هر کدام روشن و مبین و صریح باشد و در کار یکدیگر هیچ گونه دخالت نداشته و مسئول انجام وظایف خود باشند مفروض اصلی اندیشه طالقانی، حاکمیت دین در جامعه و ایجاد جامعه سالم است. طالقانی به ولایت فقیه معتقد است، ولی نوع انتخابی آن را قبول دارد. به عقیده طالقانی، جامعه قبل از رسیدن به قسط، به آزادی محتاج است از دیدگاه طالقانی بنیادی ترین مسئله ای که انبیا مطرح ساخته اتد و در مرحله متعالی تر از قسط یا مسائل اقتصادی قرار می گیرد،مسئله آزادی بشر است که در پیوند تنگاتنگ با عبادت و بندگی خدا قرار دارد یعنی رستن از همه بندگی ها و شرک وگرنه خدا بندی ندارد که مردم را به بند خود بکشد. این افراد بشر و مکتب ها هستند که با مرید و مراد بازی ها سعی می کنند فکرو اندیشه مردم را در بندهای خود محدود نگه دارند. شخص پرستی هااست که می خواهند مردم رابه بند بکشند. همه این ها شرک اند. قرآن می گوید خدا را عبادت کنید تا از بندگی هر بنده ای،هر پدیده ای و هر قدرتی آزاد شوید (طالقانی،۱۳۵۹: ۱۸۲)

نخستین رویارویی طالقانی با نظام رضاشاهی

نخستین رویارویی طالقانی با نظام رضاشاه یه دنبال یک رخداد جزئی و نه چندان مهم آغاز شد. اما این موضوع ساده با توجه به سوء ظن گسترده و خشونت سیاسی حاکم بر جامعه آن روز، برای طالقانی به معضلی بزرگ تبدیل شد و او و اطرافیانش را به خود مشغول داشت و حتی وی را روانه زندان کرد.ماجرا در سال ۱۳۱۸ در پی تاهل طالقانی و اقامتش در تهران آغاز شد. وی که هر روز جهت شرکت در کلاس های درس آیت الله کمره ای ناگزیر بود پیاده مسیر میدان راه آهن و خیابان عین الدوله را طی کند، در یکی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *