تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تأثیر معنویت و ایمان بر تقویت فرهنگ عمومی از منظر قرآن، حدیث و عرفان یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تأثیر معنویت و ایمان بر تقویت فرهنگ عمومی از منظر قرآن، حدیث و عرفان شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی تأثیر معنویت و ایمان بر تقویت فرهنگ عمومی از منظر قرآن، حدیث و عرفان را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل بررسی تأثیر معنویت و ایمان بر تقویت فرهنگ عمومی از منظر قرآن، حدیث و عرفان با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل بررسی تأثیر معنویت و ایمان بر تقویت فرهنگ عمومی از منظر قرآن، حدیث و عرفان بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل بررسی تأثیر معنویت و ایمان بر تقویت فرهنگ عمومی از منظر قرآن، حدیث و عرفان با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بررسی تأثیر معنویت و ایمان بر تقویت فرهنگ عمومی از منظر قرآن، حدیث و عرفان وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل بررسی تأثیر معنویت و ایمان بر تقویت فرهنگ عمومی از منظر قرآن، حدیث و عرفان با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل بررسی تأثیر معنویت و ایمان بر تقویت فرهنگ عمومی از منظر قرآن، حدیث و عرفان مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی تأثیر معنویت و ایمان بر تقویت فرهنگ عمومی از منظر قرآن، حدیث و عرفان :

پیشگفتار

خدای متعال، با نازل نمودن احکام و معارف توحیدی و عرفانی قرآن و ارسال رسولان، پیامبر خاتم (ص) و جانشینان آن حضرت، چارچوب و روش صحیح زندگی و اصول فرهنگ دینی عمومی را به جامعه اسلامی و به ابناء بشر تعلیم داده و راه هدایت، تزکیه و تعلیم و تربیت انسان ها را بیان می نماید. امروزه، فرهنگ عمومی جوامع شرق و غرب عالم، اغلب بر پایه غیر توحیدی و انحرافی شکل گرفته و با آسیب هایی مانند کمبود معنویت، خودخواهی و خودمحوری، مادی گرایی و منفعت طلبی، خشونت و پرخاشگری همگانی، فقر و فحشاء، ناامیدی، تنهایی، ظلم، تبعیض و نژادپرستی، تزلزل خانواده، بی خانمانی، کودکان نامشروع، جهل، تقلید و خرافه گرایی، محاصره شده و مانع آسایش و آرامش بشر گردیده است. لکن تنها معتقدین به معارف اسلام، قادر به ساختن و حفظ و پیشبرد جامعه پیشرفته ای خواهند بود که نگرش و معرفت توحیدی و ایمان و معنویت و خشوع قلبی نقطه عزیمت و شرط ورود به آن و عامل بنیادین تأثیرگذار و تحول آفرین در تکون فرهنگ عمومی متعالی قلمداد می شود.

با ورود اسلام و مذهب تشیع به ایران، فرهنگ عمومی جامعه ایرانی تأیید و تقویت گردید. بزرگداشت نوروز، صله ارحام، مهمان نوازی، ایثار و گذشت، هم یاری و تعاون، وفاداری به عهد و پیمان، احترام به والدین و بزرگ ترها، علم دوستی و توجه به طبیعت، ، شجاعت و روحیه مقابله با زورگویی و استکبار، و مکارم اخلاقی والای دیگر، ازمصادیق فرهنگ ایرانی ما در طول سالیان دراز بوده است. لکن، امروزه با آسیب ها و تهدیداتی چون تقلید از غرب، مفاسد مالی و اخلاقی، رشوه و ربا، طلاق، راحت طلبی و منفعت جویی، ریاء، خود بینی و خودپسندی، بی عفتی و سایر رذایل اخلاقی، آمیخته شده و رنج بی هدفی، اضطراب و تنهایی را به همراه داشته است. با مراجعه به آیات قرآن و روایات و مفاهیم متعالی عرفان اسلامی در می یابیم که راه دست یابی به فرهنگ آرمانی برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی، در بهره مندی بیشتر ازکارکرد ایمان و عرفان و معنویت در دفع و رفع آسیب ها و تعالی فرهنگ عمومی مولد هدفداری و سازنده بنای وحدت مردمی و اطمینان و آرامش، امید و شادی، معناداری و رضایت از زندگی، محصور شده است.

هرچند درپژوهش های موجود به تعاریف، شاخص ها و خصوصیات فرهنگ عمومی توجه شده، اما به عملکرد ایمان در تقویت فرهنگ عمومی، بویژه با جستجو در آیات قرآن، روایات معصومین (ع) وعرفان اسلامی پرداخته نگردیده و بنابراین، سؤال ما اکنون این است:

براساس آموزه های قرآنی، روایی و عرفان اسلامی، ایمان و معنویات، حائز چه جایگاهی در ارتقاء فرهنگ عمومی است؟ معنا و مفهوم فرهنگ، ایمان و عرفان و معنویت چیست؟ معناگرایی و ایمان دینی چه تأثیری برتقویت فرهنگ عمومی جامعه دارد؟

روش تحقیق

مطالعه کتابخانه ای و نقلی و در اصل وحیانی، با رویکرد تحلیل کلامی در متون دینی کتاب و سنت و عرفان اسلامی است. در پژوهش پیش رو از تفسیر موضوعی و روایی آیات و نیز معارف مندرج در خانواده حدیث، بهره برده و به نظرات تحلیلی پرداختیم.

پیشینه تحقیق

بحث تأثیر ایمان بر تقویت فرهنگ عمومی از منظر قرآن و حدیث و عرفان اسلامی (در حد جستجو) بحث بسیار نادر یا احتمالا بی سابقه ای است. اگرچه مقالات وکتب فراوانی در زمینه فرهنگ مطلوب از منظر اسلام با بهره گیری و گزینش برخی آیات قرآن و یا بحث حول شناخت ایمان و یا نقش آن در زندگی، موجود است، لکن، موضوع این پژوهش با همه آنها متفاوت است. زیرا در این مقاله، سخن از تأثیر عامل (ایمان) بشکل خاص و نحوه عملکرد آن در تعالی فرهنگ عمومی جامعه دینی است. بحث از قدرت ایمان و معنویت و انواع تأثیرگذاری در خصوص فرهنگ عمومی یک جامعه دینی است. ویژگی دیگر، اتکاء بحث بر بهره بردن حداکثری و روش مند از منابع اصلی ما، قرآن کریم و روایات معصومین (ع) و نیز عرفان ناب اسلامی است

برای نمونه؛

۱- مقاله “نسبت دین و فرهنگ از نگاه قرآن” محمد بهرامی، پژوهش های قرآنی ۱۳۸۷، ش۵۴ و۵۵، پس از طرح نظراتی، می گوید: اگر درعصر جدید دین را یک امر فطری بشناسیم، دین می تواند و باید در فرهنگ دخالت کند.

۲- مقاله “منابع فرهنگ متعالی از منظر قرآن کریم” محسن میری، فصلنامه سراج منیر، پاییز، ۱۳۹۲ به استناد آیات قرآن طبیعت، غریزه، قلب، فطرت، دین، عقل، سیره عقلا و تاریخ را به عنوان منابع فرهنگ متعالی، معرفی می کند.

۳- مقاله “نقد و بررسی معنویت گرایی” محمد عرب صالحی و محمد کاشی زاده، مجله قبسات بهار ۱۳۹۴، معنویت سکولار، مدرن و بدون پشتوانه نظری و صرفا کارکردگرا را به چالش می کشد.

۴- مقاله “معنویت گرایی در قرآن” محمد جواد رودگر، مجله پژوهش های اعتقادی کلامی، تابستان ۱۳۸۸، ش۱۴

۵- مقاله “چیستی معنویت و سیر معنا پذیری آن در غرب” محمد ایران دوست، مجله فلسفه دین، تابستان ۱۳۹۷، ش۲

مفهوم شناسی

فرهنگ

لغت فرهنگ، بالغ بر ۴۰۰ تعریف دارد. دانشمندان، فرهنگ را چنین تعریف نموده اند: فرهنگ، مجموعه ای از آگاهی ها، باورها، اخلاق، هنر، آداب و رسوم و هرگونه توانایی است که انسان ها به جهت عضویت در جامعه کسب می کنند و بر مبنای آن زندگی فردی و اجتماعی خود را تداوم می بخشند. فرهنگ به این معنا اساس سعادت و پایه پویایی جامعه است. (فرهنگ فارسی، ج ۲، ص ۲۵۳۸)

علامه جعفری در تعریف فرهنگ می نویسد: فرهنگ عبارت است از شیوه بایسته و یا شایسته برای آن دست از فعالیت های حیات مادی و معنوی انسان ها که به طرز تعقل سلیم و احساسات تصعید شده آنان در حیات معقول تکاملی مستند می باشد. (جعفری، ۱۳۷۳، ص۲)

تعریف دیگر: فرهنگ، مجموعه ای هماهنگ از دانش ها، باورها، ارزش ها و هنجارهای انسانی است که به صورت نمادهای گوناگون در عرصه های سخت افزاری اجتماع انسان و امور مربوط به تمدن ظهور می یابد و به نسل های بعدی منتقل می شود. اگر این مجموعه، برگرفته از روش عقلی و متون دینی و اسلامی باشد، فرهنگ اصیل و معتبر نامیده می شود و در غیر این صورت، ضدفرهنگ و غیراصیل و نامعتبر شناخته می شود. (خسروپناه، ۱۳۹۰، ص ۲۷)

فرهنگ از دیدگاه مقام معظم رهبری، نقش و جایگاه مهمی در جامعه ایران اسلامی دارد: فرهنگ، هویت یک ملت است. ارزش های فرهنگی روح و معنای حقیقی یک ملت است. همه چیز مترتب بر فرهنگ است. فرهنگ حاشیه و ذیلِ اقتصاد نیست، حاشیه و ذیلِ سیاست نیست، اقتصاد و سیاست حاشیه و ذیل بر فرهنگند؛ (۱۹ /۹ /۱۳۹۲ بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی). بهره بردن صحیح یک ملت ازشکوفایی استعدادها و مواهب الهی، جامعه اسلامی را زنده و پیشرو نگه می دارد.

فرهنگ، واقعیتی مبتنی بر روش عقلانی و صحیح است که جسم و جان انسان و مهم ترین ابعاد زندگی و حیات مادی و معنوی او از جمله دانش ها، باورها و مکارم اخلاقی مردم جامعه را در بر دارد.

– چیستی فرهنگ عمومی

در تعریف فرهنگ عمومی آورده اند: فرهنگ عمومی عبارت است از مجموعه منسجم و نظام یافته ای از اهداف، ارزش ها، عقاید، باورها، رسوم و هنجارهای مردم متعلق به یک جامعه بزرگ، قوم یا ملت (فردرو و دیگران، ۱۳۸۰). رهبر معظم انقلاب، در تبیین مفهوم فرهنگ عمومی، ضمن تقسیم فرهنگ عمومی به دو بخش بارز و ظاهر، مانند الگوی پوشش و شکل معماری و بخش غیر واضح و نامحسوس، مانند وقت شناسی و خطرکردن برای جامعه، عمده ترین تأثیرات فرهنگ عمومی را از ناحیه اخلاق فردی و اجتماعی می دانند که درمعارف و آموزه های اسلام مورد توصیه اکید بوده و همگان می توانند به واسطه ایمان و اعتقاد به اسلام و مکارم اخلاقی، بدان ها آگاه گردند. (۱۹ /۴ /۱۳۷۴ دیدار با اعضای شوراهای فرهنگ عمومی استان ها) فرهنگ عمومی درهمه حوزه های زندگی است.

– رابطه فرهنگ و ایمان

ایمان دینی، تعیین کننده نوع فرهنگ و اساس آن است زیرا همه ابعاد زندگی بشر از جمله اهداف و باورها و دانش ها را تحت تأثیر خود دارد. فرهنگ دینی اسلام در رویارویی با فرهنگ الحادی کفر آمیز جوامع غرب و شرق، تنها فرهنگ اصیل و معتبر به دلیل زیرساخت مستحکم و ثابت ایمان و جهان بینی توحیدی آن است. فرهنگ تابعی است از ایمان که در تعامل و تعاضدند؛ همانند کشتی نجات در دریا و یا ستارگان در سپهر ایمان. و کارکرد ایجاد هویت مستحکم فرهنگی یک ملت به وسیله شناور شدن در جریان معرفت ایمانی است. در ادبیات قرآنی، تجلی ایمان و دین در جامعه به عنوان “ملت” ظهور می کند (بقره: ۱۳۵) که به معنای دین، طریق و راه و روشی است که مردم بر آن راه و روش سیر می کنند. (مجمع اللغه العربیه، ص ۲۴) نظامات فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، تربیتی، بروز و ظهور ایمان درونی افراد جامعه وتجلی رفتاری خلقند.

به نظر می رسد رابطه منطقی ایمان و فرهنگ نه تساوی است و نه تباین. فرهنگ، جعلی و قراردادی است اما ایمان، مبنا و علت ایجاد فرهنگی زیبنده و دلخواه مردم جامعه است. شاید در فرهنگ دینی عناصر ناسازگارتقلیدی و خرافی و ساختگی نفوذ کرده باشد و از سوی دیگر ممکن است در فرهنگ غیر دینی، عناصر مطلوبی از قبیل تجارب ملل، سنت های صحیح و آموزه های اخلاقی یافت شود که بتوانیم با پالایش فرهنگ، زندگی سالم تری را برای ابناء بشر به ارمغان ببریم. تأیید شریعت و تطبیق عناصر فرهنگی با آموزه های متعالی وحیانی و عرفانی اسلام ناب، آداب و رسوم و سنت ها را پذیرفتنی می سازد.

ایمان

– مفهوم ایمان

ایمان ازریشه «امن»، ضد خوف وامانت ضد خیانت است و ایمان ضد کفر است. ایمان، به معنی تصدیق و ضد آن تکذیب است (ابن منظور، ۱۴۱۴ق، ج ۱۳، ص ۲۱). همه لغویین، ایمان را به معنای تصدیق گرفته اند. مراد، اصالت توحید، معاد، عالم غیب و تعالیم پیامبر اکرم (ص) و انبیاء قبل از او است. «وَ الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیک وَ ما أُنزِلَ منْ قَبْلِک» (بقره: ۴)

مفهوم ایمان، تسلیم توأم با اطمینان خاطر است (قرشی، ج۱، ص۱۲۴). ابن عربی، ایمان را عبارت از قرار یافتن قلب و آرامش و اطمینان جان می داند… که چون خداوند از بنده اش صداقت قصد و اراده را ببیند، نور هدایت را به قلبش می تاباند. پس قلب و جانش آرام می یابد (الحکیم، ص ۱۳۶). و ایمان، جنبه عملی هم دارد. امام صادق: هر که کردارش موافقت با گفتارش ندارد ایمانش عاریت است (کلینی، ۱۴۰۷، ج۲، ص۳۸).

در باره تفاوت ایمان با اسلام، امام صادق (ع) فرمودند: معنای اسلام، اقرار به همه طاعات شناخته شده اسلام به ظاهر، … لازمه ایمان، اقرار قلبی با فروتنی، و تقرب آگاهانه است، پس ممکن است کسی مسلمان باشد نه مؤمن، ولی ممکن نیست مؤمن باشد نه مسلمان. (حرانی، ۱۴۰۴، ص ۳۳۰).

– حقیقت ایمان

حقیقت ایمان مبتنی بر شناخت و عرفان توحیدی است که از طریق اولیاء خدا حاصل شود. شخصی به امام صادق (ع) گفت: من از دوست داران باطنی و ظاهری شما هستم. امام صادق (ع) فرمود: دوست داران باطنی و ظاهری ما نشانه هایی دارند که با آنها شناخته می شوند.

گفت: آن نشانه ها چیست؟ امام صادق (ع) فرمود: چند چیز است، نخستین آنها این است که ایشان یگانگی خداوند را چنان که باید شناخته اند و علم توحیدش را استوار ساخته اند و آن گاه به چیستی او و چگونگی اش ایمان آورده اند و سپس مرز های ایمان و حقایق و شروط و تأویل آن را دانسته اند. سدیرازیاران امام گفت: ای فرزند پیامبر خدا من از شما نشنیده بودم که ایمان را چنین وصف کنید فرمود: بله ای سدیر پرسنده را نشاید که از چیستی ایمان بپرسد تا آن که [نخست] بداند ایمان به چه کسی است. سدیر گفت: ای فرزند پیامبر خدا اگر صلاح می دانید آن چه را فرمودید شرح دهید.

امام صادق (ع) فرمود: کسی که می پندارد خدا را با توهم دل می شناسد مشرک است. کسی که می پندارد خدا را به نام و بدون معنا [و حقیقت] می شناسد، به طعن [در حدوث خداوند] اعتراف کرده است؛ زیرا نام حادث است. کسی که می پندارد نام و معنا را می پرستد، با خداوند شریک قرار داده است. کسی که می پندارد معنا را با صفت و نه با ادراک می پرستد، به موجودی غایب، حوالت داده است. کسی که می پندارد صفت و موصوف را می پرستد، توحید را باطل ساخته است زیرا صفت، غیر از موصوف است و کسی که می پندارد موصوف را به صفت اضافه می کند بزرگ را کوچک ساخته است. اینان خدا را چنان که باید و شاید، نشناخته اند. بایشان گفته شد: پس راه رسیدن به توحید چیست؟

فرمود: باب جستجو باز است و راه خروج از [بن بست و شبهات] موجود است. شناخت عین موجود حاضر، پیش از [شناخت] صفت اوست و شناخت صفت موجود غایب مقدم بر [شناخت] عین او است. گفته شد: چگونه عین موجود حاضر را پیش از صفتش بشناسیم؟

فرمود: او را می شناسی و علمش را می دانی و خودت را نیز به وسیله او می شناسی، نه این که خودت را به وسیله خودت و از خودت بشناسی، و می دانی که آن چه در اوست، از آن او و قائم به اوست، چنان که (برادران یوسف) به او گفتند: (راستی تو یوسفی؟ گفت: من یوسفم و این هم برادر من است)، پس یوسف را به خود او شناختند نه به واسطه غیر او و از پیش خود و با توهم دل او را اثبات نکردند (حرانی، ۱۴۰۴، ص ۳۰۳ و۳۰)

اگر انسان، به ذات اقدس حضرت حق رو کرده، از اوهام و افکار دور برای شناخت صفات روی بگرداند می تواند با علم حضوری و شهودی، آینه جمال وجلال خداوندی باشد و وحدت حقیقت را بیابد.

انسان کامل و عارف بالله مظهر تجلی جمال وجلال الهی است و انسان های دیگر به نسبت علم به خداوند و صفای نفس، مظهر تجلی جمال وجلال اویند. نیل به ایمان خالصانه و عارفانه، در ایجاد سبک شورانگیز حیات انسانی نقش و جایگاه اساسی دارد. شجره مبارکه و طیبه “کلمه توحید” و خدامحوری، دائما به اذن پروردگارش، ثمر بخشی دارد (ابراهیم: ۲۵) و موحدان و مجاهدان بی نظیر و اعجاب آوری را ماننداصحاب امام حسین (ع) به جامعه جهانی تقدیم می کند.

– رابطه ایمان و عقل و علم

میان ایمان و عقل، ایمان و علم و معرفت، ارتباطی نزدیک وجود دارد. کفر و ایمان بعد از حصول تعقل است. «لا إِکْراهَ فِی الدِّین قدْ تَبَینَ الرُّشدُ مِنَ الْغَی فَمَنْ یکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقی لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ.» (بقره: ۲۵۶) در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست [کسی حق ندارد کسی را از روی اجبار وادار به پذیرفتن دین کند، بلکه هر کسی باید آزادانه با به کارگیری عقل و با تکیه بر مطالعه و تحقیق دین را بپذیرد] . مسلماً راه هدایت از گمراهی [به وسیله قرآن، پیامبر و امامان معصوم] روشن و آشکار شده است. پس هر که به طاغوت [که شیطان، بت و هر طغیان گری است] کفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد بی تردید به محکم ترین دستگیره که آن را گسستن نیست، چنگ زده است و خدا شنوا و داناست. این دیدگاه دقیقا مقابل ایمان گروی شکاکانه کرکگارد است.

– خاستگاه ایمان

و درباره چگونگی پیدایش ایمان باید گفت: ایمان، خاستگاه فطری دارد و خداوند، سرشت انسان ها را بر فطرت خداجویی وخداخواهی، بنا نهاده است. «فَأَقِمْ وَجْهَک لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیها…» (روم: ۳۰). یعنی رویت را بگردان به سوی دین پاک و حنیف، بر اساس فطرتی که خداوند باطن مردم را برآن سرشته است. به قول ابن عربی، حنیف به معنای از باطل مایل شدن به حق است و آنچه خداوند تشریع فرموده و برای مکلفین و دین داران تعیین نموده است. (حکیم، ص۱۳۵) بنابراین آن ها مشرک نمی شوند «حُنَفاءَ لِلَّهِ غَیرَ مُشْرِکینَ بِهِ…» (حج: ۳۱). فطرت، مانند طبیعت و غریزه یک أمر تکوینی است یعنی جزء سرشت انسان است. فطریات انسان، مربوط می شود به ماوراء حیوانی… هیچ مکتبی نیست که منکر یک سلسله ارزش های انسانی باشد… . اصالت انسان و انسانیت واقعی، در گرو قبول فطریات است. (مطهری، ۱۳۷۴، ص۲۹-۳۷).

و بنا بر بیان حضرت زهرا (س)، حقیقت توحید و اخلاص فطری قلوب و دلها است. (طبرسی، ۱۴۰۳، ج ۱، ص ۹۸) ویژگی فطرت آن است که: «کثرت صورت» محکوم «وحدت سیرت» است و تعدّد زبان، نژاد، اقلیم، عادات و آداب و دیگر عوامل گوناگون بیرونی، مقهور اتحاد فطرت درونی است (جوادی آملی، ۱۳۸۸، ج۱، ص۳۴). فطرت اصالت دارد و ایمان، امری است که در فطرت همه انسان ها ریشه دارد. در نگاه اهل عرفان نیز عقل فطرت برای کوچک و بزرگ، اندیشیدن به اوامر و نواهی و تشخیص عقلی بین خیر و شر، بزرگی و پستی، سود و زیان، خویش و بیگانه را میسر می سازد (عجم، ۱۹۹۹، ص۶۵۳).

ایمان، هدیه خداوند به آنان که دوستشان می دارد است. خداوند همه چیز را آغاز کرد… از چیزهایی که دوست داشت، ایمان است که آن را پسندید و از اسم خود “مؤمن ” (یعنی أمان دهنده) مشتق ساخت و آن را به هر مخلوقی که دوست داشت انعام کرد… (حرانی، ۱۴۰۴، ص۱۶۳). ایمان، نوری از سوی خداوند است و هدیه ای برای منت داران و دوست دارانش. (الحکیم، ص ۱۳۶)

عرفان

– تعریف عرفان

عرفان عبارت است ازهمان علم به الله (سبحانه) از اسماء خدای سبحان و صفات او و آنچه در هستی مظاهر اوست و علم به احوال مبدا و معاد. و علم به حقایق عالم و چگونگی بازگشت حقایق به حقیقت واحد که تنها ذات احدیت است. و نیز شناخت راه و روش سلوک و مجاهده برای آزادکردن و رها سازی نفس ازتنگنای قید و بندهای دنیای جزئیت و پیوستن نفس به اصل و مبدأ خود و اتصاف به حقایق مطلق وکلیت. (قیصری، ۱۳۸۱، ص۷). عرفان، شناخت حق با قلب و نوعی خداشناسی وخداپرستی است که فرد با تسلیم به خدا بودن و عمل به فرایض، ارتقاء روحی می یابد تا آن که با وصول بخدا، برخی حقایق در صفحه ضمیر او جلوه گر می شوند و قلب او محل تابش انوار الهی می شود. البته باید تحصیل معرفت کرد؛ ولی نه ذهنی و مفهومی؛ بلکه عرفان، درک حضوری وجدانی بدون واسطه مفاهیم ذهنی صفات خدا و تجلیات او و حقایق هستی است. رسیدن به خدای سبحان، دو قسم است؛ علمی و عملی (نظری و عملی) و عملی مشروط به علمی است تا عامل در عملش دارای بصیرت و دانایی باشد (قیصری، ۱۳۸۱، ص ۵)عارف برای طی مقامات نفس در فناء و رسیدن به بقاء، سفرهای معنوی و سیر وسلوکی چهارگانه دارد که دو سفر اول برای آماده شدن و استعدادی است و دو سفر دیگرکمالی است. (خمینی، ۱۳۷۲، ص۱۶۷)

– انواع عرفان

عرفان در همه فرهنگ ها و ادیان وجود دارد. اما با بدفهمی ها و عدم وضوح و ابهام هایی همراه بوده است. درجواع غربی و اروپایی امروز، عرفان به معنای امری آرامش بخش و مسکن افراد درگیر چالش های زندگی است ولی عرفان، اگرچه کارکرد آرام بخشی دارد، آرامش و یقین و شجاعت و مهرورزی از آثار عرفان است و با عرفان های دارویی و بدلی سر و کاری ندارد و عارف با عبودیت و ریاضت کشیدن، دچار تحول روحی می شود.

در شرق آسیا سنت های مختلف عرفانی، نظیر عرفان هندویی، عرفان بودایی، عرفان جین و چینی و ذِن وجود دارند که همگی تحت یک حکم قرار می گیرند. تمایزات عرفان اسلامی از عرفان شرقی را از دو جنبه می توان بررسی کرد: یکی از جنبه درونی و دیگری از جنبه بیرونی. از جنبه درونی در عرفان های شرقی چون نبوت تشریعی در آنها نیست، تنها با اساطیر و مفاهیم ذهنی و انتزاعی سر و کار داریم و سخن از مقام ربوبیت، خلافت اللهی انسان، ولی کامل، بقای بعد از فنا و مقام محبت نیست، که در عرفان اسلامی به کرات از آنها سخن رفته است از جنبه بیرونی هم عدالت خواهی، انقلابی بودن و مبارزه با فرهنگ شرک آلود غربی از دیگر وجوه تمایز عرفان اسلامی از عرفان های شرقی است (سایت گنجینه پرسش های قرآنی)

سرچشمه های عرفان اسلامی

– آیات نورانی قرآن

استاد شهید پس از ذکر آیاتی از قرآن «۱۱۵ بقره، ۳ حدید» می نویسد:

بدیهی است که این گونه آیات، افکار و اندیشه ها را به سوی توحیدی برتر و عالی تر از توحید عوام می خوانده است؛ لهذا در حدیث کافی آمده است که خداوند می دانست که در آخر الزمان مردمانی متعمّق در توحید ظهور می کنند لذا آیات اوّل سوره الحدید و سوره «قل هواللَّه احد» را نازل فرمود. در مورد سیر و سلوک و طیّ مراحل قرب حق تا آخرین منازل، کافی است که برخی آیات مربوط به «لقاءاللَّه» و آیات مربوط به «رضوان اللَّه» و آیات مربوط به وحی و الهام و مکالمه ملائکه با غیر پیغمبران مثلاً حضرت مریم و مخصوصاً آیات معراج رسول اکرم را مورد نظر قرار دهیم. در قرآن سخن از نفس امّاره، نفس لوّامه، نفس مطمئنه آمده است. سخن از علم افاضی و لدنی و هدایت های محصول مجاهده آمده است: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا» در قرآن، از تزکیه نفس به عنوان یگانه موجب فلاح و رستگاری یاد شده است: «قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا». در قرآن، مکرّر سخن از حبّ الهی مافوق همه محبّت ها و علقه های انسانی یاد شده است. قرآن از تسبیح و تحمید تمام ذرّات جهان سخن گفته است.

– احادیث و ادعیه

کلمات رسول اکرم (ص) از جمله گفت وگوی او پس از ادای نماز صبح با یکی از اصحابش درباره یقین و نشانه هایش و نقش عبادت الهی در تنویر دل ها و رساندن انسان به مقام «احسان» و «شهود» و «مکاشفه» و همچنین آموزه های دیگر نبوی و معارف «علوی» و «ولوی» چنان سرچشمه های زلال بینش های الهی و گرایش های معنوی و هیجانات روحی و واردات قلبی و سوز و گدازها و عشق های آسمانی و معنوی شده است که به واقع الهام بخش عرفان اصیل اسلامی و توحید ناب و تربیت موحَّد کامل شده، و کافی است به نهج البلاغه که منشأ عرفان عمیق نظری و سرچشمه ژرف عرفان عملی به صورت گسترده شده است نگاهی بیفکنیم؛ بویژه به خطبه های ۲۲۰ در تفسیر آیه ۲۷ نور و ۲۱۸ در تبیین اوصاف عارفان و مواضع گونه گون دیگر که در توحید علمی و عینی و عرفان اصولی و وصولی، دستمایه های شگرفت و شگفتی شده اند اندک توجّهی داشته باشیم و به ادعیه اسلامی که قلّه های بلند عرفان و معنویت و سلوک و شهود را با چشم اندازی گسترده در معرض دید اصحاب عقل و دل نهاده اند، از جمله مناجات شعبانیه، دعای کمیل، دعاهای پانزده گانه امام سجادعلیه السلام دعای عرفه و… (رودگر، ۱۳۸۳، ش۳۱)

– رابطه عرفان و شریعت

وحی و شرع، محک و معیار صحت و سقم نظام باورهای دینی است.

از امام صادق نقل شده؛ پیامبر (ص) ازطریقی خبر دادند که در صورت عمل کردن، شیطان از مؤمنین و پیروان، فاصله ای به دوری شرق عالم از غرب آن می گیرد و آن راه، روزه است که روی شیطان را سیاه می کند و صدقه که پشت او را می شکند و حب و دوستی در راه خدا و پشتیبانی از عمل نیک، دنباله اش را قطع می کند و توبه و استغفار رگ گردنش را می زند. و اینکه: هر چیز زکاتی دارد و زکات بدنها، روزه است. (طوسی، ۱۳۹۰، ج ۴، ص ۱۹۱). امام خمینی (قدس سره) می فرماید:

و بدان که هیچ راهی در معارف الهیه پیموده نمی شود مگر آن که ابتدا کند انسان از ظاهر شریعت، و تا انسان متأدب به آداب شریعت حقه نشود هیچ یک از اخلاق حسنه از برای او به حقیقت پیدا نشود و ممکن نیست که نور معرفت الهی در قلب او جلوه کند و علم باطن و اسرار شریعت از برای او منکشف شود. و پس از انکشاف حقیقت و بروز انوار معارف در قلب نیز متأدب به آداب ظاهره خواهد بود. (موسوی خمینی، ۱۳۶۸، ص۵۲۵)عبودیت انجام مناسک و عبادات و آداب شریعت، اخلاق والا را در سیرت و باطن مؤمن بشکل نهادینه و ملکه راسخ درآورده و حسن و زیبایی آن فعل، روح انسان را حهت دهی توحیدی کرده و درجلال و جمال به هیجان در آورده و باعث تحیر و درگیری او می شود و سیر معنوی و سلوک عرفانی را هدف او قرار می دهد. شریعت، طریقت و حقیقت در تقابل با هم نیستند؛ ابعاد یک چیزند.

معنویت

کلمه «معنویت» در قرآن نیامده، ولی با توجه به معنای لغوی آن، که «معنی» به آنچه قصد شده گفته می شود. می توان گفت، منظور از آن، عالم باطن و حقیقت و روح جهان مادی و ظاهری است که بهترین واژه قرآنی نزدیک به آن “حیات طیبه و نور الهی” است. بدین بیان که در میان انسان ها افرادی یافت می شوند که افزون بر زندگی عادی همگان، از علم و ایمان و معرفت نسبت به آفریننده هستی برخوردارند، چیزهایی ازعالم معنا درک می کنند که سایرین از درک آن عاجزند، چیزهایی را اراده می کنند که دیگران آن را اراده نمی کنند و… در حقیقت دریچه ای از باطن و حقیقت عالم به رویشان گشوده شده و به معنای عالم دست یافته اند (طباطبایی، ۱۳۹۰). «أَوَ مَنْ کانَ مَیتاً فَأَحْییناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نوراً یمشی بهِ فِی النَّاسِ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیسَ بِخارِجٍ مِنْها کذلِکَ زُینَ لِلْکافِرینَ ما کانُوا یعْمَلُونَ» (انعام: ۱۲۲) آیا کسی که [از نظر عقلی و روحی] مرده بود و ما او را [به وسیله هدایت و ایمان] زنده کردیم، و برای وی نوری قرار دادیم تا در پرتو آن در میان مردم [به درستی و سلامت] حرکت کند، مانند کسی است که در تاریکی ها [یِ جهل و گمراهی] است و از آن بیرون شدنی نیست؟! این گونه برای کافران [به خاطر لجاجت و عنادشان] آنچه انجام می دادند، آراسته شد [تا گمان کنند اعمالی را که انجام می دهند نیکوست. ] آیه دیگر “ایمان و عمل صالح” را عامل اصلی چنین حیاتی پاکیزه و پاداش برای زن و مرد مؤمن دانسته است «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طیِّبَهً وَ لَنجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ». (نحل: ۹۷) از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است مسلماً او را به زندگی پاک و پاکیزه ای زنده می داریم و پاداششان را بر پایه بهترین عملی که همواره انجام می داده اند، می دهیم. معنویت، امری درونی و رویکردی است مبتنی بر معرفت، ایمان و عمل صالح در چارچوب شریعت اسلامی و در محیط دینی، پدیدار می گردد.

کارکرد های ایمان درحوزه های تقوی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *