توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی مادر و مادری در اندیشه های سیمون دوبووار و عرفان اسلامی!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی مادر و مادری در اندیشه های سیمون دوبووار و عرفان اسلامی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی مادر و مادری در اندیشه های سیمون دوبووار و عرفان اسلامی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی مادر و مادری در اندیشه های سیمون دوبووار و عرفان اسلامی شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی مادر و مادری در اندیشه های سیمون دوبووار و عرفان اسلامی استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی مادر و مادری در اندیشه های سیمون دوبووار و عرفان اسلامی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی مادر و مادری در اندیشه های سیمون دوبووار و عرفان اسلامی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی مادر و مادری در اندیشه های سیمون دوبووار و عرفان اسلامی حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی مادر و مادری در اندیشه های سیمون دوبووار و عرفان اسلامی به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی تطبیقی مادر و مادری در اندیشه های سیمون دوبووار و عرفان اسلامی :
پیشگفتار
در دنیای معاصر، مباحث مربوط به زنان در حوزه های گوناگون از حساس ترین بحث ها محسوب می شود. تجزیه و تحلیل نقادانه جنسیت، دست کم، از اواخر نیمه اول قرن بیستم به این سو، در عرصه های اعتقادی، علمی، فرهنگی، سیاسی، تربیتی، اخلاقی و غیره، جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است. نگاه نقادانه مبتنی بر جنسیت، کوشیده است در حوزه های گوناگون، به خصوص در حوزه مسایل تربیتی، قرائت های جنسیتی جدید ارائه نماید.شاید بتوان ادعا نمود که در دنیای معاصر نظام های فکری، به خصوص نظام ها و نهادهای تربیتی، بیش از هر منظر دیگر، از منظر جنسیتی به نقد کشیده شده است. اندیشه های فمینیستی، به خصوص از نیمه دوم قرن بیستم به بعد، تأثیرات زیادی بر مباحث تربیتی در سطوح گوناگون مبانی، اصول، روش، اهداف، برنامه ریزی درسی و غیره داشته است.
انسان در طول تاریخ از زیاده روی و کم انگاری آفات بسیاری دیده است. در این بین «نگرش به خصوصیات، تفاوت ها و اشتراکات زن و مرد» نیز از این مسئله بیرون نیست. عده ای تفاوت های زن و مرد را فراوان انگاشته اند؛ از این رو دچار توهم و اشتباه بزرگی گشته و تفاوت ها را حتی به جایگاه انسانی زن و مرد سرایت داده اند و مرد را برتر از زن و اختیاردار او دانسته اند. در این تفکر زن موجودی غیر انسانی شمرده می شود و در ردیف اموال و دارایی ها قرار می گیرد. (Ahmadi,2005.P35-37) در تفکر قرون وسطایی «زن آخرین حیوانی است که مرد، او را اهلی کرده است». ارباب کلیسا نیز در روزگار قدیم می گفتند: «هر زنی از این که زن است باید شرمسار باشد» (Motahari,1984.P516). از جمله تفاوت های روانی زن و مرد، عواطف و احساسات آن هاست. زنان از مردان عاطفی تر و احساسی ترند و با این سرشت به دنیا می آیند. (Bostan, 2003. P164)
از دیگر سو؛ عده ای، اندک تفاوتی بین زن و مرد ندیده اند و به تساوی مطلق زن و مرد نظر داده اند. این دیدگاه تازگی ندارد؛ بلکه همان نظریه ی افلاطون است که چهار قرن پیش از میلاد می زیست. افلاطون بر این ادعا پا می فشارد که زنان و مردان استعدادهای همانندی دارند و زنان می توانند همان وظایفی را به دوش بگیرند که مردان عهده دار می شوند و از همه حقوق مردانه بهره مند گردند. (Motahari ,1972. P175)
در این بین اسلام نگاه واقع بینانه و متعالی دارد و ضمن پذیرش تفاوت های تکوینی و تشریعی زن و مرد، آن را باعث برتری مطلق و هم چنین تساوی مطلق جنسی بر جنس دیگر نمی داند. بلکه زن و مرد را در بیشتر مسائل با یک دیگر برابر دانسته و در برخی دیگر به سبب خصوصیات مردانه یا زنانه، نوعی برتری نسبی را به یکی از دو طرف داده است.
فمینیسم، به مثابه نظام فکری برآمده از انگاره اومانیسم، بازتاب مکتب های فکری مدرن غربی، در بحث زنان است. با توجه به ویژگی های مشترک همه گرایش ها، می توان تعریف و نظریه تربیتی مشترک و نسبتاً فراگیر برای آنها در نظر گرفت. فمینیست ها عرصه تعلیم و تربیت را بهترین بستر برای توانمندسازی زنان و ترویج دیدگاه های نقادانه مبتنی بر جنسیت، رسیدن به برابری کامل زن و مرد، گسترش رشته مطالعات زنان و غیره از اهداف خود در این عرصه می دانند. برای رسیدن به این اهداف، اصول و روش های همچون نقد، تشابه محوری، مخالفت با خانه داری و مادری، الگوسازی فمینیستی و غیره را در پیش گرفته اند. در ارزیابی و نقد فمینیسم باید توجه داشت که اولاً، نباید نهضت دفاع ازحقوق و کرامت زنان را با فمینیسم یکسان پنداشت؛ ثانیاً، آثار مثبتی که این نهضت داشته، نه آثار اندیشه های فمینیستی، بلکه آثار طرح بحث حقوق زنان در غرب است؛ ثالثاً، در یک نگاه جامع ضمن توجه به آثار مثبت طرح بحث حقوق زنان، باید به پیامدهای ویرانگر اندیشه های فمینیستی نیز توجه نمود.در این پژوهش، مبانی فمینیسم و تفاوت های فمینیسم اسلامی و غربی با تکیه بر آراء و افکار سیمون دوبوار در کتاب جنس دوم مورد بررسی و تأکید قرار خواهد گرفت و به سوالات زیر پاسخ داده خواهد شد:
۱- شاخصه های فمنیسم غربی و اسلامی چه می باشد؟ ۲- نظرات دو نحله مد نظرِ فمنیسم در خصوص جایگاه مفهوم مادری چیست؟
در خصوص فمینیسم، پژوهش های زیاد صورت گرفته امادر این تحقیق، به مفهوم اختصاصی مهر مادری از منظر دو رویکرد فمینیسم اسلامی و غربی آن پرداخته خواهد شد. در شرایط کنونیِ جامعه به لحاظ فرهنگی و نیز دوره گذار از سنت به سمت مدرنیسم؛ کیان خانواده و نیز میل به تشکیل خانواده و توجه به مهر مادری تا حدود زیادی دستخوش آسیب های ذهنی قرار گرفته و این تحقیق می کوشد تا ضمن خاطرنشان کردن تبعات سوق یافتگی به تمایلاتِ فمینیستی، دیدگاه اسلام در خصوص مفهوم مادری را برجسته سازد. سهیلا صادقی فسایی، در پژوهشی تحت عنوان «چالش فمینیسم با مادری»، (Woman and family research center , vol. 7,2005) چنین آورده است: برای مدت های طولانی بحث در مورد موضوعاتی که زنان و نقش های آن ها را در جامعه متأثر می سازد، تحت تسلط افراطیون سنتی و رادیکال ها بوده است. در این مباحث گروهی از فمینیست های رادیکال «سرکوب زنان» را به موضوع مادری ربط داده و ادعا نموده اند که رایج ترین موانع بر سر راه زنان به واسطه بیولوژی تولید مثل ایجاد شده است. وی در خصوص مفهوم مادری می نویسد: «مادری» معمولاً به مفهوم توجه و مراقبت از کودکان، ارضای نیازهای مادی، عاطفی، روانی و احساس مسئولیت در قبال آن ها و همچنین برقراری مناسباتی است که نیازهای آن ها را برآورده می کند.
ابزار و روش
این روش به روش توصیفی تحلیلی و تحلیل محتوا انجام شده است. که مبتنی بر منابع کتابخانه ای و اینترنتی است. مبانی نظری پژوهش با تکیه بر منابع غربی تدوین شده و در بحث تفصیلی از تلفیق منابع اسلامی و نیز تاکید بر کتاب جنس دوم سیمون دوبوار استفاده شده است. (Woman and family research center, vol.7,2005)
ادبیات پژوهش
چیستی فمینیسم
واژه فمینیسم (feminism)، از ریشه Feminine گرفته شده است که در فرانسوی و آلمانی، معادل Feminin و به معنای زن یا جنس مؤنث است. (Rudgar,2007.P23) و نخستین بار در سال ۱۸۳۷م وارد کتاب های زبان فرانسه شد. (Khorramshahi,1992.P14) هرچند ارائه تعریف جامع از فمینیسم بسیار دشوار است. اما مناسب ترن تعرف ارائه شده درباره فمنسم، ان مطلب مباشد؛ «فمنسم مجموعهای از حرکات و ادئولوژیها برای اجاد کردن بسترهای دفاع از حقوق برابر ساس، اقتصادی و اجتماع برای زنان و هم چنن اجاد فرصت های برابر برای زنان و دختران در آموزش و پرورش واشتغال است.» (Goldstein,1982.P23)
با توجه به ویژگی های مشترک گرایش های فمینیستی، می توان گفت: فمینیسم عبارت است از: «دفاع از حقوق زنان، مبتنی بر انگاره اومانیسم و سکولاریسم، با تأکید بر غیرطبیعی دانستن نابرابری های موجود و حرکت به سمت برابری یا موقعیت برتر زنان.» (Payne ,2007.P12)
سرآغاز جنبش فمینیسم
به دلیل اینکه در نیمه اول قرن نوزدهم، در کشورهایی همچون فرانسه، انگلستان و امریکا، بیانیه ها، اعلامیه ها و مقالاتی سرنوشت ساز در دفاع از برابری حقوق زنان و مردان صادر شد و گردهمایی هایی در این جهت برگزار گردید، برخی آغاز جنبش زنان را اواخر نیمه اول قرن نوزدهم می دانند (Freedman,2007.P7). برخی نیز، نقش مری ولستون کرافت (Mary Wollstonecraft) را در شکل گیری جنبش فمینیسم تعیین کننده دانسته؛ بیانیه معروف سیصد صفحه ای وی را تحت عنوان «استیفای حقوق زنان» (A vindication of the Rights of Woman) که در سال ۱۷۹۲ منتشر شد، سنگ بنای فمینیسم مدرن می دانند. با توجه به اینکه فمینیسم، ریشه در تغییرات فرهنگی دارد، می توان گفت، فمینیسم از پدیده های مدرن غربی است که پس از عصر روشنگری به وجود آمده و در پیدایش آن، عواملی همچون مبانی اندیشه ای غرب جدید از قبیل اومانیسم، سکولاریسم، اندیشه سیاسی اجتماعی نوین غرب و تحولات نظام سرمایه داری نقش اساسی داشته است. (Moshirzadeh,2011.P19)
دیدگاه اسلام درباره زن و مادری
بیان دیدگاه اسلام درباره زن و مادری در دوره معاصر، خالی از مشکلات و دشواری ها نیست؛ زیرا از یک سو برخی آثار دینی و اسلامی، در نگاه نخست متفاوت و مخالف با یکدیگر به نظر می آیند. و از سوی دیگر، برخی عادات ملل اسلامی، با تعالیم اصیل اسلامی به گونه ای آمیخته شده که تصور می شود اینها همه از اسلام است بنابر این، ابتدا باید بین تعالیم دینی مستقیم و مستند، با عادات موروثی تمایز قائل شد و سپس بین متون دینی مستند این دو بخش را تفکیک نمود؛ بخشی درباره زنان و شئونات او که مربوط به مرحله ای معین از تاریخ است و بخش دیگری که مبتنی بر تعالیم بنیادین و جاودان است. (Sadr ,2012.P14).
بنابر این برای تبیین مفهوم مادری باید به متن قرآن مراجعه کرد که با تصریح خداوند، مصون از تحریفات می باشد. آیات متعددی از قرآن به برابری زن و مرد در بهره مندی های روحانی و مقام انسانی اشاره می کند. (Holly Quran,Al omran.195 ,Al nesa.124,Al hojorat.13 ,Al nahl.97 ,Ahzab. 35)
عموم مفسران هم بر این مسأله تأکید کرده اند. حتی بنابر آیات قرآن، زنانی چون همسر فرعون و مریم مادر حضرت عیسی (ع) مخاطب وحی بوده اند؛ اگر چه مقام نبوت نداشته اند. با وجود این؛ قرآن جز در یک مورد استثنا بطور مستقیم؛ (Holly Quran,Ahzab.28-34) زنان پیامبر را مورد خطاب قرار نداده است.
با این همه، با مطالعه آیات قرآن و الگوهای تاریخ اسلام می توان تحلیل کرد که خداوند اجرای احکام الهی را به مردان و نیز قیمومیت و سرپرستی آنها را در داخل خانواده به مردان سپرده است. هر چند این امر به معنای عدم نقش آفرینی زنان در عرصه اجتماعی نبوده است؛ چنانکه حضرت فاطمه وحضرت زینب سلام الله علیها در مواردی که با ظلم و تعدی حاکمیت وقت مواجه بودند، به ایفای نقش سیاسی و تاریخی خویش اهتمام نمودند. همچنین، نوع دستورهایی که اسلام به زن و مرد می دهد، در عین حال که یک راه مشترکی برای هر دو قائل است، ولی راه مخصوص را هم از نظر دور نمی دارد، وقتی احترام به پدر و مادر را بازگو می کند، برای گرامی داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه و بالاستقلال طرح می کند. قرآن کریم می فرماید:
«وَ وَصَّینَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حمْلُهُ وَ فصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّی إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعینَ سَنَهً…» (Holly Quran,Ahghaf.15)
(ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می کند و با ناراحتی بر زمین می گذارد و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد…)
فمینیست های اسلامی، فمینیسم غربی را به صورت انتقادی مورد مطالعه قرار می دهند. انتقاد عمده فمینیست های مسلمان را می توان در تأکید بر خانواده، انتقاد از فردگرایی افراطی، فمینیست های غربی و لزوم توجه به شرایط فرهنگی و منطقه ای زنان هر کشور و در نتیجه عدم امکان ارائه راهبردهای واحد برای تمام زنان، پیگیری کرد. خشونت در محل کار نیز شایعترین اشکال خشونت در جوامع پیشرفته غربی است. در این خشونت ها زنان بیشترین قربانیان را دارند. (Kappel,1999.P23) فروکاستن زن به ابژ جنسی امر غیراخلاقی است و متضمن خوار داشت او و نادیده انگاشتن کرامت انسانی او. در جوامعی که به لحاظ فرهنگی چنین تصویری از زن رایج است و در وهل نخست، زن به ابژ جنسی فروکاسته می شود، باید تمام همّ را مصروف فرهنگ سازی کرد تا نگرشِ جنسی محور به محاق رود.
تربیت اخلاقی و تربیت دینی
در تربیت اخلاقی تربیت دینی از جایگاه رفیعی برخوردار است. تحقیقات انجام شده نشان می دهد که تربیت دینی توسط خانواده ها نقش اساسی در سلامت روان و سازگاری اجتماعی دارد. همچنین پژوهش ها مؤید این مطلب است که مذهب می تواند خویشتن داری را که عنصر اساسی در تربیت است، افزایش دهد و در این میان خانواده می تواند به عنوان اصلی ترین و اساسی ترین عنصر تربیت دینی تلقی شود. (رهبر، ۱۳۸۹: ۱۵)
تربیت دینی کودکان از همان ابتدای تولد آغاز می شود. درست است که نوزاد معانی کلمات و جمله ها را نمی فهمد و خصوصیات مناظر و اشکال را تشخیص نمی دهد.اما آنها را می شنود و می بیند و اعصاب و مغزش از آنها متأثر می گردد. کودک تدریجاً با آنچه دیده و یا شنیده است مأنوس و آشنا می گردد و همین آشنایی در اینده او مؤثر است. نوزادی که در محیط دینی پرورش یافته و صدها مرتبه آهنگ دلنشین تلاوت قرآن و لفظ زیبای خدا را شنیده با چشمش منظرهای نماز خواندن پدر و مادر را دیده است. با نوزادی که در محیط فساد پرورش یافته است و گوشش با شنیدن نغمه های فساد و چشمش با دیدن مناظر فحشا خو گرفته است، یکسان نیست. (شکوهی یکتا، ۱۳۷۰: ۸۷)
تربیت دینی، همچون سایر جنبه های تربیت مانند تربیت جسمانی، ذهنی، اخلاقی و… فرایندی است دو سویه که باید آموخته و فراگرفته شود. با این تفاوت که این نوع تربیت از سایر انواع تربیت مهم تر است و باید با دقت و ظرافت خاص انجام شود. (رهبر، ۱۳۸۹: ۱۵)
پرورش و تربیت دینی، روشی است که انبیا و صاحبان ادیان و شرایع در طول تاریخ از آن استفاده کرده اند. آنان از یکسو توجه آدمیان را به سرانجام زندگی و پیامدهای آن معطوف داشته اند و از دیگر سو کمال واقعی و حقیقی انسان را در رشد ایمان به خدا و آیات و سعادت در جهان آخرت دانسته اند. یعنی افزون بر مطلوب بودن زندگی مسالمت آمیز در نزد عموم مردم. آنان بر کمال واقعی که همان خوشبختی در دنیای پسین است نیز تأکید داشته اند و انسان را موجودی جاودان و نامیرا معرفی کرده اند. (بنائیان، ۱۳۸۹: ۵)
یادگیری در تربیت دینی دارای سه بعد، شناختی، عاطفی و رفتاری است که خانواده ها در هر بعد وظایف خاصی را باید به کار گیرند که در این جا دو مورد از این ابعاد اشاره می شود. و در این میان نقش مادر به عنوان استوانه خانواده غیر قابل انکار است.
نهاد خانواده زیر بنایی ترین نهاد اجتماعی است و از نظر منزلت، شرافت و ارزش محوری می تواند دارای موقعیت ممتاز باشد و سرآمد ارزش ها قرار گیرد. رشد، بقا و سلامت جسم و جان وابسته به استواری خانواده و وظیفه شناسی مادر و پدر است. و در معارف دینی نیز تشکیل این نهاد به عنوان یک حقیقت مقدس بین خود افراد بشر و بنای عشق ومهربانی و آرامش و سکون و به عنوان آیت بزرگ الهی معرفی گردیده است.نقش شخصیت، اخلاق، عزت وعفت مادر بر استحکام این بنای بنیادین، بر هیچ کس پوشیده نیست.
«مادری» گوهری ترین بخش حیات زنان است و ادیان الهی بر تعظیم جایگاه رفیع مادر در کنارپدر سفارش های زیادی نموده اند. تا آن جا که قرآن کریم امر به نیکوکاری به پدر ومادر را درکنار امر به عبودیت ونهی از شرک خداوند ذکر کرده است(نساء: ۲۶).
جنسیت و عرفان اسلامی
در دیدگاه عرفانی، بسیاری از عرفا برآنند که حقیقت ذات زن و مرد یک چیز است و تفاوت ها از ناحیه ی تعینات و قالب ها و مسائلی خارج از حقیقت ذات است. طبق این نظر، ارزشمندی ذاتی و تکوینی زن و مرد یکسان خواهد بود زیرا مراد از حقیقتِ زن و مرد همان ذات و ذاتیات آن دو است.
قیصری در این باره می گوید: «ان المراه باعتبار الحقیقه عین الرجل و باعتبار التعین یتمیز کل منهما عن الاخر… .» (قیصری، ۱۳۷۵: ۴۷۸ -۴۷۳)
زن و مرد به اعتبار حقیقت همانندند و به اعتبار تعینات هر یک از دیگری متمایز می شود.
در عرفان، حقیقت انسان به همان روح ناطقه ی قدسیه ی اوست و کثراتِ خارجیه همه تعیناتی هستند که خارج از حقیقت روح انسان اند. تعینات، امور مجازی هستند که در سنجش حقایق، دخل چندانی ندارند. مصباح الانس، که یکی از کتب مرجع عرفان است، تعین را این گونه معنی می کند: «جز یک وجود چیزی در عالم خارج نیست و کثرات، تعین یافتن و ظهور یک هستی است که آن را با کلماتی چون تعین، اتصاف، نسبت یا ظهور تعبیر کرده اند». (ابن فناری ۱۳۶۳: ۴۵)
این بیانِ قیصری را با این مثال می توان متناظر کرد که حقیقت آبی که در ظرف استوانه ای شکل و یا بیضی شکل می ریزند یکی است و آنچه سبب می شود که تفاوت هایی به وجود آید قالب ظرفیتی و تعینات صوری و شکلِ ظاهری ظروفِ آب است و این تعینات سبب تغییر فرمول H2O در آب نمی شود. در هر حال می توان گفت: «کثرات، تعین یافتن و ظهور یک هستی هستند که آن را با کلماتی چون تعین، اتّصاف، نسبت، مظهر و یا ظهور تعبیر کرده اند». (آشتیانی، ۱۳۶۵: ۴۵)
تعبیر عینیت حقیقت زن و مرد در کلام عرفا حتی ناظر به این مسئله است که این گونه نیست که آبی که در ظرف جنسیت مردانه می ریزند، آبی است همانند باران نازل شده از آسمان ولی آبی که در ظرف جنسیت زنانه می ریزند آبی است که از چاه استخراج می کنند، بلکه حقیقت مرد و زن به مثابه آب بارانی است که در دو ظرف متعین می ریزند و با تعینات ظرف، شکل ویژه ای می یابد. مثال دیگری درباره ی مفهوم تعین این است که دریای وجود تموج هایی دارد و این تموج ها مراتب و کلیت و جزئیت و بزرگی و کوچکی هایی دارند و این نسبت ها همان تعینات این امواج اند. (مستقیمی، ۱۳۸۹: ۲۰۰)
پیامدها و آسیب های جنبش فمینیسم:
در بررسی پیامدها و آسیب های فمینیسم همچون دستاوردهای آن نباید جانب افراط را پیش گرفت. بسیاری از آنچه که به عنوان تضعیف نهاد خانواده یا استفاده ابزاری از زنان مطرح می شود، پیش از آنکه مستند به جنبش فمینیستی باشد، معلول مدرنیته و حاکمیت فرهنگ سرمایه داری است.
مناسبات جنبش فمینیسم و خانواده را در دو سطح می توان تحلیل کرد:
سطح نخست دیدگاه و نظریه های فمینیستی درباره خانواده است و سطح دوم پیامدهای نظریات و برنامه های فمینیستی بر ساختار خانواده است. درباره دیدگاه و نظریات فمینیستی درباره خانواده می توان گفت: جنبش فمینیسم با انتقاد از خانواده و نقش های وابسته به آن حرکت خود را آغاز می کند. طبیعی است که انتقادات فمینیستی از نهاد خانواده مانند بسیاری موضوعات دیگر از مواضع ملایم تر آغاز و به مواضع افراطی تر کشیده شده است. انتقاد اولیه فمینیست ها که عمدتاً توسط فمینیست های لیبرال بیان می شود، حصر نقش آفرینی اجتماعی زنان به ایفای نقش در قالب نقش های مادری و همسری است. به عقیده چهره های شاخص این گروه زنان باید از تعلق خود به خانواده بکاهند و با این باور که خانه جایگاه مناسبی برای زنان است، مقابله کنند. (Moshirzadeh,2011.P247)
اما به موازات افراطی شدن مواضع انتقادی جنبش فمینیسم، انتقاد از خانواده در ادبیات فمینیستی نیز، شدت می یابد. از نظر فمینیست های مارکسیستی، منشأ ستم بر زنان نظام خانواده است، یعنی ایدئولوژی خانواده خواهی و ساختارهای اجتماعی مناسب با آن. ایدئولوژی خانواده خواهی، نظام طبیعی تقسیم کار را سبب می شود که در آن مرد تأمین کننده منابع مادی و زن تیماردار و تأمین کننده خدمات رایگان است.(Abbott and Wallace,2004.P291)
نفی و نقد خانواده در ادبیات فمینیسم رادیکال و سوسیال نیز مشاهده می شود؛ به زعم اینان: ازدواج همیشه مسئله ای یک جانبه بوده است که به شکلی نابرابر بر دو جنس تحمیل شده است مرد با ازدواج همه چیز را به دست می آورد و زن همه چیز را از دست می دهد، قانون استبدادی و حاکمیت شهوات از آن مرد است و انقیاد بردبارانه و فروتنانه و اطاعت محض صرفاً مناسب زن تلقی می شود. (Jaggar, 2008.P176)
فمینیسم و مسأله مادری
نظر فمینیست ها در باب مادری را عمدتاً باید در مباحث آنان پیرامون بیولوژی تولید مثل جستجو کرد که در ادامه به طور مستقل به آن خواهیم پرداخت. اما موضوعات مربوط به مادری همواره برای فمینیست ها موضوعات مشکلی بوده است، زیرا آنان را در میان مجموعه ای از بحث های ایدئولوژیکی، بیولوژیکی و ساخت اجتماعی مادری گرفتار می سازد. (Diquinzio,1999.P52-67) با انتشار کتاب ریچ (Rich) (1976) موضوع مادری مرکز بحث ها و تحقیقات فمینیستی قرار گرفت. این کتاب مادری را به عنوان تجربه، از مادری به عنوان نهاد جدا می سازد. در نظر ریچ؛ مادری به عنوان تجربه در بدن زن محصور است و تحت نظارت فرهنگ و زبان نیست و به طور مستقیم برای زنان قابل حصول است، اما مادری به عنوان نهاد این اطمینان را حاصل می کند که همه ظرفیت ها و همه انسان ها تحت کنترل مردان باشند. از همین رو به نظر وی در فرهنگ های پدرسالارانه مادری و زنانگی در کنار هم در نظر گرفته می شوند و هویت مادری امری طبیعی تلقی می شود که مساوی زنانگی می باشد. (Sadeghi Fasai,2005.P54-73)
همچنین گروه دیگری از فمینیست ها تحت عنوان فمینیست های طرفدار تساوی، مسائل را برای زنان خصوصاً مادران مشکل تر ساخته اند. آن ها نه تنها خانواده را به عنوان یک نهاد تحقیر کرده اند، بلکه ارزش مادری را حاشیه ای و غیرمهم تلقی نموده اند تا آن جا که افرادی چون گرینا معتقدند که قانونگذاری در مورد حقوق مادری و زایمان در واقع تقویت کننده تصاویر سنتی از نقش های جنسیتی و مادری است (Guerrina, 2001.P14)
برخلاف این دسته، فمینیست های طرفدار تفاوت معتقدند که زنان نیازهای خاصی دارند و این یک حقیقت بیولوژیک است که فقط زنان می توانند بچه دار شوند، لذا باید مورد توجه و احترام قرار گیرند؛ اما عده ای از فمینیست های تندرو چون فیرستون (Firestone,1970) تا آنجا پیش می روند که بیولوژی تولیدمثل را موجب سرکوب زنان می دانند. وی برای حمایت از ادعای خود به نظریه مارلین فرای (Marilyn Frye ,1983) در مورد سرکوب و نظریه مارکس در مورد حذف تسلط و سرکوب متوسل می شود. مطابق نظریه مارلین فرای سرکوب و تسلط یک سیستم سیاسی- اجتماعی می باشد و طوری طراحی شده که یک طبقه عامدانه بر طبقه دیگر تسلط داشته باشد و سیستم سرکوبگر از موانعی استفاده می کند که گروه زیردست را محدود می سازد. این موانع می تواند در قالب هنجارها، قوانین، رویه ها و عملکردهای اجتماعی باشند و مانع توسعه و رشد افراد زیردست گردد. (Sadeghi Fasai,2005.P54-73)
«فیرستون» در این موضوع نیز با مارکس مشترک است که هر نوع و شکلی از سرکوب ناعادلانه است و باید روش هایی را برای حذف آن ها پیدا کرد؛ لذا وی درپی تبیین موانعی است که زنان را محدود می کند. وی خشونت های جنسی، محدودیت های زنان در مقایسه با مردان، بچه داری و پرورش بچه را بعضی از این موانع می داند و ادعا می کند که غالب ترین و رایج ترین موانع به واسطه بیولوژی تولیدمثل ایجاد می شود. (Firestone, 1970)
حرکت اجتماعی فمینیست ها و تلاش آن ها جهت آزادی زنان از تولیدمثل، نتایج غیر منتظره ای را به بار آورده است. بسیاری از زنان و دختران انقلاب جنسی که از ایده فمینیست ها در مورد تولیدمثل استقبال کردند، در نهایت این طرح را تنش آفرین و آزاردهنده یافتند، به ویژه زمانی که خود را در سنین میان سالی دیدند، در حالی که دارای شغل و شرایط مناسبی بودند، اما باروری آن ها کاهش یافته بود. (De Beauvoir, 1975. P315 -325)
«سیمون دوبوار» در تشخیص این مطلب که زنان امیدوارند در دنیای مدرن نسبت به تولیدمثل سنتی قدرت و کنترل بیشتری در دست داشته باشند، درست فکر می کرد، اما این گونه خواسته ها و آرزوها جدل های اخلاقی جدی را درپی داشته است. تشویق فمینیسم معاصر نسبت به «انتخاب در تولید مثل» و «ستایش فردگرایی» بحث های قویی را در مورد دسترسی به وسایل جلوگیری و تکنیک های تولیدمثل ایجاد می کند.
از نظر سیمون دوبوار؛ فرزند آوری باعث می گردد زنان از انجام امور خارج از منزل از جمله اشتغالات سیاسی و اجتماعی محروم شده و مجبور شوند مدت زمان طولانی در منزل به مراقبت از فرزند یا فرزندانشان بپردازند که در واقع باعث به هدر رفتن بهترین سال های عمر آنها می گردد، در نتیجه نوعی اسارت محسوب می شود. وی درکتاب جنس دوم بیان می دارد که به باور وی «انسان زن زاده نمی شود بلکه تبدیل به زن می شود» (De Beauvoir, 1975.P323) و دختران به علت تاثیری که از جامعه می گیرند از اوان کودکی نقش های فرهنگی معینی را می پذیرند.
وی معتقد است که ساختارهای فرهنگی موجود از جمله مادرانگی باعث می شود که زنان به استقلال اقتصادی نرسند و در نتیجه نسبت به مردان فرودست بمانند. وی بخشی از کتاب خود را مادر نام گذاری کرده و به بررسی مسئله مادری در زنان می پردازد. این قسمت با ستایش او از حق سقط جنین برای زنان آغاز می شود، وی با اشاره به مشکلات زنان در بارداری های ناخواسته و خطرات سقط جنین های پنهانی، به محکوم کردن قوانین آن زمان که سقط جنین را ممنوع می دانستند می پردازد. (De Beauvoir, 1975.P345-385) از نظر او جنین «بافت انسانی ناخواسته» است و با این تعبیر ارزش تولد نوزاد و مادری را تحقیر نموده است. وی به تعبیر عجیبی در مورد نطفه در شکم مادر اشاره میکند و سعی دارد بیان نماید که بدن زن در ابتدا از نظر بیولوژیک و زیست شناختی پذیرای جنین نیست. وی جنین را یک زائده گوشتی می داند که بدن زن، با تهوع سعی در دفع این موجود ناخواسته دارد. (De Beauvoir, 1975)
از نظر سیمون دو بوار نوزاد هم بعد از تولد حس خوبی برای مادر به همراه ندارد چرا که گذشته از وضع حمل عذاب آور مادر که انتظار دارد این موجود سهمی از وجود او باشد، در می یابد که او موجودی مستقل است و این موضوع باعث سرخوردگی و نومیدی زن می شود. مادر دوران بارداری را بدون او گذرانده و هیچ گذشته مشترکی با این موجود ندارد، در طول بارداری او تصویری از نوزاد در فکر خود داشته و از آن لذت می برده در حالی که بعد از وضع حمل می بیند که او بالاخره کاملاً واقعی حضور دارد و این موضع گاهی باعث تاسف مادر می شود. از نظر سیمون دو بوار، بعضی زن ها می توانند با فرزند خود رابطه ای صمیمانه برقرار کنند و به او شیر بدهند، ولی بسیاری نیز نمی توانند کودک خود را قبول کنند و بی اعتنایی حیرت آلود ساعت های اولیه مدتها ادامه می یابد. در واقع از نظر سیمون دو بوار بعضی از نوزادان برای مادر جذاب و یگانه و بعضی دیگر مبتذل و نفرت انگیز به نظر می رسند. (De Beauvoir, 1975 ,225 – 267)
در حالی که فمینیسم زن و مرد را در مقابل هم قرار می دهد و از آن ها برای هم رقیب می سازد، در اسلام زن و مرد دو وجه از وجود هستند. رابطه زن و مرد یک رابطه دو طرفه و مبتنی بر درک دو جانبه است. دین اسلام، زن گرا یا مردگرا نیست، اسلام خداگراست و سعی می کند که بهترین وجه انسان ها را در آنان شکوفا سازد، نه زنانگی یا مردانگی آن ها را. اسلام، زن را انسان تلقی می کند و برای او احترام قائل است. و فرصت هایی را به زنان ارائه می کند که در فضای مقدس و شریفی که به آنها نشان می دهد؛ ازدواج کنند و مادر شوند و مادری وجه مهمی از زندگی زن است. (Sadeghi Fasai,2005.P54-73)
عرفان اسلامی و مسأله مادری
تربیت دینی فرزندان و آشنا کردن آنها با خداوند و مسائل عبادی دین و اخلاقیات جزء وظایف والدین است از طرفی باید توجه داشت کودکان فطرتا خداشناس هستند و برخورد و تربیت والدین در
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.