توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه بقعه حضرت احمد بن موسی علیه السلام (شاهچراغ) در تحولات سیاسی شیراز!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه بقعه حضرت احمد بن موسی علیه السلام (شاهچراغ) در تحولات سیاسی شیراز بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه بقعه حضرت احمد بن موسی علیه السلام (شاهچراغ) در تحولات سیاسی شیراز از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه بقعه حضرت احمد بن موسی علیه السلام (شاهچراغ) در تحولات سیاسی شیراز شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه بقعه حضرت احمد بن موسی علیه السلام (شاهچراغ) در تحولات سیاسی شیراز استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه بقعه حضرت احمد بن موسی علیه السلام (شاهچراغ) در تحولات سیاسی شیراز با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه بقعه حضرت احمد بن موسی علیه السلام (شاهچراغ) در تحولات سیاسی شیراز قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه بقعه حضرت احمد بن موسی علیه السلام (شاهچراغ) در تحولات سیاسی شیراز حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه بقعه حضرت احمد بن موسی علیه السلام (شاهچراغ) در تحولات سیاسی شیراز به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی جایگاه بقعه حضرت احمد بن موسی علیه السلام (شاهچراغ) در تحولات سیاسی شیراز :
مقدمه
در فاصل زمانی ای که امام رضا(ع) در طوس به سر می بُرد، حضرت احمد بن موسی(ع) با جماعتی کثیر که شمار آن را سه هزار و حتی تا پانزده هزار نفر نوشته اند (عاملی، ۱۳۹۸، ص۴۲۷) با هدف دیدار برادر و حمایت از ایشان در برابر دسیسه های مأمون به قصد خراسان از مدینه حرکت کرد (کلانتری، ۱۳۹۰، ص۴۴). مسیر کاروان، مدینه، بصره، اهواز، فارس، یزد و خراسان بود. چون کاروان به چند فرسنگی شیراز رسید، خبر شهادت امام رضا(ع) به آن نواحی رسیده بود. مأمون که از حرکت احمد بن موسی(ع) و سایر همراهان، توسط مأموران خود آگاه شده بود هراسناک به حاکمان بلاد دستور داد از حرکت ایشان جلوگیری نمایند (ملک الکتاب، ۱۳۱۶، ص۹۵). پیرو همین دستور قتلغ خان حاکم وقت در غرب شیراز در منطق «خان زنیان» رو در روی حضرت و همراهانش قرار گرفت (سلطان الواعظین، ۱۳۸۹، ص۱۱۰). آنان راه را بستند و پس از پاره ای گفتگو، کار به جنگ کشید. حضرت احمد بن موسی(ع) و همراهانشان با شجاعت مقابله کردند و شماری را به هلاکت رساندند. حاکم عباسی برای تضعیف روحی یاران شاهچراغ(ع)، خبر شهادت امام رضا(ع) را به آنان رساند. این خبر سبب دلسردی آن ها و از بین رفتن روحی گروهی از همراهان حضرت(ع) و در نتیجه پراکنده شدن تعدادی از آنان گردید. حضرت(ع) به ناچار و به اتفاق افراد باقی مانده، ناشناس وارد شیراز شد و پنهان گردید. مأموران پس از تفتیش به محل اختفا که اکنون مرقد ایشان است پی بردند و ضمن نبردی دیگر او را به شهادت رساندند (فرصت شیرازی، بی تا، ص۷۴۵). مضجع و مدفن احمد بن موسی(ع) مدت ها از دیده پنهان بود و بقعه و ضریحی بر آن قرار نداشت، تا این که در عصر اتابکان فارس (۵۴۳-۶۸۶ هجری) جسد مطهر ایشان در حالی که در «حالت اعتدال بود و تغییر و تبدل در آن تأثیر نکرده بود»، پیدا شد و از طریق خاتمی که در انگشت ایشان بود جسد مطهر مورد شناسایی قرار گرفت (زرکوب شیرازی، ۱۳۵۰، ص۱۵۰). در همان زمان به دستور امیر مقرب الدین مسعود بن بدرالدین، وزیر اتابک سعد زنگی (۶۶۵ هجری) بر محل پیدایش جسد مطهر بقعه ای ساخته شد و از آن زمان تا کنون مرقد مطهر ایشان در شیراز از لحاظ سیاسی تأثیرات عمیقی بر این شهر گذاشته است.
این بارگاه در طول تاریخ خود شاهد بسیاری از حوادث سیاسی این مرز و بوم و به خصوص حوادث شهر شیراز بوده است. نقش این بقع مطهر در اوضاع سیاسی شیراز بسیار پررنگ و محسوس می باشد و اهداف و ضرورت پژوهش نیز با توجه به عنوان مقاله در هم تنیده شده است. در واقع نویسنده درصدد است ضمن اشاره به اهمیت مذهبی بقعه بر این نکته تأکید کند که وجود بقع احمد بن موسی(ع) در شیراز به عنوان یک مکان مذهبی خاص نه تنها در تحولات سیاسی شیراز در گذشته نقش داشته است بلکه مکانی برای تجهیز نیروها و بسیج توده های اجتماعی بوده است که از این قابلیت می توان در حال و آینده استفاده کرد.
این مقاله با استفاده از روش تحقیق تاریخی (توصیف همراه با تحلیل) و گردآوری اطلاعات به شیو کتابخانه ای و استفاده از مراکز اسنادی (ملی و انقلاب) در صدد پاسخ به این دو پرسش اساسی است که اولاً بقع شاهچراغ چه تأثیری در تحولات سیاسی شیراز داشته است و ثانیاً آزادی خواهان شیراز از این بقعه چگونه به عنوان یک مکان امن جهت مبارزات سیاسی خود استفاده می کردند؟ برای پاسخ به این پرسش ها در ابتدای مقاله به مهم ترین تأثیر بقعه در تحولات سیاسی یعنی از طریق بست نشینی اشاره می کنیم و در ادامه به تأثیر سیاسی بقعه در عصر پهلوی و پیروزی انقلاب اسلامی می پردازیم.
۱- بست نشینی
اصطلاح بست نشینی امروزه مفهوم تاریخی خود را از دست داده است اما «بست» به محل های خاص در اماکن متبرکه مثل بقاع متبرکه، مشاهد مکه معظمه و روض رسول خدا(ص)، مزارات امامزادگان اطلاق می شود که عمال حکومتی توانایی تعرض به آن را نداشتند (لغت نام دهخدا، ذیل بست). این ترکیب در دائرالمعارف تشیع به معنی حرم، مأمن، قرق و در اصطلاح به معنی مکان واجب الاحترامی آمده است که اگر متهم و مجرمی به آن پناه می برد از مجازات و تعقیب مصون بود و اگر جنایتی می کرد با پرداخت فدیه از قصاص معاف می شد (۱۳۷۵، ج۳، ص۲۲۷). این سنت در دیگر نقاط جهان از دیرباز میان پیروان ادیان گوناگون و ملل مختلف رایج بوده است و وجود اصطلاح «قدس» در زبان عبری و «حرم» و «حرام» در زبان عربی به همین معنی است (همان جا). علی رغم نامشخص بودن زمان پیدایش این پدید اجتماعی، بست نشینی در جهان پیشینه ای طولانی دارد و بر اساس مستندات تاریخی این سنت در ایران از گذشته های دور وجود داشته است، اما در قالب و شیوه ای خاص از عصر صفویه به بعد رونق بیشتری داشته است. علاوه بر این پیشینه، این سنت اجتماعی در ایران مؤید آن است که بقعه و بارگاه ائم اطهار(ع) و امامزادگان و اماکن منسوب به آنان و نیز مساجد، تکایا و بناهای متبرکه و خانقاه های مشایخ همواره مورد احترام بوده و عاملان حکومتی به راحتی نمی توانستند به این مکان ها تعرض کنند.
۱- ۱- بست نشینی در بقعه در زمان افاغنه
بقع شاهچراغ(ع) همچون حرم امام رضا(ع) از دیرباز مورد توجه بست نشینان بوده است. دقیقاً مشخص نیست بست نشینی چه زمانی در این بقعه آغاز شده است. اما سابق آشکارتر و مشخص تر بست نشینی در بقعه به عصر افاغنه باز می گردد. هنگامی که اشرف افغان از نادرقلی خان افشار شکست خورد، افاغن شیراز به قلعه های این شهر پناه بردند و با فراهم شدن فرصت به ساکنین شهر حمله کردند و چنان فجایعی به بار آوردند که آن را با حمل مغول به ایران مقایسه کرده اند. مردم برای دفاع از جان خود به بقع شاهچراغ(ع) پناه بردند. افاغنه به بقعه حمله کردند و ضمن غارت، تعدادی از مردم را کشتند (کلانتر، ۱۳۶۲، ص۵) فرصت انتقام تا پس از پیروزی های سه گان نادر (مهماندوست، سردره خوار، مورچه خورت) بر افاغنه فراهم نشد. اما در نبرد چهارم در نزدیکی زرقان فارس انتقام قتل شیرازی های پناه جسته در بقعه از افاغنه، توسط نادر گرفته شد (شعبانی، ۱۳۷۷، ص۲۰).
۱- ۲- بست نشینی در بقعه در عصر قاجاری
۱- ۲- ۱- بست نشینی خانواد میرزاجانی در ابتدای سلطنت فتحعلی شاه
از بست نشینی در بقعه در عصر افشاری و زندیه اخباری در دست نیست. اما در عصر قاجاری بقعه چندین مرتبه شاهد حضور بست نشینان بوده است. اولین بست نشینی در این عصر مربوط به سال ۱۲۱۲ هجری است. هنگامی که والی فارس حسینقلی میرزا فرمان فرما، دعوی سلطنت کرد، تعدادی از بزرگان شیراز از جمله میرزاجانی، محمد زمان کلانتر و میرزا نصرالله به طرفداری از فتحعلی شاه با او مخالفت کردند. والی هر سه را به زندان انداخت و دستور داد میرزاجانی را در زندان به قتل برسانند. خانواد میرزاجانی که از تعرض والی در امان نبودند در اعتراض به قتل، در بقعه به بست نشستند. به دستور والی از رساندن آب و آذوقه به بست نشینان ممانعت شد. خانواد میرزاجانی به شیخ محمد مفید متوسل شدند و پس از سه یا چهار روز با حمایت این عالم مذهبی به خان او رفتند (حسینی فسایی، ۱۳۷۸، ج۱، ص۶۷۱).
۱- ۲- ۲- بست نشینی در بقعه در عصر نهضت تنباکو
دومین واقع بست نشینی در عصر قاجاری در جریان نهضت تنباکو رخ داد. ناصرالدین شاه امتیاز خرید و فروش انحصاری توتون و تنباکو را برای مدت ۵۰ سال به کمپانی رژی واگذار کرد (کربلایی، ۱۳۸۲، ص۷۶). از آنجا که فارس مهم ترین منطق تنباکوخیز ایران بود، اولین هیأت کمپانی به سمت شیراز حرکت کرد. آنان سفارش نامه هایی از سوی امین السلطان خطاب به معتمدالدوله حکمران فارس در اختیار داشتند که طبق آن حکمران فارس را ملزم به همکاری با هیأت کمپانی می کرد (سعیدی سیرجانی، ۱۳۶۱، ص۳۷۴). پس از اطلاع تجار شیرازی از عزیمت هیأت و نگرانی آنان و علما از امتیاز، مبارز علنی خود را در اوایل ماه رمضان ۱۳۰۸ هجری یعنی هنگامی که خبر قریب الوقوع کارکنان کمپانی در شهر منتشر شد، آشکار کردند. بازارهای شهر به نشان اعتراض بسته شد و مردم برای کمک متوسل به علما از جمله مجتهد برجست شهر یعنی سید علی اکبر فال اسیری شدند. سید علی اکبر در سخنرانی های مهیج خود از جمله در شاهچراغ(ع) به شدت نسبت به امتیاز نامه اعتراض کرد (همان، ص۳۷۶). عالمان دینی دیگر نیز در سخنرانی های خود سید علی اکبر را همراهی کردند (آدمیت، ۱۳۶۰، ص۲۰). چون معتمدالدوله حاکم فارس به اعتراضات توجهی نکرد، مردم به همراهی علما و تجار در شاهچراغ(ع) بست نشستند و سید علی اکبر در یکی از سخنرانی های خود در حرم اعلان جهاد عمومی داد (تیموری، ۱۳۶۱، ص۷۰). تلاش های معتمدالدوله حاکم فارس برای سرکوب اعتراضات بی نتیجه ماند. در این میان محمدرضا خان قوام الملک (قوام الملک سوم-بیگلربیگی شیراز) به امین السلطان پیشنهاد کرد برای حفظ آرامش شیراز سید علی اکبر به عتبات تبعید شود. دولت این پیشنهاد را پذیرفت و در پایان ماه رمضان سال ۱۳۰۸ هجری سید علی اکبر را از شیراز اخراج کرد (سعیدی سیرجانی، ۱۳۶۱، ص۳۷۸؛ تیموری، ۱۳۶۱، ص۷۱). اخراج و تبعید فال اسیری منجر به حرکت مردم به سمت خان این مجتهد برجسته شد. معترضان پس از تجمع در جلو منزل به سمت شاهچراغ(ع) راه افتادند و تجمعی حدود چهار هزار نفر در بقعه شکل گرفت. آنان یکصدا خواهان بازگشت فال اسیری شدند. بیگلربیگی شیراز برای اخراج مردم از بقعه متوسل به خشونت شد و در جریان آن تعدادی به قتل رسیدند و عده ای نیز مجروح شدند (رحمتی، ۱۳۷۱، ص۹۱-۹۴). پس از دستگیری تعدادی از معترضان، بست نشینان پراکنده شدند. اما این واقعه اعتراض شدید آیت الله محمد حسن شیرازی را در پی داشت. در نخستین تلگراف به ناصرالدین شاه در مخالفت با امتیاز نامه، ضمن آن که امتیاز تنباکو را منافی صریح قرآن و تهدیدی برای استقلال کشور و اخلال در نظم مملکت و پریشانی وضعیت رعایا دانست صریحاً به قتل و جرح تعدادی از مردم در بقع احمدبن موسی(ع) اعتراض کرد (کرمانی، ۱۳۶۱، ص۳۴).
اگر چه به قول ابراهیم تیموری تبعید علی اکبر فال اسیری به عراق یکی از خطاهای بزرگ امین السلطان بود، زیرا به زعم وی همو بود که سرانجام میرزای شیرازی را برای اخذ تصمیم نهایی (تحریم) آماده کرد (تیموری، ۱۳۶۱، ص۷۳) ولی با وجود این طبق گزارش های خفیه نویسان انگلیسی منع استفاده از محصولات دخانی در شیراز توسط واعظان بقع احمدبن موسی(ع) در ۲۰ ربیع الثانی ۱۳۰۹ هجری و قبل از تحریم میرزای شیرازی مطرح شده بود (سعیدی سیرجانی، ۱۳۶۱، ص۳۹۱). به هر حال یک هفته بعد، متن فتوای میرزای شیرازی به شیراز رسید و مردم متن آن را در اصلی ترین مرکز تجمع شهر یعنی بقع شاهچراغ(ع) چسباندند (همان جا، ص ۳۹۳) و پیروزی خود را در حرم مطهر جشن گرفتند (همان جا، ص۳۹۵). پیروزی مردم حاصل همکاری ای بود که طبقات مختلف اجتماعی با هم داشتند. البته سهم بقعه به عنوان یک مکان مذهبی در این پیروزی بی تأثیر نیست. زیرا سخنرانان می توانستند از تجمع مردم در بقعه نهایت استفاده را بکنند به خصوص آن که بخشی از مبارزات مردمی با امتیاز، همزمان با ماه رمضان بود که تجمع مردم در این ماه به اوج می رسید.
۱- ۲- ۳- بست نشینی و تحصن در بقعه ازآغاز انقلاب مشروطه تا استبداد صغیر
اولین جرقه های مشروطه خواهی در شیراز در اعتراض به تعدیات حاکم فارس شعاع السلطنه در سال ۱۳۲۳ هجری و مقارن با اعتراضات آزادیخواهان علیه استبداد قاجاری آغاز شد (قائم مقامی، ۱۳۵۹، ص۴۰). شعاع السلطنه تمام املاک مربوط به عصر کریم خان اعم از بازار، کاروان سرا، میدان و… را از دولت خریداری کرد و از مردم شیراز خواست هرکس دربار املاک مذکور اسنادی در دست دارد برای گرفتن ملک خود رجوع کند (مغیث السلطنه، ۱۳۶۲، ص۷۱؛ نیر، ۱۳۸۳، ص ۸۷). مردم در ابتدا توجهی به این اقدام نکردند، اما چون به نیت واقعی او پی بردند، متوسل به میرزا ابراهیم محلاتی شدند و از او چاره جویی کردند. محلاتی به حاکم فارس هشدار داد چنانچه به خواسته های مردمی توجه نکند به همراه آنان به نشان اعتراض در حرم احمد بن موسی به بست خواهد نشست. علاوه بر این نامه ای مبنی بر تظلم خواهی به تهران فرستادند و نسبت به اقدامات شعاع السلطنه اعتراض کردند. چون دولت عین الدوله خود برآمده از نظام استبدادی بود به خواسته های معترضین شیرازی توجهی نکرد و مردم جواب مساعدی دریافت نکردند و در بقع شاهچراغ به بست نشستند (قائم مقامی، ۱۳۵۹، ص۴۰). این تحصن، آغاز علنی جنبش ضد استبدادی مردم شیراز در نهضت مشروطه بود. عالمان مذهبی که تجرب پیروزی در نهضت تنباکو را داشتند این بار نیز تلاش کردند از تحصن مردم در بقع احمد بن موسی و شور مذهبی مردم استفاده کنند و مبارز خود را با رژیم استبدادی پیش ببرند. با همین نیت از همان ابتدا عالمان برجسته ای مثل میرزا ابراهیم مجتهد، سید محمد امام جمعه به تحصن مردم پیوستند و هدایت مبارزات مردمی را به عهده گرفتند. در جریان تحصن، مراسم تعزیه برگزار می شد (همان، ص۱۳۵) و سخنرانان از فجایعی که بر اهل بیت(ع) رفته بود استفاده می کردند تا مردم را برای مبارزه با استبداد تحریک کنند. بست نشینی و تحصن ۵۰ روز طول کشید و چون همچنان عین الدوله به خواسته های آنان بی توجه بود با ارسال تلگرافی به ولیعهد در تبریز به اقدامات ملک منصور میرزا شعاع السلطنه اعتراض کردند (کرمانی، ۱۳۶۱، ص۱۵۵-۱۵۷). بست نشینی در بقعه که از آغاز سال ۱۳۲۳هجری شروع شده بود در ماه رمضان اوج گرفت و همان اتفاقاتی که در ایام رمضان و در نهضت تنباکو رخ داده بود تکرار می شد. علمای دینی در این ایام حداکثر سعی خود را برای گسترش اعتراض و تجمع به کار بردند. سرانجام اعتراضات مردمی و تحصن حرم به گوش مظفرالدین شاه رسید و وی مجبور شد برای پایان دادن به آشوب های شیراز، شاهزاده شعاع السلطنه را به تهران احضار کند. با این فرمان بست نشینی در حرم در اواخر رمضان سال ۱۳۲۳ هجری پایان پذیرفت.
هنوز مدتی از این واقعه نگذشته بود که سردار اکرم -نائب الحکومه- تلاش می کرد زمین بازگشت مجدد شعاع السلطنه را به شیراز فراهم کند. علاوه بر این او هرگونه اعتراض را به شدت سرکوب می کرد و مردم از دست سربازان حکومتی امنیت نداشتند. این اقدامات باعث شد مردم به تدریج در شوال سال ۱۳۲۳ هجری در بقعه جمع شوند (قائم مقامی، ۱۳۵۹، ص۱۲۳). در دهم ذیقعده همان سال میرزا ابراهیم محلاتی به بست نشینان پیوست و جمعیت زیادی به نشان اعتراض به بست نشستند (شفیعی سروستانی، ۱۳۸۳، ص۶۶). پادشاه قاجاری برای بازگرداندن آرامش به شیراز غلامحسین غفاری را به فارس فرستاد (سپهر، ۱۳۶۸، ص ۲۸۸). وزیر مخصوص در اواسط ذیحج همان سال تقریباً ۳ ماه بعد از تحصن مردم در بقعه عازم شیراز شد. مأموریت نمایند شاه، خاتمه دادن به بست نشینی در بقعه بود (قائم مقامی، ۱۳۵۹، ص۱۷۷). عین الدوله که از اعزام مجدد شعاع السلطنه به فارس مأیوس شده بود در تلگرافی به وزیر مخصوص، عزل او را به اطلاع مردم رساند و با رسیدن این تلگراف بست نشینان پراکنده شدند و آرامش به شهر بازگشت (شفیعی سروستانی، ۱۳۸۳، ص۷۱).
اقدامات وزیر مخصوص در فارس نتایج خوبی در پی داشت، ولی مستبدین در تهران تمام تلاش خود را به کار بستند تا زمین عزل او و انتصاب مجدد شعاع السلطنه را فراهم کنند. سرانجام مساعی آنان نتیجه داد و وزیر مخصوص در سوم جمادی الثانی ۱۳۲۴ هجری عزل شد هنوز مدتی از عزل او نگذشته بود که مبارزات مشروطه خواهان در تهران به ثمر نشست و فرمان مشروطه صادر شد.
علی رغم تغییر نظام استبدادی به مشروطه، جناح استبداد در فارس به رهبری قوام الملک سوم فعال بود. قوام در آغاز سال ۱۳۲۵هجری به همراه فرزندش از سوی محمد علی شاه برای سرکوب مشروطه خواهان شیراز به فارس اعزام شد. عملکرد او و طرفدارانش در سراسر فارس منجر به تحصن بزرگ مشروطه خواهان در تلگراف خانه شد (کاکس، ۱۳۶۳، ج۱، ص۴۲). منابع تاریخی و اسناد روشن نمی کنند چرا مردم این بار در بقع شاهچراغ(ع) به بست ننشستند. به هر حال این تحصن نیز نتیجه داد و قوام الملک به تهران فراخوانده شد. فراخوانی قوام الملک به تهران منجر به آشوب دیگری در فارس شد. طرفداران وی به همراهی همسرش منشأ ناامنی و ظلم و ستم به مردم شدند. اوضاع نابسامان امنیتی و اقتصادی سران و اقدامات مستبدین در شیراز، مشروطه خواه را به تکاپو واداشت. آنان تصمیم گرفتند از مجتهد پرنفوذ لاری دعوت کنند. حضور سید عبدالحسین لاری در پنجم رمضان سال ۱۳۲۵ هجری در بقع شاهچراغ، امیدی تازه در دل مشروطه خواهان برای مبارزه با سران استبداد بود. به خصوص آن که تجمع روزه داران در این ایام فرصت مناسبی را برای رسیدن به اهداف فراهم می کرد. مجتهد لاری پنج روز بعد از حضور در شیراز اولین نماز جمع خود را با جمعیت زیادی در شاهچراغ اقامه کرد. جناح ضد مشروطه که شاهد تجمع مردم در این بقعه بود مسجد نو را به عنوان پایگاه خود انتخاب کرد. درگیری بین مشروطه خواهان به رهبری آیت الله لاری و مستبدان به رهبری قوام الملک آغاز شد. قوامی ها گنبدهای شاهچراغ(ع)، «سید میر محمد» و «سید علاء الدین حسین» را مورد هدف قرار دادند به طوری که اثری از کاشی های این بقاع نماند. از حبیب الله خان قوام (قوام الملک چهارم) پرسیده بودند چگونه به گنبد شاهچراغ بزنیم؟ گفته بود: بزنید کاشی است!! (نیر، ۱۳۸۳، ص۱۳۸) سه ماه درگیری بین طرفین ادامه داشت و مساعی آیت الله سیدعلی کازرونی برای خاتم درگیری بین طرفین بی نتیجه بود تا این که سرانجام در نهم ذیحج سال ۱۳۲۵ هجری درگیری ها با وساطت آیت الله کازرونی خاتمه یافت (کاکس، ۱۳۶۳، ج۱، ص۱۵۵) و آرامش به شهر بازگشت ولی این آرامش موقتی بود زیرا پس از مدتی سر دست مستبدین در فارس کشته شد و این واقعه منشأ درگیری های بعدی در فارس شد که چون آن وقایع ارتباطی با بقع شاهچراغ(ع) ندارد به آن اشاره نمی شود.
۱- ۲- ۴- بست نشینی برخی اعضای ژاندارمری در بقعه
آخرین نقش بقعه در عصر قاجار مربوط به حضور اعضای ژاندارمری فارس در شاهچراغ(ع) در سال ۱۳۳۴ هجری است. هدف از تأسیس ژاندارمری فارس تأمین امنیت راه های جنوب بود. برای رسیدن به این هدف در سال ۱۳۲۹ هجری، قراردادی سه ساله با ایتالیا منعقد شد (قائم مقامی، ۱۳۵۵، ص ۱۰۳) این قرارداد به مرحل اجرا درنیامد، زیرا از یک طرف اعتبار لازم تأمین نشده بود و از طرفی نظام السلطنه حکمران فارس از همکاری با ایتالیایی ها خودداری می کرد (همان جا، ص۱۰۴). دولت برای تأمین اعتبار متوسل به مجلس شد و لایح ارائه شده دولت در دوم محرم ۱۳۲۹ هجری جهت استخدام افسران خارجی با اکثریت آراء به تصویب مجلس رسید. فشار روس و انگلیس باعث شد دولت جهت استخدام مستشار نظامی از یک کشور بی طرف-سوئد-کمک بگیرد (طیبی، ۱۳۸۴، ص۷۵). افسران
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.