تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی سه شگفتی علمی قرآن در آیه ی «دحوالارض»، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی سه شگفتی علمی قرآن در آیه ی «دحوالارض» شامل 112 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی سه شگفتی علمی قرآن در آیه ی «دحوالارض» در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل بررسی سه شگفتی علمی قرآن در آیه ی «دحوالارض» با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی سه شگفتی علمی قرآن در آیه ی «دحوالارض» نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی سه شگفتی علمی قرآن در آیه ی «دحوالارض» هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل بررسی سه شگفتی علمی قرآن در آیه ی «دحوالارض» اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی سه شگفتی علمی قرآن در آیه ی «دحوالارض» :

مقدّمه

قرآن کریم کتاب جاودان الهی و معجزه رسول اکرم(ص) است که حتی پس از چهارده قرن از نزول آن، نه تنها هیچ انحرافی در آن راه نیافته، بلکه روزبه روز پرده از شگفتی های این کتاب جاوید به کنار رفته است و دریچه ای از حقایق آن بر همگان مکشوف می گردد. این شگفتی ها در ابعاد متعددی از جمله بُعد علمی و در گستره های مختلف زیست شناسی، کیهان شناسی، پزشکی و… مطرح گردیده است و در قرون اخیر، به ویژه در راستای مقابله با غرض ورزی و خرده گیری های برخی مستشرقان عنایت بیشتری به آن شده است.

از زمره آیات علمی قرآن، آیه دحو الأرض: (وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَیهَا) (النازعات/ ۳۰) است که مؤید برخی شگفتی های قرآن در بُعد کیهان شناسی است. سؤال اصلی این پژوهش این است که مفاد آیه بیانگر چه شگفتی های علمی است! وجه توافق موارد لحاظ شده با نظریات علمی در راستای این موضوع تا چه حد است؟ منظور از «دحو» در این آیه چیست؟ معانی لغوی شاخص و اشاری آن چه می باشد؟

صورت های متعددی از زمین در قرآن کریم ترسیم شده است،؛ مانند «مهاد» و گهواره بودن زمین: (أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَاداً) (النبأ/۶) و یا «بساط» و فرش قرار دادن زمین: (وَاللَّهُ جَعَلَ لَکمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا) (نوح/۱۹) و (الَّذِی جَعَلَ لَکمُ الْأَرْضَ فِرَاشًا) (البقره /۲۲) که همه این صور مرتبط با هم، بیان کننده فضل آفریدگار هستی بر بندگانش می باشد که زمین را برای حیات آنان مهیا نموده است (ر.ک؛ عبدالسلام، ۱۴۲۲ق.: ۱۳). در این باب، آفرینش اعجاب انگیز زمین به گونه ای است که با وجود کروی و متحرک بودنش، انسان روی آن آرامش دارد و حرکات آن را احساس نمی کند و در واقع، در طراحی زیبای آن حرکت و ثبات با هم جمع شده است، همچون ناقه ای که در عین جنبنده بودن رام نیز هست. لذا خداوند لفظ جالب «ذلول» را درباره آن لحاظ نموده است (ر.ک؛ الملک/۱۵). این مشاهدات علاوه بر بیدارسازی و هوشیار نمودن انسان، گویای قدرت خداوند متعال است (ر.ک؛ شاذلی، ۱۴۱۷ق.، ج ۱۳: ۳۸-۱۷).

۱) تحلیل واژگان

مهم ترین واژه آیه مورد بحث، «دحو» است. لغت شناسان برای این کلمه معانی متعددی بیان کرده اند که به سبب محوری بودن این واژه در استنباط اعجاز علمی به صورت مستوفی بدان پرداخته می شود:

۱-۱) دحو به معنای بسط و گسترش

نخستین معنای «دحو»، بسط و گسترش است؛ چنان چه ابن فارس در بیانی می گوید: «واو والحاء والحرف المعتل و هو اصل صحیح یدلّ علی البسط والمد» (ابن فارس، ۱۴۰۴ق.، ج ۳: ۴۴۵). دیگر لغت دانان نیز «دحاها» را معادل «بسطها» (ر.ک؛ فراهیدی، ۱۴۰۹ق.، ج ۳: ۲۷۷؛ ابن اثیر، ۱۳۶۷، ج ۲: ۱۰۶ و فیومی، ۱۴۱۴ق.، ج ۲: ۱۹۰) یا «مدها» (طریحی، ۱۳۷۵.، ج ۱: ۱۳۴) گرفته اند و «مدحیات» و «مدحوات» را به «ارضون» تعبیر نموده اند (ر.ک؛ ابن عباد، ۱۴۱۴ق.، ج ۳: ۱۸۰؛ ابن اثیر، ۱۳۶۷، ج ۲: ۱۰۶)؛ چنان چه ابن قتیبه نیز در غریب القرآن خود بدین معنا اشارت داشته است (ر.ک؛ ابن قتیبه، بی تا، ج ۱: ۴۳۸). این در حالی است که برخی از صاحبان تفاسیر ادبی نیز اولین مفهوم دحو را بسط و گسترش می دانند (ر.ک؛ زمخشری، ۱۹۷۹م.: ۱۸۴؛ ثعلبی، ۱۴۲۲ق.، ج ۱۰: ۱۲۸ و ثعالبی۱۴۱۸ق.، ج ۵: ۵۵۰). این کلمه در ادبیات عرب و نیز روایات اهل بیت (ع) نیز به همین مفهوم مصداق یافته است و در هفتادویکمین خطبه نهج البلاغه آمده است: «اللهم داحی المدحوات و داعم المسموکات: ای خدایی که گسترند گسترده ها و برپاکنند بالا رفته هایی» (ر.ک؛ زمخشری، ۱۴۱۷ق.، ج ۱: ۳۶۰؛ فخر رازی، ۱۴۲۰ق.، ج ۳۱: ۴۶ و طریحی، ۱۳۷۵، ج ۱: ۱۳۵).

۱-۲) دحو به معنای پرتاب کردن

از دیگر معانی منتج از کلمه دحو، مفهوم پرتاب و انداختن است که از ترادف این لغت با کلماتی چون «رمی»، «القی» و «دفع» حاصل می گردد. در این باب، ابن منظور دحو را در معنای از جا کندن خاک به وسیله سیل، پرتاب سنگ با دست و پرتاب باران از روی زمین لحاظ نموده است و آن را معادل واژگانی همچون «رمی» و «القی» دانسته است (ر.ک؛ ابن منظور، ۱۴۱۴ق.، ج ۱۴: ۲۵۱). فیومی و صاحب النهایه نیز چنین معنایی را انتزاع نموده اند (ر.ک؛ فیومی، ۱۴۱۴ق.، ج ۲: ۱۹۰ و ابن اثیر جزری، ۱۳۶۷، ج ۲: ۱۰۶). چنان چه در تبیین این واژه، تعبیر «رمی الملاعب» و «یرمی بیده رمیا» در بیان زمخشری و صاحب فقه اللغه مشاهده می گردد. (۱۴۱۷ق.، ۱/ ۳۶۲؛ ثعالبی، ۱۴۱۴ق.، ۲۲۰) مشابه سخن آنان را نیز راغب بیان داشته که: «دحا المطر الحصی عن وجه الأرض: باران ریگ ها را از سطح زمین کوبید و دور نمود» (ر.ک؛ راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق.، ج ۱: ۶۵۹)؛ چنان که در بیان بعض دیگر نیز چنین معنایی با قید «شدت» در پرتاب آمده است (ر.ک؛ طریحی، ۱۳۷۵، ج ۱: ۱۳۴).

در پایان، چنین حاصل می شود که با توجه به بیان لغت شناسان و ترادف معنایی «دحو» با کلماتی چون «دفع»، «القی» و «رمی» این لغت متضمن مفهوم پرتاب و افکندن با شدت می باشد.

۱-۳) دحو به معنای حرکت

اولین کاربرد «دحو» در معنی حرکت، کلمه «مدحاه» است که اهل لغت درباره آن گفته اند: «خشبه یدحی بها الصبی فتمرّ علی وجه الأرض لا تأتی علی شیء إلاّ اجتحفته: چوبی که اطفال روی زمین می چرخانند، مانند قرقره» (فراهیدی، ۱۴۰۹ق.، ج ۳: ۲۸۰ و ابن منظور، ۱۴۱۴ق.، ج ۱۴: ۲۵۱). بر این اساس، «دحو» بر پایه کاربرد لغوی خود دو حرکت همزمان برای همان مدحو (گلوله) است. یکی دورانی و دیگری انتقالی و دفعی از طرف فاعل (ر.ک؛ العک، بی تا: ۴۶۸). دومین کاربرد دحو در معنای حرکت، در کلمه «مداحی» می باشد؛ چنان چه در حدیث ابی رافع آمده است: «کنت العب الحسن و الحسین رضوان الله علیهما بالمداحی» و مداحی گلوله ای است که کودکان با آن بازی می کردند و گاهی از جنس سنگ یا گردو و… بود» (زمخشری، ۱۴۱۷ق. ج ۱: ۳۶۲؛ ابن منظور، ۱۴۱۴ق.، ج ۱۴: ۲۵۱؛ ابن اثیر، ۱۳۶۷، ج ۳: ۱۰۶). سومین کاربرد «دحو» نیز در معنای «دحرجه» می باشد، آن گونه که راغب می گوید: «دحو الشّیء: دحرجه. یدحرج الصبیان المداحی: کودکان چرخ را غلطانده و به حرکت درمی آورند» (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق.، ج ۱: ۶۵۹) و در جای دیگر آمده است: «دحو: دحرجه الأشیاء القابد لا لدحرجه کالجوز واللّوز و الحصاء…» (البنا، ۱۴۲۳ق.: ۳۷۹). لذا دحو در معنای دحرجه، گستردن به همراه غلطاندن است؛ آن گونه که اقرب الموارد نیز آن را غلطاندن، استرسال به پایین و بزرگ شدن شکم ذکر نموده است (ر.ک؛ قرشی، ۱۳۷۵، ج ۲: ۳۳۱) و تعبیر «ازاله عن مکانه» نیز به عنوان شاهدی بر معنای حرکت از سوی اهل لغت ذکر شده است (ر.ک؛ زمخشری، ۱۹۷۹م.: ۱۸۴ و راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق.، ج ۱: ۶۵۹).

۱-۴) دحو در معنای کروی بودن (غیرمسطح)

از دیگر معانی منتزع از کلمه «دحو»، کروی بودن می باشد، ولی برخلاف موارد قبل، مضمر است؛ به بیان دیگر، هرچند برخی اهل لغت، «دحیه» را به معنای تخم شترمرغ و یا «الأدحیه» و «الأداحی» را در مفهوم جای تخم گذاردن پرندگان در ریگستان گرفته است (ر.ک؛ فراهیدی، ۱۴۰۹ق.، ج ۳: ۲۸۰؛ طریحی، ۱۳۷۵، ج ۱: ۱۳۴ و ابن اثیر، ۱۳۶۷، ج ۳: ۱۰۶) و به استناد آن، برخی دانشمندان علوم قرآنی به بیضوی بودن زمین استدلال نموده اند (ر.ک؛ سامی، بی تا: ۵۰)، لیکن این دلیل متقن نیست. در واقع، لحاظ لفظ «الأداحی» برای لانه پرندگان به این سبب است که پرنده هنگام ساختن آشیانه، خاک و سنگریزه را با پنجه به اطراف پرتاب نموده، محل تخم گذاری خود را وسیع می نماید؛ چنان چه آمده است: «مبیض النعام فی الرّمل لأنّه یدحوه برِجله؛ أی یبسطه و یوسعه ثم یبیض فیه» (ابن فارس، ۱۴۰۴ق.، ج ۲: ۴۳۴) و در این صورت، اشاره کلمه «دحو» به مفهوم کروی بودن اشاره ای غیرمستقیم و مضمر است و از دو طریق حاصل می گردد: اول، لحاظ معنای غلطاندن؛ چراکه اشیای کروی شکل قابل غلطاندن بوده، لذا شکل کروی زمین، نتیجه نحوه حرکت آن خواهد بود. دوم، لحاظ همزمان دو معنای «بسط» و «حرکت» که بدان اشاره خواهد شد. در نتیجه، از جمع بندی اقوال لغوی، چنین استفاده می شود که در معنای واژه «دحو»، مفاهیم «بسط و گسترش، پرتاب، حرکت و کروی بودن» نهفته است.

این موضوع ابزاری مهم در تفسیر صحیح آیه که همان گسترش زمین به همراه حرکات انتقالی، دفعی و دورانی آن می باشد، به شمار رفته است و علاوه بر تبیین شگفتی ادبی بلاغی قرآن در کاربرد چنین واژه ای، گویای شگفتی علمی قرآن در این آیه می باشد.

۲) پرداختی بر معنای شاخص دحو

به باور نگارندگان، آن گونه که اکثر لغت شناسان نیز آورده اند، اولین و شاخص ترین مفهومی که از کلمه «دحو» به نظر می آید، مفهوم بسط و گسترش است و شاید این مفهوم، مفاد اصلی و مطابقی واژه دحو باشد. بر حسب تحقیق، از آیات (وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِکَ دَحَاهَا * أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا * وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا * مَتَاعًا لَّکُمْ وَلِأَنْعَامِکُمْ) (النازعات / ۳۰ ۳۳)، دو تفسیر اصلی برای مفهوم گسترش به شرح ذیل منتج می گردد:

الف) مهیا کردن منابع حیات: مطابق این وجه، منظور از دحو زمین، مهیا کردن امکانات و منابع لازم برای حفظ حیات انسان است. با توجه به آیات فوق، می توان گفت که «ذلک» موجود در آیه دحوالأرض، به موضوع دو آیه قبل آن، یعنی خلقت آسمان برمی گردد و عبارت بعد از آن، یعنی «أَخرَجَ مِنْهَا مَاءَهَا وَ مَرْعَیهَا»، بدل اشتمال از «دحیها» و در واقع، بیان و تفسیری برای دحو است (ر.ک؛ طنطاوی، بی تا، ج ۱۵: ۲۷۵). لذا جهت و فایده این دحو، مطابق آیه انتهایی (متَاعًا لَّکم وَ لِأَنعَامِکم)؛ تمهیدی برای انسان است که به شکل های مختلفی، از جمله آماده کردن وسایل حیات انسان روی زمین، شامل گیاهان، آب، معادن، جانوران و… انجام شده است (ر.ک؛ ثعلبی، ۱۴۲۲ق.، ج ۱۰: ۱۲۸ و زحیلی، ۱۴۱۸ق.، ج ۳۰: ۴۵) و شاهد آن نیز تعبیر به جای دحیها به «حرثها» و «شققها» در بیان برخی مفسران است (ر.ک؛ قرطبی، ۱۳۶۴، ج ۲۰: ۲۰۵).

ب) مهیّا نمودن زمین برای سکونت: دست دیگری از مفسران، علاوه بر مورد فوق، نظر دیگری را نیز برای این تمهید ذکر نموده اند که به گونه ای با موضوع مورد بحث مرتبط بوده است و آن، استقرار زمین به منظور سکونت انسان به وسیله استوار ساختن آن با قرار دادن کوه هاست (ر.ک؛ فیض کاشانی، ۱۴۱۵ق.، ج ۵: ۲۸۲؛ بیضاوی، ۱۴۱۸ ق.، ج ۵: ۲۸۴؛ شبر، ۱۴۰۷ق.، ج ۶: ۲۵۹). چنان چه در ادامه آیات آمده است: (وَالْجبَالَ أَرْسَاهَا) و در جای دیگر فرموده است: (وَ أَلْقَی فی الْأَرْضِ رَوَاسِیَ أَن تَمِیدَ بِکمْ وَ أَنْهَارًا) (النحل / ۱۵) (ر.ک؛ فتح الله کاشانی، ۱۳۳۶، ج ۱۰: ۱۴۶؛ مغنیه، ۱۴۲۴ق.، ج ۷: ۵۱۰). در وجه دیگر، می توان بیان داشت که منظور از مفهوم گسترش، منبسط ساختن زمین به گونه ای است که مناسب سکونت انسان و جایی برای گیاهان و حیوانات شود و آن، نتیجه استقرار زمین از یک سو و نیز رسیدن درجه حرارت آن به حدّ اعتدالی است که بتوان بر روی آن زندگی نمود (ر.ک؛ شاذلی، ۱۴۱۷ ق.، ج ۶: ۳۸۱۷). بنابراین، از مباحث مذکور، این نکته مهم به دست می آید که دحو، مجرد «بسط» نیست، بلکه مراد از آن، بسطی است که آن را برای سکونت انسان مهیا نماید و این موضوع آن گونه که خواهد آمد، نه تنها با شکل خاص زمین منافاتی ندارد (ر.ک؛ الجمیلی، ۲۰۰۰م.: ۳۵)، بلکه با حرکت آن نیز معارض نیست و این دو لازم و ملزوم یکدیگرند (ر.ک؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج ۲۶: ۱۰۰).

۳) تبیین شگفتی های علمی آیه دحوالأرض

اکنون در راستای آنچه مبنی بر تبیین موارد اعجاز از طریق مفاد لغوی آیه دحوالأرض گفته شد، به بررسی علمی سه شگفتی قرآن در بعد کیهان شناسی در آیه مزبور پرداخته می شود.

۳-۱) شگفتی در بیان آفرینش اولیه

همان گونه که در خصوص آفرینش اولیه هستی، نظریات معروفی چون نظریه حالت پایدار، جهان پلاسما، انفجارهای کوچک (کِه بانگ) (ر.ک؛ ویلار و دیگران، بی تا: ۳۴۵۰)، انفجار بزرگ (مَه بانگ) (ر.ک؛ هاوکینگ، ۱۳۸۴: ۱۱۱) و… از سوی دانشمندان حوزه فیزیک و کیهان شناسی مطرح شده است، در باب زمین نیز که از اجزای این هستی به شمار می رود، این نظریات مطرح گردیده است و یکی از مهم ترین آن ها نظریه پرتاب خورشیدی است که در این مقاله بدان پرداخته می شود.

۳-۱-۱) نظریه پرتاب خورشیدی

سحابی خورشیدی (Solar nebula) ابری صفحه ای شکل و ساخته شده از گاز و غبار است که مطابق برآورد دانشمندانی چون دکارت، کانت، لاپلاس و بوفون، میلیاردها سال پیش بر اثر عبور ستاره ای از نزدیک خورشید و برخورد با آن و وقوع انفجاری بزرگ در آن به وجود آمده اند. این ابرهای صفحه ای گازی شکل با حرکت دورانی در فضا، سیاره های منظومه شمسی از جمله زمین را شکل داده اند (Durisen and Boss, 2005: 1137)؛ چنان چه مطابق آخرین نظریه تشکیل ماه نیز که مورد قبول بیشتر دانشمندان حوزه کیهان شناسی قرار گرفته است (فرضیه برخورد بزرگ)، جسمی به بزرگی بهرام و با جرم یک دهم آن با زمین برخورد داشته، مجموعه حاصل از پرتاب، کره ماه را به وجود آورده است (Asphauq and Canup, 2001: 708).

۳-۱-۲) تحلیل و بررسی

در راستای واقعیات علمی بیان شده، بررسی لغوی دحو نیز آن گونه که ذکر شد، شاهدی بر این موضوع است که آیه دحوالأرض به فحوای نظریه پرتاب خورشیدی اشاره دارد. چنان که در بیان لغت شناسانی چون طریحی، راغب، فیومی و… الفاظی چون «رمی»، «القی»، «نزع» و «دفع» با کلمه «دحو» مترادف هستند و از معنای این الفاظ، مفهوم انداختن و پرتاب با شدت انتزاع می گردد.

از سوی دیگر، همسویی لغوی «طحو» و «دحو» نیز دلیلی دیگر بر این مدعاست؛ چنان چه دکتر بوکای که یکی از محققان در باب قرآن است، در کتاب خود با توجه به آیه مورد بحث و نیز آیه (وَالْأَرْضِ وَ مَا طَحَاهَا) (الشمس/ ۶)، مسئله خلقت آسمان ها و زمین را مطرح نموده است و به نوعی بر اعجاز علمی قرآن صحه می نهد و می گوید: «دانش، تداخل رویداد تکوین ستاره ای چون خورشید و سیاره یا یکی از سیارات آن مثل زمین را مبرهن می کند. آیا همین اختلاط در نص قرآن نیز مشاهده نمی شود؟» (بوکای، بی تا: ۵۰).

با توجه به این موضوع، یکی از تعبیرات آیه (وَالْأَرْضِ وَ مَا طَحَاهَا)، پرتاب و دفع زمین در مدارش حول خورشید می باشد (ر.ک؛ فیومی، ۱۴۲۴ق.: ۸۳) و آیه مورد بحث به دوره ای از خلقت کهکشان اشاره دارد که سیارات منظومه شمسی و از جمله زمین، از حلقه گازی شکل جداشده از جرم مرکزی به وجود آمده اند؛ چیزی که اکتشافات علمی جدید نیز مؤید آن می باشد (ر.ک؛ طالقانی، ۱۳۶۲، ج ۳: ۱۰۵) و شاید اشاره قرآن درباره «دخان» و یا «رتق و فتق» در آیه (أَوَلَمْ یرَ الَّذِینَ کفَرُواْ أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ کانَتَا رَتقًا ففَتَقْنَاهُمَا وَ جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کلَّ شَیءٍ حی أَ فلَا یؤْمِنُونَ) (الأنبیاء/۳۰) نیز بدین معنا مرتبط باشد.

شکی نیست که این نظریه را در باب شگفتی های سیارات و گرانش چرخش سیستم به دور خورشید و اینکه آن ها یک گروه جداشده از هم هستند، نه عرب و نه ملت های معاصر آنان نمی شناختند و تنها از قرن هفدهم میلادی شناخته شده است. لذا برخی بررسی های انجام یافته در این زمان نیز به بهترین شکل نشان از صداقت حضرت محمد(ص) دارد و اینکه قرآن الهام گرفته از پروردگار علیم خبیر، برای راهنمایی انسان و رحمتی برای جهانیان است (ر.ک؛ المراغی، بی تا، ج ۱۷: ۲۶ و ۳۱؛ زحیلی، ۱۴۱۸ق.، ج ۱۷: ۴۴ و فخر رازی، ۱۴۲۰ ق.، ج ۲۲: ۱۳۷).

۳-۲) شگفتی در بیان حرکت زمین

از دیگر شگفتی های علمی مطرح در آیه «دحوالأرض»، اشاره به حرکت زمین در قالب کلمه «دحو» می باشد که در آیات دیگر قرآن از جمله النمل / ۸۹، النحل/ ۱۵، الشمس/ ۶، الملک/ ۱۵ و فصلت/ ۱۱، در قالب کلماتی چون «مهد»، «ذلول»، «طحو» و… عنوان شده است. چنانکه خواهد آمد، هزاران سال پیش از آنکه دانشمندان درباره حرکت کردن یا نکردن زمین بحث نمایند، قرآن به روشنی از چرخش زمین و حرکت آن سخن گفته است.

۳-۲-۱) دیدگاه دانشمندان درباره حرکت زمین

موضوع چگونگی ارتباط زمین با خورشید و دیگر سیارات منظومه شمسی، از ابتدا بحث ها و منازعات مختلفی را در بین اهل علم به دنبال داشته است. اولین نظریه مطرح شده از سوی افرادی چون ارسطو و بطلمیوس، نظریه «زمین مرکزی» بود، به نحوی که در این مدل کیهان شناختی، زمین در مرکز کاینات ثابت فرض شده است و خورشید و دیگر افلاک به دور آن می چرخد (ر.ک؛ هاوکینگ، ۱۳۸۴: ۲۷). پس از گذشت سالیان زیاد، کوپرنیک نظریه «خورشید مرکزی» را پیشنهاد نمود و حرکت زمین را متصوّر شد و به دنبال آن، گالیله و کپلر نیز آن را تأیید و پشتیبانی کردند (ر.ک؛ راید، ۱۳۳۵: ۱۴ و ویل دورانت، ۱۳۶۷، ج ۲: ۵۹۳).

بر اساس نظر هیئت کوپرنیکی (۱۴۷۳- ۱۵۴۳ م.) که به سبب حاکمیت چهارده قرنی افکار امثال بطلمیوس با مخالفت نیز روبه رو شد، پدیده های آسمانی از قبیل حرکات شبانه روزی ستارگان، تغییرات قطر ظاهری سیارات و نیز حرکات معکوس و مستقیم آن ها به خوبی توجیه پذیر می نمود (ر.ک؛ سعادت، ۱۳۴۷، ج ۱: ۱۱۶). با روند علم جدید و تأیید این نظر، ستاره شناسان حرکات گوناگونی همچون رقص محور، تقدیمی، محوری و… را برای زمین کشف نمودند که مهم ترین آن ها عبارتند از:

حرکت وضعی: حرکت چرخشی که زمین به دور خود و برخلاف عقربه های ساعت انجام می دهد و دوران کامل آن، ۲۴ ساعت و ۵۶ دقیقه و ۴ ثانیه طول می کشد (ر.ک؛ کارتونن، بی تا: ۳۴ و راید، ۱۳۳۵: ۱۸).

حرکت انتقالی: این حرکت، واحد سال نجومی می باشد و یک دور کامل زمین در مدار خود نسبت به یک سیاره ثابت است. مقدار این حرکت، معادل ۳۶۵ روز، ۶ ساعت، ۹ دقیقه، ۱۰ ثانیه است و سرعت متغیری در مدار به دور خورشید دارد (ر.ک؛ دگانی، ۱۳۸۸: ۳۹۹).

۳-۲-۲) بیان شهرستانی در تبیین

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *