توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل بررسی صعود و نزول عیسی در قرآن با تکیه بر پیشین? مسیحی!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بررسی صعود و نزول عیسی در قرآن با تکیه بر پیشین? مسیحی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بررسی صعود و نزول عیسی در قرآن با تکیه بر پیشین? مسیحی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل بررسی صعود و نزول عیسی در قرآن با تکیه بر پیشین? مسیحی شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بررسی صعود و نزول عیسی در قرآن با تکیه بر پیشین? مسیحی استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بررسی صعود و نزول عیسی در قرآن با تکیه بر پیشین? مسیحی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل بررسی صعود و نزول عیسی در قرآن با تکیه بر پیشین? مسیحی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بررسی صعود و نزول عیسی در قرآن با تکیه بر پیشین? مسیحی حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بررسی صعود و نزول عیسی در قرآن با تکیه بر پیشین? مسیحی به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی صعود و نزول عیسی در قرآن با تکیه بر پیشین? مسیحی :
مقدمه
بر وفق عهد جدید، عیسی سه روز پس از مرگ بر صلیب به پاخاست و زنده شد و چهل روز بر زمین بود و بعد به آسمان برده شد و بر سمت راست خدا نشست. بدینسان عیسی زنده در آسمان است و قرار است به زمین بازگردد تا حکومتی آسمانی را بر زمین برقرار کند. بازگشت عیسی ملازم زنده شدن مردگان و داوری وی بر ایشان است. از دیگر سو، شناخت پیشین صعود و نزول عیسی با تفسیر پنج آی قرآن (آل عمران /۵۵، نساء/۱۵۸، نساء/۱۵۹، مائده /۱۱۷ و زخرف /۶۱) به نحو مستقیم مرتبط است. در مقام فهم این آیات، دو دیدگاه گوناگون با یکدیگر رقابت دارند که یکی، بر وفق پذیرش صعود و نزول عیسی شکل گرفته است اما دیگری زنده به آسمان شدن عیسی را در قرآن منکر است و به تبع آن نزول وی را هم منتفی میداند.
اینک پرسش آن است که بر وفق قرآن، آیا عیسی زنده در آسمان است یا وی نیز به سان سایر پیامبران مرگ را دریافته است؟ اگر عیسای زنده در آسمان باشد، آیا قرآن بر فرود آمدن وی به زمین نیز دلالت دارد؟ و آیا بازگشت عیسی پیش از قیامت، مقبول قرآن است؟
افزون بر این، نسبت پیشین صعود و نزول عیسی با فهم آیات قرآن به چه سان است؟ آیا شناخت پیشین مسیحی این موضوع بر تفسیر آیات قرآن اثرگذار است؟ آیا در مقام فهم قرآن، مراعات پیشین تاریخی این قصه ضروری است ؟ یا آنکه آیات قرآن دربار عیسی را باید با قطع نظر از آن پیشینه و زمینه ادراک کرد؟
پیشین مسیحی صعود و نزول عیسی
باور به صعود و نزول عیسی در مسیحیت، پیشینه ای دیرینه دارد و در مصادر مسیحی، آیات متعددی در این باره دیده میشود.
در کتاب مقدس، عیسی یگانه شخصیتی نیست که از صعود وی به آسمان یاد شده است بلکه پیش از خبر دادن عهد جدید از صعود عیسی، در عهد عتیق از صعود ایلیا سخن رفته است.
بر وفق عهد عتیق «چون یهوه اراده نمود که ایلیا را در گردباد به آسمان بالا برد، واقع شد که ایلیا و الیشع از جلجال روانه شدند»(کتاب مقدس، دوم پادشاهان ، ۱/۲) در ادام داستان، «چون ایشان میرفتند و گفتگو میکردند، اینک اراب آتشین و اسبان آتشین ایشان را از یکدیگر جدا کرد وایلیا در گردباد به آسمان صعود نمود»(همان، ج ۲، ص ۱۱).
در آیاتی از قرآن نظیر «و ان الیاس لمن المرسلین» (صافات /۱۲۳) ازایلیا با تعبیر الیاس، یاد شده است اما از صعود وی به آسمان ، سخنی نرفته است. از دیگر سو، قرآن به هنگام یادکرد ادریس، از صعود وی به آسمان خبر داده است. بر وفق آیات «و اذْکرْ فی الْکتاب إدْریس إنه کان صدیقًا نبیا و رفعْناه مکاًنا علیا» (مریم /۵۷ -۵۶)، ادریس، پیامبری راستین بود و خدا او را به مکانی والا، بالا برد.
به گفت ابن عطیه (ص ۱۲۳۲) دربار «و رفعناه مکانا علیا» اختلاف شده است و گروهی آن را بالا بردن به سبب نبوت ، تشریف و منزلت دانسته اند اما گروهی دیگر، مراد از آن را صعود به آسمان معرفی کرده اند.
عبدالله بن مسعود، صحابی نامدار پیامبر، «الیاس» را همان «ادریس» میدانست (همان جا) و حتی به جای «و ان الیاس لمن المرسلین» (صافات /۱۲۳)، «و ان ادریس لمن المرسلین» قرائت میکرد (ابن خالویه، ص ۳۷۷).
به نظر میرسد خبر عهد عتیق دربار صعود الیاس (ایلیا) به آسمان و گفتار قرآن دربار صعود ادریس به آسمان سبب شده است که عبدالله بن مسعود این دو را یک تن بداند، حال آنکه این حادثه ممکن است برای پیامبرانی متعدد رخ داده باشد، چنانکه در عهد عتیق از برکشیده شدن خنوخ به آسمان نیز سخن رفته است. به گفت تورات، «خنوخ با خدا راه میرفت و نایاب شد، زیرا خدا او را برگرفت»(کتاب مقدس، پیدایش، ۲۴/۵).
بنابراین قبض یک انسان از زمین و به آسمان بالا بردن او، نزد اهل کتاب معهود بوده است. در این خصوص، عهد جدید اظهار میدارد که عیسی پس از برخاستن از مرگ، چهل روز بر زمین ماند(نک: همان، اعمال رسولان، ۳/۱) و سرانجام وی «چنین شد که در حین برکت دادن ایشان از ایشان جدا گشته به سوی آسمان بالا برده شد»(همان، لوقا، ۵۱/۲۴). عیسی «به دست راست خدا بالا برده شد»(همان، ۳۳/۲) «خدای پدران ما آن عیسی را برخیزانید که شما به صلیب کشیده، کشتید. او را خدا بر دست راست خود بالا برده، سرور و نجات دهنده ساخت تا اسرائیل را توبه و آمرزش گناهان بدهد»(همان، ۳۱/۵-۳۰). «و سرور بعد از آن که به ایشان سخن گفته بود، به سوی آسمان مرتفع شده، به دست راست خدا بنشست»(همان، مرقس، ۱۹/۱۶).
اعتقاد حنابله به اینکه خدا، رسول اسلام را همراه خویش بر عرش خواهد نشاند، متأثر از این آیه در انجیل مرقس قلمداد شده است (جولدسیهر، ص ۱۲۳).
طبری ذیل آیه «… عسی أن یبعثک ربک مقامًا محْمودًا» (اسراء/۷۹) از مجاهد نقل کرده است که «مقام محمود» آن است که خدا، پیامبر را همراه خویش بر عرش خود مینشاند (طبری، ج ۱۵، ص ۱۶۸).
از دیگر سو، به پیامبر نسبت داده اند که مراد از «مقام محمود»، شفاعت است (همان جا). طبری گرچه قول به شفاعت را از میان این دو قول، ترجیح میدهد (همان جا). اما بیان میدارد که روایتی از پیامبر، صحابه یا تابعان وارد نشده است که ادعای بر عرش نشاندن پیامبر را محال معرفی کند(همان، ص ۱۶۹).
همچنین در عهد جدید، گاه ازایستادن عیسی بر سمت راست خدا سخن رفته است: «اما او از روح القدس پر بوده به سوی آسمان نگریست و جلال خدا را دید و عیسی را به دست راست خداایستاده و گفت: اینک آسمان را گشاده و پسر انسان را به دست راست خداایستاده می بینم» (کتاب مقدس، اعمال رسولان، ۵۶/۷-۵۵).
صعود عیسی، فرود آمدنی نیز به دنبال دارد وایمان داران باید بازگشت عیسی را انتظار کشند: «و آن گاه پسر انسان را خواهند دید که بر ابری سوار شده با قوت و جلال عظیم می آید» (همان، لوقا، ۲۷/۲۱). «… وقتی که ایشان همینگریستند، بالا برده شد و ابری او را از چشمان ایشان در ربود و چون به سوی آسمان چشم دوخته می بودند، هنگامیکه او میرفت، ناگاه دو مرد سفیدپوش نزد ایشان ایستاده، گفتند: ای مردان جلیلی! چرا ایستاده به سوی آسمان نگرانید؟ همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شده ، باز خواهد آمد، به همین طوری که او را به سوی آسمان روانه دیدید»(همان، اعمال رسولان، ۹/۱-۱۱).
ممکن است اشکال شود که زنده نگه داشتن عیسی در آسمان از جانب خدا چه فایده ای دارد؟ و آیا ضرورت دارد که خدا، مرتکب چنین امر خلاف عادتی شود؟
برای یافتن پاسخ این پرسش باید به بستر تاریخی ظهور مسیحیت نظر کرد. عیسی به سان یک رهبر انقلابی موعود، به طبقات تهی دست وعد دگرگونی اوضاع را میداد. به عنوان نمونه، عیسی «نظر خود را به شاگردان خویش افکنده گفت: خوشا به حال شما ای مساکین ! زیرا ملکوت خدا از آن شما است. خوشا به حال شما که اکنون گرسنه اید، زیرا که سیر خواهید شد.
خوشا به حال شما که الحال گریانید، زیرا خواهید خندید»(همان، لوقا، ۲۱/۶-۲۰). «لیکن وای بر شما ای دولتمندان! زیرا که تسلی خود را یافته اید. وای بر شما ای سیرشدگان! زیرا گرسنه خواهید شد. وای بر شما که الآن خندانید، زیرا که ماتم و گریه خواهید کرد»(همان، ۲۵/۶-۲۴).
مراد از ملکوت خدا یا ملکوت آسمان ها، حکومتی آرمانی و موعود بود که عیسی به آن بشارت میداد. پیام وی، تحقق نعمت و رحمت در اینده ای نزدیک بود، بدان سان که فقیران و گرسنگان از فقر و گرسنگی نجات یابند.
بر وفق عهد جدید، عیسی «برای ایشان مثلی گفت که درخت انجیر و سایر درختان را ملاحظه نمایید که چون می بینید شکوفه میکند، خود میدانید که تابستان نزدیک است. و همچنین شما نیز چون بینید که این امور واقع میشود، بدانید که ملکوت خدا نزدیک شده است. هرآینه به شما میگویم که تا جمیع این امور واقع نشود این فرقه نخواهد گذشت. آسمان و زمین زایل میشود، لیکن سخنان من زایل نخواهد شد»(همان، ۳۳/۲۱-۲۹).
در چنین شرایطی ، ادعای مرگ عیسی برای پیروانش بسیار دور از انتظار و ناباورانه بود. در نتیجه قول به زنده شدن عیسی پس از مرگ، میان ایشان مقبولیت یافت و این باور پدیدار شد که عیسی دوباره ظهور میکند تا آرمان برپایی ملکوت خدا را دنبال نماید. بدینسان مسیحیان باور به عیسای زنده در آسمان را بیهوده نمیدیدند بلکه ضرورت داشت که او زنده در آسمان بماند و روزی بازگردد تا وعده های تحقق نایافته اش محقق گردند.
افزون بر این، انبیای پیشین در عهد عتیق، پیشگوییهایی از آیند آرمانی داشتند که به تحقق نپیوسته اند. به عنوان نمونه، در عهد عتیق از روزگاری سخن رفته است که «گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری با هم و طفل کوچک آن ها را خواهد راند. و گاو با خرس خواهد چرید و بچه های آن ها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو، کاه خواهد خورد. و طفل شیرخواره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد و طفل از شیر بازداشته شده ، دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت. و در تمامیکوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند کرد، زیرا که جهان از معرفت یهوه پرخواهد بود»(مقدس، اشعیا، ۹/۱۱-۶).
در مسیحیت ، دوران بازگشت عیسی زمان تحقق این وعده های خدا بر زمین است. از این رو، مرگ عیسی برای پیروانش نشدنی است و او باید زنده بماند تا این سنخ پیشگوییها را به انجام و فرجام رساند.
از دیگر سو، عیسی به ایمان داران وعده داده است که ایشان را در روز بازپسین بلند خواهد کرد:
«و اراد فرستنده من این است که هرکه پسر را دید و بدو ایمان آورد، حیات جاودانی داشته باشد و من در روز بازپسین او را خواهم برخیزانید»(همان، یوحنا، ۴۰/۶). «و هرکه جسد مرا خورد و خون مرا نوشید، حیات جاودانی دارد و من در روز آخر او را خواهم برخیزانید»(همان، ۵۴/۶).
در مصادر مسیحی، نزول عیسی همراه با داوری وی بر زندگان و مردگان است و بازگشت وی به زمین با زنده شدن مردگان پیوند دارد. بر وفق عهد جدید، «چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه مقدس خویش آید، آن گاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست و جمیع امت ها در حضور او جمع شوند و آن ها را از همدیگر جدا میکند…» (همان، متی، ۳۲/۲۵-۳۱). «آن گاه پادشاه به اصحاب طرف راست گوید: بیایید ای برکت یافتگان از پدر من و ملکوتی را که از ابتدای عالم برای شما آماده شده است، به میراث گیرید»(همان، ۳۴/۲۵). «پس اصحاب طرف چپ را گوید: ای ملعونان از من دور شوید در آتش جاودانی که برای ابلیس و فرشتگان او مهیا شده است»(همان، ۴۱/۲۵). «و ایشان در عذاب جاودانی خواهند رفت اما عادلان در حیات جاودانی»(همان، ۴۶/۲۵).
بدینسان چون عیسی بازگردد، هم انسان ها به پا خواهند خاست و به سبب کردارشان حسابرسی خواهند شد. نیکان وارد حیات جاودان میشوند و شریران به آتش جاودانی افکنده میشوند.
فهم قرآن با نظر به پیشین صعود و نزول عیسی
عموم اهل تفسیر، قرآن را قائل به صعود و نزول عیسی دانسته اند. تکیه گاه اصلی این دیدگاه، آیات «وقولْهمْ إنا قتلْنا الْمسیح عیسی اْبن مرْیم رسول الله وما قتلوه وما صلبوه ولکن شبه لهمْ وإن الذین اخْتلفوْا فیه لفی شک منه ما لهم به منْ علْم إلا اتباع الظن وما قتلوه یقینا بل رفعه الله إلْیه…» (نساء/ ۱۵۸-۱۵۷) است، زیرا عبارت «وما قتلوه یقینا بل رفعه الله إلْیه» تصریح میکند که دشمنان عیسی او را نکشتند بلکه خدا، عیسی را به نزد خویش بالا برد. این آیات از سخن یهود خبر داده است که به زعم خویش ، عیسی را کشتند اما به واقع، عیسی را نکشتند و مصلوب نکردند بلکه امر بر ایشان مشتبه شد. در این آیات، رفع عیسی در مقابل قتل و تصلیب وی آمده است. اگر مراد از رفع عیسی، زنده بالا برده شدن وی باشد، این صعود زنده با نفی قتل و تصلیب، تناسب تام دارد اما ذکر بالا برده شدن روح یا منزلت عیسی پس از نفی قتل و تصلیب، چندان مناسب جلوه نمیکند، زیرا بالا بردن روح و منزلت با قتل یا تصلیب، منافاتی ندارد بلکه اگر عیسی، مقتول یا مصلوب شده بود، باز هم خدا، روح و منزلت وی را بالا می برد.
افزون بر این ، از میان هم پیامبران و نیکان، تعبیر قرآنی «رفع به سوی خدا»، تنها برای عیسی به کار رفته است. این اختصاص در صورتی معنادار است که مراد از رفع، صعود زنده به آسمان باشد. اگر فرض شود که جسم عیسی به آسمان نرفته است و پیکر وی در زمین مدفون شده است، دیگر رفع به سوی خدا، مختص عیسی نیست بلکه برای سایر پیامبران و بلکه نیکان نیز رفع به معنای عروج روح و منزلت، محقق است.
اگر صعود زند عیسی پذیرفته شود، مراد از «توفی» در آی «إذْ قال الله یا عیسی إنی متوفیک ورافعک إلی…» (آل عمران /۵۵)، نمیتواند میراندن باشد بلکه مراد، برگرفتن عیسی به صورت زنده است.
«التوفی» در لغت به معنای اخذ و قبض چیزی به صورت کامل است؛ مثلاً «توفْیت المال مْنه» یعنی تمام مال را از او گرفتم (ابن منظور، ج ۱۵، ص ۴۰۰). حسن کلبی و ابن جریح، مراد از «إنی متوفیک» را قبض کردن عیسی بدون مرگ دانسته اند(بغوی، ج ۱، ص ۴۴۷). بر این اساس، خدا به عیسی اظهار کرده است که تو را بر میگیرم و به سوی خود بالا میبرم.
با توجه به آی پیشین -«ومکروْا ومکر الله والله خْیر الْماکرین» (آل عمران /۵۴)- خداوند در برابر مکر دشمنان عیسی، به سود عیسی مکر نمود و برگرفتن عیسی به صورت زنده و بالا بردن او، مصداق مکر خداست. به دیگر بیان، دشمنان عیسی نیرنگی اندیشیدند تا بر عیسی دست یابند و او را معدوم کنند اما خدا نیرنگی اندیشید که دست ایشان به عیسی نرسد و وی به مرگ بر صلیب مبتلا نشود بلکه زنده به آسمان رود. این آیات به آیه «وإذْ یمْکر بک الذین کفروْا لیثبتوک أوْ یقْتلوک أوْ یخْرجوک ویمْکرون و یمْکر الله والله خْیر الْماکرین» (انفال /۳۰) شباهت دارد که از مکر خدا در برابر مکر دشمنان رسول اسلام سخن گفته است. مکیان مشرک قصد داشتند پیامبر را محبوس کنند یا به قتل رسانند و یا از مکه برانند اما نیرنگ خدا بر نیرنگ آنان غلبه یافت.
چون در عبارت «انی متوفیک ورافعک إلی» مراد از «توفی» برگرفتن عیسی به صورت زنده باشد، در آیه «… وکنت علْیهمْ شهیدًا ما دمْت فیهمْ فلما توفْیتنی کنت أنت الرقیب علْیهم…» (مائده /۱۱۷) نیز «توفْیتنی» بر میراندن عیسی از جانب خدا دلالت ندارد بلکه مراد، زنده برگرفتن عیسی از جانب خدا است. تأویل «توفی» به زنده برگرفتن، لازمه جمع میان آیات دال بر «توفی» عیسی با عبارت قرآنی «وما قتلوه یقینا بل رفعه الله إلْیه» است.
در سور مائده ، سخن عیسی در گفتگوی با خدا آن است که من بر قوم خود شاهد بودم مادام که در میان ایشان زیستم ولی زان پس که مرا برگرفتی، تنها تو مراقب و ناظر ایشان بودی. هدف از این گفتگو، نفی الوهیت عیسی و توبیخ مسیحیان به سبب این عقیده است ، چنانکه آی پیشین با پرسش «وإذْ قال الله یا عیسی اْبن مرْیم أأنت قلت للناس اتخذونی وأمی إلهْین من دون الله…» (مائده /۱۱۶) آغاز شده است. بر وفق این آیه ، خداوند از عیسی پرسش خواهد کرد که آیا تو، مردمان را گفتی که در فرودست پرستش خدا، پرستنده من و مادرم گردید؟
کارلوس آ. سگوبیا در مقام تاریخ گذاری آیات عیسی در قرآن ، پیشنهاد کرده است که آیات ۱۱۶و۱۱۷مائده در کنار دیگر آیات نفی کنند الوهیت عیسی، به زمان عبدالملک بن مروان [خلیف اموی از ۶۵ تا ۸۵ هجری] تعلق داشته باشند(۸۵. Segovia، p). اما این پیشنهاد وجیه جلوه نمیکند، زیرا از منظر تاریخی، تأکید بر خدای واحد در زمر اصول اولی اسلام بوده است و انتظار میرود که الوهیت عیسی، در همان زمان رسول اسلام نفی شده باشد.
به هر تقدیر، با پذیرش صعود زند عیسی به آسمان، دو آیه از قرآن، بر نزول وی منطبق میشود. نخست آیه «وإنه لعلم للساع فلا تمْترن بها…» (زخرف /۶۱) که بیان میدارد او موجب علم به قیامت است، پس در قیامت تردید مکنید.
مرتبط دانستن این آیه به نزول عیسی مبتنی بر آن است که ضمیر در «انه» به «ابن مریم» بازگردد که در آیات پیشین از وی سخن رفته است: «ولما ضرب اْبن مرْیم مثًلا…»[۱] (زخرف /۵۷).
قرائت اکثریت قاریان از عبارت «وإنه لعلم للساعه»، «علْم» – به کسر عین و سکون لام – است اما برخی چون ابن عباس و ابوهریره، «علم» – به فتح عین و لام – خوانده اند(نحاس، ج ۴، ص ۱۱۳). «علم» به «ذکرٌ و تنبیهٌ و تعریف» (یادآوری، آگاه سازی و شناساندن) و «علم» به «دلالهٌ و علامهٌ» (دلالت و نشانه) معنا شده است (همان جا). «علم» مصدر است و به کار بردن مصدر، دربردارند مبالغه است، یعنی او، چنان موجب علم میشود که گویا خود علم است.
در آی «فقدْ جاءاشراطها» (محمد/۱۸) که از آمدن نشانه های قیامت سخن رفته است ، «أشْراطها» به «أعلامها» (علامت های آن) معنا شده است (زجاج، ج ۵، ص ۱۰).
به عقید نیل رابینسون، قرائت «علم» – به فتح عین و لام – با ادعای اشاره داشتن آیه به بازگشت عیسی، تناسب تام دارد (۹۱. Robinson، p).
از دیگر سو، قرائت ابی بن کعب، «وإنه لذکر للساعه» بوده است (فراء، ج ۲، ص ۷۵۵). فراء، معانی این سه قرائت را نزدیک به هم دانسته است (همان جا)؛ طبری با تکیه بر اجماع قاریان شهرها، قرائت به کسر عین را قرائت صواب میانگارد و قرائت ابی به صورت «لذکرٌ» را هم مؤید قرائت به کسر عین میخواند(طبری، ج ۲۵، ص ۱۰۸).
به گفت نحاس (ج ۴، ص ۱۱۳)، دربار مرجع ضمیر در «إنه»، دو قول مطرح است که نخست عیسی و دیگری قرآن باشد. نحاس، ارجاع ضمیر به عیسی را روشن تر و موافق قول اکثریت، معرفی میکند(همان جا). ارجاع ضمیر به «عیسی»، میتواند بدین معنا باشد که خدا، عیسی را اندکی پیش از برپایی قیامت، به زمین فرود می آورد. بنابراین خروج عیسی، نشانه ای از قیامت است و با آن، برپایی قیامت، دانسته میشود. به تعبیر سورآبادی (ج ۲، ص ۲۲۷۵) عیسی مقدم قیامت باشد، چون وی از آسمان به زمین آید، قیامت برخیزد. به گفت ثعلبی (ج ۸، ص ۳۴۱) با نزول عیسی، به پاخاستن قیامت دانسته میشود و بر رفتن دنیا و روی آوردن آخرت، استدلال میشود.
موضع دیگر قرآن که به بازگشت عیسیاشاره دارد، آیه «وإن منْ أهل الْکتاب إلا لیؤْمنن به قْبل موْته ویوْم الْقیامه یکون علْیهمْ شهیدًا» (نساء/۱۵۹) است. بر وفق این آیه، هم اهل کتاب پیش از مرگ عیسی به او ایمان میآورند و عیسی در روز قیامت بر آنان شاهد خواهد بود. این آیه پس از بیان کشته نشدن عیسی و بالا برده شدن او آمده است و ضمیر در «به» و در«موته» به عیسی بازمیگردد. واژ «اهل کتاب» گرچه دربرگیرند یهود و نصاراست، اما مراد از اهل کتاب در این موضع، تنها یهود است، زیرا آیات قبل و بعد در مقام توبیخ و برشمردن خطاهای یهود است.
سیاق آیات پیشین با عبارت ذیل آغاز میشود که به درخواست های نامعقول یهود از موسی و محمد، اشاره دارد: «یسْألک أهلْ الْکتاب أن تنزل علْیهمْ کتاًبا من السماء فقدْ سألوْا موسی أکْبر من ذلک فقالوْا أرنا الله جهْرهً…» (نساء/۱۵۳).
تعبیر«الذین هادوا» در آیه بعد – «فبظلْم من الذین هادوا حرمْنا علْیهمْ طیبات أحلتْ لهمْ…» (نساء/۱۶۰) – نیز نشان میدهد که موضوع سخن یهود و خطاهای او است. در این سیاق، پس از یادکرد رفع عیسی، بیان شده است که پیش از مرگ عیسی هم یهود به اوایمان می آورند.
خلاصه آنکه عیسی بر وفق «بل رفعه الله الیه»، به سوی خدا به آسمان رفته است، بر وفق «وانه لعلم للساعه» پیش از قیامت بازخواهد گشت و بر وفق «وإن منْ أهل الْکتاب إلا لیؤْمنن به قْبل موْته» هم یهود به وی ایمان می آورند.
از دیگر سو، آی «هو الْحی لا إله إلا هو فادْعوه مخلْصین له الدین» (غافر/ ۶۵) بیان میدارد که «الله» زنده است و معبودی جز او نیست، پس او را نیایش کنید وایین خود را برای او خالص گردانید. این آیه نشان میدهد که توحید خالص با اختصاص صفت «الحی» (زنده) به خداوند، نسبت دارد.
به گفت شریعت سنگلجی، بسیاری از مسلمانان از خضر و الیاس مدد میجویند و در شدائد، به اینان متوجه میگردند. وی این مسئله را مصداق پیدایش معبودها و بت ها در مقابل حق متعال میداند و اعتقاد نادرست به حیات خضر و الیاس را ریشه این باور میشمارد(شریعت سنگلجی، ص ۳). به همین سان، در مصادر مسیحی، در آسمان بودن عیسی شبیه در آسمان بودن خدا است و عقیده به عیسای زنده در آسمان ، یکی از زمینه های انحراف مسیحیان در معبودانگاری عیسی است.
ممکن است از قرآن انتظار رود که در پی نفی معبودانگاری عیسی ، این زمین انحراف را نیز مسدود کند. در مقام رد این انتظار میتوان گفت که مرده زنده کردن عیسی نیز در عقیده به معبود بودن او اثرگذار است اما قرآن این معجزه را نفی کرده بلکه آن را به اذن خداوند مقید کرده است و با تعبیر «أحْیی الْموْتی بإذْن الله» (آل عمران / ۴۹) از زبان عیسی آن را پذیرفته است.
فهم قرآن بدون نظر به پیشین صعود و نزول عیسی
در دوران معاصر نواندیشانی چون محمدعبده، رشیدرضا، شلتوت، شریعت سنگلجی و صالحی نجف آبادی، باور رایج به صعود و نزول عیسی را به چالش کشیده اند و ادعا کرده اند که قرآن بر زنده بودن عیسی در آسمان دلالت ندارد.
قائلان به از دنیا رفتن عیسی به سان سایر انبیاء، بایسته است که در درج نخست به آی «… فلما توفْیتنی کنت أنت الرقیب علْیهم…» (مائده /۱۱۷) استشهاد جویند، با این استدلال که اکثر کاربردهای قرآنی «توفی» برای دلالت بر مرگ است ؛ همانند «قلْ یتوفاکم ملک الْموْت الذی وکل بکمْ…» (سجده /۱۱)، «إن الذین توفاهم الْملآئکه ظالمی أنفسهم قالوا فیم کنتم…» (نساء/۹۷)، «أنت ولیی فی الدنیا والآخره توفنی مسلْمًا وألْحقْنی بالصالحین» (یوسف /۱۰۱) و…
به گفت اهل لغت، «توفی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.