تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی معراج پیامبر اسلام (ص) در شعر فارسی (دوره مغول و تیموریان)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی معراج پیامبر اسلام (ص) در شعر فارسی (دوره مغول و تیموریان) شامل 104 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی معراج پیامبر اسلام (ص) در شعر فارسی (دوره مغول و تیموریان) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل بررسی معراج پیامبر اسلام (ص) در شعر فارسی (دوره مغول و تیموریان) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی معراج پیامبر اسلام (ص) در شعر فارسی (دوره مغول و تیموریان) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی معراج پیامبر اسلام (ص) در شعر فارسی (دوره مغول و تیموریان) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل بررسی معراج پیامبر اسلام (ص) در شعر فارسی (دوره مغول و تیموریان) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی معراج پیامبر اسلام (ص) در شعر فارسی (دوره مغول و تیموریان) :

مقدمه

کلم«معراج»بر وزن«مفعال»از ریش«عرج»است. مصدرهای این کلمه، «عروج»و«معرج»با دو معنای متفاوت، یکی به معنای«کج شدن»یا«لنگان لنگان راه یافتن»و دیگری به معنای«بالا رفتن»، است. هر دو معنی در قرآن مجیدبه کار رفته است:

«لیس علی الاعمی حرج و لا علی الاعرج حرج»(برای افراد نابینا و لنگ، سختی وحرجی نیست.)(نور ۲۴: ۶۱)

«یعلم ما یلج فی الارض و ما یخرج منها و ما ینزل من السّماء و ما یعرج فیها»(خداوند از آن چه در زمین فرو می رود و یا از آن بیرون می آید و از آنچه از آسمان پایین می آید و یا در آن بالا می رود، آگاه است.)(حدید ۵۷: ۴)

کلم«معراج»، اسم ابزار و به معنای«نردبان»است، البته می توان آن را مصدر میمی به معنای«بالا رفتن»هم دانست (قرشی ۱۳۷۱، ج ۴: ۳۱۴). جمع این کلمه«معارج و معاریج»است. هفتادمین سور قرآن به همین اسم یعنی«معارج»نام گذاری شده است.

مشتقات«عروج»ده بار در قرآن به کار رفته اند (عبد الباقی ۱۴۱۱ ق: ۵۷۹)، اماهیچ کدام از جمله سور«معارج»به داستان معراج پیامبر مربوط نمی شوند. استفاده از کلم معراج در ترکیب«لیله المعراج»برای سفر آسمانی پیامبراسلام(ص)، برگرفته از روایات است. قدیمی ترین کتاب تفسیری که«لیله المعراج»را به کار برده، تفسیر مقاتل بن سلیمان مربوط به قرن دوم هجری است. در این کتاب آمده است:

خداوند نمازهای پنج گانه را در شب معراج، درحالی که پیامبر هنوز در مکه بود، واجب کرد. (بلخی ۱۴۲۳ ق، ج ۱: ۴۵۳)

البته معراج به معنای سفر آسمانی، ویژ دین اسلام نیست و در سایر ادیان نیز سابقه دارد، مانند معراج موسی بن عمران(ع)که خداوند او را با جسم و روح تاطور سینا برد: «و ما کنت بجانب الطّور»(تو در جانب طور نبودی.)(قصص ۲۸: ۴۶)

و نیز ابراهیم (ع)را تا آسمان دنیا برد: «و کذلک نری ابراهیم ملکوت السّمواتو الارض و لیکون من الموقنین»(و این چنین ملکوت آسمان ها و زمین را بهابراهیم نشان دادیم تا از اهل یقین باشد.)(انعام ۶: ۷۵)و عیسی را تا آسمان چهارمبرد: «و رفعناه مکانا علیّا»(و عیسی را تا مکان بلندی بالا بردیم.)(مریم ۱۹: ۵۷)

و دربار رسول خدا(ص)گفت: «فکان قاب قوسین او ادنی»(میان خدا وپیامبر به انداز میان دو کمان یا کمتر فاصله بود.)(نجم ۵۳: ۹)

و این به علت علو همت آن حضرت بود. (طباطبایی ۱۴۱۷ ق، ج ۱۳: ۳۲)

جالب است بدانیم زردشتیان یا به کیشان نیز دربار زردشت به حادثه ای شبیه معراج معتقدند. آنان بر این باورند که زردشت در سواحل رود دیتا بود که ناگهان خیال شبحی همچون انسان در برابرش نمودار شد که او را بهمن یعنی«پندارنیک»نام نهاده اند. پس فرشته با او گفت وشنود کرد و به او فرمان داد جام عاریتی کالبد را از جان دور و روان را پاک کند، آن گاه صعود کرده، در پیشگاه اهورامزدا یعنی خدای حکیم، حاضر گردد. وی چنان کرد و خدای متعال که پیرامونش صفوف فرشتگان جای داشتند، بر او نظر فرمود. چون زردشت در آن انجمن آسمانی وارد شد، سای او محو گردید، زیرا پرتو تابش فرشتگان و اشع درخشان ارواح علوی پیرامون او، وجودش را چنان مستغرق نور کرد که سایه ای از او باقی نماند. پس اهورامزدا به او تعلیم داد و او را به پیغمبری برگزید و امر فرمود که حقایق، تعالیم و تکالیف آیین بهی را به عالمیان بیاموزد. (ناس ۱۳۷۰: ۴۵۴)

«معراج»به معنای عروج یا سیر معنوی و باطنی برای هم مؤمنان نیز امکان پذیر است و این هنگامی است که به نماز و رازونیاز با خداوند می ایستند: الصلاه معراج المؤمن: نماز معراج مؤمن است. (مجلسی ۱۳۷۹، ج ۸۲: ۳۰۳)

با این حال مقصود از معراج در این نوشتار، سفر آسمانی پیامبر اسلام(ص)از مسجد الحرام به مسجد الاقصی است.

مستندات مهم معراج

نخستین و مهم ترین مستند معراج، آی اول سور «اسراء»است که برخی آن رابه اشتباه«اسراء»به فتح همزه تلفظ می کنند. کلم«اسراء»برگرفته از آی اول این سوره و بر وزن افعال است: اسری یسری اسراء، به معنای حرکت دادن یا بردندر شب. سور«اسراء»صد و یازده آیه دارد، اما تنها آی اول آن مربوط به معراجپیامبر اسلام(ص)است:

«سبحان الّذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الّذیبارکنا حوله لنریه من آیاتنا ائّه هو السمیع البصیر.»(پاک و منزه است خدایی کهبند خود را شبانه از مسجد الحرام به سوی مسجد الاقصی برد؛ مسجدی کهاطراف آن را از خیر و برکت آکنده کرده ایم. (ما او را به این سفر آسمانی بردیم)تا نشانه های خود را به او نشان دهیم. خداوند شنوا و بیناست.)(اسراء ۱۷: ۱)

مسجد الاقصی را از آن نظر«اقصی»می نامیدند که نسبت به مسجد الحرام ازمسلمانان دور بود زیرا از ریش«قصو»به معنای دوری است.

براساس این آیه، خداوند پیامبر اسلام را شبانه از مسجد الحرام به مسجد الاقصی برد تا نشانه های خود را به او نشان دهد؛ نشانه هایی که شرح آن در روایات مربوط به معراج آمده است. هرچند در این آیه کلم«اسری»به معنای حرکت شبانه است، اما کلم«لیلا»نیز به صورت نکره آمده تا بر کم بودن مدتاین حرکت شبانه دلالت کند، یعنی معراج پیامبر یک شب بوده است(زمخشری۱۴۰۷ ق، ج ۲: ۶۴۶). گرچه خداوند در این آیه به روشنی و آشکارا دربار سیر شبان پیامبر از مکّه تا بیت المقدس سخن گفته، اما به جزئیات آن اشاره ای نکرده است، به همین دلیل بر سر این جزئیات، اختلافات فراوانی میان مفسران وجوددارد که برخی از آنها بسیار عمیق است و به هیچ وجه جمع میان آنها امکان پذیرنیست. این اختلافات را در سه عنوان کلی می توان به این ترتیب دسته بندی کرد:

۱- زمان معراج؛ آنچه راویان و مفسران بر آن اتفاق نظر دارند، این است که معراجپس از بعثت اتفاق افتاده است، اما دربار سال وقوع آن اختلاف نظر بسیار است. دو، سه، پنچ، شش، ده سال و سه ماه و دوازده سال پس از بعثت، از جمل این اقوال است. با این حال، براساس بیشتر روایات، فرض وقوع معراج پیش ازبعثت ی، مردود یاست. (طباطبایی ۱۴۱۷ ق، ج ۱۳: ۳۰ و ۳۱)

۲- مکان معراج؛ برخی نقط شروع معراج را شعب ابی طالب دانسته اند که چندانقابل قبول نیست. بیشتر مفسران، محل معراج را خان«ام هانی»می دانند و درتوضیح آی معراج که آغاز آن را مسجد الحرام دانسته است، می گویند مقصود ازآن، تمامی حرم است که شامل خان«ام هانی»هم می شود، هرچند از روی مجاز مسجد الحرام گفته شده است(طبرسی ۱۳۷۲، ج ۶: ۶۱۱). با این حال آی موردبحث، آن گونه که از ظاهر آن پیداست، در مسجد الحرام ظهور دارد و دلیلی نداردآن را تأویل کنیم(طباطبایی ۱۴۱۷ ق، ج ۱۳: ۳۱). البته آن گونه که در توضیح آیاتسور نجم خواهد آمد، معراج دو بار اتفاق افتاده است، بنابراین می توان ایناحتمال را پذیرفت که یک بار در خان«ام هانی»و بار دیگر در مسجد الحرام بودهو آی مورد بحث مربوط به مسجد الحرام است. (همان)

۳- کیفیت معراج؛ مهم ترین موضوعی که مفسران دربار آن اختلاف بسیار عمیقدارند، چگونگی معراج است؛ اختلافی که به هیچ وجه قابل حل نیست، زیرا اختلافی مبنایی و پایه ای است. بیشتر مفسران بر این باورند که معراج پیامبراسلام(ص)هم روحانی و هم جسمانی بوده است، یعنی آن حضرت با جسم مبارکش از مسجد الحرام به بیت المقدس رفت و از آن جا نیز با روح و جسمش به آسمان ها عروج کرد. (طوسی، بی تا، ج ۶: ۴۴۶)برخی مفسران نیز گفته اند پیامبراسلام با روح و جسمش تا بیت المقدس رفت و از آنجا با روح شریفش به آسمان ها پرواز کرد(طباطبایی ۱۴۱۷ ق، ج ۱۳: ۳۲). نظر سومی نیز مطرح شده که بسیار نادر است و براساس آن، معراج پیامبر، روحانی و در واقع از رویاهایصادقانه بوده که خداوند به پیامبر خود نشان داده است(ابن شهرآشوب ی ۱۴۱۰، ج ۲: ۱۱). البته این نظر پذیرفتنی نیست، چرا که اگر معراج پیامبر رویای صادقانه بود، قرآن این همه بر آن تأکید نمی کرد. زیرا هم پیامبران از جمله پیامبر اسلام رویاهای صادقان فراوان داشته اند، هرچند رویای صادقه به پیامبران اختصاص ندارد و برای مؤمنان نیز امکان پذیر است. علاوه بر آن، آن گونه که در تاریخ زندگی پیامبر بوده است، سران قریش معراج آن حضرت را به شدت انکار کردندو اگر معراج پیامبر تنها یک رویای صادقانه بود، دلیلی برای این شدت انکار وجود نداشت و این انکار از سوی آنان تنها در صورتی پذیرفتنی است که تصورشان ازمعراج، هم جسمانی و هم روحانی بوده باشد.

دلیل سوم این که در سور نجم آشکارا آمده است: «ما زاغ البصر و ما طغی*لقد رأی من آیات ربّه الکبری»(دید پیامبر نه خطا کرد و نه از فرمان او سرباززد، بلکه برخی از نشانه های بزرگ پروردگار را دید.)(نجم، ۵۳: ۱۷ و ۱۸)

و این برای ساکت کردن کسانی بود که تردید داشتند که پیامبر، آیات بزرگ خداوند را با چشم حسی دیده باشد. (طباطبایی ۱۴۱۷ ق، ج ۱۹: ۳۵)

با این حال، اگر آثار شاعران دور مغول و تیموریان را بررسی کنیم، درمی یابیم که هم آنها معراج را به عنوان حقیقتی پذیرفتنی و شگفت آور، کهنشان عظمت و تعالی شأن و مقام پیامبر اسلام(ص)است، تلقی کرده اند و ازاختلافات یاد شده در آثار خود سخنی نگفته اند.

نکت مهم دیگر در بحث معراج، هدف خداوند از آن است که براساس سوره های اسراء و نجم، نشان دادن نشانه های بزرگ خود به پیامبر اسلام بودهاست. این نشانه ها براساس روایات و تفاسیر گوناگون فراوانند که مهم ترین آنها عبارتند از: دیدار با سه فرشت بزرگ خدا یعنی جبرییل، میکاییل و اسرافیل، دیدندوزخ و اهل آن، دیدن بهشت و نعمت های آن، ملاقات با عزراییل، صعود به آسمان های متعدد تا آسمان هفتم و دیدن پیامبران بزرگ الهی از جمله آدم، نوح، موسی و عیسی، اعلام نمازهای واجب روزانه، آموزش اذان به پیامبر و از همه مهم تر، حضور در مقام قدس الهی (قمی ۱۳۶۷، ج ۲: ۳-۱۲). با نگاهی به اشعار معارج درمی یابیم که بسیاری از آنها در لابه لای خود به این اهداف اشاره کرده اند.

اشعار مستند اول

در ازل چون خطب او و الضحی املا کند

نوبتش زیبد که سبحان الّذی اسری زند

(عراقی ۱۳۷۴: ۲۵۴)

وعد دیدار هر کسی به قیامت

لیل اسری شب وصال محمد

(سعدی ۱۳۶۹: ۷۱۴)

بر خلوتت گواهی اسری بعبده

بر قربتت دنی فتدلّی دلیل ما

بنده را برد فضل من اسری

از حرم تا به مسجد اقصی

(همام تبریزی ۱۳۷۰: ۲۳۴)

برو اندر پی خواجه به اسرا

تفرج کن همه آیات کبری

(شبستری ۱۳۶۸: ۷۴)

در دل شب بانگ سبحان الّذی اسری زده

بر در قصرِ فَاَوحی کوس ما اَوحی زده

(خواجوی کرمانی ۱۳۳۶: ۱۲۷)

تاج بخش انبیا کاندر شب معراج قدس

بر گذشت از عرش و کرسی زد فراز آن سریر

(فریومدی ۱۳۴۴: ۱۰۱)

در آن شب که سلطان معراج بود

فروغ لعمرک بر او تاج بود

برون و درون جهان را بدید

جهان عیان و نهان را بدید

(بخارایی ۱۳۵۳: ۴۱۱)

انا اللّه الّذی ادعی انا اللّه الّذی ازهی

فسبحان الّذی اسری تعالی وحده قد جلّ

(جنید شیرازی ۱۳۷۹: ۳۲)

چون شب اسری کشید سرم ما زاغ

نقش سوی کسی شود حجاب محمد

(جامی ۱۳۶۲: ۱۱)

حق شِبِ اَسری چو داد بار محمد

از همه بالا گرفت کار محمد

گوهر اسرار ذات و مخزن اسما

کرد در آن تیره شب نثار محمد

(همان: ۱۳)

زیر گیسوی او رخ چون ماه

شب معراج را جمل اللّه

ای خوش آن شب که جبرییل امین

سویش آمد ز آسمان به زمین

(هلالی جغتایی ۱۳۳۷: ۲۲۰)

فلک مشتاق و محتاج است امشب

شب پرنور معراج است امشب

(همان: ۲۸۱)

در شب قرب از حرم تا به حریم وصال

رفته به پای براق برق صفت جابه جا

(خیالی بخارایی ۱۳۵۲: ۷)

مستند دیگر معراج، آیات نخستین سور نجم است:

«و النّجم اذا هوی/ما ضلّ صاحبکم و ما غوی/و ما ینطق عن الهوی/انهو الاّ وحی یوحی/علّمه شدید القوی/ذو مرّه فاستوی /و هو بالافق الاعلی/ثمّ دنی فتدّلی/فکان قاب قوسین او ادنی/فاوحی الی عبده ما اوحی/ما کذبالفؤاد ما رأی/أفتمارونه علی ما یری/و لقد راه نزله اخری/عند سدره المنتهی /عندها جنّه المأوی/اذ یغشی السدره ما یغشی/ما زاغ البصر و ما طغی/لقدرأی من آیات ربّه الکبری»

(به ستاره قسم آن گاه که فرود می آید که محمد، یار شما، نه گمراه است و نهنادان و نه از سر هواوهوس سخن می گوید. آن چه او می گوید، جز پیام خدانیست که جبرییل، فرشت نیرومند، به او آموخته است؛ فرشته ای توانا که در برابرپیامبر ایستاد درحالی که در آسمان بود، سپس نزدیک و نزدیک تر شد تا حدیکه به انداز میان دو کمان یا کمتر با او فاصله داشت، پس پیام خدا را آن گونه که بود به محمد رساند و دلش آنچه را او دید، دروغ نپنداشت. حال آیا شما دربار آنچه محمد دیده است با او جدال می کنید، درحالی که او یک بار دیگر هم جبرییل را دیده بود، یعنی کنار سدره المنتهی(درختی که نقط پایان آسمان است)، همان جا که بهشت آرامش است، آن گاه که هاله ای از نور آن را فرا گرفته بود. دیدپیامبر نه خطا کرد و نه از فرمان او سر باز زد، بلکه برخی از نشانه های بزرگ پروردگار را دید)(نجم ۵۳: ۱-۱۸)

این آیات تا حدی به طور مشروح به برخی از جزییات معراج پیامبراسلام(ص)اشاره کرده و به همین سبب شاعران در معراجیه های خود بیشتر ازمفاهیم این آیات بهره برده اند. کلمات و ترکیبات«دنی فتدلّی»، «قاب قوسین»، «اوادنی»، «ما اوحی»، «سدره»، «جنّه المأوی»، «مازاغ»و«آیات کبری»درسروده های معراجیه بسیار به کار رفته اند که همگی برگرفته از همین آیات اند.

البته در برداشت مفسران و در نتیج تفسیر آنان از این آیات، اختلافات فراوانیوجود دارد که مهم ترین آنها دربار فاعل فعل«دنی»در آی هشتم سور نجم ومتمّم محذوف آن است. به عبارت دیگر، مرجع ضمیر «هو»که در این فعل مستتراست و متمّم محذوف آن، چه کسانی هستند. به زبان ساده تر، مقصود از«دنی»کهبه معنای«نزدیک شده»است، نزدیک شدن چه کسی به چه کسی است.

در پاسخ به این پرسش دو نظر کاملا متفاوت مطرح شده است. اول این که فاعل، پیامبر اسلام و متمّم، خداوند است که در این صورت معنای آیه می شود: پیامبر اسلام به خداوند نزدیک شد. (قمی ۱۳۶۷، ج ۲: ۳۳۴)، دوم این کهفاعل، جبرییل و متّمم، پیامبر اسلام است که در این صورت معنای آن می شود: جبرییل به پیامبر اسلام نزدیک شد(شیبانی ۱۴۱۳ ق، ج ۳: ۹۵). البته برخیاز مفسران فرض اول را به گونه ای دیگر مطرح کرده اند یعنی فاعل را خداوندو متمّم را پیامبر اسلام دانسته اند(بلخی ۱۴۲۳ ق، ج ۴: ۱۶۰)که معنای آن می شودخداوند به پیامبر اسلام نزدیک شد، هرچند نتیج این فرض با فرض اول یکیاست.

اگر به اشعار معراج در دور مغول و تیموریان دقت کنیم، درمی یابیم که هم آنها براساس فرض اول سروده شده اند، یعنی مقصود از «دنی فتدلّی»یا«قاب قوسین»را نزدیک شدن پیامبر اسلام به خدا و مبالغه در آن، در نظر گرفته اند. با این حال تفاسیری که فرض دوم را مطرح کرده اند، آن قدر بسیار و برخی آن قدرمعتبرند که به آسانی نمی توان چنین فرضی را نادیده گرفت. مجمع البیان و الکشافاز جمل این تفاسیرند که معتقدند جبرییل به پیامبر اسلام نزدیک شد و البته درچنین عقیده ای آن قدر استوارند که به نزدیکی پیامبر به خدا، حتی به عنوان نظریتفسیری، اشاره ای نکرده اند. صاحب تفسیر المیزان -که از تفاسیر بسیار معتبرمعاصر به شمار می شود-نیز ابتدا«دنی»را به معنای نزدیک شدن جبرییل بهپیامبر دانسته و سپس می نویسد که می توان آن را نزدیک شدن پیامبر به خدا هم در نظر گرفت. (طباطبایی ۱۴۱۷ ق، ج ۱۹: ۲۹)

البته اگر به دقت به سیاق آیات سور نجم توجه کنیم، درمی یابیم که فرض دوم یعنی نزدیک شدن جبرییل به پیامبر پذیرفتنی تر است، زیرا در آغازبه توصیف جبرییل می پردازد، از جمله این که او وحی را به پیامبر آموخته است، قدرت فراوان دارد و درحالی که در آسمان بود در برابر پیامبر ایستاد، سپس به او نزدیک و نزدیک تر شد تا حدی که بین او و پیامبر به انداز میاندو کمان یا کمتر فاصله بود. در ادام آیات، در ردّ سخن کسانی که دیدارجبرییل با پیامبر را نمی پذیرفتند، با حالت تعجبی یا توبیخی از آنان می پرسد چگونه با پیامبر دربار آنچه دیده است جدال می کنید، درحالی که او یک باردیگر هم جبرییل را دیده بود یعنی کنار سدره المنتهی، جایی که بهشت آرامش است.

البته با پذیرش فرض اول، مقصود از نزدیکی پیامبر به خدا، بدون تردیدنزدیکی جسمانی یا مادی نیست بلکه نزدیکی وجودی است. یک نکته در تفاسیری که این برداشت را پذیرفته اند، تذکر داده شده است. (ابن جوزی ۱۴۲۲ ق، ج ۴: ۱۸۵)

مولوی نزدیکی یا قرب به خدا را این گونه بیان کرده است:

قرب نه بالا نه پستی رفتن است

قرب حق از حبس هستی رستن است

(مولوی ۴۵۱۴/۳/۱۳۶۸)

با توجه به این توضیحات و این که نزدیکی جبرییل به پیامبر قوی تر به نظرمی رسد، پاسخ به این پرسش که چرا شاعران در دور مغول و تیموریان درمعراجیه های خود چنین فرضی را در نظر نگرفته اند، نیازمند تحقیق و تفحص جداگانه ای است. البته تلاش شاعران در شرح داستان معراج پیامبر اسلام(ص)، بیان قدر و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *