توضیحات
فایل پاورپوینت کامل بررسی میزان تطبیق نهضت امام خمینی با حدیث امام کاظم علیه السلام؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی میزان تطبیق نهضت امام خمینی با حدیث امام کاظم علیه السلام شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی میزان تطبیق نهضت امام خمینی با حدیث امام کاظم علیه السلام را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل بررسی میزان تطبیق نهضت امام خمینی با حدیث امام کاظم علیه السلام با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی میزان تطبیق نهضت امام خمینی با حدیث امام کاظم علیه السلام با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی میزان تطبیق نهضت امام خمینی با حدیث امام کاظم علیه السلام تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی میزان تطبیق نهضت امام خمینی با حدیث امام کاظم علیه السلام را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی میزان تطبیق نهضت امام خمینی با حدیث امام کاظم علیه السلام :
مقدمه
بی تردید پیامبر خدا(ص) و اهل بیت(ع)، با علم لدنی و ارتباط با خدای متعال، توانایی پیش بینی آینده بشر را دارا هستند و در قرآن و سنت پیش بینی آینده وجود داشته است. کوشش در جهت مصداق یابی برای احادیث معصومین(ع) و انطباق احادیث ملاحم و فتن بر شخصیت ها و رویدادهای جهان، در راه کمال و سعادت و برای امید و نجات لازم است. این امر باید مبتنی بر قواعد و شرایط مناسب و با شواهد و قرائن خاص همراه گردد. انقلاب اسلامی، ایران شگفت انگیزترین و تأثیرگذارترین پدیده قرن حاضر جهان بوده است و نقش بنیادی در تغییر و تحولات بین المللی دارد.
آنتونی گیدنز جامعه شناس مشهور انگلیسی در این باره می گوید:
در گذشته، سه غول فکری جامعه شناسی یعنی مارکس، دورکیم و ماکس وبر با کم وبیش اختلافاتی فرایند عمومی جهانی را به سمت سکولاریزاسیون و به حاشیه رفتن دین می دیدند، ولی از آغاز دهه هشتاد و با انقلاب اسلامی ایران، شاهد تحقق عکس این قضیه هستیم، یعنی فرایند عمومی جهان روند معکوسی را آغاز و به سمت دینی شدن پیش می رود (گیدنز، ۱۳۷۴، ص ۷۵).
بی شک عصر نوین جهان، عصر حیات دین و بازگشت به دین است. این همه ناشی از نهضت امام خمینی(ره) می باشد. نهضت امام خمینی (ره)، هم در بیان صریح رهبر، و هم به لحاظ دستاوردها و در عمل، در جهت زمینه سازی برای ظهور قائم آل محمد(ص) قرار دارد. این حقایق در حدیثی از امام کاظم(ع) پیش بینی شده است؛ حدیثی که ریشه در کتابی در چهارم قمری دارد و قابلیت انطباق با انقلاب اسلامی ایران را داراست. این پژوهش ظرفیت های آن حدیث و قابلیت ها و شواهد و مدارک تطبیقی آن را بررسی می کند.
ایوب بن یحیی الجندل از امام کاظم(ع) چنین نقل کرده است:
رجل من اهل قم یدعو الناس الی الحق، یجتمع معه قوم کزبرالحدید، لاتزلّهم الریاح العواصف و لایملّون من الحرب و لایجبنون و علی الله یتوکلون و العاقبه للمتقین؛ مردی از اهل قم مردم را به سوی حق دعوت نموده و فرا می خواند، برگرد او مردمانی جمع می شوند و فراهم می آیند که چونان پاره های آهن اند. طوفان ها آنان را به لرزه نمی اندازند و از جنگ خسته نمی شوند و بزدلی نمی کنند و نمی ترسند و بر خدا توکل دارند و فرجام و پایان نیک از آن پرهیزکاران است.
مسئله اصلی تحقیق این است که آیا این حدیث شریف امام هفتم(ع) بر «نهضت امام خمینی» تطبیق می کند و «ویژگی های انقلاب اسلامی ایران» و «امتیازات یاران راستین امام خمینی» و «سرنوشت انقلاب اسلامی ایران و پیوستگی آن به انقلاب جهانی حضرت مهدی (» را تبیین می نماید؟
ریشه یابی سند حدیث
سند و منبع اصلی این حدیث، کتاب تاریخ بلده قم می باشد که با توجه به ترجمه فارسی آن، به تاریخ قم مشهور است. حسن بن محمد بن حسن بن سائب بن مالک اشعری قمی، از اعلام قرن چهارم هجری قمری در ۳۷۸ ق این کتاب را نوشت. حرص بر جمع آوری اخبار درباره قم، مشاهده شگفتی زمامداران از عدم نگارش کتاب در تاریخ قم، و عدم گزارش تاریخ قم در کتاب های مرتبط، اسباب تصنیف این کتاب شده است (قمی، ۱۳۱۳، ص ۱۹۲۵).
شخصیت مؤلف و اعتبار کتاب تاریخ قم
مصنف کتاب، از معاصران شیخ صدوق و شاگرد برادرش حسین بن علی بن بابویه قمی است. او از اکابر قدمای علمای اصحاب و از اجلای قدمای علمای قم بوده و از شیخ صدوق و برادرش روایت کرده است (افندی اصفهانی، ۱۳۶۶، ص ۴۶؛ امین، ۱۴۰۳ق، ج ۵، ص ۲۴۶). علامه مجلسی، کتاب تاریخ بلده قم را در مصادر بحارالانوار الجامع لدرر اخبار الائمهالاطهار(ع) قرار داده و آن را صحیح و دارای اعتبار شمرده و از آن حدیث نقل کرده است. وی در فصل دوم کتاب خود در توثیق مصادر کتاب خویش می نویسد: «تاریخ بلده قم کتاب معتبر، لکنی لم یتیسرلنا اصل الکتاب و انّما وصل الینا ترجمته و قد اخرجنا بعض اخباره فی کتاب السماء و العالم» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۱، ص ۴۲)؛ تاریخ قم کتاب معتبری است، لکن اصل عربی کتاب به ما نرسید و تنها ترجمه آن به ما رسیده است و ما برخی اخبار آن را در کتاب سماء و عالم اخراج نموده و آورده ایم. صاحب اعیان الشیعه نیز کتاب را در نهایت جودت و احاطه دانسته است (امین، ۱۴۰۳ق، ج ۵، ص ۲۴۷).
شخصیتِ مؤلف کتاب، مورد اعتماد علمای شیعه و کتاب وی دارای اعتبار شناخته شده است. آیت الله نوری همدانی، درباره کتاب تاریخ قم می گوید: «تاریخ قم یکی از مدارک بحار است و مدرکی برای محدثین است و صاحبش معاصر صدوق است. صدوق در ۳۸۱ق در قرن چهارم از دنیا رفته است» (مدرسه فقاهت، ۲۶/۹/۸۷).
کتاب تاریخ بلده قم و ترجمه آن، مهم ترین و قدیمی ترین، منبع معتبر قم شناسی شمرده می شود (مدرسی طباطبائی، ۱۳۶۴، ص ۲۶ و ۳۴).
راویان حدیث از امام کاظم(ع)
حدیث امام موسی بن جعفر (ع) که سند و محتوای آن در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد، در هر دو چاپ، از این ترجمه وجود دارد (قمی، ۱۳۱۳، ص ۱۰۰؛ قمی، ۱۳۸۵، ص ۲۷۷۲۷۸). این حدیث را حسن بن محمد بن حسن قمی مصنف کتاب تاریخ قم از علی بن عیسی از ایوب بن یحیی الجندل از ابوالحسن اول امام موسی بن جعفر(ع) نقل کرده است. راوی حدیث از امام هفتم(ع) ایوب بن یحیی الجندل می باشد. وی شخصیت ناشناخته ای است و در رجال کشی و فهرست شیخ طوسی و رجال برقی و رساله ابوغالب زراری و رجال ابن غضائری، از منابع اولیه رجال شیعه در سده های سوم تا پنجم، از وی هیچ اثری نیست. جای شگفتی است که در منابع ثانویه رجالی، از سده ششم تا هشتم نیز همچون فهرست شیخ منتخب الدین و معالم العلماء ابن شهرآشوب و رجال ابن داود و خلاصه الاقوال علامه حلی و حتی منابع متأخر رجالی شیعه، از سده دهم تا معاصران نیز در مجمع الرجال قهپائی و نقد الرجال تفرشی و جامع الرواه اردبیلی و رجال سیدبحر العلوم و تنقیح المقال مامقانی و قاموس الرجال تستری و معجم رجال الحدیث سیدابوالقاسم موسوی خوئی، هیچ سخنی درباره ایوب بن یحیی الجندل وجود ندارد. در برخی موارد، نام راوی در منابع رجالی آمده است و مجهول الحال شمرده شده است. اما عدم ورود نام یک راوی در کتب رجالی هرگز به معنای مجهول بودن وضعیت وی نیست. تنها می توان او را بی نام و نشان در منابع رجالی دانست.
گرچه راوی بی نام، نه توثیق، مدح، تعدیل، حجیت و صلاح دارد و نه تضعیف، ذم، جرح و فسق، ولی این واقعیت نیز روشن است فردی که در هیچ یک از کتب رجالی وجود ندارد، مطعون و ضعیف شمرده نمی شود؛ زیرا راویانی که نامشان در آثار رجالی آمده و با الفاظ کذاب، وضاع و ساقط و متروک الحدیث و متهم یاد شده اند، مذموم و مطعون اند و بی نام ها، در گروه راویان مطعون و دارای ضعف عقیدتی و اخلاقی جای نمی گیرند.
صرف عدم ذکر نام راوی در آثار رجالی، عیب و نقص نیست و به سند حدیث صدمه نمی زند. مجهول بودن ایوب بن یحیی الجندل، با توثیق علی بن عیسی، که این حدیث را از وی نقل کرده است و با اعتبار کتاب تاریخ بلده قم از منظر محدثان، جبران می گردد.
علمای رجال، خبر راوی ضعیفی را که ضعف آن جبران شود، معتبر می دانند. این حدیث مسند است، اما یک راوی آن ناشناخته است؛ نبودن راوی در کتب رجالی، به معنای مجروح بودن وی نیست. این نقص با اعتماد فقیهان بزرگ به اصل حدیث و ورود به تحلیل و تطبیق آن و توثیق کتابی که روایت را آورده است و توثیق راوی دیگر حدیث، زائل می گردد. یکی از مبانی مهم در نقد سند برای ارزشیابی حدیث در حالت تعارض، عرضه محتوای حدیث بر قرآن کریم و سنت قطعی است (حرعاملی، بی تا، ج ۲۰، ص ۹۴). این معیار در وضعیت عدم تعارض نیز صادق است. متن این حدیث، هیچ تعارضی با قرآن و سنت ندارد.
مجموعه مطالب مذکور، از قرائن متصله و منفصله ای است که ثبوت خبر از امام کاظم(ع) و روایت را نشان می دهد و صحت مضمون و مفاد آن را آشکار می سازد.
ثقه بودن صاحب کتاب و وجود حدیث در کتابی که توثیق شده و مورد اعتماد بوده و معتبر شمرده شده است، از معیارهای تقویت سند حدیث است (همان، ص ۱۱۲). در صورت صحیح شمردن یک حدیث توسط فقیه عادل، نقص وجود فرد مجهول در سلسله سند برطرف می گردد. به گونه ای که اگر آن فرد مجهول در سند حدیث دیگر نیز وجود داشت، حکم به صحت آن می شود. تسامح در ادله سنن در احادیث تاریخ و ملاحم نیز جاری است.
مطابق گزارش شیخ حرعاملی دانشمندانی همانند شیخ مفید و ابن شهرآشوب و طبرسی، تصریح بر توثیق چهار هزار مرد از اصحاب امام صادق(ع) دارند، ولی اکنون این راویان در کتب رجالی از اصحاب امام صادق(ع) به این عدد نمی رسند (همان، ص ۱۱۵). بنابراین، گروهی از اصحاب امامان (ع) که عدل و ثقه و حجت بوده اند، در کتب رجالی نام آنان وجود ندارد.
شیخ حرعاملی، در تبیین نقش درک وجدانی مبتنی بر قرائن در توثیق افرادی که احدی آنان را توثیق نکرده است، می نویسد:
الا تری انا نرجع الی وجداننا فنجد عندنا جزما بثقه کثیر من رواتنا وعلمائنا الذین لم یوثقهم احد، لمابلغنا من آثارهم المفیده للعلم بثقتهم وتوثیق لبعض الثقات الاجلاء من جمله القرائن المفیده لذلک وقد تواترت الاحادیث فی حجیه خبر الثقه کما مر فیدخل خبره بحال الروات کما هو ظاهر (همان)؛ آیا نمی بینی ما به وجدان مان برمی گردیم، پس نزد خودمان جزم و قطع به ثقه بودن بسیاری از راویان و علمای مان که احدی آنان را توثیق نکرده، می یابیم به دلیل آنچه از آثار سودمند آنان به ما رسیده است و افاده علم به توثیق آنان دارد و توثیق برخی از اجلای ثقات، ازجمله قرائن مفید به علم به توثیق می باشد. احادیث حجیت خبر ثقه متواتر است، پس خبر ثقه از حال راویان، داخل در حجیت خبر ثقه است.
محمدحسین بروجردی، درباره وضعیت راویانی که در فهرست شیخ طوسی نامشان نیامده است، می گوید:
عدم تعرّض الشیخ الطوسی فی فهرسته لبعض الرواه باعتبار عدم کونه مصنّفا لایدل علی عدم کونه ثقه عنده (فاضل موحدی، ۱۳۹۸ق، ج ۲، ص ۲۷۱؛ حسینی جلالی، ۱۳۷۸، ص ۱۱۲). عدم تعرض شیخ طوسی در کتاب فهرستش بر ذکر نام برخی از راویان، به اعتبار مصنف نبودن او، دلالت بر ثقه نبودن او در نزد وی نمی کند.
علی بن عیسی، که واسطه بین مصنف و ایوب بن یحیی الجندل است و در رجال این حدیث قرار دارد، در کتب رجالی ستوده شده است، ولی علی بن عیسی، مشترک بین ده تن می باشد که همه توثیق شده اند (موسوی خوئی، ۱۴۰۳ق، ج ۱۲، ص ۱۰۶۱۱۰). احتمال می رود. او علی بن عیسی بن زرین باشد که شیخ طوسی وی را از اصحاب امام کاظم(ع) شمرده و ثقه دانسته است (طوسی، ۱۴۱۷ق، ص ۳۵۲؛ موسوی خوئی، ۱۴۰۳ق، ج ۱۲، ص ۱۰۹).
منابع حدیث
علامه مجلسی در بحارالانوار کتاب السماء و العالم، باب الممدوح من البلدان و المذموم منها و غرائبها، در ردیف سی و هفتم، این حدیث را از کتاب تاریخ قم نقل کرده است (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۶۰، ص ۲۱۶). پس از وی، شاگرد و یار او علامه عبدالله بحرانی اصفهانی در عوالم العلوم و المعارف و الاحوال من الایات و الأخبار و الاقوال این حدیث را ذکر کرده است (بحرانی اصفهانی، ۱۳۶۳، ج ۲۱، ص ۳۴۷). سایر علمای معاصر شیعه نیز این حدیث را به نقل از علامه مجلسی در آثار خود آورده اند (قمی، بی تا، ج ۲، ص ۴۴۶؛ مدرسه فقاهت، ۲۶ /۹/۸۷؛ منتظری، ۱۴۰۹ق، ج ۱، ص ۲۳۹؛ محمدی ری شهری، ۱۳۶۲، ج ۱، ص۵۷۳؛ اشتهاردی، ۱۳۸۶، ص ۲۴).
این کتاب، از زمان تصنیف در سال ۳۷۹ق، تا سال های نخستین قرن نهم هجری قمری یا شمسی در دسترسی اهل علم قرار داشت.
تاج الدین حسن خطیب ابن بهاء الدین علی بن حسن بن عبدالملک قمی، در ۸۰۶ و ۸۰۵ هجری قمری کتاب تاریخ بلده قم را برای استفاده فارسی زبانان، به تشویق یکی از امیران خاندان صفی از حاکمان محلی قم، به زبان فارسی برگرداند (قمی، ۱۳۱۳، ص ۳؛ قمی، ۱۳۸۵، ص ۶). پس از آن ترجمه، دیگر متن اصلی و عربی کتاب از بین رفت. هم اینک پس از گذشت بیش از پنج قرن، اثری از آن پیدا نشده است و تمامی کوشش ها و جست وجوها برای یافتن کتاب بی نتیجه مانده است.
از آن ترجمه، نسخه ای در اختیار علامه مجلسی قرار داشته که در کتاب خود از آن استفاده نموده است. اکنون از آن ترجمه، شانزده نسخه خطی در کتابخانه ملی ایران، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، کتابخانه مجلس شورای اسلامی، کتابخانه مدرسه سپهسالار، کتابخانه ملک و آستانه مقدس حضرت معصومه(ع) وجود دارد (قمی، ۱۳۸۵، ص ۶۱۶۳). پیش از انقلاب اسلامی، این ترجمه با تصحیح و تحشیه سیدجلال الدین طهرانی در آذر ۱۳۱۳ش در مطبعه مجلس در قطع وزیری چاپ شد. مصحح در مقدمه کوتاه چاپ دوم نوشت: ما آن را از روی نسخه ای که به سال ۱۰۰۱ تحریر شده، به طبع رساندیم (قمی، ۱۳۱۳، ص ۱).
پس از انقلاب اسلامی نیز با همت مرکز قم شناسی و کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی و گنجینه جهانی مخطوطات اسلامی، در ۱۳۸۵ با تصحیح و تحقیق محمدرضا انصاری قمی چاپ گردیده است.
فرضیه تطبیق
انطباق حدیث امام کاظم(ع) بر نهضت امام خمینی، از سوی برخی فقیهان معاصر صورت گرفته است. محمد محمدی ری شهری، در بحث از این روایت می نویسد:
روایتی از امام کاظم(ع) نقل شده که وقتی در کنار سایر روایاتی که در رابطه با پیش بینی انقلاب اسلامی ایران است قرار می گیرد، بطور روشن دلالت می کند بر اینکه جرقه این انقلاب از قم زده می شود و این انقلاب از سوی ابر مردی که از قم برخاسته است، رهبری می گردد… این روایت کاملاً با انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی منطبق است (محمدی ری شهری، ۱۳۶۱، ص ۶۱ -۶۲).
در میزان الحکمه نیز در عنوان الثوره من مدینه قم، همین حدیث را آورده است (محمدی ری شهری، ۱۳۶۲، ج ۱، ص ۵۷۳، خ ۲۲۳۱).
آیت الله نوری همدانی، در درس خارج فقه خویش کتاب الجهاد، در بررسی و نقد و رد روایاتی که هرگونه قیام در عصر غیبت تا ظهور حضرت مهدی(عج) را نفی می کند، دلایل متعددی آورده است. وی به همین حدیث در پاسخ آن روایات استناد می کند و درباره محتوای حدیث می گوید: «خیلی ها این قیام را به انقلاب اسلامی ایران تعبیر کرده اند» (ر. ک: مدرسه فقاهت).
آیت الله منتظری نیز در پاسخ همین روایات، پنج حدیث ازجمله همین حدیث امام کاظم (ع) را آورده و می نویسد: «یحتمل انطباق مفاد هذه الاخبار علی الثوره الاسلامیه فی ایران، کما لایخفی» (منتظری، ۱۴۰۹ق، ج ۱، ص ۲۳۹).
محققانی که سفینه البحار و مدینه الحکم و الاثار محدث قمی را پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بیروت چاپ کردند، بر روی بیرونی جلد اول و دوم کتاب، متن همین حدیث را قرار دادند. این اقدام آنان براساس رویکرد به فرضیه تطبیق انجام شده است.
دلایل انطباق
به نظر می رسد محتوای این حدیث، براساس ملاحظات و دلایل و شواهدی که در پی می آید، با نهضت امام خمینی ارتباط دارد. بی تردید سیدروح الله موسوی خمینی، مردی از اهل قم است. بر این اساس، همه مطالب و پیام ها و نکته های این حدیث، بر نهضت امام خمینی(ره) جاری است. در تبیین و تحلیل فرضیه تطبیق، راه های متعدی وجود دارد: سه دسته از احادیث در فهم این تطبیق کمک می کند.
الف. آیات قرآنی و احادیث پیامبر اسلام (ص) و اهل بیت(ع)، که اسلام و ایمان و دانش و امتیازات بی نظیر ایرانیان و نقش بزرگ آنان را در پیشرفت و گسترش اسلام و تمدن اسلامی در جهان گزارش کرده است. در این زمینه، ده آیه قرآن با ایران ارتباط دارد (آل عمران: ۲۶؛ نساء: ۱۳۳؛ انعام: ۸۹؛ مائده: ۵۴؛ اسراء: ۵؛ حج: ۳؛ توبه: ۳۹؛ محمد: ۳۸؛ جمعه: ۳؛ فتح: ۱۶). ارتباطات این آیات با ایرانیان، به دلایل عقلی خدمات ایرانیان به اسلام و مسلمانان و حقایق قطعی تاریخی پیرامون نقش آنان در گسترش اسلام و تمدن اسلامی و دلایل نقلی ثابت می شود. احادیث نبوی و آراء مفسران این حقیقت را آشکار می سازد. در سوره مائده، خطاب به مؤمنان در عصر حیات رسول خدا(ص) چنین آمده است: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یرْتَدَّ مِنْکمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّهُمْ وَ یحِبُّونَهُ أَذِلَّهٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَی الْکافرِینَ یجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا یخافُونَ لَوْمهَ لائِم ذلِک فَضْلُ اللَّهِ یؤْتِیهِ مَنْ یشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ» (مائده: ۵۴). این آیه، از اسلام قومی خبر داده است که در زمان نزول آیه، مسلمان نبوده اند و شش امتیاز نیز برای آنان بیان کرده است. اصحاب پیامبر در صدد شناسایی این قوم بودند و پیوسته از ایشان می پرسیدند مفسران در گزارش پاسخ پیامبر خدا نوشته اند: «فضرب بیده علی عاتق سلمان فقال: هذا و ذووه ثم قال: لوکان الدین معّلقا بالثریا لتناوله رجال من ابناء فارس» (طبرسی، ۱۴۰۳ق، ج ۲، ص ۳۰۸؛ زمخشری، بی تا، ج ۴، ص ۶۴۶؛ فخررازی، ۱۴۱۳ق، ج ۱۲، ص ۱۹؛ عروسی حویزی، ۱۳۸۳ق، ج ۱، ص ۶۴۱؛ آلوسی بغدادی، ۱۳۹۸ق، ج ۶، ص ۱۶۳؛ میبدی، ۱۳۶۱، ج ۳، ص ۱۴۷)؛ پیامبر با دست خویش بر دوش و کتف سلمان زده و سپس فرمود: این و بستگان اصحابش. سپس فرمود: اگر دین به ثریا آویزان باشد مردانی از فرزندان فارس به آن می رسند.
ب. همچنین احادیثی که قیام حق طلبانه و انقلاب اسلامی زمینه ساز ظهور حضرت مهدی (عج) از مشرق را در عصر غیبت گزارش کرده است، گواه دیگری برای فرضیه تطبیقی می باشد. پیامبر خدا(ص) فرمودند: «یخرج ناس من المشرق فیوطئون للمهدی سلطانه» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۵۷، ص ۸۷؛ قزوینی، بی تا، ج ۲، ص ۱۳۶۸؛ متقی هندی، ۱۴۱۹ ق، ج ۱۴، ص ۱۱۸، خ ۳۸۶۵۳؛ اربلی، ۱۴۰۱ق، ج ۳، ص ۲۶۷؛ قندوزی حنفی، ۱۴۱۶ق، ج ۳، ص ۲۶۶). مردمی از مشرق قیام می کنند و برای سلطنت الهی حضرت مهدی (عج) زمینه سازی می کنند. انقلاب خیرطلبانه در مشرق نیز در حدیث نبوی دیگر پیش بینی شده است؛ انقلابی که در عصر غیبت روی می دهد و حکومت تشکیل می دهد و حکومت را به حضرت مهدی(عج) می رسانند (قزوینی، بی تا، ج ۲، ص ۱۳۶۶؛ متقی هندی، ۱۴۱۹ق، ج ۱۴، ص ۱۱۹، خ ۳۸۶۷۴؛ حاکم نیشابوری، بی تا، ج ۵، ص ۶۵۷؛ سیدبن طاووس، ۱۳۹۸ق، ص ۵۲ و ۱۶۲). در حدیث امام حسن(ع) از پیامبر خدا(ص)، از بعثت الهی مشرقی (سیدبن طاووس، ۱۳۹۸ ق، ص ۵۴) و در حدیث ابوخالد کابلی از امام باقر (ع)، از انقلاب مشرقی حق طلبانه پیروز پایدار، که حکومت را به صاحب شیعیان امام مهدی(ع) می رساند (نعمانی، ۱۴۰۳ق، ص ۱۸۲؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۵۲، ص ۲۴۳؛ فضلی، ۱۳۹۲ ق، ص ۱۴۵)، یاد شده است و مفاد آن نیز با فرضیه انطباق همراه است.
ج. احادیثی که در فضیلت قم و نقش آن در انقلاب جهانی مهدوی وارد شده است، دلیل دیگر فرضیه تطبیق می باشد. امام صادق(ع) قم را معدن شیعه (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۶، ص ۲۱۴) و حرم اهل بیت(ع) و اهل قم را اخوان و برادران امامان(ع) (همان، ص ۲۱۱) و شیعه اهل بیت(ع) (همان، ج ۶۰، ص ۲۱۵) و یاران و همراهان امام مهدی(عج) دانسته اند که با قائم آل محمد(ص) اجتماع می کنند و همراه او قیام می کنند و در راه او استقامت ورزیده و او را یاری می نمایند (همان، ج ۶۰، ص ۲۱۶).
شهر قم و اهل آن در عصر غیبت حجت بر تمام خلائق اند (همان، ج ۶، ص ۲۱۲؛ قمی، بی تا، ج ۲، ص ۴۵۵). شهر قم در عصر غیبت، معدن علم و فضل و دین می گردد که علم دین از آن به شرق و غرب جهان سرازیر می شود و اهل قم قائم مقام حجت خدا در زمین خواهند شد (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۶۰، ص ۲۱۲ و ۲۱۳).
شواهد و مدارک ارتباط حدیث با امام خمینی
سیدروح الله موسوی خمینی، در شهر خمین به دنیا آمد. به همین دلیل «خمینی» نامیده شد. احتمال دارد توجه به زادگاه امام خمینی(ره)، ذهن پژوهشگران را از درک سریع ارتباط و پیوند حدیث امام کاظم(ع) با امام خمینی باز دارد. برای فهم «قمی» بودن امام و انطباق جمله «رجل من اهل قم» به امام خمینی، دقت در شواهد نه گانه ای که در اینجا بیان می شود راهگشا خواهد بود.
الف. گرچه امام خمینی در بیستم جمادی الثانی ۱۳۲۰ق برابر با ۳۰ شهریور ۱۲۸۱ شمسی و در شهرستان خمین به دنیا آمد ند (روحانی، ۱۳۵۸، ج ۱، ص ۲۰؛ انصاری، ۱۳۷۴، ص ۱۴؛ رجبی، ۱۳۷۱، ج ۱، ص ۱۱۸)، ولی در ماه رجب ۱۳۴۰ق برابر با نوروز ۱۳۰۰ شمسی به قم هجرت کرده (انصاری، ۱۳۷۴، ص ۱۶) و تا دستگیری و تبعید به خارج از کشور، در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ در قم اقامت داشتند. در ۱۲ آبان ۱۳۵۷ از پاریس به تهران آمدند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در۱۰ اسفند ۱۳۵۷ به قم بازگشتند و تصمیم بر ماندن در قم داشتند. در دوم بهمن ۱۳۵۸ برای درمان به بیمارستان قلب تهران منتقل شدند و پس از مرخصی از بیمارستان، به توصیه پزشکان در تهران ماندگار شدند (همان، ص ۱۰۶ و ۱۱۸). بنابراین، امام خمینی(ره) حدود نیم قرن در شهر قم ساکن بودند. این حضور طولانی در قم، برای قرارگرفتن «امام خمینی» در شمار «اهل قم» کافی است. قطعاً از نظر عرف و شرع و فقه، امام خمینی با پنج دهه اقامت در قم، اهل قم شناخته می شوند. امام خود در سخنرانی خویش در۱۰ اسفند ۱۳۵۷، همزمان با ورود به قم، خودشان را قمی دانسته، و به قمی بودن خویش افتخارکرده، فرمودند:
من از عواطف ملت ایران و از عواطف «هم وطنی های» خودم «قمی ها»، که من قبلاً گفته بودم از قم علم منتشر می شود، از قم قدرت منتشر شد، قم نمونه بود و من مفتخرم که در قم هستم! من ۱۵ سال یا قدری بیشتر از شما دور بودم لکن دلم اینجا بود، با شما بودم. شما غیرتمندان، شما پاک جوانان سرمشق همه شدید و الحمدلله تمام ملت ایران در سراسر ایران با هم هم صدا شدند و این قدرت الهی بود که طاغوت را شکست (موسوی خمینی، ۱۳۶۱، ج ۵، ص۱۳۰).
ایشان در فروردین ۱۳۵۸ نیز در سخنرانی دیگر خود، قم را «وطن» خویش نامیده، فرمودند:
من خوشحالم که بعد از سال های طولانی در میان شما رفقا، جوانان هستم. من همیشه در فکر ایران و در فکر «وطن خودم» «قم» بودم و هستم و دعاگویم. شما می دانید که قم مرکز تشیع از زمان حضرت صادق(ع)، حدود آن زمان مرکز تشیع بوده است و از قم تشیع به سایرجاها رفته است. هم علم از قم به جاهای دیگر منتشر شده است و بحمدالله شجاعت و زحمت در راه اسلام و فداکاری هم از قم منتشر شد. قم مرکز همه برکات است، خدا شما قمی ها را برای ما حفظ کند و همه ایران را برای همه (همان، ص۲۰۹).
حضور و اقامت طولانی مدت امام در قم و نظر و اظهارات عرف مردم و افتخار و تصریح امام بر اینکه وطن شان قم است، همه شواهد منطقی و عقلی برای انطباق جمله ابتدای حدیث امام کاظم(ع)، بر امام خمینی است.
ب. منظور از «اهل قم» در حدیث، منطقه جغرافیایی قم در عصر حیات امام کاظم (ع) است که شامل شهر خمین هم شده است. حسن بن محمد بن حسن قمی، در قرن چهاردهم هجری قمری در بیان حدود قم می نویسد:
از برقی روایت است که او گفت که قم چهل فرسخ در چهل فرسخ است زیرا که حدود آن به غایت از یکدیگر دورند و اقطار آن متفاوتند و از دیگر شهرها باحوز آن گرفته اند و جمع کرده اند. برقی چنین گوید که حد اول قم از ناحیت همدان است تا میلاذجرد که آن ساوه است و حد دوم آن از ناحیت ری تا جوسق داود بن عمران اشعری بدو فرسخ از دیر جص که فرا پیش قم است… حد سیم از ناحیت فراهان است آنجا که ناحیت کرج است و گویند ازآنجاکه جوسق دیزوآباد است از همدان، و حد چهارم از ناحیت اصفاهان تا وادی که میان قریه درام و جرقام و میان قریه راوندست (قمی، ۱۳۱۳، ص ۲۶؛ ۱۳۸۵، ص ۵۵۵۸).
روشن است که قم با این گستردگی جغرافیایی، چهل در چهل فرسخ خمین را فرا می گرفته است، بنابراین، زادگاه امام خمینی نیز منطقه قم خواهد بود. ازاین رو، هیچ تردیدی وجود ندارد.
ج. روشن است مرد قمی که در حدیث از وی یاد شده است، با توجه به ویژگی های کار و پیروانش، یکی از افراد عادی، بی سواد و درس ناخوانده نیست، قطعاً «اهل علم قم» مقصود است. امام خمینی، بزرگ ترین شخصیت حوزه علمیه قم از زمان تأسیس تا امروز می باشد. امام خمینی (ره)، در ۲۹ اسفند ۱۳۰۱ که حوزه علمیه قم توسط آیت الله عبدالکریم حائری یزدی تأسیس شد در قم بودند و از آغاز تأسیس حوزه علمیه قم در این شهر اقامت داشتند. در همین حوزه درس خوانده، تربیت شده و تدریس می نمودند تا آنگاه که در جایگاه مرجعیت و رهبری دینی انقلاب قرار گرفتند. امام خمینی، به لحاظ آثار وجودی، جامعیت، شاگردان ممتاز فراوان، تألیفات و رهبری انقلاب، تنها شخصیت علمی مشهور، برجسته و جهانی حوزه علمیه قم می باشند. ازاین رو، منظور ازجمله «رجل من اهل قم» در واقع «رجل من اهل علم قم» است و مصداق آن، امام خمینی است.
د. گرچه قم از زمان صدور حدیث تا امروز، پایگاه بزرگ و تاریخی شیعه و پیروان اهل بیت بوده است، اما بررسی تاریخ سیاسی قم و رویدادهای آن، بیانگر این است که تا انقلاب اسلامی ایران، در قم انقلابی با ماهیت، گستردگی، ویژگی ها و سرنوشت انقلابی که امام هفتم (ع) در این حدیث پیش بینی نموده اند، پدید نیامده است.
ه. امام خمینی(ره) در قم ازدواج کرده و پنج فرزند ایشان، سه دختر و دو پسر در قم به دنیا آمده اند.
و. امام خمینی (ره) در حوزه علمیه قم، شاگردان بسیاری تربیت نمودند. شاگردان سخت کوش، پرتوان، هوشیار و مبارزی که در مکتب سیاسی امام خمینی آموزش دیدند و یاران وفادار ایشان در انقلاب اسلامی شدند. استعدادهای طلاب با شاگردی و تحصیل در حوزه درس امام شکوفا شد. همین نخبگان سیاسی حوزوی که در پیشرفت، پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی ایران نقش چشم گیری داشته و دارند. امام خمینی، در حوزه علمیه قم مجتهدان بزرگی را تربیت نمود. برخی از ایشان در جایگاه مرجعیت تقلید قرار گرفتند. در برخی دوره ها، در درس امام خمینی تا ۱۲۰۰ تن حضور داشته اند، شهید آیت الله سعیدی و غفاری و شهید بهشتی، باهنر، مفتح، مطهری، محلاتی، و مراجع تقلید آیات عظام فاضل لنکرانی، ناصر مکارم شیرازی، حسین نوری همدانی، لطف الله صافی گلپایگانی، جعفر سبحانی و عبدالله جوادی آملی، عبدالکریم موسوی اردبیلی، و رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای از شاگردان امام خمینی بوده اند (روحانی، ۱۳۵۸، ج ۱، ص ۴۱ ۵۰؛ انصاری، ۱۳۷۴، ص ۲۱).
ز. بسیاری از کتاب ها و تألیفات امام خمینی در دوران تحصیل و تدریس ایشان در حوزه علمیه قم نوشته شده و برخی هم در قم به چاپ رسیده اند.
ح. مبارزات امام خمینی با رژیم سلطنتی پهلوی و مخالفت ایشان با «رفرم امریکایی شاه و انقلاب سفید» و «لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی» و «لایحه کاپیتولاسیون» و سخنرانی های پرشور و تحول آفرین ایشان در قم صورت گرفته است. مأموران رژیم پهلوی، دوبار امام خمینی را از قم دستگیر و به تهران برده اند. قم پایگاه و سنگر مبارزه، قیام و انقلاب امام خمینی است. پایتخت اندیشه سیاسی دینی امام خمینی و تفکرات انقلابی اسلامی قرارگرفته و از آنجا به سراسر ایران گسترش یافته است. همه درگیری های امام خمینی با شاه و رژیم سلطنتی از ۱۳۴۰ تا تبعید امام به بورسای ترکیه در ۱۳ آبان ۱۳۴۳ در قم روی داده است. دعوت مردم از سوی امام خمینی به سوی نبرد و جهاد با طاغوت زمان شاه و رژیم شاهنشاهی ضداسلامی پهلوی از قم آغاز شد و ادامه یافت تا به پیروزی رسید.
ط. در این حدیث شریف «اهل قم» به کار رفته است. در لغت عرب، هرجا اهل به مکان اضافه شود، به معنای «ساکنان» آن مکان می باشد و هرگز به معنای زادگاه و محل ولادت استعمال نشده است. درباره مفهوم «اهل بیت» نوشته اند: «اهل البیت سکانه» (احمدبن فارس، ۱۳۸۷، ص ۵۴؛ طریحی، بی تا، ج ۵، ص ۳۱۴؛ ابن منظور، ۱۴۰۵ق، ج ۱۱، ص ۲۹؛ جر، ۱۳۷۳ق، ج ۱، ص ۳۸۴). «اهل بیت» ساکنان آن هستند. اهل مکه، ساکنان بیت الله الحرام و شهر مکه هستند (ابن منظور، ۱۴۰۵ق، ج ۱۱، ص ۲۸۲۹). در معنای «اهل بلد» گفته اند: اهل البلد سکانه (خوری شرتونی، ۱۴۰۳ق، ج ۱، ص ۲۳). اهل شهر ساکنان شهرند، کسانی که در شهر زندگی می کنند. «اهل قم» به معنای «ساکنان شهر قم» است، نه کسانی که الزاماً زادگاهشان قم باشد و یا در این شهر به دنیا آمده
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.