تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد کتاب «بنیاد فلسفه سیاسی در غرب» اثر شادروان دکتر حمید عنایت با مقدمه و به اهتمام حمید مصدق، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد کتاب «بنیاد فلسفه سیاسی در غرب» اثر شادروان دکتر حمید عنایت با مقدمه و به اهتمام حمید مصدق شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد کتاب «بنیاد فلسفه سیاسی در غرب» اثر شادروان دکتر حمید عنایت با مقدمه و به اهتمام حمید مصدق در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد کتاب «بنیاد فلسفه سیاسی در غرب» اثر شادروان دکتر حمید عنایت با مقدمه و به اهتمام حمید مصدق با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد کتاب «بنیاد فلسفه سیاسی در غرب» اثر شادروان دکتر حمید عنایت با مقدمه و به اهتمام حمید مصدق نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد کتاب «بنیاد فلسفه سیاسی در غرب» اثر شادروان دکتر حمید عنایت با مقدمه و به اهتمام حمید مصدق هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد کتاب «بنیاد فلسفه سیاسی در غرب» اثر شادروان دکتر حمید عنایت با مقدمه و به اهتمام حمید مصدق اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد کتاب «بنیاد فلسفه سیاسی در غرب» اثر شادروان دکتر حمید عنایت با مقدمه و به اهتمام حمید مصدق :

(بخش اول)

چکیده: کتاب بنیاد فلسفه سیاسی در غرب اثر شادروان دکتر حمید عنایت با توجه به اصل ضرورت نقد بویژه در حوزه معارف سیاسی از یکسو و اهمیت این اثر از سوی دیگر که با شیوه ای روان و ساده و با رعایت اصول آزاداندیشی و اعتدال خواهی به نگارش درآمده است، در این نوشتار مورد بررسی و نقد قرار گرفته است.
این اثر ارزشمند متکفل بررسی عقاید و اندیشه های سیاسی غرب از هراکلیت تا هابز است و به صورتی فشرده و مختصر کلیت آرای سیاسی نه اندیشمند، دو نحله فلسفی و مسیحیت را مورد توجه قرار داده است. کتاب با آنکه دارای چهارچوب و ساختار منطقی بوده، از سلاست روانی و قابلیت فهم خوبی برخوردار است و از پیچیدگی، طمطراق، نقل و ابهام به دور می باشد و رویکردی اعتدالی و آزاداندیشانه بر آن حاکم است ولی همچون سایر آثار بی نیاز از نقد و بررسی نمی باشد. از این رو کتاب در این نوشتار بر اساس معیارهای منطقی مورد توجه قرار گرفته و حتی الامکان سعی شده است به دور از پیش داوری و بافتن در تاریکی به محاسن و نقایص آن توجه گردد.

کلیدواژه: بنیاد فلسفه سیاسی غرب، حمید عنایت، بنیاد، فلسفه سیاسی، رواقیان، اهل مدرسه و مسیحیت.

مقدمه یک

نقد را مترادف بررسی، ارزیابی، زیر و رو کردن، تشخیص و جداسازی پسندیده از ناپسند دانسته اند و بر همین اساس گفته اند: «نَقَدَ الکلامَ: اَظهَرَ ما بِهِ مِنَ العَیْب…» پس در نقد و بررسی هدف مشخص است و آن جستجو، تشخیص و نمایاندن است تا دیگران خود بخوانند و دریابند، خواه برگزینند و یا رد نمایند، لذا جنبه ایدئولوژیک نداشته، بیطرفانه صورت گرفته و از طلب و شناخت مایه می گیرد و از حقیقت قوام می یابد و به باروری و آگاهی بیشتر می انجامد. از همین روی در نقد روش و معیار یا میزان نیز اهمیت می یابد؟ «میزانها و مترهایی که در سرما و گرما، در عشق و نفرت، بلند و کوتاه نمی شوند و همچون نور، در دنیای نسبیّتها، سرعت ثابتی دارند». [صفایی حائری ۱۳۸۱ ج ۱: ۱۷].
بر همین اساس نقد و بررسی یک ضرورت است زیرا خود حاصل اصل انتخاب، گزینش و ضرورت آن است. این است که دیدگاه انسانهای برجسته نقد به مثابه «هدیه قلمداد شده است» «من اهدی الی عیوبی» [کلینی ۱۳۶۵ ج ۲: ۶۳۹]. بنابراین معیار و روش نقد نیز عقلانی و انسانی باید باشد تا آن به دور از هرگونه تعصب، دشمنی یا در تاریکی بافتن صورت گیرد و هدف آن نیز تشخیص و نشان دادن راستی و ناراستی باشد.

مقدمه دو

به جرأت می توان گفت که هیچ استاد، دانشجو و دانش آموخته سیاست و علوم سیاسی در این مرز و بوم نیست که شخصیت برجسته و دانشمند و صاحب اندیشه ایرانی در علوم سیاسی یعنی دکتر حمید عنایت، معروف به پدر علوم سیاسی ایران معاصر، را نشناسد و با آثار و نوشته های ارزشمند و علمی او آشنایی نداشته باشد. نه تنها در ایران که آوازه او و آثارش از مرزهای میهنش فراتر رفته و بسیاری از فرهیختگان سرزمینهای دیگر نیز با وی آشنایی دارند.
استاد فرزانه ای که در اوج فرزانگی و دوران ثمردهی روی در نقاب خاک کشید و به دیار جاودان شتافت. امروزه در اغلب دانشکده های مربوط به سیاست و علوم سیاسی آثاری چون بنیاد فلسفه سیاسی در غرب یا اندیشه سیاسی در اسلام معاصر و جز آن آموخته می گردد و در همه محافل علوم سیاسی از او با احترام یاد می شود. در هر حال شخصیت گرانمایه اش نیازمند توصیف نیست و چه توصیفی بهتر از وجود آثار متعدد او که حقیقتاً خدمتی بزرگ به جامعه علمی می باشد و هر کدام راهی است به سوی اندیشیدنی نو در جهان پرتلاطم معاصر و دریچه ای است به سوی دنیای بزرگ اندیشه و اندیشه ورزی در سیاست.

حمید عنایت و آثارش

حمید عنایت در سال ۱۳۱۱ ش. در خانواده ای متوسط به لحاظ اجتماعی و اقتصادی در تهران متولد شد. پس از تحصیلات متوسطه در سال ۱۳۲۹ وارد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شد و در سال ۱۳۳۲ با احراز رتبه اول در مقطع کارشناسی فارغ التحصیل گردید و در سال ۱۳۳۴ با هزینه شخصی برای ادامه تحصیل عازم انگلستان شد و در مدرسه اقتصادی لندن و پس از آن در دانشگاه لندن در سال ۱۳۴۰ به اخذ درجه دکترا نائل آمد، او در سال ۱۳۴۳ به سودان رفت و مدت یک سال در دانشگاه خارطوم در حوزه درسی «اندیشه سیاسی عربها» تدریس کرد.
پس از آن در سال ۱۳۴۵ به ایران بازگشت و وارد دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شد و در حوزه های «اندیشه سیاسی» و «تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران» به پژوهش و تدریس پرداخت که تا سال ۱۳۵۹ همکاری اش ادامه یافت و در نهایت در تیر ماه ۱۳۶۱ در مسافرت به انگلستان دچار سکته شد و دار فانی را وداع گفت.
او را دارای «خصال نیکو و خوی انسانی و خلق گشاده» [عنایت ۱۳۷۹ مقدمه: ده] دانسته اند که «هر کس را که تا حدی دمخور او می گشت، واله و شیفته اش می ساخت» [عنایت ۱۳۷۹ مقدمه: ۱۰] و «بی هیچ خودستایی و خویشتن خواهی، همچون همایون درختی برومند، همگان را از
بر و بار دانش ژرف خویش بهره می داد».
مهمترین آثار تألیفی عنایت عبارتند از: شش گفتار درباره دین و جامعه [۱۳۵۲]، سیری در اندیشه سیاسی عرب[۱۳۶۳]، که آن را «یک دایره المعارف غنی از تحولات و نوآوریهای فکری اندیشمندان و متفکران عرب از اوایل قرن نوزدهم تا اواسط قرن بیستم» [۱۳۷۷ مقدمه: ۱۱] دانسته اند، اندیشه سیاسی نوین اسلام (معاصر)[۱۹۸۲]، بنیاد فلسفه سیاسی در غرب [۱۳۷۹] ، نهادها و اندیشه های سیاسی در ایران و اسلام[۱۳۷۷] ، جهان از خود بیگانه [۱۳۴۹]، اسلام و سوسیالیسم در مصر [۱۳۵۰]… . آثار ترجمه ای او نیز عبارتند از: سیاست اثر ارسطو[۱۳۶۴]، فلسفه هگل اثر والترستیس[۱۳۷۰ ۲ ج] ، خدایگان و بنده اثر هگل [۱۳۵۲] ، مارکوزه اثر مک اینتایر [۱۳۵۲]، مجموعه داستان برنارد شاو، جک لندن، لویی استروس اثر ادموند لیچ [۱۳۵۰]، تاریخ طبیعی دین اثر دیوید هیوم [۱۳۴۷]، تاریخ تمدن جلد سوم، قیصر و مسیح (بخش اول) اثر ویل دورانت [۱۳۴۱]، سه آهنگ ساز اثر رومن رولان [۱۳۳۴] و سه داستان [۱۳۳۳].
او با استاد شهید مرتضی مطهری دوستی نزدیک داشت و این نزدیکی را علت نگارش کتاب اندیشه سیاسی در اسلام معاصر می داند:
اگر دوستی اینجانب با مرحوم مرتضی مطهری استاد فلسفه اسلامی دانشگاه تهران نبود، اندیشه اصلی این کتاب به خاطرم خطور نمی کرد. مطهری متفکری اصیل و خلاق، مسلمانی به تمام معنی و انسان دوست بود [عنایت ۱۳۶۲: ۱۵].
عنایت در نگارش آثارش صاحب سبک خاصی است، وی شیوه روان نویسی و ساده نگاری را در کلیه آثارش به کار برده است. همچنین او مؤلفی است که از خود دارای اندیشه، تفکر و نگرش است:
به این معنا که برخلاف بسیاری دیگر از اساتید علوم سیاسی که در بهترین حالت، مترجم و ناقل آرای متفکران غربی هستند، عنایت از خود نیز فکر و اثری داشت [۱۳۷۷ مقدمه: ۱۵].
در برخورد با غرب نیز نه شیفته مغرب زمین و دستاوردهای نظری آن در حوزه دانش انسانی شد و نه از روی تعصب جاهلانه و بغض به غرب می نگریست. از این روی از دو ویژگی اساسی در نگارش و نگرش برخوردار بود که عبارتند از: ۱) آزاد اندیشی؛ ۲) اعتدال خواهی.

معرفی اثر

کتاب بنیاد فلسفه سیاسی در غرب در اصل تقریرات درس دکتر حمید عنایت تحت عنوان تاریخ عقاید سیاسی [غرب] [۱۳۷۹ مقدمه: ده] است که در دوره کارشناسی دانشکده حقوق آن را تدریس می کرد و حمید مصدق که به عنوان دانشجوی داوطلب در کلاس درس او حاضر می شد و «با اشتیاق و عطش» [عنایت ۱۳۷۹ مقدمه: ده] آنها را می نگاشت. این نوشته ها در پایان ترم تحصیلی به مدت دو هفته توسط استاد تنظیم و بازنویسی شد و تاکنون پنج بار منتشر گردیده است. بنا به اظهار مقدمه نویس کتاب، جلد دوم آن نیز توسط نویسنده به رشته تحریر درآمده است و او آن را برای چاپ در اختیار انتشارات امیرکبیر قرار داده ولی تاکنون «از متن اصلی آن نیز خبری نیست» [عنایت ۱۳۷۹ مقدمه: یازده] این کتاب مشتمل بر یک مقدمه از حمید مصدق با عنوان خطی چند، مقدمه نویسنده، هشت بهره و کتابنامه است و دربرگیرنده ۲۳۱ صفحه است. سه بهره اول به ترتیب به هراکلیت، افلاطون و ارسطو اختصاص داده شده است، بهره چهارم به بررسی اندیشه سیاسی در غرب از مرگ ارسطو تا تولد ماکیاول می پردازد. بهره های پنجم و ششم به ترتیب به ماکیاول و بدن اختصاص می یابد. نویسنده در بهره هفتم تحت عنوان پیروزی دانش و آزادی به پایان کار اهل مدرسه و انقلاب پارسایان توجه کرده و بهره هشتم را نیز به هابز اختصاص داده است.
بنابراین کتاب متکفل بررسی عقاید و اندیشه های سیاسی غرب از هراکلیت تا هابز می باشد. ناگفته نماند که در بهره چهارم نیز حکمت رواقی، سیسرون، اوگوستین قدیس و توماس آکوئیناس مورد توجه قرار می گیرند. بنابراین کتاب در مجموع به صورتی فشرده و مختصر آرای سیاسی نُه اندیشمند، دو گروه فلسفی (رواقیون و اهل مدرسه) و مسیحیت را دربرگرفته است.

ویژگیهای کلی اثر

الف. وجود سبک نگارشی و نگرشی خاص استاد در این اثر نیز چون سایر آثارش به وضوح دیده می شود و آن این است که در نگارش و نگرش، چنان بهایی به چهارچوبها و قواعد «شبه علمی» که از نگرش اثبات گرایی در علم جدید الهام گرفته است، نمی دهد. لذا روح مکانیکی بر نوشته او حکمفرما نیست. اثر او یک اثر تصنعی و به هم بافته از نگاشته های دیگران یا تألیف گونه ای از ترجمه و گرته برداری از آثار متعدد خارجی نمی باشد؛ لذا دارای چهارچوب و ساختار است و نگرشی واحد بر آن حکمفرماست و نشان از ذهنی منسجم و منطقی دارد، همان گونه که سایر آثارش نیز مؤید این معناست.
ب. پیچیدگی، طمطراق، ثقیل بودن و ابهام از اموری است که در این اثر به چشم نمی خورد. در مقابل روان، سلیس و قابل فهم بودن از ویژگیهای اصلی اثر به حساب می آید و این «حسن یک اثر و امتیاز نویسنده آن» [عنایت ۱۳۷۷ مقدمه: ۱۳] است. او نه در پی پردازش در درون قالبهای خشک و مکانیکی و شبه علمی اثبات گرایانه دانش جدید است و نه در پی مغلق نویسی؛ بلکه روان نویسی و یکسان نگاری سرتاسر نوشته اش را دربرمی گیرد. نویسنده مقدمه کتاب می نویسد:
من خود چندان شیفته ژرفای درون و سادگی و روانی نثر این اثر بودم که به رغم بضاعت مزجاه خویش، تدریس آن را در …عهده دار شدم [عنایت ۱۳۷۹ مقدمه: یازده].
او در ترجمه نیز تابع سلامت و روانی مطلب است و لذا اعتقاد به انتقال فکر و اندیشه نویسنده از سوی مترجم به خوانندگان اثر دارد. از همین روی خود می گوید: «بر آنم که ترجمه به زبان فارسی نوعی آفرینش و هنر است …» [۱۳۷۷ مقدمه: ۱۴].
سومین ویژگی اثر این است که در آن ضدیّت با الفاظ عربی و زبان عربی دیده نمی شود و بر همین اساس با احاطه ای که نویسنده به زبان فارسی دارد از آوردن و ساختن اصطلاحات و الفاظ تصنعی پارسی گری خودداری می کند.
چهارمین ویژگی اثر این است که پردازش به فلسفه سیاسی غرب با توجه به نگرش آزاداندیشانه نویسنده، او را به محو شدن در غرب و غرب گرایی نکشانده است. لذا او نه غربیان را یکسره مورد ستایش قرار می دهد و نه بی جهت و به صرف غربی بودن بر آنان می تازد و از همین روی رویکرد اعتدالی و آزاداندیشانه نسبت به آرا و دیدگاههای متفکران غربی دارد. نمونه برجسته این روش را می توان در این اثر در مورد نقد دیدگاه پوپر در مورد افلاطون در صفحات ۷۲ ۷۴ کتاب دید.
باید بگوییم انتقاد پاپر از افلاطون، صرفنظر از پاره ای مبالغه گوییهایش، تا جایی که جنبه تفسیر عقاید افلاطون را دارد روشنگر و رواست… اما وقتی پاپر می خواهد از بطلان این اصول به سود شرب اصالت فرد نتیجه بگیرد و مخصوصاً چنین وانمود کند که دموکراسیهای غربی با اجرای اصول مخالف عقاید افلاطون به سعادت رسیده… استدلالش رنگ غرض می گیرد…[عنایت ۱۳۷۹: ۷۲۷۳].
و در همان جا به فردگرایی و لیبرالیسم مبتنی بر آن و نفی عدالت در لیبرالیسم می تازد و مطرح می سازد:
در جامعه بی بهره از عدالت اجتماعی، آزاد گذاشتن افراد در میدان رقابت اقتصادی، تنها به سود کسانی تمام می شود که در «مسابقه» برای دست یافتن بر قدرت اقتصادی و منزلت اجتماعی، از برکت زیرکی و فریبکاری سوداگرانه یا پیوندهای خانوادگی، چندین گام از مردم ساده و بی پناه و پیوند پیش باشند [عنایت ۱۳۷۹: ۷۳].
جالب این است که موضع اعتدالی او در برابر غرب، او را از نقد ارزشهای فرهنگی غرب و ضرورت آن بر اساس نیازهای جامعه باز نداشته است و شناخت دقیق غرب را در این راستا مورد توجه قرار می دهد و کاملاً نگران پذیرش غیر منتقدانه یا غیر نقادانه غرب است:
… ما اصلاً غرب را هنوز درست نشناخته ایم و از آن مهمتر ارزشهای فرهنگی غرب را بر محک نیازهای جامعه خود نقد نکرده ایم… . [عنایت ۱۳۵۲: ۶۰].
ولی در نقد غرب نیز بر مایه گذاشتن از خود و اندیشه خود تأکید کرده و از غرب ستیزی بی پایه و بدون مایه و اندیشه که از سوی برخی شبه روشنفکران صورت گرفته یا می گیرد و نیز از انتقادهای تقلیدی، سطحی یا شعارگونه نیز به شدت رویگردان است و بویژه در این بعد سه گروه را رد می کند: یکی کسانی که در برابر هجوم فرهنگی غربی به ناسیونالیسم روی آورده اند و دیگر کسانی که با انتقادات مارکسیستها به نقد غرب پرداخته اند و گروه سوم کسانی که با اعتراضات اخلاقی و شبه عرفانی برخی از متفکران غربی، تقلیدوار به نفی غرب روی آورده اند [عنایت ۱۳۵۲: ۶۰]. و به صراحت مطرح می کند:
اگر ما براستی نفوذ معنوی غرب را خطری برای قومیت خود می شماریم مهمترین شرط توفیق ما در مقابله با این نفوذ آن است که فرهنگ و تمدن غرب را درست بشناسیم وگرنه با دشمنی ناشناخته سر جنگ داریم [عنایت ۱۳۵۲: ۶۳].

بررسی و نقد اثر

اولین نکته ای که در بررسی این اثر ارزشمند در اینجا مورد توجه قرار می گیرد، نام اثر است. نویسنده واژه «بنیاد» را در آغاز عنوان کتاب آورده است در حالی که در مقدمه کوتاه خود، هدف کتاب را «آگاهاندن دانشجویان علوم سیاسی از مبانی فلسفه سیاسی در غرب» [عنایت ۱۳۵۲: ۱۷] دانسته است. منظور نویسنده از کاربرد واژه بنیاد روشن نیست؛ آیا همان مبانی است؟ و اگر منظور مبانی است، آیا مبانی فلسفه سیاسی غرب و فلسفه سیاسی غرب در اصل یک چیز هستند یا دو چیز؟ و آیا مبانی همان راههای ورود و مقدمات ورود به بحث فلسفه سیاسی غرب نیست؟! شاید آنگونه که از مقدمه اثر برمی آید و نویسنده در مقایسه این اثر با آثار دیگری که در آن زمان در این باره نگاشته شده بود، اشاره دارد منظور از بنیاد، مهمترین ارکان اندیشه سیاسی غرب یا استوانه های فلسفه سیاسی غرب همین عناصر اصلی آن در تاریخ تمدن غرب باشد، بویژه که نویسنده اشاره به افرادی می نماید که آنها «به اتفاق صاحبنظران، استاد و مسأله آموز این مطلب تا پایان قرن هفدهم میلادی بوده اند» [عنایت ۱۳۵۲: ۱۷ ۱۸]. پس اگر اینگونه است بهتر بود از واژه هایی چون محورهای اساسی یا ارکان اساسی یا عناصر مهم و … به جای بنیاد که به معنای اساس و پایه است استفاده می شد مگر اینکه اساس یا بنیاد را به معنای عناصر و ارکان اساسی بگیریم.
دومین نکته حائز اهمیت، با توجه به وجود چنین اثر متقن و ارزشمندی فقدان مقدمه ای اساسی در آغاز آن است که در آن به زوایای گوناگون مسأله و نحوه ورود به آن پرداخته باشد. این در حالی است که در کتاب نیز به نتیجه گیری نسبت به کلیت آرا و دیدگاههای مطرح شده و روند تحول آنها توجهی نشده است.
فقدان یک مقدمه اساسی برای ورود به بحث فلسفه سیاسی غرب در آغاز کتاب کاملاً مشاهده می شود. بویژه که یکباره و بدون مقدمه وارد بحث هراکلیت شده است. این در حالی است که زمینه ها و بنیادهای اولیه اندیشه سیاسی غرب بویژه در یونان بیان نشده است. به علاوه آنچه می بایست در مقدمه ای مستقل و به صورت مستدل می آمد در بحث هراکلیت و بسیار کوتاه و گذرا آمده است. بنابراین بهتر می بود مقدمه ای اصولی در ابتدای بحث می آمد و چهارچوب نظری و کلیات و پیشینه ها و زمینه های ورود به بحث در آن مطرح می شد. به نظر می رسد که نویسنده عجولانه بحث را مطرح کرده و شاید علت آن نیز این باشد که این اثر به صورت تدریس ارائه شده است.
در مورد گزینش فلاسفه نیز جای بحث و تأمل جدی وجود دارد. هر چند در مورد افلاطون یا ارسطو در این خصوص تردیدی نیست اما چرا به سقراط یا فیثاغورث توجه نشده است. چرا یادی از سوفسطاییان به میان نیامده است، بویژه که نویسنده چاره ای ندیده جز آنکه در بحث هراکلیت از روی ضرورت پژوهش اشاره ای به فلاسفه ملطی بنماید [عنایت ۱۳۵۲: ۲۱] اما آیا بهتر نبود برای پردازش دقیقتر و منطقی تر متن پژوهش ابتدا مختصری از سیر و روند تحول فلسفه و در بطن آن فلسفه سیاسی در غرب بیان می شد آن هم پس از بررسی شکل گیری و پیرایش اندیشه سیاسی در جهان و بالتبع در مغرب زمین و پس از آن به بحثی چون هراکلیت پرداخته می شد. بویژه که نویسنده با صراحت مطرح می سازد: «در سراسر تاریخ، اندیشه سیاسی هیچ گاه از اندیشه فلسفی جدا نبوده …» [عنایت ۱۳۵۲: ۲۰].
بنابراین آیا در بررسی فلسفه سیاسی غرب بهتر نبود علاوه بر این اندیمشندان به برخی دیگر از بزرگان چون سقراط، دموکریتس، فیثاغورث و … نیز پرداخته می شد. زیرا این شیوه بیان مباحث و گزینش برخی از متفکران و حذف برخی دیگر خود نوعی نادیده گرفتن ربط منطقی و تاریخی در پژوهش محسوب می گردد. بویژه که بین هراکلیت تا افلاطون نیز حلقه های مفقوده ای به وضوح دیده می شود، همان گونه که قبل از آن نیز، آن هم شروع بدون مقدمه در باب شکل گیری اندیشه سیاسی خود نشان از نوعی حلقه مفقوده در بحث است. البته طرح اصلی استاد مبنی بر نقطه ای بر آغاز فلسفه سیاسی به مفهوم کامل آن در غرب در قالب گرایش به تحول و دگرگونی مسأله ای است بس عمیق و ظریف اما اگر صرفاً اینگونه است چرا افرادی چون افلاطون که مظهر اتم فلسفه سیاسی غرب باستان محسوب می شوند به ثبات گرایش بیشتری دارند تا به تحول؟! به علاوه نکته ای که از دید استاد نیز پوشیده نمانده و در بحث هراکلیت بدان توجه شده است وجود اصلی ثابت در ماورای تحول و دگرگونی است چه همان گونه که نویسنده مطرح می سازد هراکلیت خود می گوید:
همه امور به ضرورت سرنوشت پیش می روند، خورشید از «اندازه» مسیرش بیرون نخواهد شد وگرنه یاوران عدل، او را خواهند یافت [عنایت ۱۳۵۲: ۲۲].
و از این روی حرف پوپر نیز صحیح خواهد بود که «همه این متفکران… کوشیده اند تا خود را با این فکر تسلی دهند که دگرگونی خود تابع قانونی دگرگونی ناپذیر است…» [عنایت ۱۳۵۲: ۲۳] و اینکه استاد در اینجا در باب ثبات و دگرگونی به دو دیدگاه می رسد یکی ثبات گرایی چون دیدگاه افلاطون و پارمنیدس و دیگری دگرگونی گرایی چون هراکلیت؛ نکته ای است جالب اما دو مسأله ناگفته در این میان می ماند که عبارتند از:
۱ آیا هر یک از این دو دیدگاه یعنی ثبات گرایی و دگرگون گرایی حالت مطلق دارند، بدین معنا که آیا طرفدار تحول و دگرگونی به هیچ چیز ثابتی در جهان باور ندارد و بر عکس آیا طرفدار ثبات هیچ امری را متغیر نمی انگارد یا نه، هر یک از این دو در نهایت به چیزهایی می رسند که با اصل دگرگونی یا اصل ثبات کاملاً همخوانی ندارند، همان گونه که استاد خود در مورد هراکلیت مطرح کرده است که سرنوشت خود تابع نظمی است و همین امر هراکلیت و سایر وامداران تحول و دگرگونی را به سوی خوش بینی و امیدواری نسبت به آینده سوق می دهد.
۲ آیا نمی توان دیدگاه سومی را در اینجا مطرح است که نه کاملاً امور جهان را در قالب اصل دگرگونی و تحول مورد توجه قرار می دهند و نه در قالب اصل ثبات و ایستایی، بلکه قائل به تعادل یا اعتدال میان دگرگونی و ثبات هستند و از این نظر شاید بتوان به معلم ثانی ابونصر فارابی اشاره کرد.
بویژه که طرفداران دگرگونی چون هراکلیت در نهایت و بویژه در حوزه سیاست و اخلاق به نوعی نسبیّت اخلاقی روی می آورند و از این نظر بنیانی برای نگرش افرادی چون پروتاگوراس فراهم می آورند و در مقابل طرفداران ثبات چون افلاطون نوعی اطلاق در اخلاقیات را مورد توجه قرار می دهند که هیچ گونه نسبیّتی در آنها راه ندارد و تابع اصولی کلی، همیشگی و لایتغیر و جاودانی است که همیشه و در همه شؤون مطرح می شوند ولی شاید بتوان گفت که طرفداران اعتدال در عین پوشش اصالت اطلاق در اخلاقیات نوعی نسبت را تحت مقتضیات و شرایط و ویژگیهای جمعی و انسانی می پذیرند [فارابی ۱۳۷۱: ۴۷ – ۵۷].
در خصوص افلاطون، استاد بحث را بسیار شیوا، جذاب، دقیق، عمیق و در عین حال مختصر بیان کرده است و براستی حق مطلب را در این خصوص ادا نموده است، بویژه در بحث از جامعه ایده آل افلاطونی، اما در اینجا نیز چند نکته حائز اهمیت اساسی است:
۱ فصل بندی مطالب افلاطون از ترتیب منطقی برخوردار نیست، بدین معنا که مثلاً بحث ریشه ها و تأثیرات عقاید دیگران در افلاطون «ریشه های بیگانه»[عنایت ۱۳۵۲: ۷۴ – ۷۵] می بایست قبل از بحث دوم وی می آمد و یا بحث صفحات ۴۶ تا ۴۹ کتاب بهتر بود پیش از مباحث سیاسی افلاطون ذکر شود.
۲ شیوه بیان مطالب، شیوه منطق در عمل است و از این نظر خوب است اما از آنجایی که عمدتاً بر کتابهای افلاطون تکیه شده است می توان گفت نوعی عدم انسجام را در ایده های او می رساند به نحوی که نوعی برزخ میان جمهور با قوانین و سیاستمدار ترسیم می شود. البته غالب کسانی که در مورد افلاطون به بررسی پرداخته اند نیز همین شیوه را به کار گرفته اند. در واقع با این روش افلاطون جمهوری به عنوان یک اندیشمند سیاسی با ویژگیهای خاص خود و افلاطون قوانین و سیاستمدار نیز به عنوان اندیشمند سیاسی با ویژگیهای خاصش مورد توجه قرار می گیرد. بویژه که در این روش ابتدا نظامهای سیاسی از دیدگاه افلاطون آمده، سپس مطالب جمهوری و در ذیل آن مباحثی چون عدل و تربیت و … .
۳ مبانی نظری اندیشه سیاسی افلاطون نظیر هستی شناسی، معرفت شناسی و روش شناسی نگاه افلاطون به انسان و جایگاه او در هستی و سایر مسائل مشابه که قاعدتاً می بایست به عنوان محوری برای ورود به بحث اندیشه سیاسی او مطرح می شد چندان مورد توجه قرار نگرفته است مگر در درون بحث به عنوان مثال «مسأله تربیت» با توجه به کتاب جمهور و ذیل بحث عدل مورد نظر افلاطون آمده است [عنایت ۱۳۵۲: ۵۴ – ۵۶] و یا بحث بود و نمود پارمنیدس که باید پیش از افلاطون بحث می شد و سپس زمینه برای ورود به بحث مثل افلاطون

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *