تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل به سوی سلامت روان (۱)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل به سوی سلامت روان (۱) شامل 107 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل به سوی سلامت روان (۱) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل به سوی سلامت روان (۱) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل به سوی سلامت روان (۱) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل به سوی سلامت روان (۱) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل به سوی سلامت روان (۱) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل به سوی سلامت روان (۱) :

چکیده

یکی از شرایط لازم برای دست یابی به سلامت روان، برخورداری از یک نظام ارزشی منسجم می باشد و تحقیقات انجام شده نیز عامل پیدایش بسیاری از ناسازگاری ها و نابهنجاری های روانی را تضادهای ارزشی و عدم استقرار یک نظام ارزشی سازمان یافته در فرد می دانند.اسلام ویژگی های شخصیت نابهنجار و بیمار و به تعبیر اسلامی، «فی قلوبهم مرض » را در بعد عقیدتی، خصوصیات مربوط به روابط اجتماعی، خانوادگی و زندگی حرفه ای و عملی، خصوصیات احساسی و عاطفی، عقلانی، شناختی و خصوصیات بدنی بیان کرده است.بر اساس نظرات عرفا و علمای اخلاق و تربیت اسلامی، نقطه آغازین حرکت به سوی کمال چهار مرحله است:

۱.مرحله تحلیه; یعنی مرحله آراستن ظاهر به شریعت اسلامی و انجام واجبات و ترک محرمات;

۲.مرحله تخلیه; یعنی دور ریختن صفات ناپسند جاگرفته در باطن انسان;

۳.مرحله تجلیه; یعنی مرحله آراستن باطن و درون به صفات خوب و پسندیده;

۴.مرحله فنا; یعنی مرحله فانی شدن در خدا و نابودشدن غیرخدا از دید انسان.

اما ابزار در اختیار انسان برای رسیدن به کمال، شش چیز می باشد:

۱.مشارطه; ۲.مراقبه; ۳.محاسبه; ۴.معاتبه; ۵.معاقبه; ۶.مجاهده.

مقدمه

آنچه از دیرباز سهمی از تلاش های فکری اندیشمندان، فیلسوفان، جامعه شناسان و روان شناسان را به خود اختصاص داده، تحقیق و تفحص در مقوله ارزش هاست.گذشت قرون و سال ها نه تنها از ارج و اعتبار چنین حوزه ای نکاسته، بلکه با توجه به الزام های خاص خود، بر اهمیت آن افزوده است.اکنون در آستانه قرن بیست و یکم، انسان مضطرب، افسرده و بحران زده عصر حاضر بیش از هر زمانی دیگری خود را درگیر سؤال هایی اساسی در این باره می یابد.تحقیقات انجام شده عامل پیدایش بسیاری از ناسازگاری ها و نابهنجاری های روانی را تضادهای ارزشی و عدم استقرار یک نظام ارزشی سازمان یافته در فرد می دانند.بنابراین، می توان بر این نکته تاکید کرد که ارزش ها اساس و بنیان یکپارچگی شخصیت سالمند.در حقیقت، ارزش ها سازمان دهنده های اصلی اعمال و رفتارهای شخصیت رشدیافته به شمار می روند و سلامت روان، بی تردید، محصول چنین شخصیتی است.

با توجه به روابط موجود بین ارزش ها و سلامت روان، معیارهای سلامت و بیماری روانی از دیدگاه اسلام مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.اما پیش از این، ذکر چند نکته ضروری به نظر می رسد:

تعریف «سلامت روان »

تاکنون تعاریف متعددی از «سلامت روان » ارائه شده که همگی بر اهمیت تمامیت و یکپارچگی شخصیت تاکید ورزیده اند.گلدشتاین Goldstein,K. سلامت روانی را تعادل بین اعضا و محیط در رسیدن به خود شکوفایی می داند. (۲) چاهن (Chauhan,S.S. 1991) نیز سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روان شناختی تعبیر می کند که عبارت است از حداکثر اثربخشی و رضایت به دست آمده از تقابل فردی و اجتماعی که شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می شود. (۳) در سال های اخیر، انجمن کانادایی بهداشت روانی، «سلامت روانی » را در سه بخش تعریف کرده است:

بخش اول: بازخوردهای مربوط به خود شامل:

الف.تسلط بر هیجان های خود; ب.آگاهی از ضعف های خود; ج.رضایت از خوشی های خود.

بخش دوم: بازخوردهای مربوط به دیگران شامل:

الف.علاقه به دوستی های طولانی و صمیمی; ب.احساس تعلق به یک گروه; ج.احساس مسؤولیت در مقابل محیط انسانی و مادی.

بخش سوم: بازخوردهای مربوط به زندگی شامل:

الف.پذیرش مسؤولیت ها; ب.ذوق توسعه امکانات و علایق خود; ج.توانایی اخذ تصمیم های شخصی; د.ذوق خوب کار کردن. (۴)

چاهن به ذکر پنج الگوی رفتاری در ارتباط با سلامت روان مبادرت ورزیده است:

۱.حس مسؤولیت پذیری: کسی که دارای سلامت روان است، نسبت به نیازهای دیگران حساس بوده و در جهت ارضای خواسته ها و ایجاد آسایش آنان می کوشد.

۲.حس اعتماد به خود: کسی که واجد سلامت روانی است، به خود و توانایی هایش اعتماد دارد و مشکلات را پدیده ای مقطعی می انگارد که حل شدنی است.از این رو، موانع، خدشه ای به روحیه او وارد نمی سازد.

۳.هدف مداری: به فردی اشاره دارد که واجد مفهوم روشنی از آرمان های زندگی است و از این رو، تمامی نیرو و خلاقیتش را در جهت دست یابی به این اهداف هدایت می کند.

۴.ارزش های شخصی: چنین فردی در زندگی خود، از فلسفه ای خاص مبتنی بر اعتقادات، باورها و اهدافی برخوردار است که به سعادت و شادکامی خود یا اطرافیانش می انجامد و خواهان افزایش مشارکت اجتماعی است.

۵.فردیت و یگانگی: کسی که دارای سلامت روان است، خود را جدا و متمایز از دیگران می شناسد و می کوشد بازخوردها و الگوهای رفتاری خود را توسعه دهد، به گونه ای که نه همنوایی کور و ناهشیارانه با خواسته ها و تمایلات دیگران دارد و نه توسط دیگران مطرود و متروک می شود.

علاوه بر تعاریفی که ارائه شد، «سلامت روانی » از دیدگاه مکاتب گوناگون روان شناسی نیز تعریف شده است که به اختصار برخی از آن ها ذکر می شود: (۵)

– نظام زیستی نگری که اساس روان پزشکی را تشکیل می دهد، سلامت روانی را زمانی محقق می داند که بافت ها و اندام های بدن به طور سالم و بی نقص به وظایف خود عمل کنند.هر نوع اختلال در دستگاه عصبی و در فرایندهای شیمیایی بدن، اختلال روانی را به همراه خواهد داشت.

– نظام روان تحلیل گری بر این باور است که سلامت روان به معنای کنش متقابل و موزون بین سه پایگاه بنیادین شخصیت (بن، من و فرامن) است و سلامت روانی در صورتی حاصل می شود که «من » بتواند بین تعارض های «بن » و «فرامن » تعادلی ایجاد کند.

– نظام رفتاری نگر در تعریف سلامت روانی بر سازش یافتگی فرد با محیط تاکید می ورزد و بر این اعتقاد است که رفتار سازش نایافته نیز مانند سایر رفتارها در اثر تقویت، آموخته می شود.بنابراین، سلامت روانی شامل رفتارهای سازش یافته ای است که آموخته می شوند.

– نظام انسانی نگر معتقد است که سلامت روانی یعنی ارضای نیازهای اساسی و رسیدن به مرحله خودشکوفایی.هر عاملی که فرد را در سطح ارضای نیازهای سطوح پایین نگه دارد و مانع شکوفایی او شود، به ایجاد اختلال رفتاری خواهد انجامید.

ملاک های سلامت روان

اندیشمندان از زوایای گوناگون، بر ویژگی هایی که به دست یابی و حفظ سلامت روان می انجامند تاکید ورزیده اند.سالیوان (Sulivan.H. 1954) بر این باور است که در سلامت روان، ارزش عمده بر کنش اجتماعی مؤثر قرار دارد.روان تحلیل گران سنتی بر آگاهی از انگیزه های ناهشیار و در پی آن، خودمهارگری، که بر آگاهی مبتنی است، تاکید می کنند.

فروم (Fromm.E. 1942) ارتباطهای فرد با محیط اجتماعی، انسانی نگری، آزادی و فردگرایی را مورد تاکید قرار می دهد.پرلز (Perls,F. 1973) نیز پذیرش مسؤولیت برای هدایت زندگی خود را مهم ترین ویژگی برای دست یابی به سلامت روان ذکر می کند.

ونتیز (Ventis, W.L. 1995) سلامت روان را وابسته به هفت ملاک می داند که عبارتند از:

۱.رفتار اجتماعی مناسب; ۲.رهایی از نگرانی و گناه; ۳.فقدان بیماری روانی; ۴. کفایت فردی و خودمهارگری; ۵.خویشتن پذیری و خودشکوفایی; ۶.توحیدیافتگی و سازماندهی شخصیت; ۷.گشاده نگری و انعطاف پذیری.

علاوه بر ملاک هایی که برای سلامت روان از سوی برخی از اندیشمندان برشمرده شد، در ذیل، به دیدگاه برخی از روان شناسان اشاره می شود:

راجرز (Rogers,C.1951) در ارزیابی ادراکات خودواقعی و خودآرمانی، خویشتن پذیری حمایت شده را یک شاخص مهم سلامت روانی می داند.

مزلو (Maslow,A. 1954) بر شکوفایی توانایی های فردی به عنوان یک سازه اساسی تاکید می کند.

الیس (Ellis,A. 1980) پذیرش خود، خردپذیری و منعطف بودن را در سلامت روان مهم تلقی می کند.اما هاروی، (Harvey,J.O.) ،هانت، (Hunt,E.D.) و اسکرودر (Schroder,M.H. ,1961) بر پیچیدگی شناختی و انعطاف پذیری، که خود می تواند ناشی از پیچیدگی بیش تر باشد، تاکید می ورزند.

آلپورت (Allport,G ,1937) سازمان شخصیت و نیاز به وحدت بخشیدن به اصول در زندگی و فروید (Freud,S ,1925) رهایی از اضطراب، نگرانی و گناه را شاخص های مهم سلامت روان می دانند. (۶)

البته همان گونه که ملاحظه می شود، با توجه به اختلاف دیدگاه اندیشمندان در زمینه سلامت روان، نمی توان با قاطعیت از ملاک های پذیرفته شده جهانی برای «سلامت روان » سخن گفت.

عوامل مؤثر بر سلامت روان

همه متخصصان متفق القول اند که سلامت روان در تحول شخصیت واحد نقشی بنیادین است. تصور تحول موزون انسان بدون وجود سلامت روان غیرممکن است.بی شک، عوامل متعددی بر سلامت روان تاثیر می گذارند که فهرست کردن همه آن ها دشوار است; چرا که وجود تفاوت های فردی ممکن است به تنوع در عوامل مؤثر بر سلامت روان بینجامد.با این حال، یافته های حاصل از پژوهش ها در زمینه های زیست شناسی و علوم اجتماعی، دانش ما را درباره عواملی که ممکن است سلامت روان را تحت تاثیر قرار دهند، سعت بخشیده اند.

به اعتقاد چاهن، برخی از الگوهای مهمی که علت اختلال های روانی را از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار می دهند، عبارتند از:

۱.الگوی پزشکی بر نقش شرایط اندام وار گوناگون که می تواند کنش مغز را تحت تاثیر قرار داده، به اختلال روانی بینجامد، تاکید ورزیده است.

۲.الگوی روان تحلیل گری در وهله نخست، بر موقعیت های تنش زایی که به وسیله ایجاد اضطراب، متضمن تهدیدی برای فرد است، متمرکز می شود.چنانچه فرد به طور مؤثر با موقعیت اضطرابی سازش حاصل کند، اضطراب حذف می شود و در صورتی که اضطراب و تنش ادامه یابد، فرد نوعا به مکانیزم های دفاعی گوناگون، که سلامت روان وی را تحت تاثیر قرار می دهند، متوسل می شود.این الگو به تجارب آغازین کودکی در خانواده، که به وسیله هدایت نادرست والدین سرکوب شده است، اهمیت بسیار می دهد.

۳.الگوی رفتاری نگری، یادگیری معیوب را عامل اساسی اختلال روانی می داند. سلامت روان – به طور گسترده ای – توسط شکست در یادگیری رفتارهای سازش یافته ضروری یا ناکامی در تسلط یافتن بر موقعیت های اجتماعی به طور موفقیت آمیز تحت تاثیر قرار می گیرد.ناگفته پیداست که رفتارهای سازش نایافته مانند سایر مهارت ها، از محیط آموخته می شوند.

۴.الگوهای هستی نگر – انسانی نگر بر توقف یا تحریف تحول فرد به عنوان عاملی اساسی، که بر سلامت روان اثر می گذارد، تاکید می ورزند.این الگوها بر تقویت انگیزش و شکل گیری «خود» در فرد تاکید می کنند.چنانچه فرد مجال های رشد فردی و خود شکوفایی را انکار کند، اضطراب، ناامیدی و ناکامی را تجربه خواهد کرد که در نهایت، به ناسازگاری وی خواهد انجامید.این الگو بیانگر این نکته است که انحراف از طبیعت انسانی، که اساسا رو به توحیدیافتگی و سازندگی دارد، به وسیله شرایط ناخوشایند محیطی موجب سازش نایافتگی می شود.

۵.الگوی بین فردی، نارضایی از روابط بین فردی را ریشه رفتار سازش نایافته می داند.

۶.دیدگاه بین فرهنگی – اجتماعی بر نقش آسیب شناسی شرایط اجتماعی همچون فقر، تبعیض، فرقه های مختلف و خشونت، به عنوان عوامل مهمی که بر سلامت روان افراد در جامعه اثر می گذارند، تاکید می ورزد.

نظام ارزشی و سلامت روان

یکی از شروط لازم برای دست یابی به سلامت روان، برخورداری از یک نظام ارزشی است و همان گونه که چاهن می گوید: بهره مندی از یک سلسله ارزش های شخصی و فلسفه ای مبتنی بر باورها، آرزوها و آرمان هایی که با سعادت و تحقق خود و اطرافیان فرد پیوندی نزدیک دارد، شرط لازم برای کسب سلامت روان است.

مزلو اصول و ارزش های افراد مایوس و درمانده و افرادی را که واجد سلامت روانی هستند; دست کم در برخی موارد، متفاوت می داند; زیرا آنان دارای ادراکات و طرز تلقی های متفاوتی از جهان مادی، اجتماعی و جهان روان شناختی خصوصی هستند که همین ادراکات و طرز تلقی های متفاوت، نظام ارزشی فرد را رقم می زنند. (۷) به اعتقاد مزلو، نظام ارزش های فرد واجد سلامت روان بر پایه پذیرش فیلسوفانه طبیعت خود، طبیعت بشری، حیات اجتماعی و طبیعت و واقعیت جسمانی حیات استوار است.در واقع، بخش عمده ای از قضاوت ها و ارزش گذاری های هر روزه این گونه افراد، از پذیرش واقعیت سرچشمه می گیرد.آنچه را فرد واجد سلامت روان، که خواستار تحقق خود است، تایید یا تکذیب می کند، بدان وفادار می ماند یا خوشایند یا ناخوشایندش می یابد، اغلب می تواند همچون اشتقاقاتی که ریشه در خصیصه پذیرش دارد، ادراک شود. (۸)

ارزش ها، سازمان دهنده های اصلی اعمال و رفتارهای شخصیت رشد یافته اند.شخصیت های سالم، چنان که شولتس، (Schultz,D) می گوید، به جلو می نگرند و انگیزه شان هدف ها و برنامه های درازمدت است.آنان هدفجویند و اساس زندگی شان کاری است که باید به انجام برسانند و همین است که شخصیتشان را تداوم می بخشد. (۹)

از این رو، در این فرایند، هدفجویی آن دسته از رفتارها و کنش هایی که فرد را به سمت هدف سوق می دهند، واجد ارزش و جز آن فاقد ارزش به شمار می رود.

آلپورت این انگیزش یگانه ساز یا باور وحدت بخش را، که در شخصیت های سالم بیش از روان آزرده نمایان است، «جهت داشتن » نامیده است.جهت داشتن، همه زوایای زندگی فرد را تحت تاثیر قرار داده و با یکپارچه کردن تمایلات و انگیزه های فرد، وی را به سوی هدف راهبری می کند و به او دلیلی برای زندگی می دهد. (۱۰) آلپورت تاکید می کند که ارزش ها به انضمام هدف ها، برای پرورش فلسفه یگانه ساز زندگی بسیار مهم است.

روی، (Roy,E.C) داشتن فلسفه ای برای زیستن را یکی از شروط ضروری برای برخورداری از سلامت روانی آرمانی ذکر می کند و می گوید: کسی که به خوبی سازش یافته واجد فلسفه ای مستحکم در زندگی خود است و می توان موارد ذیل را به او نسبت داد:

الف.باید در جهانی مملو از حس تعهد و مشارکت اجتماعی فعال زندگی کند.

ب.زندگی پدیده ای ارزشمند است که این ارزشمندی را می توان به باورداشتن انسانیت یا اعتقاد به هر مذهبی تعبیر کرد.

ج.هیچ کس به تنهایی نمی تواند زندگی کند.انسان تنها، جزیره ای است که به خود منتهی می شود.در حقیقت، هر فرد بخش اساسی و اجتناب ناپذیر یک فرد دیگر به شمار می رود. چنانچه فلسفه فروم براین جمله مبتنی است که «تمام افراد بشر برادرند و دارای ظرفیت عشق مولد.» (۱۱)

بهره مندی از یک نظام ارزشی پویا و استوار، فرد سالم را از روان آزرده متمایز می سازد.شخص روان آزرده یا پایبند به هیچ ارزشی نیست یا ارزش هایش ناقص، موقت و گذرا است.ارزش های روان آزرده به آن اندازه استوار نیست که تمامی جنبه های زندگی اش را به هم پیوند دهد و یگانه سازد. (۱۲)

معیارهای سلامت وبیماری روانی از دیدگاه اسلام

پیش از بیان معیارها، تذکر این نکته لازم است که درباره حقیقت و ماهیت انسان، دو نظریه اساسی مقابل یکدیگر قرار گرفته اند:

۱.نظریه الهیون;

۲.نظریه مادیون.

بر اساس نظریه الهیون، انسان حقیقتی است مرکب از جسم و بدن و روح و روان.روان انسان، جاویدان است و با مردن او فانی نمی شود.اما دیدگاه مادیون بر این مبتنی است که انسان جز همین بدن، چیز دیگری نیست و با مردن، به کلی نابود می شود و متلاشی شدن بدن یعنی متلاشی شدن شخصیت انسان.

به نظر می رسد غفلت روان شناسان از جنبه روحی در بررسی شخصیت انسان، به وضوح منجر به درک ناقص آن ها از انسان و کوتاهی در کوشش برای شناخت خصوصیات شخصیت بهنجار و نابهنجار شده است.همان گونه که اریک فروم، (Fromm,E) ،روانکاو معروف، قصور و عجز روان شناسی جدید را در شناخت صحیح انسان، که ناشی از عدم توجه به بررسی جنبه روانی انسان می باشد، مشاهده کرده است.متاسفانه امروزه می بینیم که روان شناسی مبدل به علمی شده است که درباره همه چیز، بجز روان انسان بحث می کند و می کوشد جنبه هایی از انسان را، که امکان آزمایش آن در آزمایشگاه وجود دارد، بشناسد!

اما ملاک های سلامت و بیماری روانی از دیدگاه اسلام یا به عبارت دیگر، معیارهای شخصیت بهنجار، کامل، نمونه، مطلوب و مسلمان نمونه از غیر آن چیست؟

به طور کلی، می توان گفت: شخصیت بهنجار از نظر اسلام، شخصیتی است که جسم و روح او متعادل باشد و نیازهای هر کدام ارضا شود.انسانی که دارای شخصیت بهنجار است، به جسم و سلامت و نیرومندی آن اهمیت می دهد و نیازهای آن را در حدی که شرع مقدس روا می داند، براورده می سازد و همزمان با آن، به خدا ایمان می آورد، عبادات و ام

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *