تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در دیدار کارگران به مناسبت هفته ی کارگر ۱۳۹۵/۰۲/۰۸؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در دیدار کارگران به مناسبت هفته ی کارگر ۱۳۹۵/۰۲/۰۸ شامل 119 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در دیدار کارگران به مناسبت هفته ی کارگر ۱۳۹۵/۰۲/۰۸ را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در دیدار کارگران به مناسبت هفته ی کارگر ۱۳۹۵/۰۲/۰۸ با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در دیدار کارگران به مناسبت هفته ی کارگر ۱۳۹۵/۰۲/۰۸ با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در دیدار کارگران به مناسبت هفته ی کارگر ۱۳۹۵/۰۲/۰۸ تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در دیدار کارگران به مناسبت هفته ی کارگر ۱۳۹۵/۰۲/۰۸ را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در دیدار کارگران به مناسبت هفته ی کارگر ۱۳۹۵/۰۲/۰۸ :

بسم الله الرّحمن الرّحیم؛الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّهالله فی الارضین.

خیر مقدم به حاضرین

روز کارگر بر شما عزیزان مبارک باد! برای من همه ساله این دیداری که با جمعی از کارگران در اینجا داریم، دیدار مطلوبی است؛ حرفهای گفتنی ای هست و برتر و بالاتر از همه ی آنها اظهار تشکّر و ارادت به جامعه ی کارگری کشور. امروز هم به همه ی شما و به همه ی جامعه ی کارگری کشور عرض ارادت میکنم و از خدای متعال عمیقاً درخواست میکنم به ما توفیق بدهد تا بتوانیم وظیفه ی خودمان را در قبال جامعه ی کارگری انجام بدهیم؛ وظایف سختی داریم، وظایف سنگینی داریم.

رجب ماه ارتباط با خدا

اوّلاً ماه رجب است؛ میان میلاد پُربرکت امیرالمؤمنین (علیه الصّلاه و السّلام) و مبعث پیامبر اکرم (صلوات الله علیه وآله) قرار داریم؛ ماه توسّل است، ماه دعا است، ماه ذکر است. این آیات شریفه ای که این قاری عزیزمان اینجا تلاوت کردند: یااَیُّهَا الَّذینَ ءامَنُوا اذکُرُوا اللهَ ذِکراً کَثیراً * وَ سَبِّحوهُ بُکرَهً وَ اَصیلاً * هُوَ الََّذِی یُصَلّی عَلَیکُم وَ مَلئِکَتُه،[۱] [میفرماید] شما ذکر خدا بگویید، خدای متعال هم بر شما صلوات میفرستد، به شما درود میگوید؛ هم خود ذات اقدس الهی، هم ملائکه ی او به شما مؤمنین درود میگویند. و بدانیم که ذکر خدا، یاد خدا راهنما است، راه گشا است، دست گیر است، میتواند ما را قادر بر گره گشایی کند؛ گره زیاد داریم و دست قدرت و پنجه ی توانایی خود ما انسانها است که باید این گره ها را باز کند امّا این قدرت را، این توانایی را خدا به ما میدهد. ذکر خدا به ما کمک میکند که بتوانیم بن بست ها را باز کنیم و راه ها را بگشاییم.

چند مطلبی راجع کار و کارگر

امروز من چند جمله و چند مطلب یادداشت کرده ام که به شما عرض بکنم. یک بحث درباره ی مفهوم عمومی کار، مفهوم گسترده ی کار است؛ یک بحث درباره ی جامعه ی کارگری به معنای مصطلح است. درباره ی بحث اوّل که معنای گسترده ی کار است، هر کسی که در جامعه به کاری مشغول است، به این معنا کارگر است؛ کارهای تولیدی، کارهای خدماتی، کارهای مدیریّتی، کارهای علمی؛ اینها همه کارگرند. یک مدیر هم در کار مدیریّتی خود کارگر است؛ یک استاد دانشگاه، یک استاد حوزه، یک دانشجو، یک طلبه، کسانی که این کارها را میکنند، کارهای دینی، کارهای تبلیغاتی، به این معنا همه کارگرند.

خب، کار به این معنا یک برکتی دارد که این برکت در هیچ چیز دیگر نیست. کار به این معنای گسترده ای که عرض کردیم، سازنده است؛ هم سازنده ی خود انسان است، هم سازنده ی جامعه است، سازنده ی دیگران است؛ بنابراین ارزش است. بیکاری، تنبلی، وقت گذرانی های بیجا، بی مورد، هدر دادن نیروی جوانی، نیروی فکری، نیروی بدنی مذموم است، ضدّ ارزش است؛ این منطق اسلام است. هرکسی در هرجایی که دارد یک کاری را انجام میدهد، دارد یک ارزش می آفریند. اگر با نیّت خدایی همراه باشد، عبادت است، ثواب است.

خب، در مورد این معنای کار، توصیه ی عمومی این است که ما کار را گسترش بدهیم؛ به همه توصیه کنیم هرکس هرجا هست، کار کند، کیفیّت کار را بالا ببرد، حقّ کار را اداء کند. فرض بفرمایید یک دانشجو اگرچنانچه درست درس نخواند، حقّ کار را اداء نکرده؛ همچنان که اگر یک استاد وقت نگذارد برای تدریس، خودش را آماده نکند، مطالعه نکند، وقت گذاری نکند، حقّ کار را اداء نکرده؛ اگر یک مدیر که در یک جایی نصب شده است -به عنوان وزیر، به عنوان مدیر، به عنوان نماینده ی مجلس- خود را وقف این کار نکند، حقّ کار را اداء نکرده. اینکه ما مسئولیّت یک مدیریّت را به عهده بگیریم منتها خودمان را، وقتمان را، تمام نیرویمان را صرف آن کاری که مسئولیّتش را به عهده گرفته ایم نکنیم و به کارهای دیگر بپردازیم، حقّ کار اداء نشده است. لذاست که همیشه توصیه ی بنده به مدیران دولتی، به مسئولان حکومتی -چه در قوّه ی مجریّه، چه در قوّه ی قضائیّه، چه در قوّه ی مقنّنه، چه در نهادهای گوناگون- این بوده است که این مسئولیّتی را که قبول میکنید، با همه ی وجود دنبالش بروید. این نباشد که یک مسئولیّتی را بنده قبول بکنم، بعد یک مقدار از وقت را صرف آن مسئولیّت بکنم، مابقی را هم صرف کارهای شخصی و کارهای دیگر؛ نه، حقّ آن کار اداء نشده است. بنابراین در باب کار به این معنای عمومی، این توصیه های کلّی است که داریم؛ حرف هم زیاد زده ایم، مطلب هم در این زمینه ها خیلی گفته ایم؛ نمیخواهیم تکرار کنیم.

بحث عمده ی ما، بحث اصلی ما در مورد جامعه ی کارگری است؛ کار به معنای خاص، یعنی کار تولیدی، کار خدماتی، صنعتی یا کشاورزی؛ امروز موضوع بحث برای ما عمدتاً این است.

چند جمله ای در مناقب جامعه ی کارگری کشور

خب، اوّلاً من وظیفه ی خودم میدانم در مناقب جامعه ی کارگری کشور خودمان دو سه کلمه بگویم؛ تا حالا صد بار گفته ایم امّا اگر صد بار دیگر هم بگوییم زیاد نیست.

جامعه ی وفادار به کشور

جامعه ی کارگری ما یک جامعه ی وفادار به کشور و وفادار به نظام بودند؛ این را من به خاطر تماس نزدیک با مسائل کارگری در طول این یا سال عرض میکنم. جامعه ی کارگری در انقلاب وفاداری نشان داد، حضور نشان داد؛ در حوادث بسیار مهم و تعیین کننده ی اوایل انقلاب حضور نشان داد.

در اوایل انقلاب چپهای آن روز، مارکسیست های آن روز که بعد همه ی آنها شدند نوکر و مزدور استکبار آمریکایی و غیره، در داخل کشور سعی میکردند حرکت عمومی ملّت ایران را به همان شکلهای بسته و منجمدِ به اصطلاح خودشان «انقلابهای کارگری» تبدیل کنند و زمام کار را از دست مردم، از دست دین، از دست اسلام خارج کنند و بسپارند دست یک عدّه ای به عنوان حکومت کارگری و به عنوان انقلاب کارگری؛ اوایل انقلاب این کارها بود. بنده خودم در یک کارخانه ای در همین جادّه ی قدیم کرج رفتم، [در جمعشان ] شرکت کردم، کارگرها را آنجا دیدم؛ عناصر غیر کارگری را که آنجا آمده بودند برای اینکه آنجا را یک مبدأ حرکتی قرار بدهند تا کارگرهای کشور را -اوّل کارگرهای تهران را، بعد هم به تَبَع آن، کشور را- بکشانند به مقابله ی با امام و با انقلاب و با مردم، از نزدیک دیدم. رفتم آنجا -روز رفتم، شب رفتم- دیدم که کارگر مؤمن، کارگر مسلمان و مسلمان زاده چطور در مقابل توطئه های دشمنان آگاهی و بصیرت نشان میدهد؛ و این بصیرت را کارگرهای ما نشان دادند؛ آن در انقلاب بود، این در حوادث اوّل انقلاب بود، بعد مسئله ی جنگ تحمیلی بود، بعد مسائل گوناگون سیاسی و جریانهای مختلف سیاسی در این کشور بود؛ در همه ی اینها کارگران ما نسبت به نظام وفاداری نشان دادند؛ نه فقط وفاداری زبانی، [بلکه ] با تن خودشان، با جسم خودشان وارد میدان شدند و حضور خودشان را نشان دادند و تأثیرگذار شدند؛ این یک واقعیّتی است؛ تا امروز هم همین جور [است ].

مشکلات زندگی کارگران هست -که وزیر محترم به بخشی از آنها اشاره کردند؛ خب، تلاشهایی هم دارد میشود و من امیدوارم خدای متعال به ایشان و همه ی مسئولین توفیق بدهد تا بتوانند این مطالبی را که اشاره کردند ان شاءالله به مرحله ی عمل دربیاورند؛ آنچه انجام شده است که خب خدا قبول کند، برکت بدهد؛ آنچه انجام نشده را بتوانند انجام بدهند؛ باید کار کرد- مشکلات هست، درعین حال جامعه ی کارگری به پیام ضدّ انقلاب اعتنا نکرد، گوش نکرد؛ آنها میخواستند آحاد مردم در مقابل نظام بِایستند، جامعه ی کارگری بِایستد، جامعه ی دانشگاهی بِایستد؛ [امّا] جامعه ی کارگری نَایستاد، بلکه پشت سرِ نظام ایستاد و دفاع کرد. این منقبت جامعه ی کارگری است.

بنده در درجه ی اوّل پیشانی بر خاک میسایم برای شکر خدای متعال -چون این دست قدرت الهی است، دلها دست او است- ثانیاً با همه ی وجود از جامعه ی کارگری تشکّر میکنم؛ خوب عمل کردید، خوب دارید عمل میکنید درباره ی مسائل انقلاب و مسائل نظام اسلامی. این حرف اوّل.

نقش کارگران و مسئله ی کار و بنگاه های کاری و کارگری در اقتصاد مقاومتی

امّا در مورد نقش کارگران و مسئله ی کار و بنگاه های کاری و کارگری در اقتصاد مقاومتی که این مسئله ی مهمّی است. اقتصاد مقاومتی یک کلمه حرف نیست؛ اینکه گفتیم «اقدام و عمل»، معنایش این است که بایستی به یکایک بندهای سیاستهای اقتصاد مقاومتی[۲] به طور واقعی و حقیقی عمل بشود؛ یعنی برای هرکدام، همین برادران، آقایان مسئول که بحمدالله علاقه مندند، بنشینند برنامه ریزی کنند و قدم به قدم برنامه را دنبال کنند؛ مسئله ی کار نقش دارد در اقتصاد مقاومتی.

کارگر چه کار کند تا در اقتصاد مقاومتی بتواند سهیم باشد؟

خب، کارگر چه کار کند تا در اقتصاد مقاومتی بتواند سهیم باشد؟ همه نقش دارند؛ کارگر هم نقش دارد، کارفرما هم نقش دارد، دولت هم نقش دارد، مسئولین گوناگون هم همه نقش دارند. نقش کارگر در درجه ی اوّل احساس مسئولیّت است؛ یعنی کارگر در آن کاری که به او محوّل است باید احساس مسئولیّت کند -همه مان باید احساس مسئولیّت کنیم- و کاری را که به او سپرده شده است باید مسئولانه انجام بدهد؛ کیفیّت را باید افزایش بدهد. همه ی آحاد کارگری باید در فکر این باشند، درصدد این باشند که کیفیّت کار را بالا ببرند؛ این برکت ایجاد میکند، هم برای خود او، هم برای جامعه. در بازار بزرگ مشهد کفّاشی بود که معروف بود کفشهایی که میسازد، چرم کفش و کف کفش پاره میشود امّا دوخت کفش از بین نمیرود؛ یعنی محکم کاری این جوری است. کاری کنیم که دوخت ما، آن کاری که دست ما است، درست و با کیفیّت و با استحکام انجام بگیرد؛ این وظیفه ی کارگر است. خب، گفتن این [حرف ] آسان است، عمل کردنش چه جوری است؟ اینکه خدای متعال از زبان پیغمبر فرمود: رَحِمَ اللهُ اِمرَأً عَمِلَ عَمَلاً فَاَحکَمَه[۳] -که بنده این حدیث را شاید دَه ها بار تا حالا خوانده ام- رحمت خدا بر آن انسانی که کاری را انجام میدهد و آن را محکم انجام میدهد، محکم کاری میکند، خب این الزاماتی دارد.

چه کار کنیم که کارگر این توانایی را پیدا کند که کیفیّت کار را بالا ببرد؟

چه کار کنیم که کارگر این توانایی را پیدا کند که کیفیّت کار را بالا ببرد؟ یک مقدار از این الزامات بر عهده ی دولت است، یک مقدار بر عهده ی مدیران است، یک مقدار بر عهده ی مردم است، یک مقدار هم بر عهده ی خود کارگر است. یکی از کارهایی که باید انجام بگیرد تا کارگر بتواند کیفیّت کار را بالا ببرد مهارت افزایی است؛ همین فنّی حرفه ای که ایشان گفتند؛ بنده سالها است هر وزیر آموزش وپرورشی، هر وزیر کاری که بر سر کار آمده است، روی مسئله ی فنّی حرفه ای ها تکیه کردم، تأکید کردم؛ این را باید جدّی گرفت، این یک کار اساسی است. مهارت کارگر را باید بالا برد؛ کارگر ساده که نمیتواند صرفاً با تجربه ی خودش پیش برود؛ خب، البتّه تجربه هم مؤثّر است امّا آموزش لازم است. مهارت کاری بر عهده ی مسئولان است؛ همین فنّی حرفه ای ها و انواع کارهای دیگری که میشود انجام داد برای مهارت افزایی کارگر؛ کارفرما هم مؤثّر است، دولت هم مؤثّر است.

مسئله ی امنیّت شغلی کارگر

یک مسئله مسئله ی امنیّت شغلی کارگر است؛ اگر ذهن کارگر مشغول باشد که آیا فردا در این کارگاه خواهد بود یا نه، دستش به کار نمیرود؛ باید امنیّت شغلی به وجود بیاید؛ این هم راه هایی دارد، این هم باز از مسئولیّتهای مسئولین گوناگون دولتی و مدیران و کارفرمایان و دیگران است؛ فقط هم مربوط به وزارت کار نیست؛ به بخشهای مختلف ارتباط پیدا میکند؛ باید کاری کنند که امنیّت شغلی وجود داشته باشد. تعطیلی کارگاه ها جزو آفتهای بزرگ است؛ جزو مصیبت های کارگر، یکی این است که این کارگاه تعطیل بشود. تعطیلی دو جور است: یک تعطیلی به خاطر این است که امکانات کارفرما کفاف کار را نمیدهد. فرض بفرمایید نقدینگی اش کم است یا موادّ اوّلیّه ندارد یا ماشینهایش فرسوده است و نمیتواند؛ خب، این یک وظایفی را ایجاد میکند برای کسانی که موادّ اوّلیّه دست آنها است، نقدینگی دست آنها است، ساختن و تبدیل کردن ماشینها دست آنها است؛ وظیفه ی آنها است و باید کمک کنند به این کارفرما. بانک ها مسئولند، دستگاه های واردات و صادرات مسئولند، بخشهای صنعتی و فنّاوری مسئولند، شرکتهای دانش بنیان و مجموعه ی این جریانها مسئولند. این یک جور تعطیلی کارگاه ها است؛ کارفرما در اینجا تقصیری ندارد که کارگاه تعطیل میشود امّا عواملی موجب تعطیل میشود؛ این عوامل را میشود برطرف کرد؛ سخت است امّا میشود. باید این عوامل را بگردند پیدا کنند و برطرف کنند؛ یکی از کارهای مهم و بزرگ دستگاه های ما و مدیران ما این است. این یک جور تعطیلی است، یک جور تعطیلی کارگاه ها تعطیلی های از روی سوءاستفاده است. طرف، کارخانه ای را خریده است -مثلاً از دستگاه های دولتی منتقل شده یا یک جوری خریده- بعد میبیند صرفه ی او به این است که از زمین این استفاده کند، از متراژ آن استفاده کند، این کارگاه به ضررش است؛ کارگاه را به یک بهانه ای تعطیل میکند. از اینها هم داریم؛ بنده گزارش دارم. با اینها هم باید برخورد کرد؛ با اینها باید برخورد جدّی کرد. این را من شاید یک بار دیگر در همین جمع کارگری گفتم؛ وام را میگیرد -مثلاً فرض کنید برای واردات موادّ اوّلیّه یا برای تولید کارگاه- بعد این وام را میرود صرف ساختمان سازی در فلان نقطه ای میکند که درآمدش چندین برابر آن است. با اینها باید برخورد بشود؛ اینها باید دنبال بشود؛ دستگاه قضائی مسئول است، دولت مسئول است، دستگاه های گوناگون مسئولند، دستگاه های اطّلاعاتی مسئولند. مسئله این نیست که یک نفری میخواهد پول دار بشود و از یک راهی دارد استفاده میکند؛ ما که با پول دار شدن زید و عمرو مخالفتی نداریم؛ خب، بروند پول دار بشوند امّا چرا این پول داری را از راه لگد گذاشتن و قدم گذاشتن بر سر جامعه ی کارگری و جماعت مردم محروم باید انجام بدهند؟ جلوی این باید گرفته بشود.

ببینید، اینجا دستگاه ها مثل زنجیر به هم وصلند؛ بانک ها، دستگاه نظام بانکی کشور، دستگاه مربوط به واردات و صادرات، دستگاه مربوط به تولید و صنعت، اینها همه به همدیگر متّصلند؛ هرکدام میتوانند نسبت به دیگری هم افزایی کنند، میتوانند کارشکنی کنند؛ مدیریّت کلان کشور باید سعی کند که جلوی کارشکنی ها را بگیرد. همه هم افزایی کنند، کار انجام بگیرد.

ترویج محصولِ کارِ کارگر ایرانی

یکی از چیزهایی که موجب میشود که حرکت کارگری حرکت موفّقی باشد، ترویج محصولِ کارِ کارگر ایرانی است. این را بعد عرض میکنم، بنده در مورد ترویج محصول کار حرف خیلی دارم که چند جمله ای بعداً عرض خواهم کرد. یکی از چیزهایی که برای موفّقیّت کارگر در ایجاد کارِ مناسب لازم است، سلامت محیط کار است؛ یکی از چیزهایی که لازم است، افزایش سهم دستمزد در هزینه ی تولید است. این ممکن است جوری برنامه ریزی بشود که به کارفرما هم هیچ صدمه ای نزند؛ از هزینه های اضافی و زائد کاسته بشود و به سهم دستمزد کارگر افزوده بشود؛ اگر این انجام بگیرد، کارگر تشویق میشود. روشهای درستی وجود دارد؛ بعضی ها در دنیا هم اینها را تجربه کرده اند. خوشبختانه مسئولین ما واقعاً میخواهند خدمت کنند. ما میتوانیم با نیروی ایمان و شوق و علاقه ای که وجود دارد این روشها را پیدا کنیم؛ میتوانیم در این زمینه ها کار کنیم.

مطالبی درباره کارفرما و حقوق کارفرما

کارفرما و کارگر مکمّل یکدیگرند

خب، یک بخش دیگر، نگاه به کارفرما است. بنده بارها، از سالها پیش تکرار کرده ام، کارفرما و کارگر مکمّل یکدیگرند، نه معارض یکدیگر. اساس تفکّر مارکسیستی و دیالکتیک مارکسیستی بر تضاد و تعارض بود، اساس تفکّر اسلامی و دیالکتیک اسلامی بر همراهی و همگامی و همکاری و مزدوج شدن و همراه شدن است. کارفرما و کارگر دو عضوی هستند که میتوانند به هم کمک کنند؛ دو معارض و دو دشمن نیستند؛ دو همکارند و هرکدام هم حقّی دارند. بالاخره کارفرما کسی است که میتوانست این سرمایه را ببرد بگذارد مثلاً در فلان بانک و بدون دغدغه از سود آن استفاده کند؛ شاید بیشتر از درآمد کار هم برای او سود داشت؛ [امّا] نکرده، وارد میدان کار شده؛ این چیز بسیار خوبی است. اگر نیّت خدایی در این کار باشد، خدای متعال بهشت خواهد داد به خاطر این کار؛ من می شناختم کسی را، مرد مؤمنی را که زندگی اش زندگی ساده ای بود، پول دار بود لکن زندگی ساده ای داشت، به من گفت که بارها به من میگویند تو مگر دیوانه شدی که آمدی پولت را گذاشتی در این دستگاه های تولیدی با این خطر -به قول خودشان- و با این ریسکی که دارد؛ برو در بانک بگذار و سودش را بگیر، استفاده کن؛ من گفتم نه، من باید از این پول استفاده کنم برای پیشرفت کشور و تولید. خیلی خب، این چیز بسیار با ارزشی است. یکی از حقوقی که اینجا وجود دارد، همکاری صمیمانه ی کارگر با کارفرما است؛ باید با هم همکاری صمیمانه بکنید.

دولت و دستگاه های مربوط اجرائی، کار را برای کارفرما تسهیل کنند

یکی از حقوق کارفرما این است که دولت و دستگاه های مربوط اجرائی، کار را برای کارفرما تسهیل کنند؛ همان که عرض کردم؛ فرض کنید [اگر] نقدینگی ندارد، برایش فراهم بکنند؛ [اگر] موادّ اوّلیّه ندارد، کارگاه اش یا ماشینش فرسوده است و امثال اینها، کمک کنند تا بتواند اینها را تأمین کند. یکی از کمکهایی که میشود به کارفرما کرد، فراهم کردن زمینه ی صادرات است. البتّه زمینه ی خود فعّالیّت صادرات را خود دارنده ی کالا -کارفرما- انجام میدهد امّا زمینه ساز آن، دستگاه های دولتی هستند؛ میتوانند کمک کنند، زمینه سازی کنند. اینجا وزارت خارجه ی ما میتواند نقش ایفا کند، وزارتهای گوناگون میتوانند نقش ایفا کنند. یکی از کمکهایی که دولت میتواند به کارفرما بکند، این است که از کارفرما در مقابله ی با مشتری خارجی حمایت بکند. گاهی جنسی را صادرکننده ی ما صادر میکند، در آن کشور خارجی، سرش بازی درمی آورند، اذیّتش میکنند؛ اینجا مسئولیّت دولت این است که برود سینه سپر کند، بِایستد، کمک کند، نگذارد حقّ او در فلان کشور به خاطر اینکه یک نفر -یا دولتشان یا تاجرشان- یک سوءاستفاده میخواهد بکند، ضایع بشود؛ نباید بگذارد. اینها از کمکهایی است که به کارفرما میشود کرد؛ حقّ او اینها است.

نظارت لازم بر س

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *