تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تأثیر فرقه خوارج بر تحولات خوزستان در عصر امویان؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر فرقه خوارج بر تحولات خوزستان در عصر امویان شامل 78 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر فرقه خوارج بر تحولات خوزستان در عصر امویان را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل تأثیر فرقه خوارج بر تحولات خوزستان در عصر امویان با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر فرقه خوارج بر تحولات خوزستان در عصر امویان با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر فرقه خوارج بر تحولات خوزستان در عصر امویان تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر فرقه خوارج بر تحولات خوزستان در عصر امویان را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تأثیر فرقه خوارج بر تحولات خوزستان در عصر امویان :

مقدمه

با فتح و غلبه اعراب مسلمان بر سرزمین های غرب ایران و استقرار قبایلی از اعراب در خوزستان، به تدریج ترکیب قومی منطقه تغییر یافت و دین اسلام در تمامی این قلمرو پذیرفته شد. با فاصله گرفتن از دوران طلوع اسلام، رفتارهای کارگزاران به استبداد گرایید و پس از پایان عصر خلفای راشدین، عروبیت اقوام فاتح بر اسلامیت آنها غلبه یافت، به گونه ای که ایرانیان در مناطق مفتوحه به عنوان رعایا و موالی تلقی شدند. افرادی چون معاویه در تشدید رفتارهای تبعیض آمیز بین مسلمین بر تفاخر قومی عرب تکیه کردند و رفتاری ستمکارانه در پیش گرفتند (همایی، : ).

در حاکمیت امویان، غلبه اندیشه های عروبیت بر مساوات اسلامی، کشتار علویان و خاندان پیامبر (ص) سبب گرویدن مردم به گروه های ناراضی و مخالف شد. در میان ناراضیان، خوارج جایگاهی ویژه یافتند. آنها که در تشخیص حق از باطل ناتوان بودند دعوی شناخت اسلام راستین را داشته و خود را تابع محض حکم خداوند اعلام می کردند. خوزستان به لحاظ جغرافیایی نزدیک ترین سرزمین به زادگاه خوارج بود.

نقش عوامل جغرافیایی در حرکت های تاریخی اقوام، مذاهب و اندیشه ها در طول حیات انسان اهمیتی یکسان نداشته است. در ایام آغازین اسلام در سرزمین نجد و حجاز، خوزستان حد واسط با مرکز ایران به شمار می آمد. خوزستان فاقد حصارهای طبیعی برای دفاع از خود بود. افزون بر آن، جا به جایی اعراب به دلیل آبادانی منطقه و وجود آب و مرتع و روستاها و شهرهای متعدد به سهولت انجام می گرفت. از آن جا که بیشتر مردم خوزستان از تملک بر دارایی های خود پس از غلبه اعراب برخوردار ماندند، در برابر اندیشه اسلامی از خود واکنش منفی نشان ندادند. حضور تعدادی از ایرانیان این منطقه در جمع یاران امامان حکایت از گسترش مکتب اهل بیت (ع) در این سرزمین دارد، به گونه ای که در برهه ای از زمان، شهرهایی چون اهواز، واسط و حله و منطق موسوم به جزایر، زادگاه فقها، متکلمان، محدثان و یاران امامان بودند.

خوارج که خود را منادی اسلام و حکم خدا می دانستند در خوزستان پیروانی یافتند. بسیاری از مردم این سرزمین که زیر بار مالیات های سنگین و خراج و جزی امویان قرار داشتند از این فرقه استقبال کردند و در نبردهای آنان علیه حکومت حضور می یافتند. مبالغی که به عنوان مال الاجاره زمین از صاحبان آن گرفته می شد یا جزیه ای که مسلمان شده ها پرداخت می کردند، کار را سخت می کرد (مفتخری، : ). از این رو هدف این نوشتار، آن است که با استفاده از روشی تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای معتبر، به این پرسش پاسخ دهد که خوارج چه تأثیری در تحولات تاریخی خوزستان داشتند؟ فرضی پرسش یادشده نیز آن است که فعالیت های خوارج در گسترش نارضایتی عمومی و تقویت قیام ها علیه حکومت اموی، نقشی بسزا ایفا کرد.

برای یافتن پاسخ، ابتدا موقعیت جغرافیایی و اقتصادی خوزستان مورد توجه قرار گرفت و سپس به چگونگی انجام عملیات جنگی و نتایج به دست آمده از آن از سوی خوارج و حامیان آنان پرداخته شد. پژوهش هایی که به موضوع خوارج پرداخته اند درخور توجه اند. خوارج در ایران دکتر حسین مفتخری و خوارج عصر اموی نایف معروف، به نکات ارزنده ای اشاره دارند. اما تکیه بر منطقه جغرافیایی خوزستان و نقش خوارج در تحولات عصر اموی آن جا، به صورت اخص در این مقاله ارائه شده است.

تأثیر موقعیت خوزستان در خیزش خوارج

خوزستان از نظر جغرافیایی، اقتصادی و سیاسی بهترین گزینه برای جذب عناصر مخالف خلافت بود. این منطقه در عصر ساسانی محدوده ایلام باستان، از دامنه های جنوبی کوه های زاگرس تا خلیج فارس و حد فاصل رودهای دجله و فرات تا زاگرس را در بر می گرفت. مهم ترین مرکز شهری خوزستان اهواز با نام باستانی هرمز اردشیر (طبری، : ج، ) از دو بخش تشکیل می شد: هومشیر یا هرمشیر متعلق به بزرگان و اشراف که در پی تهاجم اعراب به کلی ویران گردید و هوجستان واجار متعلق به بازاریان. در دور اسلامی برای مدتی نام اهواز بر تمام خوزستان اطلاق می شد. دشت های وسیع، نبود موانع طبیعی، برخورداری از رودهای قابل استحصال و پر آب از مزیت های جغرافیایی این منطقه به شمار می رفت که رونق اقتصادی در بخش های کشاورزی، دامداری و صنعت را در پی داشت. وجود کارگاه های بزرگ ابریشم بافی، پارچه بافی، فرش، قالیچه، قند و نبات سازی موجب رونق کسب وکار و جذب هنرمندان و صاحبان حرَف می شد. از سویی قرار گرفتن خوزستان در مسیرهای تبادلاتی، روند رشد اقتصادی را دوچندان کرده بود؛ به طوری که سرعت عبور روزانه کاروان های تجاری از راه واسط به بغداد و واسط به اهواز، بصره به ابله، ابله به بیان، حصن مهدی به سوق الاربعا، محول، دولاب و سوق الاهواز به تناسب از چهار تا شش فرسنگ بود (استخری، : ؛ ابن حوقل، : ). کاروان ها محصولات کشاورزی و صنعتی شامل: شکر، پارچه های دیبا، ابریشم، پرده و پارچه های قلاب دوزی و غلات را به سایر مناطق حمل می کردند (لسترنج، : ).

این رونق چشمگیر، در سیاست گذاری های خلفا نقشی بسزا داشت، به گونه ای که غالباً افراد کاردان را برای اداره امور بدانجا گسیل می داشتند و برای حصول خراج و مداخل حکومتی از راهکار سرکوب بهره می بردند. پس از فتح خوزستان، ابوموسی اشعری این منطقه را به هفت ناحیه شامل سوق الاهواز، نهر تیری، تستر (شوشتر )، شوش، جندی شاپور، رامهرمز و سوق العتیق تقسیم کرد و بر هر ناحیه فرماندهی عرب گماشت (ابن خردادبه، ۱۳۷۱: ).

حاصلخیزی خوزستان، خراجی هنگفت به خزانه واریز می کرد؛ چنان که در زمان خلیف دوم، مبلغی بالغ بر یک میلیون درهم تأدیه شد (ابویوسف، : ۲۴). مزارع وسیع در مناذر کوچک و بزرگ (در ملتقای دز به دجیل الاهواز) و نخلستان های بزرگ در این دو منطقه به رونق درآمدهای دیوانی نیز می انجامید (ابن حوقل، : ). خلیفه عثمان دستور مساحی سواد برای تعیین میزان جزیه و خراج را صادر کرد و بر تمام اقلام زندگی مالیات بست. برای مثال از هر جریب انگور ده درهم و خرما ده درهم و از جو دو درهم خراج ستانده می شد (ابویوسف، : ۳۶). در دوره اموی نیز نهر تیری و مناذر از نظر کشاورزی، دامداری و صنعت پررونق بوده و مسکوکاتی که در فاصله سال های تا هجری در آن جا ضرب می شده، به دست آمده است (لسترنج، : ). ابن خردادبه (م۲۹۰ ق) ذکر می کند که مالیات سواد عراق در عهد قباد، صد و پنجاه میلیون درهم مثقال بود. این مبلغ در عهد عمر بن خطّاب ۱۲۸ میلیون درهم و در عهد عمر بن عبدالعزیز ۱۲۴ میلیون درهم بود؛ اما ظلم و ستم حجاج آن را به ۱۸ میلیون کاهش داد (ابن خردادبه، ۱۳۷۱: ۳۶). در سال های بعد، به دلیل سیاست های نادرست عمال حکومتی و افزایش ناامنی، رونق از این دیار رخت بربست؛ چنان که خراج دریافتی از اهواز در سال ۳۵۸ را مبلغ سی هزار درهم نقل کرده اند که بیست هزار از زمان پارس ها کمتر بود (مقدسی، ۱۳۶۱: ج۲، ۶۲۵ ).

عامل دیگری که نقش سیاسی خوزستان را پررنگ جلوه می داد، شباهت های اقلیمی و فاصله داشتن از مراکز قدرت مدینه و دمشق بود که این منطقه را به مأمنی برای عناصر ستیزه جو تبدیل می کرد. قبایل عرب بنی حنیفه، بنی تمیم و عبدالقیس در دور اموی در خوزستان ساکن شدند و موجب رواج اندیشه خارجی در آن گردیدند، به طوری که ابن حوقل (م بعد از ق) از اعتزالی مذهب بودن اغلب مردم گزارش می دهد (ابن حوقل، : ؛ استخری، : ).

در مجموع باید اذعان داشت که هرچند ایرانیان خوزستان پس از ورود اسلام همچنان مالک بر مال و زمین خویش بودند (ابویوسف، : ۲۴)، اما بار خراج و مالیات بر دوش دهقانان سنگینی می کرد. از سویی خشونت و فساد عمّال حکومتی، تبعیض نژادی و تبلیغات خوارج در نشان دادن چهر دین ستیز خلافت، مزید بر علت شد که زمینه گرایش مردم خوزستان به اندیشه خارجی و حمایت گسترده نظامی اقتصادی از آنان فراهم آید.

مبارزات سیاسی و اجتماعی خوارج علیه خلافت

گروه های متعدد خوارج که به نام پیشوایان خویش مشهورند، در بیزاری از عثمان، خروج علی (ع) از دین، شورش بر حاکم ستمگر و مباح شمردن خون مسلمانانی که به زعم آنان منحرف شده اند، مشترک اند؛ اما در پاره ای مسائل عقیدتی با هم اختلاف دارند (بغدادی، بی تا، -)

شورشیان علیه عثمان، هسته اولیه تفکر خوارج را پی ریزی کردند. در ماجرای صفین و جریان حکمیت، عده ای از سپاهیان بر امام خروج کردند و مهیای جنگ با ایشان شدند. زیاد از جانب امیر مؤمنان (ع)، سپاه خریت بن راشد را تعقیب کرد و با آنان درگیر شد. دو نفر از سوی زیاد و پنج نفر از جانب خریت کشته شدند و شبانه طرفین منطقه نبرد را ترک کردند. گفته می شود خریت به اهواز رفت و در آن جا دویست نفر به او پیوستند (ابن اثیر، : ج۵، ۱۹۷۰- ۱۹۷۱). عده ای از مردم اهواز و اعراب خارجی بر او گرد آمدند و سهل بن حنیف عامل امام (ع) را از فارس بیرون کردند. امام (ع)، معقل بن قیس را به اهواز گسیل داشت. جنگ در دامنه کوه رامهرمز روی داد که در آن هفتاد عرب از قبیله بنی ناجیه و سیصد نفر از گردن کشان دژ فش کشته شدند و خریت به جانب دریا گریخت (ابن اثیر، : ج۵، ۱۹۷۱-۱۹۷۲). خریت توانست نیروی خود را بازسازی کند؛ اما در جدال دوم با معقل، کشته شد و تعدادی از سپاهیانش نیز اسیر یا با شرط اقرار به اسلام آزاد شدند (همو: ۱۹۷۵). در جنگ نهروان تنها نُه نفر از خوارج باقی ماندند که به سرزمین های دوردست چون سیستان، عمان، یمن، جزیره و تل مورون گریختند. پس ازآن نیز عده ای از خوارج در انبار، ماسیذان، مداین و سواد کوفه علیه علی (ع) جنگیدند (ابن قتیبه، ۱۴۱۸: ج۱، ۱۲۱-۱۲۹؛ بغدادی، بی تا، – ). در خوزستان شورش هایی چند روی داد که در یک مورد امیر مؤمنان (ع) خود به مقابله با آنان شتافت (ابن اثیر، : ج۵، ۱۹۷۹-۱۹۸۰). جنگ های داخلی در زمان خلافت امام علی (ع)، فرصتی طلایی برای رواج اندیشه و تقویت قوا در اختیار خوارج قرار داد.

در دور زمامداری معاویه، شهرهای کوفه، بصره و مدائن، کانون اصلی خیزش خوارج بود. در سال ۴۳ هجری، بین معقل و مستورد خارجی، نبردهایی درگرفت که به مرگ هر دو انجامید و از مجموع حدود چهارصد خارجی، تنها پنج یا شش نفر باقی ماند (همو: ۲۰۵۶-۲۰۵۷). در بصره (۵۸ق) گروهی از خوارج علیه ابن زیاد توطئه کردند، اما در نبردی که درگرفت، تنها شش تن زنده ماندند (همو: ۲۱۵۴-۲۱۵۵)، هرچند سرکوب شدید خوارج از سوی حکام اموی تا حدی به فروکش کردن این جریان کمک کرد، اما در مناطق دوردست و کنترل نشدنی، اندیشه آنان همچنان رسوخ داشت.

گسترش مبارزات فرقه ای ازارقه در خوزستان

ازارقه پیروان نافع بن ازرق حنفی مکی هستند که در پی جدایی از عبدالله بن زبیر هم عصر خلافت عبدالملک بن مروان، در سال ۶۵ هجری اعلام موجودیت کردند. پدر نافع برده ای رومی بود که در بصره زندگی می کرد. ابن ازرق از شاگردان ابن عباس بود و سؤال های وی درباره قرآن، تفسیر، لغت و پاسخ های ابن عباس در آثار مکتوب، همچنان باقی مانده است (جاحظ، بی تا: ج۳، ۵۱۲ – ۵۱۳؛ مبرد، بی تا: ج۱، ۱۶۳ – ۱۷۲).

هرچند عبدالله بن الوضین اندیشه کشتار مخالفان را تأیید نکرد، اما با قدرت گیری نافع بن ازرق، حکم قلع و قمع مخالفان به جرم کفر بر اساس محکم اولی صادر شد (بغدادی، بی تا: ) و همین حکم زمینه های مخالفت فراوانی را علیه ازارقه در جامعه اسلامی برتابید.

نافع در نخستین گام، به تجدید قوا همت گماشت و توانست تعدادی از خوارج عمان، یمن و سایر سرزمین های مجاور را با خویش متحد کند. سپس سپاهی متراکم از خوارج را گرد آورد و به سوی اهواز و اطراف آن حرکت کرد و بر این سرزمین مستولی شد. او دامنه نفوذ خود را به فارس، سیستان، کرمان، طبرستان و ری گسترش داد (بغدادی، بی تا: ).

به دلیل عدم احراز حضور نافع در جنگ نهروان، می توان او را از خوارج متأخری دانست که احتمالاً پس از سال ۵۰ هجری به خوارج پیوسته است. به نظر می رسد، نافع پس از قیام عبدالله بن زبیر در مکه و آگاه شدن از ادعای خلافت، به وی پیوست (طبری، : ج۴، ). عده ای از خوارج از نافع جدا شدند و برخی به بص

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *