تعداد بازدید
2 بازدید
ریال119.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تاثیر رهبری امام خمینی (ره) بر سرمایه اجتماعی در جریان انقلاب اسلامی ایران؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تاثیر رهبری امام خمینی (ره) بر سرمایه اجتماعی در جریان انقلاب اسلامی ایران، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل تاثیر رهبری امام خمینی (ره) بر سرمایه اجتماعی در جریان انقلاب اسلامی ایران با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تاثیر رهبری امام خمینی (ره) بر سرمایه اجتماعی در جریان انقلاب اسلامی ایران آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل تاثیر رهبری امام خمینی (ره) بر سرمایه اجتماعی در جریان انقلاب اسلامی ایران به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل تاثیر رهبری امام خمینی (ره) بر سرمایه اجتماعی در جریان انقلاب اسلامی ایران ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تاثیر رهبری امام خمینی (ره) بر سرمایه اجتماعی در جریان انقلاب اسلامی ایران، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر رهبری امام خمینی (ره) بر سرمایه اجتماعی در جریان انقلاب اسلامی ایران را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاثیر رهبری امام خمینی (ره) بر سرمایه اجتماعی در جریان انقلاب اسلامی ایران :

مقدمه

علل، چگونگی و پیامدهای وقوع انقلاب اسلامی ایران از ابعاد گوناگون قابل بررسی است. در این بین تأثیر امام خمینی (ره) به عنوان رهبر در رخداد این انقلاب مذهبی و مردمی غیرقابل انکار است. تأثیری که نه تنها در دوران مبارزه بلکه درتداوم محتوای انقلاب و ادار نظام برآمده از آن نیز خود را نشان داد. به نحوی که اکثرقریب به اتفاق رویدادها ودگرگونی های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ایران در دوران انقلاب و پس از آن در سایه ی اندیشه و اقدامات ایشان معنا و مفهوم می یابد.

دلیل اصلی این همنشینی را می توان در شیو مدیریت جامعه ی انقلابی و پساانقلابی ایران توسط امام خمینی (ره) دانست. در این فرآیند، نقش ایشان در تقویت «سرمایه اجتماعی» به عنوان عاملی مؤثر در حفظ روحیه و فضای جامعه انقلابی ایران قابل توجه است. سرمایه اجتماعی در نگرشی کلی به معنای مجموعه روابط، شبکه ها، تعاملات، انجمن ها و مؤسساتی است که به واسطه هنجارها و ارزش های مشترک شکل گرفته و بر محور اعتماد جمعی، همکاری را تسهیل می نماید. این مفهوم گرچه در دو ده اخیر در موضوعاتی نظیرتوسعه انسانی، حقوق شهرندی، ملت سازی، دموکراسی خواهی و…. رواج وکاربرد بیشتری یافته است اما در حوزه های جامعه شناسی و ادبیات مرتبط با دگرگونی سیاسی، قدمتی در حدود نیم قرن دارد که در ادامه به آن اشاره خواهد شد.

این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که تأثیر رهبری امام خمینی (ره) بر سرمایه اجتماعی در جریان انقلاب اسلامی ایران و تحولات پس از آن چگونه بود؟ به این منظور پس از تبیین مؤلفه های سه گانه سرمایه اجتماعی و ویژگی های آن، با تکیه بر تحلیل محتوای گفتارهای امام (ره) به واکاوی اندیشه ایشان در این باب خواهیم پرداخت. مدار این پژوهش گرد این فرضیه اصلی می گردد که امام خمینی (ره) به عنوان رهبری که هم دارای ویژگی های رهبران بسیج گر و هم واجد خصایص رهبران سیاست گذار بود، توانست با بهره گیری هوشمندانه از عناصر و دقایق مذهبی، سرمایه اجتماعی متروک جامعه ایران را به حرکت در آورد.

الف) مفهوم سرمایه اجتماعی

سرمایه اجتماعی از مفاهیم نوینی است که امروزه در بررسی های اقتصادی و اجتماعی جوامع مدرن مطرح گردیده است. سرمایه اجتماعی به شکل امروزین آن و با صبغه ای جامعه شناسانه نخستین بار توسط «جین یاکوب» و در کتاب «مرگ وزندگی شهر های بزرگ آمریکایی»در سال ۱۹۶۱ به کارگرفته شد. در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ توسط «جیمز کلمن» و «رابرت پاتنام» مورد استفاده قرار گرفته و در نهایت از دهه ۱۹۹۰ با واگذاری نقش دولت به سازمان های محلی و تغییرات گسترده ای که در سطح نظام بین الملل[۱] به وجود آمد مورد توجه سیاست گذاران قرار گرفت (شیروانی ۱۰:۱۳۸۵).

رابرت پاتنام[۲] سهم زیادی در عمومی کردن این اصطلاح دارد. او سرمایه اجتماعی را به طور خلاصه این گونه تعریف می کند: «ویژگی هایی از سازمان اجتماعی چون اعتماد، هنجارها و شبکه ها که می تواند کارآیی جامعه را از طریق تسهیل کنش های تعاونی بهبود دهند»(فیلد، ۱۲:۱۳۸۶). به تعبیر «پاتنام»، همکاری و تعاون داوطلبانه در جایی که انباشت اساسی از سرمایه اجتماعی در قالب قواعد مبادله و شبکه های تعهد مدنی وجود داشته باشد به آسانی صورت می گیرد. در واقع تعریف او به پیوندهای میان اعضای یک شبکه به عنوان منبعی با ارزش اشاره دارد که با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضاء می شود (۲۰۰۲۵۷۴,Szreter). بدین ترتیب سرمایه اجتماعی را می توان حاصل تعاملات و هنجارهای گروهی و اجتماعی نظیر اعتماد متقابل، تعامل اجتماعی متقابل، گروه های اجتماعی، احساس هویت جمعی و گروهی، احساس وجود تصویری مشترک از آینده و کار گروهی در یک نظام اجتماعی دانست. ایده محوری این تعریف در واژ «روابط» خلاصه می شود که با عضویت در شبکه ها و مجموع ارزش های مشترک عملیاتی می شوند(فیلد، ۱۰:۱۳۸۶). به نظر می رسد این نوع از سرمایه زمانی به وجود می آید که روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش جمعی را تسهیل کند(کلمن، ۴۶: ۱۳۷۷).

پاتنام محور اصلی این بحث را به ارزش های ناشی از شبکه اجتماعی باز می گرداند که جمعی و آشنای جامعه است و مردم تمایل دارند در روابط اجتماعی آن ها را به ظهور رسانده و در تعاملات خود به کار گیرند(۲۰۰۲۱۹,Potnam). «فرانسیس فوکویاما» نیز به مانند پاتنام، محوریت را به ارزش ها می دهد و حتی درتعریف خود از سرمایه اجتماعی آن را مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش های غیررسمی می داند که اعضای گروهی که همکاری و تعادل میان شان مجاز است؛ در آن سهیم هستند(فوکویاما، ۱۱:۱۳۷۹). ارزش های مشترک هنجارهایی را مشخص خواهد کرد که ساخت روابط را شکل خواهد داد.

فوکویاما روش های عمده ای را که از طریق آن هنجارهای اجتماعی ایجاد می شود را در چهار طبقه ذکر می کند؛ ۱- هنجارهایی که به لحاظ نهادی ساخته شده، ۲- هنجارهای ساخت یافته به شکل خودجوش، ۳- هنجارهای ساخت یافته بر پایه ساخت مندی برون زاد، ۴- هنجارهای ساخت یافته برگرفته از طبیعت (اختر محققی، ۱۳۸۵: ۲۱).

در میان روش های فوق، هنجارهای ساخت یافته بر پایه ساخت مندی برون زاد که به نقش نهادهایی چون دین، ایدئولوژی، فرهنگ و تجربه مشترک تاریخی اشاره دارد؛ روشی است که به نظر می رسد در فرآیند انقلاب ها و یا جنبش های اجتماعی مؤثر افتد، چرا که انقلاب ها در فرایند خود نیازمند ایدئولوژی هستند. «ایدئولوژی های انقلابی اگر چه ممکن است بر اساس دستگاه های فکری و فلسفی بنا شده باشند اما بیشتردر پی دستیابی به نتایج عملی هستند» (بشیریه، ۱۳۷۹: ۸۱). در واقع سرمایه اجتماعی در فرآیند انقلاب بیشتر بر اساس ایدئولوژی، فرهنگ و تجربه مشترک تاریخی ایجاد و تقویت می شود. هر چند برخی بر این باور هستند که ایدئولوژی در کنار مفاهیمی چون فروبستگی و ثبات ساختارهای اجتماعی از عواملی است که هم ایجاد کننده و هم نابود کنند سرمایه اجتماعی است. آن ها به این نکته کلیدی تأکید دارند که سرمایه اجتماعی همانند سرمایه انسانی وسرمایه فیزیکی اگر تجدید نشود با گذشت زمان مستهلک خواهدشد (کلمن، ۴۹۰:۱۳۷۷).

برای نمونه، تصور این موضوع مشکل خواهد بود که یک انقلاب توده ای بدون برخورداری از برنامه ایدئولوژیک که هم شورش را توصیه کند و هم دلایلی برای اعتقاد به پیروزی نزد شرکت کنندگان عرضه نماید، بتواند موفق شود(گلدستون، ۱۳۸۲: ۲۱۰). کارآیی سرمایه اجتماعی در جوامعی که مرحله گذار از سنت به مدرنیته را طی می کنند و یا در وضعیتی غیر عادی به سر می برند(انقلاب، جنگ، بلایای طبیعی و…) خود را نشان می دهد. چرا که سیاست گذاران و تصمیم سازان با تکیه بر این قوه ی نامرئی جامعه است که می توانند اقدامات تأسیسی، احیاکننده و اصلاح گرایانه خود را عملیاتی سازند. در این جا می توان به اثرگذاری رهبران و نخبگان بر سرمایه اجتماعی اشاره کرد.

رهبران انقلابی با توجه به ویژگی های شان در جایگاه های گوناگون قرار می گیرند. «رهبران فکری یا ایدئولوژی پرداز» که اصول و زمینه ی عقیدتی پیدایش جنبش انقلابی را فراهم می کنند و با استفاده از اصول و جهان بینی خاص خودازنهادهای سیاسی موجودسلب مشروعیت می نمایند. رهبران «بسیج گر» که دارای مهارت تحریک مردم به عمل سیاسی هستند؛ سلاح آن ها زبان و نطق و بیان است که به وسیله ی آن ایدئولوژی انقلاب را ساده و عامه فهم می – سازند. دسته سوم رهبران «مدیر یا سیاست گذار» هستند که وظیفه ی تحکیم قدرت ونهادینه کردن آن را به ویژه پس از به ثمر رسیدن انقلاب به عهده دارند. البته این سه ویژگی میتواند هم زمان در یک شخصیت واحد با شدت و ضعف متبلور شود(بشیریه ۹۳:۱۳۷۹).

کنشگر انقلابی در بسیج منابع نیازمند تقویت، تحریک و همراه ساختن سرمایه اجتماعی است و قرار گرفتن در هر کدام از دسته های فوق، زمینه تأثیر رهبران را فراهم می سازد. برای آن که بتوان این اثرگذاری را مورد بررسی قرار داد، نیازمند مؤلفه های خردی هستیم که به واکاوی مفهوم سرمایه اجتماعی یاری می رساند.

با مطالعه آثار تولید شده سرمایه اجتماعی می توان «اعتماد اجتماعی[۳]»، «انسجام اجتماعی[۴]» و «مشارکت اجتماعی[۵]» را به عنوان مؤلفه های تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی نام برد که با هم رابطه ای متقابل دارند. از نظر پاتنام، اتصال بین شبکه های اجتماعی، همکاری متقابل و اعتمادسازی مهم است. این برداشت از سرمایه اجتماعی به ارتباطات اهمیت می دهد. (szreter,2002:575)

«شبکه اعتماد[۶]» بستری برای عملیاتی شدن مقول اعتماد اجتماعی محسوب می شود. شبکه اعتماد عبارت است از گروهی که براساس اعتماد متقابل به یکدیگر از اطلاعات، هنجارها و ارزش های یکسانی در مبادلات بین خود استفاده می کنند. از این رو اعتماد بین اعضاء نقش زیادی در تسهیل فرآیندها و کاهش هزینه های مربوط به این گونه تبادلات دارد. شبکه اعتماد می تواند بین افراد یک گروه و یا بین گروه ها و سازمان های مختلف به وجود آید. اعتماد از نظر «کلاوس اوفه» میزان آمادگی برای ایجاد روابط در مواردی است که نظارت توجیه پذیر نیست یا هزینه های سنگینی در بردارد یا سنجش فراوانی آغاز این این گونه روابط و مدت زمان حفظ آن توسط یک فرد است (اوفه، ۱۳۸۴: ۲۱۱).

شبکه های اجتماعی امکان انتقال و انتشار اعتماد را فراهم می کنند. من به «شما» اعتماد دارم چرا که من به «او» نیز اعتماد دارم و او مرا مطمئن ساخته که به شما اعتماد دارد.

«…اعتماد مسأله ای است که در فرایند انتقال از روابط شخصی و غیررسمی بین افراد به اشکال نهادی و عمومی شده در فضایی که به وسیله قرارداد، قانون و مبادله متقابل انباشته شده، محصور گردیده است»(ازکیا و غفاری، ۲۸۳:۱۳۸۳).

در هر جامعه ای که افرادش به اشکال مختلف عضوی ازگروه یا انجمن یاصنفی هستند، درصد اعتماد و مسئولیت شان نسبت به گروه و حتی بیرون گروه بسیار بیشتر می شود. کنترل اجتماعی آسان تر، حمایت خانوادگی و خویشی، برقراری شبکه های فراخانوادگی (مثل صندوق های قرض الحسنه) و ایجاد فرهنگ مدنی قوی از فواید و نتایج مثبت سرمایه اجتماعی در جامعه است. اعتماد اجتماعی در میان توده های مردم و نخبگان فکری جامعه، پیشبرد برنامه های توسعه گرایانه را تسهیل می کند و در بلندمدت به رفاه اقتصادی و امنیت فکری می انجامد.

«اعتماد اجتماعی، هنجارهای معامله متقابل، شبکه های مشارکت مدنی و همکاری موفقیت آمیز متقابلا یکدیگر را تقویت می کنند. وجود نهادهای همکاری جویانه کارآمد مستلزم مهارت ها و اعتماد بین اشخاص می باشد اما آن مهارت ها و این اعتماد نیز به نوبه خود به وسیله همکاری سازمان یافته تلقین و تقویت می شوند. هنجارها و شبکه های مشارکت مدنی به رفاه اقتصادی کمک می نمایند و به نوبه خود به وسیل این رفاه تقویت می شوند»(پاتنام، ۳۰۹:۱۳۷۹). اعتماد اجتماعی سنگ بنای رابطه سالم در جامعه است و افزایش اعتماد متقابل می تواند به نحو قابل توجهی کارآیی یک نظام را بالا ببرد و اگر از حد فردی به سطح اجتماعی انتقال یابد، به عنوان یک سرمایه با ارزش تلقی می شود. یکی دیگر از اقدامات مهم در این زمینه، تلاش مدیران و رهبر سازمان برای «اعتمادسازی» بین اعضای گروه ها و واحدهای سازمانی و نیز بین واحدهای مختلف است. اعتماد نیز صرفا با ایجاد روابط و ارتباطات مستمر موفق به تدریج شکل می – گیرد(اختر محققی، ۱۳۸۵: ۲۰).

در جوامع توده گرا، برخی ویژگی های شخصیتی رهبران سیاسی همچون سبک فردی، ظاهر و مهارت رسانه ای و حسن شهرت اخلاقی که اغلب با مفهوم وبری «کاریزما» یا جاذبه شخصی شناخته می شود(۱۹۹۵:۳۱۳,Eisenstad) زمینه اعتماد به رهبران سیاسی را فراهم می سازد.

«انسجام اجتماعی» برتوافق جمعی میان اعضای یک جامعه دلالت داشته و ناظر بر میزان و الگوی رابطه متقابل بین کنشگران، گروه ها و خرده فرهنگ های تمایز یافته است (ازکیا وغفاری ۲۸۶:۱۳۸۳). انسجام اجتماعی در یک حوزه تعاملی معین شکل و معنا پیدا می کند.

«امیل دورکیم» احساسی را که در میدان تعاملی افراد به وجود می آید «عاطفه جمعی[۷]»می نامد.

از نظر دورکیم عاطفه جمعی عمیق اکثرا طی مناسک جمعی به وجود می آید و بدین نحو موجبات افزایش و تحکیم انسجام اجتماعی را فراهم می کند(همان : ۲۸۶ -۲۸۷).

از دیدگاه جامعه شناسی «مشارکت اجتماعی» بر تعهد و عمل مشترک در حول اهداف مشخص و مشترک تأکید دارد. مشارکتی که ممکن است بسته به اهداف مورد دستیابی، موقت یا طولانی مدت باشد. بین انسجام اجتماعی ومشارکت اجتماعی نوعی تعامل وجود دارد که حائز اهمیت است. یکی از پیش شرط های مشارکت، قابلیت ظرفیت های متقابل برای ارتباط و تعامل داشتن با دیگران است. مشارکت اجتماعی دلالت بر گسترش روابط بین گروهی در قالب انجمن های داوطلبانه، باشگاه ها، اتحادیه ها و گروه هایی دارد که معمولا خصلتی محلی و غیر دولتی دارند و هدف شان مشارکت و درگیر ساختن مردم در فرآیند اجتماعی مختلف در قالب سیاست های اجتماعی است. به عبارتی «مشارکت اجتماعی بر آن دسته از فعالیت های ارادی دلالت دارد که از طریق آن ها اعضای یک جامعه در امور محله، شهر و روستا شرکت کرده و به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در شکل دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند»(محسنی تبریزی، ۱۳۶۹: ۱۰۸) مشارکت اجتماعی مشارکتی است که از متن جامعه بر می آید و عرصه های مختلف زندگی اجتماعی را هم در بر می گیرد. چنین مشارکتی در برنامه های عمران اجتماعی به ویژه در سطح روستاها، جایگاه ویژه ای دارد. نمود عینی مشارکت اجتماعی وجود نهادهای مشارکتی چون انجمن ها، گروه ها، سازمان های محلی و غیردولتی است.

از بعد مباحث مربوط به توسعه، سرمایه اجتماعی درحقیقت تمام الزاماتی را که برای توسعه و به ویژه توسعه شتابان جامعه ضرورت دارند، درخود جای می دهد. به طوری که به کارگیری درست سرمایه اجتماعی در این فرآیند، باعث رونق کشور در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می شود.

در مجموع و با بررسی تعاریف مختلف از سرمایه اجتماعی، می توان ویژگی هایی را برای آن برشمرد که عبارتند از: سرمایه اجتماعی متعلق به گروه ها است نه افراد، سرمایه اجتماعی نقش متصل کردن افراد به یکدیگر را ایفاء می کند، سرمایه فیزیکی و انسانی را می توان وارد کرد اما هرگز سرمایه اجتماعی را نمی توانیم وارد کنیم، سرمایه اجتماعی برخلاف دیگر انواع سرمایه سیال است، سرمایه اجتماعی باعث گسترش آگاهی افراد از شیوه هایی می شود که از طریق آن ها سرنوشت ها به هم گره می خورند، سرمایه اجتماعی برخلاف دیگرانواع سرمایه هرچه از آن برداشت شود نه تنها کاهش پیدا نمی کند بلکه افزایش نیز می یابد(ناظمی ۳۶۴:۱۳۸۷).

همان گونه که اشاره شد سرمایه اجتماعی معمولا در شرایط بحران، قوت و ضعف خود را نشان می دهد اما در مواقع عادی نیز مجال حضور و نقش آفرینی می یابد. همکاری و همدلی مردم ایران در زمان هشت سال جنگ با عراق، همیاری داوطلبانه در هیأت های مذهبی در ایام محرم و سایر مناسبت ها، همیاری مردم در مراسم ازدواج، عزاداری و مناسبت های اجتماعی، مشارکت مردم در بازسازی مناطق جنگ زده، کمک رسانی به مردم مناطق زلزله زده، مشارکت در جشن نیکوکاری، خیرین مدرسه ساز و… نمونه هایی از تاثیرگذاری سرمایه اجتماعی در ایران است.

ب) تأثیر رهبری امام بر سرمایه اجتماعی در دوران انقلاب و پس از آن

امام خمینی (ره) هم رهبری فکری و هم مدیریتی و بسیج گرانه انقلاب را به عهده داشت اما در ارتباط با بحث سرمایه اجتماعی، می توان گفت که امام خمینی (ره) در این حوزه از قدرت بسیج گرانه بالایی برخوردار بوده و این جنبه از رهبری ایشان برجسته است.

بررسی تأثیر رهبری امام خمینی (ره) بر سرمایه اجتماعی در دوران انقلاب و بعد از آن بدون پذیرفتن این نکته که وی به دلیل اعتبار و وجهه مذهبی، اجتماعی و سیاسی در بین مردم از مقبولیت زیادی برخوردار بود؛ ممکن نیست. امام به دلیل مقبولیت مذهبی و مردمی قابلیت تأثیر بر سرمایه اجتماعی را یافته و توانست به عنصری تأثیرگذار بدل شود.

۱- اعتماد

در سال های آخر حکومت محمدرضا پهلوی و در شرایطی که اعتماد به وضعیت موجود به شدت کاهش یافته بود، امام (ره) توانست در فضای بی اعتمادی حاکم به تقویت اعتماد مردم در راستای اهداف انقلابی بپردازد. این فرایند از طریق تأکید بر همبستگی و وحدت بین همه اقشار و ذکر نمونه های تاریخی از بزرگان دین انجام می شد. از آن جا که مردم ایران خود دارای علقه های مذهبی بوده و مذهب به عنوان یک جنبه از هویت آن ها مطرح بود، امام با تأکید بر حفظ و اجرای هنجارهای مذهبی از یک سو یکی از جنبه های مهم هویتی ایرانیان را برجسته کرده و از دیگرسو سلب اعتماد مردم از منابع هنجارساز رسمی حکومت پهلوی و عدم اجرای مطلوب آنان را موجب شد.

پس از پیروزی انقلاب و زمانی که امام در رأس حکومت انقلابی قرار گرفت؛ شأن ایجابی و تأسیسی آموزه های دینی خود را نشان داد و باعث تقویت اعتماد مردم به حکومت گردید. این امر باعث شد تا مردم هم بسته تر گردند و از آن جا که امام را به عنوان شخصیتی می شناختند که منافع دنیوی واخروی آن ها را درنظر دارد، اعتماد به شیوه رهبری ایشان پذیرفتنی بود. در واقع اطلاعات و آگاهی هایی که امام از طریق سخنرانی ها و بیانیه های خود در اختیار مردم می گذارد در راستای تأکید بر همبستگی و وحدت بین همه اقشار و دعوت نمودن از آن ها و استفاده از نمادها و شخصیت های مذهبی بود که موجبات تقویت اعتماد اجتماعی را فراهم می نمود.

۱-۱ تأکید بر همبستگی و وحدت بین همه اقشار

در جریان انقلاب به دلیل ماهیت متمرکزکننده این پدیده اجتماعی، دشمن داخلی که استبداد شاهی بود برای مردم در اولویت قرار گرفت و همبستگی و وحدت در مقابل غیریتی به نام «شاه» ایجاد شد که برای بیرون کردن آن و پیروزی از منظر امام باید«همه با هم، هم صدا بشوید… اگر این صدای توحید را با هم بلند کنید این تمام می شود کارش. اختلاف نیندازید که هرکس از یک گوشه ای بگیرد. امروز اختلاف، انتحار مسلمین است. باید همه با هم باشید»(صحیفه امام، ۱۳۷۸ج ۴: ۱۷۱). در این زمان امام محور همبستگی را «اسلام» معرفی می کند و حتی از«جمیع اشخاصی که انحرافی داشته اند» می خواهد«که به آغوش اسلام که ضامن سعادت آنان است برگردند که ما آنان را برادرانه می پذیریم.» چرا که «در این موقع حساس که کشور ما بیش از هر زمانی به اتحاد و اتفاق احتیاج دارد باید سعی شود که از هر اختلافی احتراز شود» (همان، ۱۳۷۸،ج ۵: ۴۸۷).

در واقع اهمیت نقش و جایگاه مذهب در اندیشه امام باعث شده بود تا راهبردهای مبارزاتی ایشان آمیخته با نگرش مذهبی باشد. این نگرش هرچند نیروهای فعال در مبارزه با رژیم را گرد محوری مشخص و جذاب متمرکز ساخت اما محتوایی سیال وچندلایه داشت. بدین ترتیب «گفتاری که امام خمینی (ره) به عنوان یک رهبر انقلابی برگزیده بود چنان کلی، جامع و شامل بود که همه ی گروه های مبارز، خود را درآن متبلور و مجسم می یافتند. به عنوان نمونه همگان در این شعارکه “شاه باید برود “و”سلطنت از اساس غیر قانونی است ” آن چنان به باورهای مشترک دست یافته بودند که درآن شک وتردیدی روا نمی شد. گفتار انقلاب گرایانه امام خمینی گرچه در ظاهر واحد بود ولی نماد بیرونی آن از حیث پذیرش بسیار متکثر جلوه داده شد(خلیلی، ۹۹:۱۳۸۵).

پس از پیروزی انقلاب نیز، ایشان باز هم بر پیوند و همبستگی مردم تأکید نمودند. با این تفاوت که دایره غیریت ها بیشتر از داخل به سطح بیرونی و معطوف به غیرهای بیرونی و در رأس آن ایالات متحده آمریکا گردید: «آن هایی که ما را به عقب راندند باز مراقبند. مملکت هایی که می خواهند منافع ما را ببرند باز در کمین هستند. اگر چنان چه سستی کنید، اگر چنان چه سهل انگاری کنید، اگر چنان چه این نهضت را دوام ندهید ممکن است که خدای نخواسته باز دست آن ها باز شود»(صحیفه امام، ۱۳۷۸،ج ۶: ۴۲۶) و بدین ترتیب سستی و عدم همبستگی را فرصتی برای بهره بردن «غیر» و این بار در قالب دشمنان خارجی بر می شمرد.

امام خمینی (ره) با برجسته نمودن تأثیر وحدت و همبستگی مردم در پیروزی انقلاب می گوید:

«… ومن امیدوارم که از این قصه ایران آن ها عبرت ببرند که وحدت کلمه یک ملت که هیچ ابزار جنگی نداشت… این ها چیزهایی است که باید در ممالک دیگر در آن تفکر بشود و مورد بررسی قرار بگیرد. اگر بخواهند از زیر بار اجنبی خارج بشوند، باید برنامه های فعلی را تغییر بدهند. ان شاءا… امیدوارم که همه دولت ها و ملت ها تحت لوای اسلام جمع شوند و اگر بخواهند سعادت پیدا بکنند باید تحت لوای اسلام جمع بشوند تا این که نتوانند مکتب های دیگر در آن ها نفوذ پیدا کنند و تا انحرافات باشد و تحت لوای اسلام نباشد این مسایل و مشکلات هست…»(همان، ۱۳۷۸، ج ۸: ۳۰۸).

آن چه در تقویت و تحکیم همبستگی از نظر امام مورد توجه است محوریت اسلام است که بارها تکرار می گردد. امام با شناخت صحیح از فضای فرهنگی – فکری جامعه و با روشن نمودن تأثیر همبستگی در پیروزی، از همبستگی به عنوان سرمایه ای در دوران بعد از انقلاب یاد می – کند.

۱-۲ استفاده از شخصیت های دینی و آموزه های مذهبی

بهره گیری از اسطوره ها، نمادها وشخصیت های بزرگ مذهبی از مؤلفه های مقوم اعتماد اجتماعی بود که امام خمینی (ره) هوشمندانه و به جا از این مؤلفه استفاده نمود. ایشان به حافظه تاریخی مخاطبان خویش رجوع می کرد. حافظه تاریخی اکثریت که نمودهای معینی برای دستیابی دارد.

تاریخ مبارزه انبیاء و سیدالشهداء در طول تاریخ تداوم می یابد تا ایران «کربلایی» دیگر شده و ایثار و از جان گذشتن به ارزشی والا تبدیل گردد. مخاطبان امام با داشتن چنین خاطره جمعی مشترکی هم بسته تر می گردند. نمونه های متعددی در بیانات او وجود دارد که زندگی پیامبر و امامان معصوم را در مقابل دیدگان پیروان انقلابی به تصویر می کشد. عده قلیلی که وحدت و ایمان رمز پیروزی شان بود:

«پیغمبر اکرم که ایمان به قدرت مطلق خدای تبارک و تعالی داشت در صورتی که عددشان کم بود و چیزی نبود و فقیر هم بودند… لکن قدرت ایمان داشتند و قیام کردند و قدرت ها را یکی پس از دیگری شکستند….» (همان، ۱۳۷۸،ج ۵: ۳۶).

راهپیمایی عظیم تاسوعا و عاشورای مردم ایران در سال ۱۳۵۷ پاسخی به ندای وی بود.

رویدادی که در ماه های آخر سلطنت پهلوی، گستردگی بسیج مردم علیه رژیم را به کارگزاران آن نشان داد و سبب شد تا اندیشمندی همچون «میشل فوکو» آن را اراده ای جمعی توصیف کند که تنها و تنها برای یک هدف شکل گرفته و آن هم رفتن شاه است. اراده ای که هرگز کسی آن را ندیده است و از این منظر فوکو آن را همچون خدا یا روح می داند(فوکو، ۵۷:۱۳۸۶).

این تأکیدها در دوران جنگ تحمیلی نیز ادامه یافت و به نوعی برجسته تر نیز شد. در واقع آغاز جنگ باعث شد تا اعتماد اجتماعی بار دیگر به صحنه آید. حمله عراق به ایران چنان احساسات ملی و دینی را برانگیخت که مقابله با آن و دفاع از وطن به یک «ارزش اجتماعی» مبدل گشت. حرکت جوانان به سوی جبهه ها با پیام های پرنفوذ رهبر، یک جریان «هنجار درونی» به وجود آورد که به تدریج هم اقشار را فراگرفت. به طوری که بسیاری از افراد مایل به رفتن به جبهه ها شدند و نرفتن به جبهه یک نابهنجاری و درعین حال ناجوانمردی تلقی می شد

«در صورتی که افراد دارای هدف مشترک مهم و فعالیت مشترک در جهت رسیدن به هدف باشند، احساس تعلق خاطر در بین آن ها زیاد می شود. مهمترین هدف مشترک، دشمن مشترک است و اگر این دشمنی بنیان مذهبی داشته باشد تأثیری صدچندان خواهد داشت. در جبهه ها یک فرایند همبستگی و انسجام اجتماعی و دگرگونی عمیق ارزش ها روی داد و «ایمان» به عنوان سیمان اجتماعی قوی ترین همبستگی را در میان جوانان رزمنده به وجود آورد»(رفیع پور،۱۳۷:۱۳۷۷).

در این مقطع نیز زندگی بزرگان مذهبی چون امام حسین (ع) و مفاهیمی نظیر شهادت، آزادیخواهی، تن ندادن به ذلت و…. برجسته گردید. راهی که امام حسین (ع) و یاران شان طی نمودند، طریق احسنی است که سعادت ملت را در پی دارد.

«مگر نه آن است که دستور آموزنده “کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا” باید سرمشق امت اسلامی باشد. قیام همگانی در هر روز و در هر سرزمین، عاشورا قیام عدالت خواهان، با عددی قلیل و ایمانی و عشقی بزرگ، در مقابل ستمگران کاخ نشین و مستکبران غارت گر بود و دستور آن است که این برنامه سرلوحه زندگی در هر روز و در هر سرزمین باشد. روزهایی که بر ما گذشت عاشورای مکرر بود… و این دستور آموزنده، تکلیفی است و مژده ای. تکلیف از آن جهت که مستضعفان، اگر چه با عده ای قلیل، علیه مستکبران، گرچه با ساز و برگ مجهز و قدرت شیطانی عظیم، مأمورند چونان سرور شهیدان قیام کنند و مژده که شهیدان ما را در شمار شهیدان کربلا قرار داده است و مژده که شهادت رمز پیروزی است»(صحیفه امام، ۱۳۷۸،ج ۹: ۴۴۵).

تأکید همیشگی امام بر حفظ سنت های عزاداری بسان یک میراث معنوی مشترک و تلاش برای انتقال آن به نسل های آینده نیز به منظور تداوم روحیه انقلابی و عدالت خواهی جامعه ایران صورت می گیرد. میراثی که می تواند تأثیری شگرف بر تقویت سرمایه اجتماعی ایرانیان بگذارد.

«حرف سیدالشهداء حرف روز است، همیشه حرف روز است. همیشه حرف روز را سیدالشهداء آورده است. دست ماها داده و سیدالشهداء را این گریه ها حفظ کرده است و مکتبش را، این مصیبت ها و داد و قال ها حفظ کرده؛… هر مکتبی هیاهو می خواهد، باید پایش سینه بزنند، تا پایش گریه کن نباشد، تا پایش توی سر و سینه زدن نباشد، حفظ نمی شود… این نقش یک نقشی است که اسلام را همیشه زنده نگه داشته، آن گلی است که هی آب به آن می دهند زنده نگه داشته، این گریه ها زنده نگه داشته مکتب سیدالشهدا را؛ این ذکر مصیبت ها زنده نگه داشته، همین هاست که این نهضت را پیش برده، اگر سیدالشهدا نبود، این نهضت هم پیش نمی رفت، سیدالشهدا همه جا هست. کل ارض کربلا، همه جا محضر سیدالشهداست… همه محراب ها از سیدالشهداست. اگر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *