تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تاثیر قیام های علویان بر ولایتعهدی امام رضا علیه السلام؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر قیام های علویان بر ولایتعهدی امام رضا علیه السلام شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر قیام های علویان بر ولایتعهدی امام رضا علیه السلام را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل تاثیر قیام های علویان بر ولایتعهدی امام رضا علیه السلام با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر قیام های علویان بر ولایتعهدی امام رضا علیه السلام با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر قیام های علویان بر ولایتعهدی امام رضا علیه السلام تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تاثیر قیام های علویان بر ولایتعهدی امام رضا علیه السلام را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاثیر قیام های علویان بر ولایتعهدی امام رضا علیه السلام :

مقدمه

پس از پیروزی عباسیان، برخورد سفاح با عـلویان خوب بود. اما بعد از سفاح، علویان آزار و شکنجه -ای را که در دوران حکومت منصور دیدند، در زمـان امویان ندیده بودند و مـحمد بـا تعدادی از اعضای خانواده اش به دست منصور عباسی کشته شدند. بعد از منصور نیز نه علویان آرام نشستند و نه خلفای عباسی از کشتار و شکنجه دست کشیدند. در طول قرن دوم هجری، قیام های علویان بیشتر بر اسـاس ایدئولوژی زیدی با هم مرتبط بود. در این دوره از تاریخ، جنبش ها و نهضت های متعددی از سوی علویان ادامه داشت تا زمان درگیری امین و مأمون درسال ۱۹۳ق-۱۹۷قمری که ضعف حکومت عباسی را سبب گردید و سـلسله قـیام ها در مناطق مختلف کشور پهناور اسلامی شدت گرفتند.

بیشتر حکومت های به استقلال رسیده و عموم قیام کنندگان و رهبران آنها در این عصر، از خاندان پیامبر(ص) بودند؛ در قیام «ابوالسرایا»، دو تن از برادران امام رضـا(ع) ولایـت یمن و اهواز را به دست گرفتند. آنان هرگاه فرصت می یافتند و اوضاع را آماده می دیدند، پرچم مخالفت علیه نظام حاکم برافراشته، با آن به ستیز بر می خاستند. به هر حـال ایـن قیام ها تا ولایت عهدی امام رضا (ع) و حتی بعد از آن ادامه داشت. و قیام های علویان در ابتدای دوره حکومت مأمون، برای حکومت نوپای او دردسر بسیار درست کرده بود. علویان در بیشتر قلمرو حـکومت اسـلامی، دعـوت به «الرضا من آل محمد» را مـطرح کـردند. ایـن قیام ها با وسعت زیادی که داشت، خطر اصلی برای حکومت عباسی به شمار می رفت و مأمون که دولت عباسی را در خطر انـقراض دیـد، چـاره ای نداشت جز این که امام رضا(ع) را به خـراسان دعـوت کند وی به امام لقب «الرضا» داد و ولی عهد خود ساخت تا قیام های علویان را آرام کند.

قیام های علویان و چگونگی آنها

بـعد از درگـیری امـین و مأمون، هرج و مرج، بیشتر شهرهای اسلامی را فرا گرفت و ناامنی و اضـطراب بر جامعه حاکم شد. این نابه سامانی اوضاع، زمینه را برای تحرک دیگر مخالفان فراهم ساخت؛ به طوری کـه در نـقاط مـختلف قلمرو حکومت اسلامی، سخن از برچیده شدن نظام مأمونی در میان بود. مـهم تـرین قیام -های علویان عبارتند از:

الف) قیام محمدبن ابراهیم بن طباطبا:

یکی از قیام هایی که در دوره مأمون و از پیش ولایـت عـهدی امـام(ع) در سال ۱۹۹قمری صورت گرفت، قیام محمد بن ابراهیم، از نوادگان امام علی(ع) بـه هـم راهـی ابوالسرایا در کوفه بود. گروهی از اعراب و علویان، از تمایلات ایرانی مأمون و کارگزاران ایرانی اش ناراضی بودند، لذا بـه مـحمدبن ابـراهیم علوی، معروف به ابن طباطبا پیوستند. وی دعوتش را با شعار «الرضا من آل محمد » و عمل بـه کـتاب و سنت در کوفه آغاز نمود و رهبری نظامی شورشیان را به سری بن منصوربن منصور شـیبانی مـشهور بـه ابوالسرایا واگذار کرد. وی در کوفه از چنان اقتداری برخوردار شد که سکه رایج را به اسم خـودش زد. ایـن مسأله، تبعیت نکردن او از امام را نشان می دهد؛ چون می خواست خودش حکومت را بـه دسـت بـگیرد. اقتدار ابوالسرایا روز به روز بیشتر شد، به گونه ای که تمام مناطق اطراف کوفه را تصرف کـرد. عـلویان از بی ثباتی سیاسی خلافت عباسی به سبب درگیری میان امین و مأمون، اسـتفاده کـردند و بـه حرکت های مخالف آمیز در عراق، حجاز و یمن دست زدند. شاید خطرناک ترین آنها حرکت ابـوالسرایا بـاشد.

از سـوی دیگر، قیام علویان در بصره نیز مسأله دیگری بود که همه روزه اخبار نـگران کـننده ای برای مأمون به هم راه داشت تا جایی که هر نوع تصمیم گیری را از وی سلب کرده بود. در نـواحی مـکه و حجاز، قیام محمدبن جعفر معروف به «دیباج » که حمایت بسیاری از آل ابی طـالب را هـم راه داشت، به بیعت مردم با وی انـجامید و در نـتیجه، نـواحی حجاز در اختیار او در آمد. ناحیه یمن نیز بـه دسـت ابراهیم بن موسی بن جعفر (ع) سقوط کرد و فرار عاملان و کارگزاران حکومت مأمون، ایـن مـنطقه وسیع را تا حدودی از اختیار خـلیفه خـارج ساخت. در مـدینه نـیز هـم زمان با قیام ابراهیم، محمدبن سـلیمان بـن داوود بن حسن بن حسین بن علی(ع) خروج کرد که حمایت اهل حـجاز و مـدینه را به هم-راه داشت و پیروزی چشم گـیری نصیب او شد. در «واسط»، بـا آن کـه بسیاری از مردم گرایش عثمانی داشـتند، دو تـن از علویان به نام های جعفربن محمد و حسین بن ابراهیم قیام کردند و شهر را بـه تـصرف خود درآوردند. در شهرهایی چون شـام، بـیشتر مـردم از امویان و مروانیان بـودند و بـا اولاد علی سازش چندانی نـداشتند، ولی بـرای براندازی حکومت عباسی با علویان کنار آمدند و در یک جبهه علیه مأمون جنگیدند. محمدبن ابـراهیم، زیـدبن موسی بن جعفر (ع) را به بصره فـرستاد تـا مردم را بـه سـوی او خـواند، اما پس از چهار ماه کـه از قیامش می گذشت، جان سپرد.

این قیام های شیعیان، حرکتی زیدی به حساب می آیـد. نـفوذ ابوالسرایا بعد از تسلط بر بصره، حـجاز و یـمن، گـسترش یـافت و سـپاهیان عباسی را که حـسن بـن سهل برای مقابله با وی اعزام کرد، شکست داد و مشکلات بسیار برای حسن بن سهل فراهم آورد. حـسن در آغـاز، هـرثمه بن اعین را برای نبرد با او فرستاد، امـا هـرثمه پس از جـنگ هـای مـتعدد، بـه ناچار عقب نشینی کرد و کار ابوالسرایا هر چه بیشتر بالا گرفت. در نتیجه، حسن بار دیگر هرثمه را با سپاهی بزرگ و تجهیزات بسیار به دفع وی فرستاد. هرثمه این بـار کوفه را محاصره کرد و نبرد سختی در گرفت که در نتیجه، یاران ابوالسرایا پراکنده شدند و کوفه تصرف گشت و ابوالسرایا کشته شد. این قیام پیکره حکومت عباسی را لرزاند و جبهه های مختلفی در شهرهای متعدد ایـجاد کـرد؛ جبهه هایی که پیوسته حکومت عباسی را به زانو در آورد. از این رو، می توان این قیام را بزرگ ترین قیام علیه حکومت عباسی دانست؛ چه آن که بیشترین نیروی خود را در جهت نابودی این حـکومت بـه کار گرفت.

محمدبن محمد علوی یکی از نوادگان امام سجاد (ع) نیز به تشکیلات کشوری پرداخت و اداره کار را به آل علی سپرد و توانست حکام ولایاتی را در آن هنگام تـحت اخـتیار و اراده خود در آورد. در حقیقت قیام کنندگان در دیـگر مـناطق، از والیان ابن طباطبا و جانشین او محمدبن محمدبن زید بوده اند؛ بدین گونه که مکه را در اختیار حسین بن حسن بن علی بن حسین بن علی(ع) قـرار داد و او را امـیر حاج کرد؛ اهواز و بـصره را در اخـتیار زید بن موسی، برادر امام رضا(ع) قرار داد؛ یمن را به ابراهیم بن موسی و فارس را به اسماعیل بن موسی برادران دیگر امام رضا(ع) سپرد؛ مدائن را نیز در اختیار محمدبن سلیمان بن داوود بن حـسن بـن حسن بن علی (ع) قرار داد.

اهداف مشترک قیام کننده ها براندازی نظام حکومتی و در اختیار گرفتن حکومت بود. در سال ۱۹۹قمری، مرکز حکومت علویان در کوفه قرار داشت که نزدیک یک سال حکومت کـردند و سـرانجام در سال ۲۰۰ قـمری تسلیم شدند. آنان یمن را هم در دست گرفتند. قیام بزرگ ابن طباطبا زمینه ظهور قیام-های دیگر در زمـان مأمون بود.

ب) قیام زیدبن موسی (زیدالنار)

شورش زیدبن موسی یکی از قـیام هـای مـهمی بود که در زمان مأمون صورت گرفت. پس از خاموش شدن قیام ابن طباطبا، برخی از علویان که در واقع عمال او بـودند، دسـت به قیام زدند و در مناطقی که مستقر بودند، اعلام خودمختاری نمودند. زید در بصره قـیام کـرد و عـده ای از خاندانش نیز هم راه او بودند. به گزارش اصفهانی، زیدبن موسی علوی را «زیدالنار» می خواندند این نـام بدان سبب بود که «بسیاری از خانه های عباسیان و هوادارانشان را در بصره آتش زد و چون مـردی از سیاه جامگان را به نـزدش مـی آوردند، کیفرش آن بود که او را به آتش بسوزاند».

ج)قیام ابراهیم بن موسی بن جعفر

وقتی خبر ابوالسرایا و علویانی که در عراق بودند، به ابراهیم رسید، با عده ای از خاندانش از مکه بیرون آمد و در سال ۲۰۰ قـمری به سوی یمن رفت. در آن زمان اسحاق بن موسی، از سوی مأمون، حاکم یمن بود. مأمون پس از مدتی، حمدوه بن علی بن عیسی بن ماهان را به یمن فرستاد و نبرد شدیدی میان آنان روی داد که شـماری از دو طـرف کشته شدند؛ زیرا ابراهیم بن موسی بر آن جا مستولی شده بود. ابراهیم در حکومت داری، رفتار بدی پیش گرفت و به مردم یمن ستم کرد تا آن حد که او را «قصاب» خواندند . مأمون وی را از آن کـار بـاز داشت. به ویژه آن که این جنبش شیعی در یمن، ادامه جنبش ابن طباطبا و ابوالسرایا بود و از خطرناک ترین جنبش های شیعی به شمار می آمد که مأمون ناچار شد تا برای رویـارویی و غـلبه بر آن، همه همت خود را به کار گیرد. سرانجام وی با فرمان مأمون عزل گشت و او هم تسلیم شد. گفته شده که او به مکه گریخت و یک سال پنهان بود تا جلودی، تـوانست کـسی را روانـه کند و او را دستگیر سازد و بـه زنـدان افـکند. برخی نوشته اند که مأمون او را بخشید. از این قیام نیز به دست می آید که هدف مشترک بیشتر قیام کنندگان علوی، بـراندازی حـکومت عـباسیان و انتقال خلافت به دودمان علوی بوده است.

د. ظـهور ابـن افطس در مدینه

در روزگار مأمون، سال ۱۹۹ قمری حسین بن حسن بن علی بن حسین بن علی(ع) معروف به ابن افـطس در مـدینه ظـهور کرد. او در آغاز، دعوت ابن طباطبا را گسترش داد؛ اما چون ابن طـباطبا وفات یافت، در سال ۲۰۰ قمری، افراد را به امامت خویش خواند. این دلیلی بر تبعیت نکردن وی از امام رضا (ع) است. وی سـپس بـه سـوی مکه رفت و هنگامی که مردم در منی بودند، به آنها پیوست. بـعد وارد مـکه شد و سپس پرده خانه را درآورد و به جای آن دو جامه ابریشمی نازک که ابوالسرایا هم راه آنها فرستاده بود، بر خـانه کـعبه پوشـانید؛ پارچه ای که بر آن نوشته بود: «اصفر بن اصفر، ابوالسرایا، دعوتگـر آل مـحمد ایـن را سفارش داد این که پوشش ستمگران بنی عباس را از آن بردارند و از پوشش آنها پاک شود، بـه سـال صـد و نود و نهم. » ابن افطس هر کس را که می شنید سپرده ای (پولی ) از فرزندان عـباس و پیـروانشان به نزد وی هست، به خانه اش هجوم می برد و شکنجه و اذیت می کـرد تـا بـه اندازه توانش از او فدیه بگیرد.

ه) قیام محمد بن جعفر صادق (ع)

دوران مأمون شاهد قیام عـلوی دیـگری بود که طبیعت و منشأ آن با دیگر قیام ها تفاوت داشت. این قـیام را مـحمد دیـباج فرزند امام جعفر صادق (ع) در سال۲۰۰قمری در حجاز رهبری کرد. در مکه با عنوان امیرالمؤمنین با او بیعت کـردند کـه این دلیلی بر تبعیت نکردن از امام (ع) است. در آن زمان، حکومت عباسی در مشکلات فـرو رفـته بـود و به این حرکت توجه جدی نشان نداد و حرکتی خطرناک توصیف نشد؛ زیرا فقط به مـکه مـنحصر بـود لذا به آسانی بر آن چیره شد و محمد دیباج به ناچار در انظار مردم در هـمان سـال، خودش را از حکومت خلع کرد. ابوالفرج درباره چگونگی بیعت با محمد مطالبی آورده؛ از جمله می گوید: در ایام ابـوالسرایا، مـردی نامه ای در مدینه نوشت و در آن به فاطمه، دختر رسول الله و همه خاندان آن حضرت دشـنام داد. مـحمد مردی گوشه نشین بود که در امور سـیاسی دخـالت نـمی کرد. برخی از طالبیان، آن نامه را نزد او آوردند و بـرای او خـواندند. محمد بدانها جوابی نداد، اما خودش را به خانه رساند و هنگامی بیرون آمد کـه زره پوشـیده و شمشیر به گردن آویخته بـود و مـردم را به سـوی خـود خـواند و چنین گفت: «خدا می داند مـن از کـسانی نبودم که دست بدین کار بزنم، ولی امروز از آتشش می سوزم. در ادامه آمـده اسـت: سرانجام گروهی از طالبیان، به همراهـی محمد بن جعفر بـه جـنگ هارون بن مسیب در مکه رفـتند و حـسین بن حسن افطس، محمد بن سلیمان بن داوود بن حسن بن حسن، محمد بـن حـسن معروف به سلیق، علی بـن حـسین بـن زید، علی بـن حـسین بن عیسی بن زیـد و عـلی بن جعفر بن محمد در میان آنها بودند که جنگ سختی کردند و گروه بسیاری از هـمراهـان هارون بن مسیب را کشتند.

به گـفته بـرخی تاریخ نـگاران، در ابـتدا هـارون را شکست دادند. حاکم عـباسی به حضرت علی بن موسی(ع) متوسل شد؛ ولی محمد قبول نکرد. این کار، نشان دهـنده نـافرمانی از امام است. از این رو، هارون بن مـسیب لشـکر زیـادی جـمع کـرد و به علت مـحاصره و نـرسیدن آذوقه به محمد، او ناچار شد با جمعی از سادات در همان سال ۲۰۰ قمری به امان هارون تن در دهـد. هـارون او را بـه خراسان فرستاد که در راه قبیله صحرانشین بر عـمال هـارون تـاختند و عـلویان را رهـا کـردند ولی آنان خودشان نزد والی بغداد حسن بن سهل رفتند.

تاریخ نگاران در مورد فوت او اختلاف نظر دارند. برخی می نویسند: پس از آن که حسن بن سهل، محمد بن جعفر را نزد مـأمون فرستاد، او در همان خراسان از دنیا رفت و مأمون در تشییع جنازه او شرکت کرد. برخی می نویسند: محمد بن جعفر دیباج در جرجان وفات یافت و مأمون بر او نماز گزارد و وی را در همان محل دفن کردند.

از این قـیام هـا روشن می شود که عباسیان و علویان، از همان اوایل دوره بنی عباس به ویژه از زمان منصور به بعد، عداوتی آشکار داشتند. عباسیان به اشکال مختلف، درصدد بودند تا از نفوذ علویان بـکاهند. آنـان گاه با حیله گری، از در دوستی و گذشت و احترام نسبت به آنها وارد می شدند. از این رو، مأمون گاه شورشیان علوی را می بخشید. این بخشش به مـعنای سـازش نبود، بلکه در حقیقت می خـواست اوضـاع سیاسی و اجتماعی قلمرو حکومتش را آرام کند. به همین دلیل، به دوستی با علویان تظاهر می کرد تا از شورش های دیگر جلوگیری کند.

علت و سرانجام قـیام هـا

علت و سرانجام این قـیام هـا، به سبب تفاوت روش آنها، جداگانه بررسی می شود. درباره علت و سرانجام قیام ابن طباطبا و ابوالسرایا، با وجود نفوذ گسترده وی و پیروزی او، به چهار مسأله می توان اشاره کرد:

۱-وابسته نبودن ابـوالسرایا بـه خاندان علوی: با وجود این که او برای علویان تبلیغ می کرد، علویان رهبری محمد دیباج را پذیرفتند و اطراف ابوالسرایا را خالی کردند که به ضعف او انجامید؛ زیرا مردی غیر از خاندان پیامبر(ص) هـدایت آ ن را بـه دست داشـت.

۲-تأثیر شبهات درباره گذشته ابوالسرایا: چون او در ابتدای کار تحت امر فرمانده عباسی، هرثمه بن اعین بود و بـه علت تأخیر در مقرری خویش او را ترک کرد.

۳.اتصاف حرکت ابوالسرایا به خـشونت و بـی رحـمی: این مسأله موجب شد تا بسیاری از تأیید وی خودداری کنند و شور و هیجان حرکتش را محدود و تضعیف نمایند؛ مانند مـسمومیت ابـن طباطبا به دست ابوالسرایا و یا برداشتن پرده خانه کعبه.

۴-کارهای علویان پیرو ابوالسرایا در مـکه، هـنگامی کـه پرده کعبه را برداشت و پرده ای دیگر به آن پوشاند.

علت قیام ابن طباطبا، تحریک نصر بن شبیب بـود. وی ستم های حاکمان به آل علی را به گوش ابن طباطبا رساند و او را آماده کـرد که در بلاد جزیره یـک دیـگر را دیدار کنند. کسی نصر را تحریک کرد که نمی تواند این تصمیم را محقق سازد و معذرت خواست. محمد از آن جا به سوی حجاز برگشت و با ابوالسرایا ملاقات کرد. وی از دوستان اهل بیت و طرفدار علویان بـود و بر ضد حکومت عباسی بود و ابن طباطبا را تحریک کرد. علت خروج او این بود که ابوالسرایا از مردان هرثمه به شمار می آمد و در کارهایی که به وی محول می شد تعلل می کرد و آن را بـه تأخیر می انداخت. ابوالسرایا سرانجام با حالت خشم به سوی کوفه رفت و با محمد بن ابراهیم بیعت کرد. ابن طباطبا بعد از چهار ماه از دنیا رفت و محمد بن محمد را جانشین خـود کـرد. ابوالسرایا فرمانده ابن طباطبا بود. در آن زمان هرثمه کوفه را محاصره کرد و نبرد سختی درگرفت که در نتیجه، یاران ابوالسرایا پراکنده شدند و او سرانجام در سال ۲۰۰ قمری کشته شد. محمد بن ابراهیم او را سرزنش مـی کـرد که هدف ما چیزی جز حق نیست و نمی توانیم مرتکب اعمالی شویم که با باطل آمیختگی داشته باشد.

تاریخ نگاران درباره سرانجام قیام زید النار، اختلاف نظر دارند. بـر اسـاس نـقلی، یکی از سرداران عباسی به نـام عـلی بـن سعید، زید را اسیر کرد و به نقلی دیگر، زید امان خواست و امانش دادند . در جای دیگر نیز آمده: عیسی بن یزید جلودی یـکی از سـرداران عـلی بن سعید، نزدیک بصره رسید و با زید و یـارانش جـنگید و سپاهیان زید شکست خوردند و خود او نیز فرار کرد، اما پس از مدتی، عیسی او را دست گیر کرد و به نزد مأمون فـرستاد. مـأمون نـیز بر او منت نهاد و او را رها کرد.

درباره ابراهیم بن موسی(ع) گـفته شده که پس از مدتی ابراهیم و همراهانش به جنگ با حمدویه پرداختند شماری از دو طرف کشته شدند. اما مدتی بـعد ابـراهیم شـکست خورد و به عراق رفت و مأمون نیز از گناه او درگذشت. درباره علت قـیام مـحمد بن جعفر نیز همان طور که اشاره شد مردی در مدینه نامه ای نوشت و در آن به حضرت فاطمه، و خـاندان آن حـضرت دشـنام داد و این مسأله، زمینه جنگ را فراهم ساخت. سرانجام هارون بن مسیب، برادرزاده مـحمد، عـلی بـن موسی(ع) را به نزد محمد فرستاد تا از جنگ دست بردارد. این حادثه در سال ۲۰۰ قمری اتـفاق افـتاد. در گـزارشی آمده که حاکم عباسی به حضرت علی بن موسی(ع) برای اصلاح متوسل شد؛ ولی مـحمد قـبول نکرد. سر انجام هارون بن مسیب، وی و یارانش را محاصره کرد و او از هارون امان خواست و بـه او امـان دادنـد.

مهم ترین عوامل شکست محمد عبارت بودند از:

– ناتوانی در سازمان دهی دقیق و نبود پایگاه مـردمی؛

– تـردید محمد در تبلیغ به نفع خودش و نفرت از آن که پذیرش این کار، با اصرار آل عـلی(ع) بـود؛ و اعـتماد او به یاران بدکردار که باعث روی گردانی آنان شد.

– تردید برخی از مردم مکه در بیعت با وی و نـبود پایبـندی بیعت کنندگان به دوستی و تأیید او.

پی آمدهای قیام ها

این قیام ها بـیش از دو مـاه طـول نکشید، اما بازتاب آن چنان بود که قیام های دیگری را نیز در سرزمین-های مختلف به دنـبال داشـت و بـعدها بعضی از علویان به حکومت دست یافتند و در دل مردم جای گاه خاصی یافتند. پی آمـدهای ایـن قیام ها عبارتند از:

۱-نفوذ بسیار زیاد علویان در مناطق مختلف و از سویی هدایت مردم و نیز اعلام بیزاری از حـکومت عـباسیان: علویان در اهواز، واسط، یمن، بصره و مکه نفوذ کامل یافتند؛ به گونه ای کـه تـوانستند این مناطق را تحت کنترل خود درآوردند و دامـنه فـتوحات را روز بـه روز بیشتر کنند.

۲-زیاد شدن طرفداران علویان؛ چـنان کـه مردم شام و جزیره، به محمد بن محمد بن زید علوی که بعد از ابـن طـباطبا رهبری علویان را به عهده گـرفت، در سـال ۱۹۹ قمری نـامه نـوشتند کـه ما منتظر شما هستیم تا از شـما اطـاعت کنیم.

۳-مأمون دریافت که نه تنها در میان فرزندان پدر، بلکه در میان اعراب و عـلویان نـیز پایگاهی ندارد و آنها از عمل کرد وی خـشنود نیستند؛ به ویژه اعـراب کـه او را اصیل نمی دانستند.

۴-در دراز مدت شـکل‏گـیری و تأسیس سلسله هایی مانند زیدیان در یمن و علویان در طبرستان، از پی آمدهای فکری و سیاسی مستقیم و غـیرمستقیم ایـن جنبش ها به شمار مـی آیـند.

۴. تـأثیر قیام ها بـر مـسأله ولایت عهدی

وقتی امـین، در سـال ۱۹۴قمری، مأمون را از ولایت عهدی خلع کرد، درگیری بین دو برادر و ضعف حکومت عباسی آغاز شـد. عـلویان فرصت های به دست آمده را غـنیمت شـمردند و قیام کـردند. حـال، آیـا علویان می توانستند بـعد از شهادت امام کاظم(ع)، وقتی امین و مأمون با هم درگیر بودند، قیام کنند و زمینه زیادی بـرای قـیام وجود داشت؟ برخی تاریخ نگاران نوشته انـد، هـارون پس از شـهادت امـام کـاظم(ع) از پی آمدهای قتل امـام هـراسناک بود. به نظر می رسید علویان بعد از شهادت آن حضرت بیدار شده اند و خود را بـرای آیـنده مـنسجم کرده اند؛ در این صورت، قیام های عـلویان بـیشتر شـدت مـی یـافت و مـوجی از نارضایتی در مردم پدید می آمد که برای دستگاه حکومت مخاطره آمیز بود. بنابراین، هارون با توجه به ملاحظات سیاسی و برای حفظ حاکمیت خود، از روش سابق دست کشید و از فـشار سیاسی و اجتماعی علیه امام کاست. به همین علت، امام مبارزه خود را به گونه ای دیگر ادامه داد. در این دوران، سادات به شورش هایی علیه حکومت دست زدند که گاه شخصیت امام نـیز پشـتوانه آنان بود به سفارش امام، از ریختن خون شورشیان جلوگیری می‏شد.

از سوی دیگر، آن حضرت به نشر بیشتر فرهنگ اسلامی و پرورش شیعیان می پرداختند. پس از این دوره، در زمان حکومت مأمون، شورش و نافرمانی سـراسر قـلمرو عباسی را فراگرفت؛ در حالی که امین تنها بر بغداد مسلط بود و مأمون بر خراسان. همان طور که درباره علویان توضیح داده شد، علویان با دعـوت «الرضـا من آل محمد» به زودی بر حـجاز، یـمن، کوفه، بصره، واسط و اهواز مسلط شدند و دعوتشان در تمام این مناطق گسترده شد. مهم ترین این شورش ها قیام ابوالسرایا به رهبری ابن طباطبا بـود.

پس از مـوفقیت مأمون در از میان برداشتن امـین، تـنها خطر جدی که خلافت عباسی را تهدید می کرد قیام های علویان بود؛ زیرا مردم به ویژه در عراق و خراسان، دوستدار و علاقه مند به خاندان پیامبر بودند و در هر جا و هر زمان کـه یـکی از آنان بر ضد عباسیان شورش می کرد به سرعت گروهی از مردم با وی هم راه می شدند. عشق ایرانیان به اهل بیت (ع) را می توان از حوادث مربوط به زید بن علی و یـحیی بـن زید بـه دست آورد. به نوشته مسعودی، در آن سال که زید شهید شد، در خراسان فرزندی به به دنیا نیامد مگر ایـن که اسم او را یحیی یا زید نهادند و برای یحیی یک هفته عـزاداری کـردند. مـأمون به خوبی با روحیه خراسانیان آشنا بود و می دانست که اگر بخواهد بر این منطقه حکومت کـند، بـاید به مردم نشان دهد که طرفدار اهل بیت (ع) است. البته اشکال اساسی عـلویان، مـانع مـوفقیت آنها می شد. آنها با هم اتحاد نداشتند. به هر حال، اوضاع قلمرو خلافت ایـن گونه آشفته بود و مرو (خراسان)، از حجاز و عراق که مرکز شورش های علویان بـود، فاصله زیادی داشت و مـأمون بـرای رفع خطر علویان در پی چاره ای اساسی و همیشگی بود. لذا تصمیم گرفت که برای فرو نشاندن قیام های پی در پی علویان، امام رضا(ع) را از مدینه به مرو احضار کند و به اجبار او را ولیعهد خود سازد و به امـام لقب «الرضا» دهد. مردم با حضرت بیعت کردند و مأمون سکه به نام امام زد و رنگ سبز را که نماد علویان بود رسمی نمود و فرمان داد تا لباس سیاه که شعار بنی عباس بود، بـه لبـاس سبز تبدیل شود. با توجه به این که پوشیدن لباس سیاه در عزاداری، شعار شیعه و آل علی بود، عباسیان از این شعار سوء استفاده کردند و با این شیوه، خود را از طرفداران و خونخواهان شـهدای آل عـلی(ع) نشان دادند تا حمایت خراسانیان را که به شدت شیفته آل علی بودند، جلب کنند.

با وجود این، در دوره ای مأمون احساس کرد که لباس سیاه دیگر نمی تواند نشانه همدردی با شـیعیان در عـزاداری آنان برای آل علی(ع) باشد؛ زیرا عباسیان چهره واقعی خود را نشان دادند و شیعیان پی بردند که دشمنی عباسیان با آل علی(ع) کمتر از دشمنی بنی امیه با آنان

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *