تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ مرقد مطهر امام حسین علیه السلام، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ مرقد مطهر امام حسین علیه السلام شامل 107 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ مرقد مطهر امام حسین علیه السلام در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل تاریخ مرقد مطهر امام حسین علیه السلام با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ مرقد مطهر امام حسین علیه السلام نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ مرقد مطهر امام حسین علیه السلام هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل تاریخ مرقد مطهر امام حسین علیه السلام اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاریخ مرقد مطهر امام حسین علیه السلام :

کربلا

کربلا، در غرب رودخانه فرات، بر کناره صحرا و در میان منطقه ای آبرفتی است که به «ارض السواد» نامور است. شهر انبار در شمال باختری، شهر باستانی بابل در شرق، صحرای غربی در سمت باختر و شهر بحیره پایتخت بنیمنذر در جنوب غربی آن قرار دارد.

راویان در تعیین دقیق سرزمینی که نام «کربلا» بر آن نهاده شده است، اختلاف نظر دارند. برخی گفتهاند: این سرزمین در غرب فرات قدیم به موازات مقر بنی هبیره و کوفه واقع است.

برخی دیگر هم گفتهاند: سرزمین اصلی کربلا در استانهای قرطه و کمالیه در ناحیه شمال باختری کربلای کنونی بوده است. البته ما این دیدگاه را دور از واقع می دانیم، چه، در میان آن سرزمین و مضجع پاک حسینی، حدود چهارده کیلومتر فاصله است. منطقهای دیگر هم وجود دارد که هنوز به نامی همانند کربلا خوانده می شود; منطقه «کربَلَه» که در جنوب خاوری کربلای کنونی واقع است.

در این میان، آنچه سخنان حسین بن علی(علیهما السلام) نیز آن را تأیید می کند، این است که سرزمینی که مضجع پاک آن امام را میزبان شده «کربلا» است؛ آنگاه که امام(علیه السلام) بدین سرزمین رسید درباره نام آن پرسید و چون پاسخ شنید که اینجا کربلا است، فرمود: «این همان است. به خداوند سوگند همینجاست که در آن بار می گشاییم و شترانمان زانو بر زمین می زنند و خون ما نیز در همین جا ریخته می شود.» سپس فرمود تا کسان و همراهانش آنجا بار گشایند و آنان نیز فرود آمدند و در آن سرزمین اردو زدند.

نام کربلا پیش از آن هم که حسین بن علی(علیهما السلام) بدین سرزمین گام نهد، در متون تاریخ دیده می شود; آن هنگام که خالد بن عرفطه بدانجا آمد و عبدالله بن وشیمه بصری به نزد او از ذبان شکایت کرد. مردی از خاندان اشجع در این باره چنین سروده است: لقد حبست من کربلاء مطیتی وفی العین حتّی عاد غثا سمینها إذا رحلت من منزل رجعت له لعمری وأیهاً إنّنی لأهینها ویمنعها من ماء کلّ شریعه رفاق من الذبان زرق عیونها شاید شعر معن بن اوس مزنی، یکی از کهنترین اشعاری باشد که در آن نامی از کربلا آمده است، آنجا که می گوید: إذا هی حلتْ کربلاء فلعْلعا فجوز العذیب دونها فالنوائحا فبانت نواها من نواک فطاوَعَتْ مع الشانئین الشانئات الکواشحا به هر روی، کربلا شهری است مقدّس و سرزمینی است پاک که برگهای روشنی از تاریخ کهن و هم، تاریخ دورههای پسین را به خود گزین کرده است.

دیرینه این شهر به دوران بابل و آشور و پس از آن دوره تنوخیان ولخمیان; حکمرانان بنیمنذر و ساکنان حیره باز می گردد و از همان دوران با مزرعههای سرسبز، چشمههای فراوان و برخورداری از آب رودخانه فرات، مناطقِ مجاور و همچنین کاروانهای رهگذر را از محصولات خرما و غلات خود بهرهمند می ساخته است.

کربلا بر کرانه صحرا قرار دارد از همین روی تا زمانی نه چندان دیر، عرب های سرزمین حجاز و شام برای ساز و توشه برگرفتن، آهنگِ این شهر می کردهاند. این شهر، همچنین در نزدیکی «العین» واقع است و آن خود آبادیی است سرسبز و خرّم، با آبهای فراوان و درختان بسیار. این آبادی از شهرهای مهم منطقه صحرایی بوده و مورّخ نامی، ابن اسحاق از این شهر برخاسته است.

کربلا در روزگار حاضر از شهرهای مقدّس اسلامی و از مراکز تاریخی جهان است و خداوند چنین خواسته که جایگاهی والا یابد و کعبه آرزوی میلیون ها مسلمانی شود که گروه گروه، آهنگ آن می کنند یا آرزوی زیارت آن در دل می پرورانند.

خداوند این شهر را از نعمتی ماندگار برخوردار ساخته و در پرتو این نعمت است که هر چه روزگار بگذرد و تاریخ ورق بخورد، نام این شهر در خاطره تاریخ و در گذر همـه عصرها و بر زبان مؤمنـانِ همه نسـل ها ماندگار می ماند تا در سرتاسر گیتی به هر زبان نام آن را یاد کنند و یاد آن را گرامـی بدارند و از دور و نزدیـک دل به دیـدار آن سپـارند.

خداوند بزرگ این شهر را از جایگاهی والا برخوردار ساخته و آن را میزبان مضجعی گرامی کرده است; مضجع سبط رسول خدا(صلی الله علیه وآله)، امام حسین بن علی(علیهما السلام). این شهر، شهر سرور شهیدان، پیشوای آزادگان و پرچمدار شوریدگان است که به مرتبه بلند وجایگاه والای خود بر بسیاری از شهرها برتری یافته و سزامند ستایش و تقدیر همه انسانهای آزادیخواهی شده است که دلداده عظمت و عزّت و سربلندیاند.

خاک این سرزمین به خون مطهّر شهید عاشورا در آمیخته و بدین خون پاک که خود جزوی از خون پیامبر بزرگ اسلام، محمّد(صلی الله علیه وآله) است طهارتی دیگر یافته است.

حسین(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بود. جانش جان او بود و وجودش در وجود او ریشه داشت و بدین گونه خون مطهّرش چراغی فرا راه آزادی و آزادگی شد تا آزادیخواهان تاریخ در پرتو این نور ره پویند و شوریدگان بر ستم و نادرستی در سرتاسر گیتی و در هماره هستی گام بر جای گام او نهند، که او خود برترین الگوی حقیقت و حقیقت خواهی و پاسداری از عدالت است و با نام او کربلا بدان جایگاه بلند و نام آشنا دست یافته وتاریخ آن بخشی مهم از تاریخ اسلام و بلکه تاریخ بشر را به خود گزین کرده است.

تاریخ کربلا از دیرینهای همزاد اقوام کهن و نسلهای پیشین برخوردار است; شهری است شناخته شده که در میان آبادیهای بینالنهرین از آن به نام آوری یاد کردهاند. این شهر که مرکز بسیاری از آبادیهای میان دو رود دجله و فرات بوده، در روزگار کلدانی شکوفایی یافته و اقوامی از مسیحیان و دهقانان در آن سکونت داشته اند. در آن روزگار «کور بابل» نامیده شده که به معنای «پرستشگاه خداوند» است.

همچنین در این سرزمین معبدی بزرگ برای برپا داشتن نماز و در اطراف آن پرستشگاه های دیگری نیز وجود داشته است. در آبادی های مجاور به جسدهای مردگانی در ظروف بزرگ سفالین دست یافتهاند که قدمت آنها به پیش از میلاد مسیح باز می گردد.

دوران بنی منذر دوره شکوفایی کربلاست. در آن روزگار شهر حیره مرکز حکومت بنی منذر بود و شهر «عین التمر» نیز یکی از شهرهای آبادی بود که انواع خرما در آن تولید می شد. کاروان ها و مسافران فراوانی آهنگ این شهر می کردند و در این میان کربلا هم که در نزدیکی این شهر قرار داشته، به ناگزیر سهم درخور توجّهی از داد و ستد با آن را به خود اختصاص داده و از آنجا که در دوره پیش از اسلام و هم در دوره اسلامی بر سر راه حیره، انبار، شام و حجاز قرار داشته در داد و ستد اهمیتی بسزا یافته است.

طبیعت، فراوانی آب و حاصلخیزی زمین را به این آبادی تاریخی ارزانی داشته واین آبادی دارای مزرعه های فراوان و محصولات گوناگون و میوههای رنگارنگی شده و اینها همه، در کنار سیراب شدن شهر از شاخه فرات که در جنوب شهر «هیت» از فرات اصلی جد می شود، فراوانی جمعیت و سکونت مردمان در این آبادی و همچنین عمران و شکوفایی روز افزون آن را سبب گشته است.

در دوره فتوحات اسلامی، خالدبن عرفطه به فرمان سعد بن ابی وقاص پس از فتح شهر مدائن، آهنگ کربلا کرد و این شهر را گشود. آنگاه به فتح حیره پرداخت و پس از استیلا بر این شهر، در سال ۱۴ه.ق. دیگر بار به کربلا بازگشت و برای مدتی این شهر را پایگاه لشکر خود کرد، گرچه پس از چندی که کوفه ساخته شد و مرکز سپاهیان گردید، به علت مناسب نبودن آب و هوا و بالا بودن میزان رطوبت در کربلا، پایگاه خود را از این شهر به کوفه انتقال داد.

ناگفته نماند در سال ۳۶ه. ق. نیز امام علی(علیه السلام) هنگامی که روانه صفّین بود، از سرزمین کربلا گذر کرد و چون از نام آنجا پرسید، گفتند: اینجا کربلاست. روایتهایی چند درباره آنچه امام(علیه السلام) در مورد کربلا فرموده است وجود دارد که نمونه هایی را در زیر می آوریم:

۱ ـ چون امام علی(علیه السلام) در کربلا فرود آمد، وضو ساخت و نمازگزارد. آنگاه مشتی از خاک این سرزمین برداشت، بویید و گفت: این زمین را رخدادی گران در پیش است. همین سرزمین است که در آن اردو می زنند و همین جاست که خونشان برزمین ریخته می شود.

۲ ـ هم فرمود: اینجا جای بارافکندن و جای اردو زدن آنان است.

۳ ـ چون امام(علیه السلام) به این سرزمین درآمد، راست و چپ را نگریست و دیدگانش گریان شد. آنگاه گفت: به خداوند سوگند همین سرزمین است که در آن اردو می زنند ودر آن کشته می شوند! پرسیدند: مگر اینجا کجاست؟ فرمود: این کربلاست. در آن مردانی کشته می شوند که ]در روز رستاخیز[ بی هیچ حسابی به بهشت در می آیند.

همچنین رسیده است که چون سلمان فارسی در سفر خود به عراق از این سرزمین گذر کرد و از نامش پرسید و نام کربلا را شنید، گفت: همین جاست که برادرانم کشته می شوند. اینجاست که در آن بار می گشایند و اردو می زنند و خونشان بر زمین ریخته می شود. برترین پیشینیان در آن کشته شد و برترین پسینیان نیز در آن کشته شود.

در این باره که چرا کربلا را «کربلا» نامیده اند و هم، در این باره که این نام چه معنایی دارد، اختلاف نظر است:

برخی می گویند: کربلا صورت تغییر یافته واژه بابلی «کوربابل» است که مجموعه ای از آبادیهای بابل را در برمیگرفته. استاد «آنتوان بارا» در تفسیر واژه «کوربابل» می گوید:این دو واژه به واژه کربلا تغییر یافته و بدینسان فشرده شده است. بابل، چونان که در پیشگوییهای اَشعیای نبی آمده، صحرای دریاست; جلگ های پر وسعت که فرات از آن می گذرد و برکه ها و آبگیرهای فراوانی دارد، بدان پایه که بیننده می پندارد این «بیابانی بر روی دریا» است.

منطقه کربلا منطقه بیابانی گرمی است و فرات از آن می گذرد و آبگیرهای فراوانی دارد. از همین روی، نامگذاری آن به «صحرای دریا»، همانند نامگذاری آن به «کوربابل» است.

آنتوان بارا، همچنین، «کوربابل» را مرکب از دو جزء «کور» و «بابل» می داند و کور را به ابزاری که آهنگر برای دمیدن در آهن، از آن بهره می جوید معنی می کند و بابل را نیز به معنای صحرای گرم می داند. برپایه این تفسیر، کوربابل به معنای شعله های حرارت صحراست، همانند شعله ای که از دمیدن دمه آهنگر برخیزد.

سرانجام، برخی هم مدعیاند کربلا واژهای آرامی و برگرفته از «کرب ایلو» است که خود نام معبدی بوده و از دو جزء «کرب» و «ایلو» تشکیل شده و این دو در زبان آرامی به ترتیب، به معنای پرستشگاه، حرم یا مصلی و خداوند. و بر این پایه، معنای این لفظ «حرم خداوند» یا «پرستشگاه معبود» است.

انستاس کرملی کشیش، کربلا را به واژه «کرب و لا» برمیگرداند.

در این میان یاقوت حموی واژه کربلا را به ریشه عربی بازمیگرداند و معانی ویژه این واژه در زبان عربی را بدان می دهد و این دیدگاه از نظر دکتر مصطفی جواد پذیرفته نیست.

به هر روی، اگر بخواهیم واژه کربلا را به قالب ساختارهای واژگانی زبان عربی ببریم، برای این ساختار و ساختارهای همانند، معانی فراوانی خواهیم یافت که مهم ترین آنها از این قرار است:

۱ ـ «کربله» به معنای نرمی یا سستی است و از آن روی که زمین کربلا زمینی نرم وسست، و پر از چشمهها و آبگیرهاست «کربلا» نامیده شده است.

۲ ـ «الکربل» نوعی گیاه است که در این سرزمین به فراوانی می روید و آن را به نام «حماض» هم خواندهاند.

۳ ـ «کربل» به معنای غربل است، با عنایت به این نکته که در برخی لهجه ها «غین» را به «کاف» بدل کنند. و وجه نامگذاری از این ماده هم آن که سرزمین کربلا سرزمینی صاف و هموار و بدون سنگ و ریگ است، گویا که خاک آن را غربال کرده اند.

گفتنی است برخی دیگر هم واژه کربلا را به ریشه فارسی «کاربالا» یعنی کار بلند، والا و یا آسمانی بازمیگردانند.

چونان که پیشتر گذشت، کربلا مرکز آبادی هایی چند بوده و نام آن آبادی ها هم، به صورت مجازی بر کربلا نهاده شده است. برخی از این نامهای مجازی کربلا، نام آبادیهای بزرگتر یا منطقهه ای وسیعتر و برخی هم نام منطقه هایی محدود است. از جمله این نامهاست:

۱ ـ طف یا طفوف: طف در لغت به معنای منطقه مجاور اراضی سرسبز عراق است واز آن رویبدین نام خوانده شده که نزدیک این سرزمینهاست؛ برگرفته از عبارت عربی «خُذ ما طَفا لَک وَ اسْتَطف»؛ یعنی آنچه را به تو نزدیک و در دسترس تو است بردار. منطقه طف پیش از فتح عراق، ملک بزرگان عجم بود. هنگامی که سعدبن ابی وقاص به سرزمین عراق در آمد، مالکان این اراضی از بیم استیلای سعد بر املاک خود، به کسری نامه نوشتند و او را به فرستادن سپاهیانی برای رویارویی با هجوم تازیان برانگیختند و همین نیز سبب شد ایرانیان فرمانده نامور خود، رستم فرخزاد را روانه پیکارکنند. امّا پس از دو نبردِ مدائن و قادسیه، سپاه ایرانیان درهم شکست و این سرزمین به دست مسلمانان افتاد. مسلمانان پس از تصرف این منطقه، آن را به خراج دهندگان واگذاشتند.

افیشر اسدی در قصیده ای مشهور، بدین سرزمین و این نام اشاره دارد; آنجا که در مطلع قصیده می گوید:

«صدای کبوترانی که بر فراز تپهای در سرزمین «طف» آواز می خوانند، هند و کنیزش را به یادم می آورد.» در احادیث نبویهم، نیمسده پیش از رخداد عاشورا نام «طف» آمده است؛ از جمله در حدیثی که ابن سعد و طبرانی از عایشه نقل کردهاند، پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: جبرئیل مرا خبر داده است که فرزندم حسین پس از من در سرزمین طف کشته می شود. جبرئیل این خاک را برایم آورده و خبر داده که مضجع او حسین(علیه السلام) در همین خاک خواهد بود.

چشمهها و نهرهای سرزمین طف همانند چشمه ها و نهرهای مدینه و آبادی های نجد بوده است.

ابو دهبل جمحی در رثای حسین بن علی(علیه السلام) و کسانی که در طف به همراه او شهید شدند، ابیاتی سروده که در آنها چنین آمده است: «بر خانه های خاندان محمّد گذر کردم و تا آن روز خانه هایی در چنان وضع ندیده بودم. خداوند خانه ها و ساکنانش را از رحمت خویش دور نکند، هرچند به گمان من خانه ها از کسان خالی شده است. هلا، که کشتگان طفوف که از خاندان هاشماند، مسلمانان را به تسلیم در برابر خویش بداشتند و همه در برابر آنان تسلیم شدند.»

۲ ـ نینوا: منطقه نینوا در شرق کربلا واقع است و رشتهای از تپه های باستانی را در برمیگیرد که از جنوب سدّ هندیه تا مصب نهر علقمی، در هورهای عراق کشیده شده و به «تپّه های نینوا» نامور است.

روزگار امام صادق(علیه السلام) آبادیهایی دانشمندخیز در آنجا بوده و ابوالقاسم حمیدبن زیاد نینوا از عالمان برجسته این سامان است. درگذشته، نام کربلا بر این سرزمین و همچنین نام این سرزمین بر کربلا نهاده می شده است. برای نمونه، طبری و ابن اثیر درباره بار افکندن امام حسین(علیه السلام) و یارانش در کربلا چنین روایت کردهاند:

«چون صبح شد توقف کرد و نماز گزارد. آنگاه به شتاب آهنگ حرکت کرد و یاران را به سمت چپ طریق می برد تا بدینسان آنان را از هم بپراکند. امّا حرّبن یزید مانع این راه می شد. آنان نیز در برابر حرّ ایستادگی می کردند و چون او و همراهانش را به سوی کوفه می راندند، آنها نیز می ایستادند و راه کوفه را سد می کردند. پس همین گونه به سمت چپ راه خود را ادامه دادند تا به نینوا رسیدند; همان سرزمینی که حسین(علیه السلام) در آن بار گشود.» ناگفته نماند نام طف در شعر بسیاری از شاعران آمده که برای نمونه ترجمه دو شعر را از نظر می گذرانیم:

* «از آن زمان که در کربلا استقرار یافتند و نشانه های نیرنگ رخ نمود.

این خندید و آن لبخند شادی زد. امّا هرگز بر لب مرگ لبخند نمی نشیند.» ** «یاد سرزمین طفوف و روز عاشورا خواب را از دیدگانم ربود.

و به یاد آوردن مصیبتی که در نینوا بر حسین گذشت، اشک را از چشمانم سرازیر ساخته است.»

۳ ـ نواویس ـ بر وزن نوامیس: واژهای است غیر عربی و مفرد آن نیز ناووس ـ بر وزن ناموس ـ است. این منطقه که در حال حاضر قبرستان است، در شرق کربلا، کنار دریاچه سلیمانیه، در جایی به نام «براز علی» واقع شده و نهر حسینیه نیز از مجاورت آن می گذرد.

در این منطقه آثاری همانند تپههایی وجود دارد که دیرینه وجود آبادیی در آن را تأیید می کند. گاه از زیر این تپّه ها تابوت های سفالین بیرون می آید، در قسمت های پایینی این تپّه ها آثاری، کوچه ها و گذرهای باریکی به چشم می خورد و در قسمتهای زیرین خاک زردی یابیده می شود که چون آن را روی آتش بریزند بویی زننده از آن برمی خیزد که از دور هم احساس می شود. این خود می تواند وجود آبادیی در این منطقه را در دوران امیر مؤمنان علی(علیه السلام) گواهی کند. و شاید هم بویی که از آن خاک زرد در هنگام ریخته شدن بر روی آتش برمیخیزد، از این خبر دهد که این خاک باقیمانده جسدهایی است که از زمان های بسیار دور در زیر این تپّه ها مدفون شده است. برخی گفته اند: آن نواویس که در سخن امام حسین(علیه السلام) آمده، منطقه ای مجاور قبر حرّبن یزید ریاحی است.

برخی دیگر کربلا را مجاور قبر ابن حم

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *