تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تاریخ نشر کتاب در ایران (۴)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ نشر کتاب در ایران (۴) با 80 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ نشر کتاب در ایران (۴):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ نشر کتاب در ایران (۴) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ نشر کتاب در ایران (۴) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ نشر کتاب در ایران (۴) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ نشر کتاب در ایران (۴) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاریخ نشر کتاب در ایران (۴) :

از تحولاتی که در عصر ناصری در زمین نشر آثار ترجمه ای و تألیفی رخ داد، پیش تر یاد شد. پیدایش قشر تازه ای از کتابخوانان در طبق متوسط و رشد تدریجی آن، رویداد دیگری بود که بر سیر نشر در ایران تأثیر گذاشت. سیاست های دولتی در زمین ورود فن آوری های جدید از غرب و مدرن سازی نظامات دولتی در وهل نخست، و فعالیت ها و بخش های دیگری از کشور، لاجرم بر چاپ و نشر تأثیرگذار بود. تحقق این سیاست در عین حال به قشری اجتماعی وابستگی داشت که با دانش و تخصص های جدید آشنا شده بود و ضرورت اجرای آن سیاست ها ایجاب می کرد که بر شمار آنها افزون شود. این قشر که شماری از اعضای آن از طبقات مختلف اجتماعی برخاسته بودند، در طبق متوسط محدود در حال شکل گرفتن بود. تعارض میان دو رویکرد متفاوت به پذیرش مدرنیته و پاسخ مناسب به آن، یا واکنش متناسب در برابر آن، یکی رویکرد حکومتی، آن هم حکومتی خودکامه که به لازمه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ورود مدرنیته توجه نمی کرد، یا نمی خواست توجه کند، و دیگری رویکرد قشر نواندیشی که سیاست های خودکام حکومت ناصری و قاجاری، آنها را به سمت دگراندیشی های تندروانه تر سوق می داد، در بسیاری از زمینه ها و فعالیت ها، و از جمله در نشر آثار ترجمه ای و تألیفی، گاه حتی به گون نمایان تری به چشم می خورد. این تعارض، که گاه به تقابل های تندی انجامید. در دو جریان جدا از هم نشر دولتی و نشر غیردولتی (یا نشر آزاد و دگر اندیشانه) جلوه های متفاوتی دارد و در بحث های آینده به آنها اشاره خواهیم کرد. هر دو نشر از فن آوری چاپ به عنوان تنها محمل و بهترین حمل خود استفاده می کردند، البته با کیفیت هایی متفاوت. زمانی که جنبش های مشروطه خواهی و ضد خودکامگی گسترش یافت و نیاز به اطلاع رسانی در مقیاس های گسترده تر و محلی و ملی، به شیوه های تکثیر ساده تر، عملی تر و ارزان تری محتاج شد، فن آوری های چاپ بیش از پیش مورد توجه دگراندیشانه قرار گرفت. از این رو، آثاری در زمین تاریخ چاپ و مطبوعات، که سیر چاپ در ایران را به سان سیری یگانه و یکپارچه، و بدون توجه به تفاوت های محتوا و رویکرد و مخاطب و کاربرد آثار در نظر می گیرند، طبیعتا جنبه هایی از واقعیت را هم از دست می دهند. دو جریان عمده در نشر عصر ناصری، در دو سو، جدا از هم، و گاه رو در روی هم حرکت می کرد. اگر رویارویی در سطح اجتماعی نبود، آن شکاف ها در جامع قاجاری پدید نمی آمد، جنبش عدالت خواهی و ضد خودکامگی آغاز نمی شد و سرانجام با پیروزی انقلاب مشروطه و پی آمدهایش، به زوال و سقوط قاجارها نمی انجامید. عامل های مؤثر دیگر به جای خود، رویدادها با تعارض و تقابلی درون جامعه شکل می گرفت که نشر با محمل های تکثیر و توزیعش، منابع تغذی اندیشه، تحلیل و طرز عمل آنها را تأمین کرد. پیش از پرداختن به اینها، اشاره به جنبه های دیگری از تحول نشر در عصر ناصری لازم است. نخست به نهاد دولتی تأثیرگذاری بپردازیم که پی آمدهایی چندگانه داشت.

نهادهای ویژه ترجمه، تألیف و نشر در عصر ناصری

در عصر ناصری، نهادی برای تألیف، ترجمه و نشر آثار شکل گرفت که به تدریج وظایف دیگری هم به عهد آن گذاشته شد. سیاست دولتی را در زمین انتخاب آثار و مضمون هایی را برای انتشار، در کارنام این نهاد می توان به گونه ای آشکار دید. در ۱۲۷۸ ق، بیست و چند سال پس از آغاز سلطنت ناصر الدین شاه، تشکیلات پراکنده یا به ظاهر پراکنده ای، زیر نظر محمد حسن خان اعتماد السلطنه، از افراد مورد اطمینان شاه، قرار گرفت. این تشکیلات در مدت نسبتا کوتاهی، حدود سه سال، گسترش یافت و در ۱۳۰۰ ق وزارت انطباعات نام گرفت و تا ۱۳۱۳ ق که ناصر الدین شاه کشته شد، بسیار فعال بود. اعتماد السلطنه در ۱۲۷۸ ق مسئولیت اداره ای به نام ادار روزنامجات دولتی را به عهده داشت. یک سال پس از آن، مدیریت دار الترجم خاصّ دولتی هم به او سپرده شد که وظیف آن ترجمه بود. پس از ادغام این ادارات در تشکیلاتی واحد، چهار اداره (- دایره؛ شعبه) در وزارت انطباعات تأسیس شد: ۱) دار الترجم مبارک دولتی که با نام دار الترجم خاص همایونی هم از آن یاد شده است (با وظیف ترجمه) ؛ ادار روزنامجات (ادار مطبوعات) ؛ ۳) دار الطباع دولتی (چاپخان دولتی) ؛ و ۴) مجلس تألیف نام دانشوران ناصری (مرکزی برای تدوین اثری دانشنامه ای با نام نام دانشوران، اثری دانشنامه وار دربار زندگی نامه بزرگان اسلام که چندین جلد آن منتشر و سپس بر اثر توقف وزارت انطباعات، ادام انتشارات آن متوقف شد).[۱]

دار الترجمه نخست زیر نظر خود اعتماد السلطنه و سپس محمد حسین فروغی (فروغی اول، پدر محمد علی فروغی) فعالیت می کرد. در این اداره شماری مترجم فرنگی و ایرانی کار می کردند. پس از تألیف مدرس دار الفنون و گذشتن چند سالی از فعالیت آن، شماری، محصل زبان دان، تربیت شده و به جرگ مترجمان پیوسته بودند. وظیف دار الترجمه، ترجمه کردن کتاب، مقاله و گاه نیز مطالب دیگری از برخی زبان های اروپایی، ترکی عثمانی، عربی و هندی بود که با نظر اعتماد السلطنه انتخاب می شد. او با توجه به علاقه های مطالعاتی شاه، رأس حکومت، منتفذان دربار و مصالح سیاسی، که به مناسبت اوضاع و احوال و شناخت گسترده اش از روابط تشخیص می داد، مطالب را برای ترجمه برمی گزید. شماری از این ترجمه ها به صورت کتاب منتشر شد که فهرست آنها در کتاب اعتماد السلطنه آمده است.[۲] مقاله های ترجمه شد بسیاری در جراید / مطبوعات دولتی چاپ می شد، و تعداد نسبتا زیادی از ترجمه ها احتمالا پس از استفاد لازم یا بدون استفاده، چاپ نشد و به صورت نسخ خطی باقی ماند.[۳] بنابه صورتی که خود اعتماد السلطنه از مترجمان دار الترجمه آورده است، و منابع دیگر کرارا و به شکل های مختلف و گاه با حذف و تغییر از آن نقل کرده اند، مترجمان و زبان ترجم آنان از این قرار بوده اند:

از این مترجمان، میرزا غیاث ادیب کاشانی و عارف خان، منشی (به اصطلاح امروز: ویراستار) دار الترجمه هم بودند و ظاهرا سه منشی (ویراستار) دیگر نیز با دار الترجمه همکاری داشته اند: آقا میرزا محمد؛ میرزا هدایت الله؛ میرزا عبد الحسین.[۴]

اعتماد السلطنه در ۱۳۱۰ ق، سه سالی پیش از کشته شدن ناصر الدین شاه و نیز پایان عمر خودش، در گزارشی که با شاه داده، مدعی شده است که دار الترجمه طیّ یک دهه فعالیت، بیش از ۱۰۰۰ (هزار) عنوان کتاب و کتابچه تحویل داده است.[۵] او در جای دیگری مدعی شده است که هم جراید از هم نقاط دنیا به ادار روزنامجات در وزارت انطباعات می رسید، و مطلبی از میان آنها از زبان های فرانسوی، روسی، انگلیسی، آلمانی، ایتالیایی، ترکی عثمانی، هندی، عربی و چند زبان دیگر به فارسی ترجمه می شد. نیز می گوید که هم کتاب های ترجمه شده را نزد شاه می برد و او کتاب های دلخواه خود را برمی گزید و می خواند. ناصر الدین شاه به کتاب های تاریخی و خاطرات و سفرنامه ها علاقه داشت؛ موضوع های دیگری هم می خواند. کتاب های پسند شاه را معمولا خوشنویسی، تجلید و گاه تذهیب می کردند[۶] و کتاب هایی از این دست که به زمان ما رسیده است، از آثار نفیس خطی عصر قاجار به شمار می آید.

ناصر الدین شاه گاه مترجمان دار الترجمه را به حضور می پذیرفت و با آنها صحبت می کرد. در گفت وگو با مترجمان، و حتی با شاگردانی که دور ترجمه را می گذراندند، از ترویج زبان های خارجی حمایت کرد. در سیاستی که شاه به زعم خود برای مدرن کردن کشور و موافق با سلیق خود و سیاست های دولتی در پیش گرفته بود، ترجمه را رکنی از این سیاست می دید.[۷] خود اعتماد السلطنه هم زبان فرانسوی می دانست، برای شاه روزنامه های فرانسوی را می خواند و ترجمه می کرد و نام او را به عنوان مترجم، روی پیش از بیست کتاب و شمار فراوانی رساله و مقاله آمده است؛ اگرچه از سهم حقیقی او در این آثار اطلاع موثقی فعلا نداریم. ترجم حکایت طبیب اجباری، اثر مولیر منسوب به اوست. به هر تقدیر چه این آثار را خود اعتماد السلطنه ترجمه کرده بادش، چه او در ترجمه هایی دست برده و آنها را با نام خود کرده باشد و چه فقط نام او را بر آثار ترجمه شده ای ثبت کرده باشند، اعتماد السلطنه در ترجم دولتی و سیاست های دولتی در زمین ترجمه در عصر ناصری سهم تعیین کننده ای داشته است[۸] و حاصل کار، بازنمای سیاست دولتی عصر ناصری در توجه به آن بخشی از مدرنیته بود که با طبایع شاه و زمامداران حکومت تعارضی نداشت.

وزارت انطباعات، ناشر شماری اثر در زمین تاریخ و ادب است که نشر آنها نشان می دهد منشیان (ویراستاران) مسلط به زبان و ادب فارسی در پیراستن آنها همکاری گسترده داشته اند. از این نهاد دستور العملی باقی است با عنوان«اصول تنقیط یا رموز متداوله در محرّرات» [اصول نقطه گذاری یا نشانه های متداول در نوشته ها]. از این دستور العمل قدیم تر، نوشته ای تاکنون دربار قواعد نقطه گذاری در زبان فارسی ظاهرا به دست نیامده یا تدوین نشده است. این دستور العمل که در مقایسه با مجموع قواعد نقطه گذاری رایج در زمان ما، نوشته ای جامع، دقیق، و منسجم به شمار می آید، شاید نخستین راه نمای ویرایش صوری در زبان فارسی باشد. ممکن است منشیان (ویراستاران) وزارت انطباعات زیر نظر مسئولان خود آن را تدوین کرده باشند.[۹] هر چه هست، این نوشت راه نما، از آشنایی و آگاهی آن نهاد در زمین ویرایش صوری خبر می دهد.

اعتماد السلطنه در زمینه های دیگر فعالیت وزارت انطباعات سعی به گسترش داشت. در جایی گفته است که بیش از ۰۰۰،۴ جلد کتاب به زباهای مختلف از بازارهای کتاب فرنگ، مصر، قسطنطنیه و هند برای وزارت انطباعات خریده است.[۱۰] به لحاظ آزادی هایی که در آن زمان هم در هند وجود داشت، کتاب هایی در آن شبه قاره به زبان فارسی منتشر می شد و به نواحی فارسی زبان، از جمله ایران، می آمد. بعضی از این کتاب ها به مذاق حکومت خودکامه خوش نمی آمد و اعتماد السلطنه که نبض حکومت را در دست داشت، از طریق ادارات تابع وزارت انطباعات، دست به مقابله می زد. با این حال، سیر رویدادها و رشد و گسترش اندیشه های جدید، در زمینه های بسیاری در جهت موافق با نظر حکومت نبود. به همین دلیل در دور مدیریت اعتماد السلطنه، نخستین گام در راه سانسور رسمی دولتی برداشته شد و نظارت نا به جای دولتی بر نشر محتوای کتاب ها و مطبوعات آغاز گردید. در ادار روزنامجات، نظارت جدیدی برقرار گردید و چند سال بعد، که در ادام مقاله به آن اشاره خواهد شد، رئیس پلیس کتابچه ای تدوین کرد که نخستین متن مدون نظارت بر آثار چاپی و انتشاراتی و ابزار رسمی اعمال سانسور از سوی دولت بود.

وزارت انطباعات، به رغم این گونه جنبه های منفی، در تألیف، ترجمه، ویرایش و چاپ و نشر آثار به طور اعم، و انتشارات موافق سیاست دولتی به طور اخص، تأثیر گسترده گذاشت. این نهاد با مرگ اعتماد السلطنه در ۱۳۱۳ ق و کشته شدن ناصر الدین شاه در همان سال، پشتوانه هایش را از دست داد، و به تدریج فعالیت هایش کند و کندتر و پس از چند سال متوقف شد. مظفر الدین شاه (سال های حکومت: ۱۳۱۳-۱۳۲۴ ق) نه علاقه های پدرش را به ترجمه و نشر آثار داشت و نه قابلیت های او را در نظارت و ادار امور دولتی. محمد باقر ادیب الممالک، برادرزاد اعتماد السلطنه، جانشین او در وزارت انطباعات شد، اما منشأ تأثیری در آن نهاد قرار نگرفت و جمع کارآمدی که در آن نهاد با تدبیرهای اعتماد السلطنه شکل گرفته بود، از هم پاشید.[۱۱] این زوال، با فعالیت هایی مقارن شد که در جبه مخالف حکومت در حال رشد و گسترش بود.

دگراندیشان و نشر بیرون از نظارت دولت

از اطلاعات پراکنده دربار چاپ در عصر ناصری این طور بر می آید که در آن دوره بیش از چهل چاپخانه در سراسر کشور دایر بوده و فقط پنج چاپخانه با مدیریت دولتی اداره می شده است. دستگاه ها و روش های چاپ این چاپخانه ها عمدتا سنگی و شمار اندکی هم سربی بوده است.[۱۲] چاپخانه ها عمدتا در تبریز، شماری در تهران و تعدادی هم در سایر شهرستان ها فعال بوده اند. این مراکز طبع با نام های مختلف، از جمله: «باسمه/ باصمه/بصمه خانه»، «مطبع/مطبعه»، «طبع خانه»، «کارخانه»، «دار الطباع/دار الطباعه /دار الطبع/دار الانطباع»، «چاپخانه» و گاه با اسمی دیگر نام گذاری می شدند. بر کتاب های فارسی منتشر شده در شبه قار هند در آن عصر، نام چاپخانه ها، که ناشر کتا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *