تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تجلی آیات در سیره امام جواد (ع)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل تجلی آیات در سیره امام جواد (ع) شامل 99 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل تجلی آیات در سیره امام جواد (ع) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل تجلی آیات در سیره امام جواد (ع) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل تجلی آیات در سیره امام جواد (ع) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل تجلی آیات در سیره امام جواد (ع) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل تجلی آیات در سیره امام جواد (ع) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تجلی آیات در سیره امام جواد (ع) :

مقدمه

نهمین حجت برگزید حق حضرت امام محمد بن علی -إبن الرضا(ع)- بر اساس قول جمهور و مشهور دانشمندان در سنه ۱۹۵قمری در مدینه دیده به جهان گشود. در ماه تولد آن جناب اختلاف نظر وجود دارد، برخی چون کلینی،[۱] شیخ مفید،[۲] و شیخ طوسی[۳] میلاد آن حضرت را در نوزدهم یا نیم ماه رمضان دانسته اند. اما در عرف فرهنگ عامه شیعه سخن إبن عیاش، نخستین کسی که تولد امام جواد(ع) را در دهم ماه رجب گزارش کرده است، شهرت یافته است.[۴] گفتنی است بزرگانی چون نوبختی و مسعودی نیز بر تولد امام جواد(ع) در ماه رمضان تا کید کرده اند.[۵]

مدت امامت آن حضرت ۱۷سال طول کشید و بنا به قول مشهور در منابع کهن شیعه در آخر ذی القعده – ۲۲۰ق- با دسیسه خلیفه وقت و نزدیکانش مسموم و به شهادت رسیدند.[۶] کنیه آن حضرت أبو جعفر و ملقب به مرتضی، منتخب، مختار و مشهورترین القاب آن حضرت تقی و جواد است.[۷]

فتال نیشابوری مینویسد: ابراهیم بن عقبه گوید«: برای امام هادی (ع) نوشتم و پرسیدم: آیا ز یارت مرقد مطهر امام حسین (ع) برتر است یا ز یارت کاظمین؟ مرقوم فرمودند: «ز یارت امام حسین (ع) مقدم است و کاظمین ز یارت دو تن دارای پاداش بزرگتری است.»[۸] مادر گرامی آن حضرت ام ولدی بود به نام سبیکه نوبیه که از وی به خیزران نیز یاد شده است، وی از بستگان مار یه قبطیه -مادر ابراهیم و همسر رسول خدا (ص)- است.[۹] آن بانو در فضایل اخلاقی از برترین زنان عصر خو یش بود. ز یرا از ایشان با عنوان بهترین کنیزان یاد شده است.

بر اساس روایتی در «الارشاد» علی بن جعفر (ع) از امام رضا (ع) و آن جناب از امام کاظم(ع) و ایشان از رسول خدا (ص) روایت فرموده است: «بأبی إبن خیره الإماء النوبیه الطیبه الفم، المنتجبه الرحم،… ؛ پدرم به فدای پسر بهترین کنیزان نوبیه -اهل نوبه- پا کیزه دهان، نجیب زهدان و»…[۱۰] این تعبیر بیانگر آن است که آن بانو دارای مقام تقوا و پارسایی و پا کدامنی و طاهره بودند.

اوضاع سیاسی اجتماعی

یکی از دشوارترین مقاطع زندگی امامان شیعه در مقطع حکومت عباسیان در دوران امامت حضرت کاظم (ع) واقع شده است. دو ران زندگانی آن حضرت به سبب وجود دشمنان و بدخواهان از بین نزدیکان آن جناب به سختی سپری شد، سرانجام ر یشه های اعتقادی و انحرافی محمد بن اسماعیل بن جعفر و دشمنیهای او زمینه زندانی شدن و شهادت موسی بن جعفر (ع) را به دنبال داشت.[۱۱] پس از شهادت امام کاظم (ع) دو گرایش عمده به نام های قطعیه و واقفیه پدید آمد. قطعیه رحلت امام کاظم (ع) را تأیید کرد و امامت حضرت رضا (ع) را پذیرفت. اما گرایش به واقفیه به بهانه باور نداشتن به رحلت امام کاظم (ع) بر اعتقاد به امامت یا مهدو یت آن حضرت باقی ماند. این باور سبب پیدایش انحراف در شیعه گردید. در تار یخ امامت همواره مقطع تغییر امام از زمینههای پیدایش اختلاف و انحراف و از نقاط بحران ساز تشیع بوده است. عواملی چون ر یاست طلبی، ز یاده خواهی مالی، عوام زدگی و جهل گروهی از شیعیان و دوستان أهل بیت (ع) که یا دو ران امامت را پایان یافته میدانستند؛ و یا در تشخیص امام بر حق اشتباه میکردند.[۱۲]

دو ران امامت حضرت رضا (ع) عصر و یژهای است ز یرا آن جناب در تعیین جانشین خود و امام بعدی، با مشکلاتی رو برو بود. از یک سو پس از شهادت امام کاظم (ع) گروهی بر اساس انگیزهای مادی به نام واقفیه امامت آن حضرت را انکار کردند، و از سوی دیگر آن جناب تا حدود چهل و هفت سالگی دارای فرزند نشده بود، و أحادیث رسیده از رسول خدا (ص) حا کی از این بود که امامان دوازده نفرند که نه نفر از آنان از نسل امام حسین (ع) خواهند بود. فقدان فرزند برای امام رضا (ع) هم امامت آن حضرت و هم تداوم آن را ز یر سؤال برده بود.

شیخ مفید در ارشاد روایت میکند: حسین بن بشار روایت کند که گفت: إبن قیاما واسطی از سران واقفیه طی نامهای به حضرت رضا(ع) نوشت: «چگونه ممکن است امام باشی در صورتی که فرزند نداری؟» و امام(ع) در پاسخ نوشت: «از کجا می دانی که من دارای فرزند نخواهم بود، سوگند به خدا، این رو زها و شبها نگذرد که خداوند پسری به من عطا میکند که حق را از باطل جدا سازد.»[۱۳]

در اواخر امامت حضرت رضا (ع) نیز آنچه در انتقال امامت به امام جواد (ع) امر را بر برخی دوستان و شیعیان أهل بیت (ع) مشتبه ساخت؛ کودکی آن جناب بود. از این رو یکی از مسائلی که بعدها در مباحث کلامی مربوط به امامت، جایگاه و یژهای یافت این بود که آیا ممکن است کسی پیش از بلوغ به مقام امامت برسد؟[۱۴] از نظر نوبختی علت پیدایش این اختلاف این بود که شماری از دوستان أهل بیت (ع) بلوغ را یکی از شرایط و امامت میدانستند.[۱۵] سرانجام وجود ادله روایی و توصیه های صریح حضرت رضا (ع) نیز برتری علمی و اخلاقی حضرت جواد (ع) امامت ایشان را نزد شیعیان ثابت کرد.

رو زی در محضر امام رضا (ع) فرزندش أبوجعفر (ع) را که خردسال بود آو ردند، امام(ع) فرمودند: «این مولودی است که برای شیعیان ما با برکت تر از او زاده نشده است.»[۱۶] ز یرا با به دنیا آمدن آن حضرت دیگر انشعابی در شیعه به وجود نیامد، و پیروان اهل بیت (ع) از تحیر و سرگردانی رهایی یافتند.

در بعد سیاسی و فرهنگی عصر طلایی تار یخ اسلام به دو ران خلافت هارون و مأمون که مقارن با امامت حضرت کاظم (ع) و حضرت رضا (ع) و در بخشی از دو ران امامت حضرت جواد (ع) واقع شده بود باز میگردد. در این دو ران ذخائر علمی از یونان و ایران به زبان عربی ترجمه شده و علوم فراوانی در زمینههای مختلف در طب، منطق، فلسفه، نجوم، ر یاضیات و سایر علوم وارد جامعه اسلامی شده بود.[۱۷] از این رو مناظرات مختلفی از حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) در کتب روایی شیعه وارده شده است.[۱۸]

در صلوات منسوب به امام حسن عسکری(ع) آن حضرت دربار امام جواد(ع) می فرماید: «اللهمّ صلّ علی محمّد بن علی بن موسی علُ م التقی و نور الهدی…. اللهم فکما هدیت به من الضلاله و استنقذت به من الحیره و أرشدت به من اهتدی و زّکّیت به من تزکی…. ؛ پرو ردگارا درود فرست بر محمّد بن علی بن موسی که نشانه و مثل اعلای تقوی و نور هدایت است…. پرو ردگارا پس چنانکه خلق را تو به واسط او از گمراهی به راه هدایت آو ردی و از وادی حیرت نجات دادی و هر که لایق هدایت بود به واسط او ارشاد کردی و هرکس قابل تزکیه نفس بود روحش را تزکیه دادی.»…..[۱۹]

شخصیت قرآنی

حضرت جواد (ع) از امامان أهل بیت (ع) و از مصادیق بارز آی تطهیر (الأحزاب، )۳۳/۳۳ و « فی القُرْبَی»(الشوری، ۴۲/۲۳) ، و« أَهْلَ الّذِکرِ»(النحل، ۱۶/۴۳)و« ذُرّیهً بَعْضُهَا مِنْ بَعض» (آل عمران ۳/۳۴) هستند. از آن جایی که حضرت جواد (ع) در بین امامان شیعه اولین امامی است که در کودکی در منصب امامت قرار گرفتند، این امر برای مردمان عصر آن جناب قابل درک نبود. ز یرا فهم عموم انسانها این است که جایگاه جانشینی در مصدر نبوت و امامت و حکومت به افراد بالغ تعلق میگیرد. عموم انسانها در مرتبه عقل سلیم و فهم دین و عصمت از بهره اندکی برخوردارند، اما قرآن کریم در دنبال آیه «إِنَّ اَللّهَ اِصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى اَلْعالَمِینَ» میفرماید: « ذُرّیهً بَعْضُهَا مِنْ بَعض» (آل عمران،۳/ ۳۳-۳۴)

ذریه در اصل به معنای فرزندان صغیر بوده، و سپس در مطلق اولاد چه صغیر و چه کبیر استعمال شده است و آی فوق بیانگر این است که آنان ذر یهای هستند که در صفات و فضیلت جدای از هم نیستند و همه در آن صفاتی که باعث اصطفی بر عالمیان میشود مشترکند.[۲۰] خداوند متعال برای تمایز و معرفی بندگان برگزیده خود از همان بدو تولد آثار نبوغ و رحمت خاصه خو یش را در آنها ظاهر ساخته است.

قرآن مجید هنگامی که از کودکی پیامبرانی چون یوسف، یحیی و عیسی سخن میگو ید به ارتباط آنها به مبدأ هستی از طریق وحی و افاضاتی که به آنان میگشت نیز اشاره میکند. چنانچه در داستان حضرت یوسف (ع) هنگامی که برادران آن حضرت او را در چاه انداختند میفرماید: فَلَمّا ذَهَبُوا بِهِ وَ أَجْمَعُوا أَنْ یَجْعَلُوهُ فِی غَیابَتِ اَلْجُبِّ وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هذا وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ (یوسف،۱۲/ ۱۵)؛ «پس او را بردند و هم داستان شدند تا او را در نهان خان چاه نهند، و به او وحی کردیم که قطعا [رو زی] آنها را از این کارشان در حالی که نمیدانند خبرخواهی داد.»

شیخ کلینی روایت میکند شخصی به حضرت رضا (ع) گفت: ای سرو رمن! اگر اتفاقی پیش آمد به چه کسی باید مراجعه کرد؟ فرمود: «به پسرم أبوجعفر». کسی که پرسیده بود، سن امام جواد (ع) را برای این موضوع کم میدانست. حضرت رضا (ع) فرمود: «خداوند عیسی بن مریم (ع) را پیامبر و فرستاده خو یش و صاحب شریعت تازهای قرار داد و سن او از سن أبوجعفر (ع) کمتر بود.»[۲۱]

حضرت رضا (ع) به یکی از یاران خود به نام معمر بن خلاد فرمود: «من أبوجعفر را در جای خود نشاندم و جانشین خود قرار دادم، ما خاندانی هستیم که کوچکتران ما مو به مو از بزرگانمان ارث میبرند.»[۲۲]

تجلی آیات قرآنی در سیره عملی امام جواد (ع)

سیره از «سار، یسیر، سیرا» مصدر نوعی است بر وزن «فعله»؛ سیر؛ یعنی: حرکت کردن و راه رفتن، و سیره؛ یعنی: نوع راه رفتن و حرکت کردن. در معنای سیره نوع، سلوک، منش و خصلتهای اخلاقی، بینش و سبک، متد و نوع معاشرت و آداب و طریقه زندگانی را در برمی گیرد.[۲۳] و همه این معانی را میتوان در معنای عملکرد و سبک و نوع رفتار نیز داشت. سبک زندگی ناظر به مسائلی است که متن زندگی انسان را در دنیا شکل میدهد. گستره سبک زندگی عرص وسیعی از رفتار آدمی با خود و خدا و خلق و سایر مخلوقات را در بر میگیرد. با مطالعه در تار یخ و سیره معصومین (ع) اصول و پایه های اساسی را میتوان به دست آو رد که در سراسر زندگی آنان قابل تغییر نیست، هرچند که بر اساس مصالح و یا مقتضیات زمان تفاوتهایی در سیره و سبک فردی و اجتماعی آنان به ظاهر به چشم میخورد. مانند: عبودیت و توجه به باری تعالی، علم و آ گاهی به علوم و اسرار نهانی، شجاعت و عزت نفس، رفق و مدارا، ساده ز یستی، تواضع، حلم و صبر، کرم و بخشش و سخاوتمندی و سایر کمالات انسانی. از مجموع حالات أهل بیت عصمت و طهارت (ع) که از نظر خلقت و خلق و خوی هم افق نبی مکرم (ص) میباشند میتوان در یافت که آنان نیز مصداق عینی « و إنک لعلی خلق عظیم» (قلم، )۶۸/ ۴) هستند و تجسم عینی قرآن و مؤدب به آداب الهی در زندگی فردی و اجتماعی و نیز مصداق روایت: «کان خلقه القرآن» می باشند.

پیشوای نهم را به سبب شدت تقوی «تقی» و به سبب دست بخشنده و گستردگی در جود و کرمش «جواد» میخواندند.

تقوی

تقوا از ماده «وقی» به معنای حفظ کردن و نگه داشتن از بدی و گزند است و آن که از گناه بپرهیزد.[۲۴]

راغب در مفردات مینو یسد: الوقایه حفظ الشیء مما یؤذیه و یضره… و التقوی جعل النفس فی وقایه مما یخاف؛ وقایه نگهداری چیزی است از آن چه آن را اذیت بخشیده و به آن ز یان رساند… و تقوی قرار دادن نفس است و نگهداری و حفاظت از آن چه میترسد.[۲۵]

تقوا در هر کاری مناسب با خود آن است، مث لا تقوا در زراعت حفظ آن از آفت زراعتی است، تقوا در دین اجتناب از اموری است که موجب زوال دین و سبب عقوبت دنیا و آخرت و یا محروم شدن از فیوضات و درجات آخرتی میگردد.[۲۶] تقوا درجات و مراتبی دارد که مرتبه عالی آن عبارتست از خو یشتن داری در برابر آنچه قلب آدمی را به خود مشغول میسازد و از حق منصرف میکند این تقوا را خاص الخاص گو یند، أمیرمؤمنان(ع) در این باره می فرماید: «ما عبدتک خوفا من نارک و لا رغبه فی جنتک بل وجدتک أهلا للعباده فعبدتک؛ و من تو را از ترس آتشت و میل به بهشتت عبادت نمیکنم بلکه چون تو را شایسته عبادت یافتم به پرستشت پرداختم.»[۲۷]

کلمه تقی صفت مشبهه از تقوی است، و این صفت در قرآن کریم در مورد یحیی نبی (ع) و در بین امامان أهل بیت (ع) به امام جواد (ع) اطلاق شده است، در حالی که هم پیام آو ران و اولیای الهی عالیترین درجه تقوا را دارا هستند، اما در قرآن دربار جناب یحیی (ع) میفرماید: «یا یَحْیى خُذِ اَلْکِتابَ بِقُوَّهٍ وَ آتَیْناهُ اَلْحُکْمَ صَبِیًّا * وَ حَناناً مِنْ لَدُنّا وَ زَکاهً وَ کانَ تَقِیًّا * وَ بَرًّا بِوالِدَیْهِ وَ لَمْ یَکُنْ جَبّاراً عَصِیًّا» (مریم،۱۹/ ۱۴-۱۲)؛ «ای یحیی کتاب را محکم بگیر، و او را در کودکی حکمت دادیم* و نیز از جانب خود مهربانی و پا کی [به او دادیم] و او پرهیزکار بود* و با پدر و مادر خود نیک رفتار بود، و سرکش و عصیانگر نبود.» آیات فوق اگرچه در توصیف حضرت یحیی(ع) است اما قابل تطبیق با حالات و سیر عملی امام جواد (ع) نیز میباشد. حکم به معنای فهم و عقل و علم به معارف حق الهیه و کشف حقایقی که در پرد غیب است و از نظر عادی پنهان می باشد. و سه آی فوق بیان کلیات احوال آن جناب نسبت به خالق و مخلوق است، و جمل «و کان تقیا» حالت او را نسبت به پروردگارش بیان میکند. و جمله «و برّا بوالدیه» وضع او را نسبت به پدر و مادر حکایت کرده، «وَلم یکن جبارا عصیا» رفتار او را نسبت به سایر مردم شرح میدهد.

اولیاء الهی در بعد خلقی مانند سایر انسانها از غرایز حیوانی برخوردارند، اما آنان به سبب برخورداری از عقل و عصمت این غرایز را مهار کرده و به حد نیاز از آنها استفاده میکردند. دو ران کودکی و جوانی اوج بازی و سرگرمی و هیجان در انسانها است. اما در بین انسانها افراد نخبهای با و یژگیهای ممتاز وجود دارند که دو ران کودکی و جوانی آنان و با بزرگسالی یکسان است. در بین سفیران الهی حضرت یحیی (ع) و عیسی مسیح(ع) و حضرت جواد (ع) این گونه بودند.

براساس روایتی از محمد بن ریان: مأمون تلاش میکرد امام جواد (ع) را مانند خود، أهل دنیا و به لهو و فسوق مایل سازد، در مراسم عروسی دخترش ام الفضل دستور داد صد کنیز که از همه ز یباتر بودند، هر کدام جامی در دست بگیرند که در آن جواهری باشد و با این هیأت از امام استقبال کنند، آنان به این دستور رفتار کردند، اما امام جواد (ع) کوچکترین اعتنایی به آنان نکرد. سپس مأمون مردی به نام مخارق آواز خوان را طلبید که ساز میزد و آواز میخواند. مخارق مقابل امام (ع) نشست و آواز خود را بلند کرد و شروع به نواختن کرد. امام جواد (ع) بدون توجه به او حتی سر خود را هم بلند نکرد، پس از ساعتی سر خود را بلند کرد و با ناراحتی بر سر او فریاد کشید: «از خدا بترس ای مرد ر یش بلند». در اثر این سخن ساز از دستش افتاد و تا هنگام مرگ دستش از کار افتاده بود.[۲۸] این جریان در حالی اتفاق افتاد که سن شریف امام جواد (ع) در عنفوان جوانی بود.

امام جواد (ع) درباره تقوی میفرماید: «من استغنی بالله افتقر الناس إلیه، و من اتقی الله أحبه و إن کرهوا؛ هرکه خود را به وسیله خداوند بی نیاز بداند مردم محتاج او خواهند شد و هر که تقوای الهی را پیشه خود کند خواه ناخواه، مورد محبت مردم قرار میگیرد گرچه مردم خودشان اهل تقوی نباشند.»[۲۹]

همچنین آن حضرت دربار تقوی میفرماید: «در زندگی صبر را تکیه خود؛ فقر و تنگدستی را همنشین خود قرار بده و با هواهای نفسانی مخالفت کن، و بدان که هیچگاه از دیدگاه خداوند پنهان و مخفی نخواهی ماند، پس مواظب باش که در چه حالتی خواهی بود.»[۳۰]

توصیفی که امام جواد (ع) از تقوی ارائه دادهاند بیانگر حقیقت تقوی است؛ تقوی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *