توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل تحریف حقایق در یک کتاب ؛ بررسی انحرافات تاریخی و اعتقادی در کتاب «زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش» (قسمت دوم)!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل تحریف حقایق در یک کتاب ؛ بررسی انحرافات تاریخی و اعتقادی در کتاب «زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش» (قسمت دوم) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل تحریف حقایق در یک کتاب ؛ بررسی انحرافات تاریخی و اعتقادی در کتاب «زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش» (قسمت دوم) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل تحریف حقایق در یک کتاب ؛ بررسی انحرافات تاریخی و اعتقادی در کتاب «زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش» (قسمت دوم) شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل تحریف حقایق در یک کتاب ؛ بررسی انحرافات تاریخی و اعتقادی در کتاب «زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش» (قسمت دوم) استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل تحریف حقایق در یک کتاب ؛ بررسی انحرافات تاریخی و اعتقادی در کتاب «زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش» (قسمت دوم) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل تحریف حقایق در یک کتاب ؛ بررسی انحرافات تاریخی و اعتقادی در کتاب «زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش» (قسمت دوم) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل تحریف حقایق در یک کتاب ؛ بررسی انحرافات تاریخی و اعتقادی در کتاب «زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش» (قسمت دوم) حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل تحریف حقایق در یک کتاب ؛ بررسی انحرافات تاریخی و اعتقادی در کتاب «زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش» (قسمت دوم) به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحریف حقایق در یک کتاب ؛ بررسی انحرافات تاریخی و اعتقادی در کتاب «زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش» (قسمت دوم) :
چکیده:
در پی انتشار کتاب «زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش» که برآمدی نوین از حقوق زن در اسلام است، به علت ناسازگاری اش با رویکردهای علمی، درصدد برآمدیم تا آن را به نقد بکشیم.
در این گفتار چشم انداز تاریخی مرنیسی به منع کتابت حدیث، زن در روایات، حکومت و دموکراسی در صدر اسلام مورد تحلیل قرار گرفته است. وی در تحلیل خویش آشکارا بخش مهمی از تاریخ را حذف نموده و با جهت دهی بخش دیگر تاریخ، در تحکیم پیش فرضها و اصول پذیرفته خویش سود برده است. به عنوان نمونه با مطلق انگاشتن منع کتابت حدیث، به حذف راویانی پرداخته که در دوره اختناق با وجود منع شدید، به حفظ و ثبت روایات پرداخته اند.
موضوع دیگر این بخش، تحلیل مرنیسی از وضعیت فعلی مسلمانان است. وی با مشاهده انحطاط کشورهای اسلامی و شبیخون فرهنگ غربی، راهکاری را توصیه می کند که از الینه شدن وی نشأت گرفته شده است. به سبب این بیگانگی نه تنها خواهان فراموشی تمدن اسلامی است، بلکه تمنای عرفی شدن دین را هم دارد، تا برای پیشرفت کشورهای اسلامی، سلام را مبتنی با ساختار و الگوهای غربی بسازد.
واژگان کلیدی:
زن، اسلام، دموکراسی، حدیث، فرهنگ، عرفی شدن، رهبری.
کتاب «زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش»، در راستای برداشتی نوین همسو با گرایش های زن مدارانه جهانی از حقوق زنان در اسلام تألیف گشته است، نویسنده به قصد خرافه زدایی و دوری جستن از هر گونه تعصب تاریخی، درصدد است نگاهی متجددانه، به حقوق زنان در تاریخ داشته باشد، اما چنانکه در بخش نخست این مجموعه مطرح شد، فاطمه مرنیسی(نگارنده کتاب) به این هدف نائل نگردید و در شماره پیشین به مواردی از آن اشاره شد، در آنجا پس از بیان شروط مهم نقد، مواردی از نگاه های جانبدارانه وی نسبت به مسائل مختلف و ایرادهای وارده به منابع فقهی و موضوع ازدواج موقت، جواب های مبسوطی داده شد و در انتها تحریف های تاریخی مرنیسی از نقش آفرینی های عایشه بعد از پیامبر اکرم(ص) مورد تحلیل قرار گرفت.
نوشتار حاضر درصدد است تا بعضی مسائل مطرح دیگر در این کتاب را به بوته نقد بسپارد، در نتیجه فضایی در پیش روی خوانندگان بگشاید، آنان نیز در یافتن نقاط ابهام آمیز تفکر او مشارکت نموده و خود نیز موضعی فعال اتخاذ نمایند که از این طریق گام به گام با اندیشه مرنیسی و لوازم عقلی و منطقی آن آشنا شوند، اما این تلاش تمام نیست و علی الاصول از یک تحقیق علمی که در راستای نقد قدم بر می دارد، این انتظار می رود که همواره بی طرفی خود را حفظ نموده و در پی کشف عوامل و بسترهای نظری مؤثر در شکل گیری منویات نویسنده باشد تا به عوامل پشت پرده، افکار و عقاید وی دست یابد و از این طریق بتواند نقدی منصفانه داشته باشد، این هدفی است که در شماره آتی ضمن بیان نقدهای نظری ایشان، مطرح می گردد و مواردی که احتمالاً در جهت گیری تفکرات مرنیسی نقش داشته است، پرداخته خواهد شد.
منع کتابت حدیث
«مسلمانان از وضع موجود رنج می برند، همان طور که جوانان اروپایی دوره رمانتیک از شرایط آن هنگام رنج می بردند. تفاوت در اینجاست که آنان بر اثر رویارویی با مشکلات زمان خود از زندگی بیزار می شدند، در حالی که ما مسلمانان در رویارویی با مشکلات، تمنای مرگ، آرزوی جای دیگر بودن، غایب شدن، پرواز به سوی گذشته، را همواره به ذهن خود می پرورانیم، آن هم به عنوان راهی برای غایب شدن؛ غیبتی که به منزله خودکشی است.»
نگارنده در اولین فصل کتاب خویش به جنگ تاریخ و گذشته خود می رود و آن را با تمام توان زیر سؤال برده و از آن با نکوهش و سرزنش یاد می کند. غافل از آن که اصل و ریشه همه جوامع در تاریخ و گذشته آنها ریشه دوانیده است. به جای کشف واقعیت ها و تحلیل علمی آنها شروعی جهت دار به نوشته خود می دهد، این جهت گیری در آغاز باعث می شود که موضوع و مسائلی را مبنای تحلیل های خود قرار دهد که با واقعیت فاصله دارد. فاصله یک تحقیق و متن علمی از واقعیت آن را در همان اندازه نگه نمی دارد، بلکه در فرآیند تحقیق همواره به آن افزوده می شود، چنان که در فاصله دو ضلع از یک زاویه چنین است به گونه ای که هر چه اضلاع از رأس زاویه دور شوند، فاصله بین دو ضلع بیشتر می شود.
نگاه غضبناک مرنیسی به متون تاریخی مانع از آن شده که نیم نگاهی به متون اصیل و دست اول مذهبی داشته باشد. این مانع او را از کشف واقعیتی تاریخی باز داشته است. به عنوان نمونه در باب سیر تاریخی ثبت احادیث، وی متعرض برخورد سردمداران حاکم جامعه اسلامی در زمان خلفاء عباسی می شود، دوره ای که تدوین حدیث ۱۳۴ ه ق. شروع می گردد و بنیان بسیاری از کژی ها در همان دوران گذاشته می شود. البته وی به این نکته توجه نداشته که این پدیده نیز همانند بسیاری از پدیده های انحرافی دیگر، ریشه در فاصله گرفتن حکمرانان و جامعه اسلامی از وحی و سنت داشته است.دستگاه حاکم پس از ارتحال نبی مکرم اسلام(ص)، به بهانه های گوناگون از کتابت و تدوین حدیث جلوگیری نمودند تا این عنصر حیاتی را در اختیار گیرند. با وجود اینکه احادیث متعددی در منابع اهل سنت موجود است که دلالت بر توصیه های مؤکد پیامبر اکرم(ص) نسبت به حفظ، نگهداری و نگارش حدیث شده است که در اینجا به چند نمونه از آن اشاره می گردد:
۱-«حدثنا محمد بن ابراهیم الدمشقی ثنا مبشر بن اسماعیل فلهذا عن معان بن رفاعه عن عبدالوهاب بن بخت المکی عن أنس بن مالک قال قال رسول الله صلی الله علیه و سلم ثم نضر الله عبداً سمع مقالتی فوعاها ثم بلغها عنی فرب حامل فقیه و رب حامل فقه الی من هو افقه منه».
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: خداوند بنده ای را که گفتار مرا بشنود و آن را درک نماید و به دیگران برساند خرم می گرداند، چه بسا کسی که حامل این گفتار است، آن را درک کند و بفهمد و چه بسا حاملی که آن را به شخص دیگری که از خودش فهیم تر است، برساند.
۲- «حدثنا مسدد ثنا یحیی عن شعبه حدثنی عمر بن سلیمان من ولد عمر بن الخطاب عن عبد الرحمن بن ابان عن ابیه عن زید بن ثابت قال سمعت رسول الله صلی الله علیه و سلم یقول ثم نضر الله إمرأ ً سمع منا حدیثاً فحفظه حتی یبلغه فرب حامل فقه الی من هو افقه منه و رب حامل فقه لیس بفقیه».
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: خداوند آن کسی را که حدیث ما را بشنود، آن را حفظ کند و به دیگران برساند شاداب می گرداند، چه بسا حمل کنند ه ای که حدیث ما را به کسی برساند که از خودش داناتر است و چه بسا حمل کننده ای که خود هیچ دانشی در این باره نداشته باشد.
۳-«قال النبی صلی الله علیه و سلم اللهم ارحم خلفائی قلنا یا رسول الله و من خلفائک قال الذین یأتون من بعدی یروون احادیثی و یعلمونها الناس».
پیامبر اکرم ( ص ) فرمودند: خدایا جانشینان و پیروان مرا مورد رحمت خودت قرار ده، از او پرسیدیم که ای پیامبر خدا(ص) جانشینان و پیروان شما چه کسانی هستند؟ ایشان فرمودند: آنان که پس از من می آیند و گفته هایم را روایت کرده و آنان را به دیگران آموزش می دهند.
۴- «عن عبدالله بن عمرو قال قلت یا رسول الله أقید العلم قال نعم قلت و ما تقییده قال الکتابه …».
«عبدالله عمر گفت از پیامبر(ص) سؤال نمودم که ای پیامبر خدا(ص) آیا علم را حفظ و نگهداری کنم؟ فرمودند: بله سؤال کردم چگونه این کار را انجام دهم؟ پاسخ فرمودند به وسیله نوشتن و کتابت و …».
۵-«عبدالله ابن عمرو قال ثم کنت اکتب کل شئی اسمعه من رسول الله صلی الله علیه و سلم أرید حفظه فنهتنی قریش فقالوا أنک تکتب کل شیئ تسمعه من رسول الله صلی الله علیه و سلم و رسول الله صلی الله علیه و سلم بشر یتکلم فی الغضب و الرضا فامسکت عن الکتاب فذکرت ذلک لرسول الله صلی الله علیه و سلم فقال اکتب فوالذی نفسی بیده ما خرج منی الا حق».
عبدالله ابن عمر گفت: من هر چه را از رسول خدا (ص) می شنیدم، می نوشتم تا آنکه آنها را حفظ کنم، قریش کنایه از ابوبکر مرا از این کار نهی کردند و گفتند تو هر آنچه را که از پیامبر می شنوی می نویسی، در حالیکه او نیز بشری است همچون ما که در حال عصبانیت و خوشحالی نیز سخن می گوید، به همین دلیل نوشتن را ادامه ندادم تا آنکه به خدمت حضرت رسول اکرم(ص) شرفیاب شدم، موضوع را به حضرتشان عرض کردم ، ایشان فرمودند نوشتن را ادامه بده، سوگند به آن که نفسم حیات و مماتم در اختیار اوست هیچ سخنی از من صادر نمی شود، مگر کلامی که حق باشد.
احادیث فوق الذکر که از منابع اهل سنت می باشد، به خوبی وظیفه یک مسلمان را در حفظ سنت نبوی نشان می دهد. اما علیرغم این همه توصیه و سفارش ایشان دستگاه حاکم مانع از آن شد که احادیث پیامبر در بین مسلمانان پراکنده شود و این خود مسأله ای جدی در پیش روی اهل علم است که چگونه و با چه روشی پس از گذشت چند دهه و فاصله طولانی زمانی راویان حدیث توانستند به سنت پیامبر(ص) دست یافته و به کمک آنها استدلال کنند؟! اما با وجود منع کتابت حدیث در این دوران، ائمه معصومین هرچند با موانع و فشارهای سیاسی شدیدی روبرو بودند، اما از این رسالت مهم نقل و کتابت حدیث دست برنداشتند و در ارائه آن به شیعیان برخوردی فعالانه داشتند. بهترین شاهد بر این مدعا وجود منابع دست اول آن بزرگواران از جمله «نهج البلاغه»، «صحیفه سجادیه»، «مصحف علی(ع) و فاطمه(س)» و همچنین برخی ادعیه است که بعضاً به نام بعضی از اصحاب می باشد همانند «کمیل» که دعای کمیل به اسم ایشان نام گذاری شده است و اصحاب خاص این بزرگوران هم از قبیل «ابوذر»، «میثم تمار» و «رشید هجری» که به تبعیت از پیشوایانشان در حفظ احادیث سعی وافر نمودند، به گونه ای که حتی جان خویش را در این راه گذاشتند. «ذهبی» از صاحب نظران و مورخان اهل سنت در این باره چنین آورده است:
«الاوزاعی حدثنی ابو کثیر عن ابیه قال أتیت أباذر و هو جالس عند الجمره الوسطی و قد اجتمع الناس علیه یستفتونه فأتاه رجل فوقف علیه فقال الم ینهک امیر المؤمنین عن الفتیا فرفع رأسه ثم قال أرقیب أنت علیّ لو وضعتم الصمصامه علی هذه أشار بیده علی قفاه ثم ظننت أنی أنفذ کلمه سمعتها من رسول الله صلی الله علیه و سلم قبل أن تجیزوا علیّ لانفذتها…».
اوزاعی می گوید: ابوکثیر از پدرش نقل می کند که به سراغ ابو ذر رفتم، در حالی که او در کنار جمره میانی نشسته بود و جمعی از مردم به دور او حلقه زده بودند، مردی نزد او آمد و گفت که مگر حاکم اسلامی تو را از فتوا دادن نهی نکرده است، پس چرا فرمانبرداری نمی کنی؟ ابوذر سرش را بلند کرد و گفت آیا تو جاسوس من هستی؟ اگر تیغ شمشیر را بر گردنم گذاری و آنگاه من گمان کنم که فرصت آن را دارم که کلمه ای از آنچه را که از پیامبر شنیده ام نقل کنم، بدون تردید این کار را خواهم نمود.
میثم تمار نیز به دلیل نقل احادیث پیامبر و ائمه(ع) دردوران حکومت یزید و حمایت همه جانبه و فراگیر از امام علی علیه السلام، توسط عبیدالله بن زیاد محکوم به بریدن زبان شد.رشید هجری هم که یکی از یاران و شیعیان ائمه اطهار بود، به علت عدم تبعیت و فرمان برداری از دستور منع نقل و جمع آوری حدیث، مورد آزار و شکنجه دستگاه بنی امیه قرار گرفت.
بنابراین شیعیان، به جهت سفارش پیامبر اکرم(ص)، عملکرد ائمه اطهار(ع)، عدم ضرورت فرمانبرداری از دستگاه حاکم جائر و ضرورت حفظ اسلام، به ثبت احادیث روی آوردند، اما چنین روندی در تاریخ دیدگاه اهل سنت مشاهده نمی شود، زیرا آنان دستگاه حاکم را اولی الامر دانسته و در نتیجه اطاعت از آنان را واجب می دانستند. بنا براین به جهت منع کتابت حدیث از جانب دستگاه حاکم همگی آنها از این دستور اطاعت کرده و از کتابت دست کشیدند.
لذا این ادعای مرنیسی که نقل و جمع آوری حدیث در یک دوره نسبتاً طولانی ممنوع بوده استو آنچه هم اکنون از احادیث در اختیار ماست، مواردی جعلی و احیاناً گزینشی، دیکته شده و ساختگی دستگاه حاکم است؛ رویکردی کاملاً گزینشی بوده است، زیرا همانطور که تاریخ به روشنی گواهی می دهد بعضی از اصحاب با وجود منع شدید، به حفظ و ثبت احادیث پرداخته اند. شاید دلیل مرنیسی برای این گفتار این باشد که ثبت احادیث از جانب افرادی است که مورد علاقه مرنیسی نبوده و او با آنها در عناد می باشد. با این وجود وی دیگر نمی تواند منع کتابت حدیث از طرف دستگاه حاکم بنی امیه را مورد دست آویز قرار دهد و احادیثی به سلیقه خود از دایره اعتبار و حجیت خارج نماید.
بلکه برای تعیین صحت و سقم ، درستی و یا نادرستی محتوای حدیث و نیز سلامت و صداقت راویان به علوم دیگری از قبیل علم «درایه» و «رجال» استمداد باید جست، لذا برای دست یابی به احادیث و منابع دست اول لازم نیست که استفاده کنندگان به حافظه خود مراجعه کنند، ضمن آنکه بکار گیری این علوم، معیار و شاخص اصولی به ما می دهد و به دلایل شخصی دیگر نمی توان روایتی را رد نمود.
با فرض یاد شده نویسنده به عنوان یک محقق می بایست دامنه مطالعات و تحقیقات خود را گسترش می داد و به منابع و احادیث نقل شده توسط اصحاب یاد شده نیز استناد می جست، تا ضایعات تحقیق خود را به حداقل ممکن برساند، کاری که او هیچگاه انجام نداد و همین موضوع ارزش و اعتبار علمی کتابش را به شدت آسیب پذیر ساخت.
شبیخون فرهنگی
مرنیسی به جنگ سرد و فرسایشی فرهنگ ها و اضمحلال آن توسط غلبه و هجمه فرهنگ و تمدن غرب اشاره می نماید و در این رابطه چنین می نویسد: «چرا آرزوی ما بازگشت به گذشته بی جان است، در صورتی که هم اکنون تنها چیزی که اهمیت دارد نبرد با آینده است؟ جوامعی که هویت ما را تهدید می کنند، مصمم و استوار بر آینده تمرکز دارند و از علم به عنوان وسیله سلطه و کنترل استفاده می کنند و … جامعه غربی فراصنعتی همه فرهنگ ها را ملزم به پیروی از مسیرش می کند و با ضرب آهنگ زمانی خودش یکسان سازی شیوه زندگی دیگر فرهنگ ها را موجب شده و بدین گونه سلطه خود را در عصر حاضر اعمال می کند… غرب به رشد خو گرفته است و زمان حاضر را در جهت آینده طرح ریزی می کند و ما را از پذیرش آن ناگزیر می سازد. برای اینکه بر چالش ها غلبه کنیم باید بر اساس آنچه او انتخاب کرده یعنی زمان حال، بجنگیم… عکس العمل ما نسبت به این سرعت فزاینده و پیشروی زمان حاضر به سوی آینده چگونه است؟ با عملکرد مردد، اندوهبار، جریحه دار شده و کودکانه به سوی اصل خویش، به سوی گذشته بی روح، گذشته ای که حمایت می شدیم… باز می گردیم، ما بند بازانی را می مانیم که روی سیم باریکی راه می روند. سیمی که ما را به منظور تحسین نیاکانمان، به عقب بازمی گرداند و سوگوارانه وضع غم انگیز موجود را می سازد».
نگارنده این واقعیت را پذیرفته است که غرب، سلطه جو و استعمارگر است و امروزه با عوض نمودن استراتژی، راه خود را عوض نموده و اقدام به یک جنگ و هجمه فرهنگی و فرسایشی دراز مدت با اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت نموده و برای دست یابی به اهداف خود از هیچ ترفندی فروگذاری نمی کند، این تهاجم آن قدر آشکار است که حتی مرنیسی با وجود افکار غربی خود حضور دشمن را درک نموده، لذا رسالت مسلمانان، به ویژه مصلحان متعهد در این دوران بیشتر از گذشته احساس می شود و آنان نباید از موضع ضعف در مبانی اعتقادی و تئوریک برخورد نمایند، تا اینکه خود نیز از مصرف کنندگان آموزه ها و الگوهای سفارشی غرب قرار گیرند.
اما مسئله ای که وی آن را نادیده گرفته و به آن نپرداخته است، نحوه نفوذ راه های دشمن در اذهان مسلمانان است. می توان ادعا نمود که خلاء فکری مسلمانان که سبب جایگزین شدن افکار مهاجم شده است، بعضاً ناشی از نگاه های تحقیر آمیز بخشی از اهل نظر همچون مرنیسی به گذشته، اعتقادات و فرهنگ دینی است. نگاه هائی که هویت ملی و دینی را به مخاطره انداخته و آنان را دچار از خود بیگانگی نموده است.
وی غلبه بر هجمه فرهنگ غربی را در فراموشی سنت و هویت پیشین خویش جستجو می نماید، لذا با هویت و فرهنگ ملی و دینی خویش به مبارزه برخاسته و با برپایی یک دادگاه غیابی، نیاکانش را مورد بازخواست قرار می دهد. اتهام و جرم آنها این است که هویت دینی و ملی خود را فراموش نکرده و خود را با بیگانگانی که دشمن آنها بوده اند، همسو و همنوا نکرده اند! مرنیسی معنای زمان را نفهمیده است و نمی داند که زمان برخی از واقعیت ها را به کام مرگ می سپارد و معدوم می سازد، بهمین خاطر است که می خواهد نیاکانش را به زمان حال منتقل سازد تا نشان دهد که آنها چقدر از قافله زمان و اندیشه عقب مانده اند، غافل از آن که شاید آنها اگر سر از خاک بردارند و به دنیای او وارد شوند، او را به دلیل خود فروشی، وابستگی به بیگانه و تبدیل شدن به پیاده نظام دشمن، پای میز محاکمه کشانده و محکوم نمایند.
اشکال مرنیسی و امثال او در این است که معنای پویائی جامعه را نفهمیده اند. آنها تصور کرده اند که پویائی جامعه، فرهنگ و حتی دین در این است که همه ارکان، اجزا و مؤلفه های عناصر تشکیل دهنده آنها همواره در حال تغییر و دگرگونی و جابجائی باشند؛ ارزش ها متحول و متلون شوند، هنجارها رنگ ببازند، همه چیز غربی و اروپائی شود و … !
بی هویتی در جای جای اثر مرنیسی لحاظ شده است، وی نگاه به گذشته را معادل مرگ پنداشته و چون از مرگ هراسان است، به شدت از تاریخ و گذشته خود می ترسد. ترس او از گذشته اش باعث می شود که مسلمانان را دعوت کند از گذشته خود که همان مرگ است! فاصله بگیرند و همچون غربیان بیاندیشند. به همین دلیل می نویسد: «عامل موفقیت غرب مدرن، در گریزش از مرگ و شیفتگی اش به آینده نهفته است که موجب رها شدن نیروی خلاقه اش شده است. اما مسلمانان، به این دلیل که رنج و دردشان عمیق و ریشه ای است، ترجیح می دهند قبل از مرگ بمیرند و فقط چند دهه زندگی برایشان کفایت می کند. تفاوت ما و غربیان در شیوه برخوردمان با مرگ یا گذشته است. غربیان در آخرین مرحله به مرگ می پردازند، اما ما آن را در اولویت می نهیم. غربیان گذشته را یک نوع سرگرمی، وقت گذرانی و رهایی از فشار زندگی تلقی می کنند. ولی ما اصرار داریم تا از آن یک وظیفه، حرفه و نظریه بسازیم توسل دائمی ما به نیاکانمان زمان حاضر را برایمان به یک دوره وقفه یا دوره انتظار تبدیل می کند که درگیری ما در آن بسیار اندک است. در واقع، زمان حاضر برای ما شرایط تلخ و دردناکی است.» اما آیا به راستی غربیان هم اینقدر از گذشته خود بیمناک و گریزان هستند؟! پس این همه مدال و سند افتخاری که آنان برای گذشته های خود در نظر می گیرند و برای آن هورا می کشند، برای چیست؟!
اصولاً آیا آینده نگری مورد نظر مرنیسی بدون توجه به گذشته و تاریخ هر جامعه امکان پذیر است؟ آیا همه بررسی های تاریخی و جامعه شناختی جوامع با رویکردی تاریخی، ریشه در خرافات دارد که او با استناد به گفته های «جابری» آن را همچون قانونی قطعی پذیرفته و مطرح می نماید؟
بسیاری از اهل علم معتقدند که هویت اقوام و ملل و نیز فرهنگ ها ریشه در گذشته آنان دارد و بدون دقت در آنها شناخت جوامع ممکن نمی باشد. تفسیر گرایان از جمله این دسته اند. آنها معتقدند که پدیده های اجتماعی فقط از طریق تفسیر آنها قابل شناخت هستند. در این نحله و رویکرد می توان از جامعه شناسان کلاسیک و معاصر همچون «ماکس وبر»نام برد. وی معتقد به روش «تفهم» و همدلی در شناخت پدیده های اجتماعی است. این روش اشاره به معانی اعمال و کنش های انسانی دارد. بر این اساس تفاوت انسان با سایر موجودات در همین نکته اساسی است که اعمال انسان ها حامل معناهایی می باشد که در آنها نهفته است . شناخت اعمال انسانی و کنش ها مستلزم شناخت فرهنگ آن جامعه می باشد. به همین جهت اعمال انسان ها در جوامع مختلف با یکدیگر متفاوت است. «کلیفورد گیرتز» نیز از جمله اندیشمندان معاصر است که در آثار متعددخویش ضمن تصریح به این روش و کارائی آن، خود نیز از همین روش استفاده نموده است.«کارکردگرایان»کلاسیک همچون«تالکوتِ پارسونز»هم بر همین باورند، از نظر آنها هیچ عنصری از عناصر اجتماعی بدون دلیل شکل نگرفته و همه آنها ضرورت های کارکردی برای بقا و کل نظام اجتماعی هستند، بنابراین معلوم می گردد که این رویکرد مرنیسی از حیث علمی جایگاه مناسب و منطقی ندارد.
البته این نوشتار در صدد آن نیست تا از گذشته مرنیسی ویا هیچ کس دیگری دفاع کند، بلکه درصدد آن است تا خاطر نشان سازد، که نه الزاماً همه گذشته ها به صرف آن که گذشته اند، محکوم اند و نه آینده به مجرد اینکه آینده ، متکامل است خوب می باشد، چه بسا گذشته ای که درخشش برای همیشه تاریخ بماند، مثل روزهای اولیه ظهور اسلام و بعثت پیامبر اسلام (ص)، با وجود اینکه در آن زمان غرب در آتش ظلم، بی عدالتی و جهالت می سوخت و مبتلا به دوران تاریک قرون وسطی بود. اگر چه هم اکنون غرب به لحاظ حیات مادی و تکنولوژیک در درجه بالائی است، اما این امر نباید ما را از این واقعیت غافل نماید که آنها به جهت توجه بیش از حد به مسائل مادی و عدم توجه به بعد ماوراء الطبیعه انسان، در یک بیماری مزمن و روبه تزاید یعنی تضعیف اصول اخلاقی قرار دارند و همین مسأله آنها را در رنج قرار داده است، بنابراین با توجه به شرایط کنونی غرب، دیگر جایی برای تقلید از آنها باقی نمی ماند.
عرفی شدن دین
«جابری خاطر نشان می سازد که برای درک متون قدیمی باید در امروز ریشه دوانده باشیم و برای فهم آنها از این متون فاصله گرفته و زمان خود را از زمان این نوشته ها جدا کنیم؛ وگرنه مسائل خود را به متون نیاکانمان بازتاب داده و این امر مانع درک ما از آنها خواهد شد.»
مرنیسی برای غلبه نمودن بر هجمه غرب، خواستار به روز کردن دین می باشد، اما برای احیای دین به روش کسانی چون جابری تمسک می جوید و همچون آنها برای تفسیر دین از چارچوب های نظری و پیش فرض های متفکران غربی مدد می جوید و نظرات آنها را به عنوان سخنان آخر و قطعی فرض می کند، آنگاه در پرتو آن دیدگاه ها ادبیات ملی و دینی خود به تفسیر و تحلیل می کشد.
به طور کلی در برخورد با دین، رویکردها و گرایش های متعددی وجود دارد که به سه مورد آن اشاره می گردد: رویکرد «احیاگرانه»،«اصلاح طلبانه»و «بدعت گذارانه».
در رویکرد احیاگرانه، فرد به دنبال آن است که بازگشتی مجدد به دین و آموزه های ناب دینی داشته باشد و آن را از جریان های خرافی و عرفی پاک نماید.
در رویکرد اصلاح طلبانه، فرد ضمن حفظ نسبی جوهر نخستین، متناسب با عقل بشری از دین و برداشت های دینی، تعریف مجددی از دین و آموزه ها، اصول و قواعد آن ارائه می دهد. بنابراین جوهر نخستین دین ممکن است با تغییراتی روبرو شود که متناسب با مقتضیات روز گردد. برخلاف احیاگران که به دنبال حفظ قالب، محتوا، صورت، و باطن دین هستند، اصلاح گران در تغییر آن، جسورانه و فارغ البال عمل می کنند و از آنجا که خواهان خلاصه کردن پیام دین هستند، دچار نوعی تقلیل گرایی و حداقلی ساختن دین می شوند.
اما در رویکرد بدعت گذارانه، هیچ اصرار و التزامی به حفظ اصول اولیه و جوهر نخستین دین وجود ندارد، به همین دلیل بی مهابا اقدام به ابطال و ابدال آموزه های دین می زند که ریشه در گذشته ای کهن و دور دارند، تا باورهای جدید که مقتضای تعلقات، دغدغه ها، نیازها و آرمان های امروز بشر جدید است خلق شود که برای این منظور، به رهیافت های ابداعی و بدعت گذار متوسل می شوند، تا راه رسیدن به این هدف یعنی بازخوانی مجدد متون و ارائه تفاسیر جدید از آنها و در مواردی حتی کنار گذاشتن آنها فراهم گردد.
بنابراین به روشنی آشکار می شود، جابری – و مرنیسی به تبعیت از او- که معتقدند گذشته صرفاً به دعائی سحر آمیز شبیه می باشد و استفاده از متون و سنت های گذشته، پناه بردن به مشتی خرافه است، در کدام رویکرد قرار می گیرند! زیرا به نظر آنان گذشته و آثار پیشینیان مانع از درک صحیح واقعیت هاست، به خاطر اینکه آنها خرافاتی هستند که مانعی برای شناخت خود ما است و این خرافه ها نمی گذارد که به خود بیاییم و به خود بقبولانیم که وجود داریم. بنابراین برای درک متون قدیمی باید از آنها فاصله گرفته و زمان خود را از زمان نوشته ها جدا کنیم وگرنه مسائل خود را به متون نیاکانمان بازتاب داده و این امر مانع درک ما از آنها خواهد شد.
اصلاحات در دین، نگارنده را وادار می نماید که حتی در رابطه با قوانین الهی، نظری خلاف ارائه دهد، به همین دلیل در این رابطه می نویسد: «جنبش بنیادگرایی از آغاز منکر این شد که مردم منشأ تصمیم گیری های سیاسی و دارای قدرت قانونگذاری هستند، چرا که معتقد است، همه چیز دست خدا است. اراده او قانون است که آن را یک بار و برای همیشه نازل کرده است. من به این نتیجه رسیدم که در این عصر بنیادگرایان نه تنها چنین عقیده غیر منطقی و نامعقولی ندارند، بلکه مسلمانان چپ نیز بر این عقیده اند که چنین اراده ای می تواند بدون لحاظ کردن اصول سکولار انتقال قدرت از امر قدسی به انسان و از مابعدالطلبیعه به انسان معمولی گرفتار در زندگی روزمره به وجود آید.»
نگاه های
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.