تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی زیباشناسی خطب? فدکی? حضرت زهرا(س)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی زیباشناسی خطب? فدکی? حضرت زهرا(س) شامل 111 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی زیباشناسی خطب? فدکی? حضرت زهرا(س) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی زیباشناسی خطب? فدکی? حضرت زهرا(س) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی زیباشناسی خطب? فدکی? حضرت زهرا(س) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی زیباشناسی خطب? فدکی? حضرت زهرا(س) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی زیباشناسی خطب? فدکی? حضرت زهرا(س) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی زیباشناسی خطب? فدکی? حضرت زهرا(س) :

مقدمه

زیباشناسی به عنوان علمی مستقل، از قرن هفدهم و هجدهم در اروپا ظهور پیدا کرد و با به عهده گرفتن دریافت و بازتاب «زیبایی» در روح انسان در انواع هنرها از جمله ادبیات، رشد و نمو یافت. نقد زیباشناسی در ادبیات در نقد بیانی (علم بیان و اصول بلاغت و معانی و بدیع) که ارتباط محکمی با اصول زیبایی دارد، تجسم مییابد. موسیقی و تصویر به عنوان ارکان زیبایی، در کلام هنرمندان و خطیبان و شاعران مشاهده می شود. تصویر هنری همان آشکار کردن هنری این تصویرها به خارج از ذهن است که مرحل تصور میان تصویر ذهنی و تصویر هنری قرار میگیرد.

ویژگیهای حروف و اصوات در ایجاد موسیقی مؤثر هستند و هنگامی که متناسب و هماهنگ با معنا باشند، کلام را مزین میکنند و به وسیل ریتم همراه با حرکات متوازن و منظم خود بر خواننده تأثیر میبخشند. خطب فدکیه سرشار از تصاویر ادبی زنده و پویاست که فضایی قابل لمس برای مخاطبان آفریده است که منظور از پویایی تصاویر، زنده و پرشور بودن حاصل از به کارگیری خیال، صوت و الفاظ مطابق با معنا… در متن میباشد و در سراسر این خطبه، نظام موسیقایی حاکم است که سبب رستاخیز کلمه ها و تشخیص واژه ها در زبان میشوند که در بیان غرض آن، دقت الفاظ و روانی ترکیب به بیان اهداف و اغراض آن کمک کرده است و موسیقی کلام او باعث لذت و گوش نوازی میشود. هدف اصلی این مقاله، بررسی زیباییهایی آوایی و تصویری خطبه است تا مشخص شود که حضرت تا چه حد بلاغت ادبی را در بیان مسائل اجتماعی و سیاسی زمان خود به کار برده است و نیز تا چه اندازه از تصاویر جاندار و متحرک برای محسوس جلوه دادن مفاهیم مورد نظر خود استفاده کرده است.

۱- زیبایی

بسیاری از دانشمندان، زیبایی را غیرقابل تعریف و تعیین میدانند و بسیاری از آنان نیز وجود ارکان یا معیارهای زیبایی را انکار میکنند (ر. ک؛ غریب، ۱۳۷۸: ۱۵). زیبایی از نظر افلاطون که به جمال مطلق به عنوان مثال اعلای جمال اعتقاد داشت، در صلاح و فضیلت است. کانت زیبایی را چیزی میداند که همگان را راضی میسازد، بدون قرار و طرح قبلی یا قاعده ای که بر آن قیاس شود. هگل تعریفی صوفیانه از جمال ارائه داده است و زیبایی را مظهر اندیشه، یا حقیقت، یا امر مطلق برای حس میداند و از نظر او، اثر هنری، جزئی از عالم ناخودآگاه و در ضمن عمل انسان آگاه است (ر. ک؛ رجائی، ۱۳۷۸: ۱۰۶-۱۰۵). بررسی پدیده زیبایی از دید فلاسفه و مکاتب ادبی غربی و از نظر ادبیات و نقد قدیم عربی، به عنوان یکی از ارکان نقد ادبی معاصر از آن رو ارزشمند و بااهمیت است که این دو از مهم ترین و اساسیترین مصادر نقد ادبی معاصر به شمار میآیند و آرای نقدی ناقدان معاصر عرب به میزان چشمگیری بر پای آنها شکل میگیرد (ر. ک؛ همان: ۱۰۵).

زیبایی وسیل هماهنگی آزاد و ذاتی عقل و احساس، خیال و ادراک است، چنان که در شیء جمیل، گم شده اش را مییابد، بدون آنکه تصویری قبلی از ماهیت جمال داشته باشد. شیء زیبا ارزشی درونی (ذاتی) و مجرد دارد[۱] و همزمان، ارزشی موضوعی دارد که نتیج اعتبارات و عوامل گوناگونی است که در حکم بر آن تأثیر میگذارد و باعث افزودن یا کاستن ارزش ذاتی میگردد. این عوامل عبارت است از: «ذوق زمانه، رنگ محلی، خاطرات گذشته در ذهن، اثر محیط، حالت روحی و اعتبار سودمندی و نفع نزد مشاهده کننده زیبایی» (غریب، ۱۳۷۸: ۵۵). روانشناسان، هنر و زیبایی را به واسط اثر آن دو در نفس تعریف میکنند و عموما تعریف های آنان با آرای مشهور فلسفی یاد شده اتفاق دارد، از آن جمله میگویند: «زیبایی کمال نیست، ولی قدرتی پایدار بر خلق حالت کامل، حالت اتحاد نشاط با راحتی دارد» (رجائی، ۱۳۷۸: ۱۰۷).

۲- زیبایی شناسی

آنچه در گذشته با نام علم جمال و امروزه با عنوان زیباشناسی شهرت دارد و در غرب استتیک (Aesthctics) نامیده شده، در واقع، معرفتی است که از زیبایی و هنرها سخن میگوید و «دانشی است که درباره هنر و احساس زیبایی گفتگو میکند» (شاله، ۱۳۵۷: ۵).

علم زیباشناسی به دو قسم عملی و نظری تقسیم میشود؛ مسائلی که در علم زیباشناسی نظری مورد مطالعه و تحقیق واقع میشود، سه نوع است:

الف) وظیف اول این علم، تشخیص عناصر زیبای مدرکات حسی است و به این ترتیب، راه اکتشاف زیبایی را هموار میکند. این قسمت از علم زیباشناسی را کشف و جستجو مینامند.

ب) وظیف دیگر آن این است که معلوم کند عناصر زیبا چگونه باید با یکدیگر تألیف شوند تا ترکیب آنها زیبا گردد. این قسمت را بحث در روش مینامند.

ج) کار دیگر این علم، بحث در این است که چگونه میتوان عناصر زیبا را که با زیبایی با هم ترکیب شده اند، آشکار و جلوه گر ساخت. این قسمت را علم رموز و علایم مینامند (ر. ک؛ کوپله، ۱۳۳۶: ۱۰۵).

ساده ترین تعریفی که برای نقد زیباشناسی میتوان بیان کرد، چنین است: «مجموعه ای از قواعد زیباشناسی است که از قواعد سبک شناسی، زبانشناسی، لغوی و بلاغت کمک گرفته است و عهده دار تشخیص میان حسن و قبح در اثر هنری است. نقد بیانی که ارتباطی محکم با ارکان زیباشناسی دارد، ذیل آن قرار می گیرد» (غریب، ۱۳۷۸: ۱۳۹).

۳- نشانه های آثار زیبا

ارکان و نشانه هایی مشخص در آثار هنری و مظاهر زیبایی قابل تعیین است، ولی به این معنی نیست که در هر شیء زیبایی، این مشخصات عینا یافت میشود، بلکه ممکن است بعضی را بیابیم یا آن را نیابیم یا ویژگیهای جدیدی که قبلا نظیر آن را ندیده ایم، پیدا کنیم (ر. ک؛ رجائی، ۱۳۷۸: ۱۰۸). البته بعضی از این نشانه ها همیشه راز زیبایی را تشکیل نمیدهند. در اینجا به دو نمونه از نشانه های مهم آثار زیبا اشاره مینماییم. نخستین نشانه در شیء زیبا، «وحدت» است. زیبایی، وحدت است، از آن رو که وحدت، صفت خداوند است، چنان که زیبایی و کمال از صفات اوست.

خود وحدت انواعی دارد که عبارتند از: هماهنگی اجزاء، تناسب، توازن، تحول و سیر تدریجی و تکرار. دیگر از نشانه های آثار زیبا، اصل «تقویت» که به معنی برجسته ساختن یکی از اجزاء بیش از سایر اجزاء، به شرط آنکه با مجموع اجزای هماهنگی و تناسب داشته باشد و به قیمت کم جلوه دادن سایر اجزاء نگردد. از اقسام تقویت میتوان تضاد و تکرار را نام برد (ر. ک؛ غریب، ۱۳۷۸: ۲۷۳۵).

۴- ویژگیهای مشترک هنرهای زیبا

هنرهای زیبا همواره در طول زمان ویژگیهای مشترک و ثابتی دارد، هرچند شکل هنر دگرگون شود و نمونه های برتر آن تغییر یابد. هم هنرهای زیبا در عنصر ابتکار شخصی آزاد یا عنصر شخصیت، مشترک هستند. هنرهای زیبا در بینیازی از هدف عملی نیز با هم اشتراک دارند. هدف هنرمند همان هنر اوست، لذا هنرمند باید به بیشترین حد امکان از آزادی و بینیازی و تجرد از هدف معینی بهره ور باشد و با تمام وجود به هنر رو کند؛ زیرا غلب عوامل مادی است که هنر را در بند میکند یا از بین میبرد و نیز هنرهای زیبا مای خشنودی و آرامش روانی و منبع اثری ادراکی و تأثیری همه جانبه و وجودی میگردند که سبب جاودانگی آنهاست که در این وجه با هم اشتراک دارند (ر. ک؛ همان: ۱۹۲۰).

۵- زیباشناسی خطب فدکیه حضرت زهرا

حضرت زهرا(س) پس از رحلت پدر بزرگوارش، سه خطبه ایراد فرمود. نخستین آن، سخنانی است که هنگام تهاجم به خانه اش بیان فرمود. دوم، سخنرانی در مسجد مدینه که همان خطب معروف آن حضرت است که در این مقاله بدان می پردازیم و سوم در جمع زنان مهاجر و انصار.

خطب معروف حضرت زهرا(س) که در مسجد مدینه ایراد فرمود، از معتبرترین روایاتی است که شیعیان بر آن اتفاق دارند و بسیاری از علما و دانشمندان اهل تسنن، نیز همه یا قسمتی از آن را نقل کرده اند. ذبیح الله محلاتی در کتاب ریاحین الشریعه، هفده نفر ار آنان را نام می برد و برخی کتاب های دیگری که این خطبه را نقل کرده اند، عبارتند از: علل الشرائع شیخ صدوق، تذکرهالخواص ابن جوزی، شرح نهج البلاغ بحرانی، من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق، نثر الدرر آبی، دلائل الإمامه طبری، احتجاج طبرسی و… است و ما این خطبه را از کتاب احتجاج طبرسی نقل می کنیم (ر. ک؛ طبرسی، ۱۴۰۳ق.، ج ۱: ۱۳۱-۱۴۱).

به اجمال میتوان به نکاتی در خطبه اشاره نمود: شکر نعمت های خداوند، اخلاص ثمره توحید، اهداف آفرینش، اهداف بعثت پیامبر، قرآن و عترت، فلسف احکام الهی، سفارش به تقوا، ویژگیهای دوره جاهلیت، نجات مردم از سوی پیامبر اکرم (ص)، نقش حضرت علی(ع) در گسترش اسلام، راحت طلبان دیروز و فرصت طلبان امروز، خلیفه تراشی و تغییر ارزش ها، فدک میراث پیامبر، پیامدهای رحلت پیامبر، شکوه در برابر سکوت انصار، سوابق مبارزاتی انصار، مظاهر ارتجاع پس از وفات پیامبر، خیانت سران سقیفه، راحت طلبی و دنیاپرستی و بازگشت به جاهلیت.

۶ تصویر و موسیقی در خطبه

تصویر شامل عبارات و الفاظی میشود که ادیب در آن، تألیف ادبی آن را خلق میکند و شامل خیالی است که در نتیج عاطفه ای قوی به وجود میآید و ادیب آن را در اثر خود منعکس میکند.

تصویر هنری، زاده خیال نوآور و منبع زیبایی است و تصویر وسیله ای مهم برای ابراز و تأثیر آن محسوب میشود. تصویرپردازی امکان تصرف در اشیاء و جهان را برای آدمی فراهم میآورد و این امکان را میدهد تا با دستکاری در عناصر طبیعت، مطلب و مقصود خود را بیافریند و احساس خود را در اشیاء بریزد و با پدیده های بیرون از قلمرو زبان خود سخن بگوید. تصویر، ظرف عواطف و احساسات شاعر میشود که بیپشتوان عاطفی، بیروح و سرد و غیرهنری است (ر. ک؛ فتوحی، ۱۳۸۵: ۶۷-۶۸). تصاویر پویا و متحرک آسان تر به ذهن و فکر مخاطب راه مییابد. مخاطب متن پویا، در عالمی جذاب سیر میکند که ادیب آن را خلق نموده است و پویایی از نشانه ها و پایه های یک تصویر خوب و موفق است و در تصویر معانی ذهنی و حالات روانی و صحنه ها و حوادث قابل توجه هستند. یکی از مهم ترین اسباب تحرک و پویایی تصاویر، این است که صور خیال ادیب از جوانب مختلف حیات و احوال گوناگون طبیعت اخذ شده باشد؛ زیرا تجربه ای که از تماس مستقیم با طبیعت و ادراک جمال آن حاصل شده باشد، تحرک بیشتری دارد و با زندگی پیوند و ارتباط عمیق تری دارد (ر. ک؛ شفیعی کدکنی، ۱۳۸۳: ۲۶۰). در بررسی تصاویری که حضرت در خطب خود به کار برده است، قریب به اتفاق برگرفته از طبیعت و عناصر آن، همچون حیوانات، آتش، شیر و… که از متن عناصر زندگی خود مردم که با آن به صورت مستمر سروکار دارند، با ظرافت خاص و دقت قابل ملاحظه ای استفاده کرده است. تصویرها مأنوس و در عین حال، تازه هستند؛ زیرا ترکیب تصویر نو و تازه است، لذا از ابتذال دور و نیز از پویایی و ترتیب خاصی برخوردارند و هدفی خاص را دنبال می کنند. در این تصاویر، بعد حسی با بعد روانی آدمی درآمیخته است که اگر این تصاویر صرفا حسی بود، این بیان حوادث نمیتوانست روح انسان را دستخوش تحول قرار دهد. بنابراین، جدایی عنصر حسی و روانی این تصاویر و بیانات معنایی ندارد. بنابراین، بیان الهام گر و احساس و عاطف صادق را میتوان از دیگر ویژگیهای تصاویر این خطبه برشمرد.

گاهی برای درک یک حوزه انتزاعی از چند استعار متفاوت استفاده میشود و حوزه های تجربی متفاوتی به عنوان حوزه مبدأ فراخوانده میشوند که هر حوزه مبدأ بخشی از حوزه مقصد را توصیف میکند. این خطبه به سبب انتزاعی بودن که اغلب مفاهیم متافیزیکی و دور از دسترس تجرب حسی هستند، تنها از طریق همین استعاره ها درک میشوند. انواع تشبیه ها و استعاره هایی که در این خطبه به کار برده شده، از روی طبع است، بدون تکلف و سختی به گونه ای که خواننده آن را احساس نمیکند. ویژگیهای حروف و اصوات در ایجاد موسیقی انکارناپذیر است، اصوات دارای بار آهنگی است که با جوانب احساسی ارتباط پیدا می کند. لذا ادیبان و سخنرانان بزرگ برای مؤثر نمودن کلام خود، آن را مزین به صوتی متناسب و هماهنگ با معنا میکنند و به وسیل ریتم همراه با حرکات متوازن و منظم خود تأثیر میبخشند. این خطبه نظام هجی خاصی دارد که این نظام، هماهنگ با معنای ایرادشده است و کاملا با جو و فضای فرازها همخوانی دارد و این موسیقی کلمات باعث ایقاعی جذاب می شود و هر ترکیبی معنی خاصی دارد که تعداد هجاها با معانی و دلالتی که فرازها دارند، تناسب دارد و سیاق های کلام در مواقعی احساسات متحرک و گاهی احساسات ثابت را حمل می کند و هر کدام از این حالات، اثری بر طبیعت ساختار مقطع ها دارد.

بنابراین، تنوع بین مقاطع کوتاه و متوسط، دلالت معنایی دارد و از میان این تنوع، موسیقی آهنگینی را ایجاد می کند (عبدالرحمن، ۲۰۰۶م.: ۲۱).

نوای غم انگیز کلام حضرت، از موسیقی بیرونی و درونی برمیخیزد.[۲] این موسیقی با معنا و سیاق پیوندی تام دارد و بر مقتضای آنها گاه آرام و ملایم و گاهی تند و شتابان و کوبنده است.

عنصر موسیقی در تمام لایه های سخن جاری است. جناس ها، سجع ها، طباق ها و تضادها همگی در نواختن موسیقی مناسب با متن نقش دارند که فقرات خطبه را از یکنواختی بیرون میآورد.

اینک به بررسی زیباییهای تصاویر و موسیقی بعضی از فرازهای این خطبه میپردازیم.

«کلما اوقدوا نارا للحرب اطفأها الله، او نجم قرن الشیطان، او فغرت فاغره من المشرکین. قذف اخاه فی لهواتها، فلا ینکفیء حتی یطأ جناحها بأخمصه، و یخمد لهبها بسیفه. مکدودا فی ذات الله، مجتهدا فی امر الله، قریبا من رسول الله، سیدا فی أولیاء الله، مشمرا ناصحا مجدا کادحا، لا تأخذه فی الله لوم لائم و أنتم فی رفاهی من العیش، وادعون فاکهون آمنون، تتربصون بنا الدوائر، و تتوکفون الاخبار، و تنکصون عند النزال، و تفرون من القتال»[۳].

زبان آمیخته با تصاویری است که عموما زبان بیان هستند و نه صرفا وسیل شرح و تزیین.

حضرت برای بیان مقاومت، شجاعت، پایداری و پیروزی کامل حضرت علی (ع) بر مشرکین این گونه به تصویرپردازی با اسماء و افعال جوارح میپردازد که هرگاه توطئه ای از سوی دشمن صورت می گرفت (مراد از شاخ شیطان، قدرت و قوت دشمنان اسلام است) و یا هنگامی که مشرکین دهانشان را باز میکردند و میخواستند با گفتارشان اغتشاش راه بیندازند، پیامبر(ص)، برادرش علی (ع) را در ته حلقوم آنها میانداخت تا حلقوم آنها را پاره کند و دهانشان را ببندد. پس حضرت از مسئولیتی که پیامبر بر دوش او گذاشته بود، برنمیگشت تا اینکه گوش مشرکان را زیر پای خود له کند و کار را تمام سازد. میتوان پویایی و تحرک و تصاویر زنده را از میان این تصویرپردازیهایی که به وسیل اعضاء و جوارح بدنی و افعالی که به واسط بدن انجام گرفته است، به خوبی مشاهده نمود. ایشان از اعضاء و جوارح جسم همچون «فاغره»، «لهوات»، «صماخ»، «أخمص» و از افعالی که با اعضای بدنی انجام میشود، همچون «أوقدوا، فغرت، قذف، ینکفیء، یطأ، یخمد» برای بیان مطلب خود بهره برده اند.

در فراز «نجم قرن الشیطان» حرکت خیالی و غیرمحسوس است. حرکت و ظهور شیطان که حرکت انسان از پی آن میآید و به دنبالش راه میافتد، حرکتی است خیالی و به ترسیم صحن شیطان که پیروانش را به گمراهی سوق میدهد، کمک میکند و در تصویر دیگری، «قذف أخاه فی لهواتها» حرکت کوبند امام علی (ع) به شیء پرتاب کردنی تجسیم یافته، این امر به جسم مادی محسوسی تصویر شده و پیامبر(ص) این امر پرتاب کردنی (حرکت کوبنده حضرت علی(ع)) را رها میکند، راه و مسیرش را میشناسد و هیچ کس توان توقف کردن آن را ندارد، چون هم روشن است و هم قوی که به هدف اصابت میکند و از طرفی، پرتاپ کننده آن داناست. تصویر شیء پرتاب کردنی در چند موضع از قرآن برای دلالت بر قدرت و سختی در تصویرگری معانی آمده است؛ مانند: «… وقذف فی قلوبهم الرعب…: … و در دلهایشان رعب افکند… » (الأحزاب /۲۶ و الحشر /۲).

این تصویر بسیار زیبا بر نفس مؤثر است؛ زیرا نفس از امور محسوس بیش از معنای مجرد متأثر میگردد و از این روی، تجسیم وارد حوزه روابط تصویر و روابط هنری آن میگردد (ر. ک؛ راغب، ۱۳۸۷: ۱۸۰).

آهنگ کلمات و موسیقی عبارات در ابراز این صورت ها باعث میشود که گوش، چشم، حس، خیال و وجدان را سرشار کند. وجود مصوت بلند «آ» در ساختار واژه های «مشمرا، ناصحا، مجدا، کادحا»، بزرگی و طولانی بودن زمان رنج و سختی را که امام به دوش میکشد، مجسم میکند.

همچنین، «الف» لین نرم در کلمات «وادعون، فاکهون، آمنون» با ترنم و نرمی، در بیان نهایت آرامشی که فرصت طلبان دارند، کمک میکند و بلندی واج «او» به طولانی بودن رفاه و آرامش و امنیت ایشان اشاره دارد. عبارت «فلا ینکفی حتی یطأ صماخها بأخمصه» کلماتی دارد که با آهنگ خشن خود، سختی و فشار و در عین حال، عظمت اعمال امام علی (ع) را به تصویر میکشد که ایشان وقتی به میدان نبرد میرفتند، تا کار را تمام نمیکردند، برنمیگشتند. همچنین، تکرار اصوات «صاد» و «خاء» باعث میشود که ما در برابر صحنه های شنیداری کوبنده و شدید مات و مبهوت شویم و پرده گوش ما را به سختی میکوبد. بین کلمات «صماخ و أخمص» جناس شبه اشتقاق وجود دارد و کلمات «أوقدوا، الحرب، أطفأ» دارای صنعت مراعات النظیر هستند و همچنان که بین دو فعل «أوقد و أطفأ» صنعت تضاد دیده میشود و جمل «کلما أوقدوا نارا للحرب أطفأها الله» از آی ۶۴ سوره مائده[۴] اقتباس شده است.

در فرازی از این خطبه، حضرت در قالب افعال و اسمایی که به سروصدا و ظاهر و نمایان شدن دلالت میکنند، تصا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *