تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تحلیلی معناشناختی از سرزمین مقدس عرفات؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی معناشناختی از سرزمین مقدس عرفات شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی معناشناختی از سرزمین مقدس عرفات را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل تحلیلی معناشناختی از سرزمین مقدس عرفات با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی معناشناختی از سرزمین مقدس عرفات با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی معناشناختی از سرزمین مقدس عرفات تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی معناشناختی از سرزمین مقدس عرفات را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیلی معناشناختی از سرزمین مقدس عرفات :

مقدمه

عرفات نام سرزمینی مقدس و یکی از نمادهای پیچیده حج است که با ناله و اشک و آه، پیوند و ارتباطی ناگسستنی دارد و برترین معرفت ها و شناخت ها را برای حج گزاران به ارمغان می آورد. صحرای عرفات در دامنه کوهی به نام جبل الرّحمه در جنوب شرقی مکه واقع شده و حد فاصل آن میان «عُرَنَه»، «ثَوِیه»، «نَمِرَه» تا «ذی المَجاز» است و مساحت آن حدود هجده کیلومتر مربع، (جعفریان، بی تا، صص۱۶۰ – ۱۵۹)، به طول تقریبی دوازده کیلومتر و عرض ۵/۶ کیلومتر می باشد. (قائدان، ۱۳۸۶ ش، ص۱۴۷ ؛ کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۴، صص۴۶۲ – ۴۶۱). این سرزمین تنها موقف حج است که در محدوده حرم قرار ندارد.

بیابان عرفات در ماه ذی حجه شاهد سیل خروشان جمعیتی است که فوج فوج به سوی آن سرازیر می شوند و با آن در ارتباط می باشند. جمعیت عظیم حجاج از ظهر روز نهم ذی حجه تا غروب آفتاب در صحرای عرفات وقوف کنان به دعا و نیایش می پردازند تا پالایش شده، سپس به حریم الهی راه یابند.

وقوف در عرفات، از ارکان اصلی حج است که حج بدون آن معنا ندارد[۱] (عوالی اللئالی، ج۳، ص۱۶۲). این وقوف فضایل نمادین ارزشمندی دارد؛ از جمله اینکه سرزمین عرفات پایگاهی برای معرفت و شناسایی پروردگار، کسب اجازه ورود به منطقه حرم، شناختن وظایف حضور در حریم حق، ابراز عشق و محبت درونی و راز و نیاز با خداوند متعال می باشد.

حج گزار به اینجا قدم می گذارد تا با گوش دل، سخنان گُهربار پیامبر(ص) را که گویی هنوز هم در آن صحرا طنین انداز است، بشنود و آن را نصب العین خود قرار دهد.

اکنون نوشتار حاضر بر آن است تا ضمن معنا شناسی از این سرزمین مقدس، ابعاد ارتباطی و جنبه های نمادینِ آن را برجسته سازد.

فلسفه نامگذاری عرفات

درباره اینکه چرا عرفات بدین نام خوانده شده، احتمالات گوناگونی وجود دارد کههر یک از آنها از برخی ویژگی های نمادین این سرزمین حکایت دارد. در ادامه به مهم ترین این وجوه اشاره می شود:

چون حج گزاران در این سرزمین با یکدیگر آشنا می شوند، این روز را عرفه، و این سرزمین را عرفات گویند (میبدی، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۵۳۳)؛ چنان که آدم و حوا(ع) نیز پس از آنکه به دلیل خطایشان از بهشت رانده شدند و بر زمین فرود آمدند، پس از جدایی ای طولانی، در این سرزمین همدیگر را ملاقات کردند و شناختند (حسینی واسطی زبیدی، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۳۷۶؛ راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ ق، ص۵۶۱ ؛ میبدی، ۱۳۷۱ش، ج۱، ص۵۳۳؛ طبرسی، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۵۲۶؛ العروسی الحویزی، ۱۴۱۵ ق، ج۱، صص۱۹۷ – ۱۹۶).

عرفات از آن رو به این نام خوانده شده که مردم در آنجا به گناهان خود اعتراف می کنند (حموی، ۱۹۹۵ م، ج۴، ص۱۰۴؛ میبدی،۱۳۷۱ش، ج۱، ص۵۳۳). امام صادق(ع) در بیانی نشانه شناختی پس از ذکر داستان فرود آمدن آدم(ع) در عرفات و همراهی جبرئیل با ایشان می فرمایند:

«جبرئیل به آدم(ع) گفت: «آن گاه که خورشید غروب کرد، هفت مرتبه به گناه خود اعتراف کن و هفت مرتبه نیز از خداوند طلب آمرزش و توبه نما». پس آدم(ع) چنین کرد. از این رو [آنجا] عرفات نامیده شد؛ زیرا آدم(ع) در آنجا به گناه خود اعتراف کرد و برای فرزندان او نیز سنّت شد که در این سرزمین به گناهان خود اعتراف کنند و از خداوند آمرزش بخواهند؛ همان گونه که آدم(ع) چنین کرد.» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۴، صص۱۹۲ – ۱۹۱).

معاویه بن عمار می گوید از امام صادق(ع) پرسیدم: «چرا عرفات بدین نام خوانده شده است؟» فرمودند:

«زیرا جبرئیل روز عرفه همراه ابراهیم(ع) بیرون رفت. پس هنگام غروب آفتاب، به ابراهیم (ع) گفت: «ای ابراهیم، به گناه خود اعتراف کن[۲] و مناسک حجّت را بیاموز». پس به خاطر این سخن، جبرئیل به ابراهیم(ع) که گفت «اعتراف کن»، این سرزمین عرفات نامیده شد.» (شیخ صدوق، ۱۳۸۵ش / ۱۹۶۶م / ج ۲، ص۴۳۶).

آن گاه که ابراهیم(ع) از خدا خواست تا مناسک حج را به وی بیاموزد (بقره: ۱۲۸)، جبرئیل(ع)، که مأمور تعلیم مناسک به ابراهیم(ع) بود، هنگام حضور در سرزمین عرفات به آن حضرت گفت: «اینجا عرفات است، پس در آن مناسک خود را بشناس و به گناهت اعتراف کن». بنابراین این سرزمین عرفات نامیده شد (کلینی، ۱۴۰۷ ق، ج۴، ص۲۰۷).

در روایتی دیگر آمده است:

«چون جبرئیل(ع) مناسک حج را به ابراهیم(ع) آموخت و او را به عرفه آگاه ساخت، به وی گفت: «آیا مناسکت را شناختی؟» ابراهیم(ع) در پاسخ فرمود: «آری، شناختم». پس این سرزمین عرفات نامیده شد.» (حموی، ۱۹۹۵م، ج۴، ص۱۰۴).

ابراهیم(ع) قبل از روز نهم ذی حجه خواب دید که فرزندش اسماعیل(ع) را ذبح می کند. وقتی از خواب بیدار شد، به فکر فرو رفت که آیا این رؤیا دستور الهی است یا نه؟ این رؤیا در شب نهم ذی حجه نیز برای آن حضرت تکرار شد. از این رو بر آن حضرت مسلّم شد که باید فرزندش اسماعیل(ع) را ذبح کند. چون این معرفت و آشنایی با وظیفه در روز نهم و در سرزمین عرفات حاصل شد، آن روز را عرفه، و آن سرزمین را عرفات می گویند (سیوطی، ۱۴۱۴ق / ۱۹۹۳م، ج۷، ص۱۱۱؛ میبدی، ۱۳۷۱ش، ص۵۳۳ ۵۳۲).

«عُرف»، که «أعراف» جمع آن است، به معنای سرزمین مرتفع و بلند است (ابن منظور، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۲۴۱؛ حسینی واسطی زبیدی، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۳۷۸) و با عنایت به معنای آن (ارتفاع و بلندی) که سبب تمییز و اشراف نسبت به دیگر سرزمین ها می شود، آگاهی، عرفان و معرفت نیز معنا می شود. «اعراف» نیز به مقامات عالی و روحانی گفته می شود که بهشت و جهنم آن را احاطه کرده است. اما جالب توجه اینکه «عرفات» سرزمینی مرتفع نیست؛ بلکه دشتی هموار است که رشته کوه های بلندی آن را در بر گرفته است (مصطفوی، ۱۴۰۲ق، ج۸، صص۹۹ – ۹۸). بنابراین «عرفات» از آن جهت بدین نام خوانده شده که دارای رفعت و بلندی معنوی است (طبرسی، ۱۳۷۲ش، ج۲، ص۵۲۶) و اشرافی معنوی بر سایر سرزمین ها دارد، که سبب منزلت و مقام معنوی آن و برتری اش بر دیگر سرزمین ها شده است.

به بوی خوش از آن جهت که به جان آدمی آرامش و سکون می بخشد، «عَرْف» می گویند (مصطفوی، ۱۴۰۲ق، ج۸، ص۹۷) و واژه معرفت نیز در اصل به معنای آرامش و سکون است (حمیری، ۱۴۲۰ق، ج۷، ص۴۴۶۵). بنابراین عرفات بدان جهت به این نام خوانده می شود که سرزمین مقدس و با عظمتی است؛ آن سان که گویی با بوی خوش، عطرآگین شده است (حسینی واسطی زبیدی، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۳۷۶ ؛ إبن فارس، ۱۴۰۴ق، ص۲۸۲) و با معرفت هایی که در آن کسب می شود، موجب آرامش و سکون انسان می گردد.

چون «عِرْف» به معنای صبر و بردباری است و حاجیان با صبر و بردباری برای رسیدن به عرفات و وقوف در آن، رنج و زحمتی فراوان متحمل می شوند (حموی، ۱۹۹۵م، ج۴، ص۱۰۴) و از آنجا که صبوری، آرامش و اطمینان از آثار معرفت است (مصطفوی، ۱۴۰۲ق، ج۸، ص۹۹) و در وقوف کنندگان در عرفات آشکار می شود، بدین روی این سرزمین، عرفات نامیده می شود.

عرفات را از آن رو عرفات گویند که در آنجا بندگان به وسیله عبادات و دعاهابه خداوند متعال معرفت و شناخت کسب می کنند (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ ق، ص۵۶۱). معرفت خداوند از مهم ترین معرفت ها در سرزمین عرفات است؛ چرا که این سرزمین، محیط بسیار آماده ای برای معرفت پروردگار است. در آنجا از نسیمش، صدای زمزمه جبرئیل و آهنگ مردانه ابراهیم خلیل و طنین حیات بخش صدای پیامبر اسلام(ص) و مجاهدان صدر اسلام شنیده می شود. در این سرزمین خاطره انگیز که گویا دریچه ای به جهان ماورای طبیعت است، انسان ها با جذبه روحانی و معنوی وصف ناشدنی ای، همه یک شکل و یک رنگ و به دور از هیاهو و زرق و برق دنیای مادی، با تأمل و درنگ در این موقف و دعا و مناجات با خداوند، از نشئه عرفان و معرفت پروردگار سرمست می شوند و با زمزمه تسبیح خلقت هماهنگ می گردند.

از میان وجوه مطرح شده برای نامگذاری عرفات، دو وجه، اهمیت خاصی داشته، تجلی واضح و روشن تری دارند: یکی اعتراف به گناه و دیگری معرفت و شناخت. البته اعتراف هم به معرفت باز می گردد؛ زیرا اعتراف بدون به گناهان، معرفت ممکن نیست. پس نام عرفات در واقع به معرفت اشاره دارد و عرفات چیزی جز معرفت و شناخت نیست و معرفت خداوند اساسی ترین شناخت هاست؛ زیرا در واقع همه معارف و شناخت هایی که در سرزمین عرفات صورت می گیرد، به نوعی برای دست یافتن به شناخت خداوند متعال است.

عرفات در قابی نمادین

عرفات که یکی از نمادهای پیچیده حج است، خود بر مجموعه ای از نمادها مبتنی است که شناخت و فهم آنها نیازمند شرح و واکاوی است. در ذیل به رمزگشایی از این نمادها پرداخته می شود:

۱. سرزمین معرفت و شناخت

وقوف در عرفات، نماد معرفت و شناخت است؛ شناخت خود، دیگران (دوستان، همراهان، دشمنان) و مهم تر از همه، شناخت خداوند متعال؛ چه اینکه شناخت خود، دوستان و دشمنان (شیطان) نیز با انگیزه شناخت و معرفت خداوند سبحان است.

عرفات اسم مفردی است که در لفظ جمع آمده است (جوهری، ۱۴۱۰ ق، ج۴، ص۱۴۰۱؛ طریحی، ۱۴۱۶ق، ج۵، ص۹۹؛ حموی، ۱۹۹۵م، ج۴، ص۱۰۴). از این رو معرفت های گوناگونی در آن تحقق می یابد. در همین سرزمین بود که ابراهیم خلیل(ع)، شیطان و وسوسه های او را به خوبی شناخت و با معارف و آگاهی هایی که درباره ترفندهای شیطان کسب کرد، در منا او را با سنگ از پیرامون خویش طرد کرد تا مبادا مانعی در ایفای وظیفه الهی او پدید آورد. آدم(ع) نیز انیس خود، حوّا را در اینجا شناخت و در همین سرزمین بود که گناه و ترک اولای خود پی برد و به آن اعتراف کرد. امام حسین(ع) نیز که در این نقطه درنگی بسیار عمیق و شگرف داشت، با دعایی که در میان خاندان و یاران زمزمه کرد، خداوند متعال را از رهگذر این دعا به خوبی شناساند.

حاجی نباید وقوف در عرفات را رکودی در مراسم حج تلقی کند؛ بلکه باید به ارتباط با خویش بپردازد و در خود تفکر و اندیشه کند و شناختی بهتر از گذشته درباره خویشتن کسب نماید؛ باید در این پایگاه به ارتباط با خدا بپردازد و همواره خدا را یاد کند تا خداوند نیز او را از یاد نبرد و به مدد یاد خدا، خویشتن را بازشناسد. بنابراین، چنین وقوفی سرشار از پویایی در تفکر و اندیشه است. از طریق این وقوف است که انسان ها می توانند گام هایی بلند و سریع به سوی خداوند متعال بردارند و او را بشناسند و درباره دوستان و همراهان و دشمنان خود نیز معرفتی اساسی کسب کنند.

از دیدگاه جامعه شناختی نیز این سرزمین و وقوف در آن، سمبلِ این است که مسلمانان دور افتاده از یکدیگر در این کانون تجمع، همچون آدم و حوّا (ع) به معرفتو شناخت یکدیگر نائل آیند و از این رهگذر، به انسجام و همبستگی دست یابند.

مسلمانان باید با وقوف در این سرزمین و آگاهی از حال یکدیگر، اختلافاتو پراکندگی های خود را به اتحاد و همبستگی مبدل سازند و بدین ترتیب به حل و فصل مسائل و مشکلات جهان اسلام بپردازند.

آری، اینجا سرزمین شناخت است؛ اما نه شناخت آدم و حوّا؛ بلکه آشنایی با خود. حج گزار باید خود را بشناسد و وقوف در این سرزمین برای واقف شدن انسان بر نفس خویش است و سکوت عرفات زمینه ساز چنین تفکر و شناختی است. سکوت عرفات یعنی آرامش برای شدن و ماندن. عروج کردن و پرواز را فرا گرفتن! در پس پرده این سکوت فریادی نهفته است که تاریخ را به چالش می کشاند؛ ای انسان! ای گمشده در دالان های تاریک! به خود آی! خویشتن را بازجوی!و بدان که از کجا آمده ای و به کجا خواهی رفت؟

روزها فکر من این است وهمه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

زکجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود

به کجا می روم آخِر، ننمایی وطنم[۳]

حاجی باید بداند که به این سرزمین فراخوانده شده تا پرونده خویش را بازخوانی کند و در آن تفکر نماید و در محضر ربوبی، زبان به اقرار گشاید و جان خویش را به خلعت وحدانیت مزیّن نماید و با حضرت حق پیمان ببندد تا مظهر اوصاف الهی شودو رنگ و صبغه الهی به خود گیرد. امام صادق (ع) همسو با این اراده مقدس می فرمایند:

«وَ اعْتَرِفْ بِالْخَطَایَا بِعَرَفَاتٍ وَ جدِّدْ عهْدَکَ عِنْدَ الله تَعَالَی بِوَحْدَانِیَّتِهِ وَ تَقَرَّبْ إِلَیْه» (جعفر بن محمد(ع)، ۱۴۰۰ق، ص۴۸).

«در عرفات، در باره گناهان و لغزش های خود زبان به اعتراف بگشا و با خداوند متعال بر وحدانیت و یگانگی او تجدید پیمان کن و به سوی او تقرّب بجوی.»

در واقع عرفات چیزی جز اعتراف و معرفت نیست. معرفت به حاجی بصیرت می دهد؛ بصیرتی که با آن می توان راه را از بیراهه تشخیص داد و از هرگونه سرگردانی، تزلزل و حیرت نجات یافت (عبدالرزاق القاسانی، ۱۳۷۲ش، ۱۴۱۳ق، ص۳۳۶). از آنجا که معرفت در اصل به معنای شناخت و پی بردن به هر خیری است که موجب اطمینان انسان می شود (ابن منظور، ۱۴۱۴ق، ج۹، ص۲۳۹) و صبر، آرامش و اطمینان، نتیجه و اثر معرفت است (مصطفوی، ۱۴۰۲ق، ج۸، ص۹۹)، می توان گفت که عرفات سرزمین شناخت، از جمله شناخت منشأ گناهان و اعتراف به آنها، و جایگاه پی بردن به خواص نعمت های دنیوی و اخروی و پرهیز از گزینش نابجای آنها برای دستیابی به اطمینان و آرامش قلبی است؛ چرا که اعتراف بدون معرفت ممکن نیست و توبه از گناه، بدون درک خواص نعمت ها و دوری از استفاده نابجا از آنها حاصل نمی شود.

نتیجه عدم شناخت نعمت ها و خواص آنها، چیزی جز ناآرامی و تسکین پنداری نیست؛ چنان که آدم(ع) با نزدیک شدن به شجره منهیه و استفاده نابجا از آن، به تسکین پنداری خویش پرداخت و از بهشت رانده شد تا اینکه در عرفات به خطای خود پی برد و با اعتراف به آن، توبه کرد. (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۴، صص۱۹۱ – ۱۹۰). به همین دلیل خداوند متعال عرفات را محل شناخت علت گناه و اعتراف به آن قرار داد و به جبرئیل دستور داد تا ضمن تعلیم مناسک حج به آدم(ع)، به او امر کند که در آن سرزمین به گناه خود اعتراف نماید. امام صادق(ع) در تعبیری نمادین می فرمایند:

«فَجُعِلَ ذَلِکَ سُنَّهً فِی وُلْدِهِ یعْتَرِفُونَ بذُنُوبِهِمْ کَمَا اعْتَرَفَ أَبُوهُمْ وَ یَسْأَلُونَ الله عزَّ وَ جلَّ التَّوْبَهَ کَمَا سَأَلَهَا أَبُوهُمْ آدَم» (شیخ صدوق، ۱۳۸۵ش /۱۹۶۶م، ج۲، ص۴۰۰).

«اعتراف به گناه در عرفات، در میان بنی آدم سنّت شد تا همانند پدرشان آدم(ع) به گناهان خویش اعتراف کنند و از خداوند عزّوجلّ طلب بخشش و توبه نمایند؛ همان طور که پدرشان آدم(ع) چنین کرد.

عرفات محل معرفت نفس و خودشناسی است و شناخت منشأ گناهان و اعتراف به آنها و پی بردن به خواص نعمت های دنیوی و اخروی در این سرزمین مقدس، همگی به منظور تحقق یافتن معرفت نفس و ارتباط با خویشتن است. اما باید دانست که در حقیقت معرفت نفس، زمزمه «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه» (جعفر بن محمد (ع)، ۱۴۰۰ ق، ص۱۳؛ علامه مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۳۲) است؛ یعنی حاجی با کسب معرفت و شناخت خود در عرفات، قلب خویش را برای پذیرش معارف الهی مهیّا می سازد و با قیام به بندگی و پیوند خوردن به جذبه های الهی، به قرب خداوند نائل می شود؛ به تعبیری دیگر خودشناسی همان خداشناسی، و ارتباط با خود، همان ارتباط با خداست؛ بدین معنا که اگر حاجی به معرفت و شناخت خویش دست یابد، در واقع به معرفت خداوند متعال نائل شده است؛ یعنی معرفت نفس مقدمه معرفت پروردگار نیست؛ بلکه عین آن است.

۲. سرزمین دعا

سرزمین عرفات نماد و تجلّیگاه دعا و نیایش و استجابت دعاست؛ همان دعایی که محکم ترین ارتباط با خدا،[۴] اعتبار بنده نزد خدا،[۵] مغز عبادت،[۶] اسلحه مؤمن،[۷] دوای دردها،[۸] مقدّرکننده سرنوشت هاست[۹] و در سعادت و شقاوت انسان ها نقشی تعیین کننده دارد.[۱۰] دعا در روز عرفه چنان اهمیت و جایگاه رفیع و والا دارد که گرچه روزه گرفتن در این روز مستحب است، اما اگر موجب ضعف و بی نشاطی حج گزار شود، به گونه ای که نتواند از رهگذر دعا با معبود خویش ارتباط برقرار کند و به مناجات بپردازد، دعا و مناجات بر روزه مقدم می شود (شیخ صدوق، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۸۸). نه تنها در روز عرفه دعا بر روزه برتری دارد، بلکه رحمت و مغفرت در عرفات به حدّی است که با ماه مبارک رمضان که ماه رحمت و مغفرت است، برابری می کند؛ چنان که اگر کسی در ماه رمضان آمرزیده نشود، تا رمضان سال آینده بخشوده نخواهد شد؛ مگر اینکه در عرفات حاضر شود: «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ، لَم یغْفَرْ لَهُ إِلی قَابِلٍ إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَهَ» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۶۶).

حاجی قبل از آنکه راهی عرفات شود، با کعبه ارتباط برقرار می کند و در بیعتی بزرگ با خداوند، جان، اعضا، قلب و قالب خویش را به حضرت حق واگذار می کند و می فروشد؛ تا آنجا که حتی چشم وگوش حج گزار هم از آنِ خداوند می شود. او در بیعتش با پروردگار، همه چیز خود را می دهد و تنها مالک دعا می شود: «لَا یَمْلِکُ إِلَّا الدُّعَاء» (مفاتیح الجنان، دعای کمیل). او نه تنها مالک مال نیست، بلکه اعضا و جوارحش نیز امانت خداست.[۱۱] از این رو، آن گاه که قدم به عرفات می گذارد، فقط می تواند اظهار عجز و تضّرع کند و در برابر دشمن درون، سلاحی جز ناله و اشک ندارد: «وَ سِلَاحُهُ الْبُکَاء» (مفاتیح الجنان، دعای کمیل) و این یعنی عرفات، تجلّیگاه دعا و نیایش است.

اگر حاجی می خواهد فردای عرفه در سرزمین منا شیطانِ بیرون را با سنگ رمی کند، قبل از آن باید شیطان درون را با سلاح گریه و اشک رام کرده باشد؛ چرا که شیطان درون منشأ همه شیطنت هاست و تنها در صورتی می توان در برابر او پیروز شد که به سلاحی متناسب و قوی مسلّح بود و آن سلاح چیزی جز توبه و انابه در برابر خداوند متعال نیست.

سرزمین عرفات پیوندی ناگسستنی با ناله و اشک دارد و با اشک های امام حسین(ع) هنگام خواندن دعای عرفه، متبرک تر شده است. آن حضرت با درنگی بسیار عمیق و شگرف در این سرزمین، دعایی خوانده است که سنگ های جبل الرّحمه هنوز هم از سوز و گداز آن گریان اند. این دعا منشور معرفت نفس، شناخت خدا و ارتباط عاشقانه بنده با خداست.

استجابت دعا در عرفات با وجود اولیای الهی در این سرزمین رابطه دارد. آنجا قدمگاه پیامبران الهی و معصومان: است و به یُمن حضور آنان در آن وادی مقدس، دعای حج گزاران مستجاب می گردد. حضور امام زمان(ع) نیز هر ساله در موسم حج و در موقف عرفات بر شرافت و جلالت آن افزوده و آنجا را به مهبط فرشتگان مبدل ساخته است و برکات خاص الهی را همواره شامل حال واقفان در آن سرزمین می گرداند. خداوند به برکت دعای آن حضرت به حجاج نظر لطف می کند وآنان را مورد رحمت خویش قرار می دهد. ازاین رو، وقوف در عرفات به دلیل حضور امام عصر(ع) که خود حقیقت و باطن حج است از ارکان حج به شمار می رود و ترک آن موجب بطلان حج می شود. محمد بن عثمان عمری، از نوّاب خاص امام زمان(ع)، درباره حضور آن حضرت در موقف عرفات می گوید:

«وَ الله إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَیحْضُرُ الْموْسِمَ کلَ سَنَهٍ یَرَی النَّاسَ وَ یَعْرِفُهُمْ وَ یَرَوْنَهُ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ» (شیخ صدوق ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۵۲۰).

« به خدا سوگند که صاحب الامر(ع) هر سال در موسم [حج] حاضر است، مردم را می بیند و می شناسد و مردم نیز او را می بینند، اما نمی شناسند.»

بنابراین، به دلیل محدودیت زمانی و مکانی وقوف، صالحان و اولیای الهی نیز برای ادای مناسک حج و دعا و راز و نیاز، در جمع یک رنگ حاجیان حاضر می شوند و هیچ گاه حج از آنان خالی نیست. از این رو، دعای حاجیان مستجاب، و همه گناهان آنان آمرزیده می شود. لذا گناه کارترین انسان ها از میان حجاجی که در سرزمین عرفات حاضر می شوند، کسی است که از عرفات برگردد و گمان کند که خداوند متعال او را نیامرزیده است: «أَعظَمُ النَّاسِ جُرْماً مِنْ أَهْلِ عَرَفَاتٍ الَّذِی ینْصَرِفُ منْ عَرَفَاتٍ وَ هُوَ یَظُنُّ أَنَّهُ لَمْ یُغْفَرْ لَه» (شیخ صدوق ۱۴۱۳ ق، ج۲، ص۲۱۱ ؛ تمیمی مغربی، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۳۲۰، با کمی اختلاف در تعبیر).

از آنجا که سرزمین عرفات محور راز و نیاز و مناجات با خدا و استجابت دعاست، اولیای دین نیز آن گاه که قدم در این وادی می گذاشته اند، فرصت را غنیمت می شمرده و ارتباط خود را با خالق هستی مستحکم تر می کرده اند. ابن عباس می گوید:

«رَأَیْتُ النبِیَّ (ص) عشِیَّهَ عرَفَهَ بِعَرَفَهَ، وَ یَدَاهُ إِلَی صدْرِهِ یدْعُو کَاسْتِطْعَامِ الْمِسْکِینِ» (فاکهی، ۱۴۲۴ ق، ج۵، ص۲۴).

امام باقر(ع) نیز در تعبیری برای نشان دادن اهمیت و ترغیب به دعا و استجابت آن در عرفات می فرمایند:

«مَا یَقِفُ أَحدٌ علَی تِلْکَ الْجِبَالِ بَرٌّ وَ لَا فَاجِرٌ إِلَّا اسْتَجَابَ الله لَه فَأَمَّا الْبرُّ فیُسْتَجَابُ لَه فِی آخِرَتِهِ وَ دُنْیَاهُ وَ أَما الْفَاجِرُ فَیُسْتَجَابُ لَهُ فِی دُنْیَاه» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۲۶۲؛شیخ صدوق ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۱۰).

«هیچیک از نیکان و بَدان بر کوه های عرفات وقوف نمی کند، مگر اینکه خداوند دعای او را به اجابت می رساند؛ دعای نیکان در مورد امور دنیا و آخرت مستجاب می شود و دعای بدان درباره دنیایشان مستجاب می گردد.»

۳. سرزمین قرب

عرفات نمادی از قرب میان بندگان و خداوند است. اما قرب دو گونه است؛ گاه منظور از قرب، نزدیکی خداوند به انسان هاست و گاه تقرّب یافتن بندگان به خداوند متعال مراد است. البته باید دانست که قُرب اول علت قرب دوم است. از آنجا که خداوند متعالبه آدمیان نزدیک است، بندگان می توانند به او تقرّب جویند ونزدیک و نزدیکتر شوند.

با نگاهی نشانه شناختی به آیات قرآن کریم، درمی یابیم که قرب خداوند به بندگان مراتبی دارد که پیمودن هر یک از آنها به دعا و مناجات فروغ تازه تر و جذبه ویژه تری خواهد بخشید. از این رو، حج گزار باید در سرزمین عرفات، به مراحل قرب خداوندبه بندگان، التفاتی تامّ و عنایتی ویژه داشته باشد تا بتواند در زمره مقربان واقعی درگاه الهی قرار گیرد. در ادامه به بیان مراتب قرب خداوند به بندگان پرداخته می شود:

الف)گاهی قرب الهی آن چنان محقق است و خداوند چنان به بندگان نزدیک است که پیامبرخدا(ص) را هم در میان خود و بندگانش در نظر نمی گیرد و به طور مستقیم به سؤال آنها از پیامبر پاسخ می دهد و مسئله نزدیکی خود به بندگان را متذکر می شود: (وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ) (بقره: ۱۸۶)؛ «هرگاه بندگانم درباره من از تو پرسیدند، پس من نزدیکم.»

ب) گاهی خداوند خود را از حاضران در کنار بستر محتضَر به او نزدیک تر می داند: (وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْکُمْ وَ لکِنْ لا تُبْصِرُونَ) (واقعه : ۸۵)؛ «ما از شما به محتضر نزدیک تریم؛ اما شما نمی بینید.»

ج) گاهی خداوند متعال خود را از شریان خون و رگ حیاتی به انسان نزدیک تر می داند: (وَ نحْنُ أَقرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ) (ق: ۱۶)؛ «ما از رگِ گردن به انسان نزدیک تریم.»

د) گاهی نیز قرب و نزدیکی خداوند به بندگان در نهایت اوج و کمال است و خداوندبه انسان از خود او نزدیک تر است: (وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ یَحُولُ بیْنَ الْمرْءِ وَ قَلْبِهِ) (انفال : ۲۴)؛ «و بدانید که خداوند میان آدمی و قلبش حایل است.»

حج گزار راستین کسی است که با اخلاص و دلدادگی، تمام مراحل قرب خداوند به بندگان را یکی پس از دیگری طی کند و به مراتب عالی قرب خداوند نائل شود؛ چنان که امام حسین (ع) در صحرای عرفات ضمن دعای عرفه، از مراتب قرب خداوند به بندگان پرده برداشتند و عالی ترین مراتب قرب الهی را معرفی کردند.

بنابراین، عرفه؛ یعنی قرب و نزدیکی به خداوند و اهل عرفه، ره یافتگان به قرب الهی اند که خداوند دعای آنان را مستجاب و گناهانشان را آمرزیده و توبه شان را پذیرفته است. گویا حجاب هایی که میان بنده و معبود جدایی انداخته بود، یکی پس از دیگری کنار می رود و او با حقیقت دل، خداوند را مشاهده می کند و از نسیم رحمت و روح افزای الهی بهره مند می گردد.

همه سیرهای صعودی برای وصول به قرب الهی از عرفات آغاز می شود. از این رو، حاجی که در عمره بیرون از حرم مُحرم می شد تا به داخل حرم راه یابد، این بار باید از کنار خانه خدا محرم شود تا در عرفات خدا را بیابد (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۴۵۴). آدم(ع) نیز که در زمین و بر کوه صفا هبوط کرد، سیر صعودی اش از عرفات آغاز شد (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۴، صص۱۹۴-۱۹۱). حرکت صعودی امام حسین(ع) نیز از عرفات آغاز شد و هنوز هم ادامه دارد. آن حضرت چنان به قرب الهی دست یافت که زیارت او حقیقت عرفات معرفی شده است (ابن قولویه، ۱۳۵۶ش، ص۱۷۰).

۴. جایگاه بخشش و آمرزش گناهان

عرفات نمادی از عفو و رحمت بیکران الهی است و مهم ترین توشه ای که حج گزار می تواند از این دشت رحمت برگیرد، آمرزش گناهان است. در روز عرفه، حاجیان از سراسر جهان خود را به این سرزمین می رسانند و با دعا و راز و نیاز به درگاه خدای بی نیاز، پاکی و طهارت از گناهان را می طلبند. عرفات آن چنان با عفو و بخشش عجین است که ناامیدی از رحمت خداوند در این سرزمین، خود گناهی بزرگ و نابخشودنی است:

«أَعْظَمُ أَهْلِ عَرَفَاتٍ جُرْماً مَنِ انْصَرَفَ وَ هُوَ یظُنُّ أَنهُ لَم یُغْفَرْ لَهُ» (تمیمی مغربی، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۳۲۰)؛

«گناه کارترین مردم از اهل عرفات کسی است که از عرفات برگردد و گمان کند که آمرزیده نشده است.»

در ذیل به بیان روایاتی پرداخته می شود که به واکاوی آمرزش در سرزمین عرفات پرداخته اند. امیر مؤمنان، علی(ع) می فرمایند:

«آنگاه که پیامبرخدا(ص) در حَجّهالوداع مناسک حج را به جا آوردند، در عرفات وقوف کرده و رو به مردم سه مرتبه فرمودند: «مَرْحَباً بِوَفْدِ اللهِ»؛ «خوش آمدید ای فرستادگان خداوند»؛ کسانی که اگر درخواست کنند، به آنان عطا شود و فردای قیامت در پاداش هر درهم [که برای حج خرج کرده اند]، هزار حسنه دریافت دارند. سپس فرمودند: ای مردم، آیا بشارتتان ندهم؟، گفتند: آری، ای پیامبر خدا. حضرت فرمودند: هنگامی که غروب روز عرفه فرا می رسد، خداوند در برابر فرشتگان به وقوف کنندگان در عرفات مباهات کرده، می فرماید: فرشتگان من! به بندگانو کنیزان من بنگرید که از گوشه و کنار زمین، ژولیده موی و غبارآلود به سوی من آمده اند. آیا می دانید چه می خواهند؟ فرشتگان می گویند: پروردگارا! آمرزش گناهانشان را از شما می طلبند. خداوند می فرماید: شما (فرشتگان) را گواه می گیرم که همانا آنان را آمرزیدم. پس، از مکانی که در آن وقوف کرده اید، آمرزیدهو پاک بازگردید.» (تمیمی مغربی، ۱۳۸۵ق، ج۱، صص۲۹۴ – ۲۹۳).

پیامبر خدا(ص) می فرمایند:

«وقتی شامگاه عرفه فرا می رسد، خداوند به فرشتگان می گوید: بندگان مرا از مرد و زن مشاهده کنید که ژولیده و غبارآلود از هر نقطه دوردستی برای اطاعت و عبادت من اینجا آمده اند، در حالی که هنوز رحمت و عذاب من؛ یعنی بهشت و دوزخ را ندیده اند. ای فرشتگان من، شما را گواه می گیرم که همه آنان؛ چه آنها که در این سرزمین حاضر شده و چه آنان که به این سرزمین نیامده اند، همگی را مورد آمرزش و مغفرت قرا ر دادم. آن گاه پیامبر(ص) فرمودند: «فلَمْ یرَ یَوْماً أَکْثَرَ عُتَقَاءَ مِنَ النَّارِ مِنْ یَوْمِ عَرَفَهَوَ لَیْلَتِهَا»؛ هیچ زمانی غیر از روز عرفه و شام آن، این اندازه انسان های آمرزیده و آزاد شده از آتش دوزخ دیده نشده اند» (نوری، ۱۴۰۸ق، ج۱۰، ص۳۲).

پیامبر(ص) می فرمایند: «مِنَ الذُّنُوبِ ذُنُوبٌ لَا تغْفَرُ إِلَّا بعَرَفَاتٍ»؛ (تمیمی مغربی، ۱۳۸۵ق، ج۱، ص۲۹۴؛ محمد بن اشعث، بی تا، ص۶۵)؛ «برخی از گناهان بخشوده نمی شود مگر در عرفات».

امام صادق(ع) در تعبیری لطیف فرموده اند:

«الْحَاجُّ حُمْلَانُهُ وَ ضَمَانُهُ عَلَی اللِه فَإِذَا دَخَلَ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ وَکَّلَ اللهُ بِهِ مَلَکَیْنِ یحْفَظَانِ طوَافَهُ وَ صَلَاتَهُ وَ سَعْیَهُ وَ إِذَا کَانَ عَشِیَّهُ عَرَفَهَ ضَرَبَا عَلَی مَنْکِبِهِ الْأَیْمَنِ وَ یَقُولَانِ لَهُ یا هذَا أَمَّا مَا مَضَی فَقَدْ کُفِیتَهُ فَانْظُرْ کیْفَ تکُونُ فیمَا تَسْتَقْبِل» (شیخ طوسی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۲۱).

«کفالت و ضمانت حاجی بر خداوند متعال است. بنابراین آن گاه که وارد مسجدالحرام می شود، خداوند دو فرشته را با او همراه می سازد تا طواف، نماز و سعی او را حفظ کنند و آن گاه که شام عرفه فرامی رسد، بر شانه راست او زده، می گویند: گناهان گذشته تو آمرزیده شد. ببین در آینده چه می کنی.»

محمد بن قیس به نقل از امام باقر(ع) می گوید:

«إِذَا وَقَفْتَ بِعَرَفَاتٍ إِلَی غُرُوبِ الشَّمْسِ فإِنْ کَانَ عَلَیْکَ مِنَ الذُّنوبِ مثْلُ رَمْلِ عَالِجٍ أَوْ بِعَدَدِ نُجُومِ السمَاءِ أَوْ قطْرِ الْمَطَرِ لَغَفَرَهَا اللهُ لَک» (همان، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۲۰).

«آن گاه که تا غروب خورشید در عرفات وقوف کردی، اگر گناهانت به اندازه شن های شنزار یا ستارگان آسمان یا قطرات باران باشد، خداوند حتماً آنها را خواهد بخشید.»

باید توجه داشت که گرچه عرفات تجلّیگاه بخشش و آمرزش گناهان است، اما شرط بهره مندی از عفو و بخشش الهی در این سرزمین، بینش و اعتقاد راسخ به ولایت اهل بیت: است که خود از مهم ترین عوامل بازدارندگی از گناه و معصیت و از قوی ترین اسباب ارتباط با خداوند متعال است. امام رضا(ع) در بیانی نورانی به این نکته مهم و ظریف اشاره کرده و فرموده اند:

«أَنهُ لَا یقِفُ أَحدٌ مِنْ مُوَافِقٍ أَوْ مخَالِفٍ فی الْمَوْقِفِ إِلَّا غُفِرَ لَهُ فَقِیلَ لَهُ(ع) إِنَّهُ یَقِفُهُ الشَّارِی وَ النَّاصِبُ وَ غَیْرُهُمَا فَقَالَ یَغْفِرُ لِلْجَمِیعِ حَتَّی إِنَّ أَحدَهُمْ لَوْ لَم یعَاوِدْ إِلَی مَا کَانَ عَلَیْهِ مَا وَجَدَ شَیْئاً ممَّا تقَدَّمَ وَ کلُّهُمْ معَاوِدٌ قبْلَ الْخرُوجِ مِنَ الْمَوْقِفِ» (علی بن موسی(ع)، ۱۴۰۶ق، ص۲۱۴).

«هیچ کس از معتقدان [به ولایت و امامت] یا منکران [ولایت و امامت]، در موقف عرفات حاضر نمی شود، مگر اینکه بخشوده می شود. از آن حضرت سؤال شد: برخی خوارج و دشمنان نیز در این موقف حاضر می شوند؟ فرمودند: «همگی بخشوده می شوند تا جایی که اگر هر یک از آنها [از بینش باطل خود توبه کند و] به اعتقاد گذشته اش برگردد، گناهی از قبل بر او باقی نمی ماند. اما قبل از خارج شدن از عرفات، به همان اعتقاد شومی که داشته اند، باز می گردند.»

بنابراین، اگر حج گزاران پس از وقوف در موقف عرفات، بینش و اعتقاد نادرست خویش را که از بزرگ ترین موانع ارتباط با خداوند متعال است، اصلاح نکنند و به ولایت اهل بیت: تمسک نجویند، از پاداش ها و ثمرات تربیتی حضور در این موقف عظیم بهره ای نخواهند برد.

۵. جایگاه ذلت و خواری شیطان

حج گزار در سرزمین عرفات به اسباب و عوامل ریشه کن کردن موانع ارتباط با خدا (گناه و نافرمانی) پی می برد و درمی یابد که چگونه راه های حیله و اغواگری شیطان را بر خویش مسدود کند. از این رو، این سرزمین از مهم ترین جایگاه های ذلت و خواری شیطان بودهو روز عرفه، از مشقّت بارترین روزها برای شیطان است.

پیامبرخدا (ص) در تعبیری دقیق و مهم درباره رمز خواری شیطان در روز عرفه می فرمایند:

«مَا رُئِیَ الشَّیْطَانُ فِی یَوْمٍ هُوَ أَصْغَرَ وَ لَا أَحْقَرَ وَ لَا أَغْیَظَ مِنْهُ یَوْمَ عَرَفَهَ، وَ مَا ذَلِکَ إِلَّا لِمَا یَرَی مِنْ نزُولُ الرَّحمَهِ وَ تَجاوُزِ الله عَنِ الذُّنُوبِ الْعِظَامِ ؛ إِذْ یُقَالُ: مِنَ الذُّنُوبِ مَا لَا یُکَفِّرُهَا إِلَّا الْوُقُوفُ بِعَرَفَهَ» (بحرانی، ۱۳۷۸ش، ج۱، ص۲۲۴).

«شیطان در روزی کوچک تر، فرومایه تر و خشمگین تر از روز عرفه دیده نشده است و این حقارت و زبونی و خشمگینی شیطان در روز عرفه، به دلیل این است که نظاره گر نزول رحمت و گذشت و بخشش خداوند از گناهان بزرگ حج گزاران است؛ زیرا برخی از گناهان هست که فقط وقوف در عرفات آنها را می پوشاند و سبب بخشایش آنها می شود.»

همچنین از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده است که پیامبر(ص) فرمودند:

«آمرزش در همان لحظه حرکت و لحظات آغازین روز عرفه بر اهل عرفات نازل می شود. آن گاه شیطان بر سر خویش خاک می ریزد و شیون و زاری می کند. پس دیگر شیاطین گِرداگرد او جمع می شوند و می گویند: تو را چه شده است؟! می گوید: «قَوْمٌ قَدْ قَتَلْتُهُمْ مُنْذُ سِتِّینَ وَ سَبْعِینَ سَنَهً غُفِرَ لَهُمْ فِی طَرْفَهِ عَیْنٍ؛ یعْنِی مَنْ یَحْضُرُ مِنَ الْحَاجِّ بِعَرَفَهَ»؛ «مردمی (حجاج حاضر در عرفات) را که در مدت شصت، هفتاد سال نابودشان کردم، در یک چشم به هم زدن آمرزیده شدند!» (فاکهی، ۱۴۲۴ق، ج۵، ص۱۵).

آری، عرفات محل ذلت و خواری شیطان است؛ اما چون این سرزمین از بهترین مکان های توجه به خداوند و آمرزش گناهان است، شیطان تلاش می کند که حج گزاران را از رحمت و آمرزش الهی باز دارد. بنابراین، باید کنشگران با سعی و تلاش هرچه بیشتر، مواظب وسوسه و نیرنگ های شیطان در این جایگاه مقدس باشند. امام صادق (ع) درباره مکر و کیدهای شیطان در سرزمین عرفات می فرمایند:

«تَعَوَّذْ بِاللِه مِنَ الشَّیْطَانِ؛ فَإِنَّ الشیْطَانَ لَن یُذْهِلَکَ فِی مَوْضِعٍ أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ أَنْ یُذْهِلَکَ فِی ذلِکَ الْمَوْضِع» (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج ۴، ص۴۶۴).

«در عرفه از شیطان به خدا پناه ببر؛ زیرا هیچ مکانی برای شیطان دوست داشتنی تر از سرزمین عرفات نیست که تو را در آنجا غافل گیر کند و به لغزش اندازد.»

۶. تجلی زودگذر بودن دنیا و عمر انسان

بر حاجی واجب است که در عرفات وقوف کند، هرچند بسیار اندک و در حدّ چند دقیقه باشد؛ به عبارتی رساتر و بهتر، وقوف، درنگی کوتاه و زودگذر است. حاجی در عرفات از هنگام ظهر و از لحظه بلندترین ستیغ خورشید که نماد آگاهی و تجلّی معرفت است (همان طور که ظلمت و تاریکی، تجلی جهل و گمراهی و بی معرفتی است) وقوف خود را آغاز می کند و پس از مدت زمانی اندک، باید همزمان با غروب خورشید، با او همسفر شود و کوچ کند؛ باید بدون هیچ آرام و قراری با عجله از موقفی به موقف دیگر، از عرفات به مشعر، و از مشعر به منا رهسپار گردد.

اینها به حاجی یادآوری می کند که اقامت انسان در دنیای فانی نیز بدین سان کوتاه و گذراست. آدمی هنوز آرام نگرفته است که بانگ الرّحیل را می شنود. او باید برای کوچ به سرای باقی و عبور از مواقف آ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *