تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل تربیت اصولی و کارآمد توسط مربی و پدر و مادر – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل تربیت اصولی و کارآمد توسط مربی و پدر و مادر شامل 83 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل تربیت اصولی و کارآمد توسط مربی و پدر و مادر گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تربیت اصولی و کارآمد توسط مربی و پدر و مادر با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تربیت اصولی و کارآمد توسط مربی و پدر و مادر از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تربیت اصولی و کارآمد توسط مربی و پدر و مادر با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل تربیت اصولی و کارآمد توسط مربی و پدر و مادر را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تربیت اصولی و کارآمد توسط مربی و پدر و مادر :

رُوِیَ عَن رَسولِ الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: «إِنَّ الغَیرَهَ مِنَ الایمان؛[۱] غیرت از آثار ایمان است.»

بحث ما راجع به تربیت به معنای روش رفتاری و گفتاری دادن بود و گفته شد در بین محیط­ هایی که انسان درون آنها ساخته می­ شود، مؤثر ترین­ آنها محیط خانوادگی است. این مسئله را نیز مطرح کردیم که در تربیت آنچه نقش اساسی داشته و جنب زیر بنایی دارد؛ عنصر حیا و پرده­ داری است، که امری فطری است و در هر انسانی وجود دارد. بعد مواردی از آیات و روایات مطرح شد. در این جلسه یکی دو مورد دیگر را هم برای تأیید اینکه حیاء برای تربیت نقش زیربنایی دارد، مطرح می کنم بعد چند تذکّر می­ دهم.

نهی از تربیت در حالت خشم

یکی از مواردی که در باب تربیت مطرح شده، این است که مربّی در یک حال خاصّی، از تربیت دیگران نهی شده است؛ که در این حال دیگری را تربیت نکن! خود این یک مسئله است. جهت آن هم این است که ممکن است در این حال نتیج مطلوب را نگیری، بلکه نتیجه عکس بشود. دربار­ پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله نقل شده که « نَهَی رَسُولُ الله عَنِ الأَدَب عِندَ الغَضَب؛[۲]رسول خدا صلّی الله علیه و آله از تأدیب به هنگام خشم، نهی فرمودند.» یعنی آنگاه که خشمگین شدی، تربیت نکن! ادب همان تربیت است. در روایتی است از علی علیه السلام آمده است: «لا أَدَبَ مَعَ الغَضَب[۳]» ادب کردن، هنگام خشم ممکن نیست.

در حال خشم، ممکن است فرزند رُو در روی تو بایستد!

تربیت همراه غضب، اصلاً تربیت نیست. چون آنچه که در باب تربیت نقش زیربنایی دارد و برای تأدیب و تربیت می­ خواهیم از او استفاده کنیم، حیاء و پرده­ داری است. اگر بخواهی در آن حال که خشمگین هستی، فرزندت را تربیت کنی، چون هنوز نتواستی خودت را کنترل کنی، ممکن است حرکتی از تو سر بزند که این موجب پرده­ دری شود. چون عصبانی شده ­ای ممکن است یک دفعه یک حرکتی از تو سر بزند- اعمّ از گفتار و کردار- که موجب پرده­ دری و بی­حیایی شود. مثلاً موجب شود که طرف مقابل، جلوی تو بایستد؛ یعنی بر اثر این روش تو نتیج عکس دهد. تو با این کار، پرده­ دری کردی. آن پرده­ داری و حیا­یی که برای تربیت فرزند زیربنا بود را دریدی. تربیت در این موقعیّت دیگر فایده ندارد. چون محور و زیر بنا، پرده­ داری است نه پرده­ دری. ببینید این مسئله ­ای را که من مطرح کردم، جنبه­ عینی دارد. مربوط به معارف قرآنی و روایی ماست. من خطابه بلد نیستم. شعار هم بلد نیستم؛ من ضدّ شعارم، و اهل شعورم. آدم باید نسبت به معارف دینی­ اش شعور پیدا بکند. اگر می­ خواهد اصلاح بکند، بداند که اصلاح بر محور شعور است نه شعار. در این حال خشم و غضب، بدان که روایات از تربیت نهی کرده ­اند. دلیل آن را هم گفتم؛ برای این است که باید در تربیت حیاء و پرده­داری در فرد شکوفا شود. در تربیت محور پرده­ داری و حیاست.

تأکید اول: چه قصد تربیت باشد، چه نباشد، آموزش داده می­ شود. این را عرض کردم که در هنگام تربیت دیگران چه قصد بکنی، چه نکنی، تربیت صورت می­ پذیرد و فرزند روش عملی را از تو می­ آموزد. اما اگر یک وقت هم قصد کردی، باز هم تربیت صورت می ­پذیرد…آدم چه قصد بکند، چه قصد نکند، آموزش داده می ­شود. چه آموزش دیداری، چه گفتاری، و چه کرداری­. اما معنای آن این نیست که اگر قصد کردی این دیگر تربیت نیست. یک وقت اشتباه نشود.

تأکید دوّم: برخورد تربیتی، با اشاره و کنایه باشد! در معارفمان به ما آموخته ­اند آنجایی که قصد می­ کنی دیگری را با گفتارت تربیت کنی– که گاهی هم با کردار ممکن است؛ ولی اینجا گفتار روشن­تر است- دو راه را پیش بگیر؛ ۱- تلویح(اشاره)، ۲- تعریض(کنایه)! برای اینکه انسان اگر بخواهد دیگری را تربیت کند و قصد تربیت داشته باشد، در خانواده با کسی مواجه است که هنوز خوبی را از بدی تشخیص می­دهد. می­ خواهی به او بگویی: «این کار زشت است؛ نکن! یا این کار خوب است؛ انجام بده!» او هنوز حسن و قبح را می ­فهمد. عقل عملی­ اش را از دست نداده. ما می­ گوییم: عاقل است. هنوز عقل عملی ­اش را از دست نداده و مسخ نشده است. خصوصاً در محیط خانواده، بچّه هنوز خوب و بد را می ­فهمد و خوبی و زشتی سرَش می­ شود. در اینجا می ­گویند، روش تربیتی– چون متناسب با مکان ­هاست- تلویحی یا تعریضی باشد.

در مؤاخذه، صراحت لهجه به خرج نده!

روایت از علی علیه السلام است که فرمود: «عُقُوبَهُ العُقَلاءِ التَّلویح؛[۴] عقوبت کردن عقلاء با تلویح(اشاره) است.» اگر دیدید فرزند،کار بد کرده او می ­خواهید مؤاخذه­ اش بکنید، با تلویح او را مؤاخذه کنید. تلویح در مقابل تصریح قرار می­ گیرد و تلویح به معنای اشاره است. ما هم در مکالمات، محاورات عرفیّه و حتی نوشته­ها بکار می بریم و می­ گوییم: تلویحاً مطلب را به او فهماند؛ یعنی با اشاره. صراحت لهجه به خرج نده! چرا؟ چون پرده­ دری می ­شود. اثر آن از بین می ­رود. اگر فرزند را می­ خواهی تربیت کنی؛ کار بد کرده، کار زشت کرده، با اشاره از او بازخواست کن!به بچه بگو: “یک نفر” این کار بد را کرد…!روایت دوم از علی علیه السلام: «أَلتَّعریض لِلعاقِلِ أَشَدُّ عِتابِه؛[۵]» کنایه برای عاقل شدید ترین عتاب ­ها است. تعریض، کنایه است. مثلاً انسان بگوید یک کسی بود یک همچین کاری کرد و چنین و چنان شد. نگو تو کردی! تو این کار را کردی، تو آن کار را کردی! اگر صریحاً بگویی معلوم می­ شود خودت باید تربیت شوی. روش تربیت این نیست. باید با ظرافت عمل کنی. نگاه کنید اسلام، چقدر ظریف برخورد می ­کند! روش تربیت در اسلام، همسو با فطرت انسانی است. می­ خواهم بگویم: اصلاً، زیر بنای تربیت و اصلاح، حیاست. می­ خواهید اصلاح کنید؟ تربیت کنید؟ حیاء زیر بنا است. آنجایی که می­ خواهی روش رفتاری و گفتاری به دیگری بدهی، خیلی باید مراقب باشی که پرده­ دری نکنی؛ تا اثر داشته باشد.

باید حیاء در فرزند، ملکه شود!

در آنجایی که قصد تربیت دارید، باید مراقب باشی که حیاء صدمه نخورد؛ بلکه این استعداد را مثل بقیه استعدادها و قوهّ ­هایی که خداوند در انسان نهفته است، روز به روز باید در فرزند شکوفا کنی! باید رو به فزونی برود، شدّت و قوّت بگیرد و به صورت ملکه در بیاید. آن وقت، رفتار ها، کردار ها و گفتارهایش همه اصلاح می شود. من فکر می­ کنم که تا حدودی توانسته باشم مطلب را رسانده باشم که مسئله، رابطه مستقیم بین تربیت و پرده ­داری و حیاست و الا اگر حیاء نباشد دیگر تربیت هیچ معنایی ندارد.

چند تذکر:

اول: تربیت شدن هم غیر ارادی است.

در مسئله تربیت کردن، گفتیم قصد مدخلیّت ندارد و تربیت از عناوین قصدیّه نیست. تربیت شدن هم همین­ گونه است. از عناوین قصدیّه نیست و قصد نمی­ خواهد. خواه ناخواه تحقّق می ­یابد و اثر می­ گذارد. در آموزش دادن روش­ ها، قید نشده است که فرستنده­ اش باید قصد کند تا تربیت انجام شود. مثلاً هیکل پدر و مادر- هم دیداری، هم گفتاری و هم شنیداری- فرستنده است. بخواهی، نخواهی، دارد پخش می­ کند و به کودک روش رفتاری و گفتاری آموزش می­ دهد؛ قصد هم لازم ندارد. در گیرنده هم وضع همین طور است. گیرندگی فرزند هم قصد نمی ­خواهد. قصد در آن هم مدخلیّت ندارد که لازم باشد کودک قصد کند که تربیت بشود، تا تربیت بشود. خواه ناخواه است. نه در فرستنده ­اش اراده­ تربیت- به این معنا- مدخلیّت دارد، نه در گیرنده ­اش؛ هیچ کدام.

انسان تا کاملاً تربیت نشده­است، در معرض خطر است. چون ما بحثمان راجع به خانواده و فرزند بود، تذکر بدهم که ممکن است شخص وارسته ­ای باشد و در برخورد با افراد فاسد، منحرف نشوند. اینها قبلاً موضع­ گیری کرده ­اند و این برخورد روی آنها اثر ندارد. یک وقت اشتباه نکنید! انسان وارسته قبلاً موضع­ گیری و جبهه­ گیری کرده، حرف های بی­ ربطی که از دهان یک فاسد در می­آید، روی او اثر ندارد. او می­ فهمد که این آدم چه موجودی­ است. این خارج از بحث ماست. همان گونه که تربیت کردن منوط به قصد کردن نیست و به آن بستگی ندارد، تربیت شدن در این محیط ها هم همین گونه است. آن وقت فرزند وقتی بالا می ­آید و بعد از محیط خانوداگی، وارد محیط آموزشی می­ شود، همین گونه است که تا وقتی از نظر تربیتی ساخته نشده، در این محیط جدید تغییر می­کند. بدان که تا وقتی ساخته نشده­ است، خراب شدنش ارادی نیست. خراب شدن و فاسد شدن تو ارادی تو نیست. بخواهی یا نخواهی در همین سه بُعد دیداری، شنیداری و کرداری، فاسد خواهی شد.

مصونیت تربیتی؛ مخصوص اولیاء خاص خدا

خیال نکنی بیمه شدی! اصلا و ابدا! در باب تربیت، این خبرها نیست. اولیای خاص خدا جای خودشان را دارند و الا همه در معرض این فساد هستیم. خیال نکنی سنّ و سال و این چیزها مدخلیّت دارد! خیال کردی مثلاً پدر مصونیت دارد؟ مادر مصونیت دارد؟ اصلا و ابدا، نه پدر و نه مادر، هیچ کدام مصونیت ندارند… .

دوم: تربیت امری تدریجی الحصول است

تذکر دوم اینکه، تربیت تدریجی الحصول است و دفعی الحصول نیست. یعنی چه؟ معنای آن این است که با تکرار شخص صالح می ­شود. باید تکرار بشود تا شخص فاسد بشود. چه در رابطه با آموزش­ های دیداری، چه گفتاری و چه رفتاری. با یک دفعه تربیت نمی ­شود. لذا می­ گوییم تربیت تدریجی الحصول است، دفعی الحصول نیست. من این را در باب «حال» و «ملکه و خصلت» عرض کردم که فرق بین اینها چیست؟ حال: حالت و کاری است که انسان یک بار انجام می­ دهد. فرض کنید من-در بُعد دیداری- یک نگاهی کنم، در یک لحظه عکس برداری کنم؛ این حال است. اما اگر این در من بماند، ثبت و ضبط شود بطوری ­که فراموش نکنم، این ملکه و خصلت است که با یک بار هم حاصل نمی ­شود. شما هم چیزی را بخواهی حفظ کنی، با یک بار حفظ نمی­ شوی. وقتی تکرار شد به صورت ملکه در می­ آید. اوّل حال است، یک چیزی روی روح می­ آید، و نقشی می­ گذارد. امّا چه وقت عمق پیدا می­ کند و به صورت روش در می­ آید که در من اثر می­ گذارد؟ آن موقعی است که به صورت ملکه در بیاید. ملکه چگونه پیدا می­ شود؟ با تکرار. مدام بیاید، مکّرر شود؛ هرچه بیشتر، عمق آن هم بیشتر!کودک هر چه را که ببیند، در درونش اثر می ­گذارد. اگر در نظرتان باشد نسبت به کودک این را گفتیم که کودک اینگونه است که اولاً این خزانه­ ذهن او، اتاق بایگانی او، خالی است و در حافظه­ اش چیزی ندارد، تو می­ آیی مدام، به او نقش می­ دهی، و در آنجا مطلب می­ گذاری. ثانیاً چون هیچ چیز ندارد، زود می­ گیرد. هم سریع می­ گیرد و هم عمیق. اما من و تو اینقدر بیچارگی به سرمان آمده است که هر چه می­ آید، حواسمان پرت می­ شود. اما او این گونه نیست.

ملکه باعث سهولت انجام فعل و موضع گیری می­ شود

در اینجا، تربیت برای او به تدریج به صورت یک ملکه می ­شود و روش می­ شود. آن وقت فرق بین کسانی که ملک یک کاری در آنها هست با کسی که ملک آن کار را ندارد، این است که آن کسی که ملکه دارد، خیلی با سهولت آن کار را انجام می­ دهد و برایش فشار ندارد؛ اما آن کسی که ملکه ­اش را ندارد، کار برایش همراه با فشار است. وقتی در فرزند حالت خوبی ملکه­ بشود، هنگامی که او به کاری مخالف و ضدّ آن برخورد کند، جبهه گیری می ­کند. خود او جبهه­ گیری می­ کند. چون تو به او روش دادی، و این ملکه­ اش شده است. به این آسانی کار بد انجام نمی ­دهد، جبهه­ گیری هم می­ کند. در باب صلاح این گونه­ است، فساد آن هم همین طور است. اگرـ نعوذ بالله ـ روش فاسدی به او بدهی، به آسانی عمل می­ کند. رابطه تنگاتنگی که از چاشنی محبّت برخوردار است، اثر تربیتی دارد. روایاتی در دو باب داریم که همین معنای تدریجی الحصول بودن در آنها هست و به آن اشاره می ­کند؛ یک باب مصاحبت، و یک باب مجالست است. چرا این دو تا را انتخاب کردم؟ مصاحبت و مجالست یعنی رابطه تنگاتنگ؛ رابطه تنگاتنگی که از چاشنی محبّت برخوردار است. فرض بفرمایید یک کسی است که در محل کار خود نشسته­ است و همه گونه مشتری می ­آید؛ جنس می­ خرد و می­ رود. این را مصاحبت و مجالست نمی­ گویند. اینگونه هم نیست که این رفت و آمد در او اثر عمیق بگذارد. بله ممکن است که خود او فاسد باشد بعد هم وقتی یک فاسد دیگری بیاید و با او برخورد کند، این ف

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *