تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تربیت تحقیقی، روشی موثّر در تبلیغ دینی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تربیت تحقیقی، روشی موثّر در تبلیغ دینی شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل تربیت تحقیقی، روشی موثّر در تبلیغ دینی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل تربیت تحقیقی، روشی موثّر در تبلیغ دینی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تربیت تحقیقی، روشی موثّر در تبلیغ دینی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تربیت تحقیقی، روشی موثّر در تبلیغ دینی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تربیت تحقیقی، روشی موثّر در تبلیغ دینی :

رحیم دهقان سیمکانی[۱]

مقدّمه

بدیهی است که انسان از یک زندگی فکری که جز با درک و اندیشه شکل نمی گیرد، برخوردار بوده است. در زندگی مبتنی بر فکر، هر چه این تفکر صحیح تر و کامل تر باشد، زندگی بهتر و محکم تر خواهد بود؛ از این رو زندگی ارزشمند، آن است که مبتنی بر فکر ارزشمند باشد و هر اندازه که فکر صحیح تر باشد، زندگی هم ارزش و استقامت بیشتری خواهد داشت (طباطبایی، ۱۳۶۹، ۱۲، ۳۹۳). در راستای این نگرش، شناخت مهم ترین عناصر یا اصول اعتقادی که اساس جهان بینی فرد را تشکیل می دهند، در نگرش عالمان اسلامی، واجب عینی محسوب می شود (الحلی، ۱۳۷۶، ۲ ۳)؛ البته شناخت این اصول اعتقادی باید برمبنای دلیل و برهان عقلی و نه تعبد و تقلید باشد. «شناخت هایی که با روش تعبدی به دست می آیند، جنبه ثانوی دارند و متفرع بر این هستند که قبلاً اعتبار منبع یا منابع آن مشخص شده باشد. . . » (مصباح یزدی، ۱۳۷۴، ۲، ۵۵).

نکته دیگر اینکه، اساساً قوام انسانیت آدمی به شناخت عقلانی و برهانی معارف اعتقادی و یا جهان بینیِ خود است. انسان برخلاف انواع دیگر حیوانات، رفتارهایی برخواسته از دانش و خرد و فراتر از سطح طبیعت حیوانی و غرایز شهوانی دارد. هر قدر دانش و شناخت آدمی از حقایق هستی و از جمله، ازآغاز و انجام آن عمیق تر باشد، اعمال و رفتارهایش صحیح تر و انسانی تر خواهد بود. به دیگر سخن، کردارها و اعمال، متفرع بر جهان بینی هستند و شناخت جهان بینیِ اسلامی باید تحقیقی و تعقلی و نه تقلیدی و تلقینی باشد. از این رو، وجود مقدّس پروردگار، بدترین جنبندگان را کسانی می داند که اهل اندیشه و خردورزی نیستند؛ «انَّ شر الدّوابّ عند اللّه الصّمّ البکم الّذین لا یعقلون»(انفالَ، ۲۲). حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در روایتی، دین را در گرو عقل قرار داده است و می فرمایند: «لا دین لمن لا عقل له» (شیخ الاسلامی، ۱۳۷۷، ۹۷۰. )

بر این اساس، مبلّغین دینی چه راهکاری را باید اتّخاذ نمایند تا افراد جامعه را به سوی این نگرش عقلانی رهنمون ساخته و این رهیافت تحقیقی و تعقّلی را بر افراد جامعه حاکم کنند؟ اساساً روش تبلیغی رایج که امروزه در جامع ما به کار گرفته می شود، تا چه اندازه ظرفیت عقلانی مخاطبین را به کار گرفته است؟ کدام رویکرد در عرصه تبلیغ و پژوهش های تربیت دینی، می تواند بالاترین ظرفیت عقلانی بشر را به کار گیرد؟ اینها سؤالاتی هستند که این پژوهش، ضمن پیشنهاد کردن روش تحقیقی برای تبلیغ آموزه های الهی و وحیانی، در جهت پاسخ به آنها تلاش می کند. بدین منظور، ابتدا دو مُدل تربیت را تبیین نموده و پس از آن، ضمن ارائ دو نوع نگرش تربیت تلقینی و تحقیقی، وظیف مبلّغین را به کارگیری روش تربیت تحقیقی و پرهیز از هرگونه تربیت تلقینی و یا تحمیلی در عرص تبلیغ معارف دینی دانسته است.

۱- تربیت فعّال و منفعل

در جهت درک نگرش های تلقینی و تحقیقی به تربیت، شایسته است ابتدا فهمی از تربیت فعّال به عنوان نوعی از تربیت تحقیقی و تربیت منفعل به عنوان نوعی از تربیت تحقیقی، داشته باشیم. بر این اساس، در این بخش شاخص ها و و ویژگی های تربیت فعّال را از بُعد ایجابی و سلبی نشان می دهیم تا تفاوت آن با تربیت منفعل روشن شود. از آنجا که روش مورد استفاده در تربیت، در شکل دهیِ نوع تربیت، اعم از فعال یا منفعل تأثیر می گذارد، لذا مفهوم تربیت تنها به ایجاد رفتارها، حالات و افکار معین در افراد، محدود نمی شود؛ بلکه چگونگی ایجاد این تغییرات نیز در مفهوم تربیت ملحوظ است.

تربیت منفعل، ملاحظات روشیِ خاصی را ایجاد می کند که هیچ یک با تربیت به معنای فعال انطباق ندارند و مرزهای مشخصی را بین این دو نوع تربیت ایجاد می نمایند؛ از جمله اینکه تربیت منفعل مبتنی بر طبیعت متربی نیست. در این نوع تربیت، به طبیعت درونی به عنوان بنیاد و اصلی که باید از آن پیروی کرد، نگریسته نمی شود؛ بلکه هدف هایی که «مربی» برگزیده است و دگرگونی هایی که از پیش تعیین شده اند، اصل دانسته می شوند. بر این اساس، چه بسا میان طبیعت از یک سو و هدف های تعیین شده از سوی دیگر، ناسازگاری هایی نمایان شود و کار آموزش و پرورش به صورت ستیزه با طبیعت در آید و تربیت به نوعی فرمان دادن، تحمیل کردن، شکل دادن، پدید آوردن عادت ها و در نتیجه با محدود کردن فعالیت آزاد طبیعی و تکیه بر اطاعت بی چون وچرا همراه شود (نقیب زاده، ۱۳۷۵، ۱۰۳). در این نوع تربیت، تغییراتی که از نظر مربی مطلوب است به کمک عادت، تلقین و تحمیل در متربی ایجاد می شود. اگر چه این تغییرات، مطلوب هستند، اما به دلیل ملاحظات روش شناختی، تربیت محسوب نمی شوند و بیشتر جنبه«عادت دادن» دارند. عمدتاً در این روش، آگاهی و بینش مخاطب، مورد ملاحظه واقع نشده و یا به معنای ساده تر مورد بی توجّهی قرار گرفته است. در این نوع تربیت، در واقع خود فرد نسبت به تغییراتی که قرار است در وی ایجاد شود، بصیرت و آگاهی نمی یابد. هنگامی که فردی، سخن یا اندیشه ای را نه به سبب استواری و معقولیت آن، بلکه تنها به دلیل هیبت گوینده آن و یا دلیل دیگری غیر از صادق بودنِ آن سخن می پذیرد، تن به این نوع از تربیت داده است. مهم ترین روش در جهت ایجاد این نوع از تربیت، تلقین است. به عنوان مثال، اگر مراد از تربیت، ایجاد تغییر مطلوب مثل «نماز خواندن» در متربی باشد در تربیت منفعل، شیوه های «تکرار، تلقین و تحمیل» استفاده خواهد شد و نیازی به تبیین نیست و سخنی در این مورد که نماز برای چه خوانده می شود، چرا نماز خواندن بر فرد واجب شده است و به طورکلی فلسفه خواندن نماز چیست؟ به میان نخواهد آمد؛ بلکه صرفاً شرایطی را ایجاد می کنیم که فرد در معرض کاری چون نماز قرار گیرد و آن کار را انجام دهد. در تربیت منفعل، تربیت، تبیین پذیر نیست.

برخلاف آنچه در تربیت منفعل بیان شد، در تربیت فعّال، خود فرد نسبت به تغییراتی که قرار است در وی ایجاد شود، بصیرت و آگاهی می یابد. در این صورت مربی، تنها به ایجاد تغییرات در رفتار و حالات فرد نمی پردازد؛ بلکه باید علاوه بر آن، بینشی در فرد نسبت به این تغییرات فراهم آورد. در تربیت فعال، مربی باید درباره تغییراتی که می خواهد در متربی به وجود آورد، روشنگری و استدلال نماید تا بصیرت لازم را در فرد، نسبت به چرایی، دلیل یا حکمت تغییری که قرار است در وی رخ دهد، برای او فراهم نماید. حضرت امام(ره) در این زمینه می فرمایند: «فطرت انسانی این طوری است که مطلبی را همین طوری قبول نمی کند؛ تا هرچه گفت فوراً قبول کند؛ بلکه اگر مطلبی را به او تبلیغ کردند یا مطلبی را گفتند، این دلیل می خواهد که به چه دلیل شما یک همچو مطلبی را مثلاً می گویید» (امام خمینی(ره)، ۱۳۷۹، ۳، ۳).

اساساً تربیت فعال، مبتنی بر انگیزه ها و تحرک درونی متربی است. تربیت در این معنا، فرآیندی است که در آن باید در درون فرد تحولی رخ دهد و او با انگیزه ای روشن بداند که چگونه رفتار کند، چگونه بیندیشد و چه خصوصیاتی داشته باشد.

سنجش و ارزیابی و سپس انتخاب و عمل از ویژگی های تربیت فعال هستند. در این نوع تربیت، عنصر اراده و اختیار مخاطب به رسمیّت شناخته شده و استقلال نظر در رابطه با پذیرش مطالبی که از طرف مبلّغ و یا معلّم به او ارائه شده است، حفظ می شود. هنگامی که متربی، فلسفه اعمال و شاخص های رفتارهای صحیح و مطلوب را بازشناخت و از انگیزه ای درونی در حرکت خویش برخوردار شد، آمادگی سنجش و ارزیابی را هم نسبت به محتوای آموزشی و هم نسبت به مربی، به دست می آورد. انسان به واسطه وجود قوه عقل، توان تمیز، بازشناسی و سنجش و ارزیابی امور را دارد و بنابراین نظام تعلیم و تربیت باید با اهتمام به این ویژگیِ متربی، توان سنجش، گزینش و عمل را در او فراهم آورد. تربیت فعال به جهت اینکه نیروی محرک آن از درون خودِ متربی است، قادر است قدرت اراده انسان را تقویت نماید و انسان را مسئولیت پذیر بار آورد.

۲- مبلّغ و تقویت تجزیه و تحلیل در افراد

بر مبنای تربیت فعّال، از مهم ترین وظایف یک مبلّغ موفق، تقویت قو تجزیه و تحلیل و نیز تعقل و تفکر در مخاطبان خود است. تعقل و تفکر که از عوامل اصلاح و تربیت نفس دانسته می شود (مطهری، ۱۳۸۲، ۳۸۶)، عبارت است از فکر منظم درباره مسائل کلی که در طی آن، انسان از یک مقدمه نتیجه ای می گیرد ( مطهری، ۱۳۸۲، ۴۱۴). جریان تفکر وقتی ممکن است که علم و آگاهی وجود داشته باشد( مطهری، ۱۳۸۲، ۲۵). اگر انسان تفکر کند، در حالی که اطلاعات و مواد اولی او ضعیف باشد؛ مثل کارخانه ای است که ماده خام ندارد یا ماده خامش کم است و در نتیجه محصولش کم خواهد بود. تحصیل علم به منزله تحصیل مواد خام است و تفکر، استنتاج و یا تجزیه و تحلیل است. ارائه اطلاعات و علم به طرف مقابل، غیر از واداشتن او به تفکّر و تعمّق است و لذا امام کاظم(ع) به هشام می فرماید: «ان العقل مع العلم؛ همانا خرد آنگاه کارساز است که دانش در کار باشد» ( مطهری، ۱۳۸۲، ۳۵). شهید مطهری در توضیح بیان حضرت علی(ع) که دو نوع علم را بیان فرموده اند، می گوید: «العلم علمان، علم مطبوع، و علم مسموع، و لاینفع المسموع اذا لم یکن المطبوع؛ علم مطبوع یعنی آن علمی که از طبیعت و سرشت انسان سرچشمه می گیرد؛ علمی که انسان از دیگری یاد نگرفته و معلوم است که همان قوه ابتکار شخص است» ( مطهری، ۱۳۸۲، ۱۹).

اطلاعات و آگاهی های مربوط به حوزه های مختلف، هنگامی زمینه ساز ابتکار و تعقل هستند که عقل از قیدوبندهای هوس و غرائز نفسانی، آزاد شده باشد؛ وگرنه حرکت تکاملیِ وابسته به تعقل شکل نخواهد گرفت. عملی که در حوزه احساسات، تمایلات و شهوات است، در دایره عقل عملی قرار دارد و به همین دلیل وقتی این امور از اعتدال خارج شوند در برابر فرمان عقل، فرمان می دهند و برای ندای عقل، حکم پارازیت را پیدا می کنند (مطهری، ۱۳۸۲ ۴۹ – ۵۰) و در نتیجه در مرکز دستگاه تشخیص، بینش و تدبیر بشر، یعنی نیروی عقل، اختلال به وجود می آورند. بر این اساس، این امور به عنوان بزرگ ترین دشمن شناخته شده اند؛ زیرا به مرکزی دسترسی دارند و آن را خراب می کنند که هیچ دشمنی به آن دسترسی ندارد (مطهری، ۱۳۸۲، ۱۶۴- ۱۶۵). اساس قرآن بر مذمت کسانی است که اسیر تقلید و پیروی از آباء و گذشتگان هستند و تعقل و تفکر نمی کنند تا خودشان را از این اسارت آزاد کنند؛ هدف قرآن از این مذمت، تربیت است ( مطهری، ۱۳۸۲، ۴۶). لذا امام خمینی (ره) وظیفه نظام تعلیم و تربیت را پرورش توان تبیین و عقل ورزی در انسان دانسته اند و می فرمایند: «بدان!که اول شرط مجاهده با نفس و حرکت به جانب حق تعالی، تفکر است» (امام خمینی(ره)، چهل حدیث، ۱۳۷۱، ۶-۵).

بر این اساس، یک مبلّغ باید باعث رشد فکری و عقلانی افراد شود. هدف معلم باید این باشد که قدرت ابتکار و تفکر را در متعلم زنده نماید( مطهری، ۱۳۸۲، ۱۸ – ۳۴)؛ و همچنین هدف مبلّغ امروزی نیز باید این باشد که به گونه ای عمل کند که قو تجزیه و تحلیل افراد را بالا ببرد، نه اینکه فقط در ذهن افراد معمولات قرار دهد. این امر از به کار بردن چه روشی امکان پذیر است و مبلّغ امروزی در حوز تربیت چه روشی را باید انتخاب کند تا به این هدف مهم دست یابد؟ به نظر می رسد برترین روش، روش تربیت تحقیقی و نه تلقینی یا تحمیلی است.

۳- تربیت تحقیقی

مراد از تربیت تحقیقی آن است که مربّی، افراد تحت تربیت خود را در جریان نیازها قرار داده و آنها را به استعدادهای درونی خودشان آگاه سازد و همچنین آنان را بر آن داشته تا خود همه جوانب را دیده و به سمت تعالی حرکت کنند. در تربیت، مربّی باید از یک دید وسیع برخوردار بوده و به این نکته توجّه داشته باشد که انسان دارای سرمایه های بسیار زیادی است؛ او فرزند هستی است و تا بی نهایت، راه در پیش دارد؛ لذا ایشان باید طوری تربیت شود که در تمام این عوالم و مسیرها بداند که چه کارهایی انجام بدهد و چگونه زندگی کند و چگونه از این دنیا برود (صفایی حائری، ۱۳۸۵، ۴۹). وقتی با این دید وسیع به انسان و هستی اش نگاه شود و با این جهان بینی به تربیت او پرداخته شود، مسائل به گون دیگری مطرح خواهند شد و در راستای جاودانگی انسان، معنا خواهند یافت. انسان به مقتضای استعدادهای درونی اش، باید با قانون هایی زندگی کند، یعنی اینکه صرفاً نباید با قانون هایی که در این ۸۰-۷۰ سال از عمر محدود دنیوی تجربه می کند؛ مطابق باشند؛ بلکه باید مطابق با قوانین ابدی و متناسب با بقاء انسان باشند.

تربیت تحقیقی در عرص تبلیغ دینی، در واقع نوعی تربیت دینی است که متضمّن تحمیل عقاید به شیو استبدادی نیست؛ بلکه مضامین دینی را به شیوه ای ارائه می کند که مخاطب پس از اتمام فرآیند تبلیغ، می تواند نسبت به باورها و تعهّدات دینی اش، تصمیمی معقول و آزادانه اختیار کند و این در حقیقت توصی قرآن کریم است که هدایت شدگان و عاقلان را کسانی می داند که ابتدا اندیشه ها و آموزه های مختلف را شنیده و سپس با تحقیق، بهترین آنها را انتخاب کرده و بدان ملتزم می شوند (الزمر/ ۱۸). در واقع داشتن استقلال نظر در انتخاب و تصمیم گیری، ویژگی اساسی یک فرد تربیت یافته در تبلیغ به روش تحقیقی است. بر این اساس، استاد مطهری که خود از مبلّغین موفق در عرص تربیتی دینی است بیان می دارد: «معلّم باید علاوه بر انتقال معلومات، نیروی فکری متعلّم را پرورش دهد و او را به سوی «استقلال» رهنمون سازد» ( مطهری، ۱۳۸۲، ۳).

بر این اساس، محاسبه و سنج عقلانی، مهم ترین عنصر در تربیت تحقیقی است که در درون متربّی تحقق می یابد و مبلّغ، ضمن بیان اندیشه ها و باورهای عقیدتی، هم زمان توانایی تصمیم گیری آزادانه و معقول در پذیرش یا رد عقاید و اندیشه ها را نیز در مخاطب پرورش می دهد. وقتی مخاطب محاسبه نکند و عقل و اندیش خود را به کار نگیرد و اعمال خود را بر اساس غایت و هدف اصیلی که پیش روی خود دارد تنظیم نکند، طبعاً از معرفت تحقیقی بهره مند نشده است. حضرت یوسف(ع) به عنوان فردی که معرفت تحقیقی در او محقّق شده است، در مقابل حوادث سنگینی قرار گرفت و کاملاً معقول از کنار این حوادث عبور کرد. او دچار شهوت حرام نشد و روح و عقلش به اسارت دشمن درنیامد. این امر نشان می دهد که او با عمق وجود خود، حقیقت را یافته و در تمام برنامه های خود با اعتقاد به رضای خدا وارد می شود؛ لذا در شداید، متزلزل نمی شود. در مقابل او، شخصی وجود دارد که از محاسبه عقلانی محروم بوده و بدن و لذت های بدن را محور قرار می دهد؛ دست به هر کار نامشروعی می زند و هیچ پروایی ندارد. عقل او اسیر، قلبش تاریک و وجدانش به خواب غفلت فرو رفته است.

در روش تحقیقی، هدف تربیت، به دوش کشیدن بار تربیت به هر قیمتی نیست؛ همان گونه که خداوند به پیامبر اعظم فرمودند که «أفانت تُکره الناس حتّی یکونوا مومنین؛ آیا تو می خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان آورند!»(یونس/ ۹۹)؛ بلکه هدف، راه رفتن و به پا ایستادن انسان، انتخاب و اتّخاذ راه توسّط خودِ اوست و لذا آیه شریف قرآن می فرماید: «فمَن شاء اتّخذ الی ربّه سبیلا؛ هر کس بخواهد، راهی به سوی پروردگارش برمی گزیند» ( انسان/ ۲۹).

نه تنها در مباحث تربیتی، شیو درست تربیت، تربیت تحقیقی است بلکه در مباحث آموزشی نیز به کارگیری آموزش تحقیقی از اهمیّت بسیار زیادی برخوردار است. دزدی ها، کلاهبرداری ها، رشوه خواری ها، قتل ها، اعتیاد و این گونه اموری که انجام می گیرند ناشی از فقدان تربیت تحقیقی است. افرادی که این کارها را انجام می دهند، همه به مدرسه رفته اند و اطّلاعاتی در باب خوبی ها و بدی ها به آنها داده شده است، اما متاسفانه این امور در درون آنها نهادینه نشده و با حقیقت وجودی آنها درگیر نشده است. نهادینه نشدن این امور، به دلیل به کار نبستن شیو درست در امر تربیت است. امروزه شیو کار رایج در مدارس به این صورت درآمده است که معلم در کلاس چند نکته بگوید، شاگرد هم این نکات را حفظ کرده و بعد محفوظاتش را تحویل بدهد و در نهایت به کلاس بالاتر ارتقاء پیدا کند یا مدرکی بگیرد. کجای این کار جنبه تربیتی دارد؟ و این فرد چگونه تربیت شده است؟ مهم این است که ارائه دهنده مبحث در کلاس، خود شاگردان باشند و معلم فقط بحث را اداره کند و دورادور بر اندیشه ها و گفتمان دانش آموزان نظارت کند. دختران و پسران ما که در مدارس دچار انحراف شده اند، فقط به حفظ مطالب پرداخته اند و حتی نمره عالی هم گرفته اند؛ اما ارزش دین و حقایق اخلاقی را درک نکرده و راه و روش را نیافته اند. اینها در یک روش آموزشِ تلقینی رشد یافته اند و نتوانسته اند خود را بسازند. قرآن و نهج البلاغه و دیگر متون اصیل اسلامی، لبریز از حقایقی است که اگر مبلّغ و معلّم، خودش این مطالب را به درستی آموخته و تخصص لازم را فراگرفته باشد و بتواند در سطوح مختلف با شیو تحقیقی به تربیت افراد اقدام کند، مشکلات تربیتی و رذائل اخلاقی از جامعه رخت برخواهد بست.

در تربیت تحقیقی اصل بر این است که هرکس از آن جهت که برخوردار از سطح قابل توجّهی از تجزیه و تحلیل مسائل است، در شبانه روز لحظه ای با خود بنشیند و عیوب و نارسائی های خود را در نظر آورد، لطماتی را که از نفسش بر او وارده آمده است، مورد ملاحظه قرار دهد و آنگاه به موعظه خویش بپردازد؛ عواقب سوء عمل را در نظر آورده به خود تذکر دهد تا موجبی برای ترک عمل ناروا و حرکت به سوی عمل مثبت باشد. از این رو، یکی از نشانه های تربیت تحقیقی، موعظه های درونی شخص به خودش است و لذا یکی از توصیه های اسلامی این است که هرکس بکوشد واعظ خود باشد. حضرت علی(ع) در این رابطه می فرماید: «من لم یعن علی نفسه حتی یکون له منها واعظ وزاجر، لم یکن له من غیرها زاجر و لا واعظ؛ اگر دل کسی به حال خودش نسوزد و خود را پند ندهد، دیگری را بر او دل نخواهد سوخت» (نهج البلاغه، خطبه ۸۹).

وجود مبارک امام باقر(ع) نیز در این راستا بیان داشته اند: «من لم یجعل اللّه من نفسه واعظا فان مواعظ الناس لن تغنی عنه شیئا؛ آن کس که از نفس خود برای خویش واعظی ندارد، مطمئن باشد که موعظه دیگران او را بی نیاز نخواهد کرد» (قمی، ۱۴۱۴ق، ۲، ۶۷۲).

مبلّغ باید به خوبی مفهوم مسئولیت را درک کند و بر این امر، آگاهی کامل داشته باشد که در برابر هر سخن و عمل در هر زمینه ای مسئولیتی سنگین بر دوش او خواهد بود. از این رو، مبلّغانِ حقیقت که مهم ترین زمینه سازان در جهت فرهنگ اصیل دینی هستند و دغدغ تربیت افراد جامعه را بر اساس مقتضای اسلام اصیل دارند، باید همین روش را سرلوح کار خود قرار داده و بر این اساس رفتار کنند. قرآن کریم نیز، در آیات متفاوتی همین روش تحقیقی را تأیید فرموده و بیان می دارد: «فبشر عباد، الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه اولئک الذین هدیهم اللّه و اولئک هم اولوالالباب؛ کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می کنند؛ آنها کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده و آنان خردمندانند» (الزمر/ ۱۸).

قرآن کریم به ما می آموزد که انسان ها به جهت برخوردار بودن از استعدادهای عقل فطری، به راحتی می توانند در رابطه با درستی و نادرستی اعمال قضاوت کنند؛ تنها کافی است که مسئله را به او عرضه کنیم و منتظر پاسخ بمانیم. بر این اساس، قرآن کریم سؤال هایی را از فطرت درونی انسان ها می کند که نشان می دهد اگر فطرت انسانی نمرده باشد، حتماً قضاوت صحیح خواهد کرد. قرآن در پایان بعضی از آیات می فرماید: «و انتم تعلمون؛ شما خودتان هم می دانید». تمام آیات ذکر و تذکر نشان دهنده این حقیقت هستند؛ «فاین تذهبون؛ کجا می روید؟» (تکویر/ ۲۶)، «مالک

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *