تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ترجمه و نقد مدخل تاریخ گذاری و قرآن؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ترجمه و نقد مدخل تاریخ گذاری و قرآن، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل ترجمه و نقد مدخل تاریخ گذاری و قرآن با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ترجمه و نقد مدخل تاریخ گذاری و قرآن آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل ترجمه و نقد مدخل تاریخ گذاری و قرآن به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل ترجمه و نقد مدخل تاریخ گذاری و قرآن ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ترجمه و نقد مدخل تاریخ گذاری و قرآن، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ترجمه و نقد مدخل تاریخ گذاری و قرآن را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ترجمه و نقد مدخل تاریخ گذاری و قرآن :

چکیده:

“تاریخ گذاری و قرآن”، یکی از مدخل های مهم جلد اول دایره المعارف قرآن لیدن، نوشته گرهارد باورینگ می باشد. این مقاله، اختصاص به ترجمه و نقد این مدخل دارد.

تاریخ گذاری و قرآن، مفهوم قرآنی زمان، مفهوم قرآنی تاریخ و شیوه های صدر اسلام در مورد تعیین ترتیب زمانی دریافت آیات قرآن توسط پیامبر، تحلیل تاریخی انتقادی عالمان غرب راجع به قرآن و نشانه های موضوعی تاریخ گذاری قرآن، از جمله مباحث مطرح شده در این مقاله اند.

مقدمه

“قرآن نوری است که خاموشی ندارد، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریایی است که ژرفای آن درک نشود، راهی است که رونده آن گمراه نگردد، شعله ای است که نور آن تاریک نشود… دریایی است که تشنگان آن، آبش را تمام نتوانند کشید، و چشمه ای است که آبش کمی ندارد، محل برداشت آبی است که هر چه از آن برگیرند کاهش نمی یابد… خدا قرآن را فرو نشاننده عطش علمی دانشمندان، و باران بهاری برای قلب فقیهان، و راه گسترده برای صالحان قرار داده است.۱

بررسی معارف و علوم قرآن تقریباً در هیچ دورانی از تاریخ اختصاص به مسلمانان نداشته بلکه این موضوع همواره از سوی عالمان و پژوهشگران غیر مسلمان نیز پی گیری شده است به ویژه در قرون اخیر شاهد اهتمام جدی خاورشناسان قرآن پژوه نسبت به پژوهش های قرآنی هستیم. برای نمونه می توان مؤسسه “بریل” شهر لیدن هلند را نام برد که در زمینه علوم قرآنی، ارزنده ترین اقدام اخیر آن، دائره المعارف قرآن۲ بوده است. این اثر ارزشمند، در قالب پنج جلد و حدود هزار مدخل طراحی شده که البته تاکنون فقط سه جلد آن انتشار یافته و درباره دو جلد دیگر، وعده انتشار تا سال ۲۰۰۵ داده شده است. سر ویراستار این اثر مهم، خانم جین دمن مک اولیف (Jane Dammen Mcauliffe) استاد تاریخ و ادبیات عرب دانشگاه جُرج تاون امریکا (واشنگتن دی. سی) است.۳

در جلد اول دائره المعارف قرآن لیدن، یکی از مباحث بسیار مهم برون قرآنی تحت عنوان “تاریخ گذاری و قرآن: Chronology and the Quran تألیف آقای “گرهارد باورینگ” چاپ گردیده است. در این نوشتار به ترجمه و نقد این مدخل تخصصی و ارزنده می پردازیم؛ امید می رود که این پژوهش توسط سایر پژوهشگران مورد تحقیق و کنکاش و کاوش بیشتری قرار گیرد.

تاریخ گذاری و قرآن

قرآن، آخرین متن از متون مقدس اصیلی است که به صورت زمان گذاری تاریخ بشری پدید آمده است تاریخ آن به زمانی حساس و سرنوشت ساز برمی گردد یعنی هنگامی که [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] قرآن را در نیمه شمال غربی شبه جزیره عربستان در طی ربع اول قرن هفتم میلادی ابلاغ نمود.

قرآن، رابطه مهمی با سبک و سنت کتاب مقدس یهود و مسیحیت ارائه می نماید، در حالی که هیچ نشانی از قرابت ادبی با متون مقدس هندوئیسم و بودائیسم ندارد و نسبت به آثار مقدس زرتشت از شباهت اندکی برخوردار است.۴ عناصر سنت و شیوه کتاب مقدس که قرآن نیز شامل آن است نشانگر موضوعاتی است که در آثار “ابوکریفایی” و “میدراشی” “یهودیت و مسیحیت” بیش از آن چه که در متون دینی آنان یعنی در عهد قدیم و عهد جدید بکار رفته، یافت می شود. البته هیچ مجموعه مستقلی از آثار مربوط به تورات و انجیل، یا مربوط به ملحقات رسمی آنها (اپوکریفا، میدراش) به عنوان منبع اصلی که احتمالاً قرآن وابستگی مستقیم به آن داشته باشد، شناسایی نشده است.

با وجود این، قرآن بعنوان آخرین کتاب مقدس بترتیب تاریخی ادیان بزرگ جهان، رابطه زمانمند روشنی با سبک و سنت کتاب مقدس یهودیت و مسیحیت دارد. هیچ شاهدی دال بر این که این سنت تا زمان [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] به زبان عربی ترجمه شده باشد (چه به عنوان یک مجموعه آثار یا به شکل کتبی معین) وجود ندارد.

دیدگاه بسیار رایج در میان مورخان دین، این است که شناخت [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] نسبت به سنت کتاب مقدس تورات و انجیل اساساً یا صرفاً از منابع شفاهی نشأت گرفته است. این دانش شفاهی که از طریق شروح و ملحقات تورات و انجیل بارور گردیده بود، به زبان مادری [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]، به او منتقل شد؛ و البته سرانجام در قالب نقل هایی که بیشتر به زبانهای سریانی، اتیوپیایی، آرامی و عبری ثبت شده بود، به عنوان مدرکی که ریشه در واژگان بیگانه دارد، در قرآن عربی مشاهده گردید۵ و در اصل، این واژگان دخیل از قبل در گفتگوهای دینی عربی محیط بومی [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] نفوذ یافته بود.

قرآن نخستین محصول ادبیات عرب از سنخ کتابی مبسوط است که در مقطعی سرنوشت ساز از گویش پیش از اسلام قرار گرفته و بیشتر به صورت نقلی و منظوم از زبان عربی بوده و به شیوه نثری عالمانه مکتوب گردیده و سرانجام تمدن اسلامی را پدید آورده است (بنگرید به آثار منقول و مکتوب در عربستان) اوایل این تحول در زبان عربی از شیوه شفاهی به حالت مکتوب که به لحاظ تاریخ گذاری دقیقاً به زمان و شخص [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] مربوط می شود، به گونه آشکاری در سبک منثور و مسجع قرآن نمایانگر است. این نثر مسجع و شیوه گویش غیب گویان کاهن۶ پیش از اسلام، یکی از ویژگی های قرآن یعنی نخستین متن بزرگ عربی است که این نحوه گویش را به شکل مکتوب آن نشان می دهد.

ریشه های قرآن – این نخستین کتاب عربی – را همچنین می توان در محتوای آن کشف نمود.

آیات قرآن، بسیاری از موضوعاتی را دربرگرفته که بخش مهمی از عبادت و آیین دینی قبایل غیر اهل کتاب موجود در عربستان پیش از اسلام را تشکیل داده بود. البته نمی توان ریشه قرآن را به هیچ یک از ادیان قبیله ای موجود در دوران ماقبل اسلام نسبت داد، گرچه آیین دینی مکه بیشترین تأثیر را بر بینش دین قبیله ای عرب که [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] آن را در اوایل جوانی خود احراز نمود، گذاشت.

پس از آن که قرآن از لوح محفوظ به پیامبر اسلام نازل گردید، آن حضرت قرآن را به طور روشن درک نمود و با ایمان کامل، ابلاغش کرد و آن را در دوران تاریخی خود تلاوت کرد. براساس دیدگاه رسمی مسلمانان، قرآن ابتدا بطور دقیق در حافظه ها ثبت و ضبط شد آن گاه پس از رحلت پیامبر توسط پیروانش به شکل کتابی کامل مدون گردید. سپس در بستر نقل مستمری با نهایت احتیاط، تلاوت شده و مورد نسخه برداری قرار گرفت.

از دیدگاه مسلمانان، قرآن یگانه کتاب مقدسی است که به شکل الهی خود در طول زمان، دست نخورده [و تحریف نشده] باقی مانده و این کتاب هم به لحاظ این که از خداوند ازلی سرچشمه گرفته و هم از جهت اینکه در طول قرن ها به گونه ای معتبر انتقال یافته است، فراتر از تاریخ گذاری۷ می باشد.

با احترامی که نسبت به دیدگاه اعتقادی مسلمانان درباره قرآن قائل هستیم، از نیمه دوم قرن اخیر، زبان شناسان تاریخی و خاورشناسان و سپس در قرن حاضراسلام شناسان و پژوهشگران نقد متون تاریخ ادیان سعی کرده اند که به تحلیل و بررسی قرآن به عنوان متنی ادبی و منبعی تاریخی بپردازند. این رویکردهای عالمانه اساساً بر محور مسائلی از جمله “تاریخ گذاری قرآن” متمرکز شده است: مفهوم زمان و تاریخ در نظر قرآن چیست؟ آن دسته اطلاعات تاریخی در قرآن که این کتاب را بلحاظ تاریخ گذاری به حیات و دوران [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] متصل می سازد، کدامند؟

چه تفاوت هایی بین ترتیب تاریخی نزول واحدهای جزئی قرآن و ترکیب کنونی سوره ها و آیات در جمع نهایی آن به عنوان یک کتاب وجود دارد؟ مراحل اصلی تصنیف و تدوین اولیه قرآن به وسیله مسلمانان صدر اسلام به گونه ای که امروزه به دست ما رسیده، چه بوده است؟

این ها، مسائلی است که در تاریخ گذاری قرآن، محوریت یافته و در زمینه های تحلیل عالمانه متن قرآن، محتوای آن، سبک، ترکیب، تدوین و تاریخ و سیر نخستین آن تا تثبیت نهایی متن قانونی این کتاب، از اهمیت والایی برخوردار شده اند.

به خاطر پیچیدگی هر یک از این مسائل، آنها به گونه مجزا مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

مفهوم قرآنی زمان

متن قرآن مفهوم تجزیه پذیری از زمان ارائه می دهد که فاقد مفهومی از زمان است که به گذشته و حال و آینده تقسیم شده باشد. دلیل عمده ، این است که دستور زبان عربی فقط دو بُعد از زمان را می شناسد (کامل و غیرکامل) بدون اینکه دقیقاً بین حال و آینده تفکیک قائل شود. قرآن، همچنین جبرگرائی مربوط به زمان مبهم را که پیش از اسلام رایج بود؛ مبنی بر اینکه بر هر چیزی سلطه دارد و کارهای انسانی را بدون امید به زندگی ماورای مرگ نابود دانسته، رد می کند. قرآن پس از اثبات روز قیامت یعنی رستاخیز بدن و روح، زمان را از دیدگاه توحیدی تشریح می نماید یعنی وعده فردوس و وعیدها و عذاب هایی را می دهد. [از سوی دیگر] خداوند متعال آسمان ها و زمین و نخستین افراد بشر را با گفتن امر موجود باش (کُن) بوجود آورد.

او طبق اراده خود هر لحظه حیات می بخشد یا می میراند و بر تمامی لحظات وجود هر انسانی حاکمیت دارد. رایج ترین واژه در عربی برای مفهوم”Time” واژه “زمان” است که در قرآن بکار نرفته بلکه بجای “زمان” یا “قِدم” واژگانی بکار رفته که بر مدت زمان محدودی دلالت دارند مانند “وقت”، “حین”، “آن”، “یوم”، “ساعه” اینها به “زمان” مفاد تجزیه پذیری می دهند که برای ما بینشی نسبت به کار مستمر الهی در جهان به عنوان یگانه علت حقیقی فراهم می آورد.

مفهوم قرآنی تاریخ

از آنجا که در زبان عربی، افعال دقیقی برای مفاهیم “بودن” و “شدن” وجود ندارد، لذا تجزیه پذیری زمان نوعی بینش قرآنی از تاریخ ارائه می دهد که در “طبیعت” نمود یافته ولی محوریت آن به تاریخ انبیا مربوط می شود. در قرآن، تاریخ به عنوان نمایشی از پیامبران الهی که هشدار دهنده و هادیان نسل های متوالی بوده اند و هر یک از آن امت ها پیام توحیدی انبیا را تکذیب نموده و در نتیجه به عذاب الهی گرفتار آمده اند، مطرح گشته است. تاریخ اساساً در قرآن به مثابه یکسری وقایع هم سنخ ترسیم شده که در آنها ویژگی های تشابه، اختلافات حقیقی بین قصص شخصی انبیا را نادیده و بی اهمیت به شمار می آورد. بهترین نمونه آن، تفسیری است که [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] از تاریخ در پرتو حیات و دوران خود دارد؛ بدین صورت که تجربه خود را انعکاسی از تجارب همه انبیای پیش از خود می داند. و این موجب شده که تنوع حوادث گذشته به گونه الگویی منسجم و متداول مطرح شود. قرآن در مقام سندیت برای ثبت تاریخ نیست بلکه صرفاً گزارش هایی از اندرز پیامبرانه [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]، اشاراتی به موقعیت شخصی او، مخالفت دشمنان و سؤالات پیروانش ارائه می دهد.

اشارات قرآنی به وقایع معاصر دوران حیات [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]

اشارات خاصی وجود دارد که احتمالاً از متن قرآن به عنوان قرائن و شواهد تاریخی مرتبط با دوران پیامبر به دست می آید. این اشارات در بیشتر موارد، تیره و مبهم هستند؛ مانند دوران یتیمی [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]، عمویش ابولهب، تعقیب او توسط اهالی مکه، تحریم قبیله ای طایفه اش در مکه، رقابت سیاسی مکه با طائف، اقدامات مذهبی که در مورد خانه کعبه مشاهده شد، تپه های صفا و مروه، کوه عرفات و عبادتگاه مزدلفه.

اشارات رمزی به شکست نظامی رومیان به دست دشمنان ایرانی خود که احتمالاً به از دست دادن اورشلیم در سال ۶۱۴ میلادی انجامید، در آیات دوم تا پنجم سوره روم به چشم می خورد. بازگشت برخی از پیروان محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] از حبشه به مکه احتمالاً در سال ۶۱۵ میلادی و تلاوت سوره مریم برای پادشاه حبشه براساس اشاراتی که در سیره روائی پیامبر یافت می شود ممکن است مربوط به آیات ۱۹ تا ۲۳ سوره نجم باشد. البته پس از دوران هجرت، اشارات و قرائن صریحی نسبت به نبردهایی که توسط پیامبر در بدر و حنین و أحد اتفاق افتاده، وجود دارد. تاریخ این گونه وقایع را لازم است از منابع غیر قرآنی همچون منابع شرح حال نگاری پیامبر جستجو نمود. شواهد تاریخ گذاری قابل اعتمادی در قرآن وجود ندارد که بتواند با دوران قبل از هجرت تطبیق یابد. فقط قرائن نسبتاً متقنی مربوط به وقایع شرح حال پیامبر پس از هجرت هست که قابل انطباق زمانمندی با آیاتی از قرآن می باشد.

شیوه های صدر اسلام در مورد تعیین ترتیب زمانی دریافت آیات قرآن توسط پیامبر

از همان قرن های نخست اسلام، فقها و عالمان مسائل فقهی، حساسیت ویژه ای نسبت به ناسازگاری های ترتیب نزول که بر انواع تصریحات فقهی قرآن تأثیر می گذارد، از خود نشان می دادند. با اذعان به اختلاف ها و تنوع احکامی که در آیات مختلف قرآن یافت می شود، آنها نظریه نسخ را مطرح کردند که فهرستی از آیات ناسخ و منسوخ را برمبنای ترتیب نزولشان ارائه نمود.

عالمان مسلمان دیگر به ویژه آثار اولیه مفسران، آثار مملو از حجم گسترده ای از اطلاعات ترتیب نزولی بود که می توانست برگرفته از قرآن باشد و بدینسان مربوط به سیره پیامبر یعنی گزارش هایی درباره اقوال و افعال آن حضرت و تاریخ نگاری غزوات پیامبر که ارتباط با آیات خاصی از قرآن دارد. این امر به طرح منشأ دیگری از منابع تحت عنوان اسباب نزول انجامید. هر دو شیوه مذکور بررسی ترتیب زمانی خود را بر اساس آیات مجزا یا فرازهایی مستقل از قرآن متمرکز نمودند به جای آن که بخواهند تمام سوره را محور کار خود قرار دهند. این رویکرد، با جنبه تدریجی نزول قرآن بسیار سازگارتر بود. گروه دیگری از عالمان مسلمان در اواخر دوران قرون وسطا ارزیابی خود را راجع به ترتیب زمانی قرآن براساس این فرض استوار نمودند که هر سوره ای واحدهای خاص قرآنی را به وجود آورد که می تواند به آسانی به دو دسته مکی و مدنی تقسیم شود. نخستین تلاش در این زمینه، ارائه فهرستی از سوره های منسوب به ابن عباس بود.

عالمان بعدی همین شیوه را تشریح نمودند تا به صورت مبنای ثابتی در تفسیر بیضاوی و اتقان سیوطی در آمد. قرن های بعد به تدریج نقطه شروع کار اصلی پژوهش های غربی در تاریخ گذاری قرآن شد. هر چند، عالمان مسلمان می بایست با این حقیقت روبرو می شدند که فهرست تاریخ گذاری دقیق سوره ها از زمان قتاده (م. ۱۱۲) مورد تردید و اختلاف بوده و اینکه قرآن پژوهان در مورد پاره ای از سوره ها به توافق نرسیدند که آیا مکی هستند یا مدنی و از همین رو فهرستی از هفده سوره مورد اختلاف [مختلف فیها] تنظیم کردند که عبارت بودند از: سوره های رعد، محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]، رحمن، حدید، صف، تغابن، مطففین، تین، قدر، بینه، زلزله، عادیات، تکاثر، ماعون، اخلاص، فلق و ناس. عالمان دیگر به این مجموعه شش سوره دیگر را افزودند: ۴۹ (حجرات)، ۶۲ (جمعه)، ۶۳ (منافقون)، ۷۷ (مرسلات)، ۸۹ (فجر) و ۹۲ (لیل.)

سرانجام ترتیب تاریخ گذاری روایی منسوب به ابن عباس۸ به گونه گسترده ای مقبولیت یافت و ازطریق چاپ استاندارد مصر که در سال ۱۹۲۴ منتشر گردید کاملاً برگزیده شد. که در آن ۸۶ سوره مکی شناخته شد که در رأس هر یک از آنها عناوینی بود که بیانگر تاریخ دقیق نزول آنها براساس کار پژوهشگران مسلمان بود.

تحلیل نقدی – تاریخی عالمان غرب راجع به قرآن

از نیمه دوم قرن نوزدهم، خاورشناسان به طور جدی با پژوهش هایی ادبی درباره قرآن درگیر شدند که مربوط به دستاوردهای عالمانه سنتی اسلامی راجع به زبان شناسی تاریخی و شیوه های نقادانه متن شناسی می شود که پژوهش های متون مقدس در اروپا مطرح نموده بود.

تلاش عالمانه متقنی به منظور نیل به ترتیب نزول آیات و سور قرآن انجام گرفت که می تواند با رشد و ویژگی های متنوع شخصیت دینی [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] منسجم باشد. این کار توسط “گوستاوویل۹ در کتاب (Historisch – Kritische Einleitung Bielefeld 4481) آغاز شد که اوج خود را در کتاب تاریخ قرآن۱۰ (Geschichtedes Qorans) تئودور نولدکه یافت که بعداً توسط “فِرد ریش شوالی” تجدید نظر و گسترش یافت و سپس توسط “گاتلف برگشت راسر” و “اتو پریتزل” در قالب کتابی سه جلدی عرضه شد و این کار مبنای پژوهش قرآنی غرب و چارچوبی پذیرفته شده راجع به تاریخ گذاری قرآن قرار گرفت و آنگاه “رژی بلاشر” در کتاب “درآمدی بر قرآن۱۱” تنقیحات بیشتری را بر آن افزود. ترتیب زمانی سوره ها که از طریق پژوهش قرآنی غرب تشریح گردید، عمدتاً تفکیک پژوهش سنتی اسلامی را بین سور مکی و مدنی پذیرفت و بعلاوه مرحله دوران مکی قرآن را به سه دوره مجزای دیگر تقسیم نمود.

شیوه دیگری که در زمینه تاریخ گذاری، نتایج مشابهی را به بار آورد توسط “هارت ویگ هرشفلد۱۲ در کتاب “ترکیب و تفسیر”، (لندن ۱۹۰۲) انتخاب شد. او سور مکی را به دوره هایی خاص بر اساس پنج معیار ادبی تنظیم نمود: سور اثباتی، سور خطابی (موعظه ای)، سور نقلی و داستانی، سور توصیفی، و سور تشریعی (حقوقی)؛ این کار را در مورد دسته ای از سور مدنی نیز انجام داد. چند سال پیش از آن “ویلیام مویر۱۳” در کتاب (قرآن، ترکیب و تعلیمش. لندن ۱۸۷۵) برای تنظیم سوره ها پیشنهاد ابتکارآمیزی را مطرح نمود یعنی تاریخ هیجده سوره کوتاه تحت عنوان “سور شعف آور” را مربوط به قبل از دعوت علنی پیامبر دانست۱۴ (سوره های عصر، عادیات، زلزله، شمس، قریش، فاتحه، قارعه، تین، تکاثر، همزه، انفطار، لیل، فیل، فجر، بلد، ضحی، شرح و کوثر).

رویکرد کاملاً متفاوتی توسط ریچارد بل (در کتاب دو جلدی “قرآن” چاپ ادینبرگ ۹- ۱۹۳۷و در کتاب دو جلدی دیگرش بنام “تفسیری بر قرآن” که پس از فوت او منتشر گردید چاپ ۱۹۹۱ در منچستر) اتخاذ شد. او تقسیم زمانمند قرآن به دو دوران مکی و مدنی را رها نموده و بجای آن نظام تاریخ گذاری بسیار ذهنی و نامربوطی برای آیات جزئی در قرآن به عنوان یک مجموعه طراحی کرد. در مقام واکنش نسبت به رویکرد “بل”، دو دیدگاه دیگر مطرح شد یکی توسط “جان وانس بروگ” (در کتاب “مطالعات قرآنی، چاپ ۱۹۷۷ لندن) و دیگری مربوط به “جان برتون” (در کتاب “جمع قرآن” چاپ ۱۹۷۷ کمبریج) که از زوایای کاملاً مخالفی، فرضیه های مربوط به رویکرد تاریخ گذاری غرب را رد نمود. [از سوی دیگر] “رودی پارت” (در کتاب Der Koran Kommentar und Kankordanz چاپ “اشتوت گارت” سال ۱۹۷۱) یافته های مهم پژوهش غرب در زمینه تاریخ گذاری قرآن با بررسی های اصلی و فرعی تألیف غرب را در کتاب مختصر تفسیر متعادل و سازگار با قرآن ترکیب نمود.

هدف از نادیده گرفتن چارچوب ترتیب نزول آیات و سور قرآن، آن چنان که در پژوهش غربی تعیین شده عبارت بود از تقسیم نمودن نزول قرآن به چهار دوره که سه دوره آن مربوط به مکه و دوره اخیر آن مربوط به مدینه بوده و نیز هدفشان پیوند دادن این ها به یک نگاه تحول درونی تدریجی در ضمیر خود آگاه پیامبر و آن خط مشی سیاسی بوده که پژوهش غربی از طریق شرح حال زندگی آن حضرت در ارتباط با مطالب قرآنی ارائه داده است. این کار به ابتکار “آلوئیس اسپرنگر” (در کتاب سه جلدی “lehreund Leben” چاپ ۵- ۱۸۶۱) و “هابرت گریم” (در کتاب “محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]” چاپ ۵- ۱۸۹۲) انجام گرفت و سپس توسط “فرانتس بُهل” (در کتاب Dasleben Mohammeds چاپ ۱۹۳۴) و از طریق توضیحات خاص “مونتگمری وات” (در کتاب “محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] در مکه” چاپ ۱۹۵۳ و کتاب “محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] در مدینه” چاپ ۱۹۵۶) رشد و گسترش یافت.

پژوهش تاریخ گذاری قرآن و تحقیق در زمینه شرح حال نگاری سیره پیامبر وابستگی نزدیکی به یکدیگر داشتند. از همین رو، تهدید یک استدلال دوری بعنوان خطری پیوسته برای چنین رویکردی باقی ماند چرا که برآورد ذهنی رشد و تحول دینی [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] لازم بود با تأمل در انواع آیات قرآنی که کاملاً با آیات نازل شده اولیه متفاوت بودند، مورد استنباط قرار گیرد. با این وجود، تقسیم سوره های مکی به سه دوره متوالی، نظریات نوین متعددی را نسبت به اوایل نبوت [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] پیش از هجرت، به وجود آورد و نیز دیدگاه های برجسته ای را در مورد مراحل مهم تحول در ابلاغ اولیه قرآن مطرح ساخت.

به طور کلی تقسیم چهار دوره ای ابلاغ قرآن بر پایه دو اصل عمده مطرح شد.

این تقسیم، سور قرآنی را به لحاظ نقد و تحلیل منشأ آنها مربوط به آن دسته از وقایع تاریخی دانست که از سایر منابع غیر قرآنی شناسائی شده بودند و به لحاظ تعیین نظام سوره ها، ماهیت زبان شناختی و سبک شناسی سوره به سوره از متن عربی قرآن را مورد تحلیل و بررسی قرار داد (بنگرید به مدخل “دستور زبان و قرآن”، “شکل و ساختار قرآن”).همچنین نشانه هایی روشن بین دوره های مکی در زمان تقریبی هجرت به حبشه در حدود سال ۶۱۵میلادی، و زمان بازگشت مأیوسانه پیامبر از طائف در حدود سال ۶۲۰ میلادی قرار داد و تاریخ هجرت را در سال ۶۲۲ میلادی به عنوان ملاک تقسیم بین سور مکی و مدنی معین فرمود.شرحی اجمالی از انواع اصلی تنظیم تاریخ گذاری سوره ها در مقایسه با ترتیب کنونی آنها در قرآن را می توان در کتاب “درآمدی بر قرآن” وات بل مطالعه نمود. آن دسته از سوره هائی که در طبقه بندی دوران نخست و اوایل مکه جای گرفتند در تاریخ گذاری نولدکه شامل چهل و هشت سوره هستند که بر اساس این ویژگیها شناسایی شده اند: یکسانی در سبک۱۵ که بیانگر احساسات (حضرت) محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] در آغاز رسالت است به زبانی که به گونه رسا تصوراتی را تفهیم می کند، گویای شور و هیجان هستند، آیات آنها کوتاه۱۶ و موزون می باشد و به سبک و صبغه شاعرانه قوی و همراه با سی سوگند در آغاز سوره ها یا فرازهای قرآنی نازل شده اند. بیشتر این سوره ها که به عنوان یک دسته معین شده اند به جای آنکه در ترتیب دقیق تاریخ گذاری نزولشان در نظر گرفته شوند، کوتاه هستند. بیست و سه سوره از آنها کمتر از بیست آیه دارند و چهارده سوره دیگر دارای کمتر از پنجاه آیه هستند. آنها اشاره به هشدارهای جدی پیشگویانه راجع به پایان این جهان و حکم و قضاوت نهایی پروردگار درباره انسان ها دارند (بنگرید به مدخل “پیشگویی”). این سوره ها شامل گزارش هایی مربوط به حملات شدید پیامبر علیه دشمنان مکی خود به خاطر پیروی آنها از دین قبیله ای اجداد عربشان می باشد و نیز راجع به تکذیب های تند آنان و اتهامات زیان بارشان در برابر ادعای وحیانی بودن سخنان پیامبر است که آن حضرت را به گونه اهانت آمیزی کاهن، شاعر و مجنون می خواندند.

سوره های دوره دوم مکی یا دوره میانی مربوط به مکه بیست و یک سوره اند که دارای آیات و واحدهای طولانی تری از وحی هستند که سبک منثور آنها بیشتر است و نمی توان به روشنی یک ویژگی متداول مستقلی را برای آنها ارائه داد. نشانه آنها عبارت است از انتقال پیامبر از حالت هیجانی مرحله اول به حالت آرامش بیشتر او در مرحله ثانی که هدفش تأثیر گذاردن بر مخاطبان خود از طریق ادله توصیفی و تجسمی مانند توصیف پدیده های طبیعی، تشریح زندگی بشر و ارائه تصویر روشنی از بهشت و دوزخ بود. از نشانه های دیگر آنها ذکر قصص پیامبران پیشین و عواملی است که بطور خاص از داستان موسی نقل شده مانند سرزنش دشمنانش و تشویق آن حضرت و گروه کوچکی از پیروانش. محل سوگندها۱۷ در عناوین ابتدای آیات، انتخاب شده مانند “این وحی الهی است” و مانند کاربرد مکرر “قُل” که به منظور اعلام پیام خاصی قرآنی است که [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] مأمور به ابلاغ آن می گردد. نام “الرحمن” که یکی از اسامی خداوند است و از دوران ماقبل اسلام در قسمت جنوبی و مرکزی عربستان بکار می رفته، گر چه اهالی مکه پیش از اسلام از آن احتراز می ورزیدند، در این سوره ها فراوان استعمال گردیده که البته در دوره سوم، دیگر کاربردی ندارد (بنگرید به ذیل گفتگو راجع به اسامی الهی).

سوره های دوره سوم مکه یا اواخر این دوران مکی بیست و یک سوره اند اما در هیچ نوعی از ترتیب تاریخ گذاری درونی قرآن نمی گنجند. آنها نوع گسترده ای از سبک منثور با نمونه هایی مسجع را نشان می دهند که رفته رفته به حالت قالبی و کلیشه ای درمی آیند و نوعاً به پسوند “اون” و “این” ختم می شوند. تعبیر “یا أیها الناس” توسط [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] به طور فراوان در خطاب به پیروانش به صورت گروهی بکار می رود. سخنان تصویری و تخیلی پیامبر، کمرنگ شده و آیات وحی شکل خطابه ها یا سخنرانی بخود می گیرد وقصص انبیا افکار پیشین را تکرار می کند. روی هم رفته، این دسته از سوره ها می تواند به عنوان نمایی از خشم یا رنجش پیامبر در برابر برخی از هم قبیله ای های مکی نسبت به پیام او به شمار آید. سور مدنی ۲۴ سوره اند و به ترتیب تاریخ مند خاصی یکی پس از دیگری قرار گرفته و بیانگر قدرت فزاینده سیاسی پیامبر و تشکیل چارچوب اجتماعی امت اسلامی او هستند. (ر.ک: مدخل: “امت و جامعه”)

پیامبر به عنوان رهبری شناخته شده و رسمی در دین و امور اجتماعی جامعه مدینه، جامعه ای که پیش از ورود آن حضرت، از طریق اختلاف و کشمکش های درونی از هم پاشیده بود، آیات قرآنی او در ارتباط با تشریع احکام جنائی، امور داخلی همچون قوانین ازدواج و طلاق و ارث، و دعوت به جهاد در راه خدا نازل گردید. گروههای مختلف مردم، هر یک با عنوانی خاص مورد خطاب قرار گرفتند. به عنوان نمونه، مؤمنون، مهاجرین مکه و انصار مدینه با تعبیر “یا أیها الذین آمنوا” ولی آن دسته از اهالی مدینه که به پیامبر، بدگمان و بی اعتماد بودند و در گرایش به اسلام تأنی و درنگ داشتند تحت عنوان “منافقون” خطاب شدند. اعضای قبایل قریظه، نظیر وقینقاع مجموعاً به عنوان “یهود” و مسیحیان به عنوان “نصاری” خوانده شدند.

بیش از سی مرتبه – و فقط در آیات مدنی – افرادی که از قبل به آنها کتاب آسمانی داده شده بود همگی با لقب “اهل الکتاب” مطرح شدند تا از گروهی که فاقد کتاب آسمانی بودند و “امیون” نامیده می شدند تفکیک گردند. گروه دوم کسانی بودند که خداوند پیامبرش را با لقب “النبی الأمی” در آیات اواخر مکه از میان آنان برگزید. دسته مهمی از آیات قرآن مربوط به سور مدنی به قطع رابطه پیامبر با قبایل یهود اشاره دارد، و سپس مطرح ساختن شخصیت ابراهیم – با کمک اسماعیل – بعنوان بنیانگذار خانه کعبه و نخستین اسوه مسلمان حنیف که بیانگر دین خالص الهی است (مله ابراهیم) و بعداً به وسیله [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] تقویت و تثبیت گردید.

اساسی ترین ترتیب تاریخ گذاری آیات و سور قرآن توسط “ریچارد بل” انجام گرفت کسی که فرضیه های مبسوط توأم با قیود و شروطی خاص را استنباط نمود. او گفت که ترکیب قرآن از سه مرحله برخوردار شده است: مرحله “آیه”، مرحله “قرآن” و مرحله “کتاب”. نخستین مرحله از دیدگاه “بل” مربوط است به عبارات مشتمل بر “آیات” و پند و اندرزهایی در ارتباط با عبادت پروردگار اینها بیانگر قسمت عمده مواعظ پیامبر در مکه است که صرفاً مقداری پراکنده و ناقص از آنها باقی مانده است. مرحله “قرآن” شامل اواخر زندگی پیامبر در مکه و دو سال فعالیت او در اوایل دوران مدینه می شود که در طی این دوران پیامبر به کار فراهم آوردن مجموعه ای از محفوظات دینی و عبادی پرداخت. مرحله “کتاب” متعلق است به فعالیت او در مدینه که آغاز آن به اواخر سال دوم پس از هجرت برمی گردد که از آن زمان پیامبر در صدد تدوین قرآن (به صورت کتاب) برآمد. البته در قرآن کنونی، هیچیک از این سه مرحله را نمی توان بطور دقیق و مجزا یافت زیرا فرازهای مشتمل بر “آیه” بتدریج در مجموعه عبادی گنجانده شد و محفوظات شفاهی پیشین بعداً مورد تنقیح و تعدیل قرار گرفته و قسمتی از کتاب مدون را تشکیل دادند “بل” اغلب در مقام تبیین نظام پیچیده خود در مورد معیارهای تفکیک کننده، به اظهار نظراتی نسبتاً کلی بسنده نموده است. او سوره ها را بر اساس برداشت های شخصی خود تجزیه نموده و به گونه خود سرانه (استحسانی) مطرح کرده که آیات خاصی کنار گذاشته شده بودند در حالی که آیات دیگری که قرار بود کنار گذاشته شوند، حفظ و نگهداری گردیدند. او البته بصورت قاطعانه بحث کرده که واحدهای اصلی وحی آیاتی کوتاه و پراکنده بوده اند که پیامبر خود آنها را در داخل سوره ها جمع نمودند و این که در فرایند تدوین قرآن که توسط کاتبان وحی در طی دوران حیات پیامبر در مدینه به اجرا درآمد، اسناد و مدارک مکتوب اعمال گردید. “بل” با در نظر گرفتن تدوین قرآن در طی حیات پیامبر، نقطه آغازین قرآن بعنوان متن مقدس را به زمان جنگ بدر مربوط می داند. برای “بل” این واقعه نقطه عطف بشمار می آید در حالی که مسأله هجرت، بعنوان یک معیار تفکیک در ساختار طبقه بندی سوره ها محسوب نمی شود.

هیچ یک از این نظام های ترتیب تاریخ گذاری آیات و سور قرآنی مورد پذیرش قرار نگرفتند. نظام تئودورنولدکه و اصلاحات آن یک حساب سرانگشتی [یا قاعده تجربی] را برای ترتیب تقریبی سوره ها در چینش زمانمند آن ها فراهم آورد.

فرضیه “بل” این بود که جمع نهایی قرآن فرایند پیچیده ای از اصلاحات پیاپی ای بود که نسبت به مطالب اولیه اعم از شفاهی و یا آنچه که به شکل مکتوب در مرحله نخست در دسترس بوده اند، انجام گرفته بود. پژوهش قرآنی غرب به طرق مختلف، دورکن را تثبیت نمود که بر اساس آنها دیدگاه های سنتی مسلمانان راجع به تاریخ گذاری قرآن پایه گذاری شده بود. اول اینکه نزول قرآن به صورت تدریجی و پراکنده بوده و رکن یا اصل دوم این بود که جمع قرآن به صورت کتاب بر پایه دو گونه مدارک انجام پذیرفت: یکی اسناد و مدارک مکتوب که توسط کاتبان وحی و به املای پیامبر فراهم آمده بود و دیگر آن آیات قرآنی بود که در حافظه جمعی حلقه صحابیان وجود داشت تمام شیوه های تحلیلی تاریخ گذاری اعم از سنتی اسلامی یا شیوه جدید غرب بر این اصل اتفاق نظر دارند که ترتیب سوره ها در اعلام پیامبر با آنچه که الان در قرآن مکتوب می یابیم متفاوت می باشد زیرا در قرآن کنونی سوره ها بطور کلی براساس اصل کاهش طول و اندازه سوره ها تنظیم شده اند.

یکی از نتایج طبقه بندی سوره ها در جریان تاریخ گذاری، توجهی بود که نسبت به اولین و آخرین واحدهای نزول قرآن اعمال گردید. این مطلب اجماعی است که اولین آیات نازله بر پیامبر آیات اول تا پنجم سوره “علق” یا آیات اول تا هفتم سوره “مدثر” بوده که پیامبر تلاوت نموده است. بطور خاص، آیات اول تا پنجم سوره “علق” که شامل فرمان “إقرأ” بوده از همان ریشه عربی گرفته شده که واژه “قرآن” از آن مشتق شده است و همچنین آیات اول تا هفتم سوره “مدثر” که احتمالاً اشاره به از خواب برخاستن پیامبر در هنگام شب دارد به ویژه اگر به موازات آیات اول تا پنجم سوره “مزمل” در نظر گرفته شود، در منابع روایی مربوط به بعثت پیامبر، شناخته شده اند. این دعوت به نبوت، طبق روایات اسلامی در خلال شب قدر واقع شده که توأم با آغاز نزول قرآن بوده است که نوعاً آن را مصادف با روز بیست و هفتم ماه مبارک دانسته اند. همانگونه که باید انتظار داشت، آخرین سوره های قرآن در میان سوره های مدنی جستجو شده و پژوهش اسلامی آن را سوره های مائده، توبه یا نصر دانسته است. برخی به آیه ۲۷۸ یا ۲۸۱ سوره بقره یا آیه ۱۷۴ سوره “نساء” به عنوان آخرین آیه نازله اشاره کرده اند. در حالی که از نظر دیگران آیات ۱۲۸و۱۲۹ سوره توبه آخرین آیاتی بوده است که در طی جمع آوری مطالب قرآنی به شکل کتاب، یافت شده است. البته مناسب ترین آیه ای را که می توان به عنوان آخرین آیه نازله به شمار آورد آیه سوم سوره مائده است که در تأیید پیامبر نازل شده: “الیوم أکملت لکم دینکم” و بیشترین نقطه توافق پژوهشگران غربی با پژوهش گران مسلمان در مورد همین آیه است.

نشانه های موضوعی تاریخ گذاری قرآن

تاریخ گذاری قرآن همچنین از طریق طرح مباحث درونی قرآن روشن می گردد که چهار موضوع از آنها می تواند مورد تحلیل قرار گیرد: حروف مقطعه، نمازهای یومیه، نام خداوند و شخصیت ابراهیم. از دیدگاه سبک شناسی، یک پدیده خاص و برجسته قرآنی در ارتباط با مسائل تاریخ گذاری، همان حروف به اصطلاح اسرارانگیز یا حروف مقطعه ای است که بلا فاصله پس از “بسمله” عبارت آغازین “بسم الله الرحمن الرحیم” در ۲۹ سوره قرآن به کار رفته اند. منابع اسلامی که حروف مقطعه را جزء لاینفک وحی قرآنی شمرده اند برغم آنکه توضیحات مختلفی درباره این حروف داده اند، هیچ معنای واقعی و معینی برای آنها ذکر نکرده اند. بسیاری از عالمان مسلمان و پژوهش گران غربی تلاش نمودند که نقش این حروف را در قرآن تفسیر کنند، لیکن هیچ تفسیر رضایت بخشی در میان آنها یافت نمی شود. برخی از آن تفاسیر عبارتند از: این حروف بیانگر علائم اختصاری اسماء الهی هستند؛ حرف اول نام افرادی است که در تدوین قرآن، صاحب صحیفه ای خاص بودند، بیانگر حروف الفبای عربی یا تنها حروف اسرارآمیزی هستند که مفهوم آنها را جز خداوند نمی داند. البته سه عامل اساسی می تواند در راستای تفسیر تاریخمند نقش این حروف در قرآن مؤثر باشد.

1. حروف مقطعه در آغاز بیست و نه سوره قرآن مربوط به سور اواخر مکه و اوایل مدینه هستند این حروف گاهی تنها ذکر می شوند و گاهی در یک دسته دو تائی تا پنج تائی برخی از این حروف تنها یکبار و برخی دیگر از آنها در آغاز دو یا پنج یا شش سوره به کار رفته اند.

2. این حروف به لحاظ قرائت، به طور مجزا از هم، همچون نام حروف الفبا تلفظ می شوند. و منابع مربوط به قرائات مختلفه قرآن، هیچ اختلافی راجع به قرائت این حروف مطرح نکرده اند.

3. آنها بیانگر هر شکل صامت (بدون اعراب) الفبای عربی در رسم الخط کوفی (نخستین رسم الخط عربی) یعنی چهارده شکل هستند و هیچ شکلی برای بیش از یک حرف الفبائی به کار نرفته است. بر اساس این عوامل ثابت، می توان گفت که حروف مقطعه با نوعی از ترتیب سوره ها ارتباط دارد یعنی کاربرد حروف الفبای عربی در زمانی بوده است که پیامبر سوره ها را به منظور اهداف دینی و دعائی جمع نموده و نخستین گام ها را در جهت انجام متنی مکتوب برداشته است. این توجیه نسبتاً کلی راجع به حروف مقطعه در پیدایش تاریخمند متن قرآن می تواند از طریق این واقعیت تأیید شود که برخی از سوره های خاصی که مصدر به حروف مقطعه ای از قبیل “الم”، “الر”، “حم” و “طسم” شده اند در ترتیب کنونی قرآن در کنار هم قرار گرفته اند با آنکه در مواردی طول آنها کاملاً متفاوت است و واقعیت دیگر اینکه تقریباً پس از همه موارد حروف مقطعه، به گونه صریح و گاهی ضمنی به نزول وحی به عنوان قرآن یا کتاب مبین اشاره شده است.

از آنجا که حروف مقطعه تنها در آغاز سوره ها به کار رفته و هیچگاه در داخل سوره به کار نرفته تا نوعی بریدگی در سبک یا سجع یا متن را ایجاد کند، معلوم می گردد که آنها متعلق به نخستین مرحله تدوین توسط خود پیامبر بوده اند به جای آنکه مربوط به نخستین ابلاغ آیات قرآن یا آخرین جمع نهایی قرآن پس از رحلت آن حضرت باشند.

این نظریه که حروف مقطعه پس از رحلت پیامبر به قرآن اضافه شده باشند، مستلزم این پیش فرض است که درج پراکنده این حروف در متن نهایی قرآن توسط شخصی (پس از اتمام نزول قرآن) صورت گرفته باشد. چنین تبیین کلی مؤید این دیدگاه است که (حضرت) محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] مؤلف حروف مقطعه بوده و آنها را خود به آغاز سوره ها ضمیمه کرده و اینکه او از مدتها قبل با همکاری کاتبان در صدد فراهم آوردن متن مقدس خود برآمده و آیاتی را که از محتوایی یکسان برخوردار بوده اند در سوره هایی خاص قرار داده است. برخی از این گونه آیات، آنهایی بوده اند که به عنوان واحد دینی یا دعایی مطرح شده و نشانه آنها همراهی با کاربرد حروف مقطعه بوده و تدوین کنندگان نهائی قرآن خود را ملزم به رعایت آن یافته اند.

پدیده دیگری که از عوامل مهم تاریخ گذاری به شمار می آید، موضوع پیدایش احکام محوری دینی مانند نمازهای یومیه است که توسط پیامبر تشریح گردید. تشریح نمازهای یومیه نمی تواند (به لحاظ تاریخی) به نخستین مرحله ابلاغ قرآن بوسیله پیامبر متعلق باشد چرا که در آن زمان ریشه “صَلی” در اشاره به عمل ذبح حیوانات از سوی قبایل به کار می رفته است (سوره کوثر آیه ۲) و در ارتباط با عبادات مشرکان مکه (سوره ماعون آیات ۴ تا ۷). در این مرحله، تلاوت قرآن هنوز در نمازها بکار نمی رفته بلکه به کار ترکیب بندی آیات قرآن توسط پیامبر مربوط می شود. (سوره مزمل آیات اول تا سوم). مدتی بعد در حدود اواسط ابلاغ قرآن در دوران مکه [حضرت] محمد [صلی الله علیه و آله و سلم]، تهجد و شب زنده داری را آغاز نمود در حالی که پیش از شروع نماز آیاتی از قرآن را نیز تلاوت می کرد (سوره اسراء آیات ۷۸ و ۷۹، سوره فرقان آیه ۶۴ و سوره ذاریات آیات ۱۷ تا ۱۸) و این کار را هم در روز و هم در شب انجام می داد (سوره انسان آیه ۲۵ تا ۲۶ و سوره طور آیات ۴۸ تا ۴۹).

ابتدا، حضرت محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] تنها مأمور به اقامه نماز شد (سوره اسراء آیه ۱۱۰ وسوره طه آیه ۱۳۰) سپس براساس آیه ۱۳۲ سوره طه آشکارا دعوت می شود که اقوام یا پیروانش (أَهلَک) را به اقامه نماز همراه خودش فرمان دهد و این که با کسانی که خدا را صبح و شام می خوانند استقامت بخرج دهد (سوره کهف آیه ۲۸) یا آنکه در نماز شب به سجده و کرنش مشغول شوند (سوره زمر آیه ۹) در خلال این مرحله، پیامبر صلی الله علیه وآله همچنین به نمونه های برجسته قرآنی نماز ابراهیم، موسی و زکریا توجه نموده و به عیسی بنده خدا به عنوان پیامبری که مأمور به اقامه صلوه شده، اشاره می کند و شاید در حدود اواخر دوران مکه (از ابلاغ قرآن) بوده که محمد [صلی الله علیه و آله و سلم] به تنهائی دوباره مأمور می گردد که نماز را در سه وعده مختلف یعنی صبح، غروب و نیز در خلال شب بپا دارد.

به پیروان او هم توصیه می گردد که در این عمل به او تأسی نمایند که شامل تلاوت قرآن و سجده در نماز نیز بوده است (سوره اعراف آیات ۲۰۴ تا ۲۰۶). تکامل نمازهای یومیه می تواند به مجموعه واژگان قرآنی متنوع و دارای نوسان برگردد که در اواخر مکه و اوایل مدینه برای اوقات نماز بکار می رفته است: در صبح: در هنگام فجر و پیش از طلوع آفتاب، در عصر (هنگام زوال روز و پیش از غروب خورشید) و در هنگام شب (زلفاً من اللیل) پس از هجرت، تاریخ گذاری قرآن اثبات می کند که “صلوه” به صورت حکمی متقن برای مسلمانان در اقامه نمازهای انفرادی و جماعت در می آید. به موضوع “نماز” (که نوعاً به شکل مفرد) بصورت مکرر در سور مدنی اشاراتی شده است )۳۳ بار در سوره های بقره، نساء، مائده، توبه و ۲۴ بار به تنهایی، این اشارات ارائه دهنده نیمی از مجموع کاربردهای این واژه در کل قرآن می باشد) و هم اکنون بطور مکرر آن را در کنار حکم همتایش یعنی “زکات” می یابیم که تحول آن می تواند به عمل پرداخت خیرات تبرعی گرفته تا تکلیف اجتماعی آن یعنی صدقات واجبه برگردد. اشاره مکرر به تکلیف شرعی انجام نماز با حکم مؤکد رعایت جهت قبله در هنگام نماز توأم گردیده است. ابتدا فریضه نماز به سمت بیت المقدس همچون مراسم قبله ای یهودیان و مسیحیان انجام می گرفته ولی سپس با

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *