تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در کلام امام علی علیه السلام؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در کلام امام علی علیه السلام شامل 47 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در کلام امام علی علیه السلام را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در کلام امام علی علیه السلام با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در کلام امام علی علیه السلام با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در کلام امام علی علیه السلام تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در کلام امام علی علیه السلام را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در کلام امام علی علیه السلام :

نهج البلاغه فعلی آن نظم و ترتیب خاص خود را ندارد، چون بسیاری از این کلمات حکیمانه یا در خطبه های آن حضرت هست، یا در نامه های آن حضرت. برخی هم در خطبه و نامه نیست. اما در کتاب شریف تمام نهج البلاغه اینها هم از هم جدا شدند. کلمه تکراری دیگر در آن‎جا نیست؛ اما اینجا تکرار هست، یعنی بخشی از این کلمات حکیمانه در خطبه ها هست، یا در نامه ها هست. به سی امین جمله نورانی از این کلمات حکیمانه رسیدیم. حضرت گاهی سخنان را ارتجالی می فرمودند، گاهی به عنوان جواب سؤال. از حضرت سؤال کردند که ایمان چیست؟ چون خدای سبحان در قرآن ما را به ایمان دعوت کرده است. «سُئِلَ عَنِ الْإِیمَانِ فَقَالَ (علیه السلام) الْإِیمَانُ عَلَی أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَی الصَّبْرِ وَ الْیقِینِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ»؛ ایمان چهار عنصر محوری دارد که آن عناصر چهارگانه عبارت است از صبر و بردباری از یک طرف، یقین از طرف دیگر، عدل از طرف سوم و جهاد از طرف چهارم. حضرت در صدد تحقیق مدرسه ای نیستند، در صدد تعلیم و تربیت هستند؛ لذا گاهی آنچه مربوط به اندیشه است با آنچه مربوط به انگیزه است کنار هم قرار می گیرند. لغتاً ایمان به معنای اعتقاد نیست، به معنای عقیده قلبی نیست، «آمَنَ»؛ یعنی «دَخل فی المأمن» کسی که وارد دژ، حصن و قلعه شد، می گویند «آمَنَ»؛ یعنی «دخل فی المأمن». چون عقیده باعث حفظ انسان در دنیا و آخرت است؛ لذا از ذات اقدس الهی نقل شده است، در حدیث مبارک «سلسله الذهب» که «کَلِمَهُ لا إِلَهَ إِلا الله حِصْنِی»؛ یعنی اعتقاد به این حصنِ من است، قلعه من است، دژِ من است و من هم دژبان این قلعه هستم، اگر کسی به این معنا معتقد شد، وارد در قلعه امن می شود، «آمَنَ»؛ یعنی «دَخل فی المأمن».

منتها حضرت خیلی باز کرد اینها را، مسئله صبر را، یقین را، عدل را، جهاد را، مبسوطاً بیان کرد و در بخش های دیگری از کلمات نورانی آن حضرت، انسان را تشریح کرد؛ همان طوری که شما می بینید یک طبیب در صورت ضرورت این جنازه را تشریح می کنند برای دانش آموزان پزشکی که اینها، اینها را یاد بگیرند، وجود مبارک حضرت امیر و سایر ائمه(علیهم السلام) این دستگاه بدن را تشریح می کنند تا آدم بداند که کجای آن مشکل دارد و کجای آن مشکل ندارد. این که خدا قرآن را به عنوان شفا معرفی کرده است: وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ و اینکه وجود مبارک حضرت امیر، رسول گرامی را با آنکه به منزله جان پیغمبر است، او را طبیب معرفی کرده است، فرمود: «طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّه »، برای این است که اینها این صحنه را خوب تشریح می کنند، یک؛ بیماری ها را مشخص می کنند، دو؛ درمان این بیماری را هم بازگو می کنند، سه؛ نتیجه اش که شفا و علاج است آن را بیان می کنند، چهار. گاهی به ما می گویند بخش های اندیشه و علم شما مربوط به یک سلسله دستگاه است، بخش های انگیزه و عمل شما مربوط به دستگاه دیگر است. اگر آن دستگاه عمل شما مشکلی دارد، هر چه بر دستگاه اندیشه خود بیافزایید مشکل شما حلّ نمی شود. اگر کسی مشکل عملی دارد او هر چه آیه بخواند، روایت بخواند، مشکل علمی ندارد تا با خواندن آیه و روایت برای او حلّ بشود. این یک راه عملی می خواهد تقویت اراده می خواهد. اراده؛ یعنی اراده! علم؛ یعنی علم! بین آنها بین آسمان و زمین فرق است. اینکه ما عالم بی عمل داریم، برای آن است که این شخص در بخش اندیشه مشکلی ندارد، درس ها را خوب خوانده، برای دیگران هم درس گفته، در این زمینه کتاب هم نوشته است؛ اما آن‎که عمل می کند نیروی انگیزه است نه نیروی اندیشه. حضرت اینها را از هم باز کرد.

فرمود ما از مَثلی پی به ممثَّل می بریم، از تشبیهی به مشبّه به پی می بریم، از نمونه ای به یک حقیقت راه پیدا می کنیم، از همین بدن شما شروع کنیم تا به آن حقیقت برسیم. در محدوده بدن ما یک مَقسَم داریم که تحت این مقسم اقسام چهارگانه است: «إن هاهنا مقسماً واحدا تحته اقسامٌ أربعه»؛ اگر این مثال روشن شد راه ممثَّل را ما پیدا می کنیم. در بدن ما یک سلسله نیروهایی هستند که مسئول درک و مسئول فهمیدن هستند؛ مثل چشم و گوش. یک سلسله نیروهایی داریم که مسئول کار و حرکت هستند؛ مثل دست و پا. این مطلب اوّل یعنی مَقسم. انسان از لحاظ این مقسم به چهار گروه تقسیم می شود: گروه اوّل کسانی هستند که هم مجاری ادراکی آنها قوی است هم مجاری تحریکی آنها قوی است؛ یعنی هم چشم و گوش سالم دارند هم دست و پای سالم. گروه دوم کسانی هستند که مجاری ادارکی اینها قوی است؛ یعنی چشم و گوش آنها سالم است؛ اما دست و پای اینها ویلچری است فلج هستند. گروه سوم کسانی هستند که مجاری تحریکی اینها سالم است مجاری ادراکی اینها ضعیف است؛ یعنی دست و پای نیرومند و قوی دارند؛ اما چشم و گوش آنها مشکل دارد، نه می بینند نه می شنوند. گروه چهارم به اصطلاح فاقد طهورین هستند؛ هم مشکل اندیشه ای دارند هم مشکل انگیزه ای. نه چشم و گوش سالمی دارند نه دست و پای سالم. پس ما در قلمرو بدن یک مقسم داریم و تحت آن، این اقسام چهارگانه. در این محدوده بدن، آن گروه اوّل اهل نجات هستند؛ یعنی کسانی که چشم و گوش آنها که مجاری ادراکی است سالم هست دست و پای آنها که مجاری تحریکی است سالم است، اینها وقتی مار و عقرب را دیدند فرا می کنند خودشان را نجات می دهند یا وقتی می بینند اتومبیلی با سرعت دارد می آید فوراً می روند کنار. اینها هم خوب می فهمند و هم خودشان را حفظ می کنند.

گروه دوم کسانی هستند که چشم و گوش آنها سالم است؛ اما دست و پای اینها فلج است و ویلچری است. این گروه دوم مار، عقرب و خطر را به خوبی می بیند؛ اما چون قدرت فرار ندارد نیش می خورد و مسموم می شود. شما به این گروه دوم عینک بدهید تلسکوپ بدهید میکروسکوپ بدهید ذرّه بین بدهید دوربین بدهید، فایده ندارد، چون او مشکل دید ندارد. اگر مشکل او مشکل دید بود با عینک و ذرّه بین حلّ می شد؛ اما او از نظر دید صد درصد دارد مار و عقرب را می بیند، اما چشم که فرار نمی کند، دست و پا فرار می کند که فلج است.

گروه سوم کسانی هستند که دست و پای سالمی دارند؛ اما چشم و گوش کَر و کور دارند؛ اینها هم نیش می خورند، به اینها نمی شود گفت که چرا نرفتی؟ او می گوید من که ندیدم! شما مرتّب به او بگو مار دارد می آید. می گوید از کدام طرف دارد می آید؟ من به کدام طرف فرار کنم؟ او دست و پای سالمی دارد، ولی چشم و گوش بسته دارد.

گروه چهارم که فاقد طهورین هستند، هم چشم و گوش نابینا و ناشنوا دارند هم دست و پای فلج.

«فتحصّل أنّ هاهنا مَقسماً»، یک؛ «تحته اقسام؛ أربعه»، دو. این مربوط به بدن ماست. وجود مبارک حضرت در تحلیل هایی که دارد می فرماید روح شما هم همین طور است؛ روح شما هم مَقسمی دارد که مسئول اندیشه و انگیزه ما داریم. بعضی ها عهده دار ادارک و اندیشه هستند، بعضی ها عهده دار حرکت و اراده می‎باشند. مسئله تصور و تصدیق و قیاس، جزم یعنی جزم! عزم یعنی عزم! بین جزم و عزم بین آسمان و زمین فرق است این یک راه دیگر است آن یک راه دیگر است. این مربوط به عقل نظری است آن مربوط به عقل عملی است. این مربوط به اندیشه است آن مربوط به انگیزه است. این مَقسم، چهار قسم زیرمجموعه آن است؛ بعضی ها هستند که در

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *