توضیحات
فایل پاورپوینت کامل توسعه جامعه شناسی دین(۱)؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل توسعه جامعه شناسی دین(۱) شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل توسعه جامعه شناسی دین(۱) را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل توسعه جامعه شناسی دین(۱) با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل توسعه جامعه شناسی دین(۱) با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل توسعه جامعه شناسی دین(۱) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل توسعه جامعه شناسی دین(۱) را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل توسعه جامعه شناسی دین(۱) :
به عنوان یک رشته
یکی از حقایق بزرگی که از نسبیت گرایی عصر حاضر ناشی شده این است که معرفت به چگونگی فهم ما از یک چیز، دست کم تا حدّی به مکانی که در آن ایستاده ایم و زمانی که بر آن نظر می افکنیم، بستگی دارد. جامعه شناسی دین همچون بیشتر رشته های آکادمیک، از پس زمینه های متعدد، در اوضاع و شرایط تاریخی متفاوت و در میان مردمی که در جوامع خویش از موقعیت های مختلفی برخوردارند، توسعه یافته است. با اینکه هیچ راهی برای بررسی همه عرصه های مزبور وجود ندارد، امّا در آغاز یک متن جامعه شناسی دین، مناسب است تا برخی از بینش هایی را که، دست کم، در برخی از جریانات فکری عمده در شکل گیری چشم انداز جامعه شناختی به دین مؤثر بوده اند، ارائه کنیم.
گفته شده است که علوم اجتماعی یک سوژه را صرفا زمانی به عنوان یک موضوع مورد مطالعه قرار می دهند که [اولاً] در شرف مسئله زا شدن باشد و [ثانیا [غلبه در وقوع داشته باشد. با اینکه جامعه انسانی غالبا ممکن است برای آن دسته از اعضایی که از برآوردن توقعات خویش عاجزند، مشکل ایجاد کند، اما همین جامعه، برای بیشتر مردم در مقاطع سنی مختلف، همچون آب برای ماهی یا هوا (اگرچه مشکلات اخیر آلودگی آن را مسئله زا کرده است) برای نوع بشر و سایر گونه های حیوانی جهان ما، به مثابه یک محیط بسیار خوب و مفید تلقّی می شود. از نظر فرهنگ های اروپای غربی، این زمینه خوب و مفید از طریق تماس های فرهنگی گسترده ناشی از اکثر سفرهای اکتشافی دریایی به اطراف جهان در خلال قرن های پانزده و شانزده در معرض تغییر قرار گرفته است. دین نیز اگرچه پس از نهضت اصلاحی پروتستان و به ویژه در زمانی که این نهضت اصلاحی توسط گروه های ناخرسند از خدمات کلیسای دولتی حتی دولت های پروتستانی استمرار یافت، بیشتر مسئله دار شده است، اما در عوض، کسانی مصرند که وابستگی دینی یک گزینش یا تعهد شخصی است.
یکی از مهم ترین عوامل منحصر به فرد در مسئله دار کردن جامعه و دین جنبش موسوم به جنبش روشنگری بود. ایدئولوژی این جنبش بر درکی از طبیعت انسان مبتنی بود که خرد (Reason) را بیش از سایر ویژگی های انسان و متمایزکننده نوع بشر از بقیه طبیعت تحسین و تمجید می کرد. با اینکه جوامع و گروه ها ممکن است از یک سازمان عقلانی برخوردار باشند و اهداف عقلانی را تعقیب کنند، اما خرد یک ویژگی اساسا فردی است. انسان خردمند توان لازم برای گزینش گروه هایی را که تا حدّ زیاد به فرد شکل می دهند دارد. با این وجود، گزینش های بیشتر افراد از طریق وضعیت های محیط اجتماعی ایشان ساخت می یابند. حال چگونه خرد فرد به این عوامل محیطی، یعنی جامعه و خدا یا خدایان جامعه، ارتباط می یابد؟
چنین سؤالاتی معمولاً زمانی مطرح می شوند که افراد قادر به فاصله گزینی بوده و یک دیدگاه کم و بیش عینی از جامعه و دین، که محتملاً صبغه علمی داشته باشد، اتخاذ کنند. آن نوع تغییر اجتماعی که این وضعیت ها بر آن تأکید کنند به احتمال زیاد وقوع خواهد یافت؛ چه تقدس یک نظم معین اینک در معرض سؤال قرار گرفته است. یکی از ویژگی های تغییر در فرهنگ غربی، حرکت به سمت پیچیدگی فزاینده است و با این پیچیدگی، تمایز میان نهادهای اجتماعی نیز افزایش می یابد. در هر جا که دین، سیاست، خانواده، تعلیم و تربیت و اقتصاد در یک موضوع، کاملاً در هم پیچیده شوند، عطف توجه به یکی از این نهادها بدون توجه و بررسی سایر نهادها که اینک بیش از پیش در قلمروهای جداگانه ای در حرکتند اگر نگوییم محال، مشکل است. حال، سؤال این است که هر یک از این نهادها، چه ارتباطی با دیگر نهادها دارند؟ چگونه می توان وحدت به هم پیوسته جامعه انسانی را در این وضعیت به هم پیچیده و تفکیک یافته حفظ کرد؟
نهضت روشنگری جنبشی بود که هر کس را به ظاهر متقاعد می کرد که روش علمی حرکت در مسیر آینده است. از این پس دیگر، ایدئولوژی ها، دستگاه های الهیاتی و علوم قدیم نمی توانستند افکندن نگاه نسبتا عینی به اشیا و تهیه گزارش از آنچه واقعا در جامعه جریان داشته یا مورد اعتقاد قرار گرفته را مقیّد سازند. و چون علوم اجتماعی در فضایی بیرون از فلسفه و تاریخ اجتماعی شروع به رشد کرده و رفته رفته حیات و هویت مستقلی یافتند، در چارچوب قلمروهایی همچون اقتصاد، علوم سیاسی، مردم شناسی و جامعه شناسی از یکدیگر متمایز شدند. بسیاری از آثار کلاسیک در این رشته ها که پیش از وقوع تمایز در قلمرو مطالعه آن ها به وجود آمده اند مشابهت و همانندی دارند. افرادی همچون دورکیم، وبر، مارکس و زیمل نه به عنوان متخصص در یک علم اجتماعی خاص، که بیشتر به عنوان بنیانگذار طیفی از این علوم شمرده می شوند.
آگوست کنت (۱۷۹۸ ۱۸۵۷)
آگوست کنت، فیلسوف فرانسوی، مفتخر به وضع واژه «جامعه شناسی» است. او مدافع نوعی پوزیتیویسم علمی بود که به سختی می کوشید تا از روش های فیزیکی تبعیت کند. وی به پیروزی و موفقیت عقلانیت حاکم بر سایر واکنش های انسان به محیط معتقد و مطمئن بود. با اینکه مطالعات عقلانی وی، از بیشتر [ابعاد [دین به عنوان ابعاد غیر عقلانی اجتناب ورزیده است، اما بر این باور بود که دین یک بخش ضروری از جامعه انسانی محسوب می شود. وی در منتهای خط مشی خویش، یک دین سکولار و عقلانی را طراحی و ساماندهی کرد که بر اساس آن، جامعه شناسان که آشکارا چیزهای زیادی راجع به نیروهای محرک اجتماعی می دانند و به همین دلیل به خوبی می توانند رهبری جامعه را عهده دار شوند کشیشان ارشد جامعه شمرده می شوند.
کنت اگرچه فی نفسه یک جامعه شناس دین نبود، اما دغدغه و تعلق خاطر او، جامعه شناسان بسیاری را به مطالعه و بررسی این قلمرو مشغول ساخت. در مطالعه جامعه انسانی، چه از نظر تاریخی و چه در دوران معاصر، چنین به نظر می رسد که دین یک مؤلفه ضروری است که یک احساس هویت و معنایی را برای هستی مردم نه فقط به عنوان افراد، بلکه به عنوان یک واحد قابل فهم اجتماعی فراهم می سازد. دین تجربه های عامی را فراهم می سازد که افراد را به یکدیگر پیوند داده و درجاتی از وفاداری، که ایشان را به صرف نظر کردن از برخی مزایای شخصی به نفع مصالح عام و همگانی برانگیزاند، ایجاد می کند. دین به عنوان چسبی که جوامع انسانی را به یکدیگر پیوند می دهد، تعریف شده است. حال با توجه به اینکه جوامع در مسیر وضعیت جدید، یعنی پیچیدگی، کثرت گرایی و تردید عقلانی در حرکتند، چه سرنوشتی در انتظار دین خواهد بود؟
امیل دورکیم (۱۸۵۸۱۹۱۷)
جامعه فرانسه در وضعیتی قرار داشت که به طرح سؤال جدی در خصوص نقش دین در جامعه منجر شد؛ زیرا انقلاب فرانسه نه فقط با اقتدار سلطنتی، بلکه با دکترین ملازم حقوق الهی که طبق آن، پادشاهان، مدعی حمایت کلیسا از قدرت خویش بودند عَلَم مخالفت برداشت. دین بیشتر به عنوان دشمن پادشاهان و حکمرانان مستبد و ظالم انگاشته می شد؛ از این رو، تلاشی قاطع و مصمم برای نجات جامعه از سلطه روحانیان و الهیات جریان داشت. با این وجود، این انقلاب از مسیر خود منحرف شد و یکی از دلایلی که گاه بدان استناد می شود اینکه مردم از ناحیه دین به تلاش برای خلق یک حاکمیت نوین و بیشتر دموکراتیک ترغیب یا بازداشته نشدند. این قبیل سؤالات دورکیم را برانگیخت تا دین را به عنوان یکی از کانون های مطالعات گسترده جامعه شناختی مردم شناختی خود قرار دهد. وی در کتاب قواعد روش جامعه شناسی تنش میان تعهد علمی به عقلانیت و سطوح غیرعقلانی را، که به وضوح در جامعه انسانی مشهود است، از میان برداشت. دورکیم بر خلاف بیشتر متفکران معاصرش بر آن بود که جامعه چیزی بیش از سر جمع ایده ها و واکنش های فردی اعضای آن است، و اینکه واقعیّت های اجتماعی (همچون زبان، نظام پولی، هنجارهای شغلی و دین) پدیده های بیرون از افرادند که برایشان اعمال فشار کرده و در پهنه گسترده جامعه حضور دارند. این واقعیت ها را می توان به صورتی مستقل و فی نفسه مورد مطالعه قرار داد.(۲)
دورکیم در کتاب تقسیم کار اجتماعی خود (۱۸۹۳) مشکل تکثرگرایی و تمایز فزاینده در جامعه جدید را عمیقا مطرح ساخت. در جوامع سنتی برخوردار از ویژگی خاصی که آن را «همبستگی مکانیکی» نام نهاده، مردم از طریق همانندی و یکپارچگی ناشی از شناخت یکدیگر به هم پیوند خورده اند. وی در جوامع تمایز یافته جدید، نوع متفاوتی از همبستگی تحت نام «همبستگی ارگانیکی» را تشخیص داد. در این جوامع مردم از طریق وابستگی مشترک متقابلشان به یکدیگر پیوند خورده اند؛ چه افراد آنچنان در قلمرو کاری خود تخصص یافته اند که هریک برای بقای خویش نیازمند دیگران است و از این رو، شیوه هایی را برای اثبات و تصریح تمایزات خود جست وجو می کنند. برای مثال، قانون بیشتر برای ایجاد اصلاح و بازگرداندن افراد نیازمند به درون جامعه مطلوبیت دارد تا برای ایجاد سازگاری مشقّت بار از طریق توسّل به شکنجه، اعدام یا تبعید.
از این رو، چه دینی در این قلمرو وجود دارد؟ اثر برجسته دورکیم در جامعه شناسی دین، یعنی صور ابتدایی حیات دینی (۱۹۱۲) کاوشی است پیرامون جامعه اولیه و مکانیکی بومیان استرالیایی و شرح و توضیح شیوه هایی که دین از طریق آن همبستگی اجتماعی را برای این جوامع تأمین می کند. او این کتاب را بعد از کتاب دیگرش، یعنی خودکشی (۱۸۹۷) به رشته تحریر درآورد. وی در این کتاب [خودکشی] در ضمن مباحث خود نشان می دهد که در یک جامعه تمایز یافته تر، دین می تواند تکیه گاه و معنایی فراهم سازد که انومی (احساس پوچی و بی هنجاری) و در نتیجه، خودکشی انومیک را تقلیل دهد. وی دریافت که یهودیان و کاتولیک هایی که دینشان در جوامع مذهبی شان جوامعی که شباهت بیشتری با جوامع مکانیکی ساده تر داشت مورد عمل واقع می شد، بسیار بهتر و بیشتر قادر به دفع این نوع خودکشی بودند تا پروتستان های غالبا فردگرا… .
دورکیم هیچ گاه به طور کامل نظریه ای در این خصوص که دین در یک جامعه کاملاً ارگانیک چگونه چیزی خواهد بود، مطرح نکرده است. بهترین شاهدی که ما از شیوه ورود وی به این مسئله در اختیار داریم، رساله ای است که در اصل، نامه وی به ویراستار می باشد؛ این نامه به واقعه رسواکننده دریفوس (Dreyfus) اشاره دارد که در آن یک افسر نظامی یهودی گروه هایی را به بهانه جعل اتهام اخراج می کند.(۳)
به بیان دورکیم، این واقعه، مقتضای اخلاقیات همبستگی مکانیکی موجود در ارتش بود که برای این مرحله از جامعه فرانسه نامناسب به نظر می رسید، اگرچه البته تنها متفکران می توانستند این واقعیت را دریابند. قسمت عمده این نامه که به «فردگرایی و متفکران» ترجمه شده؛(۴) ظهور یک دین را در میان متفکرانی مطرح می کند که به عنوان پیشگامان جامعه تکثرگرای در حال ظهور شناخته می شدند. این «آیین انسان» موضوع بنیادین پرستش را نه جامعه دارای همبستگی مکانیکی، بلکه شخصیت انسانی، که همه ما عموما در آن اشتراک داریم، قرار داده است.
دورکیم به عنوان متفکر معتقد به قدرت منحصر به فرد دین شناخته می شود و این شرح و توضیح آغازین از دین جدید تأثیر اندکی بر فهم او برجای نهاده است. با این وجود، خاطرنشان می شود که بیشتر آنچه دورکیم در جامعه انسانی قادر به دیدن آن بود به اقتضای دوران و تجارب خاص وی شکل یافته بود. همچنین لازم به ذکر است که در عصر و زمان کنونی است که این بخش از اندیشه او مورد واکاوی مجدد قرار گرفته است.
کارل مارکس (۱۸۱۸ ۱۸۸۳)
محققا نه فرانسه تنها خاستگاه جامعه شناسی دین است و نه چشم انداز دورکیمی تنها چشم انداز ممکن. کشور آلمان نیز نقش مهمی در این قلمرو داشته است؛ جامعه، فرهنگ و تاریخ آلمان چشم اندازی متفاوت از چشم انداز متفکران آلمانی به دین فراهم آورد. با اینکه جامعه آلمانی دستخوش ناآرامی و آشوب سیاسی بود، اما واژگونی کامل اشکال سیاسی و فرهنگی را آن گونه که در انقلاب فرانسه به وقوع پیوست، تجربه نکرد. همبستگی اجتماعی برای بیشتر متفکران آلمانی یک مسئله عمده نبود. در حقیقت، برای بسیاری از آن ها، شکل مقابل این قضیه صادق بود. [این قبیل سؤالات برای متفکران آن روز مطرح بود:] نیروهای محرک تغییر اجتماعی چه هستند؟ جوامع چگونه از یک نوع سازمان اجتماعی به نوع دیگر تغییر می یابند؟ و به دلیل تفوق رو به رشد فلسفه آلمان، [این سؤال مطرح شد [که ایده ها در این فرایند چه جایگاهی دارند؟
کارل مارکس با برخی ایده های فلسفی، به ویژه ایده های هگل و گاه پیروان منتقد او، درگیر بود. او همچنین با آثار برخی از سوسیالیست های فرانسه همچون سن سیمون و پرودون آشنا بود. مارکس همچنین در گروه های سوسیالیستی که برای ایجاد تغییر اجتماعی تلاش می کردند، وارد شد. وی عقیده داشت که تأثیر و نفوذ ایده ها فی نفسه از قدرت چندانی برای ایجاد تغییرات اولیه برخوردار نیستند. در حقیقت، کهن ترین ایده هایی که با تغییر مخالفت و ناسازگاری دارند، به ظاهر از دین ناشی می شوند. او به تعبیر خودش، هگل را وارونه ساخته است (Stood Hegel on his head). و نظریه دیالکتیکی این متفکر را از عطف توجه به ایده ها به نوعی «ماتریالیسم دیالکتیکی» که بر آگاهی افراد از جایگاه خویش در ساخت اقتصادی یا طبقاتی تأثیر و نفوذ دارد، تغییر داد.
از این رو، دین، یکی از منابع تأمین «آگاهی دروغین» است که مردم را از درک اوضاع و شرایط واقعی شان و تلاش و تحرّک برای تغییر آن بازداشته است. اگر جامعه ای به واقع بخواهد مناسبات اجتماعی خویش را تغییر دهد، ناگزیر باید پشتوانه های مذهبی این نوع مناسبات را کنار بگذارد. دین در تلقّی مارکس، عمدتا نمودی از همبستگی مکانیکی است، اگرچه اکنون به شیوه های متفاوت، توسط گروه های مختلف برای حفظ یک نظام تولید ظالمانه به کار گرفته می شود.
ماکس وبر (۱۹۲۰ ۱۸۶۴)
وبر در این خصوص با مارکس موافق نیست. البته، دین می تواند یک نیروی محافظه کار در جامعه باشد و غالبا نیز چنین است. در عین حال، دین یکی از عوامل محرک تغییر اجتماعی است. تغییر اجتماعی واقعی از تغییر در اقتدارهای (authorities) بنیادین پذیرفته شده در یک فرهنگ ناشی می شود و عمیق ترین این اقتدارها، اقتدارهای مذهبی است. دین رهبری یک رهبر کریزمایی دارد که می تواند مدعی قدرت های خداداد (فره ایزدی) باشد و می تواند مدعی یک وحی شخصی که محتوای آن یک آیین یا یک تکلیف است، بشود. چنین شخصی، یک پیامبر است که می تواند سازمان مذهبی جدیدی تأسیس کند؛ سازمانی که بتواند شیوه جدیدی از اندیشیدن و بودن را در جامعه معرفی کرده و از ایجاد تغییرات اصیل در فرهنگ و بالتبع در سازمان آن حمایت و پشتیبانی کند.
وبر نهضت اصلاحی پروتستان و شیوه هایی که این آیین از طریق آن، مردم را به تحصیل موفقیت ها و کامیابی های فردی و اتخاذ سبک زندگی زاهدانه تشویق و ترغیب می کرد، مورد مطالعه و بررسی قرار داد. این سبک زندگی، سرمایه گذاری در نظام اقتصادی در حال رشد جدید را ممکن ساخت و در نتیجه، اروپای فئودال پیشین را به یک فرهنگ جدید انتقال داد. وبر همچنین درصدد بود تا ایده های خود را در مورد آنچه به عنوان فرهنگ های یهودی باستان و فرهنگ های چینی و هندی شناخته می شد، آزمون کند.
وبر نیز همچون دورکیم و مارکس، به هیچ وجه خود را به مطالعه دین و در حقیقت، به رشته جامعه شناسی محدود نساخت. او نه فقط در تاریخ جامعه شناسی دین، که در توسعه علم سیاست و اقتصاد سیاسی و نیز جامعه شناسی به معنای عام آن شخصیتی مهم و برجسته به حساب می آید. آثار وبر، مارکس، دورکیم و نیز سایر کسانی که با آن ها کار کرده یا از ایشان پیروی نموده اند، «ایده های دینی» را نه فقط به عنوان ایده های احتمالاً تأثیرگذار بر جامعه، بلکه به عنوان ایده های متأثر از جامعه، موضوع مهم مطالعه و بررسی خویش قرار داده اند. در نتیجه، بیشتر مباحث جامعه شناسی دین اروپایی با جامعه شناسی معرفت، یعنی مطالعه تأثیرات متقابل ایده ها، فرهنگ و ساخت اجتماعی ارتباط و پیوند نزدیک یافته است.
فرهنگ بریتانیایی و جامعه شناسی دین
جانسون سه خاستگاه برای جامعه شناسی در غرب ذکر کرده است:
۱. پوزیتیویسم فرانسه، به نمایندگی اگوست کنت و دورکیم؛
۲. تاریخ گرایی آلمانی، دربرگیرنده مارکس و وبر؛
۳. اقتصاد سیاسی آزاد (Laissez – fair) انگلیسی اسکاتلندی و سودگرایی بریتانیایی.(۵)
در زمانی که فرانسویان درگیر انقلابشان بودند و آلمانی ها بنیان های تغییر اجتماعی در ایده ها را جست وجو می کردند، در بریتانیا، بر اساس نظریات نه به عنوان یک نیروی درونی، بلکه به عنوان نتیجه طبیعی فرهنگ این سرزمین پیشرفت صنعتی به وقوع پیوست.
[متفکران] بریتانیایی بیش از آنکه با دین به عنوان یک دشمن آن گونه که [متفکران] فرانسوی و افرادی همچون مارکس بدان تمایل داشتند یا به عنوان یک عامل بنیادین رشد فرهنگی آن گونه که وبر تصور می کرد درگیر شوند، بیشتر درصدد تشخیص دینی بودند که تا حدی با الگوهای رشد و تغییر موردنظرشان نامناسب و ناهماهنگ بود. در عوض، الگوی فردگرایی سودمدارانه موردنظرشان، بالاترین تفوق را در جامعه به بازار و قلمرو سیاسی اعطا کرد. این نوع دریافت عقلانی فردگرایانه از زندگی انسان که در آن «دست نامرئی» بازار به عنوان یک واقعیت اجتماعی از جایگاه برتری نسبت به دین برخوردار شده است، علم سیاست و اقتصاد سیاسی را بیشتر از جامعه شناسی حمایت و تشویق کرده و جایگاه محدودتری به بینش های رمانتیک ایده آلیست های آلمان اختصاص داده است.
از نظر مردم بریتانیا، امپراتوری انگلستان به عنوان یک نمونه تاریخی فراسوی پیشرفت ها و موفقیت های فردی و سرمایه داری آزاد جای دارد و فیلسوفان اجتماعی اخلاقی همچون هربرت اسپنسر (۱۸۲۰۱۹۰۳) که مفاهیم تطور فیزیکی را به داروینیسم اجتماعی قوم مدارانه تعمیم داده اند، برتری فرهنگ بریتانیایی یا دست کم فرهنگ طبقات مهم و شاخص بریتانیایی را فرض مسلّم گرفته اند. دین اگر اساسا مورد توجه قرار می گرفت صرفا به عنوان یکی از عادت های فرهنگی پیشرفته تر و متعالی، و یک رسم بی ضرر و در عین حال، بی اهمیت ملاحظه می شد.
جامعه شناسی دین اگر اساسا مورد مطالعه واقع می شد متضمن پژوهش هایی در زمینه سلامت سازمانی کلیسای تأسیسی اینگلند بود. مورد استثنایی عمده از دیدگاه مربوط به حضور دین در جامعه، به برخی از اصلاح گرایان اجتماعی همچون آر. اچ. تاونی (۱۸۸۰۱۹۶۲) مربوط می شود؛ کسی که در مقابل رساله اخلاق پروتستان وبر واکنش نشان داده و مدعی شده است که پروتستانتیسم بیشتر محصول و نتیجه تحول صنعتی است تا علت آن. وی درصدد یافتن شیوه هایی برای کاستن برخی محرومیت های بسیار وخیم ناشی از پیشرفت صنعت جدید برآمد.
جامعه شناسی دین در امریکای شمالی
توسعه جامعه شناسی در امریکای شمالی تنها [به دلیل [ارتباطش با اصلاح گران انگلیسی بود که شکل و ساختی مشابه جامعه شناسی اروپایی به خود گرفت. بخش عمده توسعه اولیه جامعه شناسی، پیوند نزدیکی با علایق و دغدغه های دینی داشت و بیشتر جامعه شناسان اولیه امریکای شمالی کشیش یا کشیش زاده بودند. انگیزه اصلی [برای پرداختن به [جامعه شناسی، اصلاح اجتماعی بود. جامعه بیشتر برای ایجاد تغییرات اجتماعی مورد مطالعه امریکاییان قرار می گرفت تا فهم تغییرات واقع شده. این موضع فعال ارتباط نزدیکی با جنبش اجتماعی انجیلی (Social Cospel movement) در آیین پروتستان امریکایی در خلال نیمه دوم قرن نوزده و ربع اول قرن بیستم داشت. در حقیقت، اولین متن های درسی امریکایی در جامعه شناسی، این موضع را تحت عنوان «جامعه شناسی مسیحی» معرفی کرده اند. جامعه شناسی پیش از آنکه در کالج های سکولار هنر و علم جایگاهی پیدا کند، در حوزه های علمیه امریکایی تثبیت شد.(۶)
در هر حال، تا دهه ۱۹۲۰، بیشتر قدرت جنبش اجتماعی انجیلی تحلیل رفته بود و جامعه شناسی آکادمیک در کالج ها و دانشگاه ها در فرایند شکل گیری بود. این جامعه شناسان به مخالفت صریح با خاستگاه های دینی این رشته برخاستند و برای تثبیت مشروعیت خویش به عنوان کارشناسان یک علم اجتماعی «آزاد از ارزش» تلاش می کردند. نشریات جامعه شناسی به مقالات مربوط به موضوعات دینی کمتر بها می دادند و آشکارا از هر نوع حمایت و دفاع خودداری می کردند. برای مثال، ریدبین (Reid Bain) در سال ۱۹۳۹ در سرمقاله ای، که به طرح سیاست رسمی یک نشریه جدید تحت عنوان «بررسی جامعه شناسی امریکایی» (American sociological review) که هنوز هم نشریه رسمی انجمن جامعه شناسی امریکا محسوب می شود پرداخته، نوشت: «برای تأمین عینیت علم، جامعه علمی، نباید یک جنگ، یک رهبر بزرگ، یک اتحادیه کاری، یک سیاست نوین یا قدیمی، یک اپیدمی، یا یک تندباد را تأیید یا محکوم کند. این ها پدیده های طبیعی هستند که باید توسط علوم طبیعی مطالعه شوند. نشریه “بررسی” به عنوان ارگان یک علم اجتماعی، باید موضعی شفاف، “ناب” و عاری از اخلاق را منعکس سازد.»(۷) از بسیاری جهات آن دسته از اندیشمندانی که به ویژه در خلال دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ از یک پیش زمینه دینی به مطالعه دین پرداختند، به شدت مورد بی مهری واقع شدند. فرقه های کلیسایی و گروه های وحدت گرای کلیسایی در تلاش بودند تا حمایت خود از مطالعه علمی اجتماعی دین را، به خصوص در زمینه جنبش جهانی درون کلیسایی، استمرار بخشند.
متأسفانه، این تشکیلات، آن گونه که نیومن (Newman) خاطرنشان کرده است، «به سرعت خود را با یک بحران مالی مواجه دید.»(۸) این بحران موجب شد تا کمیته بررسی های (Surveys) اجتماعی و دینی که بر دریافت کمک های ما
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.