توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل تکالیف خبرنگار در اسلام!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل تکالیف خبرنگار در اسلام بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل تکالیف خبرنگار در اسلام از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل تکالیف خبرنگار در اسلام شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل تکالیف خبرنگار در اسلام استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل تکالیف خبرنگار در اسلام با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل تکالیف خبرنگار در اسلام قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل تکالیف خبرنگار در اسلام حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل تکالیف خبرنگار در اسلام به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تکالیف خبرنگار در اسلام :
مقدمه
فقه اسلامی که نمایانگر «دین مرسل» و تعبیر دیگری از «دین مکشوف» است، عهده دار تنظیم حیات بشر و تأمین مصلحت و سعادت اوست؛ این مدعا با شواهدی از نقل و نیز عقل قابل تأیید است. واژه فقه در عرف شریعتمداران، بر دو معنای اعم یعنی دین و اخص یعنی احکام، اطلاق شده است که در زمره اطلاق نخست، کریمه: «لیتفقهوا فی الدین» به کار رفته است. در طول تاریخ، دو رویکرد متغایر به فقه احکام وجود داشته است:
نخست، نگاه مسئله مدار و فتواگرا که ویژگی بارز اجتهاد سنتی است. بر این اساس، گاه شاهد تعارض و حتی تضاد احکام فقهی در ابواب متعدد هستیم و دوم، نگاه جامع انگار و نظام مند که علاوه بر اعتقاد به جهان شمولی دین و پاسخگویی آن به همه شئون حیات بشر، معتقد است ارکان و اجزای دین، سازوار و هماهنگ، در پی طرح اندیشه ای مدون و نظام مند است.
فقه خبر و خبرنگار که موضوع مقاله حاضر است، از هر دو نظر قابل بررسی و مطالعه است. البته مقاله پیش رو، با رویکرد نخست به مسئله پرداخته و نیم نگاهی نیز به قانون اساسی جمهوری اسلامی که از منابع شرع اقتباس شده داشته است. این مقاله تلاشی است، برای پاسخ دادن به این پرسش که بر اساس احکام و قوانین اسلامی، خبرنگار صرف نظر از شخصیت حقیقی و نیز حقوقی که به عنوان حقوق خبرنگار برایش مقرر شده، چه تکالیفی دارد؟ به این منظور، پس از تعریف مختصری از خبر و جایگاه آن در عصر کنونی، تکالیف خبرنگار مورد بحث قرار میگیرد.
خبر و جایگاه آن در عصر کنونی
تعریف خبر. طبیعی است که صاحبنظران ارتباطات در تعریف خبر اختلاف نظر داشته باشند. اسپنسر[۱] خبر را شامل هر عمل و اندیشه واقعی که برای عده کثیری از خوانندگان جالب توجه باشد، معرفی میکند. بلایر[۲] معتقد است خبر، هر موضوع جاری روز است که به دلیل جالب بودن و طرف توجه قرار گرفتن در مطبوعات منتشر میشود و میچل چارنلی[۳] خبر را گزارش مناسب، خلاصه و دقیق یک رویداد میداند نه خود رویداد. وی میگوید: نو بودن و جالب بودن وقایع برای عامه، مهم ترین مبنای شناخت خبر است. به عبارت دیگر، همه وقایع به خودی خود جنبه خبری ندارند. آنچه ارزش خبری پیدا میکند، اهمیت و اعتباری است که اجتماع برای آن قایل است.
بنابراین، تازگی رویداد و جالب بودن آن برای عامه، مهم ترین معیار ارزیابی خبر است.
به طور کلی میتوان تعریف جامع خبر را به این طریق ارائه کرد: خبر اعلام و بیان وقایع جالب زندگی اجتماعی و نقل عقاید و افکار عمومی است. بنابراین، واقعیت های جهان هستی و زندگی بشر، به خودی خود خبر نیستند و آنگاه که از سوی کسی اعلام و بیان شوند، خبر خواهند بود. البته واضح است که اعلام به هر طریقی باشد، فرقی ندارد؛ اعم از کتاب های شفاهی، تصویری و… (معتمدنژاد، ۱۳۶۸، صص ۱۷-۱۰).
علاقه مندی فطری انسان به زندگی مدنی و اجتماعی و برقراری ارتباط با دیگران، نمایانگر جایگاه و اهمیت موضوع خبر است. ارتباطات، قدمتی به طول حیات بشر دارد اما امروزه، پیدایش وسایل ارتباطی جدید و توسعه شبکه های ارتباطی تحولی اساسی در زندگی اجتماعی بشر ایجاد کرده است به گونه ای که میتوان مدعی شد انقلاب ارتباطی رخ داده است. اطلاع رسانی و انتشار سریع اخبار، یکی از آثار و پیامدهای این انقلاب است (پویا، ۱۳۸۴، ص ۴).
تصمیم گیری در عرصه های مختلف حیات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… وامدار خبر و اطلاع رسانی است و البته واضح است که با ارتقای جایگاه اطلاعات در زندگی اجتماعی و فردی، بحث نظارت بر اطلاعات نیز اهمیت مضاعفی مییابد که مقاله حاضر در پی ساماندهی به آن از منظر منابع و فقه اسلامی است.
ضرورت و پیشینه پژوهش
نقش مهم خبر و تأثیر آن بر مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ساختار قدرت، از دیرباز توجه انسان ها را به خود جلب کرده است. در مطالعات دینی نیز ازجمله در رجال و درایه، نحوه برخورد با خبر، از لحاظ بررسی سند (راه های انتقال پیام) و نیز بررسی متن (استحکام پیام) مورد بحث جدی قرار گرفته است. پس از پیروزی انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی، بازنگری جدی در نهادها و سازمان ها، ازجمله مراکز رسانه ای و اسلامی کردن آنها، به ضرورتی جدی تبدیل شد. از طرف دیگر، رسالت دانشگاه های نظام اسلامی در تولید و نشر علوم دینی اقتضا میکند که به مقوله رسانه و تعیین و تبیین حدود و وظایف و رسالت آن، نگاهی دینی و اسلامی داشته باشند. بر این اساس، پرداختن به موضوع رسانه اسلامی و عناصر آن، یکی از بایدهای پژوهشی است.
پژوهش های صورت گرفته در این عرصه، نسبت به نیازهای جامعه رسانه ای و نیز عرصه های دیگر پژوهشی بسیار اندک و ناچیز است و به این ترتیب، راهی بس دراز و طولانی پیش روست. در اینجا به برخی از مهم ترین پژوهش های انجام شده اشاره میکنیم.
– فتحعلی (۱۳۷۵) پس از روشن کردن تعریف و مفهوم خبر، شش ارزش خبری را از نگاه قرآن به ترتیب زیر مورد بحث قرار میدهد: آزرم و حیا، ادب، برادری و تألیف قلوب، حق جویی و حق گویی، یقین، ایجاد آرامش.
– حبیبی (۱۳۸۲) با هدف ترسیم مرزهای اطلاع رسانی در اسلام، اصول زیر را به طور اجمالی مورد بحث قرار داده است: ممنوعیت اضلال، ممنوعیت توهین، ممنوعیت اشاعه فحشا و ممنوعیت افشای اسرار.
– احمدی میانجی (۱۳۸۱) با رویکردی فقهی به موضوع خبر پرداخته و بویژه، موضوع های تجسس و حریم خصوصی افراد را بررسی کرده است.
– علامه محمد حسین فضل الله (۱۳۸۲) پس از روشن کردن مفهوم اطلاع رسانی اسلامی، به مؤلفه های اطلاع رسانی قرآنی میپردازد و در این ضمن، اخلاق اطلاع رسانی و اهمیت بعد هنری را در این امر بیان میکند (ترجمه احسان قرنی).
– قانع (۱۳۸۴) ضمن تعریف آثار و کتاب های گمراه کننده و معیارهای تشخیص چنین آثاری، به مناسبت، اشاره ای نیز به موضوع خبر و خبرنگاری دارد.
آنچه در این مقاله مورد بحث قرار میگیرد، بررسی اهم فایل پاورپوینت کامل تکالیف خبرنگار در اسلام و فقه اسلامی است که تاکنون کمتر مورد بحث جدی قرار گرفته است.
تکالیف خبرنگار از منظر قانون و فقه
اهمیت اطلاع رسانی و نقش آن در ایجاد بستر مناسب برای رشد و تعالی افکار و اخلاق عمومی و نیز الگوسازی برای جامعه باعث شده است دین برای جایگاه اطلاع رسانی، رسالت های خطیر و وظایف مهمی را پیش بینی کند که درواقع با تلفیق حقوق و تکالیف خبرنگار تحقق مییابد.
قانون مطبوعات در فصل دوم، رسالت و حدود مطبوعات در نظام جمهوری اسلامی را چنین تعریف میکند:
الف) روشن ساختن افکار عمومی و بالا بردن سطح معلومات
ب) پیشبرد اهدافی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بیان شده است.
ج) تلاش برای نفی مرزبندیهای کاذب
بر اساس قانون، مطبوعات موظف به تلاش برای تحقق اهداف قانون اساسی هستند.
اصل دوم قانون اساسی، جمهوری اسلامی را نظامی میداند بر پایه ایمان به:
۱. خدای یکتا و اختصاص حاکمیت تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او
۲. وحی الهی و نقش بنیادی آن در بیان قوانین
۳. معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان به سوی خدا
۴. عدل خدا در خلقت و تشریع
۵. امامت، رهبری و…
۶. کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توأم با مسئولیت او در برابر خدا
بر این اساس، رسالت خطیر خبرنگار، مطبوعات و رسانه ها در راستای ارتقای منزلت انسان و تکریم شخصیت معنوی او، بسترسازی معنوی و اخلاقی و جلوگیری از عوامل بازدارنده حرکت انسان به سمت تعالی و رشد روشن میشود. تکالیفی که دین برای خبرنگار معین کرده است، همه در راستای حفظ کرامت انسان و رشد و تعالی او، تفسیر میشود. با توجه به هدف یاد شده و بر اساس قوانین به دست آمده از شرع و منابع اسلامی، تکالیف خبرنگار به شرح زیر است:
۱. ممنوعیت گمراه کردن افکار عمومی
اصل بیست وچهار قانون اساسی میگوید: نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنکه مخل مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند.
فقه که آزادی اطلاع رسانی را برای خبرنگار به رسمیت میشناسد، به منظور تأمین و تضمین حیات طیبه جامعه، حق تعرض به عقاید و افکار دینی مردم را نمیدهد، به همین دلیل باید گفت که انتقال پیام های گمراه کننده و اضلال دیگران ممنوع است. فقها به طور معمول، این بحث را در کتاب های فقهی خود تحت عنوان حرمت حفظ، نشر، نسخ و تعلیم کتاب های ضاله در مکاسب محرمه، بررسی کرده اند. مباحث زیر به تبیین بیشتر این تکلیف خبرنگاران میپردازند.
الف) مفهوم ضلال و اخلال در مبانی اسلام
مراد از گمراهی و ضلال که در کتاب های فقها آمده و همچنین مفهوم اخلال به مبانی اسلام که در قانون اساسی به عنوان حریم و مرز آزادی اطلاع رسانی ذکر شده، چیست ؟ مراد از ضلال چیزی است که در ذات خود باطل باشد. پس منظور از آن، کتاب های مشتمل بر مطالب باطل است یا آنچه در مقابل هدایت قرار می گیرد. همچنین احتمال دارد مراد، کتاب هایی باشد که به هدف گمراهی نوشته شده و یا کتابی که موجب گمراهی میشود اگرچه مطالب آنها حق باشد مانند، بعضی از کتاب های عرفا و حکما[۴] (شیخ انصاری، ۱۴۱۵، ص ۳۰). در تعریف دیگری آمده است: مراد از کتاب های ضلال تمام کتاب هایی است که به هدف گمراهی و فریب مردم نگاشته شده اند و موجب ضلالت و اغوای مردم در اعتقادات و فروع دینشان میشوند. پس کتاب های ناسزا، استهزا و جراید مشتمل بر ضلالت را شامل میشود[۵] (خویی، ۱۴۰۳، ص ۲۵۴).
صاحب جواهر مینویسد: غرض از کتاب های ضلال، آنچه فی الجمله شامل گمراهی شود و همچنین صرف آنچه مستند به اهل ضلالت و گمراهی باشد، نیست بلکه مراد ( خدا عالم است) کتاب هایی است که به منظور استدلال بر تقویت ضلالت نگاشته شده اند[۶] (نجفی، بی تا، ص ۵۸).
بر اساس آنچه از مجموع سخنان فقها میتوان استفاده کرد، این است که کتاب های ضلال، نوشته هایی هستند که برای عرف و نوع مردم، انحراف و گمراهی از عقاید، اخلاق، باورها و احکام را موجب میشوند.
امام خمینی معتقدند (۱۳۷۹) بر غالب مردم که احتمال گمراهی و لغزش آنها میرود لازم است، از کتاب های مشتمل بر آنچه مخالف عقاید مسلمین است، بخصوص کتاب هایی که شامل شبهات مخالفین است بپرهیزند[۷] (مسئله ۱۵). بر این اساس، ضلال، مفهومی نسبی و تابعی از شرایط است. شاید چاپ مطلبی در کتاب علمی و یا طرح مسئله ای در شبکه علمی که مخاطبان خاص دارد، اشکال نداشته باشد ولی نشر همین مطلب در یک جریده عمومی، مناسب نباشد. این نکته مهم و قابل توجه، همواره باید مد نظر مسئولان و سیاستگذاران ارتباطات قرار گیرد.
نکته قابل توجه این است که حکم حرمت، تعلق انحصاری به کتاب ندارد و شامل خبر و همه اقسام انتقال پیام میشود. در نتیجه، تولید و توزیع هر خبری که موجب ترویج ضلال و گمراهی و دوری مردم از معنویت و حقیقت شود، حرام خواهد بود. آیات عظام گلپایگانی، صافی و مکارم شیرازی معتقدند: حکم کتاب های ضلال اختصاص به کتاب ندارد بلکه شامل عکس ها، فیلم ها، مجلات، نوارها و… نیز میشود (قانع، ۱۳۸۴، ص ۷۲).
در تفسیر قید «اخلال به مبانی اسلام» که حد و مرز آزادی اطلاع رسانی، در قانون اساسی را بیان میکند، دو نگاه وجود دارد: از نگاه نخست، مبانی اسلام نه فقط اصول دین است و نه همه احکام دین. منظور از مبانی اسلام، بنیان های دین است که در ادبیات فقهی به آن ضروری دین میگویند. به عبارت دیگر، آنچه بر اساس تمام سلایق و نظریه ها جزء تعالیم و آموزه های مذهبی حساب میشود و البته ممکن است از فروع باشد مانند وجوب نماز. اینها مبانی دین ما را تشکیل میدهند و اخلال در آنها اشکال ایجاد میکند (مایلی، بی تا، ص ۸۹). از نگاه دیگر، اضلال و اخلال به احکام غیرضروری در فروع و اخلاق نیز حرام است (قانع، ۱۳۸۴، ص ۶۹).
به لحاظ فقهی، این پرسش که رسانه ها تا کجا مجاز به فعالیت هستند، بحثی نسبی است. با توجه به نظر مرحوم شیخ انصاری که ملاک را «آنچه موجب گمراهی میشود» میدانست، میتوان گفت: برآیندی از قصد گوینده و فضای تفاهم عرفی، مشخص کننده این معیار و ملاک است. برای مثال، ما نقل خلاف را در موردی مانند عصمت پیامبر (ص) از سهو که متفق علیه است از مرحوم صدوق مشاهده میکنیم. در عین حال، هیچ متفقهی حاضر نیست کتاب یا حتی مطلب ایشان را ضاله بداند، در صورتی که نقد ضروری مذهب و انکار آن است.
تحلیل فضای طرح بحث، شرایط گوینده و مفهوم گیری مخاطبان، برای تشخیص اضلال ضروری است. رد و نقض برخی احکام ولو غیرمسلم و غیرضروری در شرایط خاصی از مصادیق اضلال است. در عین حال، همین نقد مبانی و اصول دین و مذهب در شرایط دیگر، اضلال نیست. ما با این تحلیل میتوانیم از طریق استثنایی که برای بیع کتاب ضلال در راستای نقد عالمانه آن مطرح شده برسیم، که اگر کتاب ضلال که برای اضلال هم نوشته شده، به دلیل خاصی مخاطب را گمراه نکند، دلیلی بر حرمت بیع و انواع تصرف در آن نداریم.
شاهد ادعای ما این است که در قانون اساسی، اخلال به مبانی، قید فعالیت مطبوعات است ولی در قانون مطبوعات ماده ۶، اخلال به مبانی و احکام اسلام آمده که میرساند عنوان «مبانی» موضوعیت ندارد.
در همین راستا، در فضای رسانه که مخاطب عام دارد، رد برخی احکام و یا حتی فروعات غیرمسلم، بیاعتقاد مردم یا دست کم، شک آنها را در پی دارد و به همین دلیل مجاز نیست و نمیتوان گفت که چون فروع و اخلاق جزء مبانی نیست، مشمول آزادی اطلاع رسانی میشود.
قانون مطبوعات نیز به صراحت، اضلال به معنای اعم را به شرح زیر ممنوع اعلام کرده است:
ماده ۶ بند ۱. نشر مطالب الحادی و مخالف موازین اسلامی و ترویج مطالبی که به اساس جمهوری اسلامی لطمه وارد کند.
بند ۲. اشاعه فحشا و منکرات و انتشار عکس ها و تصاویر و مطالب خلاف عفت عمومی بند ۳. تبلیغ و ترویج اسراف و تبذیر
همان طور که معلوم است، اضلال در عقیده (بند ۱)، در اخلاق و احکام (بند ۲ و ۳) و حتی در فرهنگ دینی (بند ۳)، از محدودیت های آزادی اطلاع رسانی است. دلیل و حکمت این تکلیف خبرنگار از منظر منابع اسلامی در زیر مورد بررسی قرار میگیرد.
ب) ادله حرمت مطالب ضاله
دلیل قرآنی. در مباحث گذشته به این نتیجه رسیدیم که مفهوم اضلال، عام است و اختصاص به کتاب ندارد. اضلال، هر گونه گمراهی عقیدتی، اخلاقی و حکمی را در بر میگیرد، از این رو، رسانه های جمعی در کشور اسلامی مؤظفند دقت لازم را در اطلاع رسانی داشته باشند تا فرهنگ سازی غیردینی و نادرستی صورت نگیرد.
در قرآن کریم، آیه شریفه (لقمان، ۶) دلالت بر حرمت اضلال دارد و وعده عذاب الهی نیز بر آن داده شده که کبیره بودن اضلال از آن استنباط میشود[۸] «لهوالحدیثن که در این آیه کریمه ذکر شده، چنان که مفسران گفته اند، هر مطلب باطلی است که انسان را از خدا دور کند و بر این اساس، دلالت بر حرمت کتاب های ضلال خواهد داشت.
گرچه برخی از فقها[۹] ازجمله آیت الله خویی و شهید مصطفی خمینی، بر دلالت آیه تشکیک کرده اند، قابل توجه است که اشکال، ناظر به دلالت آیه بر حرمت «حفظ» کتاب های ضاله است و سخن و ادعای ما، اضلال در عرصه رسانه است و روی عنوان حفظ، بحثی نداریم.
قرآن کریم در انتقال پیام های خود با ظرافت و حکمت، این اصل را مورد توجه قرار داده است. از باب نمونه، انعکاس خبرهای مربوط به جنایت، تعدی و فحشا برای بیداری و هشیاری جامعه لازم است اما این کار باید با شیوه های آرام و علمی انجام گیرد و از ترویج و تبلیغ این امور اجتناب شود. قرآن مجید در نقل داستان یوسف و زلیخا رسالت خطیر اطلاع رسانی را به انجام رسانده اما به دلیل اینکه انتقال این پیام یا خبر، تبعات احتمالی هم داشته و ممکن بوده به تحریک قوای شهوانی گروهی بینجامد یا راهکاری پیش رویشان بگذارد، به نحوی هنرمندانه و در لابه لای داستان، در کنار اطلاع رسانی، نقش هدایتی خود را هم ایفا کرده است.
وقتی سخن از ترفندها به میان می آید، بلافاصله یاد خدا را مطرح میکند: «قال معاذالله انه ربی» (یوسف، ۲۳) و از توکل به خدا و امداد غیبی او سخن میگوید: «لولا ان رأی برهان ربه و…» (یوسف، ۲۴).
چنان که تلفیق «ضرورت و آزادی اطلاع رسانی» با رسالت «هدایت گری» رسانه را به خوبی در این داستان مشاهده میکنیم. به تعبیر مرحوم علامه طباطبایی قصه عاشقانه یوسف را قرآن در اوج عفاف بیان کرده است. این درس مهم فقه و قرآن برای رسانه دینی است که «هدایت جامعه» در همه عرصه ها، اعم از عقاید و اخلاق و احکام، هدف بسیار مهم و خط قرمز فعالیت های رسانه ای و اطلاع رسانی است.
دلایل دیگر. در این بخش، به منظور وضوح مطلب و رعایت اختصار، با پرهیز از هر گونه تفصیل اشاره میکنیم که حرمت کتاب های ضاله بنا بر رأی شیخ انصاری، فیالجمله اجماعی است (شیخ انصاری، ۱۴۱۵، ص ۳۰). اما پیش از اجماع، عقل و کتاب و سنت نیز بر حرمت آن دلالت دارند. مرحوم شیخ، دلیل عقل را این گونه نوشته است که قطع و از بین بردن ماده فساد واجب است، فلذا محو کتاب های ضاله واجب و حفظ آن حرام خواهد بود (همان). دفع ضرر محتمل که با عنوان «خوفا علی ضعفاء البصیره من الشبهه» (شهید ثانی، ۱۴۱۳، ص ۱۲۷) مطرح شده، تقریر دیگری از دلیل عقلی است.
در میان روایات نیز میتوان به روایت تحف العقول از امام صادق (ع) استناد کرد که فرموده است: و خدا حرام کرده صناعتی را که همه چیز آن حرام است… و تنها فساد در آن یافت و یا از آن ناشی میشود و در آن چیزی از وجوه صلاح وجود ندارد… پس تمام تصرفات در آن حرام است[۱۰] (شیخ انصاری، ۱۴۱۵، ص ۳۰). به همین دلیل، برخی حرمت اضلال را از ضروریات و بدیهیات بین مسلمین میدانند (خویی، ۱۴۰۳، ص ۴۰۰).
۲. ممنوعیت تجسس و افشای اسرار دیگران
قرآن مجید میفرماید: «یا ایها الذین امنوا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم ولا تجسسوا ولا یغتب بعضکم بعضا[۱۱]» ( حجرات، ۱۲). ظرافت ترتیب احکام در این آیه درس آموز است. بدگمانی ممنوع است؛ اگر ظن سوء پیش آمد، تجسس ممنوع است و اگر تجسس شد و اطلاعاتی به دست آمد، غیبت و افشای اسرار ممنوع است. این وظیفه دینی برعهده همه افراد جامعه است اما اصحاب رسانه به اقتضای شغل خود، هم تکلیف دشوارتر و هم آسیب پذیری بیشتری دارند.
الف) مفهوم تجسس و افشا
تجسس از ماده «جسس» به معنای کوشش برای به دست آوردن اطلاعات دیگران است. در لغت، تجسس را به معنای، تفتیش و تلاش برای اطلاع یابی و به دست آوردن اخبار پنهانی به کار میبرند و جاسوسی نیز از همین ریشه گرفته شده است (ابن منظور، ۱۴۰۵، ص ۳۸). این واژه در فقه، معنای اصطلاحی جدید و ویژه ای نیافته و به همان معنای لغوی استعمال شده است. اشاعه نیز از شیوع به معنای انتشار و ترویج است و سر به هر امر مخفی و پوشیده میگویند. بنابراین، انتشار اطلاعات خصوصی و مخفی مردم که دیگران از آنها مطلع نیستند، افشای اسرار محسوب میشود.
ب) بیان حکم تجسس و افشای اسرار
حرمت تجسس در امور دیگران و افشای اسرار مردم را میتوان با ادله اربعه ثابت کرد.
نخست، آیه کریمه ۱۲ سوره حجرات نهی از تجسس میکند: «ولا تجسسوا» و نهی، دلالت بر حرمت دارد (آخوند خراسانی، ۱۴۰۹، ص ۱۵۲ و مظفر، بی تا، ص ۷۵).
عقل نیز تجسس در امور دیگران و افشای اسرار آنها را نوعی ظلم و تعدی به حقوق و حریم آنها میداند و اطلاق ظلم بر تجسس به دلیل صدق مفهوم بر مصداق، ثابت است. بر این اساس، عقل نیز به حرمت و قبح آن حکم میکند (احمدی میانجی، ۱۳۸۱، ص ۱۲۱). در سنت و روایات ما نیز در بسیاری از موارد به حرمت تفحص و تجسس اشاره شده است.
برخی از روایات، اظهار و اعلام اسرار مؤمن را از مصادیق آیه کریمه، «ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین امنوا لهم عذاب الیم» (نور، ۱۹) دانسته اند (کلینی، ۱۳۸۸، ص ۵۷؛ حر عاملی، ۱۴۰۳، ص ۲۸۰ و علامه مجلسی، ۱۴۰۴ ق، ص ۲۴۰). هر چند این آیه کریمه به طور خاص و به صراحت درباره تجسس نیست، به طور کلی، اشاعه فحشا را حرام میداند و تجسس و افشای راز مردم نیز از مصادیق آن است (همان، ص ۱۲۳ و طبرسی، ۱۴۱۵، ص ۱۳۲).
امام موسی بن جعفر (ع) در روایتی به راوی فرمودند: ای محمد گوش و چشم خویش را در مورد برادر (مؤمنت) تکذیب کن و از او چیزی را که ناخشنودش سازد و مردانگیاش را ببرد، افشا مساز که اگر چنین کنی، مصداق دوستداران اشاعه فحشا در آیه میشوی[۱۲] (عروسی حویزی، بی تا، ص ۵۸۲). کسی که آنچه را در مورد مؤمنی شنیده یا دیده، میگوید مصداق آیه «الذین یحبون…» میباشد[۱۳] (همان). دسته دیگری از روایات به طور مستقل به حرمت تجسس و افشای راز دیگران پرداخته اند. رسول اکرم (ص) میفرماید: سه گروه در روز قیامت عقاب میشوند.یکی از آنها، گوش فرادهنده به سخنی درباره قومی است که از شنیدن آن ابا دارند[۱۴] (همان، ص ۹۳).
در روایت دیگری آمده است: «از کسانی که درباره آنچه از آنان مخفی شده تجسس میکنند مباشید که عیوبتان زیاد میشود[۱۵] (علامه مجلسی، ۱۴۰۴، ج ۷۸، ص ۶۴).
دستورالعمل امیرالمؤمنین (ع) به مالک اشتر نیز حکایت از این مهم دارد: باید دورترین رعیت از حریم تو و مبغوض ترینشان نزد تو کسی باشد که بیش از دیگران عیبجوی مردم است، زیرا برای مردم عیب هایی است که حاکم در پوشاندن آنها از همه سزاوارتر است. پس آنچه را بر تو پوشیده است، آشکار مساز زیرا وظیفه تو فقط پاک کردن عیوبی است که بر تو ظاهر شده و خداوند نسبت به آنچه از تو پنهان مانده است، داوری خواهد کرد، پس تا می توانی عیوب مردم را بپوشان[۱۶] (نهج البلاغه، نامه ۵۳).
بر این اساس، طبق ادله اربعه، تجسس در امور مردم حرام است. این یک اصل و حکم اولی است. این حکم شرعی در قانون مطبوعات نیز وجود دارد. غیبت که به نوعی افشای اسرار دیگران است، به مقتضای حکم اولی حرام است ولی اگر با مصلحت قویتری مواجه شود، حرمت آن برداشته میشود.
هر گاه در صورت غیبت کردن از شخصی، مصلحتی متوجه غیبت کننده یا غیبت شونده یا شخص ثالثی شود که از لحاظ عقلی یا شرعی، بالاتر از مصلحت احترام مؤمن باشد که با ترک غیبت محقق میشود، واجب است به وجوب مصلحت بالاتر حکم شود. همان طور که در هر گناهی از حقوق الهی و حق الناس چنین حکم میکنیم[۱۷] (شیخ انصاری، ۱۴۱۵، ص ۴۴). بنابراین، قاعده کلی در صورت تزاحم، تقدم مصلحت بالاتر است.
در همین راستا، اگر حفظ نظام یا تأمین مصلحت اقوی، بر تفحص و تجسس یا حتی افشای امور مخفی شخصی مترتب شود، طبق این قاعده کلی، از نگاه فقه، چنین امری اشکال ندارد. در این حکم فقهی، فرقی بین امور و حوزه شخصی افراد و حوزه عمومی آنها نیست[۱۸] برخی خواسته اند با تفکیک این حوزه ها، حکم به جایز نبودن مداخله در امور خصوصی مردم، حوزه مرتبط با خدا و حقوق الهی، بدهند، ما با اینکه با اصل اولی که جایز نبودن اطلاع یابی و تجسس است موافقیم اما، با این عبارت که در این حوزه، تفحص و تجسس به هیچ وجه و از سوی هیچ فرد و نهادی، حتی حاکمیت مشروع و اسلامی جایز نیست،[۱۹] مخالفت داریم.
بر اساس، ماده ۳۱ قانون مطبوعات، انتشار مطالبی که مشتمل بر تهدید به هتک حرمت و حیثیت یا افشای اسرار شخصی باشد، ممنوع است. همچنین افشای اسرار شخصیت های حقوقی را نیز قانون ممنوع اعلام کرده است. افشای اسناد محرمانه، اسرار ارتش و سپاه و انتشار مذاکرات غیرعلنی مجلس و محاکم دادگستری ممنوع است.
همچنین، طبق حکم شرع و قانون، مراکز اطلاع رسانی باید به اصل کلی حرمت و ممنوعیت تجسس در امور دیگرن و افشای اسرار آنها، توجه کافی داشته باشند. به هر حال، حرمت عرض و آبروی مؤمن که از احترام کعبه بیشتر است، در جامعه دینی باید پاس داشته شود (علامه مجلسی، ۱۴۰۴، ص ۲۲۳).
استثناهای اصل یاد شده. بیان حکم و اصل کلی حرمت تجسس این پرسش را مطرح میکند که دستگاه های اطلاعاتی، حفاظتی و امنیتی یا مأموران آنها چه باید بکنند؟ آیا اصل حرمت تحقیق و تجسس، عام و کلی است یا در جاهایی استثنا میپذیرد؟ از سوی دیگر، گاهی مصالح نظام و تنویر افکار عمومی اقتضا میکند که رسانه ها امور مخفی را به اطلاع مردم برسانند، آیا مجوز شرعی برای این موارد وجود دارد؟ پیش از بررسی جزئی این مسئله، به عنوان یک قاعده عمومی باید گفت که در اسلام، در صورت تزاحم دو حکم، ابتدا مصلحت سنجی و سپس حکم اهم مقدم میشود.
دلیل این مدعای ما که در صورت تزاحم با مصلحت اقوی، حتی تجسس در امور شخصی نیز جایز میشود، این است که قاعده اهم و مهم بر این امر دلالت دارد، البته با این پیش فرض که تعارض و تزاحم پیش بیاید. از این رو، این ادعا که اصولا حفظ نظام مترتب بر افشای اسرار نیست، صغروی است و ناظر به بحث ما نیست. مضاف بر آن، گاهی اوقات، مصلحت قوی غیر از حفظ نظام مطرح میشود که در روایت های ما نمونه هایی برای آن وجود دارد. بر این اساس، چنان که شیخ انصاری در عبارت پیشین مطرح کرد، میتوان ادعا کرد که اصولا حرمت افشای اسرار (غیبت) و یا تجسس، منحصر به تجسس خاص است نه اینکه یک حکم کلی، عمومی و مطلق باشد (احمدی میانجی، ۱۳۸۱، ص ۱۳۲).
شیخ انصاری در مکاسب محرمه مینویسد: «در تعریف غیبت گذشت که ضابطه در غیبت حرام، هر فعلی است که به قصد هتک آبروی مؤمن و فکاهی و لذت بردن و خنداندن مردم باشد. اما آن افشایی که با غرض صحیح باشد، حرام نیست»[۲۰] (شیخ انصاری، ۱۴۱۵، ص ۴۴). نتیجه اینکه تجسس هایی که به طور معمول در جامعه از سوی افراد اتفاق می افتد از روی هوا و هوس و اغراض نامشروع است ولی میتوان ادعا کرد که مطلقات آیات و روایات، انصراف به همان افراد غالب پیدا کرده و شامل تجسس های از روی غرض صحیح شرعی نمیشود.[۲۱] افزون بر این، مواردی در روایات وجود دارد که به طور خاص، جواز تجسس را حتی در امور شخصی و اعتقادی ثابت میکند.
زراره از امام کاظم (ع) نقل میکند: مردی بر حضرت سجاد (ع) وارد شد و فرمود همسر شما که از قبیله شیبانی و از خوارج است، به علی (ع) دشنام میدهد؛ اگر مایل باشید آن (دشنام به امام علی (ع)) را به شما میگویم. امام فرمود: بله مایلم، پس آن مرد گفت: هنگامی که طبق معمول از خانه خارج میشوید، برگردید و گوشه ای پنهان شوید. راوی می گوید: فردای آن روز امام (ع) در گوشه منزل پنهان شدند و مرد خارجی رفت و با آن زن سخن گفت تا اینکه حقیقت بر امام آشکار شد و او را طلاق دادند با آنکه دوستش داشتند[۲۲] (حر عاملی، ۱۴۰۳، ص ۴۲۵).
از نکات قابل توجه حدیث یکی این است که حضرت، گزارشگر را از غیبت و اطلاع رسانی منع نکرده و حتی با «نعم» تأیید نیز کرده اند. دیگر اینکه ایشان با مخفی شدن و استراق سمع، در احوال شخصی همسرشان یعنی در حوزه اعتقادات او تجسس کرده اند (احمدی میانجی، ۱۳۸۱، ص ۱۳۷) و به این اطلاع یابی نیز ترتیب اثر داده اند.
فرزند امام موسی بن جعفر (ع) از مادرش نقل میکند که: امام در پشت بام خوابیده بود. ناگهان با عجله به محلی رفت. من هم با سرعت رفتم دیدم ایشان به سخن غلام و کنیزی که با هم در پشت دیوار صحبت میکردند، گوش میدهد. فردا صبح، غلام را به شهری و کنیز را به شهر دیگری فرستادند (همان).
بر این اساس، ادعای مجاز نبودن دخالت در امور خصوصی مردم به نحو مطلق، سخن صحیحی نیست و سیره متشرعه مؤید این ادعاست که حکم تکلیفی تجسس، به نحو اطلاق حرمت نیست و مواردی تخصصی و تخصیصی خارج از شمول حکم تکلیفی مذکور است.
۳. پرهیز از نشر اکاذیب (مطالب غیر واقع)
الف) مفهوم کذب
در بعضی از کتاب های لغت، کذب به معنای خلاف صدق (ابن فارس، ۱۴۰۴، ص ۱۶۷) و خلاف واقع و حق آمده است (مصطفوی، ۱۳۷۱، ص ۳۳). قول دیگر آنکه کذب به معنای خلاف اعتقاد شخص است (راغب اصفهانی، ۱۴۰۴، ص ۷۰۴). خبر کذب، خبری است که در نظر کسانی که آن را منتشر میسازند یا در نظر مخاطبان با واقعیت مطابقت نداشته باشد. شیخ انصاری در این باره میگوید: «ملاک در صدق و کذب گفتار، معنایی است که توسط گوینده قصد میشود» (۱۴۱۵، ص ۳۵).
به دنبال بحث از تعریف کذب، شایسته است برخی از مصادیق مشکوک را که احتمال انطباق عنوان کذب در مورد آنها وجود دارد، بررسی کنیم، مصادیقی که امروزه در رسانه های خبری و در نشر اخبار و اطلاعات به عنوان روش هایی رایج در اطلاع رسانی استفاده میشود:
مبالغه و بزرگ نمایی. در رسانه های عمومی یکی از رایج ترین شگردها و ابزارها، مبالغه و بزرگ نمایی است. گاه روزنامه ای تیتری را برای عنوان خبری برمیگزیند که در مقایسه آن با اصل خبر، نابرابری فاحشی مشاهده میشود، یا پدیدآورنده یک اثر نمایشی و هنری ناچار میشود که در روایت واقعه ای تاریخی، دخل و تصرف کند و آن را با کمی پردازش، بسیار پررنگ تر و بزرگ تر از آنچه روی داده، نمایش دهد. این عنصر، در شمار جذاب ترین عناصر کار رسانه و خبررسانی قرار دارد. سنت فقهی پیشینیان بر این بوده است که مبالغه و بزرگ نمایی را هر اندازه که باشد، دروغ به شمار نیاورند، شیخ انصاری در این باره میگوید: «مبالغه در ادعا، به هر مرتبه ای که برسد، دروغ نیست و شایسته اشکال نیست» (۱۴۱۵، ص ۵۰). دلیل این ادعا را چنین ذکر کرده اند: «در مبالغه و بزرگ نمایی، گوینده، خبر دادن از واقع را در نظر داشته، اگر چه در نحوه اعلام و رساندن خبر به مبالغه متوسل گردیده است، از این رو، باید آن را موضوعا و تخصصا از کذب خارج دانست» (خویی، ۱۴۰۳، ج ۱، ص ۳۹۷).
با وجود این، فقهای گذشته یک مورد را استثنا کرده و مبالغه را در آن، مصداق دروغ دانسته اند و آن، جایی است که مبالغه بیتناسب و نابه جا باشد، همانند آنکه صورت زشتی، به ماه شب چهارده مانند شود (شیخ انصاری، ۱۴۱۵، ص ۵۰).
دلیل آنکه عنوان کذب بر این مورد اطلاق میشود، آن است که در حقیقت، گوینده بر واقع افزوده است، در حالی که ملاک مبالغه، یعنی تناسب و به جا بودن نیز منتفی است، در نتیجه، این نوع از مبالغه، متضمن نوعی خلاف واقع است (امام خمینی، ۱۳۶۱، ص ۴۴۴).
تحلیل این گفته ها ما را به این امر سوق میدهد که در مبالغه، کلامی القا میشود که دارای دو معنا است:
– معنایی که در ابتدا به ذهن شنونده میرسد.
– معنایی که ممکن است به واسطه قراین برداشت شود.
هر چند معنای اول مخالف با واقع
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.