تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جایگاه دولت در اقتصاد اسلامی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه دولت در اقتصاد اسلامی شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه دولت در اقتصاد اسلامی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه دولت در اقتصاد اسلامی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جایگاه دولت در اقتصاد اسلامی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جایگاه دولت در اقتصاد اسلامی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه دولت در اقتصاد اسلامی :

مقدمه

نظریه پردازی درباره دولت، به معنی تامل درباره غایات زندگی اجتماعی و تغییر آن ها است . (۱) اگر به طور مثال، استدلال کنیم که غایت دولت دستیابی به زندگی سعادتمندانه برای همه شهروندان است و این نیز مستلزم تامین خواست های مادی و فرهنگی آن ها باشد، چنین استدلالی تاثیرات و پیامدهای پردامنه ای در نحوه برداشت ما از سیاست های دولت و نهادهای لازم برای اجرای آن ها و مآلا در حیات فرد خواهد داشت . بنابراین، نظریه پردازی درباره دولت نیازمند درک ماهیت زندگی اجتماعی و عنصر اساسی تشکیل دهنده آن یعنی انسان است .

اگر اندیشمندی بتواند میان طبع بشر و دولت رابطه صحیحی برقرار کند، به تحقیق، مهم ترین کوشش را از دیدگاه نظریه پردازی سیاسی انجام داده است . دانکن می نویسد: «کوشش برای برقراری رابطه ای میان طبع بشر – به هر معنا – و دولت، مهم ترین کوشش نظریه سیاسی است .» (۲) بی شک، در میان اندیشمندان مسلمان، آیه الله سید محمدباقر صدر رحمه الله از جمله کسانی بود که به خوبی به این امر پرداخت و توانست بین انسان اجتماعی و دولت، رابطه منطقی و جذابی مبتنی بر قرآن و سنت تصویر نماید . وی منظومه ای فلسفی، اجتماعی و اقتصادی تدوین نمود که از جامعیت و شمول و سازگاری برخوردار است و از این جهت می توان ایشان را به عنوان یک نظریه پرداز مطرح کرد .

الف) مبانی نظریه

مفهوم دولت و طبع انسان، در هر نظریه دولت، از مفاهیم کلیدی به شمار می روند، بنابراین، ابتدا مفهوم دولت را از منظر شهید صدر بررسی نموده، سپس نظریه ایشان را درباره انسان و نقش خطیرش در جانشینی خدا در زمین، تحلیل و تفسیر می کنیم .

۱- مفهوم دولت از دیدگاه شهید صدر رحمه الله

در اصطلاح سیاسی، دیدگاه های مختلفی درباره دولت و مفهوم آن وجود دارد . برخی بین دولت و هیئت حاکمه تفاوتی قائل نیستند و مفهوم حکومت یعنی «فرمان راندن » را به صورت هم معنا و مترادف با مفهوم دولت به کار می برند . اما بیش تر نظریه پردازان، دولت را عبارت از کیفیتی از خود ملت دانسته اند; نیرویی که از اجتماع مردم متشکل در سرزمین معین، آزاد می شود . دولت، قدرت عمومی کاملی است که به حکومت شان و حیثیت می بخشد . البته حکومت هم مجری و حامل اقتدار دولت است و این اقتدار مستمر، فراتر و برتر از حکام و اتباع بوده و به کشور و سازمان سیاسی آن تداوم و همبستگی می بخشد . (۳) دولت، با این تعریف، مادامی که خود مردم و نظام اجتماعی آن ها تداوم داشته باشد، زوال ناپذیر است . برکناری حکومت ها موجب زوال دولت ها نمی شود، لذا هر تغییری در حکومت به معنای بروز بحران در دولت نیست . بودن یا نبودن دولت بستگی به بودن یا نبودن جامعه و مشروعیت نظام اجتماعی آن جامعه دارد و تا وقتی نظام اجتماعی تداوم و مشروعیت دارد، دولت هم خواهد بود; (۴) زیرا هر نظام اجتماعی به هر شکلی که باشد، احتیاج به استقرار نظم، عدالت و امنیت خواهد داشت و هیچ جامعه ای فارغ از احتیاج به این سه رکن زندگی اجتماعی، نخواهد بود . (۵)

بنابراین، دولت بیانگر جامعه ای است که در آن قدرت سیاسی واحدی تحقق یافته و نهادهایی از جمله «حکومت » برای تحقق، حفظ و استفاده مطلوب از آن قدرت در جهت رساندن جامعه به خیر و سعادت مورد نظر، به وجود آمده است . دولت و نظام کلی سیاسی – اجتماعی در این مفهوم حالتی، ایستا و پایدار دارد، هر چند نهادها و ساختارش دستخوش تغییر و تبدیل گردند . از آن جا که دولت در این مفهوم عام دارای چهار عنصر اساسی: قلمرو، جمعیت، حاکمیت و حکومت است، ممکن است میزان جمعیت یا قلمرو تغییر یابد، یا توان، اقتدار و قدرت سیاسی دستخوش تحول گردد، یا شکل و نوع حکومت ها عوض شود، ولی دولت و نظام سیاسی – اجتماعی ثابت باشد . بنابراین، آن چه بنیان و پایه اساسی دولت را تشکیل می دهد، «وحدت سیاسی » یا «قدرت سیاسی واحد» جامعه است که البته، این وحدت و قدرت در چهارچوب قلمرو، جمعیت، حاکمیت و حکومت خاصی قرار می گیرد .

شهید صدر رحمه الله در تعریف دولت بر عنصر «وحدت سیاسی » ناشی از وجود جمعی مردم تاکید کرده، می نویسد: «دولت مظهر اعلای وحدت سیاسی موجود بین مردم است » (۶) و در جای دیگر، دولت را نماد قدرت اجتماعی اصیلی در زندگی انسان می داند که منشاش با ارسال رسولان آسمانی و به وسیله آنان برای رفع اختلاف مردم بوده است . (۷) از دیدگاه ایشان، «وحدت سیاسی » یا «قدرت سیاسی واحد» دولت ها، یا بر عاطفه و یا بر اندیشه و فکر استوار است . دولت های عاطفی دولت هایی هستند که مبنای وحدتشان، سرزمین یا ویژگی های قومی نظیر نژاد، زبان، تاریخ و فرهنگ معین می باشد و دولت های مبتنی بر وحدت اندیشه و فکر، خود بر چند قسم می باشند: نخست آنان که بر مبنای عقیده و مکتب کفر هستند، مانند دولت های کمونیستی; دوم آنان که ظاهرا خود را مبتنی بر فکر و عقیده می دانند ولی در واقع این گونه نیستند، مثل دولت های لیبرال دمکراسی غرب; نوع سوم، دولت های فکری و عقلانی اسلامی اند که بر اساس «دین اسلام » و مبانی آن در مورد وجود، زندگانی و جامعه شکل گرفته اند .

۲- انسان محوری دینی

استنباط صحیح نظریه دولت از دیدگاه شهید صدر، در گرو درک جهان بینی این اندیشمند بزرگ است . قبل از هر چیز بیان این نکته ضروری است که به طور اصولی، جهان بینی مبتنی بر قرآن ایشان، انسان محور است; اما انسانی که طبعش بر دین سرشته شده است . دین فطرتی است که خداوند سرشت مردم را بر آن قرار داده و قابل تغییر نیست; زیرا دین به عنوان یک سنت تاریخی و به عنوان قانونی است که از باطن ساختمان انسان و فطرت او ریشه گرفته است .

فاقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم ولکن اکثر الناس لا یعلمون; (۸) پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن . این فطرتی است که خداوند، انسان ها را بر آن آفریده، دگرگونی در آفرینش الهی نیست، این است آیین استوار، ولی اکثر مردم نمی دانند .

در این آیه، دین تنها قرار و قانون تشریعی نیست که از مقام بالا بر انسان تحمیل شده باشد . دین سرشت مردم است; فطرت الهی است که مردم را بدان سرشته، و هیچ گاه خلقت را نمی توان دگرگون ساخت . (۹)

به نظر شهید صدر، گرچه با این سنت تاریخی فطری می توان در کوتاه مدت (نسبت به کل جریان تاریخ) مقابله کرد، ولی برای دراز مدت هیچ گاه قابل مبارزه نیست و برای همیشه انکار دین و چشم پوشی از این حقیقت بزرگ ممکن نیست; چرا که دین نیاز اساسی و طبیعی انسان می باشد; درست مانند سنت ازدواج بین زن و مرد که یک نیاز طبیعی است و اگر در کوتاه مدت از طریق انحراف جنسی می توان جلوی این سنت را گرفت، در درازمدت، وقتی که خطر انقراض نسل احتمال داده شود، مردم به نیاز طبیعی خود رجوع خواهند کرد .

بنابراین، انسان از دیدگاه شهید صدر هر چند محور و مدار مخلوقات جهان است، اما این انسان محوری به خاطر سرشت دینی اش، سه تفاوت اساسی با انسان محوری مکاتب مادی دارد:

۱- توحید خالص: علل پیدایش و پرورش انسان را اموری تشکیل می دهند که همگی آفریده خدای یگانه اند و هیچ عاملی در تحقق انسان استقلال نداشته و هیچ موجودی نیز در پرورش و اداره او مستقل نخواهد بود . (۱۰)

۲- محتوای انسان: انسان در ساختن مسیر تاریخ، مرکز ثقل را تشکیل می دهد، و مرکز ثقل بودنش به پیکر جسمانی و فیزیکی اش نیست، بلکه به محتوای داخلی یعنی روح زوال ناپذیر اوست که جسم زوال پذیر خاکی را به همراه دارد . خاکی بودن، او را به شهوات و امیال مادی فرامی خواند و به همه پستی ها و انحطاطهای متناسب با زمین می کشاند، اما بارقه روح الهی که در او دمیده شده، او را به برتری ها فرا می خواند و تا جایی انسانیت او را بالا می برد که به صفات و اخلاق خدا نزدیک شده، متخلق به اخلاق خدا گردد . (۱۱)

۳- هدف و غایت: ایمان به قیامت و غایت حرکت انسان و این که با مرگ، روح انسان نابود نمی شود، بلکه بعد از گذر از دنیا، وارد جهان پایدار «قیامت » می گردد و با بدن مناسب آن عالم، جاودانه به سر می برد و تمام عقاید و اندیشه ها و نیز تمام اخلاق و اوصاف، تمام کردار و رفتار او محشور شده، هرگز او را رها نمی نمایند .

اصل معاد نیروی روحی و روانی می بخشد و سوخت ربانی ایجاد می کند تا پیوسته اراده انسان تجدید گردد، نیرو پیدا کند و شرایط مسئولیت و تضمین های واقعی را برای حل تعارض بین خاک و روح الهی در وجود انسان تحقق بخشد . اعتقاد به مبدا و معاد، احساس مسئولیت ذاتی در انسان ایجاد می کند و انسان خود را در محضر پروردگاری توانا، شنوا، بینا، و حسابگری می بیند که بر ستمگری هایش کیفر، و بر نیکی ها و عدالت هایش پاداش می دهد . (۱۲)

۱- ۲- خلافت عمومی انسان

شهید صدر در تحلیل عناصر جامعه، با استناد به آیه خلافت (۱۳) می نویسد:

وقتی این آیه را مورد مطالعه قرار می دهیم، ملاحظه می شود خداوند متعال فرشتگان را آگاه می سازد که بنیاد جامعه ای را روی زمین پی افکنده است که عناصر اصلی آن عبارت اند از: ۱- انسان ۲- زمین یا به طور کلی طبیعت ۳- پیوند معنوی که انسان را از یک سو با زمین و با طبیعت و از سوی دیگر با انسان های دیگر، به عنوان برادر مرتبط می سازد . این پیوند معنوی را قرآن «استخلاف » می نامد . (۱۴)

دو عنصر اول و دوم، در همه جوامع ثابت است اما مسئله «پیوند» و «ارتباط » میان انسان ها با یکدیگر و با طبیعت، در هر جامعه ای می تواند متفاوت باشد و این به عنصر چهارم و رکن بیرونی جامعه، یعنی خدا بستگی دارد که عمل تعیین جانشین در زمین را انجام داده است . اگر انسان مسئولیت جانشینی را آن چنان که او می خواهد به جا آورد، عنصر سوم جامعه یعنی مسئله «پیوند و ارتباط » شکل می گیرد و برادری، صلح، آرامش، عدالت و برابری تحقق می یابد، اما اگر انسان خود را در برابر خداوند مسئول و متعهد نداند، به هر کس مسلط شود رابطه اش با آن فرد، رابطه حاکم و محکوم خواهد بود و به هر چیز دست یابد، رابطه اش با آن چیز رابطه مالک و مملوک خواهد بود، در نتیجه سرکشی، استثمار، استعمار و استکبار حاکم خواهد شد . (۱۵)

بنابراین، بر اساس دیدگاه شهید صدر، عناصر یا ارکان «استخلاف » چهار طرف دارد:

۱- مستخلف که خداوند سبحان است و از جانب خود، روی زمین خلیفه تعیین می کند .

۲- مستخلف که انسان های روی زمین هستند و از جانب خدا خلیفه روی زمین می شوند .

۳ و ۴- مستخلف علیه یعنی آن چه خلافت بر آن صورت گرفته است، که شامل انسان، طبیعت (زمین) و جامعه یا مسئله «پیوند و ارتباط » بین انسان ها با یکدیگر و با طبیعت است .

بدین ترتیب، قرآن جانشینی انسان را فعل خداوند می داند و رابطه چهارطرفی را برای جامعه طرح کرده و طی آیات متعددی به انسان ها تذکر می دهد که: هوشیار و متوجه باشند و نقش خداوند را در جامعه و روابط اجتماعی آن به فراموشی نسپارند و روشن است جانشینی انسان ها برای آزمایش و امتحان است تا معلوم شود انسان های زمینی بر اساس سنت «آزادی و اختیار و انتخاب » ، روابط خود را با (خدا، خود، دیگران و طبیعت) چگونه تعیین می کنند . (۱۶)

بعد از تبیین عناصر چهارگانه جامعه از دیدگاه قرآن کریم، به این مطلب بازمی گردیم که چگونه دین به عنوان سرشت بشر یکی از سنت های تاریخ است و این که چه نقشی در زندگی اجتماعی بشر می تواند داشته باشد؟

۲- ۲- پیوند سنت تاریخی دین با جامعه

شهید صدر در تبیین این پیوند اجتماعی و تاریخی دین، عناصر چهارگانه جامعه را از دو زاویه متفاوت بررسی می نماید: آن گاه که از بالا و بعد آسمانی و از جانب خداوند (جعل تکوینی) به استخلاف و حاکمیت انسان بر زمین بنگریم، خداوند او را جانشین خود معرفی می کند «انی جاعل فی الارض خلیفه » و اگر از پایین و بعد زمینی و از ناحیه انسان به این روابط نگاه کنیم و فطرت انسان ها را معیار و ملاک ارزیابی قرار دهیم، مسئله «امانت داری » و «مسئولیت » مطرح می شود . (۱۷)

هم چنین شهید صدر معتقد است که آن پیوند چهارطرفه در ساختمان تکوینی قرار دارد و داخل در مسیر طبیعی و رهگذر تاریخی است و از آن جا که عرضه تکوینی صورت گرفته (جعل تکوینی خلافت) و پذیرش تکوینی نیز به صورت قبول بار امانت جانشینی و حاکمیت پدید آمده است، سنت تاریخی فطری دین همواره وجود دارد . البته می توان موقتا با این سنت فطرت به مقابله برخاست; زیرا قرآن بعد از بیان «پذیرش تکوینی قبول امانت » می فرماید: «حملها الانسان انه کان ظلوما جهولا» (۱۸) و تعبیر «ظلوما جهولا» به این معناست که انسان ستمگر و نادان می تواند مقابل این سنت بایستد و با آن مبارزه منفی کند . چنان که در پایان آیه فطرت می فرماید: «و لکن اکثر الناس لایعلمون » . (۱۹) بنابراین، مفاد آیه فطرت و آیه امانت، (۲۰) با هم مطابق است; زیرا آیه فطرت بیان می دارد که دین قیم (آیین به خود استوار) همان ساختمان انسان و نهاد بنیادی فطری اوست که تاریخش را می سازد و می تواند زندگی او را سرپرستی کند و تکیه گاهش قرار گیرد . (۲۱)

۳- ۲- نقش زیربنایی دین در جامعه

شهید صدر برای تبیین نقش زیربنایی دین و خداوند (عنصر چهارم از روابط اجتماعی)، به تبیین انسان و نقش او در حرکت تاریخ می پردازد . ایشان بر اساس اندیشه ارائه شده در آیه «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم » (۲۲) بر این باور است که:

اولا: حرکت تاریخ یک حرکت هدف دار و در نتیجه آینده نگر است; نه این که تحت تاثیر علت فاعلی و وابسته به گذشته باشد . آینده حرکت فعال تاریخی، انسان را می سازد و چون آینده اکنون وجود ندارد، تنها به لحاظ وجود ذهنی به آینده نگاه می شود و از این منظر هم حرکت آفرین است . بنابراین، وجود ذهنی که تجسم آینده و محرک تاریخ است از یک سو نشان دهنده «اندیشه » و از سوی دیگر نشان دهنده «اراده » است . با ترکیب «اندیشه » و «اراده » قدرت سازندگی آینده و نیروی حرکت آفرینی فعالیت تاریخی بر صحنه اجتماعی تحقق می یابد . با این توضیح می توان گفت: سازنده حرکت تاریخ، محتوای باطنی انسان یعنی «فکر و اندیشه » و «اراده » اوست .

ثانیا: ساختمان جامعه در سطح روبنا با همه پیوندها، سازمان ها، اندیشه ها و خصوصیاتش، روی زیربنای محتوای باطنی انسان قرار دارد و هرگونه تغییر و تکاملی نسبت به روبنای آن، تابع تغییر و تکامل این زیربنا است . بدیهی است هر گاه این بنیاد استوار باشد، روبنای جامعه استوار می ماند . بدین ترتیب، رابطه بین محتوای باطنی انسان و روبنای اجتماعی و تاریخی جامعه، یک رابطه تابع و متبوع یا علت و معلول است .

ثالثا: از آیه مورد بحث، به ویژه از تعبیر «ما بانفسهم » استفاده می شود که تغییر یک یا چند فرد کافی نیست، بلکه تغییر محتوای باطنی و روانی یک ملت است که می تواند پایه و اساس تغییرات روبنایی حرکت های تاریخ باشد . (۲۳)

شهید صدر از نکات سه گانه فوق دو نتیجه مهم دینی می گیرد که در ساختار جوامع، تاثیر اساسی ایجاد می کند:

الف – سازندگی معنوی و درونی انسان و جامعه که زیربنای حرکت جامعه است، بایستی هماهنگ و همراه با سازندگی بیرونی انسان و جامعه که روبنای حرکت جامعه است، پیش رود . از آن جا که هیچ گاه نمی توان روبنایی را بدون زیربنایش در نظر گرفت، ساختمان محتوای باطنی را در مسیر صحیح اش «جهاد اکبر» نامیده است و روبنای آن را که در مسیر صحیح اش به حرکت درآید «جهاد اصغر» می نامد . هر گاه جهاد اصغر از جهاد اکبر جدا شود، جامعه و انسان محتوای اصلی خود را از دست می دهد و به همین دلیل قدرت نخواهد داشت در صحنه های تاریخی و اجتماعی تغییر حقیقی به وجود آورد . بنابراین، اساس حرکت تاریخ، محتوای باطنی انسان است و این محتوای باطنی، قاعده و معیار و قانون را تشکیل می دهد . (۲۴)

ب – محتوای باطنی انسان و جامعه را، اهداف و ایده آل ها تشکیل می دهد . ایده آل و هدف است که حرکت تاریخ را با اراده و اندیشه انسان آمیخته و آن را هدایت و تنظیم می کند . این ایده آل بزرگ و هدف نهایی است که هدف های کوچک را شکل می دهد و مسائل جزئی و تاکتیکی از آن نشئت می گیرد . بنابراین، هدف ها به تنهایی سازنده تاریخ اند و در حد خود، زاییده بنیادی عمیق تر در ژرفنای محتوای داخلی انسان، یعنی ایده آل زندگی او می باشند، و این ایده آل در مرکز همه این هدف های متوسط قرار گرفته و بازگشت همه هدف ها به سوی اوست . (۲۵)

شهید صدر با استفاده از آیات قرآن کریم و تاریخ جوامع بشری، بر این باور است که ایده آل های بزرگ یا هدف نهایی انسان ها و جوامع انسانی که قرآن مجید از آن ایده آل های بزرگ به «اله » یاد می کند، سه گونه است: ۱- ایده آل وضع موجود یا ایده آل سنتی و مرسوم ۲- ایده آل محدود ۳- ایده آل برتر و نامحدود .

ما در این جا قصد توضیح جوامع با اهداف سه گانه فوق را نداریم و تنها با ذکر مثال، مقصود این شهید بزرگوار را روشن می کنیم . مثال برای جامعه نوع اول، جوامع سنتی، عقب مانده، استعمارزده، تحت اشغال بیگانه و . . . است . جامعه با ایده آل محدود، مانند جوامع توسعه یافته کنونی اعم از لیبرالیستی، سوسیالیستی و . . . است که با خود یک جنبه صحیحی همراه دارد، ولی از نظر قابلیت و استعداد و امکانات انسان، خیلی کوچک و ناچیز است . مثال نوع سوم از جوامع که ایده آل برتر و نامحدود یعنی «الله » را هدف نهایی خود برگزیده اند، جوامعی هستند که انبیای عظام و اولیای کرام و علمای ربانی رهبری آنان را به عهده داشته اند که در راس همه آن ها جامعه صدر اسلام به رهبری پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم قرار دارد . این گونه جامعه ها دو ویژگی برتر دارند:

اول این که: وقتی راه به سوی ایده آل نامحدود و حقیقی یعنی «الله » باز باشد، همواره مجال خودسازی و تکامل و پیشرفت موجود است و این ایده آل برتر می تواند هر گونه خدایان دروغین و هر نوع بت و هر گونه مانع بین انسان و خدا را از سر راه انسان بردارد . از این رو، دین توحیدی یک مبارزه دائم و نبرد پیگیر با هر گونه خدایان و ایده آل های حقیر و تکراری است; زیرا ایده آل غیرخدا می خواهد انسان را در وسط راه و در نقطه معینی متوقف سازد، اما دین توحیدی در طول تاریخ، پرچم مخالفت با آن ها را برافراشته است . بنابراین، ایده آل حقیقی و برتر، یک تغییر کمی در حرکت به وجود می آورد و بندها را آزاد می سازد وانسان را از این مرزها و حدود ساختگی می رهاند تا راهش را پیوسته ادامه دهد .

دوم این که: ایمان به ایده آل حقیقی و برتر احساس مسئولیت ذاتی در انسان و جامعه ایجاد کرده و مشکل اساسی جامعه های بشری را که عدم هماهنگی منافع فردی و مصالح جمعی است، از طریق تضمین اجرای «آن چه را برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند» حل می کند . ایمان واقعی به خداوند مشکل انسان ها را با همنوعان خود و حتی با طبیعت و حفظ محیط زیست به شایسته ترین وجه برطرف می کند . (۲۶) بنابراین، یک تغییر کیفی نیز در حرکت انسان و جامعه ایجاد می شود .

۴- ۲- ضعف بشر و تنظیم راه بشریت به سوی ایده آل حقیقی

چگونه بشر می تواند به این تغییرات کمی و کیفی ناشی از انتخاب ایده آل حقیقی دست یابد و خط خلافت الهی و تکوینی را پی گیری کند؟ با این که انسان از خطا، فراموشی، گناه، ظلم و انواع آلودگی ها مصون نیست، به خاطر دارا بودن «فطرت الهی » و «عقل » و «اراده » می تواند خط خلافت عمومی را دنبال کند .

شهید صدر با استفاده از آیات قرآن کریم در پاسخ سؤال فوق، معتقد است که خداوند سبحان در کنار خط خلافت انسان بر زمین، خط شهادت و گواهی را نیز به طور قانونی تشریع کرده است تا بدین ترتیب انسان خلیفه را از انحراف حفظ کرده و او را به سمت اهداف برجسته خلافت الهی هدایت کند . ایشان می نویسند: تا دخالت ربانی در کار هدایت انسان جانشین در مسیر حرکتش صورت نگیرد، همه آرمان های بزرگی که در آغاز حرکت (خلافت اللهی) برایش ترسیم شده بود، بر باد می رود و این دخالت ربانی همان خط شهادت یا گواهی است . قرآن کریم با طرح این خط، گواهان را به سه صنف: پیامبران، ربانیون و احبار (۲۷) تقسیم می کند:

انا انزلنا التوراه فیها هدی ونور یحکم بها النبیون الذین اسلموا للذین هادوا والربانیون والاحبار بما استحفظوا من کتاب الله وکانوا علیه شهداء; (۲۸) ما تورات را که در آن هدایت و روشنایی است فرستادیم تا پیغمبرانی که تسلیم امر خدا هستند بدان کتاب بر یهودان حکم کنند، و نیز ربانیون و عالمانی که مامور نگهبانی کتاب خدا هستند و در نتیجه گواهان کتاب خدا هستند، بر یهودان حکم کنند .

طبق این آیه، خط شهادت یا گواهی در سه گروه از انسان ها تجلی می یابد:

۱ . پیامبران;

۲ . امامان که امتداد ربانی نبی و پیامبر در این خط تلقی می شوند;

۳ . مرجعیت که امتداد رشد و تکاملی پیامبر و امام، در خط گواهی یا شهادت فرض می شود . (۲۹)

بدین ترتیب، تنظیم راه بشریت به سوی ایده آل حقیقی از طریق انسان هایی از جنس بشر، ولی با «فطرتی شکوفا» و «عقلی بیدار» و «عزمی استوار» به عنوان «خلیفه الله » فراهم شده است . امام صادق علیه السلام به این وظیفه انبیا تصریح کرده، می فرماید:

[رسولان] خواسته و هدف خدا را برای مخلوق و بندگانش بیان می کنند و ایشان را به مصالح، منافع و موجبات بقا و فنایشان، هدایت و رهبری می نمایند . (۳۰)

ویژگی های مشترک گواهان (پیامبر، امام و مرجع) از دیدگاه شهید صدر عبارت اند از:

اول: علم; باید عالمی باشد که علمش در حد گسترش رسالت الهی (خلافت) باشد .

دوم: عدالت; دارای عدالتی باشد که او را ملتزم به این رسالت بنماید، و دور از خودکامگی به وظیفه آن عمل نماید .

سوم: آگاهی به زمان; در شناخت مسائل عصر خود درایت و بصیرت داشته باشد .

چهارم: دارای ملکات و خصایل ذاتی (حکمت، درایت، صبر و شجاعت) باشد . (۳۱)

بنابراین، انسان های کامل با ویژگی های مشترک فوق، وظیفه الهی دارند تا مردم را از انحراف بازداشته و به سوی خط خلافت الهی و رسیدن به ایده آل حقیقی برتر هدایت کرده و وحدت هدف نهایی را برای مردم به ارمغان آورند . از سوی دیگر، مردم نیز وظیفه دارند که حق حاکمیت الهی عمومی و رسیدن به مقام خلیفه اللهی را از طریق عبودیت خدا، و اطاعت از انسان های کامل یا گواهان به عنوان «امانتی الهی » پاسداری کنند و در این راه با «جهاد اکبر» و «جهاد اصغر» ، تضاد و تناقض موجود در درون خود و جامعه را به حداقل رسانده و بعد از دسترسی به اهداف متوسط مرحله ای، اهداف کلی مرحله بعد را برای تکامل دائمی خود به سوی «الله » دنبال کنند .

۳- لزوم تشکیل دولت اسلامی

گفته شد که بر اساس دیدگاه شهید صدر، دولت مظهر اعلای وحدت سیاسی موجود بین مردم یک جامعه و نماد قدرت اجتماعی اصیل در زندگی انسان است . ایشان معتقدند وحدت فکری ناشی از داشتن ایده آل مشترک جمعی موجب وحدت سیاسی و در نتیجه تشکیل، تداوم و مشروعیت یک دولت می گردد . هر گاه جامعه ای ایده آلی نداشته یا پیوند دوستی خود را با ایده آلش از دست داده باشد، دچار اختلاف و پراکندگی شده و در این صورت، تاریخ سه نوع برنامه اجرایی جلو روی این جامعه قرار داده یا می دهد; یا در اثر حمله نظامی از خارج متلاشی می شود (مانند حمله مغول به کشورهای اسلامی و سقوط تمدن اسلامی) ; یا مجذوب و مرعوب ایده آل بیگانه و وارداتی می شود (مانند نفوذ فرهنگ مادی غرب به جهان سوم و جهانی شدن اقتصاد و سیاست و فرهنگ غربی) ; سومین راه این است که به خود بیایند و به خویشتن خویش بازگردند و ایده آل اصیل و حقیقی در آن ها بذرافشانی شود . (۳۲)

بنابراین، بعد از بازگشت به خویش، اولین مرحله از حرکت انقلابی یا اصلاحی هر جامعه رسیدن به وحدت فکری است . لذا «انقلاب فرهنگی و تربیتی » (جهاد اکبر) اولین قدم ضروری است که البته وجودش در مراحل بعد نیز ضرورت دارد . مراحل بعدی «انقلاب سیاسی – اجتماعی » ، «استقراردولت جدید» ، و «استمرار، حفظ، تقویت و گسترش مشروعیت دولت » می باشد .

بدین ترتیب، هر گاه جامعه ای از مسیر «خلافت عمومی » خداوند خارج شده و دچار اختلاف و پراکندگی شود، یا ایده آلی ندارد و یا ایده آل های بیگانه و محدود و منافی با فطرت الهی انسان اختیار کرده است . در این صورت، وظیفه انسان های کامل، بیدار کردن، آگاهاندن، اصلاح و در نهایت «انقلاب » (۳۳) با یاری و مساعدت مردم است . این قاعده ای کلی است که شهید صدر با استفاده از متون دینی آن را برای کل تاریخ جوامع بشری استخراج و استنباط می کند .

شهید صدر، بر اساس مبانی فوق، تشکیل دولت اسلامی را به دو جهت تکوینی و تشریعی ضروری می داند:

الف – ضرورت تکوینی: دولت بهترین وسیله برای تحقق خلافت عمومی بشر در زمین، و تنها راه بشریت برای رسیدن به یک جامعه متکامل، متحد، صالح و با سعادت، ایجاد دولت بر اساس مبانی اسلامی است .

ب – ضرورت تشریعی: از این دیدگاه، دولت اسلامی برای اقامه حدود الهی، ادامه خط نبوت و امامت و حفظ و گسترش دین الهی ضروری است; زیرا بدون وجود دولت اسلامی نهادها و هنجارهای غیردینی مسلط، اجازه شکل گیری هنجارها و روابط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دینی را نمی دهد و به همین دلیل، حرکت انبیا همواره حرکتی انقلابی در جهت دگرگون ساختن ارزش ها، نهادها، ساختارهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بوده است و در این راه، خود اولین دولت ها را با کمک مردم ایجاد کرده اند و تعداد زیادی از آن ها مانند داود و سلیمان علیهما السلام خود مسئول دولت بودند و برخی از پیامبران نیز نظیر حضرت موسی علیه السلام، همه زندگی خود را در تلاش برای این منظور به سر رساندند .

شهید صدر می نویسد:

حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم توانست کوشش های اسلاف پاک خویش را به ثمر رساند و بهترین و پاک ترین نمونه دولت را در طول تاریخ ایجاد کند . دولتی که به حق، نقطه عطف بزرگی در تاریخ بشریت شد و تجسم کامل مبادی یک دولت صالح گردید . (۳۴)

ب) نظریه دولت از دیدگاه شهید صدر رحمه الله

در ابتدای این مقاله گفته شد رابطه صحیح برقرار کردن بین طبع بشر و دولت، در تبیین نظریه ای منطقی درباره دولت (به عنوان نماد قدرت عمومی جامعه) نقش اساسی دارد . نظریه پردازانی که به سرشت بشر بی اعتماد و نسبت به توانایی های طبع انسان بدگمان هستند، معمولا بر تمرکز سیاسی، نظم سیاسی، حاکمیت و اقتدار فراگیر دولت تاکید می کنند، اما نظریه پردازانی که بر مفاهیمی چون حاکمیت مردمی و مشارکت آنان در چهارچوب های سیاسی نامتمرکز تاکید دارند، معمولا درباره طبع انسان، دارای نظر خوش بینانه تری هستند .

چنین متفکرینی بر این باورند که آدمیان می توانند بدون وجود دستگاه اجبار فراگیر، به صورتی خودمختارانه، مسئولانه و پرهیزگارانه زندگی کنند . (۳۵) بی شک شهید صدر با تبیین «نظریه خلافت و جانشینی عمومی انسان در جهان به نمایندگی از جانب خداوند» ، مردم را در اوج قدرت و دارا بودن حقوق سیاسی، اقتصادی، فرهنگی قرار می دهد و با واقع بینی، زندگی خودمختارانه، مسئولانه و پرهیزگارانه را، بدون هدف گیری الگوی حقیقی برتر و بدون وجود «خط شهادت و گواهی » و بدون جهاد اکبر در کنار جهاد اصغر و بدون لحاظ «امانت » بودن حاکمیت مردم، خیالی باطل می داند (تاریخ دو قرن اخیر جامعه های غربی مدعی حاکمیت مردمی، واقع بینی این شهید بزرگوار را به وضوح به اثبات می رساند .)

۱- نقد نظریه لیبرالی دولت

جوامع غربی که الگوی محدود «بهشت مادی » و «رفاه » را به عنوان هدف نهایی خود برگزیده اند، نظریه دولت خویش را بر اساس اقتصاد سیاسی کلاسیک که میراث آدام اسمیت و دیگران است قرار داده اند . دولت های لیبرال کلاسیک قرن نوزدهم تحت تاثیر شدید «اقتصاد سیاسی » کلاسیک قرار داشتند . اقتصاد سیاسی در این دوران (با توجه به گسترش طبقه بورژوایی صنعتی و تجاری و قدرت فرهنگ سازی مادی آن) به تعبیر کارل مارکس یک جنبه را تشکیل نمی داد، بلکه اقتصاد سیاسی خود «آناتومی » جامعه مدنی بود; یعنی در این دوران سرمایه داری، «اقتصاد» در داخل فضای اجتماعی، به عنوان یک «عامل » در میان عوامل دیگر یا یک هماهنگ کننده در میان بقیه عوامل، عمل نمی کرد، بلکه به گونه خطرناکی همه چیز را به تابعی از خود تبدیل می کرد و از استقلال و اهمیت تمامی عوامل دیگر از جمله مذهب، خانواده، نظام منزلت و ارزش افراد، آموزش و پرورش، تکنولوژی، علم و هنر می کاست . (۳۶)

نظام بازار آزاد و دست نامرئی آن به گمان آدام اسمیت و اقتصاددانان کلاسیک، فرآیند همه رفتارهای انسانی را قانونمند و تابع نظم و انضباط خود قرار می دهد و منافع فردی و مصالح اجتماعی را به هماهنگی مطلوب خود می رساند . بدین ترتیب، یکی از وظایف اساسی دولت ها در طول تاریخ که حفظ همبستگی، هماهنگی، و همگن سازی (۳۷) و به زیر سیطره درآوردن اتباع خویش بوده و می باشد، در این نظریه به جامعه مدنی بورژوایی و ابزار آن یعنی «نظام طبیعی بازار آزاد» ، واگذار می شود و جای این سؤال باقی است که در این صورت وظیفه دولت چیست؟

اقتصاد سیاسی کلاسیک وظایف دولت را در سه اصل: عدالت منفی (۳۸) (دادگستری)، امنیت و امور عمومی (کالاهای عمومی) محدود می کرد . اصل «آزادی اقتصادی » و نظام طبیعی بازار، مستلزم اصل «عدم مداخله دولت » در فرآیندهای تولیدی و اقتصادی بود . مدیریت و تصدی گری اقتصادی دولت که در قرون شانزدهم تا هجدهم شیوع یافته بود، در قرن نوزدهم به ویژه اواسط آن کاهش یافت . با وجود این، دولت های لیبرال کلاسیک اروپا در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم با بحران مشروعیت مواجه شدند . البته آنان در کوتاه مدت توانستند با تکیه بر دست آوردهای جهان گشایانه و استعماری یا جنگ جهانی اول (کشمکش های دولت های اروپایی با یکدیگر) کشتی مشروعیت خود را به ساحل امن بکشانند; اما در بلندمدت، چاره کار، دولت های مداخله گر در امور اقتصادی یعنی دولت های «رفاه اجتماعی » بود .

دلایل افزایش نقش دولت در کشورهای غربی، بحران های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ای بوده است که لازم است به طور مختصر توضیح داده شود:

الف) بحران های اجتماعی: این عبارت در قرن نوزدهم بیانگر مجموعه ای از مشکلات بود که از تجاری و صنعتی کردن اقتصاد این کشورها برمی خاست . عمیق تر شدن شکاف های طبقاتی، فشارهای غیرمنصفانه بر جمعیت ها، پرولتاریی و دستمزدبگیری قشرهای فرودست، شیوع بیماری های واگیردار در شهرها، جنایت پیشگی، فقر سیاه، سوانح صنعتی، مسیحیت زدایی فراگیر، رشد سازمان یافته اتحادیه گرایی و سوسیالیسم، بی سوادی، فحشا، بزه کاری نوجوانان، حرام زادگی، می خوارگی، سفاکی های اجتماعی، خرابکاری های سیاسی، اعتصابات بیکاری و . . . از جمله مشکلات و بحران های اجتماعی بود . دولت های لیبرال کلاسیک اروپایی به هیچ وجه قبول نداشتند که تمام این بحران ها سیاسی باشند، لذا این دولت ها هیچ کاری برای حل آن انجام نمی دادند مگر آن که پلیس را بر آن ها نازل کنند . (۳۹) بدین ترتیب، مشکلات را مضاعف می کردند و هزینه های اجتماعی افزایش می یافت .

ب) بحران های اقتصادی: بحران های اقتصادی، برخلاف گذشته (در اقتصاد سنتی و اقتصاد در حال گذر) به مفهوم قحطی و خشکسالی نبود، بلکه به این مفهوم بود که به سبب پایین بودن درآمد اکثریت مردم و کافی نبودن تقاضای مؤثر، امکان فروش تولید انبوه کالاها از بین می رفت (نام دیگر این بحران، بحران ادواری یا تجاری است .) علاوه بر این، بحران های اقتصادی جهانی و دیرپا نیز موجب کاهش مشروعیت دولت های لیبرال کلاسیک گردید . عدم کفایت مکانیسم بازار برای مقابله با بحران های اجتماعی و اقتصادی و ناتوان بودن آن از ایجاد تعادل اقتصادی، این دولت ها را پی درپی به دخالت در امور اقتصادی وادار می کرد و دولت ها در دو محور دخالت اقتصادی خود را گسترش می دادند:

۱- اوضاع و احوال اقتصادی، مثل تعیین حداقل دستمزد و . . . ;

۲- بنیان های اقتصاد، مثل ملی کردن کارخانجات و . . . .

ج) بحران های سیاسی: بحران های سیاسی یکی دیگر از عوامل کاهش مشروعیت افکار لیبرالیستی و شکست احزاب لیبرال حاکم گردید . بحران های سیاسی که خود غالبا از بحران های اجتماعی و اقتصادی ناشی می شد، موجب کاهش اعتماد طبقات عمده به احزاب لیبرال حاکم می گشت و آن ها به تدریج جذب احزاب دیگر اعم از محافظه کاران راست گرا و سوسیالیست های چپ گرا شده و بدین ترتیب، اکثریت پارلمانی از کنترل احزاب لیبرالی خارج نمی شد و دولت های لیبرال بورژوا مشروعیت خود را از دست می دادند و سقوط می کردند .

 اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *