تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری در الگویابی انقلاب اسلامی ایران، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری در الگویابی انقلاب اسلامی ایران شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری در الگویابی انقلاب اسلامی ایران در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل جستاری در الگویابی انقلاب اسلامی ایران با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری در الگویابی انقلاب اسلامی ایران نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری در الگویابی انقلاب اسلامی ایران هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل جستاری در الگویابی انقلاب اسلامی ایران اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جستاری در الگویابی انقلاب اسلامی ایران :

مقدمه

تاریخ معاصر ایران چندین جنبش ضد استعماری و ضد استبدادی را شاهد بوده است که قیام تنباکو، انقلاب مشروطه، جنبش ملی کردن صنعت نفت، قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و سرانجام انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ از آن جمله به شمار می روند. از مشخصه های بارز این جنبش ها، حضور گسترده مردم با انگیزه های دینی از یک سو و حضور علما و چهره های مذهبی در سطح رهبری از سوی دیگر بوده است. البته اینکه در برخی از این جنبش ها، شخصیت های غیر روحانی و روشنفکران حضور فعال و گاه تعیین کننده داشته اند، غیر قابل انکار است؛ اما حضور مردم در این نهضت ها، به واسطه حضور شخصیت های مذهبی و دعوت آنان از مردم بوده است (جمال زاده، ۱۳۸۸: ۵۱).

روحانیت در اجتماع ایرانی از نفوذ سیاسی -اجتماعی و توانایی بسیج گسترده برخوردار است و این مسئله ناشی از آن است که بنا به عللی از نظام سیاسی مستقل و یکی از نیروهای قدرتمند اجتماعی بشمار می رود. با توجه به اهرم های قدرت و استیلای عقیدتی روحانیون باید ایشان را یکی از عمده ترین و حتی مهم ترین عوامل وقوع انقلاب اسلامی برشمرد (عمید زنجانی، ۱۳۶۸: ۵۲۶)

این نوشتار در پی تبیین چگونگی وقوع انقلاب و عوامل موثر بر آن است. بسیاری از آنان مرتبط با انقلاب اسلامی به چرایی وقوع انقلاب و برخی هم به بازتاب های انقلاب اسلامی در جهان پرداخته اند. در این نوشتار برآنیم مجموعه ای از متغیرها را بازشناسی کنیم که در وقوع انقلاب نقش لازم و کافی داشته اند. بطور کلی باید اذعان کرد که هر انقلابی برای موفقیت نیاز به رهبری، ایدئولوژی و عاملان انقلاب دارد. در انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی(ره) توانست با استفاده از آموزه های اسلامی و به خصوص فرهنگ انقلابی عاشورا در تشیع ارزش های رژیم پهلوی را نفی و آینده مطلوب و اسلامی را برای جامعه ایرانی ترسیم کند. اما آیا وجود ایدئولوژی و رهبری برای توفیق انقلاب کافی است؟مسلما پاسخ منفی است. انقلاب صرفا مفهومی نظری و انتزاعی نیست؛ بلکه پیوندی عمیق با عینیت و واقعیت دارد. برای پیروزی انقلاب اسلامی ایران امام خمینی(ره) در درجه اول نیاز به حلقه ای از یاران و کارگزاران انقلابی داشت. ازاین رو، ایشان با زبانی فصیح و شهامتی بی بدیل توانست در دهه های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ مجموعه ای از روحانیون انقلابی را تربیت کرده و به نوعی رابط رهبری انقلاب و انقلابیون قرار دهد. اما توده مردم مسلمان و معتقد به مرجعیت روحانیت بودند که در تحقق و پیروزی انقلاب اسلامی ایران ایفای نقش کردند. در اغلب انقلاب های جهان یک یا چند قشر از مردم در جریان انقلاب مشارکت داشته اند؛ اما در انقلاب اسلامی ایران آحاد مردم از اقشار و طبقات مختلف حضور داشته اند.

در این نوشتار، تأکید اصلی بر نهاد روحانیت در نقش حلقه نزدیک به رهبر انقلاب است. نهاد روحانیت، عنصر اصلی و بنیادین انقلاب اسلامی در تحول فقه سیاسی شیعه بود. امام در نقش رهبری فکری/ایدئولوگ انقلاب نقش اساسی در بازنمایی و تبیین و توضیح تفکر سیاسی شیعه داشت. ایشان عناصر اجتماعی و سیاسی مذهب تشیع را که با ترفندهای گوناگون بتدریج از صحنه زندگی اجتماعی خارج شده بود؛ درسراسر زندگی اجتماعی مردم جاری و ساری کرد. درواقع، ابتکار امام در همین مسئله نهفته بود. با خارج شدن فقه سیاسی شیعه از حالت سکون و رخوت و حرکت به سمت پویایی و انقلابی گری و حضور فعال در عرصه های گوناگون اجتماعی باعث شد در اوضاع آشفته اجتماعی دوره پهلوی، مذهب و روحانیت به مأمنی برای مردم تبدیل شود. این تحول فقه سیاسی شیعه و تولد نظریه ولایت فقیه امام خمینی(ره) از درون آن سبب شد تا فقه شیعه با کسب کارکرد انقلابی، نقشی محوری در وقوع انقلاب داشته باشد. موضوعی که می تواند ارائه دهنده الگویی از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به دست دهد.

تحول فقه سیاسی شیعه و بسط نظریه ولایت فقیه

انقلاب اسلامی به عنوان حرکتی مذهبی علیه حکومت غیرمذهبی محمد رضا شاه پهلوی شناخته شده است که مهم ترین پیامد آن را می توان تأسیس حکومت اسلامی با محوریت اصل ولایت فقیه دانست. البته باید گفت که تشیع به دلیل برداشت خاص خود از سیاست، از همان ابتدا و پس از رحلت پیامبر حرکت و جنبشی مذهبی و سیاسی بوده است و اهمیت سیاسی آن به تلقی تشیع از رابطه دین و سیاست بازمی گردد. اما انقلاب اسلامی ایران در نوع خود بی نظیر بود (عمید زنجانی، ۱۳۷۳: ۲۹۳).

با وجود این، در قرون گذشته به ویژه در عصر سلطه حکام جور بر ممالک شیعی، اجازه داده نشد تا در باب حضور دین در سیاست مطلبی گفته یا نوشته شود. در این ایام، رویکرد فقه شیعه به دولت و امر حکومت و سیاست نبوده است. البته فقهای شیعه به تصدی اموری از قبیل قضاوت و لوازم آن همچون اقامه حدود و غیره قائل بوده اند ولی هرگز فراتر از این افق را ندیده و به تأسیس نهاد دولت نپرداخته بودند. در این دوره، امور شرعی از امور عرفی تفکیک شده و امور شرعی از قبیل قضاوت و اجرای حدود بر عهده فقیهان گذاشته شد و سیاست و امنیت در جمله امور عرفی و وظیفه مسلمان ذی شوکت یعنی سلطان درآمد. در عصر مشروطه، تغییراتی در فقه شیعی به وجود آمد؛ اما سلطان همچنان اداره امور را در دست داشت و وظیفه فقیه فقط نظارت بود (کدیور، ۱۳۷۸: ۱۸).

در قرن چهاردهم هجری قمری بود که امام خمینی(ره) فقه شیعی دوره مزبور را دستخوش تحول بنیادین کرد: امام نظریه ای را در فقه سیاسی شیعه ارائه داد که برای نخستین بار فقها را عهده دار تأسیس دولت می کرد؛ امام نظریه ولایت فقیه را در دهه ۱۳۴۰ در نجف و در سلسله مباحث درسی خویش مطرح کرد (موسوی، ۱۳۸۷: ۳۰۱). ارکان نظریه سیاسی امام خمینی عبارت بود از: نخست، اسلام برای پیاده کردن احکام خود نیاز به تشکیل حکومت دارد؛ دوم، اقامه حکومت اسلامی و آماده کردن لوازم آن بر عهده فقیهان بوده و تبعیت و یاری ایشان بر مردم واجب است. سوم، حدود ولایت فقیهان در حکومت اسلامی به غیر از وحی همان حدود ولایت پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) است؛ چهارم، حکومت اسلامی و احکام حکومتی از احکام اولیه است و بر همه احکام فرعیه تقدم دارد و لذا حفظ تمام شرعا واجب است (کدیور، همان: ۲۲).

تفاوت جوهری امام خمینی(ره) با دیگر فقهای دوره های گذشته این بود که به نظر ایشان اقامه حکومت اسلامی بزرگ ترین معروف است. به نظر ایشان در قوانین اسلام، در قرآن و سنت پیامبر (ص)، همه دستورات و احکامی وجود دارد که بشر برای سعادت خود بدان نیاز دارد. این قوانین عادلانه بوده و از منافع محرومین در مقابل ظلم و جور حمایت می کند. در اسلام، قدرت وضع قوانین و اختیار تشریع به خداوند متعال اختصاص دارد. بدین جهت در حکومت اسلامی باید مجلسی برای پیاده کرده احکام اسلامی داشت. جامعه اسلامی، برای اجرای قوانین اسلام نیاز به پیامبر (ص) و ائمه (ع) دارد و آنها تنها کسانی هستند که قانون را به طور کامل می دانند. اما پس از آنها یعنی در صورت نبود معصوم این وظیفه فقها اسلامی است که حکومت نمایند (خمینی(ره)، ۱۳۵۷: ۵۳)

بنا به نظریه امام خمینی(ره)، ولایت فقیه به امور حسبیه یا فتوا دادن و قضاوت کردن محدود نیست. درنتیجه، فقیه جامع شرایط در حوزه عمومی جامعه مسلمانان و جمیع امور مرتبط با حکومت و نظام سیاسی صاحب اختیار و قدرت هستند. علاوه بر فتوا و قضا، حفاظت از مرزها، ایجاد نظم در کشور، جهاد و دفاع، اجرای حدود، اخذ خمس و زکات و… بر عهده فقیه است (لک زایی، ۱۳۵۸: ۲۴).

امام خمینی(ره) توانست خصلت انقلابی و پیوند دین و سیاست را بار دیگر به فقه سیاسی شیعه بازگرداند. نظریه امام “اسلام “و”روحانیت شیعه”را به صحنه اجتماعی کشانید. تشیع و روحانیت در میان مردم علاوه بر وجهه عقیدتی و مذهبی دارای خصوصیات سیاسی نیز شد و مقبولیتی عام به دست آورد. امام با استفاده از نظریه ولایت فقیه تحولی آشکار را در حوزه نظر و عمل به وجود آورد. حمید عنایت در این باره می نویسد: «قبل از وقوع انقلاب در ایران یک تغییر آشکار در برداشت از مفاهیم شیعی مانند اصل تقیه، انتظار و همچنین عاشورا توسط امام خمینی(ره) پدید آمد و این مفاهیم کاملا رنگ انقلابی به خود گرفتند، مثلا تقیه دیگر سکوت تعبیر نمی شد، بلکه معنی مبارزه مخفی به خود گرفت» (فراتی، ۱۳۷۶: ۷۱).

نظریه ولایت فقیه به طور خاص و ایدئولوژی مذهبی به طور عام، با پایگاه گسترده مردمی توانست هم نظام پادشاهی را زیر سوال ببرد و نارضایتی عمیق عمومی را در میان مردم ایجاد کند و هم نظام جمهوری اسلامی را به بدیل نظام سلطنتی تبدیل کند. همچنین چرخش از رخوت و سکون فقه شیعه به سوی پویایی و انقلابی گری سبب شد روحانیت به محور اصلی انقلاب تبدیل شود.

عوامل محوری انقلاب: رهبری، روحانیت و شبکه گسترده آن و مردم

در فرایند انقلاب اسلامی سال ۵۷، رابطه ای متقابل و دو سویه میان رهبری انقلاب، روحانیت و مردم به وجود آمد که نقش اساسی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشت. از این رو لازم است کمی به بررسی نقش و کارکرد هر یک از این عوامل در وقوع انقلاب اسلامی پرداخته شود:

رهبری

امام خمینی(ره) متصف به خصال برجسته و نیکوی علمای شیعه و شیوه رهبری او نتیجه سنتی تاریخی برآمده از صدر اسلام بود. ایشان رهبری باهوش و بی نظیر و در برقراری ارتباط با اقشار مردم نبوغی خاص داشت؛ به طوری که پیچیده ترین مسائل اجتماعی-سیاسی را با کلامی بسیار ساده و قابل درک برای همه مطرح می کرد (تهامی، ۱۳۸۷: ۱۷). امام در برابر مردم نه از نظریات دقیق و روشن خود بلکه با استفاده از مطالبی مانند بیرون راندن امپریالیسم، استقلال کشور، برقراری عدالت برای فقرا، کمک به کشاورزان، حمایت از کارگران، بالا بردن سطح زندگی، نابود کردن فساد، تضمین آزادی های اسلامی، برقراری دولت اسلامی راستین، توانست هم توده مردم را متحد و هم ایدئولوژی جایگزین رژیم شاه را برای مردم تشریح کند (آبراهامیان، ۱۳۷۷: ۵۲۷).

امام خمینی(ره) با اعلامیه مخالفت با لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی حرکت خود را آغاز کرد و نتیجه آن ظهور امام به عنوان رهبر سیاسی -مذهبی و کسب مقبولیت عمومی از سوی؟؟؟توده های مردم بود (ملکوتیان، ۱۳۸۷: ۸۰). در اواسطه دهه ۴۰، روحانیون و طلاب حوزه های علمیه که بشدت به اقدامات غیر مذهبی رژیم پهلوی معترض بودند؛ به گرد امام خمینی (ره) حلقه زدند. در این ایام، امام مبارزه را به کانون اصلی فعالیت های مذهب کشانید و بر تز جدایی مذهب از سیاست خط بطلان کشید. همزمان دوره پانزده ساله تبعید امام به ترکیه و عراق فرا رسید. در این دوره، امام به عنوان رهبر و ایدئولوگ انقلاب با تدریس دروس حوزوی نظریه ولایت فقیه را پایه گذاری و بسط داد. یکی از وظایف رهبران انقلاب، تدوین ایدئولوژی/نقشه انقلاب است که دربرگیرنده نقد و نفی ارزش های موجود و ترسیم آینده مطلوب و آرمانی پیشروی عاملان انقلاب است. امام با شناخت دقیق مشکلات جامعه، قدم به قدم در جهت نفی وضع موجود گام برداشت و اسلام را به عنوان مطلوب ترین نقشه راه مطرح کرد. در سال های پایانی منتهی به انقلاب، امام با برخود قاطع و عدم سازش و با امکانات اندک در کوتاه ترین زمان بدون استفاده از سلاح به هدف خود یعنی پیروزی انقلاب نایل آمد. (Keiddek:1983:88)

جامعه ایران در دوره رژیم محمد رضا شاه پهلوی دچار وضعیت بی هنجاری/آنومیک شده بود. از یک سو، وضعیت شبه مدرنیستی رژیم که در تضاد با عقاید توده مردم بود و از سوی دیگر، مردم از رژیم پهلوی سلب اعتماد کرده بودند. این امام خمینی(ره) بود که توانست اسلام را به عنوان معیار حقیقت و هنجار قابل عمل به جامعه ایران معرفی و توده مردم را در جهت ایجاد انقلاب و تغییر بزرگ در جامعه هدایت کند (عیوضی، ۱۳۸۰: ۹۱).

رهبران در انقلاب ها به سه دسته رهبران فکری/ایدئولوگ، رهبران بسیج گر/کاریزماتیک و رهبران مدیر تقسیم می شوند که به ترتیب در مراحل قبل از انقلاب، حین انقلاب و پس از پیروزی انقلاب ظهور می کنند (بشیریه، ۱۳۷۱: ۸۸). امام خمینی(ره) جزء معدود رهبران انقلاب در جهان است که دارای هر سه ویژگی رهبری بود. امام با طرح نظریه ولایت فقیه ایدئولوژی انقلاب را ترسیم و با استفاده از شبکه وسیع روحانیت اقدام به بسیج مردم در روند انقلاب کرد و در دوره بعد از انقلاب هم با رهبری جریان انقلابی، نظام پس از انقلاب/نظام جمهوری اسلامی را بنیان نهاد.

روحانیت و شبکه آن

در هر انقلابی، نیرو یا نیروهای اجتماعی به عنوان کارگزار انقلاب مطرح می شوند. انقلاب اسلامی ایران به دلیل ماهیت دینی و اسلامی آن با محوریت روحانیت شیعه به وقوع پیوست (علویان، ۱۳۸۲: ۲۲۶). استاد مطهری درخصوص علل نقش آفرینی روحانیت در انقلاب به دو دلیل اشاره دارد: دلیل اول، ویژگی خاص فرهنگ روحانیت شیعه است. فرهنگی شیعی، فرهنگی زنده و حرکت زا و انقلاب آفرین است. دلیل دوم این که روحانیت شیعه از ابتدا اساسش مخالفت با قدرت های سلطه حاکم بوده است، روحانیتی که از دولت مستقل است (مطهری، همان: ۱۴۷).

در سال های پس از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، روحانیت رفته رفته صبغه انقلابی خود را بازیافت و دربرابر مسائل اجتماعی مواضع انتقادی اتخاذ کرد. مشکلات اجتماعی فراوان با آثار سوء چشمگیر مانند فساد و فحشا، الکلیسم، اعتیاد و خودکشی واکنش روحانیون را برانگیخت (ربانی، ۱۳۸۴: ۱۱۸). روحانیون باور داشتند که آسان گیری مسائل اخلاقی از سوی دولت، این مشکلات اجتماعی را به وجود آورده است و تنها چاره اش اجرای دقیق قوانین اسلامی است. اکثریت عمده روحانیون تا قبل از دهه ۵۰ غیر سیاسی بودند؛ نه با شاه مخالفت می کردند و نه آشکارا از وی حمایت می کردند؛ اما با قوت گیری جریان مخالفان تندرو روحانی به ناگهان به صف انقلابی پیوستند. زیرا رژیم پهلوی در رویارویی با فساد اخلاقی شکست خورده بود (هویدا، ۱۳۶۵: ۷۶).

البته در درون روحانیت قبل از انقلاب دو جریان حضور داشتند: یکی روحانیت غیر انقلابی و دیگری روحانیت انقلابی. روحانیون غیر انقلابی چندان مایل به مخالفت با رژیم نبودند و تنها خواستار اجرای کامل قانون اساسی و قوانین اسلامی بودند. عده ای هم معتقد به جدایی روحانیت از کار سیاست بودند که در نهایت این جریان هم همراه با تشدید اعتراضات مردمی به صفوف انقلاب پیوستند. اعضای برجسته این جریان روحانیونی چون آیت اللّه خویی، آیت اللّه شریعتمداری و آیت اللّه احمد خراسانی بودند.

جریان اصلی روحانیت قبل از انقلاب را روحانیون انقلابی تشکیل می دادند. این جریان تحت رهبری امام خمینی (ره) قرار داشت و دارای شبکه گسترده در سراسر کشور بود. این جریان به شیوه ای مخفیانه شبکه ای بسیار وسیع داشت که در کوتاه ترین زمان مواضع رهبری انقلاب را به تمام نقاط منتقل می کردند. این گروه هیچ گونه ارتباطی با حکومت نداشت و بنابراین دلیلی برای سکوت و یا تعدیل مخالفتشان وجود نداشت. اینان در اثر رهبری امام آشکارا راه حل مشکلات اجتماعی را نه اصلاحات بلکه انقلاب می دانستند آنها خواهان حکومتی آرمانی به رهبری فقیه عادل بودند. این گروه به رهبری امام خمینی (ره) و همراهی روحانیونی چون آیت اللّه بهشتی، مطهری، خامنه ای، منتظری، هاشمی رفسنجانی و باهنر و… در دهه ۵۰ در رأس مبارزه با رژیم بودند. روحانیت انقلابی از یک سو به شدت تحت فشار روزافزون رژیم پهلوی قرار داشتند و از سوی دیگر، مورد ملامت و اهانت روحانیونی واقع بودند که مبارزه با رژیم را بیهوده و موجب هتک حیثیت روحانیت می دانستند. اما روحانیت انقلابی، بی توجه به این ملامت ها و فشارها، به مبارزه خود شدت بیشتر بخشیدند.

روحانیت انقلابی نقشی بسیار مهم در بسیج و برانگیختن مردم در جریان وقوع انقلاب داشتند. در فرایند انقلاب مهم ترین سازمان در اختیار روحانیون مساجد بود. فعالیت این مساجد به وسیله جامعه روحانیت مبارز هماهنگ می شد. این جامعه در تأمین ارتباط و برقراری هماهنگی راهبردی در سراسر کشور نقشی بی بدیل داشت (الگار، ۱۳۷۲: ۳۲۲). ارائه شعائر اسلامی، بیان فلسفه امامت و ولایت و افشاگریهای مظالم و مفاسد رژیم، محکوم سازی سیاست استعمارگران در ایران، هدایت جامعه به سوی نفی سلطه حاکم و برقراری حکومتی سالم با استفاده از الگوهای مذهبی تشیع، به گونه ای هماهنگ بوسیله روحانیون انقلابی از طریق شبکه مساجد سراسر کشور به عمل آمد (فتح اللّه پور، ۱۳۸۳: ۱۳۷). روحانیت انقلابی از طریق شبکه گسترده خود در مساجد اولا، به تجمیع و بسیج نیروهای انقلابی پرداخته و ثانیا، دست به آموزشی وسیع و اثرگذار زده بود. درواقع، اماکنی که در هر شهر و روستایی بوسیله مردم طی سال های متمادی ایجاد شده بود به وسیله شبکه روحانیت انقلابی به یکدیگر متصل و شبکه ای انقلابی به وجود آمد.

عوامل قدرت و کارکرد روحانیت در جریان انقلاب اسلامی

هر نیروی اجتماعی دارای توانایی ها و عناصر قدرت متفاوت در تأثیرگذاری بر عرصه سیاست است. تفاوت در توانایی ها سبب تفاوت در نقش ها می شود. هرچه میزان قدرت نیروها بیشتر باشد، کارکرد آنها نیز در تحولات سیاسی بیشتر خواهد بود و برعکس قدرت محدود یک گروه اجتماعی، نقش محدود آن را به دنبال خواهد داشت (بشیریه، ۱۳۷۴: ۲۸).

قدرت سیاسی در ایران پیش از انقلاب، حول محور اقتدر شخصی شاه قرار داشت و دارای ویژگی هایی مانند ارتشی قوی، دستگاه امنیتی مخوف (ساواک)، تکیه بر قدرت های خارجی به ویژه قدرت های غربی، فساد و رشوه خواری در سیستم اداری، جدایی دولت از ملت، بی توجهی به ارزش ها و سنت ها و باورداشت های مردم جامعه و تلاش در از بین بردن آن ارزش ها بود. در چنین شرایطی، گروه های اجتماعی از سیستم سیاسی مأیوس شده و حول رهبران مذهبی و نهاد روحانیت حلقه زدند (محمدی، ۱۳۶۵: ۷۱). در این سال ها، مردم روز به روز از دولت بیگانه شده و به سوی نظام ارزشی-مذهبی سوق یافتند. در این راستا، روحانیت و در رأس آن امام خمینی(ره) روند حاکمیت ظلم و تبعیض اجتماعی-اقتصادی حاکم را تقبیح کرده و خواستار زدودن جامعه از این ناپاکی ها بودند. بنابراین توده های مردم با اتصال به مسجد و روحانیت زندگی خود را معنادار کرده و هویتی جدید را کسب کردند و روحانیت نیز با گذشت زمان دارای پیروان بیشتر می شدند. مهم ترین عوامل و عناصر قدرت روحانیت در آن سال ها را می توان این گونه برشمرد:

۱-ساده زیستی و همدردی با توده مردم: اسناد و مدارک تاریخی نشان می دهد در دهه ۱۳۵۰ فاصله طبقاتی در ایران بسیار فاحش بوده است. داده های آماری موجود مبین این نکته است که ضریب نابرابری در توزیع ثروت و درآمد در ایران در دهه قبل از انقلاب، بسیار بالابود و عدم تعادل در توزیع ثروت مرتبا سیر صعودی داشت. براساس آمارهای موجود طی سال های ۴۷ به بعد، پول های خرج شده بوسیله طبقه بالا و اقشار فقیر شهری به ترتیب ۳۵ درصد و ۱/۷ درصد کل پول های خرج شده بوسیله تمام جامعه بود (آموزگار، ۱۳۷۵: ۱۵۰).

با توجه به فضای اجتماعی ترسیم شده در بالا توده مردم در دهه های ۴۰ و ۵۰ در جهت مخالف این فاصله طبقات

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *