تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل حماسه ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز و گزارش هیأت ویژه نظام شاهنشاهی؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل حماسه ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز و گزارش هیأت ویژه نظام شاهنشاهی شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل حماسه ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز و گزارش هیأت ویژه نظام شاهنشاهی را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل حماسه ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز و گزارش هیأت ویژه نظام شاهنشاهی با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل حماسه ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز و گزارش هیأت ویژه نظام شاهنشاهی با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل حماسه ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز و گزارش هیأت ویژه نظام شاهنشاهی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل حماسه ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز و گزارش هیأت ویژه نظام شاهنشاهی را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حماسه ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز و گزارش هیأت ویژه نظام شاهنشاهی :

اگر چه عموما سرنوشت انقلاب ها، جنبش ها و حرکت های اجتماعی در مرکز رقم می خورد اما این بدان معنا نیست که حرکت های مردمی در دیگر شهرها، در تعیین سرنوشت جنبش های اجتماعی کم اثر و این حرکت ها فاقد مبانی تئوریک است. به ویژه در تاریخ تحولات ایران، به دلیل عدم تمرکز کانون های فرهنگی، مذهبی و سیاسی، به سختی می توان حرکت های اجتماعی را با تکیه بر وقایع و رخدادهای یک شهر و منطقه خاص تحلیل نمود.

به عنوان مثال، برای فهم خاستگاه جنبش های اجتماعی در ایران، قم و مشهد به عنوان مرکزیت مذهبی، اصفهان و شیراز به عنوان مرکزیت فرهنگی و تهران و تبریز به عنوان مرکزیت سیاسی در تاریخ تحولات صدساله اخیر، آثار تردیدناپذیری داشته اند. تحلیل گر تاریخ تحولات صدساله اخیر در فهم خاستگاه جنبش های اجتماعی، نمی تواند از رخدادهای این مراکز غافل باشد. در کنار این مراکز مهم و تعیین کننده، جغرافیای سیاسی و فرهنگی ایران به گونه ای است که سایر مناطق و شهرها نیز کم و بیش در جنبش های اجتماعی تأثیر خواهند گذاشت. مبادی ورودی و مناطق مرزی ایران در شمال، جنوب، شرق و غرب و مراکز این مناطق همیشه در معادلات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی تعیین کننده بوده اند. شمال ایران به دلیل وجود مرزهای طولانی و حساس با روسیه و شوروی در گذشته، به طور یقین در معادلات جنبش های اجتماعی صدساله اخیر اهمیت بسزایی داشته است.

داستان رقابت روس و انگلیس، اهمیت شمال ایران در ورود افکار متنوع اروپایی در عصر قاجاریه و پهلوی، به ویژه در دوره حکومت سوسیالیستی شوروی و از همه مهم تر فعالیت جریان ها و احزاب چپ در این منطقه بخشی از تاریخ تحولات دوران معاصر است.

در غرب کشور این حساسیت به نوع دیگری ظهور می کند. وجود حکومت عثمانی در مرزهای غربی در دوران قاجاریه و داعیه این حکومت نسبت به مرزهای ایران و از همه مهم تر بستر مناسب مذهبی منطقه برای فعالیت های عثمانی ها و نقطه تلاقی کشور با جریان های لیبرالیستی (در کنار جریان های سوسیالیستی در شمال)، همیشه این منطقه را در معادلات تاریخ تحولات ایران از اهمیت خاصی برخوردار کرده است. غرب ایران در کنار شمال، به طور طبیعی محل تلاقی و مبادی ورود انواع و اقسام مشرب های فلسفی و سیاسی اروپایی در دویست سال اخیر بوده است. جنوب ایران به دلیل دسترسی به آب های خلیج فارس و دریای عمان و همسایگی با اعراب و استعمارگران قرن هجدهم و نوزدهم اروپا، بخش دیگری از منطقه حساس در معادلات جنبش های اجتماعی ایران می باشد و به همین نسبت از شرق و شمال شرقی ایران تا خراسان نیز نمی توان چشم پوشید.

با این تفاصیل، خاستگاه های فکری، سیاسی، مذهبی، فرهنگی و امنیتی ایران به گونه ای در جغرافیای این کشور پراکنده است که به سختی می توان مرزهای جنبش های اجتماعی را با بررسی رخدادهای منطقه ای خاص به درستی تجزیه و تحلیل نمود. انقلاب اسلامی ایران از این قاعده مستثنی نیست. اگر چه تهران و قم در این بررسی ها جایگاه ویژه ای دارند، اما این بدان معنا نیست که تنها رخدادها و حرکت های این دو شهر بود که به نضج گیری و پیروزی انقلاب منجر شد.

در انقلاب اسلامی ایران همه مراکز فرهنگی، مذهبی، سیاسی، فکری و حتی جغرافیای قومی به گونه ای مؤثر بوده و نقش تعیین کننده ای داشته اند. در این میان شهر تبریز و منطقه آذربایجان از دیرباز در تاریخ سیاسی اجتماعی ایران اعتبار ویژه ای داشته است. تبریز در طول تاریخ معاصر علاوه بر مرجعیت فکری به خصوص در حوزه اندیشه های غربی، به عنوان منطقه ولیعهدنشین، پایتخت دوم ایران در بسیاری از معادلات سیاسی، جنبش های اجتماعی و حرکت های فکری به ویژه در دوره قاجاریه و پهلوی بوده است. رخدادهای تبریز همواره از جنبه اهمیت اجتماعی هم تراز با رخدادهای پایتخت سیاسی، مذهبی و فرهنگی ایران محاسبه می گردید و از چشم مورخان تیزبین و تحلیل گران جامع نگر پنهان نمی ماند.

تبلور عینی اهمیت و ویژگی تبریز و منطقه آذربایجان را در دوره معاصر، در همراهی مردم این شهر با نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی در سال های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ و انقلاب اسلامی می توان مشاهده کرد.

در جریان نهضت اسلامی، شهر تبریز به عنوان یکی از مراکز ثقل فعالیت های انقلابی به شمار می آمد و در طول نهضت فراز و فرودهای زیادی را پشت سر گذاشت. بارزترین جلوه همراهی تبریز و مردمان آن با انقلاب اسلامی در قیام ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تجلی یافت. قیامی که در واقع اساس و بنیان قیام های بعدی قرار گرفت و به عنوان سر سلسله «اربعین» ها، قیام خونین ۱۹ دی قم را به قیام های پی در پی مردمی پیوند داد که در قالب «اربعین» ها شکل گرفتند و روند و سیر وقایع را برای رسیدن به پیروزی نهایی سرعت بخشید. مهم ترین تأثیر قیام ۲۹ بهمن پاسخی عملی به ادعاهای محمدرضا پهلوی بود که خود را مظهر وحدت ملی و سرنگونی اش را ناممکن می دانست اما توالی قیام های ۱۹ دی قم و ۲۹ بهمن تبریز نشان داد که عزم و اراده آهنینی برای براندازی رژیم محمدرضا شاهی استوار گشته است.[۱]

در ۱۷ دی ۱۳۵۶ روزنامه اطلاعات، مقاله توهین آمیزی با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» و با نام مستعار احمد رشیدی مطلق منتشر ساخت. در این مقاله با بی شرمی تمام به امام خمینی، مرجع بزرگ شیعیان جهان، اهانت شده بود. در بررسی علل انتشار آن مقاله در شرایط سیاسی اجتماعی آن روز، آن هم در روزنامه ای سراسری می توان چنین استنباط کرد که مقاله فوق عکس العملی از سوی شاه و عوامل وابسته وی علیه امام خمینی به عنوان رهبر نهضت اسلامی بوده است. به ویژه اینکه این مقاله مدتی پس از سفر کارتر به ایران منتشر شد و به یقین می توان گفت که کارتر قوت قلب خاصی به محمدرضا پهلوی داده و او را برای سرکوبی انقلابیون و در رأس آن، رهبری نهضت تشویق کرده است.

به دنبال انتشار مقاله فوق، آتش خشم و نفرت سراسری ملت ایران دوباره شعله ور گردید و بار دیگر عزم و اراده ملت برای رویارویی با عوامل فتنه و فساد استوار گشت. در این میان، پیشتاز مبارزات، مردم قم بودند که در عکس العمل به این بی حرمتی به خیابان ها ریختند و با اهدای خون ده ها شهید و مجروح شدن عده زیادی زن و مرد حماسه تاریخی ۱۹ دی را آفریدند.

حماسه ۱۹ دی سلسله حوادثی را به دنبال داشت که به پیروزی انقلاب اسلامی منجر شد. بزرگداشت اربعین شهدای حماسه ۱۹ دی در قیام تاریخی ۲۹ بهمن تبریز متجلی شد و به دنبال آن برگزاری چهلم شهدای این قیام تاریخی در یزد، جهرم، مشهد، اصفهان و دیگر شهرهای ایران، شیرازه رژیم را در هم ریخت.

با فرا رسیدن چهلم شهدای حماسه قم، مردم تبریز خود را برای برگزاری مراسم ختم و انجام حرکتی جدی علیه رژیم پهلوی آماده می کردند. در این میان، گروه های مختلف دانشجویی و بازاریان و در رأس آنها، روحانیان اهمیت ویژه ای داشتند. اعلامیه های مراجع تقلید قم که روز چهلم حماسه ۱۹ دی را عزای عمومی اعلام کرده بودند در سطح شهر توزیع شد. اعلامیه هایی نیز از سوی علما و روحانیان استان صادر و بر در و دیوار شهر نصب گردید. آیت الله قاضی طباطبایی نیز با صدور اعلامیه ای که چند نفر از علما نیز آن را امضا کرده بودند اعلام کرد که در روز بیست و نهم بهمن مجلس ختمی در مسجد حاج میرزا یوسف (مسجد قزلّی) برگزار خواهد شد و از عموم مردم برای شرکت در آن مراسم دعوت به عمل آورد. متعاقب آن دانشجویان دانشگاه تبریز هم با صدور اعلامیه ای یاد شهدای ۱۹ دی قم را گرامی داشتند:

… ما یاد شهدای نوزدهم دی ماه قم را پیوسته گرامی می داریم و از همه دانشجویان و دیگر انسان های آزادی خواه می خواهیم روز شنبه ۲۹ بهمن ۵۶ روز چهلم آن شهدا را تجلیل نموده، با آرامش و صبر سرخ انقلابی در مراسمی که به این مناسبت در هر کجا تشکیل شود شرکت کنند. دانشجویان مبارز مسلمان[۲]

در روز ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ شهر تبریز به حالت تعطیل درآمد. سکوت حاکم، حاکی از آن بود که شهر در یک اعتصاب عمومی به سر می برد. بازار، مغازه ها و اکثر نانوایی ها تعطیل بودند و دانشجویان هم با ترک دانشگاه، خود را برای شرکت در مراسم آن روز آماده می کردند. همگام با مردم، مأموران حکومتی و مسئولان امنیتی نیز در گوشه و کنار شهر استقرار می یافتند. گویا آنان نیز از نوع رفتار و تب و تابی که در چهل روز اخیر در بین مردم حاکم بود باخبر بودند و برگزاری مراسم چهلم شهدای قم را مجلس عادی و معمولی تصور نمی کردند.[۳]

صبح روز شنبه، ۲۹ بهمن ۱۳۵۶، با آنکه ساعت برگزاری مراسم ده تا دوازده صبح اعلام شده بود، مردم زودتر از وقت مقرر به سمت مسجد قزلّی به حرکت در آمدند اما در کمال ناباوری درهای مسجد را بسته یافتند. این عمل برای مردم درک پذیر نبود. عده ای پلیس مقابل مسجد تجمع کرده بودند و افراد را از ورود به مسجد باز می داشتند. هر لحظه بر تعداد جمعیت افزوده می شد و در عین حال مأموران کلانتری می کوشیدند آنان را پراکنده سازند.

سرگرد حق شناس، رئیس کلانتری شش تبریز، به مردم حاضر در جلوی مسجد اعلام می کرد که امروز در این مسجد هیچ خبری نیست، هرچه زودتر متفرق شوید. اما مردم مقاومت می کردند. در گزارشی که بعدها هیأت ویژه رسیدگی به حادثه ۲۹ تبریز تهیه کرده بود مسئول باز نکردن درب مسجد سرایدار آن عنوان شده بود که نتوانسته بود خود را به موقع به مسجد برساند. این در حالی است که مشهدی محمد عرفان، خادم مسجد، روز قبل از آن از سوی آیت الله قاضی طباطبایی از برنامه مطلع بود و همان روز هم قبل از ساعت ۱۰ خود را به مسجد رسانده بود اما با خیل عظیم جمعیت و ممانعت پلیس از باز کردن درب مسجد روبه رو شده بود.[۴] واقعیت امر آن بود که مسجد به دستور استاندار وقت، اسکندر آزموده، بسته شده بود.

از روز قبل از ۲۹ بهمن دانشجویان دانشگاه تبریز تصمیم گرفته بودند کلاس های درس را به منظور شرکت در مراسم مسجد قزلّی در این روز تعطیل کنند. عده ای از دانشجویان هم که در دانشگاه حاضر شده بودند از ساعت ۹ صبح با دادن شعار و شکستن شیشه های ساختمان های داخل دانشگاه و آتش زدن کیوسک گارد دانشگاه با چوب هایی به طرف شهر در حال حرکت بودند.[۵]

در مقابل مسجد قزلّی جمعیت افزایش یافته بود و آنها هر چه اصرار می کردند در مسجد باز شود، مأموران به دستور حق شناس اجازه این کار را نمی دادند. تعدادی از دانشجویانی که آن روز به جای حاضر شدن در دانشگاه به جلوی مسجد آمده بودند تا در مراسم چهلم شهدای قم شرکت کنند آرام آرام به خشم آمدند. یکی از آنها که محمد تجلّا نام داشت به حق شناس اصرار زیادی کرد که درب مسجد را باز کند. سرانجام میان آنان مشاجره ای در گرفت و حق شناس آشکارا در بین آن همه جمعیت به خانه خدا و مردم حاضر در جلوی مسجد توهین کرد و تجلّا این توهین را تحمل ننمود و در مقابل عمل حق شناس سیلی محکمی به گوش او نواخت. حق شناس از اقدام آن دانشجو به شدت عصبانی شد به گونه ای که بلافاصله کلت کمری اش را درآورد و سینه محمد تجلّا[۶] را نشانه رفت و با شلیک یک تیر او را به شهادت رساند.[۷]

با افتادن محمد تجلّا مردم حاضر در صحنه به خشم آمدند و جنازه خونین وی را بر دستانشان گرفتند و لااله الا الله گویان به راه افتادند. خشم مردم مهارشدنی نبود عده ای از آنها با دیدن موتورسیکلت پلیس که در میدان کوروش پارک شده بود به سمت آن رفته و موتور پلیس را آتش زدند. در تقاطع بازار هم به یک کیوسک پلیس حمله ور شدند و آن را درهم کوبیدند. مردم مانند دریای خروشان همچنان در حرکت بودند و در طول مسیر عده زیادی به جمعیت خشمگین می پیوستند تا قیام تاریخی تبریز را شکل دهند.[۸]

محوطه مسجد قزلّی و خیابان های اطراف آن تنها کانون مبارزه نبود. جنایتی که مأموران شهربانی مقابل مسجد قزلّی مرتکب شدند به شکلی دیگر مقابل باغ گلستان رخ داد و یکی از اهالی شهر مورد ضرب و شتم افراد پلیس قرار گرفت. جمعیتی گرد هم آمدند و به پلیس اعتراض کردند و بلافاصله درگیری بین پلیس و مردم آغاز شد. متعاقب آن در جلوی مسجد جامع نیز بین مردم و عوامل انتظامی درگیری پیش آمد. جریان این گونه بود که عده ای از بازاریان و طلاب مدرسه جامع مقابل مسجد جامع تجمع کرده بودند و قصد داشتند به صورت دسته جمعی به طرف مسجد میرزا یوسف واقع در اول بازار حرکت کنند که مأموران از حرکت آنها جلوگیری کردند و در نتیجه درگیری آغاز شد.[۹] بدین ترتیب دسته های مردمی از گوشه گوشه ها به راه افتاد تا به گروهی بپیوندند که جرقه قیام توسط آنها زده شده بود. توده های مردم در نقاط مختلف شهر در مسیر خود شیشه بانک ها و ادارات را می شکستند. در این سوی، مردم همراه جنازه تجلّا که هر لحظه بر تعدادشان افزوده می شد و خشم و نفرتشان بیشتر می گشت به سمت خیابان فردوسی به راه افتادند و در بین راه شیشه بانک ها را شکستند و هر جا عکسی از شاه دیدند آن را پایین آوردند و پاره کردند و سوزاندند.

عوامل رژیم جلودار مردم خشمگین نبودند و از همان ساعت های اولیه پس از اندک مقاومت هایی به مقرهای خود پناه بردند. تشییع کنندگان در خیابان پهلوی و چهار راه شهناز، به سینماها و مشروب فروشی های زیادی حمله کردند. در بررسی مراکزی که مورد حمله مردم قرار گرفت، آمار بانک ها بیش از مراکز دیگر است. جمعیت در طول مسیر خود بانک های واقع در خیابان های منجم، حکم آباد، خیام، فلکه باغ گلستان، ملل متحد، شهناز شمالی، امین، پهلوی، کورش، ششگلان، ثقه الاسلام، شمس تبریزی، شهرداری، دارایی، چهارراه منصور، آبرسانی، میدان قطب، ثریا، شاهپور شمالی، میدان قیام، نادر و…. را به آتش کشیدند. این موضوع نشان می دهد که هدف مردم بیشتر انهدام مظاهر و مراکز دولتی بوده است. آنان آسیبی به مراکز و اماکن مردمی و بازار نرساندند و حتی به ریالی از پول های بانک ها دست نزدند. این موضوع که بعدها تعجب عوامل رژیم را برانگیخته بود از وجود همفکری و ارتباط پنهان میان تظاهر کنندگان نشان داشت.[۱۰]

تظاهرات و راهپیمایی همراه با به آتش کشیدن بانک ها و مراکز فساد چند ساعت به طول انجامید و مردم خشمگین در طول مسیر در جریان خشم انقلابی خود علاوه بر بانک ها، به ساختمان حزب رستاخیز ایران و کاخ جوانان نیز یورش بردند. آنان در جریان تظاهرات شعارهایی این چنین می دادند:

یاشاسین خمینی (درود بر خمینی)، بیز بوشاهی ایستمیروخ والسلام (ما این شاه را نمی خواهیم).

برخی معتقدند که برای اولین بار در این قیام بود که شعار درود بر خمینی و مرگ بر شاه سر داده شد، اما این واقعیت ندارد. مردم در مراسم ختم شهید حاج سید مصطفی خمینی، فراوان از امام یاد می کردند و به نام او شعار می دادند. نیروهای رژیم هم قادر به مهار موج خروشان ملت نبودند و عقب نشینی می کردند. با وجود قهرآمیز بودن قیام مردم، نظم خاصی بر حرکت توفنده آنها حاکم بود.

آیت الله قاضی که رهبری قیام را برعهده داشت از دانشجویان خواسته بود بر قیام تسلط داشته باشند و نگذارند به مدارس، بیمارستان ها، اماکن مردمی و اموال عمومی آسیبی برسد. لذا دانشجویان در هدایت و سازماندهی این خیزش مردمی تأثیر بسزایی داشتند.[۱۱]

شهر تبریز تا ظهر روز شنبه عملا در دست مردم بود. حتی رئیس شهربانی در جلسه شورای هماهنگی که در ساعت ۱۱ آن روز تشکیل شد اعتراف کرد که نمی توان جلوی تظاهرات مردم را گرفت. آنان به تیرهای هوایی توجهی ندارند و عده ای از افسران و مأموران را زخمی کرده اند. در چنین شرایطی، وضعیت بحرانی شهر از طریق نخست وزیر به آگاهی محمدرضا پهلوی رسید و او بلافاصله دستورهایی داد. بر همین اساس ساعت ۳۰: ۱۲ ارتش وارد شهر شد و به نیروهای تابع یگان های تیپ مرند و گردان مراغه دستور داده شد در خیابان های اصلی شهر مستقر شوند. برای نمایش قدرت و به وحشت انداختن مردم نیز قرار شد دو دستگاه تانک چیفتن، یک دستگاه تانک اسکورپین و دو دستگاه نفربر مقابل استانداری و بانک ملی مرکزی بایستند. با ورود ارتش، شهربانی تحت امر نظامیان قرار گرفت. آن روز حکومت نظامی اعلام نشد اما آرایش نظامی چنین تصوری را در اذهان مردم به وجود آورد.[۱۲] مردم همچنان تا ساعت ۳۰: ۱۷ تظاهرات را ادامه دادند اما حرکت های بعد از ظهر مثل صبح نبود. سرانجام با تلاش علما و روحانیون به ویژه آیت الله قاضی طباطبایی آرامش برقرار شد و نیروهای رژیم به وسیله جرثقیل های ارتشی، خودروهای سوخته را از خیابان ها جمع آوری کردند.[۱۳] فضای خیابان ها نیز توسط دیگر عوامل پاکسازی شد.

شهدا و مجروحان قیام

در دوران انقلاب، در جریان درگیری مردم با عوامل مسلح رژیم، بر جای ماندن ده ها شهید و مجروح امری طبیعی و اجتناب ناپذیر بود اما عوامل رژیم در هر حادثه ای می کوشیدند اهمیت واقعه را تنزل دهند و تعداد کشته ها و زخمی ها را کمتر از تعداد واقعی اعلام کنند؛ در قیام ۲۹ بهمن نیز چنین شد. در برخی منابع رسمی رژیم از جمله کیهان تعداد کشته شدگان شش تا نه نفر ذکر شد. روزنامه رستاخیز نیز با درج این خبر که «مارکسیست های اسلامی با دادن شعارهای کمونیستی تمام تأسیسات شهری را مورد حمله قرار دادند» ضمن نام بردن از انقلابیون به عنوان مارکسیست های اسلامی آمار روزنامه های کیهان و اطلاعات را تأیید کرد که صحیح نبود.

بعضی منابع نیز با توجه به ابعاد و وسعت قیام و کشتاری که نیروهای امنیتی و مأموران ساواک به راه انداخته بودند تعداد کشته ها را بیش از پانصد نفر ذکر کرده اند که واقعی نبود. برخی منابع نیز آمار زخمی ها را ۱۲۵ نفر ذکر کرده اند.[۱۴] واقعیت امر آن است که کشته شدگان آن روز با تیر ساواکی ها به شهادت رسیدند. عوامل شهربانی کمتر به سوی مردم تیر مستقیم می زدند و اغلب تیر هوایی شلیک می کردند. بعد از ظهر آن روز هم فردی توسط ارتش به شهادت نرسید. با این توضیحات شهادت شش تن در آن روز و هشت تن دیگر در روزهای بعد بر اثر جراحات روز ۲۹ بهمن به واقعیت نزدیک تر است. این نکته نیز درخور ذکر است که آمار دقیق شهدا به دست نیامد. درباره مجروحان حادثه نیز آمار هیأت ویژه رسیدگی به حادثه تبریز ۱۱۸ نفر و آمار منابع دیگر ۵۰۰ نفر بوده است. در روزهای بعد نیز رژیم به دستگیری عوامل تظاهرات اقدام کرد که این آمار بین ۵۰۰ تا ۶۷۷ نفر ذکر شده است. در اینجا نام و مشخصات شهدای قیام ۲۹ بهمن تبریز را می آوریم:

پرویز احسن زاده کلجاهی

۲۷ ساله، متولد تهران، متأهل، دکورساز، مدفون در قبرستان وزیر آباد

بهمن اره چی

۱۸ ساله، متولد تبریز، کارگر ابزار فروشی

محمد تجلّا

۲۲ ساله، متولد اردبیل، دانشجوی سال سوم رشته مهندسی

محمد جبرائیلی

۳۰ ساله، متولد اهر، متأهل، کارگر کبریت سازی، مدفون در قبرستان شتربان

سید حسن جدیدی گلابی

۲۲ ساله، متولد تبریز، کارگر مسافرخانه

جعفر درگاهی

۶۵ ساله، متولد کندرود، متأهل، کشاورز، مدفون در روستای کندرود

محمدباقر رنجبر آذرفام

۲۲ ساله، متولد تبریز، دانشجوی سال چهارم فلسفه، مدفون در قبرستان حجتی

قربانعلی شاکری

۱۹ ساله، متولد تبریز، کارگر قالی بافی، مدفون در قبرستان قم تپه

سعید صالح الوندی

۳۸ ساله، متولد تبریز، متأهل، معمار

اصغر علی زاده شیخ احمدلو

۱۷ ساله، متولد تبریز، قالی باف، مدفون در قبرستان طوبی

ضربعلی فتحی

۱۸ ساله، متولد ورزقان، قالی باف، مدفون در قبرستان حسینی

بالا آقا کشاورزی قازانجانی

۴۸ ساله، متولد روستای قازانچی (هشترود)، کارگر

حبیب نقی نژاد

۱۵ ساله، متولد تبریز، دانش آموز اول راهنمایی، مدفون در قبرستان قم تپه

غلامعلی نجفیان پور

۲۳ ساله، متولد اهر، قالیباف.

قیام مردم تبریز در ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ از آنجا که به نهادهای اصلی رژیم ضربه های سنگینی وارد آورد و از بازتاب خارجی وسیعی برخوردار گشت، تا مدت ها رژیم را به خود مشغول داشت و از سوی دیگر جایگاه شهر تبریز را با توجه به اهمیت تاریخی آن در دیگر فرازهای مبارزاتی ایران شاخص تر نمود.[۱۵] ضربه ای که رژیم شاه از این قیام خورد بسیار مؤثر و غیر منتظره بود و روند حوادث انقلاب را برای رسیدن به پیروزی چندین گام جلوتر برد. به دنبال آن، حوادث دیگری با الهام از قیام ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز صورت گرفت که پیروزی انقلاب را سرعت بخشید. به دنبال این حادثه علما و روحانیون داخل و خارج کشور با بیانیه ها و اعلامیه های متعدد اقدام رژیم را در سرکوبی مردم بی گناه محکوم کردند. امام خمینی نیز در ۸ اسفند ۱۳۵۶ پیامی برای مردم غیور آذربایجان ارسال داشتند که در آن ضمن تقدیر از قیام «مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز» اقدام رژیم را به شدت محکوم کردند.[۱۶]

چند روز پس از قیام ۲۹ بهمن، از سوی محمدرضا پهلوی هیأت ویژه ای برای رسیدگی به حوادث تبریز به سرپرستی ارتشبد شفقت وارد تبریز شد. این هیأت پس از برگزاری جلسات متعدد با ریش سفیدان تبریز و نیز پس از آگاهی از نظریات علما و روحانیان تبریز درباره حادثه بهمن، گزارش ویژه ای تهیه کردند که کامل ترین مطلب تهیه شده توسط رژیم شاه درباره حادثه تبریز است. گزارش مزبور گرچه تمامی حقایق را در خود انعکاس نداده و برخی حقایق را نیز قلب کرده است اما از جهات بسیاری تأمل انگیز است که متن آن در پی می آید:

گزارش نتیجه رسیدگی به حادثه روز ۲۹ /۱۱ /۳۶ شهر تبریز

الف. مسائل و حوادث قبل از روز ۲۹ /۱۱ /۳۶

بعد از حادثه روزهای ۱۸ و ۱۹ سال جاری شهر قم و انتشار اعلامیه شریعتمداری در این زمینه و تعطیل حوزه های علوم دینی فرصت مناسبی به دست طلاب و وعاظ اخلالگر به ویژه طرفداران خمینی داد تا در میان مردم به تحریکات بپردازند. از جمله در شهرهای مختلف آذربایجان شرقی نیز تحت نام نمایندگان آیت الله شریعتمداری (که در این منطقه از نفوذ قابل توجهی برخوردار است) به تبلیغ و تحریک پرداختند. ضمنا تعدادی نوار سخنرانی شریعتمداری مربوط به حادثه قم که در پایان به گریه وی منتهی می شود در بین مردم توزیع شده بود.

گزارش های متعددی از سازمان های اطلاعاتی و انتظامی منطقه مشاهده گردید که مبین توزیع وسیع اعلامیه های تحریک آمیز از جمله اعلامیه شریعتمداری طی یک ماه اخیر بود و نشان می داد که در کنار توزیع گسترده اعلامیه ها، وعاظ و طلاب نیز در منابر به تحریک مردم پرداخته و به این ترتیب به مقیاس قابل ملاحظه ای آمادگی ذهنی در مردم به وجود آمده بود.

از سوی دیگر برخی نارسایی های اداری و اجتماعی در آذربایجان شرقی به خصوص در شهر تبریز (در موقع، مورد اشاره قرار خواهد گرفت) زمینه مناسبی را در گروه هایی از مردم منطقه برای آسیب پذیری ایجاد نمود. لذا سرانجام در ۲۵/ ۱۱/ ۳۶ شریعتمداری و دیگر روحانیون در اعلامیه های نسبتا شدیداللحنی که صادر کردند، اعلام نمودند که روز ۲۹/ ۱۱/ ۳۶ به مناسبت حادثه قم روز عزای عمومی است و حوزه های درس به این مناسبت تعطیل است. انتشار این اعلامیه، همچنین فرصت مغتنم دیگری بود که طی آن عناصر فرصت طلب به بهره برداری در جهت مقاصد خود بپردازند.

بدیهی است در این میان عناصر کمونیست و مارکسیست های اسلامی و دیگر عوامل منحرف و مخرب نیز به فکر افتادند تا از فرصت پیش آمده حداکثر استفاده ممکن را به عمل آورند لذا به تلاش پرداختند.

تعطیل عمومی بازار یکی از بهترین ابزاری بود که می توانست جالب توجه عموم باشد. لذا تعطیل عمومی بازار به شیوه های سنتی مورد توجه واقع و روحانیون تبریز در اعلامیه ای که در تاریخ ۲۶ / ۱۱ /۳۶ منتشر کردند، ضمن [اعلام] روز ۲۹/ ۱۱/ ۳۶ به عنوان روز چهلم کشته شدگان حادثه قم تأکید نمودند که اهالی با تعطیل مغازه ها و دکان ها در بازار و خیابان ها، در مسجد حاج میرزا یوسف مجتهد، واقع در بازار تبری

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *