تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل حمایت از مقاومت در سیاست خارجی کشورهای شمال آفریقا و مولفه های موثر بر آن یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل حمایت از مقاومت در سیاست خارجی کشورهای شمال آفریقا و مولفه های موثر بر آن شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل حمایت از مقاومت در سیاست خارجی کشورهای شمال آفریقا و مولفه های موثر بر آن را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل حمایت از مقاومت در سیاست خارجی کشورهای شمال آفریقا و مولفه های موثر بر آن با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل حمایت از مقاومت در سیاست خارجی کشورهای شمال آفریقا و مولفه های موثر بر آن بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل حمایت از مقاومت در سیاست خارجی کشورهای شمال آفریقا و مولفه های موثر بر آن با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حمایت از مقاومت در سیاست خارجی کشورهای شمال آفریقا و مولفه های موثر بر آن وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل حمایت از مقاومت در سیاست خارجی کشورهای شمال آفریقا و مولفه های موثر بر آن با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل حمایت از مقاومت در سیاست خارجی کشورهای شمال آفریقا و مولفه های موثر بر آن مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حمایت از مقاومت در سیاست خارجی کشورهای شمال آفریقا و مولفه های موثر بر آن :

مقدمه

هر چند منطقه شمال آفریقا از نظر جغرافیایی از منطقه خاورمیانه جدا افـتاده اسـت و جـزیی از قاره آفریقا به شمار می آید، اما وجود دیـن اسـلام، مسئله فلسطین و عربیت، پیوندهای نزدیکی میان این منطقه و خاورمیانه ایجاد کرده و باعث شده است از کل این مجموعه با عـنوان «خـاورمیانه و شـمال آفریقا» نام برده شود. کشورهای شمال آفریقا شامل مصر، سـودان، لیبی، تونس، الجزایر و مراکش می شود.

مسئله حمایت از محور مقاومت به ویژه گروه های مقاومت فلسطینی در برابر رژیم صهیونیستی، یکی از اسـاسی ترین مـسائل مـورد توجه جوامع این کشورها بوده است. بسیاری از این کشورها نه تـنها از گـروه های مقاومت در عرصه های سیاسی و دیپلماتیک حمایت کرده اند بلکه به صورت عملی نیز پذیرای گروه های مقاومت فلسطینی در خـاک خـود بـوده و تا حد امکان از حمایت های مالی و دفاعی از این گروه ها نیز دریغ ننموده اند. سـودان، یـکی از ایـن کشورها می باشد که تا سال ۲۰۱۶ همواره در این مسیر قدم برمی داشت و هزینه های زیادی نیز بـابت ایـن مـسئله پرداخت نموده است. با اینکه سودان، ظرفیت های اجتماعی و سیاسی مناسبی در حمایت از مقاومت داشته و دارد امـا مـوانع و پس رانهای نیز وجود دارد که باعث شده است تا کشوری مثل سودان از این مسیر دور شـود. در مـقابل، الجـزایر به رغم فشارهای موجود بر این کشور، همواره تلاش نموده است سیاست نسبتاً مـستقلی از کـشورهای عرب سازشگر منطقه داشته باشد و این مسئله را در سیاست های اتخاذی خود در قبال تحولات مـنطقه نـشان داده اسـت.

با توجه به پیشگام بودن جمهوری اسلامی در مسئله محور مقاومت و اهمیت توجه به کشورهایی کـه هـمواره حامی مقاومت بوده اند، بررسی سیاست خارجی کشورهای شمال آفریقا در قبال مسئله مـقاومت و مـؤلفه های مـؤثر بر استمرار یا تغییر رویکرد آنها در حمایت از گروه ها و کشورهای محور مقاومت، ضرورت و اهمیت توجه بـه ایـن مـسئله را دوچندان کرده است.

۱. مفهوم شناسی مقاومت

موضوع مقاومت، جبهه و محور مقاومت، واژه هایی هـستند کـه برداشت های وسیعی می توان از آن داشت. در وهله اول، وقتی از جبهه مقاومت سخن به میان می آید، گزاره واحدی در ذهن ایـجاد نـمی شود. جبهه مقاومت می تواند سطوح مختلف کنشگری را درون خود داشته باشد. سطح اول و بـالاترین سـطح، «عضویت در جبهه مقاومت» است که کنشگری جـمهوری اسـلامی ایـران در این سطح قابل تعریف است. سطح دوم بـه «حـمایت از جبهه مقاومت» اختصاص دارد که می تواند به صورت حمایت معنوی، سیاسی یا رسانه ای باشد. سـومین سـطح، «روابط سیاسی نزدیک با جـبهه مـقاومت چه از لحـاظ حـکومتی و چـه از لحاظ جمعیتی و اجتماعی » است. سطح چـهارم، «رد مـشروعیت رژیم صهیونیستی» است. پنجمین و پایین ترین سطح کنشگری در جبهه مقاومت، «مخالفت سیاسی بـا رژیـم صهیونیستی و نداشتن رابطه با این رژیـم جعلی» است.

سطوح کـنشگری در جـبهه مقاومت

علاوه بر سطوح مـتفاوت کـنشگری در جبهه مقاومت، شاخص های جبهه مقاومت نیز باید مشخص شود؛ شاخص هایی که سبب مـی شود تـا کشورها را در زمره حامیان یا اعـضای مـحور (جـبهه) مقاومت تلقی کـنیم. در ایـن زمینه، می توان به شـاخص هایی چـون اسلام خواهی و انقلابی گری، ضداستکبار بودن، ضد صهیونیسم، ضدارتجاع بودن، دفاع از فلسطینی ها و آزادی سرزمین فلسطین، مخالفت بـا گـروه های تکفیری و دفاع از جریان هایی مانند حزب الله و. .. اشـاره کـرد. این شـاخص ها در هـر دو سـطح رسمی و حکومت ها و حوزه اجـتماعی و ملت ها قابل بررسی است. (مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور، ۱۳۹۵) با توجه به این شاخص ها می توان بـرخی از کـشورها همچون الجزایر را به دلیل برخورداری از سطحی از کـنش گری و داشـتن بـرخی شـاخص های مـطرح شده، در زمره حـامیان مـقاومت برشمرد. شاخص هایی که سودان نیز از آن در حوزه های اجتماعی و سیاسی برخوردار بود اما طی سال های اخیر، به دلیـل چـالش هایی کـه سودان با آن مواجه است، کمرنگ شده اسـت.

۲. سـیاست خـارجی سـودان در قـبال گـروه ها و کشورهای محور مقاومت

سودان، یکی از کشورهای حامی مقاومت طی دو دهه اخیر بوده است. سودان علاوه بر حمایت از گروه های مقاومت فلسطینی، با جمهوری اسلامی ایران نیز به عـنوان مهم ترین کشور عضو محور مقاومت، رابطه داشته است، اما طی سال های اخیر ناگزیر شد تا همراهی با سیاست های عربستان را بر استمرار حمایت از گروه های مقاومت و رابطه با جمهوری اسلامی ایران ترجیح دهـد.

۱ـ۲. سـیاست خارجی سودان در قبال گروه های مقاومت فلسطینی

توجه به مسئله فلسطین از جمله مسائل مورد توجه در سیاست خارجی سودان به شمار می رود. این کشور از جمله کشورهای شرکت کننده در جنگ ۱۹۶۷ اعراب و اسرائیل بـرای شـکست اسرائیل و جلوگیری از اشغال سرزمین های فلسطینی بود. هرچند سودانِ دوران سرهنگ نمیری که با کودتای سال ۱۹۶۹ روی کار آمده بود، حامی قرارداد کمپ دیوید شد، امـا پس از دوران نـمیری و در دوران کودتای یک ساله سـوار الذهـب، سپس دولت احمد میرغنی و نخست وزیری صادق المهدی و سپس قدرت گیری ژنرال عمر البشیر، به عنوان مدافع آرمان فلسطین به ایفای نقش پرداخت.

برجسته ترین مواضع سیاست خارجی سـودان در قـبال مسئله فلسطین در دوران حکومت عـمرالبشیر نـمود می یابد. کودتای ۱۵ نفر از نظامیان ارتش سودان به رهبری عمر حسن احمد البشیر در ۳۰ ژوئن ۱۹۸۹ علیه دولت صادق المهدی، سیاست خارجی سودان را دگرگون کرد. فاصله گرفتن سودان از متحدان سنتی غربی در این زمان آغاز شـد و بـسیاری از کشورهای عربی از جمله مصر، لیبی، عربستان و جمهوری یمن، بی درنگ حکومت نظامیان را به عنوان دولت مشروع سودان به رسمیت شناختند.

نخستین نمود فاصله گرفتن سودان از متحدان سنتی غربی، به طور طـبیعی در روابـط سودان و رژیـم صهیونیستی آشکار شد. عمرالبشیر، سیاستمدار نظامی که خود را نزدیک به اسلام گرایان اخوانی معرفی می کرد، کشوری به نـام اسرائیل را به رسمیت نمی شناخت. البشیر در سال دوم و سوم قدرت گیری و با همکاری و حـمایت حـسن التـرابی، رهبر اخوان المسلمین سودان، سلسله کنفرانس هایی را با دعوت از رهبران جنبش های جهادی فلسطین از جمله حماس و جنبش جهاد اسلامی و مـقاومت لبـنان برگزار کرد. (Sudan – Foreign Relations, 2014)

در سند معرفی سیاست خارجی سودان که در وب سایت وزارت امور خارجه جـمهوری سـودان مـنتشر شده است، در کنار توجه به اهداف و چشم انداز سیاست خارجی سودان، بر این موضوع تأکید شـده است که سودان، قاطعانه از حل مسائل جهان عرب حمایت می کند و حل این مـسائل، تنها در چارچوب حل مـسئله فـلسطین صورت خواهد گرفت. همچنین در ادامه این سند گفته شده است در دوره ای که سودان، ریاست اتحادیه عرب را برعهده داشت، فعالانه در جهت حل مسائل داخلی کشورهای عربی از جمله اختلافات گروه های فلسطینی و همچنین لبـنانی تلاش می کرد.

مهم ترین و عمده ترین پیوند سیاسی دولت البشیر، پیوند با جنبش مقاومت اسلامی (حماس ) در نوار غزه بوده است. این پیوند، تنها براساس رویکردها و جهت گیری های حماس نسبت به مسئله فلسطین و مقاومت نبوده، بـلکه آن چـه نزدیکی و اتحاد دولت البشیر را با حماس در مقایسه با دیگر جنبش ها و احزاب فلسطینی رقم زده است فراتر از مواضع سیاسی و ریشه در گرایش های اخوانی مشترک هر دو طرف نیز داشته است. حرکت مقاومت اسلامی فلسطین (حـماس )، بـه عنوان حزب سیاسی اخوان المسلمین در فلسطین و «حزب کنگره ملی»، حزب مسلط سودان به رهبری عمر البشیر، نماینده سازمان اخوان المسلمین در سودان شناخته می شوند. (Muslih, 2017:33) به قدرت رسیدن البشیر در سال ۱۹۸۹، دو سال پس از تأسیس حـماس در نـوار غزه بوده است. در سال ۱۹۸۷، حماس به رهبری مؤسسان اولیه خود شیخ احمد یاسین، عادل عزیز الرنتیسی و محمود الزهار اعلام موجودیت کرده بود.

با وجود رویکرد اولیه البشیر به حـماس در ۱۹۸۹ تـا ۲۰۰۰، وی نـگاهی فراگیر و همه شمول به جـریان های فـلسطینی را دنـبال می کرد. (State Dept , 2016 ) این موضوع به دلیل نفوذ و جایگاه برجسته ای بود که حسن الترابی، از چهره های اخوانی سودان و رهبر معنوی دولت البشیر به مسئله فـلسطین داشـت. حـسن الترابی، به عنوان شخصی با نفوذ دولت البـشیر و از اعـضای فعال و برجسته اخوان المسلمین سودان، بیش از آن که حمایت های خود را متوجه تنها گروه های مشخصی از فلسطین نماید، سعی در حمایت از گروه های متنوعی از فـلسطینی ها داشـت. حـسن الترابی، به دنبال تبدیل سودان به مرکز یک دولت فرامرزی اسـلامی بود و با همه فعالان گروه های اسلامی اعم از تندرو و میانه رو رابطه داشت. روابط دولت البشیر با حماس در زمان قدرت التـرابی، مـحکم و قـوی بود ولی با کنار رفتن حسن الترابی، البشیر روابط خود را بیش از پیـش بـا حماس متمرکز کرد.

تا پیش از تغییر سیاست خارجی سودان نسبت به جریان های مقاومت در منطقه، جنبش جـهاد اسـلامی فـلسطین، اولویت بعدی دولت البشیر برای حمایت از جریان های مقاومت فلسطینی بود. جهاد اسلامی نـیز بـه مـانند حماس، مرکز نمایندگی و دفتر رسمی در خارطوم داشت. رهبران و اعضای جنبش جهاد اسلامی با مـقامات دولتـ البـشیر به راحتی صورت می گرفت و اعضای جهاد اسلامی بارها حمایت سودان را از مسئله فلسطین ستوده بـودند. (عـمویی، ۱۳۹۵ )

روابط دولت البشیر با تشکیلات خودگردان نیز در زمان پشتیبانی سودان از جریان های مقاومت حماس و جـهاد اسـلامی، گـرم و نزدیک ارزیابی می شد. اعلام حکم بازداشت عمر البشیر توسط دادگاه بین المللی لاهه، واکنش تـند هـمه گروه های فلسطینی را به همراه داشت. محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان در کمتر از یک مـاه پس از اعـلام ایـن حکم و در جریان کنفرانس سران عرب در دوحه قطر اعلام کرد: «ما باید تصمیم قاطعی را علیه حـکم دادگـاه بین المللی درباره برادرمان، عمرالبشیر، رئیس جمهور سودان اتخاذ کنیم.» (Peretz, 2009) در اثنای برگزاری اجلاس سـران اتـحادیه عـرب در دوحه قطر که ریاست آن را تشکیلات خودگردان فلسطین برعهده داشت، فلسطین پیشنهاد کرد همه اعـضای اتـحادیه عـرب در واکنش به اعلام حکم تحت تعقیب بودن رئیس جمهور سودان به صورت دسـته جـمعی از دادگاه بین المللی خارج شوند که با وجود استقبال اولیه، اما تا کنون هیچ گاه عملی نشده اسـت. (Herzberg, 2010) در مـجموع، دولت عمرالبشیر تا سال ۲۰۱۶، مواضع بسیار روشنی در قبال گروه های مقاومت فلسطینی داشت و در عـرصه های مـختلف از این گروه ها پشتیبانی می کرد.

با توجه جـایگاه مـحوری ایـران در حمایت از کشورها و گروه های مقاومت، حکومت سودان نـیز هـمکاری خوبی با جمهوری اسلامی در زمینه های یادشده داشت به طوری که سودان در زمره کـشورهای حـامی مقاومت به شمار می رفت. امـا از ۲۰۱۶، شـاهد تغییراتی در سـیاست خـارجی سـودان نسبت به جمهوری اسلامی ایران بـوده ایم. مـاهیت این تغییرات، بیانگر کاهش حمایت سودان از گروه ها و کشورهای محور مقاومت بوده اسـت.

۲ـ۲. تـغییر رویکرد سیاست خارجی سودان نسبت بـه گروه های مقاومت

به رغـم روابـط مستحکم و دیرینه سودان با گـروه های مـقاومت فلسطینی، نخستین نشانه های تغییر در رویکردهای سیاست خارجی سودان را می توان در جریان سفر عمرالبشیر بـه امـارات متحده عربی در اوایل سال ۲۰۱۵ و پس از آن دنـبال کـرد. امـارات از سرسخت ترین مخالفان جـنبش های اخـوانی به شمار می رود و سـفر عـمرالبشیر به عنوان قدیمی ترین دولت اخوانی منطقه به امارات در نگاه های نخست به عنوان تغییر تاکتیکی در رویـکردهای سـودان تعبیر شد. اعلام مواضع متناقض بـا گـذشته از سوی مـقامات سـودانی، نـشان از تغییرات جدید استراتژیک در سـیاست خارجی سودان داشت. عمر البشیر در جریان این سفر و در پاسخ به سؤالی در مورد سفر به کـشوری کـه اخوان المسلمین را یک گروه تروریستی معرفی مـی کند، گـفت: «هـر کـشوری بـرای تأمین امنیت و ثـبات خـود ممکن است اقداماتی را انجام دهد.» همزمان با سفر عمرالبشیر به امارات، ابوظبی اعلام کرد که ۹۰۰ مـلیون دلاری را بـرای سـاخت دو سد در سودان سرمایه گذاری می کند. (The New Arab, 2015)

عمر البشیر کـمتر از سـه مـاه پس از سـفر بـه امـارات، سفر رسمی خود را به ریاض، پایتخت مخالف سنتی خود آغاز کرد. این سفر، شکی برای کارشناسان باقی نگذاشت که سودان در حال گذار به مراحل جدیدی در سیاست خارجی خـود می باشد. با این حال، سودان از مدت ها پیش از این سفرها و علنی کردن تغییرات در رویکردهای سیاست خارجی خود، تردیدش را در ارتباط با حمایت از جریان های مقاومت اعلام کرده بود. علی کرتی، وزیر امور خـارجه سـودان پیشتر اعلام کرده بود که کشورش مجبور است میان ایران و دولت های خلیج فارس، یکی را انتخاب کند. پس از این سخنان، دفتر فرهنگی ایران در خارطوم در سپتامبر ۲۰۱۴ تعطیل و گرایش سودان به فاصله گـرفتن از ایـران به عنوان اصلی ترین حامی جریان های مقاومت، آشکار شد. بلافاصله پس از تعطیلی دفتر فرهنگی ایران در خارطوم، دولت های عربی خلیج فارس، آمادگی خود را برای سرمایه گذاری در سـودان و هـمچنین رفع ممنوعیت های مبادلات بانکی اعـلام کـردند. (Sudan ’s foreign policy,2015)

اگرچه در بعد داخلی، مخالفت با رژیم صهیونیستی و به رسمیت نشناختن آن و نیز تأکید بر حقوق مردم فلسطین از گذشته در سودان انجام شده و می شود، اما سودانی ها از چند سـال قـبل، ناچار شدند تعدیل های قـابل مـلاحظه ای را در بعد خارجی (از جمله درباره فلسطین) و برای کاهش تنش بین خود و کشورهای عربی، امریکا و اروپا انجام دهند. عمر البشیر به صراحت گفت: «ما در روند صلح خاورمیانه و در موضوع فلسطین، خارج از چارچوب تصمیمات اتـحادیه عـرب عمل نخواهیم کرد.» (عمویی، ۱۳۹۵)

براساس اسنادی که ویکی لیکس منتشر کرده است، فاصله گیری سودان از گروه های مقاومت فلسطینی مشهود است. براساس متن یکی از اسناد، عربستان سعودی با اعلام حمایت کامل خود از سـودان در نـزاع مرزی ایـن کشور با مصر، کمک های اقتصادی و سیاسی ریاض به سودان را وعده داده و از طرف مقابل، خارطوم ضمانت هماهنگی کامل دربـاره سیاست های مربوط به گروه های مقاومت فلسطینی را به عربستان داده است. (ویکیلیکس، ۱۳۹۴ )

۳ـ۲. تـغییر رویـکرد سـودان در قبال جمهوری اسلامی ایران

مهم ترین مصداق تغییر رویکرد سیاست خارجی سودان در قبال محور مقاومت را باید در قطع روابـط آن بـا جمهوری اسلامی و همراهی کردن با نقطه مقابل محور مقاومت یعنی محور سازش بـه رهـبری عـربستان سعودی دید. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و استقرار حکومت جمهوری اسلامی، ایران سیاست خارجی خود را مستقل و خـارج از راهبردها و رویکردهای بلوک شرق و غرب، تعریف و دنبال کرد و در این راستا همکاری و مشارکت بـا حکومت های منطقه به مـنظور ایجـاد ترتیبات سیاسی و امنیتی جدید را در اولویت سیاست خارجی خود قرار داد. جمهوری اسلامی ایران در راستای حمایت از جنبش های اسلامی و حمایت از مستضعفان جهان (اصل سوم قانون اساسی )، طرفدار پیاده سازی الگوی دولت اسلام گرا در کشورهای مستعد منطقه بـود. از این رو اعلام شناسایی و حمایت از به قدرت رسیدن حکومت اسلام گرای جبهه قومی اسلامی سودان در سال ۱۹۸۹ (که در ادامه به حزب کنگره ملی تغییر نام یافت) را می توان به عنوان یکی از مصادیق بارز رویکرد جـدید جـمهوری اسلامی دانست.

اتخاذ مواضع ضد اسرائیلی از سوی دولت سودان، حاکم شدن یک الگوی اسلامی در سودان و تلاش جمهوری اسلامی برای گسترش این مدل حکومتی در شمال و شرق آفریقا، در کنار شباهت نسبی موضع دو کـشور در قـبال تحولات منطقه، باعث شده بود که جمهوری اسلامی احساس همسویی بیشتری با کشور سودان داشته باشد و در معادلات سیاست خارجی خود، اولویت بالایی برای سودان قائل باشد. (Sudan – Iran Relations, 2014)

گسترش روابط دفـاعی ـ امـنیتی، سیاسی، فرهنگی و. .. ایران و سودان، موجب نگرانی برخی کشورهای عربی منطقه و رژیم صهیونیستی شد. این روابط نزدیک، بیشتر به خاطر مواضع مشترکی بود که در مواردی همچون مسئله فلسطین و نقش اشـغال گری رژیـم صـهیونیستی وجود داشت. با وجود این روابـط گـسترده، دولت سـودان با تعطیلی تمام مراکز فرهنگی ایران در خارطوم و سایر استان ها در شهریورماه ۱۳۹۳، شوک بزرگی به محافل سیاسی وارد کرد. روابط ایران و سودان به دلیل حـمایت خـارطوم از سـیاست های عربستان در سال ۱۳۹۴ به طور کامل قطع شد. (Sudan severs …,۲۰۱۶) بـرخی، دلیل اعـلامی سودان را پذیرفته و آن را نشانه خروج سودان از جبهه مقاومت و مخالفت با ایران دانستند. سودان از آن زمان تاکنون، سیاست خارجی خود را در جهت دور شـدن از مـحور مـقاومت و نزدیکی هرچه بیشتر به محور سازش و در رأس آنها عربستان سعودی تـعریف کرده است.

این اقدام سودان، سؤالاتی را در ذهن تحلیل گران پدید آورده که چه مؤلفه یا عواملی در تغییر این رویکرد سیاست خارجی سـودان نـقش اصـلی را بازی کرده است؟

۴ـ۲. عوامل مؤثر بر تغییر رویکرد سیاست خارجی سودان در قـبال گـروه ها و محور مقاومت

وجود فرهنگ عمیق ضد صهیونیستی در میان مردم سودان، اشتراکات ایدئولوژیک و فکری رهبران سودان بـا بـرخی از گـروه های مقاومت در فلسطین، نگاه ضد غربی مردم و بسیاری از مقامات سودانی، وجود فرهنگ تـصوف و نـزدیکی آن بـا تشیع و ضدیت با وهابیت از جمله پیش رانهای مؤثر بر حمایت سودان از گروه ها و محور مقاومت طـی دو دهـه گـذشته بوده است. به رغم این ظرفیت ها، شاهد تغییر رویکرد سودان نسبت به گروه ها و کـشورهای عـضو مقاومت در سال های اخیر می باشیم. اگرچه عواملی چون تلاش برای رهایی از بحران های موجود در ایـن کـشور از جـمله بحران دارفور، فرار از اتهام حمایت از تروریسم و عبور از شرایط آشوب زده منطقه بعد از تحولات جهان عـرب (۲۰۱۱) در این تـغییر رویکرد دخیل می باشند، اما عوامل اقتصادی به عنوان عوامل زیربنایی این موضوع، حـایز اهـمیت بـیشتری است.

یکی از مهم ترین چالش های سودان، چالش اقتصادی است که دولت را در تنگنا قرار داده است. جنگ های داخلی، ویـژگی های بـد آب و هوایی، پایین بودن ارزش کالاهای تولیدی در بازار جهانی و سیاست های نادرست اقتصادی از عـمده دلایـل ضـعف اقتصاد سودان به شمار می رود. تولید ناخالص داخلی سودان بعد از جدایی جنوب، به ۵۸ میلیارد دلار کـاهش یافـته اسـت. نیروی کار این کشور، هفت میلیون و ۴۱۵ هزار نفر است. ۷/۲۱ درصد از جمعیت در سـن کـار این کشور بیکار هستند و بیش از ۴۰ درصد از مردم آن زیر خط فقر هستند. (Factbook, 2016) از لحاظ منابع و امکانات کشاورزی نـیز سـودان در موقعیت مساعدی به لحاظ اقلیمی قرار ندارد.

سودان که ۲۲ سال درگیر جـنگ بـا گروه های شورشی بود، پس از جداشدن جنوب سودان، حـدود ۷۵ درصـد درآمـد نفتی خود را از دست داد و این مسئله فشار زیـادی بـر اقتصاد سودان وارد آورد. (البنک الدولی ینصح السودان، ۲۰۱۶) علاوه بر این، بخشی از درآمدی که سودان از طـریق دریـافت عوارض انتقال نفت جنوب از ایـن کـشور دریافت مـی کرد نـیز بـه دلیل آشوب های داخلی سودان جنوبی از دسـت رفـت.

علاوه بر مشکلات ساختاری داخلی، سودان طی دو دهه گذشته از جانب آمریکا و هـم پیمانان آن نـیز تحت فشار و انزوای سیاسی و تحریم قـرار داشته است. نزدیکی دولت البـشیر بـه جریان های ضد صهیونیستی و ضد اسـرائیلی در دهـه ۱۹۹۰ باعث شد تا ایالات متحده از سال ۱۹۹۳، دولت البشیر را در فهرست دولت های حامی تروریست قرار دهـد و از سـال ۱۹۹۷ نیز نخستین تحریم های بین المللی خـود را عـلیه دولت البـشیر اعمال کند. تـحولات پس از حـوادث ۱۱ سپتامبر و حضور بن لادن در سـودان در سـال های قبل از ۲۰۰۰ باعث شد تا توجه و تمرکز آمریکا بر این کشور بیشتر شود و نسبت به تـحولاتی که در این کشـور اتفاق افتاد بی تفاوت نباشد. (US Sanctions, 2016)

فتنه انگیزی آمـریکا و اسـرائیل به مـدت ۲۰ سـال بـین جنوب و شمال سودان مـوجب شد تا «توافقنامه نیفاشا» میان آنان امضا شود که براساس آن، سودان جنوبی در ۲۰۱۱ از سودان جدا شد. جـنوب سـودان، منطقه ای است که ثروت های مهم نـفتی را در خـود دارد. پس از امـضای تـوافق نامه صـلح جنوب، «بحران دارفـور» شـکل گرفت و آمریکا به همراه فرانسه و شمار دیگری از کشورهای غربی تلاش کردند با ادعای اقدام دولت عمر البـشیر در کشـتار دسـته جمعی برخی از گروه های درگیر در دارفور، جامعه بینالمللی را بـر ضـد دولت سـودان بـرانگیزانند. (بـررسی تـحولات، چالش ها و…، ۱۳۹۳: ۲۵ -۱۸)

سودان در مقابل این فشارها، تلاش مستمری را برای عادی سازی روابط خود با ایالات متحده دنبال کرد. این تلاش ها با هدف رفع تحریم هایی بود که ایالات متحده عـلیه این کشور اعمال کرده بود. با وجود تغییر دولت ها در آمریکا، همچنان این تحریم ها تداوم داشته است. تلاش سودان برای نزدیکی به آمریکا در جریان اعلام آمادگی سودان برای همکاری با ایـالات مـتحده، خود را در جنگ با تروریسم به خوبی نشان داد. (خبرگزاری فارس، ۲۶/۱۰/۱۳۹۵) اما این تلاش ها تا اواخر روزهای ریاست جمهوری اوباما منجر به رفع تحریم های ایالات متحده علیه سودان نشد (تابناک،۱۳۹۵) و اقتصاد سـودان آسـیب پذیرتر از گذشته شد.

در کنار فشارهای آمریکا و غرب، فشار کشورهای عربی و در رأس آنها عربستان به عنوان رقیب منطقه ای ایران و نماینده پیشبرد سیاست های آمریکا در جهان عرب، تـأثیر زیـادی در تغییر رویکرد سودان در سیاست خـارجی داشـت. عربستان سعودی از بازیگران مهم منطقه ای است که از نفوذ فراوانی در بسیاری از کشورهای آفریقایی برخوردار است. حجم سرمایه گذاری های کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در سودان، بیش از ۵۰ درصـد از سـرمایه گذاری های خارجی در این کشور را تشکیل مـی دهد. حـوزه کشاورزی و معادن، مهم ترین بخش هایی است که سعودی ها در آن سرمایه گذاری کرده اند. عربستان همچنین یکی از اصلی ترین کشورهایی است که در صندوق عربی، نقش حامی سودان را ایفا کرده و از طلبکاران عمده سودان می باشد. (الخلیج یتجه إلی السودان، ۲۰۱۶) از دیگر دلایل اثرگذار عـربستان بـر اقتصاد سودان، وجود نیروی کار مهاجر سودان در این کشور است. (السعودیه.. سودانیون خائفون من الترحیل، ۲۰۱۳). عربستان سعودی علاوه بر سرمایه گذاری، سرمایه هایی را نیز در قالب مساعدت به سودان ارسال می کند که از طریق آنها بـه نـفوذ خود در ایـن کشور می افزاید زیرا این مساعدت ها باعث گسترش و تعمیق روابط سازمان ها و نهادها و عناصر کشور کمک کننده با سازمان ها و نهادهای دولتـی و غیردولتی کشور دریافت کننده می شود. عربستان در طول سالیان، از طریق سازمان های خود بـه ویژه «صـلیب سـرخ سعودی»، با به کارگیری مؤسسات و نهادهای فرهنگی و عمرانی آن کشور، هماهنگ با سفارت عربستان و آژانس های محلی مرتبط، از حـضور گـسترده ای در سودان برخوردار شده است. چنین حضوری، این توان را به سازمان ها و نهادهای سعودی دادهـ اسـت کـه بتوانند روابط عمیقی را در بخش های حکومتی و مردمی به ویژه در بخش های دینی و فرهنگی سازماندهی کنند.

عربستان و صهیونیست ها دریافـته بودند که به رغم مواضع ضد صهیونیستی و حمایت از گروه های مقاومت در کشور سودان، ظـرفیت های عملی این کشور در ایـن عـرصه، محدود و آسیب پذیر است و می تواند پایه های ارتباطی گروه های مقاومت فلسطینی و جمهوری اسلامی با سودان را تضعیف کند. عربستان با این نگاه، بدون ایجاد حساسیت و با ورود به زیرساخت ها روی رفتار داخلی و خارجی سودان تأثیرگذار بـود. آثار این اقدامات را در سال های اخیر می توان در تحرکات عربستان در سودان پیگیری کرد. مهم ترین مشکل سودان، مشکلات اقتصادی بوده است. عربستان از همان ابتدا تلاش کرد از نقاط ضعف اقتصادی سودان استفاده کند بنابراین به تدریج در قالب طـرح های مـختلف و سرمایه گذاری های محدود از جمله در حوزه کشاورزی و دام وارد سودان شد و حتی یکی از خریداران و مشتریان دائمی دام های سودان در ایام حج شد. به این ترتیب، وابستگی های اقتصادی سودان به عربستان به تدریج ایجاد شد. حجم سرمایه گذاری خارجی عـربستان در سـودان بیش از ۱۳ میلیارد دلار است و به گفته «احمد شاور»، دبیر کل دفتر سرمایه گذاری سودان، عربستان اکنون شریک اول تجاری کشور می باشد. (اسدی، ۱۳۹۳)

عربستان، همسنگ با فعالیت های اقتصادی و سرمایه گذاری در سودان، نسبت به تـوسعه نـفوذ و حضور فرهنگی خود نیز اقدام کرده است. تا ۱۰ سال پیش، تفکر سلفی وهابی و تکفیری در سودان مجال عرض اندام نمی یافت و فعالیت های آنان در جامعه سودان، نمود آشکار و علنی نداشت. اما امروزه از قِبَل حـمایت های بـی دریغ سـفارت و نهادهای عربستان توانسته است حـضور خـود را در سـطح وسیعی در فضای فرهنگی سودان تحمیل کند. عربستان به همان نسبتی که در حوزه اقتصادی سودان وارد شد، به همان نسبت در حوزه فرهنگی در سودان فـرصت ایجـاد کرد. امـروزه، حضور فرهنگی عربستان و وهابیت و تفکر تکفیری در سودان نـهادمند شـده است و مراکز متعددی در سودان توسط دلارهای عربستان تأسیس شده است. ساخت مساجد و مراکز فرهنگی و آموزشی به دست عربستان بـه ویژه در خـارطوم و تـربیت ائمه جمعه و جماعات و مبلغ و به کارگماشتن آنها در این مراکز، تطمیع افـراد رسانه ای، تسلط فکری بر بعضی مطبوعات از طریق کمک مادی به آنها و نظایر آن، نتیجه ذاتی تحرکات اقتصادی عربستان در اینـ کشـور بـوده است. لذا به رغم برخورداری جامعه سودان از ساختار های ریشه دار طرق صوفیه، امـا در طـول یک دهه اخیر، بسترها و زمینه های اولیه برای شکل گیری جبهه فرهنگی و فکری مخالف و مغایر با بافت و بنیادهای اجـتماعی و فـرهنگی جـامعه سودان فراهم شده است.

عربستان با ورود و سوار شدن بر امواج نیازمندی های اقـتصادی سـودان، هـمزمان تلاش متبحرانه ای برای کاشتن بذرهای فکری و فرهنگی و انحرافی و سرمایه گذاری قابل ملاحظه برای رشد و بـه بـار نـشاندن فعالیت ها در این عرصه داشته است. با توجه به وابستگی اقتصادی سودان به کمک های خارجی بـه ویژه کـمک های عربستان و نفوذ فرهنگی این کشور طی سال های اخیر در سودان، عربستان سعودی در مارس ، تـعاملات بـانکی خـود را با سودان قطع کرد تا درصد از درآمد بانکی سودان از این راه کاهش یابد. برخی کـارشناسان، ایـن اقدام ریاض را به عنوان تنبیهی علیه سودان تفسیر کردند تا آن را از ایران دور سازد. عـربستان بـا درک چـنین نقاط ضعفی در سودان، به حدی در روابط خود با این کشور موضع تندی اتخاذ کرد کـه وقـتی عمر البشیر تصمیم داشت تا برای شرکت در مراسم تحلیف دکتر روحانی بـه تـهران بـیاید، به هواپیمای او اجازه عبور از آسمان کشورش را نداد و او نتوانست در تهران حاضر شود. بعد از اینکه سودان تـحت فـشارهای عـربستان و نیازهای اقتصادی به این کشور، مراکز فرهنگی ایران در سودان را بست، ملک عـبدالله پادشـاه سعودی، دستور گسترش روابط اقتصادی عربستان را با سودان صادر کرد.

ضعف ساختاری اقتصاد سودان، وابستگی شـدید ایـن اقتصاد به کمک های مالی خارجی به ویژه عربستان و فشار تحریم های غرب و عـرب عـلیه سودان، شرایط بحرانی را برای اقتصاد سودان رقـم زد کـه دولت را مـواجه با آشوب های داخلی کرد به طوری کـه دولت البـشیر را تا مرز ورشکستگی کامل سیاسی و اقتصادی پیش برد و عمر البشیر را بیش از پیش، مـتوجه دریـافت کمک های خارجی از عربستان؛ رقیب مـنطقه ای ایـران و راس مـحور سـازش کـرد. مجموع این شرایط که همزمان بـا اعـلام نیاز عربستان سعودی به اعزام نیروی زمینی در تهاجم به یمن در آوریل ۲۰۱۵ بـود، سـودان را ترغیب به دریافت کمک های مالی از عـربستان سعودی در ازای اعزام نیرو بـه جـبهه تهاجم یه یمن کرد. (Guardian Africa network, 2016)

نـزدیکی بـه عربستان سعودی به همان میزان که سودان را از ایران دور کرده، شرایط برقراری رابطه سـودان را بـا رژیم صهیونیستی و غرب مهیا سـاخته اسـت زیرا آمـریکا شرط گسترش روابـط بـا سودان و برداشتن کامل تـحریم های سـودان را شناسایی رژیم صهیونیستی از طرف سودان اعلام کرده است. عربستان، حلقه واسط بین سودان بـا رژیـم صهیونیستی و آمریکا می باشد. طی روزهای آخـر ریـاست جمهوری اوباما اعـلام شـد کـه برخی از تحریم های آمریکا عـلیه سودان برداشته شده است. بلافاصله بعد از این اتفاق، مقامات سودانی از نقش عربستان برای کاهش تـحریم ها عـلیه سودان تشکر کردند. (خبرگزاری فارس، ۲۵/۱۰/۹۵)

عـربستان و غـرب بـا ایـن شـیوه رفتاری با سـودان، درصـدد ارایه الگویی برای سایر کشورهای جهان اسلام و حامی مقاومت هستند؛ الگویی که نشان می دهد کشوری که حـامی گـروه های مـقاومت فلسطینی و محور مقاومت باشد، با انبوهی از فـشارهای اقـتصادی روبـه رو خـواهد شـد و بـالعکس، کشوری که از گروه های مقاومت فلسطینی فاصله گیرد یا مواضع آن در چارچوب سیاست های عربستان در منطقه باشد و از جمهوری اسلامی به عنوان رقیب منطقه ای عربستان و مهم ترین کشور محور مقاومت دور شـود، ضمن اینکه از مشوق های غرب برخوردار خواهد شد، از دلارهای کشورهای مرتجع عربی نیز بهره خواهد برد. (خبرگزاری فارس، ۱/۱۱/۹۵ ) بر این اساس، اعلام غیررسمی امکان عادی سازی رابطه سودان و رژیم صهیونیستی هم نـشان از تـلاش سودان برای حل چالش های روابط خود با آمریکا دارد و هم متأثر از تلاش دولت البشیر برای نزدیکی به عربستان سعودی و دریافت کمک های مالی از این کشور می باشد.

۳. سیاست الجزایر در قبال گروه ها و کشورهای حـوزه مـقاومت

الجزایر به عنوان یکی از مهم ترین کشورهای شمال آفریقا نیز طی چند دهه گذشته همواره حامی گروه های مقاومت فلسطینی بوده و این مسئله را در رابطه بـا جـمهوری اسلامی ایران و سیاست های منطقه ای آن بـه خـوبی نشان داده است.

۱ـ۳. سیاست الجزایر در قبال گروه های مقاومت فلسطینی

همان طور که اشاره شد، نگاه ضدصهیونیستی در میان جوامع شمال آفریقا از عمق بالایی برخوردار است. در این مـیان، الجـزایر از مهم ترین کشورهای منطقه اسـت کـه نگاه ضد صهیونیستی و ضد استکباری از ویژگی های برجسته مردم آن محسوب می شود. مردم الجزایر به عنوان کشوری که تاریخی طولانی در مبارزه با استعمار و اشغالگری و مقاومت در مقابل فرانسوی ها دارد، توجه ویژه ای به مسئله فـلسطین نـشان می دهند. این کشور از زمان استقلال، از حامیان اصلی فلسطینیان و مقاومت آنها در مقابل رژیم صهیونیستی بوده و از مبارزات سازمان آزادی بخش فلسطین و جنبش فتح در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی حمایت کرده است . براساس نظرسنجی هایی که مؤسسه های «پیو» یـا «دوحـه » منتشر کـرده اند، مردم الجزایر بیشترین همراهی را با مردم فلسطین دارند. (نکویی، ۱۳۹۵) الجزایری ها در تمام کشورهایی که مقیم هستند حتی از خـود فلسطینیان نیز توجه بیشتری به موضوع فلسطین، مقاومت فلسطین و آرمان فـلسطین نـشان داده و فـعالیت های متعددی را برای این منظور سازماندهی می کنند. هر الجزایری، جمله معروف «نحن مع فلسطین؛ ظالما او مظلوما» را بیان مـی کند؛ یـعنی الجزایر از فلسطین چه مظلوم و چه ظالم دفاع می کند و از آن کنار نخواهد کشید. (نکویی، ۱۳۹۵) افـکار عـمومی الجـزایر بدون اینکه توجهی به نظام سیاسی داشته باشد یا اینکه دستوری از ناحیه آن دریافت کند، نـسبت به مسئله فلسطین و مقاومت در مقابل اشغال گری موضع گیری می کند. (شراب، ۲۰۱۶) این حمایت مردمی بـاعث شده است دولت الجزایر نـیز بـه دنبال تقابل با افکار عمومی و مردم نباشد و در موارد متعددی نشان داده است که به موضوع مقاومت و حمایت از گروه های مقاومت اهمیت می دهد. تاریخی که دو کشور تجربه کرده اند، به تداوم روابط و پیوندی که بین جـامعه الجزایری و فلسطینیان وجود دارد، نیز کمک می کند. الجزایر به عنوان کشوری که استعمار فرانسه را تجربه کرده است، سختی های ملت فلسطین را به خوبی درک می کند.

الجزایر از زمانی که جنبش فتح تشکیل شد به آموزش نـیروهای سـازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) کمک و کمک های نظامی و تسلیحاتی خود را به این سازمان ارائه کرد. ارتش الجزایر در جنگ هایی که در فاصله زمانی ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۳ بین اعراب و رژیم صهیونیستی درگرفت، شرکت کرد. بیشترین نمود این واقـعه، تـقابل نیروهای الجزایری با تانک های اسرائیلی در بندر ادیبه مصر در جنگ رمضان ۱۹۷۳ بود. براساس گزارش های نظامی و امنیتی صهیونیست ها که در سال ۲۰۰۵ از حالت محرمانه خارج شد، «دیوید بن الیعازر» و «موشه دایان» اعتراف کـرده بـودند که ناکامی تیپ زرهی اسرائیل در نبرد بندر ادیبه به واسطه دامی بود که نیروهای الجزایری برای آنها گذاشته بودند. در جریان این نبرد، نیروهای الجزایری یک هواپیمای مدل گالکسی امریکا و یـک جـنگنده امـریکایی را ساقط کرده و دو هواپیمای دیگر را هـدف قـرار دادنـد. (ایسر، ۲۰۱۶) الجزایر در دوران «هواری بومدین»، نیروهای داوطلبی را در سال ۱۹۸۲ به لبنان اعزام کرد تا پس از حمله صهیونیست ها به این کشور در کنار سازمان آزادیـ بخش فـلسطین بـجنگند. پس از مذاکرات اسلو (۱۹۸۸) با موضوع تشکیل کشور فلسطینی، الجـزایر کـشوری بود که به تشکیلات خودگردان فلسطین کمک مالی کرده و سفارت دائمی فلسطین را در الجزیره تأسیس کرد. این کشور تا کـنون، مـوضع خـود را نسبت به این مسئله در خفا و آشکار تغییر نداده است. هـمواره این جمله هواری بومدین، رئیس جمهور اسبق الجزایر که «الجزایر از فلسطین چه مظلوم و چه ظالم دفاع می کند»، مورد تـأکید دیـپلمات های الجـزایری در محافل مختلف است.

در فوریه ۲۰۱۶، مسابقه فوتبال دوستانه ای بین تیم های فوتبال المـپیک الجـزایر و فلسطین در ورزشگاه «۵ ژوئیه» الجزیره برگزار شد که حدود ۷۰ هزار الجزایری از آن استقبال کردند تا نشان دهند بـه مـوضوع فـلسطین و حمایت از مقاومت مردم آن اهمیت می دهند. موضوع حمایت از فلسطینیان، زمانی خود را نشان داد کـه تـیم فـوتبال فلسطین یک گل به ثمر رساند و جمعیت حاضر در ورزشگاه، یک صدا این تیم را تشویق کـردند. (الیـوم السـابع، ۲۰۱۶) این مسابقه فوتبال دوستانه به

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *