توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل خلافت و کرامت انسان!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل خلافت و کرامت انسان بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل خلافت و کرامت انسان از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل خلافت و کرامت انسان شامل 76 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل خلافت و کرامت انسان استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل خلافت و کرامت انسان با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل خلافت و کرامت انسان قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل خلافت و کرامت انسان حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل خلافت و کرامت انسان به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خلافت و کرامت انسان :
کلّ سال و عمر ایام کرامت است؛ زیرا خدای سبحان براساس کرامت جهان را آفرید و انسان را خلق کرد و کارگزاران این نظام هم افراد کریم هستند. درست است که نفت و گاز از زمین برمی خیزد، اما روزیِ ما نفت و گاز نیست! فرمود روزی شما از آسمان است وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکمْ وَ مَا تُوعَدُونَ[۱] و آن هم رزق کرامت و انسانیت است؛ آن کرامت و انسانیت از نفت و گاز بهره خوب می برد و اگر رزق آسمانی که کرامت است نباشد، با داشتن نفت و گاز کسی به مقام والای انسانیت نمی رسد. درست است که در بخشی از آیات قرآن فرمود: وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَ اتَّقَوا؛[۲]باران هم از بالا می آید و نفت و گاز هم از پایین می آید، ولی آنچه این دو قطب را اداره می کند کرامت انسانی است. فرمود من کریم خلق کردم وَ لَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ؛[۳] من انسان را کریمانه آفریدم، این تعبیر درباره آسمان و زمین و نفت و گاز و معدن طلا و نقره نیامده است، فرمود آنن مواد جماد می باشند؛ ولی من انسان را کریمانه آفریدم، این اصل اول. منشأ کرامت انسان هم خلافت اوست، چون او خلیفه و جانشین خدای کریم است از کرامت بهره برده است، این دو اصل. اصل سوم آن است که اگر جانشین، قائم مقام و خلیفه کرامت خود را از خدا دارد، باید «مستخلف عنه» خود را خوب بشناسد؛ زیرا کرامت انسان ذاتی او نیست، چون او جانشین و خلیفه کریم است، باید اسمای حسنای «مستخلف عنه» را هم بداند، متّصف بشود، عمل بکند و منتشر بکند تا طَرْفی از کرامت ببندد، او کرامت خود را از جانشینی «الله» دارد. اگر کسی حرمت او به قائم مقامی او بود، ارزش امضای او به حرمت آن «منوب عنه» است؛ اگر کسی از طرف او امضا کند ولی حرف خودش را بزند، این قیامش قیام غاصبانه است نه کریمانه. برابر اصل سوم ما باید اوصاف «مستخلف عنه» خود مان را بشناسیم و متّصف بشویم تا از کرامت طَرْفی ببندیم. یکی از سخنان نورانی امام رضا (سلام الله علیه) که این ایام به ولادت آن حضرت وابسته است این است که فرمود: مؤمن وقتی به ایمان کامل بار می یابد که سنّتی از پروردگار در او باشد، چه اینکه سنّتی از پیامبر در او باشد، چه اینکه سنّتی از امام در او باشد: «لَا یکونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتَّی یکونَ فِیهِ ثَلَاثُ خِصَال».[۴]کمتر کسی هست که درباره امام رضا(سلام الله علیه) سخن گفته باشد و این حدیث را ننوشته باشد یا نگفته باشد یا نشنیده باشد.
فرمود مؤمن وقتی به مقام ایمان بار می یابد که سنّت خدا، روش خدا و راه خدایی را داشته باشد؛ تا بنده شدم، تابنده شدم! وقتی برده او شد، تابنده می شود. فرمود اگر بخواهید طَرْفی از کرامت ببندید، باید آثار خدایی در شما باشد؛ آن بزرگواری، آن عظمت و جلال و شکوه در تو باشد! در این دعاهای سحر ماه مبارک رمضان اسامی او را می بریم تا خود متّصف به آنها شویم؛ او را به عنوان جمال، او را به عنوان جلال، او را به عنوان عظیم، او را به عنوان نور می خوانیم تا خودمان جلال و جمال و شکوه و نور پیدا کنیم. فرمود نورانی شدن برای شما ممکن است وَ جَعَلْنَا لَهُ نُوراً یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ.[۵] ممکن است کسی در هر کسوت و شغلی که هست یک چراغ فروزانی باشد در آن محل یا در آن اداره یا در آن وزارتخانه یا در آن نظام وَ جَعَلْنَا لَهُ نُوراً یمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ، مردان الهی مردان نوری اند! نور ان است که راه را به دیگران نشان بدهد، انسانِ نورانی نه بیراهه می رود و نه راه کسی را می بندد.
بنابراین اصل اول این است که ساختار انسان براساس کرامت است و اصل دوم هم آن است که این کرامت ذاتی انسان نیست اوأَ لَمْ یک نُطْفَهً مِن مَنی یمْنَی،[۶]پس او کریم نیست و اگر کرامتی دارد به برکت همان یک «یایی» است که خدا به ما داد! بارها این شعر جناب حکیم سنایی را شنیدید که در عصر ایشان خواستند کعبه را مزین کنند و با پارچه های ابریشمی تزیین کنند، ایشان در آن شعر گفت کعبه با همین سنگ سیاه کافی است. کعبه است! قبله است! مطاف است!
کعبه را جامه کردن از هوس است یاء بیتی جمال کعبه بس است[۷]
این سنگ سیاه کعبه قبله ما و مطاف ماست، آن «حجر الاسود» را پیغمبر بوسید و برای همه هم فضیلت دارد که آن را ببوسیم، اما زیبایی و جمال و جلال کعبه در این نیست که کسی پرده ابریشمی بر پیکر او کند.
کعبه را جامه کردن از هوس است یاء بیتی جمال کعبه بس است
کعبه یک زیور دارد و آن یک حرف «یاء» است که خدا به خلیل و ذبیح خود فرمود: أَن طَهِّرَا بَیتِی،[۸] این یک «یاء» به کعبه شرف داد، به کعبه عظمت داد. حرف سنایی این است که این «یاء» را خدا به انسان هم داد و فرمود: وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی.[۹]چرا ما کعبه نباشیم؟ چرا از کعبه بالاتر نباشیم؟! در روایات ما دارد ارزش و آبروی مؤمن از آبروی جمال و جلال کعبه بالاتر است،[۱۰]البته این سخن «بالاصاله» برای اهل بیت (علیهم السلام) و «بالتبع» برای شاگردان آنهاست خدا ابن بابویه را غریق رحمت کند! ایشان در کتاب قیم من لا یحضره الفقیه دارد کهه کعبه محترم است، قبله ماست، مطاف ماست، اما حرمت این به برکت ولایت و امامت است![۱۱] اگر کسی خواست کعبه را از بین ببرد، ابرهه همچنان آماده است و اما اگر کسی نخواست کعبه را از بین ببرد، بلکه دوباره بخواهد کعبه را بازسازی کند؛ اگر کسی با امام زمانش رابطه نداشته باشد، به درون کعبه هم برود خدا او را پناه نمی دهد؛ این ابن زبیر بود، در عصر وجود مبارک حسین بن علی امام سجاد(علیه السلام) بود، این با امام زمانش بیعت نکرده است، در مکه بود که به درون کعبه رفت، بَست نشست و متحصّن شد، با منجنیق کعبه را خراب کردند، او را گرفتند اعدام کردند و دوباره کعبه را ساختند. کعبه برای امام محترم است! اگر کسی با امام زمانش رابطه نداشته باشد و به دورن کعبه هم بروند خدا پناهش نمی دهد. آن ابرهه که آمد خواست کعبه را ویران کند، اما امویان خواستند ابن زبیر را بگیرند و اعدام کنند و کعبه را دوباره بسازند؛ این بیان نورانی ولایت و امام که مرحوم صاحب من لا یحضره الفقیه در آن کتاب قیم نقل کرد، این است. غرض آن است که اگر کسی مؤمن بود و حرمت این یاء را حفظ کرد و به آن متکلّم وحده خود را مرتبط دانست، اگر بالاتر از کعبه نباشد، کمتر از کعبه نیست!
کعبه را جامه کردن از هوس است یاء بیتی جمال کعبه بس است
این «یاء» را خدا به ما هم داد، فرمود: وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی. ما این بدن را که ابزار کار است اصل ندانیم، رزق ما در نفت نیست، رزق ما در گاز نیست، رزق ما در کرامت ماست! این کرامت از زمین نمی جوشد، این معدن زمینی نیست، این معدن دریایی نیست، این کوه نیست وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکمْ وَ مَا تُوعَدُونَ! اگر آسمانی شدید و با فرشتگان رابطه داشتید، چه اینکه انقلاب ما به این سَمت بود، دفاع مقدس به این سمت بود و آن که شربت شهادت می نوشید همین راه را داشت، لذا این کشور تأمین است. این کارِ آسانی نیست که بیش از بیست سال کسی قطع نخاع باشد و بگوید «اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»! این کار فرشتگان است! مگر می شود کسی تمام اعضا و جوارحش را از دست بدهد و آنچه از زبانش شنیده می شود «الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد» باشد؟! این وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکمْ وَ مَا تُوعَدُونَ است. بنابراین طبق این اصول یادشده، ما کرامت را در سایه خلافت «الله» داریم و در این کلمه «خلیفه الله»، این حرف «تاء» نشانه تأنیث نیست. آدم «خلیفه الله» است، نه «خلیفُ الله»! این «تاء»، «تاء» مبالغه است. به همان دلیل که زینب کبرا عقیله بنی هاشم است، حسین بن علی هم عقیله بنی هاشم است؛ این «تاء»، «تاء» مبالغه است، نه تاء تأنیث. اگر گفتند فلان شخص «علامه» است، این «تاء» «تاء» مبالغه است؛ اگر گفتند حسین بن علی هم عقیله بنی هاشم است، قمر بنی هاشم هم عقیله بنی هاشم است، این «تاء» «تاء» مبالغه است و اگر درباره زینب کبرا(سلام الله علیهم اجمعین) گفته شد او عقیله بنی هاشم است، این «تاء» «تاء» تأنیث نیست؛ مثل اینکه به یک زن بگویند «علامه»، این «تاء» در «علامه» که «تاء» مبالغه است، هم صفت مرد است و هم صفت زن.
بنابراین خدای سبحان ما را با دست کرامت آفرید و برای اینکه اسباب کرامت را آماده کند، فرشتگان را به خدمت ما گرفته است؛ فرمود آنهایی که کتاب های الهی را می آورند بِأَیدِی سَفَرَهٍ کرَامٍ بَرَرَهٍ؛[۱۲]فرشتگان کریم پیام الهی را می آورند، آنها که فَرّاشی شما را به عهده می گیرند فرشتگان کریم هستند. این روایات را از کافی[۱۳] تا معالم[۱۴] و از معالم تا کافی همه محدّثان ما نقل کردند که «إِنَّ الْمَلَائِکهَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ الْعِلْم»؛ هر محفلی که سخن علمی، سخن از خدا و پیغمبر و قرآن و عترت است، فَرّاشی آن مجلس را فرشته ها به عهده دارند؛ خواه دانشگاه باشد، خواه حوزه باشد، خواه حسینیه و مسجد! هر جا سخن از علم است و معارف است فرش می خواهد که فَرّاشان آن محفل ملائکه می باشند «إِنَّ الْمَلَائِکهَ لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ الْعِلْم». مستحضرید این فرشته ها را که خدا با کرامت می ستاید، این فرشتگان کریم که با پرهای مشروح در سوره «فاطر» تنزّل می کنند أُوْلِی أَجْنِحَهٍ مَّثْنَی وَ ثُلاَثَ وَ رُبَاعَ[۱۵]آن که پَر او همانند پر کبوتر و مرغ نیست، آن پَر زیر پای ما برای سه اصل است که پهن می شود: به ما می گوید اگر بخواهی رشد کنی باید پَر در بیاوری، یک؛ اگر بخواهی رشد کنی، بعد از پَر در آوردن باید آیین پرواز یاد بگیری، دو؛ بعد از اینکه پر درآوردی و آیین پرواز را یاد گرفتی، از جهت باید پرواز کنی نه در جهت، سه؛ آن که در جهت پرواز می کند، مرغی است که به طمع تالاب از شمال به جنوب یا از غرب به شرق می آید، اما آن که از جهت حرکت می کند فرشته است:
تو فرشته شوی ار جهد کنی از پی آنک برگ توتست که گشتست به تدریج اطلس[۱۶]
به ما گفتند اگر فرشته نشدید خسارت است. این فرّاشان فرمایش و پیام آنها همین سه اصل است که پَر در بیاورید، پرواز کنید، و از جهت بیرون بروید، نه در جهت! آن پرواز شمال و جنوب برای تالاب، از این مرغ ها هم ساخته است؛ چه حلال گوشت و چه حرام گوشت از آنها، آنکه هنر نیست! از جهت و از طبیعت بیرون آمدن، آن وصف مد نظر است. بنابراین کرامت در همین جریان هاست، فرّاشان ما فرشتگان کریم اند، آموزگاران ما فرشتگان کریم اند، آن معلم کل هم ما را در کلاس کرامت فرا خواند که بارها به عرضتان رسید، آغاز سوره مبارکه «علق» این است که اقْرَأْ وَ رَبُّک الأکرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یعْلَمْ،[۱۷] به همه ما در آغاز تفسیر و نزول قرآن فرمود وارد کلاسب شوید که معلّم آن اکرم است. اگر گفتند در فلان کلاس فقیه تدریس می کند یعنی درس فقه می دهد، در فلان کلاس مهندس تدریس می کند درس هندسه می دهد، در فلان کلاس مفسّر یا متکلّم یا حکیم تدریس می کند یعنی درس تفسیر و کلام و حکمت می دهد، اگر گفتند در فلان کلاس اکرم تدریس می کند یعنی درس کرامت می دهد؛ این درس، درس کتاب نیست!
بشوی اوراق اگر همدرس مایی که علم عشق در دفتر نباشد[۱۸]
نفرمود خدای علیم! نفرمود خدای فقیه! نفرمود خدای حلیم! فرمود خدای اکرم درس می دهد: اقْرَأْ وَ رَبُّک الأکرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یعْلَمْ. بنابراین ساختار اصلی کرامت است، فَرّاشان ما فرشتگان کریماند، مأموران اجرایی فرشتگان کریم اند، آورندگان برنامه های آموزشی فرشتگان کریماند، معلم کل هم کریم است و حیف است که انسان از همه این مبادی و مبانی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.