تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل خودباختگی، پیامد، پیشگیری، درمان؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل خودباختگی، پیامد، پیشگیری، درمان شامل 64 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل خودباختگی، پیامد، پیشگیری، درمان را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل خودباختگی، پیامد، پیشگیری، درمان با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل خودباختگی، پیامد، پیشگیری، درمان با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل خودباختگی، پیامد، پیشگیری، درمان تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل خودباختگی، پیامد، پیشگیری، درمان را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خودباختگی، پیامد، پیشگیری، درمان :

اشاره:

یکی از آفت های نسل نو که به صورت سامان یافته نسبت به آن کار وسیعی انجام شده، معضل خودباختگی است؛

جناب آقای ابوالقاسم بشیری، در مقاله ای که در مجله معرفت به چاپ رسانده اند، به تعریف این پدیده، نگاه مکاتب مختلف به آن، پیامد، پیشگیری و درمان آن پرداخته، با توجه به محدودیت فضای افق حوزه بخش هایی از این نوشتار که شامل پیامد، پیشگیری و درمان می باشد را جهت بهره وری مخاطبان اندیشمند تقدیم می داریم.

نمودها و پیامدهای از خودبیگانگی فرهنگی ـ اجتماعی:

ناتوانی در تشخیص دردهای اجتماعی: وقتی جامعه ای هویت فرهنگی اجتماعی خودش را از دست داد[۱] و کسانی که نقش فرهنگ سازی در آن جامعه را به عهده دارند نیز به این درد مبتلا شدند، یعنی هویت جامعه دیگر را هویت جامعه خود پنداشتند و جامعه دیگر را اصل قرار دادند، مانند غرب زدگانی که امروز در جامعه ما وجود دارند; اینها به دلیل اینکه اصالت را به غرب می دهند، درد غرب را درد جامعه خود و درمان غرب را نیز درمان جامعه خود می پندارند. وقتی غرب مسئله ای را درد به شمار نیاورد، آنها نیز می گویند: این مسئله ای که در جامعه ما به عنوان بحران به آن نگاه می شود، درد نیست; زیرا غرب این مسئله را مهم نمی داند; مثلا، ارتباط نامشروع دختر و پسر، بدحجابی یا بی حجابی و انواع رفتارهایی که از نگاه اعتقادی و فرهنگی در جامعه ما به عنوان رفتارهای نابهنجار و یا دست کم یک معضل اخلاقی تلقّی می شوند، غرب زدگان که معتقدند راه پیشرفت ما این است که سراپا فرنگی شویم، این قبیل معضلات را درد نمی دانند; زیرا در غرب نیز این چنین است، بلکه این گونه مسائل را نشانه پیشرفت تلقّی می کنند! طبعاً چنین کسانی مسائلی را به عنوان درد معرفی می کنند که در غرب به عنوان مشکل مطرح می شود. همینطور اینگونه افراد از خودبیگانه راه حل هایی را که غرب برای حل مشکلات خود به کار می گیرد، دنبال می کنند و معتقدند که ما برای حل مشکلات جامعه خود باید همان راهی را طی کنیم که غرب آن را پیمود و پیشرفت جامعه خود را نیز در گرو تقلید از غرب می دانند. چنین افرادی همه ارزش ها، باورها، سنّت های دینی و حتی سنّت های علمی را در شناخت جامعه، بحران ها و راه حل ها نادیده می گیرند و نتیجه این تقلید کورکورانه ناتوانی در تشخیص دردهای اجتماعی است و همچنین نسخه های غلط پیچیدن برای درمان دردها.

از هم گسیختگی و اضمحلال فرهنگی: جوامعی که فرهنگ بیگانه را بدون در نظر گرفتن سنت ها و باورداشت های جامعه خود به جای فرهنگ خودی می نشانند و در واقع، همه تار و پود فرهنگ خودی را از هم می گسلند، دچار یک سردرگمی و آشفتگی فرهنگی می شوند; زیرا همه نهادهای فرهنگی اصیل آن جامعه قدرت تأثیرگذاری و فرهنگ سازی خود را از دست می دهند. چنین جوامعی به جای تعامل فعّال با سایر فرهنگها منفعل می شوند و به جای انتخاب و اقتباس عناصر مفید از سایر فرهنگها، از فرهنگ بیگانه کپی برداری می کنند. علاوه بر آنچه بیان شد، به طور خلاصه می توان گفت: انحرافات اخلاقی و سقوط ارزش ها، خودباختگی، علم زدگی، انسان مداری، اصالت دادن به مادیات، فروپاشی نهادهای اجتماعی، به ویژه نهاد خانواده و خلاصه کردن پیشرفت و توسعه در رشد و پیشرفت فناوری، از پیامدها و از مظاهر نوین از خودبیگانگی جوامع انسانی در دنیای معاصر محسوب می شود.

راههای پیشگیری و درمان از خودبیگانگی:

خودشناسی:

اولین گام برای جلوگیری از غلتیدن در ورطه از خودبیگانگی فردی و اجتماعی و همینطور برای نجات از آن، خودشناسی و تنبّه است. علّامه اقبال در این باره می گوید: خودشناسی رشته اتصال اجزای جهان و نظام عالم هستی است. مراتب وجود و تعینات عالم با استحکام خودی و قوت ذات شخصیت نسبت مستقیم دارد. خودی با نیروی اراده و سازندگی و آفرینندگی جان می گیرد و بنیان آن از عشق و محبت مستحکم می شود. خودشناسی آدمی را بی نیاز، و دریوزگی و عرض حاجت پیش دیگران «خودی خویشتن» انسان را ناچیز و ناتوان می کند. اقبال علاوه بر خودشناسی، بر این باور است که جوهر خودی بر اساس خودشناسی و اعتماد به نفس و عشق و محبت و اراده استوار است و قادر است همه نیروهای پنهان و آشکار طبیعت را مسخر سازد.[۲]

بازنگری اعمال گذشته:

دومین گام برای رهایی از خودبیگانگی فردی و اجتماعی، بازنگری نقّادانه و همراه با تقوا نسبت به اعمال گذشته است. در واقع، بازنگری نقّادانه نوعی آسیب شناسی فردی و اجتماعی است. اگر فرد یا جامعه اعمالی را که انجام داده است مورد ارزیابی قرار ندهد، یعنی فرد محاسبه نفس نداشته باشد و در بُعد اجتماعی، نقاط ضعف و قوت نهادهای فرهنگی مورد ارزیابی قرار نگیرد و ترفندهایی که بیگانگان برای نفوذ فرهنگ خود انجام می دهند، مورد شناسایی قرار نگیرد، موجب فاصله گرفتن از هویت خویش و رنگ باختن فرهنگ خودی و در نهایت، از خودبیگانگی می گردد. قرآن مجید در این باره هشدار می دهد و می فرماید: (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوااللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَد وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ وَلَا تَکونُوا کالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ) (حشر: ۱۸و۱۹); ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای الهی پیشه کنید و هرکسی در باب آنچه برای فردای قیامت پیش فرستاده بیندیشد و آن را بازنگری کند، و تقوای الهی پیشه کنید که خدا به آن چه انجام می دهید آگاه است و همانند کسانی نباشید که خدا را فراموش کردند و خداوند آنان را از خویشتن خویش فراموش ساخت.

از آیات فوق، هم راه کار برای پیشگیری از خودبیگانگی و هم درمان آن ارائه شده است. در آیه اول، دو بار خداوند توصیه به تقوا می کند. یک بار در صدر آیه خطاب به مؤمنان می فرماید: «اتقو اللّه» و سپس در ذیل همان آیه دوباره می فرماید: «اتقو الله». خطاب اول، برای پیشگیری است; زیرا اگر همه رفتارهای فردی و اجتماعی انسان بر اساس تقوا باشد، یعنی انسان نه تنها خداوند را ناظر اعمال خویش بداند، بلکه او را حاکم بر خود و همه عالم هستی بداند، در این صورت، از ابتلا به از خودبیگانگی مصون می ماند و در واقع، برای خود مصونیت ایجاد می کند. اما امر به رعایت تقوا در ذیل آیه، در واقع هشداری مجدد است که: ای انسانها اعمالی که برای سعادت خود انجام می دهید، مورد ارزیابی و بازنگری قرار دهید، مبادا مبتلا به غفلت شوید و اعمالی که برای خداوند انجام می دهید تحت سیطره وسوسه های شیطانی یا هواهای نفسانی باشد و از مسیر اصلی خود خارج شوید. بنابراین، تقوای دوم، تقوای در بازنگری است. در آیه بعد دوباره به انسانها هشدار می دهد: مبادا به گونه ای عمل کنید که از حوزه تقوا خارج شوید; زیرا چنین عملی موجب می شود خدا را فراموش کنید و نتیجه فراموشی خدا، خودفراموشی و از خودبیگانگی نیز هست. بنابراین، در بینش قرآنی بازنگری اعمال به تنهایی کافی نیست، بلکه بازنگری اعمال گذشته باید توأم با تقوای الهی باشد تا نتیجه مطلوبی داشته باشد.

خداشناسی:

باز یافتن خود علاوه بر خودشناسی و بازنگری اعمال گذشته، یک شرط دیگری هم دارد و آن شناخت و بازیافتن علت و خالق و موجد خود است; یعنی محال است که انسان بتواند خود را جدا از علت و آفریننده خود به درستی درک کند و بشناسد; زیرا علت واقعی هر موجود مقدم بر وجود اوست و از خودش به خودش نزدیک تر است. قرآن مجید در این باره می فرماید: (وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ)(ق: ۱۶); ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم. در جای دیگر می فرماید: (وَ اعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ یحُولُ بَینَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ) (انفال: ۲۴); و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می شود.

عرفای اسلامی بر این مطلب تکیه فراوان دارند که معرفه النفس و معرفه الله از یکدیگر جدا نیستند; چنانچه در حدیث نبوی نیز آمده است: «من عرف نفسه عرف ربَّه»[۳]یعنی شهود کردن خود از شهود خالق جدا نیست. امیرالمؤمنین علی(علیه السلام)وقتی مورد سؤال واقع شد که «هل رأیت ربّک»; آیا پروردگار خود را دیده ای؟ در پاسخ فرمود: «افأعبد ما لا أری»; آیا چیز را که نمی بینم عبادت می کنم؟ آنگاه چنین توضیح داد: «لاتراه العیون بمشاهده العیان و لکن تدرکه القلوب بحقایق الایمان»;[۴]او هرگز با چشم دیده نمی شود ولی دلهای با ایمان می توانند او را شهود و درک کنند.

مطلب مهمی که در اینجا می توان استفاده کرد این است که انسان آن گاه خود را می یابد و از خود فراموشی و خودبیگانگی رهایی می یابد که خدا را داشته باشد. معرفت به خدا و ایمان قلبی به او، انسان را از خسران و زیان از خودبیگانگی نجات می دهد.[۵] از اینجا معلوم می شود که چرا یاد خدا مایه حیات قلب و روشنایی دل، آرامش روح، صفا و خشوع و بهجت ضمیر آدمی و نیز موجب بیداری و آگاهی و هوشیاری انسان است و از سوی دیگر، غفلت از خدا ملازم با خودفراموشی، کوردلی و ناآرامی روح. و چه زیبا علی(علیه السلام) فرمود: «ان اللّه تعالی جعل الذکر جلاء القلوب، تسمع به بعد الوقره و تبصر به بعد العشوه و تنقاد به بعد المعانده، و ما برح لله عزّت آلائه فی البرهه بعد البرهه و فی ازمان الفترات عباد ناجاهم فی فکرهم و کلمهم فی ذات عقولهم.»[۶] خدای متعال یاد خود را مایه صفا و جلای دلهای قرار داده است. با یاد خدا دلها پس از سنگینی شنوا و پس از کوری بینا و پس از سرکشی نرم و ملایم می گردد. همواره چنین بوده که در فاصله ها خداوند بندگانی (ذاکر) داشته که در اندیشه هایشان با آنان نجوا می کند و در عقل هایشان با آنان سخن می گوید.

عبادت:

عامل دیگر بعد از معرفه النفس و معرفه الله در بازیابی خود و رهایی از بی خویشتنی، عبادت است. به همان نسبت که وابستگی و غرق شدن در مادیات انسان را از خود جدا می کند و با خود بیگانه می سازد، عبادت انسان را به خویشتن باز می گرداند. عبادت انسان را بیدار می کند. عبادت انسان غرق شده و محو شده در اشیا را مانند نجات غریق از

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *