تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل در نمایشگاه عکس جهان پهلوان یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل در نمایشگاه عکس جهان پهلوان شامل 88 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل در نمایشگاه عکس جهان پهلوان را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل در نمایشگاه عکس جهان پهلوان با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل در نمایشگاه عکس جهان پهلوان بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل در نمایشگاه عکس جهان پهلوان با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل در نمایشگاه عکس جهان پهلوان وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل در نمایشگاه عکس جهان پهلوان با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل در نمایشگاه عکس جهان پهلوان مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل در نمایشگاه عکس جهان پهلوان :

این روزها اگر به نگارخانه «شیث» در ضلع جنوبی تئاتر شهر سر بزنید، دورهمی شاد دوستداران کشتی که با اشک ‌هایی از سر شوق همراه است، حال دلتان را تازه می‌ کند. «عباس خجسته»، صاحب بزرگ‌ ترین مجموعه عکس جهان ‌پهلوان تختی، که ۴۸سال از عمرش را با عشقی غیر قابل ‌وصف صرف جمع‌ آوری عکس ‌های مرد فراموش‌ نشدنی کشتی ایران و سایر قهرمانان خاطره ‌ساز هم ‌دوره او کرده، با برگزاری نمایشگاه عکس ۴ دهه مدال ‌آوران کشتی ایران، میزبان پیشکسوتان کشتی و دوستداران این ورزش اصیل است. به مناسبت ۵ شهریور، سالروز تولد جهان ‌پهلوان «غلامرضا تختی» که به ‌عنوان روز «کشتی» نام گذاری شده و بهانه برگزاری این نمایشگاه بوده، ضمن گفت‌وگو با عباس خجسته، با حس و حال خوب بازدید کنندگان این نمایشگاه ویژه همراه شده ‌ایم.

حوالی میدان شاهپور عاشق شدم

«محدوده بازارچه شاهپور به دلیل وجود ۲ باشگاه «پولاد» و «تهران»، پاتوق قهرمانان کشتی بود. ازآنجاکه مرحوم پدرم در بازارچه شاهپور مغازه قنادی داشت، من هم گهگاه همراهش به مغازه می‌رفتم. به همین دلیل این فرصت و شانس را داشتم که رفت‌وآمد آن ورزشکاران خوش قد و قامت ازجمله آقا تختی را ببینم. تماشای آن کشتی‌ گیران که اغلب قهرمان جهان و المپیک بودند، برای پسربچه ۷ ساله ‌ای مثل من، خیلی جذاب بود و مدام از پدرم درباره آن‌ها می ‌پرسیدم.»

عشق عکس جمع کردن اما خیلی اتفاقی در دل و سر عباس آقا افتاد: «همه‌چیز از بساط آن پیرمرد دستفروش که در میدان امام خمینی (ره)(توپخانه سابق) عکس‌های قهرمانان ورزشی و هنرپیشه‌های سینما را می‌فروخت، شروع شد. من اما در آن میان فقط مجذوب عکس ‌های تختی شده ‌بودم. بالاخره پدرم با یک قران، یکی از آن‌ها را برایم خرید. اما ماجرا تمام نشد. یک روز که تختی و دوستانش به باشگاه پولاد آمدند، پدرم گفت: اگر دوست داری، برو پیش آقا تختی و بگو عکس را برایت امضا کند. خجالت می‌ کشیدم اما آرام ‌آرام نزدیکش شدم، عکس را به طرفش گرفتم و گفتم: آقا سلام. گفت: سلام پسرم. گفتم: می‌ شود این عکس را برای من امضا کنید؟ عکس را گرفت، سرم را بوسید و گفت: باشه. خودکار داری؟ وقتی دید خودکار ندارم، از جیب کتش یک مداد درآورد و پشت عکسش را برایم امضا کرد. یادآوری مهربانی تختی در امضای آن عکس بعد از حدود ۵۵ سال هنوز هم کامم را شیرین می‌ کند.»

برای جمع‌ کردن عکس های تختی، مارکوپولو شدم!

«از ۱۴ سالگی که قهرمان مسابقات کشتی باشگاه ‌ها شدم، جمع ‌آوری عکس ‌های کشتی‌ گیران به‌ویژه آقا تختی را هم شروع کردم. حاصل جست‌وجوهایم در این سال ‌ها، جمع ‌آوری ۱۰ هزار قطعه عکس از کشتی‌ گیران بنام کشور بوده که حدود ۲ هزار قطعه آن مربوط به جهان ‌پهلوان تختی است. جالب است بدانید ۷۰ درصد این عکس‌ها تا به حال دیده نشده ‌است.»

عباس خجسته برای این ادعا، دلیل هم دارد: «بخش قابل‌ توجهی از این عکس‌ها را از آلبوم ‌های شخصی قهرمانانی مانند محمد ابراهیم سیف پور، مهدی یعقوبی، منصور سرداری، محمود ملاقاسمی، علی‌اکبر حیدری، ناصر گیوه‌چی و عبدالله موحد استخراج و نسخه‌برداری کرده ‌ام. آقای سید محمد خادم حقیقت، رییس اسبق فدراسیون کشتی هم عکس‌ هایش را در اختیارم گذاشت. از این میان، مرحوم ناصرخان گیوه‌چی، یکی از دوستان مرحوم تختی، بعضی عکس‌هایش را هم به من هدیه داد. البته بعضی از عکس‌ها را هم از افراد مختلف مثل مرحوم قاسم فارسی، نخستین عکاس ورزشی ایران خریداری کرده ‌ام.»

حالا دیگر همه اطرافیان تا عکس خاص و دیده ‌نشده ‌ای از جهان ‌پهلوان می ‌بینند، یاد این عاشق خستگی ‌ناپذیر می ‌افتند و او هم با یک اشاره، برای به دست آوردن یک عکس جدید از پهلوان محبوبش، زحمت سفر تا دورترین نقاط کشور را به تن می‌ خرد: «دوستانم هر جا عکس جدیدی از آقا تختی ببینند، مرا خبردار می‌ کنند. یک‌بار یکی از دوستانم تماس گرفت و گفت در سفر مشهد روی دیوار یک آبمیوه فروشی یک عکس جدید از تختی دیده… من برای خرید آن عکس تا مشهد رفتم. برای پیدا کردن عکس‌هایی که مرحوم تختی در عکاس خانه‌ها گرفته بود هم به قم، کاشان و قزوین سفر کردم. بعضی عکس ‌ها هم هدیه است. مثلاً پارسال یک همشهری سالمند عکسی از تختی به من هدیه کرد و گفت: بعد از من کسی قدر این عکس را نمی‌ داند. دست تو باشد، ماندگار می‌ شود.»

من نمایشگاه گذاشتم، دانشجویان پایان‌ نامه نوشتند

ماجرای نمایشگاه های خجسته از عکس‌ های آقا تختی، ساده‌تر از آنکه فکرش را بکنید، شروع شد: «اوایل انقلاب در سالگرد درگذشت آقا تختی، آلبوم عکس‌هایم را برمی‌ داشتم و می‌رفتم سر مزارش در ابن بابویه آن عکس‌ ها را در معرض دید عموم قرار می‌ دادم. در حاشیه ‌اش هم به‌ همراه دوستان جهان پهلوان برای مخاطبان جوان از خاطرات تختی می‌ گفتیم. همیشه دلم می‌خواست این مجموعه باارزش عکس را در نمایشگاه ‌های رسمی ارائه کنم اما هیچ نهادی حتی فدراسیون کشتی در این راه از من حمایت نکرد.»

اما در همیشه روی یک پاشنه نمی ‌چرخد و انسان ‌های دغدغه‌مند عاقبت همدیگر را پیدا می‌ کنند: «بالاخره یک نفر که دلش برای تاریخ و فرهنگ این مملکت می ‌سوخت، سر راه من قرار گرفت. واقعیت این است که هیچ‌کس به اندازه آقای «شیث یحیایی» برای برگزاری نمایشگاه عکس جهان ‌پهلوان تختی از من حمایت نکرد. ایشان در سال ‌های گذشته، بدون چشمداشت و با عشق، ۳ سال در نگارخانه کوچک اما با صفایش میزبان نمایشگاه عکس تختی بود. امسال وقتی نمایشگاه تاریخ کشتی ایران آماده ‌شد، یک‌بار دیگر به خاطر وجود آقای یحیایی خدا را شکر کردم و از شوق اشک ریختم. نمی‌ دانید ایشان و همکارانش برای آماده ‌سازی تابلوها، چطور از خودشان و وقتشان مایه گذاشتند. باید از این انسان شریف تقدیر شود. من به سهم خودم از ایشان متشکرم.»

اما بشنوید از تأثیر نمایشگاه های عکس جهان ‌پهلوان تختی: «آن نمایشگاه‌ ها در آن سطح و با آن عکس ‌های ناب، اتفاق جدیدی بود و بازتاب ‌های بسیار خوبی داشت. جالب است بدانید همسایگی این نگارخانه با تئاتر شهر و نزدیکی ‌اش به دانشگاه تهران باعث شد دانشجویان فراوانی به دیدن این عکس ‌ها بیایند و خوشبختانه تعدادی از آن‌ها هم بعد از آن تشویق شدند و پایان ‌نامه‌ هایی با موضوع زندگی جهان ‌پهلوان تختی نوشتند و من هم تا جایی‌ که می‌ توانستم به آن‌ها مشاوره دادم.»

از «قهرمانان زنده» غفلت نکنیم

«بعد از چند دوره برگزاری نمایشگاه عکس جهان ‌پهلوان تختی، امسال تصمیم گرفتم با اضافه ‌کردن عکس ‌های ناب و دیده‌ نشده ‌ای از سایر قهرمانان، نمایشگاه را با عنوان نمایشگاه تاریخ کشتی ایران برگزار کنم. هدفم این بود که با این کار، از قهرمانانی مثل آقایان «سیف‌پور»، «خدابنده»، «اکبر حیدری»، «جوادی»، «ملاقاسمی» و… که همگی از قهرمانان جهان و المپیک هستند، تقدیر کنم. دلم می‌خواست از این قهرمانان زنده تجلیل کنیم چون هرکدام از این بزرگان در مقطعی از تاریخ معاصر ایران، با پیروزی‌ها و قهرمانی‌هایشان دل مردم را شاد کرده ‌اند. و خوشحالم که اتفاقات زیبایی هم در جریان نمایشگاه رقم خورد. آقای «ابراهیم جوادی»، نابغه ۴۸ کیلوی دنیا و قهرمان ۴ دوره جهان و المپیک مونیخ وقتی به نمایشگاه آمد، گفت: لذت بردم. فکرش را نمی‌ کردم چنین مجموعه ‌ای تدارک دیده‌باشی. آقای «محمود ملاقاسمی» آمد و گفت: کیف کردم. گفتم: من دوست دارم شما تا هستید، بیایید در این جمع‌ها حضور داشته‌باشید و لذت ببرید و مورد تکریم واقع شوید.»

اما نقطه عطف نمایشگاه امسال برای عباس خجسته، حضور یک چهره ویژه تاریخ کشتی ایران بوده: «وقتی آقای «سید محمد خادم حقیقت»، رییس ۳ دوره فدراسیون کشتی به نمایشگاه آمدند، از خوشحالی گریه کردم. ایشان ۹۰ ساله ‌اند و در حدود ۲ سال گذشته، از خانه بیرون نیامده‌بودند. عید غدیر که برای دستبوسی خدمتشان رفته‌بودم، دعوت و خواهش کردم به نمایشگاه تشریف بیاورند. خوشبختانه به نمایشگاه آمدند و آنقدر از دیدن عکس‌ها و همنشینی و هم‌صحبتی با قهرمانان قدیمی خوشحال شدند و روحیه گرفتند که من از شادی ایشان گریه کردم. آقای خادم وقتی نمایشگاه را دیدند، به من گفتند: «تو کاری برای کشتی ایران کردی که خیلی بزرگان نکردند.»

منتظر موزه کشتی باشید؛ حتی بدون حمایت مسئولان

یک موزه کوچولو، متشکل از چند یادگاری ارزشمند از قهرمانان المپیک و جهان، در صدر نمایشگاه عکس تاریخ کشتی ایران می‌ درخشد و حسابی جلب‌توجه می‌ کند. خجسته در این باره می‌ گوید: «این لباس، لباس تیم ملی کشتی در مسابقات جهانی ۱۹۵۱ هلسینکی است که یکی از اعضای تیم در اختیارم گذاشته است. کفشی که می‌بینید هم متعلق به آقای محمد ملاقاسمی است که در همان مسابقات مدال برنز گرفت. از جهان ‌پهلوان تختی هم یک یادگاری داریم. آقا تختی یک‌بار حوله ورزشی‌اش را به آقای «شکور لطفی»، یکی از قهرمانان تیم ملی کشتی فرنگی داده‌بود. آقای لطفی هم این حوله را به من هدیه داد و حالا در نمایشگاه است.»

عباس خجسته در سال ‌های گذشته تلاش ‌های زیادی برای راه ‌اندازی یک نمایشگاه دائمی برای گنجینه عکس‌ های ارزشمندش انجام داده ‌است و حتی در مقطعی با کمک یکی از نشریات برای ایجاد این نمایشگاه در آکادمی کشتی شهید «رضایی‌مجد» در خیابان وحدت اسلامی (شاهپور سابق)، موافقت ضمنی و اولیه شهردار منطقه را هم جلب کرد اما با بی‌مهری مسئولان هیچ‌کدام از این تلاش‌ها تا امروز به نتیجه نرسیده است. این عاشق کشتی اما به این راحتی‌ها خسته نمی‌ شود و می‌ گوید: «افسوس می‌خورم که مسئولان پای این کار نمی‌آیند اما من بالاخره یک روز با لطف خدا موزه شخصی‌ام را راه ‌اندازی می‌ کنم. علاوه‌بر مجموعه عکس خودم، آنقدر اعتبار پیش قهرمانان جهان و المپیک دارم که باز هم عکس‌هایشان را در اختیارم قرار دهند. فقط هم به عکس اکتفا نمی‌ کنم. به آن‌ها گفته ‌ام حتی شده، یک بند از کفشتان را به این موزه بدهید تا اسمتان ماندگار شود و نسل‌های بعد بدانند شما در بخشی از تاریخ این مملکت با افتخارآفرینی‌هایتان، دل مردم را شاد کرده ‌اید.»

نمایشگاه عکس تختی، تلاشی برای حفط میراث فرهنگی است

اما نمی‌ شود از نمایشگاه‌ های عکس عباس خجسته گفت و از «شیث یحیایی»، مدیر نگارخانه شیث یاد نکرد؛ مرد دغدغه‌ مندی که اگر عشقش به تاریخ و فرهنگ ایران و حمایت‌ هایش از عباس خجسته نبود، ایده برگزاری این نمایشگاه‌های خاص هم به نتیجه نمی‌رسید. شیث یحیایی از چگونگی شکل‌گیری انگیزه ‌اش برای همکاری با خجسته اینطور می‌ گوید: «سال‌ ها قبل یک هنرجوی روسی داشتم. یک روز با مادر او درباره فرهنگ خودمان و روس‌ها مباحثه می‌ کردیم. وقتی من به روحیات آن‌ها خرده گرفته و از فرهنگ خودمان دفاع کردم، آن خانم در جواب گفت: شما با وجود داشتن فرهنگ و شخصیت ‌های بزرگ، یک نقطه ضعف دارید و آن، بی‌ توجهی به تمدن و فرهنگتان است. و ادامه‌داد: دولت شوروی در آشوب‌های جنگ جهانی دوم به مردم اعلام کرد هر کس توان نگهداری از آثار و اشیای موزه ارمیتاژ را دارد، آن‌ها را تا پایان جنگ به خانه ببرد. جنگ که تمام شد، تمام اموال و آثار موزه برگردانده‌شد و حتی یک شیء آن مفقود یا تخریب نشد چون مردم با امانتداری خود از آن نمادهای هویتشان مراقبت کرده‌بودند. شما در تاریختان یک نمونه مشابه این اتفاق داشته ‌اید؟ حرف‌های آن خانم مرا به فکر انداخت که چه کاری می‌ توانم برای حفظ میراث فرهنگی‌ مان انجام دهم؟»

دومین تلنگر اما از جایی دیگر ریشه گرفت: «یک‌بار در کلاس نقاشی کودکان، به بچه‌ها گفتیم: هر چه دلتان می‌خواهد بکشید. برگه‌ها را به خانه بردم. همان شب در خانه هم نوه خردسالم مشغول نقاشی کردن بود. برگه‌های بچه‌ها را که برای بررسی آوردم، با تعجب دیدم نقاشی آن‌ها و نقاشی نوه ‌ام شبیه هم است. به دخترم گفتم: این‌ها چیست این بچه‌ها کشیده ‌اند؟ این هیکل‌های ورزیده و کشیده و این فیگورها چیست؟ این تخیلات از کجا به وجود آمده؟ گفت: بابا، این‌ها کشتی کج‌های خارجی را می‌بینند! این مسئله خیلی مرا آزار داد و ناراحت شدم که چرا ما روی معرفی قهرمانانمان به نسل جدید کار نمی‌ کنیم؟ اینطور بود که تصمیم گرفتم نمایشگاهی از عکس‌های جهان ‌پهلوان تختی به‌عنوان یکی از قهرمانان برجسته کشورمان در نگارخانه برگزار کنیم. اما نمی‌ دانستم عکس‌های جهان ‌پهلوان را چطور باید پیدا کنم؟ مدتی بعد، یکی از دوستانم که خودش کشتی‌ گیر بود، با معرفی آقای خجسته، مرا به خواسته ‌ام رساند. از میان ۲ هزار فریم عکس ایشان، ۳۰۰ فریم را با هزینه شخصی در قطع بزرگ چاپ و بعد قاب کردم و ۳ سال پیاپی نمایشگاه عکس مرحوم تختی را برگزار کردیم. استقبال، عالی بود و حتی بازدیدکننده ‌ای از آلمان داشتیم که می‌ گفت بعد از ۵۰ سال فقط برای دیدن این عکس‌ها به ایران آمده است.»

ضیافت اشک و لبخند با چاشنی خاطره شب عروسی تختی

برای موسپیدکرده ‌هایی مثل استاد «محمد علوی» و استاد «عبدالکریم حکیمی»، حضور در نمایشگاه عکس قهرمانان ۴ دهه کشتی ایران، مثل غوطه‌ور شدن در دریای خاطرات است. آن‌ها که حالا وارد دهه ۸۰ زندگی‌ شان شده ‌اند، با ورود به فضای نمایشگاه جمع‌وجور نگارخانه شیث، انگار وارد دنیای دیگری شده ‌اند. جلوی هر عکسی می‌ایستند، یک دنیا خاطره و عشق با قدمت بیش از ۵۰ سال برایشان زنده می‌ شود. شاید به همین خاطر است که اشک و لبخندشان در هم آمیخته است. محمد علوی که خودش هم از خانواده ورزش ایران و از اعضای تیم ملی بسکتبال جوانان در سال‌های ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۲ بوده، برای آمدن به این نمایشگاه خاص، یک دلیل داشته؛ عشق «تختی»: «می‌ دانید چرا هنوز عشقش در دل‌های ما زنده است؟ چون تختی، پهلوان ملت بود، نه پهلوان دو

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *