توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر دین شناسی و شاخه های آن – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر دین شناسی و شاخه های آن شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر دین شناسی و شاخه های آن:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر دین شناسی و شاخه های آن به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر دین شناسی و شاخه های آن به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر دین شناسی و شاخه های آن با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر دین شناسی و شاخه های آن با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر دین شناسی و شاخه های آن با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر دین شناسی و شاخه های آن را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر دین شناسی و شاخه های آن :
درآمد
نوگرایی، سؤالات و پرسش های مختلفی را فراروی انسان دین دار قرار داد و مشکلات و شبهات بسیاری را برای دین و دین داری به ارمغان آورد. این پرسش ها و شبهات، موجب رشد و شکوفایی دین و اندیشه دینی در عرصه های گوناگون و پدید آمدن شاخه های مختلف در حوزه دین شد.
دین پژوهی در این دوره پا به عرصه جدیدی نهاد و علوم متنوعی را تحت پوشش خود قرار داد. این علوم به عنوان دانش و معرفتی مستقل و مرتبط با دین نبودند، بلکه در پرتو تحولات بنیادین مدرنیته بود که این علوم با دین نسبتی پیدا کردند و در حوزه علوم دینی جای گرفتند. البته پدید آمدن این علوم، برای دین پیامدهایی ضمنی را نیز در پی داشت که همواره دین و اندیشه دینی را تهدید می کند.
در این نوشتار، ابتدا علل و عواملی که موجب پدید آمدن شاخه های مختلف دین شناسی گردید، تحلیل و بررسی خواهیم کرد، سپس به شناسایی و توضیح این رشته ها خواهیم پرداخت.
قرن نوزدهم شاهد تحول چشمگیری در زمینه دین یا دین پژوهشی (Study of Religion) بود. گرچه ریشه های این تحولات را در سده های پیشین و عمدتا در قرن هجدهم یا عصر روشنگری باید جست وجو کرد، اما علل و عواملی در اواخر این قرن به وجود آمد که تحولات پیشین را به ثمر رساند و موجب پدید آمدن چند رشته جدید در عرصه دین شناسی گردید. در ذیل به مهم ترین این عوامل اشاره می گردد:
الف. گسترش فتوحات استعماری اروپاییان
بیش تر کشورگشایی و فتوحات استعماری اروپاییان، از سوی فرانسه، انگلیس، ایتالیا و… در قرن نوزدهم میلادی صورت گرفته است. این فتوحات استعماری موجب شد غربیان که تا آن زمان چنان شناختی با شرق و نیمکره جنوبی نداشتند، کم کم با این مستعمرات آشنا شوند. و از آن جا که لازمه اداره این مستعمرات، آشنایی با زبان های بومی و محلی بود، یک برنامه گسترده آشنایی با زبان های شرقی و افریقایی در دانشگاه ها و مراکز علمی غربی شروع شد.
آشنایی با زبان های بیگانه موجب شناخت فرهنگ و متون دینی غیر مسیحی و غیریهودی گشت و آنان را به سوی دین شناسی انتقادی و تطبیقی سوق داد. به گفته سیمور کین و اریک شارپ، کشف این شیوه ها و ادیان بیگانه، که هم زمان با پیشرفت های بزرگ در حوزه علوم طبیعی رخ داد، پیامدهای فکری و فرهنگی داشت.(۱) غربیان با مطالعه تطبیقی به گوهر مشترک ادیان دست یافته، آن را دین طبیعی نام نهادند.
دین شناسی تطبیقی رفته رفته اعتقاد جزمی به حقانیت مطلق سنت دینی یهودی مسیحی و بطلان محض سایر ادیان را از اذهان اروپاییان زدود و تلخی واقع بینانه ای را جایگزین آن کرد.(۲)
ب. نظریه داروین
انتشار نظریه تکامل داروین از نظر تأثیر بر دین شناسی، مهم ترین حادثه قرن نوزدهم به حساب می آید. پی آمدهای کلامی نظریه تکامل بسی گسترده بود؛ این نظریه نه تنها با پاره ای از باورهای دینی ناسازگار می نمود، که با جاودانگی و ثبات دین و اخلاق نیز در چالش بود. باورهای دینی خاص، همچون رابطه خداوند با طبیعت، خلقت انسان و اشرفیت او و وثاقت کتاب مقدس، از سوی این نظریه مورد تردید و تشکیک قرار گرفت. این نظریه، بی همتایی مقام بشر را نقض کرده، او را موجودی همگون با سایر موجودات طبیعی و برخاسته از آن ها نشان می دهد. حسن اخلاقی انسان، که همواره یکی از ممتازترین قوای او قلمداد می شد، اکنون به ادعای داروین از انتخاب طبیعی نشأت می گرفت. اخلاق مسیحی رفته رفته جای خود را به اخلاق تکاملی سپرد. پاره ای از اندیشمندان شأن علمی نظریه تکامل را زیرپا گذارده، از آن یک نظریه فلسفی تمام عیار و جهان شمول به دست دادند. این نظریه به طور مستقیم و یا غیر مستقیم با بسیاری از باورهای دینی و اخلاقی سنتی، ناسازگار افتاد. برای مثال، چنین تصور می شد که اگر انسان محصول تکامل زیستی باشد و تکامل زیستی، چنان که نظریه داروین تبیین می کرد، محصول انتخاب طبیعی و تصادفی باشد، پس برای توجیه پیدایش انسان، بلکه سایر موجودات پیچیده نیازی به طرح و تدبیر پیشین و ناظم و مدبّری ماوراء طبیعی نیست، و همه جلوه های نظم و تدبیری که در طبیعت به چشم می خورد، دست آورد خود طبیعت محسوب می گردد. از این رهگذر برهان اتقان صنع نیز بی اعتبار تلقّی می شود.
مجموعه این برداشت ها، در دین شناسی تأثیر گذارد و با بی اعتبارشدن اصول عقاید مهم کتاب مقدس، یعنی هدف داری جهان، شأن و اشرفیت انسان و آفرینش و هبوط او، وثاقت کتاب مقدس، به ویژه برداشت نص گرایانه از آن، در معرض تهدید قرار گرفت. به تدریج این تصور در اذهان شکل گرفت که چه بسا علاوه بر بدن انسان، ابعاد روانی، فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی و دینی او نیز مشمول تطور و تکامل باشد. هرچند این تعارض ها در درجه اول متوجه علم و فلسفه ارسطویی بود، اما تقدس یافتن جهان شناسی ارسطویی بر اثر تلفیق و ترکیب آن با معرفت دینی برآمده از کتاب مقدس، این تعارض را به شکل تعارضی میان علم و دین نمایاند.(۳)
ج. علم مردم شناسی (Anthropology)
منظور از مردم شناسی یا انسان شناسی، مطالعه و تحقیق در باب جوامع محدود و در حال انقراض است؛ مثل بعضی قبایل استرالیا و افریقا. تحقیقات این دانشمندان نشان می داد که گویا نظر داروین در مقوله اجتماع و دین و فرهنگ هم صادق است؛ چرا که می دیدند یک سیر دینی خاصی در جوامع مختلف وجود دارد.
مرحله اول جوامع بشری، دوران جان انگاری (Animism) است؛ به این معنا که گویا همه اشیا دارای حیات و درک هستند. مرحله دوم جوامع، شرک یا ایزدان پرستی (Polytheism) است و مرحله سوم، توحید و واحدپرستی (Monotheism). سرانجام مرحله چهارم، الحاد (Atheism) می باشد. اگر این سیر صحیح باشد، معنایش این است که تحول و تطور در جوامع و فرهنگ ها هم وجود داشته است و این مراحل در طی زمان و در طول هم پدید آمده اند، نه یک باره.(۴)
د. پیشرفت علم باستان شناسی و زبان شناسی
باستان شناسی، یعنی مطالعه فرهنگ های گذشته بر مبنای بازمانده ها و بقایای مادی آن ها، یک رشته پیوندی بنا به گفته آرتوردیمارست، است و فقط معدودی از میراث فراوانش، معتنابه و محترم است.
تکامل باستان شناسی به عنوان رشته ای پژوهشی و علمی، در حوزه هریک از ادیان بزرگ جهانی، به راه متفاوتی رفته است و پیوند آن با دین پژوهشی نیز بر طبق آن در هر حوزه متفاوت بوده است.(۵)
کشفیات باستان شناسان، مراحل تاریخی دین را تأیید کرد و تحقیقات زبان شناسانه نشان داد که برخلاف باور دین داران، متون مقدس یهودی مسیحی از قدمت تاریخی لازم برخوردار نیست و زمان نگارش بعضی از کتاب ها بسی متأخرتر از زمان حیات حضرت موسی علیه السلام و حضرت عیسی علیه السلام است. از این کلام، معلوم می شود که حتی نویسندگان این کتاب ها افراد متعددی هستند که در زمان های مختلف می زیسته و ذهنیّت و فرهنگ زمانه خود را خواسته و یا ناخواسته در تألیف کتاب مقدس دخالت داده اند. این کشف تاریخی ادعای تحریف متون مقدس را تقویت کرد و اصالت و اعتبار پیشین آن ها را در بوته تردید افکند.(۶)
ه. نظریه فرافکنی
این عامل به تحقیقات روان شناختی و جامعه شناختی و فلسفی ارتباط دارد. متفکران مهمی در قرن نوزده در علوم مختلف، عقیده مشترکی را ابراز کردند که بر اساس آن، دین و خدا نتیجه فرافکنی است.
فرافکنی (Progecgion) این است که انسان ابتدا از خود چیزی بسازد، اما پس از گذشت زمان و رسوخ اعتقاد، فراموش کند که آن چیز ابتدا ساخته خود وی بوده، از این رو، آن را امری واقعی انگاشته و برای آن در خارج، تحقق و اصالت قایل می شود. مارکس، دورکیم و فروید هر کدام نظریه فرافکنی را مطرح کرده اند، اما هرکدام تقریری خاص از آن دارند. از نظر مارکس، فاصله طبقاتی، که خود ناشی از توزیع ناعادلانه وسایل تولید است، موجب می شود که یک طبقه بیش از حد زیر فشار قرار گیرد. طبقه زیر فشار که مفرّی نمی یابد و به رؤیا و خیال پناه می برد، دنیایی پر از عدالت تصور می کند که در آن از فاصله طبقاتی خبری نیست و خدایی می سازد که منتقم است و داد او را از ستمگر می گیرد. سرانجام، پس از مدتی افراد فراموش می کنند که این ایده ها ساخته و پرداخته خود آن هاست. از این رو، آن ها را به خارج فرا می افکنند و برای آن تحقق و تأصل خارجی قایل می شوند. دورکیم می گوید: جامعه برای حفظ وحدت و یکپارچگی خود قوانینی را وضع کرده و آن را به افراد تحمیل می نماید. این قوانین به مروز زمان در درون افراد جای می گیرند، به شکلی که آن ها فراموش می کنند که این قوانین از بیرون و توسط جامعه بر آنان تحمیل شده اند و احساس می کنند که در درونشان نیرویی هست که آنان را به عمل به آن قوانین فرا می خواند. دورکیم نام این نیرو را، که چیزی جز همان نیروی جامعه نیست، «خدا» گذاشته و برای آن تحققی مستقل قایل می شود. فروید نیز خدا را ساخته و پرداخته ذهن افراد می داند و عمده دلیل آن را ناکامی های جنسی می شمارد. فروید در تحلیل خویش به جنبه های روان شناختی انسان تأکید می کند، دورکیم از زاویه مسائل اجتماعی به دین می نگرد و مارکس بیش تر از منظری اقتصادی مسائل را تحلیل می کند.(۷)
ی. ایده آلیسم رمانتیک(۸)
از جمله چیزهایی که به رهیافت های جدید نسبت به دین مؤثر افتاد، ایده الیسم رمانتیک بود. رمانتیسم (Romanticism) یا نهضت رمانتیک، فرزند طاغی «روشنگری» بود. اگرچه بسیاری از مسلمات و مقبولات میراث پدری را بدون چون و چرا پذیرفته بوده، ولی بعضی از مفاهیم آن را تخطئه می کرد. در واقع، واکنشی در برابر اندیشه روشنگری یعنی «عصر خرد» بود.(۹) رمانتیک بر فردیت، احساسات، و تخیّل تأکید می کرد و قایل به تساهل و وسعت مشرب در برابر عرفان و فرهنگ عامّه و ادیان مهجور و باستانی بود. این نهضت، بسیاری از فیلسوفان و رجال ادبی برجسته را در بر می گرفت که یکی از ذی نفوذترین آن ها در حوزه دین پژوهی، فریدریش شلایرماخر (۱۷۶۸ ۱۸۳۴) بود. او یک متکلّم پروتستان و عمیقا تحت تأثیر احوال و عوالم «تورعی» و نیز مطالعه بعدی اش از فلسفه ایده آلیستی بود. او از میان سه عنصر سازنده شخصیت انسان، یعنی اندیشه، عمل و احساس، دین را عمدتا مربوط به احساس می دانست و آن را در اصل تجربه بی واسطه «بی نهایت» و بعدها احساس اتکای مطلق تعبیر می کرد. شلایرماخر بر زمینه اجتماعی و تاریخی دین، و جمعی و اجتماعی بودن آن و بر جنبه های فردی آن، تأکید می ورزید. او زبان را میانجی اساسی اندیشه می شمرد و به تکوین نظریه هرمنوتیک، که در مطالعات فرهنگی تا اواسط قرن بیستم نفوذ داشت، کمک شایانی کرد.(۱۰)
یکی از بزرگان ایده آلیسم پس از کانت، گ. و. ف. هگل (۱۱۷۰۱۸۳۱) بود که جریان های تفکر زمانه خود را تلفیق کرد و تعالی داد. نهضت های برجسته فلسفی قرن نوزدهم و بیستم نظیر مارکسیسم، اگزیستانسیالیسم و پدیدارشناسی، از کارهای وی نشأت گرفت. او از مواضعی اساسا تاریخی و تکاملی، سیر خود را آغاز کرد و نه تنها گزارش جامعی از سیر و سلوک ذهن یا روح تا واپسین وضعیتش به دست داد، بلکه فلسفه تاریخ و فلسفه دین را هم به دقت به بررسی گرفت و به فرهنگ های بدوی آسیایی نیز توجه داشت. در بحث فلسفه دین خود، کار را از بررسی دین به عنوان جلوه بی همتای خودآگاهی، آغاز کرد و به تحلیل آگاهی و رهیافت دینی (به عنوان احساس، ادراک، تصور) رسید. از نظر هگل، تاریخ عینی ادیان همانا تحقق یابی اندیشه انتزاعی دین است. منتقدان او بر این باورند که تعبیر و تفسیر او، هم از نظر روش و هم از حیث محتوا نادرست است و راه و روش درست، سیر استقرایی بر مبنای داده های تاریخی است. به علاوه، تعبیر و تفسیر هگل، برداشت عملاً نادرستی از سیر تحول و تکوین دین است. با این حال، حتی منتقدان او نیز به احاطه جامع و سالم وی بر کل جهان پدیدارهای دینی و نیز نفوذ متین نظرگاه تکاملی او بر اندیشه قرن نوزدهم اذعان دارند.
مجموعه عواملی که ذکر شد موجب تحول در مطالعات دینی گردید و حاصل این تحول و دگرگونی، پیدایش چند رشته مختلف در دین پژوهی شد که هر یک از بُعد خاصی، دین را مورد مطالعه قرار می دهند. البته، برخی از این رشته ها به طور ضمنی پیش از قرن نوزدهم، کم و بیش وجود داشته اند، اما سامان دهی و نظام مندی آن ها به صورت رشته هایی صریح و گویا، از قرن نوزدهم وارد عرصه دین شناسی شد. این رشته ها عبارتند از:
۱. روان شناسی دین
دین، پدیده ای است که در قالب رفتار در بشر نمود می یابد و این رفتار به عنوان طرز بودن، عمل کردن و زیستن موجود زنده در روان شناسی به طور علمی مورد مطالعه قرار می گیرد. همین تجلّی رفتاری در انسان است که امکان به دام تجربه انداختن بالقوه آن را همچون دیگر رفتارها فراهم می کند. پس محور مورد بررسی در این گستره رفتار دینی است؛ بر همین اساس که روان شناسی دین، یک رویکردی در دین پژوهی در نظر گرفته می شود روش علمی و روان شناختی بودن، آن را از رویکردهای دین پژوهی متمایز می سازد.
سابقه رهیافت های روان شناختی غالبا از نوع تحویلی یا فروکاهشی به منشأ و ماهیت دینی، به یونان باستان می رسد. لوکریتوس، شاعر رومی، اندیشه نشأت یافتن دین در خوف و خشیت را به جامه شعر جاودانه لاتینی درآورده است. در اندیشه هرمنوتیک و پدیدارشناختی، که به «احساس اتکای مطلق» شلایرماخر بازمی گردد و در «احساس مینوی» اتو اوج می یابد، بهره های روان شناختی آشکاری هست. به علاوه، بررسی فوق از نظریه های مردم شناختی دین، باید این نکته را آشکار ساخته باشد که آن ها با نظرگاه های روان شناختی و نیز جامعه شناختی وفاق دارند.(۱۱)
روان شناسی دین، آن گونه که امروزه دریافته می شود، موجودیت خود را به همزمانی پیدایش ادیان تطبیقی در قرن نوزدهم اروپا با پیدایش دو رشته دیگر، که در آغاز با دین بی ارتباط بود، مدیون است. این دو رشته عبارتند از: روان شناسی اعماق، که در حوزه علوم پزشکی به عنوان نخستین جست وجوی منظم نظریه ای در باب ضمیر ناخودآگاه، برای درمان بیماری های روانی پدیدار شد، و دیگر فیزیولوژی روان شناختی که از فیزیولوژی به عنوان کوششی برای جانشین سازی دستگاه و تکیه گاه فلسفی مربوط به نظریه ادراک، با سنجش و آزمایش گری عینی، انشعاب یافت. علی رغم دانش گسترده ای که در آثار نخستین پیشتازان روان شناسی دین مشهود بود، این نیاکان دوگانه، این رشته را به دو رویکرد متعارض مقیّد کردند که سرانجام بر اساس رویکردهای امروزین، زمینه روان شناسی دین را تشکیل می دهد.(۱۲)
۲. جامعه شناسی دین
جامعه شناسی دین، از جهت روش شناختی، شاخه ای از جامعه شناسی و ازجهت موضوع، شاخه ای از دین شناسی به شمار می رود. به عبارت دیگر، جامعه شناسی دین یکی از رشته های دین پژوهی است که با رویکرد جامعه شناسانه به تحلیل دین می پردازد.
ریشه یابی پیشینه مطالعات جامعه شناختی دین، علاقمندان این رشته را دست کم به دو سرچشمه متفاوت رهنمون می سازد: مدخل نخست، که سابقه بیش تری نسبت به جریان دیگر دارد، از مطالعات دین پژوهانه در حوزه های مختلفی چون تاریخ دین، مطالعات تطبیقی ادیان، مردم شناسی و حتی روان شناسی دینی نشأت می گیرد. در حالی که، مدخل دوم، ریشه در روندی داردکه طی آن جامعه شناسی به عنوان یک رشته علمی مستقل، راه خویش را از فلسفه و تفکرات کلامی جدا نموده و اهداف و مقاصد جدیدی را پیش روی عالمان اجتماعی قرارداده است.(۱۳)
ظهور مطالعه جامعه شناسی دین در دوران جدید دقیقا مرتبط با ظهور سرمایه داری، کثرت گرایی فرهنگی، تسامح دینی و دولت لیبرال است. بنابراین، نمی توان ادعا کرد که این رشته، شیوه ای طبیعی برای نگریستن به دین و جامعه است. به عکس، این رشته محصول فرهنگی پدید آمده در اثر وقوع تحولات تاریخی منحصر به فرد در تفکر ادیان و جوامع مورد مطالعه می باشد. در نتیجه، جامعه شناسی دین محصول یکی از مباحث محوری خود، یعنی دنیوی شدن تفکر و نهادهای دینی، است. در مقابلِ، جامعه شناسی دین، جامعه شناسی دینی، به عنوان رشته ای مرتبط با آن قرار دارد که به دنبال پیوند نزدیک تری با الهیات و دین نهادی و در اصل با کلیسای کاتولیک رومی در فرانسه و بلژیک بوده است.(۱۴) جامعه شناسی دین تلقّی از دین است به لحاظ جامعه شناختی، ولی جامعه شناسی دینی تلقّی از جامعه شناسی است به لحاظ دینی (یا از موضع یک دین خاص). آن شعبه ای است از مجموعه دانش جامعه شناسی، ولی این بخشی است از مجموعه نظریات تشکیل دهنده یک نظام دینی.
هدف جامعه شناسی دینی پی ریزی طرحی از جامعه مطلوب بر اساس موازین دینی معین است، اما آنچه به عنوان جامعه شناسی دین اکنون در تحقیقات و آرای علما ظاهر شده، الزاما همان رویکرد جامعه شناسانه یک دین شناس نیست، ولی با آن مناسبت بسیار دارد؛ چنانچه آنچه «روان شناسی دین» خوانده می شود، دقیقا با رویکرد روان شناسانه عالمان دین شناسی به امر دین منطبق نیست.(۱۵) تفاوت اصلی میان رهیافت روان شناختی به دین و رهیافت جامعه شناختی به دین را باید عمدتا در پیش فرض های آن ها نسبت به واقعیت «زندگی دینی» جست وجو کرد؛ روان شناسان دین بیش تر به جنبه فردی دین به عنوان فرافکنی نمادین (Symbolic) عقده های سرکوب شده و حالات روانی بیمارگون فرد دین دار می نگرند، در حالی که برای جامعه شناسان، دین نمادی است که زندگی اجتماعی را متمثّل و مجسّم می سازد. تدوین کلاسیک رهیافت جامعه شناختی بر دین را باید در آثار دورکیم جست وجو کرد.(۱۶)
۳. تاریخ ادیان
هر دین نقطه آغازی دارد، در برهه ای از تاریخ گسترش می یابد و در مقطعی دیگر چه بسا به انحطاط کشیده شود. در رشد تاریخ ادیان، به تحلیل و بررسی علل و عوامل پیدایش و زایش ادیان و نیز گسترش یا افول آن ها توجه می شود. پیامدها و دستاوردهای هر مرحله ای از مراحل دین در جریان تاریخ و نقش ادیان در فرهنگ سازی، از دیگر مباحث این محدوده علمی است.(۱۷) نگاه تاریخی به دین و توجه به سیر تاریخی آن در غالب مطالعات دینی ملحوظ واقع گشته است. اما اهمیت و اعتبار نگاه تاریخی به دین، به دلیل صحت و اعتبار آن نیست، بلکه بیش تر به این دلیل است که براساس یک فرض اساسی پذیرفته و رایج، برای شناخت درست هر چیزی باید از پیشینه و سیر و سرگذشت و تاریخ آن آگاه بود. به عبارت دیگر، برای شناخت درست هر پدیده ای دانستن منشأ پیدایش آن و تاریخ ظهور و پیدایش آن ضرورت دارد. بر اساس این دیدگاه، معنا و ماهیت دین را تنها در سیر تاریخی آن می توان شناخت. از همین روست که مشاهده می کنیم مهم ترین آثاری که طبق این رهیافت نگاشته شده، وظیفه عمده خود را بررسی سیر تاریخی دین و تعیین و شناخت منشأ پیدایش آن دانسته و این هدف را دنبال کرده اند. کوشش برای شناخت و یافتن منشأ پیدایش دین، با ظهور مردم شناسی و نظریه تکاملی داروین به اوج خود رسید و در آثار و تحقیقات دین شناسانی مانند تیلور، مولر، فریزر و واشمید انعکاس یافت و به تدریج دین شناسی با شناخت و مطالعه تکامل انسان مترادف گشت. برای مثال، از دیدگاه تیلور شناخت تاریخ ادیان رشته دین پژوهشی عبارت بود از شناخت سیر تکامل عقلانیت بشری.(۱۸)
این مکتب تلاش دارد که در مطالعه ادیان، ریشه و رشد اندیشه ها و مؤسسه های دینی را در مقاطع توسعه تاریخی مشخص دنبال کند و بر نقش نیروهایی که مذهب با آن ها در طول این مقاطع تاریخی مبارزه داشته است، تأکید می کند. این روش مطالعه، باید با قدیمی ترین فصل تاریخی میسور در تاریخ انسان، کار خود را آغاز کند. اِ. اُجیمز، از دین شناسان مشهور، پیرو این مکتب است. وی بر مطالعه ادیان و ریشه های آن ها تأکید می ورزد. در نیمه دوم قرن حاضر، مطالعات و تحقیقات بسیاری از تمدن های نخستین در خاور نزدیک و هند و افریقای شرقی و افریقا و اروپا به عمل آمده است که برای مورّخان پیشین، قابل دسترسی نیست. تقریبا، هیچ مذهبی وجود ندارد که توسعه تاریخی آن به وسیله کار علمی چند نسل از دانشمندانی که در مکتب تاریخ گرایی کار کرده اند، مورد توجه نباشد. نه تنها مطالعه گذشته دین تعقیب شده، بلکه تأمّلات عالمانه ای در مورد نیروهای درونی و فازها و اهداف توسعه تاریخی نیز مبذول شده است.(۱۹)
۴. دین شناسی تطبیقی
دین شناسی تطبیقی یا مطالعه تطبیقی ادیان در اواخر قرن نوزدهم به عنوان مفهومی مترادف با علم دین رواج یافت. این رشته با به کارگیری روش مقایسه ای در زمینه مفروضات فراهم آمده توسط ادیان جهانی در گذشته و حال متمرکز گردید.
به گفته یکی از دانشمندان، وظیفه دین شناسی تطبیقی عبارت است از کنارهم قراردادن ادیان مختلف به منظوربررسی و مقایسه دقیق آن ها. این کار ممکن است موجب ارزیابی معتبری از اظهارات و ارزش های خاص آنان گردد… .(۲۰)
دانش دین شناسی تطبیقی، که گاهی به آن «تاریخ ادیان» نیز اطلاق می شود، دانش نسبتا جوان و نوپاست که در مغرب زمین ظهور کرده و همواره از پویایی و بالندگی خاصی برخوردار بوده است، به ویژه در روزگار ما شاخ و برگ ها و فروع و شعبه های بسیاری گرفته که رسیدن به مرحله اجتهاد و تخصص در هر یک از آن ها خود محتاج عمری جداگانه است. این رشته نیز مانند بسیاری از دانش های دیگر، از فرزندان عصر روشنگری است و پیدایش آن به اواخر قرن نوزدهم می رسد. یواخیم واخ، دین شناس و جامعه شناس نامدار معاصر، در کتاب مطالعه تطبیقی دین، درباره تاریخچه، وضعیت کنونی و آینده رشته ادیان چنین می نویسد: «قرن حاضر به پایان نخواهد رسید مگر آن که شاهد تأسیس دانش یک پارچه و یک دستی باشد که اکنون اجزایش پراکنده است؛ دانشی که قرن های گذشته وجود نداشته و هنوز نیز تعریف آن به درستی روشن نیست، دانشی که شاید برای نخستین بار دانش دین شناسی نامیده خواهد شد.»(۲۱)
۵. مردم شناسی
مردم شناسی علم زندگی اجتماعی انسان در مراحل ابتدایی است؛ شناخت علمی رشد و تکامل زیستی و اجتماعی انسان از طریق مطالعه و تحقیق در بقایا و آثار انسان های نخستین و زندگی جوامع ابتدایی است. اصطلاح انتروپولوژی، از دو کلمه یونانی Anthropos به معنی انسان، و Logos به معنی دانش، ترکیب یافته و برای نخستین بار در آثار ارسطو، فیلسوف یونانی، به صورت Anthropologue، یعنی کسی که در شناخت انسان می کوشد، به کار رفته است. امروزه از آن به «شناخت انسان»، یا «مردم شناسی» تعبیر می شود.(۲۲)
رهیافت مردم شناختی به دین، به عنوان یک حوزه یا رشته دستگاه مند، ریشه های عمیقی در فرهنگ غرب دارد. پیشینه این امر را می توان به روشنی تا آثار مورّخان قوم شناس یونانی واسلاف رومی آنان دنبال کرد. البته، برخی جریان های مهم در اندیشه اروپایی قرن هجدهم وجود داشت که قایل به تجّزی و تنوع فرهنگ ها و سیر مترقی فرهنگ و دین بوده است. این ترقی گرایی فلسفی، پیش درآمد تکامل گرایی اجتماعی و زیستی قرن نوز
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.