تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل دروغ به همسر و فرزند جایز یا عدم جواز؟! – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل دروغ به همسر و فرزند جایز یا عدم جواز؟! شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل دروغ به همسر و فرزند جایز یا عدم جواز؟!:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل دروغ به همسر و فرزند جایز یا عدم جواز؟! به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دروغ به همسر و فرزند جایز یا عدم جواز؟! به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دروغ به همسر و فرزند جایز یا عدم جواز؟! با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل دروغ به همسر و فرزند جایز یا عدم جواز؟! با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل دروغ به همسر و فرزند جایز یا عدم جواز؟! با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل دروغ به همسر و فرزند جایز یا عدم جواز؟! را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دروغ به همسر و فرزند جایز یا عدم جواز؟! :

صداقت به مثابه ارزشی اخلاقی

یکی از وجوه مشترک دعوت پیامبران الهی، دعوت به صداقت و پرهیز از بی صداقتی و دروغ بوده است. صداقت لازمه شناخت خود، معایب خویش و کوشش برای رهایی از کاستی های خود و تحقق خود یا خودشکوفایی است. کسی که با خود و دیگران صادق نباشد، نه خود را می شناسد و نه دیگران را و در همان حال هم خود را فریفته است و هم دیگران را؛ چرا که تصویری نادرست به خود و دیگران نموده است و این سدی است در برابر کمال. از این رو، یکی از اصول مشترک همه ادیان تأکید بر صداقت و دوری از خودفریبی یا دیگرفریبی است. در این مسئله تفاوتی میان ادیان ابراهیمی یا ادیان غیر ابراهیمی نیست. همه ادیان به یکسان صداقت را ارج می نهند و دروغ و بی صداقتی را مانع کمال دانسته محکوم می کنند.

تأکید بر صداقت و نفی دروغ در سنت پیامبر(ص)

تأکید بر صداقت در سخنان و رفتار رسول اکرم(ص) چنان بوده است که به نام «امین» ملقّب شده است و به پرهیز از دروغ نامور بوده است؛ تا آنجا که سخنی به دروغ از دهان شان خارج نشده است. ایشان صداقت را بنیاد نجات و رستگاری مردم دانسته و به گونه های مختلفی بر این نکته انگشت تأکید نهاده است. ایشان در جایی می فرماید: «ایّاکم و الکذب فان الکذب مجانب للایمان؛ از دروغ بپرهیزید که دروغ با ایمان ناسازگار است.»

همچنین ریشه گیاهان را در دروغ دانسته می فرماید: «الکذب یسقی اصول الشر کما سقی الماء اصول الشجر؛ دروغ ریشه های شر را آبیاری می کند، همان گونه که آب ریشه های درختان را».

ایشان در نکوهش بی صداقتی تا جایی پیش می رود که می فرماید در شخص مؤمن ممکن است هر رذیلتی ریشه بدواند جر دروغ: «المؤمن ینطبع علی کل شی ء الا الکذب؛ هر خصلتی در مؤمن جایگزین می شود، جز دروغ».

به همین سبب چون از ایشان پرسیدند: آیا مؤمن زنا می کند؟ ایشان فرمود: ممکن است گاه چنین باشد. باز پرسیدند که آیا مؤمن دست به سرقت می زند؟ فرمود: ممکن است گاه چنین باشد. باز پرسیدند که: آیا مؤمن دروغ می گوید؟ فرمود: «نه. کسانی دروغ پردازی می کنند که به خدا ایمان ندارند».

از آنجا به نظر حضرت رسول اکرم(ص)، دروغ و بی صداقتی ریشه همه گناهان است، که با پرهیز از آن می توان از گناهان و رذایل دیگر نیز باز ایستاد. مردی نزد حضرت آمد و گفت: «من نماز نمی خوانم، زنا می کنم و دروغ می گویم. حال از کدام یک از آنها توبه کنم؟» ایشان فرمود: «از دروغ». بدین ترتیب آن مرد پیمان بست که زان پس دیگر دروغ نگوید. اما چون خواست زنا کند، با خود گفت که اگر رسول خدا(ص) از من پرسید که پس از آن پیمان، زنا کردی؟ در صورتی که بگویم نه، دروغ گفته ام و اگر بگویم آری، مرا حد خواهد زد. پس از این گناه باز ایستاد. و چون می خواست همچنان نماز نخواند، با خود گفت که اگر رسول خدا(ص) از من پرسید آیا نماز خوانده ای؟ چه بگویم؟ اگر دروغ بگویم که پیمان شکسته ام و اگر راست بگویم مجازات می شوم. بدین ترتیب از آن دو گناه کبیره نیز باز ایستاد. دروغ نه تنها رذیلتی اخلاقی است، بلکه بازگوی خواری و پستی روح انسان است، به همین سبب از نشانه های دلاوری، صداقت است. از این رو حضرت رسول(ص) می فرماید: «لا یکذب الکاذب الا من مهانه نفسه علیه؛ دروغگو، دروغ نمی گوید جز بر اثر خواری خودش نزد خود».

توجه به این مسئله در نزد حضرت چنان بود که ایشان دست یافتن به جوهر ایمان را در گرو پرهیز از هر گونه دروغی، حتی در شوخی، می دانستند و می فرمودند: «لا یجد عبد حقیقه الایمان حتی. .. یدع الکذب فی المزاح؛ هیچ بنده ای حقیقت ایمان را در نمی یابد، مگر آنکه دروغگویی در شوخی را واگذارد.»

و برای کسی که هر گونه دروغ را حتی در شوخی هایش واگذارد، سه خانه را در جاهای مختلف بهشت تضمین و دروغ گفتن به برادر دینی را خیانتی بزرگ قلمداد می کرد: «کبرت خیانه ان تحدث اخاک حدیثا و هو لک به مصدق و انت له به کاذب؛ خیانت بزرگی است که به برادرت سخنی بگویی که او تو را در آن راستگو بداند، اما تو در آن به او دروغ گفته باشی».

سرانجام آنکه ایشان هیچ دروغی را شایسته مسلمانان نمی دانست و از آنان می خواست تا از آن یکسره باز ایستند. برای مثال به ابوذر فرمودند که هرگز هیچ دروغی از دهانش خارج نشود و تصریح می کردند که هیچ دروغی نگفته اند.

این توجه و حساسیت به صداقت، گسترش و رواج بحث های متنوعی را در متون اخلاقی ما در پی داشته است و عالمان اخلاق، ابعاد این مسئله را به استناد نصوص دینی کاویده و ادبیات ارجمندی را به میراث نهاده اند.

دروغ مصلحتی

اما پرسشی که ذهن ما را مشغول می کند آن است که: آیا هرگز نباید دروغ گفت و آیا در موارد خاص، حتی اگر به بهای جان انسان بی گناهی تمام شود، باز باید صداقت به خرج داد و مایه مرگ کسی شد؟

به نظر نمی رسد که این تعمیم و حکم قاطع «هرگز دروغ مگو»، قابل عمل باشد و با شهود و درک عمومی ما سازگار نیست. اینجاست که همان کسانی که دروغ را پلید دانسته اند، در مواردی آن را مجاز و چه بسا واجب شمرده اند.

نخستین داستان کتاب گلستان سعدی در باره دروغ وزیری نیکخواه و صداقت کُشنده وزیری بدخواه، با این نتیجه معروف که «دروغ مصلحت آمیز، به از راستی فتنه انگیز» به نیکی نشان دهنده این شهود است.

حتی پیامبر اکرم(ص) که این همه بر صداقت و پرهیز از دروغ تأکید داشتند، در مواردی دروغ را مجاز می شمردند، که فقیهان و نیز عالمان اخلاق آنها را در کتاب های خود آورده اند.

اما جای این پرسش است که این موارد کدام است و به چه دلیل چنین استثنایی پذیرفته شده است؟ این پرسش را نگارنده به تفصیل در جای دیگری پیش کشیده و کوشیده است به آن پاسخ دهد، از این رو در اینجا از آن می گذریم.

نظر فقهاء و علمای اخلاق

برخی از علماء، دروغگویی شوهر به همسر و دروغگویی والدین به فرزندان خود را از جمله این قبیل دروغ های مجاز دانسته اند و به سود آن استدلال کرده اند. برای مثال:

«مرحوم ملا احمد نراقی» در این باره چنین می نویسد: «هر گاه زن چیزی از شوهر بخواهد که قادر نباشد یا قادر باشد، اما بر او واجب نباشد، جایز است به او وعده دهد که می گیرم؛ اگر چه قصد او نباشد گرفتنِ آن و نگیرد».

«آیت اللّه سیدرضا صدر» این مورد را مجاز شمرده آن را نشانه اهمیت زندگی زناشویی در اسلام و لازمه خوشبختی زن و شوهر دانسته می گوید: «اسلام کاخ سعادت زناشویی را همیشه برپا می خواهد و برای حفظ این کاخ که خوشبختیِ دو تن یا بیشتر در آن می باشد، وعده دادن دروغ را اجازه داده است. شوهر اگر بتواند تقاضای زن را انجام دهد، بهتر و اگر نتواند یا صلاح نداند، باز هم تلخی زندگی زن و شوهر را نخواسته است.

یک: دلایل جواز دروغ به زن

مهم ترین مستند عالمان اخلاق برای مجاز دانستن چنین دروغی احادیثی است که از رسول خدا(ص) نقل می کنند و از آنها جواز دروغگویی شوهر به زن را استنباط می نمایند. اما مهم ترین روایت در این زمینه، حدیثی است که ام کلثوم دختر عقبه بن ابی معیط از حضرت رسول نقل می کند. این حدیث، مورد قبول غالب محدثان است و در عمده منابع روایی آمده است. احادیث دیگر نیز از نظر موضوعی شباهت بسیاری با این حدیث دارند و به نظر می رسند که نقل های دیگری از همان باشند. جالب این است که از ام کلثوم دختر عقبه، تنها یک روایت در صحیحین (صحیح بخاری و صحیح مسلم) آمده که همین حدیث است و همه محدثان و عالمان اخلاق آن را قبول کرده اند و آن را در کتاب های خود آورده و شرح و تفسیر کرده اند. مضمون این حدیث آن است که رسول خدا در سه مورد دروغگویی را مجاز شمرده است: در جنگ، برای اصلاح و دروغگویی میان زوجین. متن حدیثی که وی نقل می کند به شرح زیر است:«لَمْ أَسْمَعْهُ یُرخِّصَ فی شَیْ ءٍ مِمِّا یَقُولُ النَّاسُ کِذْبا إِلاّ ثَلاث: اَلْحرْبُ وَ الإِصْلاحُ بَیْنَ النَّاسِ وَ حَدیثُ الرَّجُلِ امْرَأتَهُ وَ حَدیثُ الْمَرْأهِ زَوْجَها؛ نشنیدم که ایشان [رسول خدا] از مواردی که مردم در آنها دروغ می گویند، جز سه مورد را مجاز شمرده باشد: در جنگ، برای اصلاح میان مردم و سخن شوهر به زن خویش و سخن زن به شوهر خود.»

این حدیث با همه شهرتی که دارد، با الفاظ متفاوتی نقل شده است. گاه به نظر می رسد که این سه مورد را رسول خدا(ص) معین ساخته و گاه الفاظ روایت به گونه ای است که گویا ام کلثوم از سخنان حضرت چنین دریافته است که در این سه مورد دروغ رواست و در نتیجه این الفاظ از اوست؛ برای مثال شارح «ریاض الصالحین» هنگام نقل این حدیث و شرح آن می گوید که مقصود ام کلثوم از سه مورد: جنگ و. .. است. با این حال این حدیث را عالمان شیعه و اهل سنت قبول کرده اند و به گفته مرحوم محمدباقر مجلسی، مضمون آن مورد اتفاق فریقین (= شیعه و اهل سنت) است. تقریبا همه محدثان اهل سنت این حدیث را نقل کرده و مضمون آن را پذیرفته اند، از جمله: بخاری، احمد حنبل، مسلم، ابوداود، ترمذی، طیالسی، عبدالرزاق، ابن حبان، طبرانی و بیهقی، همچنین در کتاب «المجالسه و جواهر العلم» طی سه صفحه بیش از پنجاه منبع ـ که این حدیث در آن آمده ـ معرفی شده است. همین حدیث را دیگران با الفاظ زیر از ام کلثوم نقل می کنند:

«ما سَمِعْتُ رَسُولَ اللّه یُرَخِّصَ فی شَیْی ءٍ مِنَ الْکذبِ إِلاّ فی ثَلاث. کانَ رَسُولُ اللّه یَقُولُ: لا أعِدُّهُ کاذِبا الرَّجُلَ یُصْلِحُ بَیْنَ اثْنَیْنِ یَقُولُ الْقَوْلَ لا یُریدُ بِهِ إِلاّ الاْءِصْلاحَ وَ الرَّجُلُ یَقُولُ الْقَوْلَ فِی الْحَرْبِ وَ الرَّجُلُ یُحَدِّثُ امرأتَهُ وَ ألمَرْأهُ تُحَدِّثُ زَوْجَها؛ نشنیدم رسول خدا چیزی از دروغ را مجاز شمرد مگر در سه مورد: رسول خدا(ص) می فرمود: «دروغگویش نمی شمارم، مردی را که میان دو تن آشتی برقرار می کند و سخنی می گوید که از آن جز اصلاح مقصودی ندارد و کسی که در جنگ سخن می گوید و مردی که با زن خود سخن می گوید و زنی که با شوهر خود سخن می گوید.»

اگر دقت کنیم، در این حدیث فقط مضمون، ثابت است و تقریبا بیشتر الفاظ این حدیث با حدیث قبل تفاوت می کند و تعابیر به کار رفته در آن چندان واضح نیست که مجددا به آن خواهیم پرداخت.

دیگران نیز احادیثی با همین مضمون از رسول خدا(ص) نقل کرده اند، که بعضی از آنها تنها دو نوع دروغ را مجاز دانسته اند، با این حال این حدیث مشهورتر است، از این رو همین روایت را مبنای بحث خود قرار می دهیم، اما پیش از تحلیل این حدیث، اشاره ای به شخصیت ام کلثوم مناسب است.

ام کلثوم، خواهرِ مادریِ عثمان بن عفان، خلیفه سوم، است که در آغاز بعثت به پیامبر(ص) ایمان آورد و در سال هفتم بعثت به حبشه هجرت کرد. گویند او نخستین زن قرشی بود که با پیامبر اکرم(ص) بیعت نمود. ابتدا با زید بن حارثه ازدواج کرد و پس از شهادت او در جنگ موته، به همسری زبیر بن عوام در آمد و چون از او جدا شد، با عبدالرحمان بن عوف ازدواج کرد و سرانجام به ازدواج عمرو بن عاص در آمد و در دوران خلافت امام علی(ع)، درگذشت. در کتاب بخاری و کتاب مسلم جز این حدیث، از او حدیث دیگری نقل نشده است. تذکره نویسان نیز در نقد و قدح او چیزی ننوشته اند و حدیث او را با دیده قبول نگریسته اند.

جز این روایت، روایات دیگری در این زمینه وجود دارد که پاره ای از آنها در اینجا ذکر می شود:

۱.ابن شهاب می گوید:«وَ لَمْ أَسْمَعْ یُرَخَّصُ فی شَی ءٍ مِمَّا یَقُولُ النَّاسُ کِذْبا إِلاّ فی ثَلاثٍ: الْحَرْبُ وَ اْلإصْلاحُ بَیْنَ النَّاسِ وَ حَدیثُ الرَّجُلِ امْرَأتَهُ وَ حَدیثُ المَرْأهِ زَوْجَها؛

نشنیده ام که در آنچه مردم دروغ می گویند، جز سه مورد جایز باشد: جنگ، اصلاح میان مردم و گفتگوی مرد با زنِ خود و گفتگوی زن با شوهرِ خویش.»گفتنی است که این روایت، همان است که ام کلثوم آن را نقل کرده و برخی معتقد هستند که ابن شهاب آن را از ام کلثوم نقل می کند، اما نکته مهم آن که مُسلم نیشابوری ـ از راویان بزرگ اهل سنّت و صاحب کتاب صحیح مسلم ـ بر آن است که بخش سوم را به حدیث نبوی افزوده اند؛ و گرنه اصل حدیث تنها دو مورد را ذکر می کند: جنگ و اصلاح میان مردم.

۲.اسماء بنت یزید از رسول خدا(ص) نقل می کند که ایشان فرمود:

«لا یَحِلُّ الْکَذِبُ إِلاّ فی ثَلاثٍ: یُحَدِّثُ الرَّجُلُ إِمْرَأتَهُ لِیُرْضِیَها وَ الْکَذِبُ فی الْحَرْبِ وَ الْکَذِبُ لَیُصْلِحَ بَیْنَ النَّاسِ؛دروغ روا نیست، جز در سه مورد: مرد با زن خود گفتگو می کند تا خشنودش سازد، دروغ در جنگ و دروغ برای آنکه میان مردم اصلاح کند.»همین حدیث را بیهقی از اسماء بنت یزید با همین مضمون ـ اما با الفاظی متفاوت ـ این گونه نقل می کند:«لا یَصْلُحُ الْکَذِبُ إِلاّ فی ثَلاثٍ: الرَّجُلُ یَکْذِبُ لاِمْرَأتِهِ لِتَرْضی عَنْهُ أوْ إِصْلاحٌ بَیْنَ النَّاسِ أوْ یَکْذِبُ فی الْحَرْبِ؛

دروغ به صلاح نیست، جز در سه مورد: مرد برای زنِ خود دروغ گوید تا زن از او خشنود شود یا اصلاح میان مردم یا آنکه در جنگ دروغ بگوید.»نواس بن سمعان نیز همین حدیث را از رسول خدا(ص) با این الفاظ متفاوت نقل می کند:«إِنَّ الْکَذِبَ لا یَصْلُحُ إِلاّ فی ثَلاثٍ: الْحَرْبُ، فَإِنَّها خُدْعَهٌ وَ الرَّجُلُ یُرْضیِ اِمْرَأتَهُ وَ الرَّجُلُ یُصْلِحُ بَیْنَ النَّاسِ؛

دروغ به صلاح نیست، جز در سه مورد: جنگ، چرا که نیرنگ است و مرد زن خود را خشنود می سازد و شخصی که میان مردم اصلاح می کند.»احادیث دیگری نیز مضمونی از این دست دارند. لیکن همین مقدار برای طرح بحث کافی است. در باره اختلاف الفاظ و سند این احادیث بحثی نمی کنیم، چرا که این بحث خارج از حوزه این نوشتار است. از آنجا که مضمون این حدیث و احادیث مشابه آن مقبول عالمان اخلاق و فقیهان بوده است، به بررسی دلالت های آن و ملاک استثنا بسنده می کنیم.

با این همه، از مقایسه این سه حدیث به دو نتیجه مختلف، اما بسیار مهم و کلیدی می رسیم.

مقصود از دروغ به زن

در بیان مقصود از دروغ به زن غالبا دو مطلب را ذکر کرده اند:

الف) مقصود از دروغ، وعده های غیر جدی است.

ب) مقصود از دروغ، ابراز محبت و مبالغه در آن است.

الف) مقصود از دروغ، وعده های غیر جدی است

زندگی خانوادگی همیشه بر وفق مراد طرفین نیست و در موارد بسیاری، مرد از زیر بار تعهداتی که باید به جای آورد یا بهتر است به جای آورد، شانه خالی می کند و همین باعث آشفتگی و به هم ریختگی خانواده می شود. زن نیز گاه توقعاتی بحق و ناحق دارد که خواستار انجام آنها می شود، اما مرد در شرایطی است که نمی تواند آنها را برآورده سازد. حال یا باید سفت و سخت در برابر خواسته های زن خود بایستد و یا با وعده ای دروغین و «چشم» گفتنی خشک و خالی، یک غائله خانوادگی را ختم کند. گِرِهی که با دست می توان گشود با دندان نمی گشایند، بنابراین از باب تسهیل زندگی خانوادگی و برای پیشگیری از مشکلات حل نشدنی، مرد مجاز است به زنِ خود وعده های دروغین بدهد. سیدنعمت اللّه جزائری از یکی از استادان شوخ طبع خود نقل می کند که می گفت: آدم زن دار چشم و پایش از او سخت در رنج هستند، چون که هر گاه بخواهد از خانه بیرون آید، زنش به او می گوید فلان چیز را بخر. او نیز به نشان وعده دادن، دست بر چشم می گذارد؛ اما چون دست خالی باز گردد، زنش از وی می پرسد که آنچه خواستم چرا نیاوردی؟ و او نیز دست بر پایش می کوبد و می گوید یادم رفت و فراموش کردم و. .. بدین ترتیب با وعده ای دروغین از یک دعوای خانگی پیشگیری می کند.

نراقی نیز، مقصود از دروغ گفتن را وعده دروغ دادن می داند. آیت اللّه کنی هم عنوان «وعده به خانواده و همسر» را به کار می برد و می گوید: «در چنین وضعی مرد بر سر دو راهی قرار می گیرد: یا باید با برخورد منفی و رد صریح در برابر خواسته های آنان موضع گیری کند و یا با برخورد امیدوارکننده و وعده های مصلحتی و غیر جدی تا حدودی آنها را راضی و قانع سازد. حال با توجه به اینکه پاسخ منفی و تند جز جریحه دار شدن عواطف و تزلزل ارکان خانواده سرانجامی ندارد، ناگزیر اجازه داده شده است که از روش دوم استفاده شود.»

مصطفی سعید نیز، در تفسیر عبارت «گفتگوی مرد با زن خود» می نویسد: «یعنی به او وعده ای دهد که شاد و خرسندش سازد.» خطابی نیز، در اینجا دروغ را به معنای وعده دادن به همسر می داند و آن را لازمه دوام زندگی خانوادگی می شمارد.

سخن کوتاه، کسانی بر آن رفته اند که مقصود از دروغ در اینجا، وعده دادن به زن و امیدوار کردن او به زندگی خانوادگی و آینده روشن آن است.

دو نکته

در این مورد دو نکته گفتنی است:

نخست: کسانی با قبول اینکه وعده دروغ، نوعی دروغ به شمار می رود بر آن هستند که در اینجا نیز باید از دروغگویی صریح خودداری کرد و معتقدند در حالی که مرد خود را ناچار می بیند به زن خود وعده ای دروغین بدهد، باید به گونه ای توریه کند؛ مثلاً اگر می گوید: برایت پیراهنی خواهم خرید، در همان حال چنین نیت کند: «اگر خدا بخواهد.» بدین ترتیب از دروغ گفتن، خود را رهانده است.

دوم: برخی کسان، اساسا وعده دروغ را از مقوله دروغ اصطلاحی بیرون می شمارند و می گویند دروغ، صفت خبر است، نه انشاء. به این معنا که دروغ در باره گزاره های اخباری صادق می آید، لذا اگر کسی به فرض مدعی شد که زمین مربع است، دروغ گفته است. زیرا خبری بر خلاف واقع داده است. اما اگر کسی گفت می خواهم زمین مربع باشد، در حقیقت از آرزو یا خواست خود خبر داده و به تعبیر دقیق تر خواستی را «انشاء» کرده است و در اینجا نمی توان او را به دروغگویی متهم کرد. وعده دادن نیز از مقوله انشاء به شمار می رود، از این رو تعبیر دقیق آن «وعده دروغین» نیست، بلکه باید گفت «وعده غیر جدی»؛ در نتیجه در این مورد اساسا با دروغ مواجه نیستیم و این مقوله تخصصا از مصادیق دروغ بیرون است. مرحوم آیت اللّه خویی با مجاز شمردن وعده دروغین به زن، می گوید که اگر این وعده به صورت انشاء صادر شده باشد، اساسا از موضوع دروغ بیرون است و اگر به عنوان اِخبار باشد، دروغ حرامی است که به شکل وعده بیان شده است. طبق این تفکیک، اگر کسی به زنِ خود به دروغ وعده دهد که سال آینده برایت گردن بند برلیانی خواهم خرید و مقصودش آن باشد که تصمیم دارد یا می خواهد یا در صدد آن است که چنین کاری را بکند ـ البته ظاهرا؛ و گرنه قلبا فقط خواسته است وعده ای دهد ـ در این صورت وعده دروغین است و مجاز به شمار می رود، اما اگر مقصودش آن باشد که در ظرف زمانی سال آینده چنین وعده ای محقق خواهد شد ـ و خودش چنین مطلبی را احراز نکند ـ در این صورت دروغ حرامی است که به صورت وعده بیان شده. آیت اللّه مهدوی کنی، این نظر را چنین توضیح می دهد:

«وعده، نوعی تعهد و التزام است و تعهد و التزام از مقوله انشاست، نه اِخبار؛ بنابراین وعده به همسر تخصّصا از مصادیق دروغ بیرون است، زیرا صدق و کذب مربوط به خبر است و مقوله انشاء از دایره صدق و کذب خارج است. .. و تعبیرِ صحیح، وعده غیر جدی است، نه وعده دروغ. و چون وعده غیر جدی تعهدآور نمی باشد، تخلف از آن اشکال و گناهی ندارد و در حقیقت این گونه وعده، دروغ نیست.»

ایشان پس از بیان این تفسیر، به بررسی و نقد آن می پردازد و با استناد به آیات قرآن و عرف زبانی، به این نتیجه می رسد که:

«وعده دروغ، از مصادیق واقعی دروغ است و کسی که بدون جدّ وعده می دهد، در تعهد خود دروغگو است، زیرا اظهارش با اِسرار و آشکارش با نهان مطابقت ندارد، چه آن را به صورت خبر از آینده و چه به عنوان انشای تعهد بپذیریم.»

بر این اساس باید گفت وعده دروغین واقعا دروغ است، اما در اینجا مجاز شمرده شده است، نه اینکه اساسا دروغ نباشد.

ب) مقصود از دروغ، ابراز محبت و مبالغه در آن است

نیازهای خانوادگی، به نیازهای مادی منحصر نیست و زن در کنار آن، نیازهایی روحی دارد که تنها از طریق ابراز محبت و عشق برطرف می شود، از این رو وجود عشق و محبت برای دوام زن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *