تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل دست نیاز به سوی قرآن و روایات، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل دست نیاز به سوی قرآن و روایات شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل دست نیاز به سوی قرآن و روایات در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل دست نیاز به سوی قرآن و روایات با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل دست نیاز به سوی قرآن و روایات نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل دست نیاز به سوی قرآن و روایات هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل دست نیاز به سوی قرآن و روایات اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دست نیاز به سوی قرآن و روایات :

مقدّمه

دین برنامه صحیح زندگی از سوی خداست و بهره مندی کامل از این برنامه الهی و وفاداری به آن در گرو تسلیم علمی و عملی نسبت به معارف و دستورات دینی است. این مهم در صورتی مقدور خواهد بود که مشخص شود وظایف الهی دین باوران کدام است و دانشوران مؤمن در کدام بحث علمی باید به دین و متون دینی مراجعه کنند و داده های دین را محک و داور صحت و سقم یافته های عقلی و تجربی خود قرار دهند. گرچه قلمرو و کارایی دین همواره مورد توجه بوده، ولی در سایه سؤالات و شبهات جدیدی که زاده عصر نوین و انسان مدار امروزند که اغلب از جوامع دیگر به جامعه اسلامی به ارمغان آمده اند قلمرو شناسی دین

(۱)

و توانایی متون دینی در این باب، چندی است با رویکردی نو در مجامع دینی و علمی کشور ما مطرح شده و در کشاکش پاسخ های گوناگون گرفتار آمده است. قلمرو دقیق دین جز با استفاده از روشی صحیح و مطمئن معلوم نمی گردد. به رغم تلاش در خور توجه اندیشمندان دین باور در این باره، زمینه پژوهش همچنان باقی است. آنچه تقدیم می شود پژوهش مختصری است که در پی کشف روش صحیح قلمرو شناسی دین و نقش قرآن و روایات در این باره است

.

راه های کشف قلمرو دین

از سه منظر ممکن است بتوان در جست وجوی کشف قلمرو دین بود: یکی برون متنی (قرآنی و روایی) که با سنجش های تجربی، تاریخی و عقلی صورت می گیرد. دوم درون متنی که با بهره گیری از قرآن و روایات انجام می پذیرد. سوم تلفیقی از برون متنی و درون متنی. هر کدام از این روش های کلی روش های فرعی متعددی در خود دارد که به اجمال در ذیل می آیند

:

۱.

روش های برون متنی

الف. انتظار از دین (روش انسان شناسی)، از طریق بررسی نیازهای انسان و انتظارات او از دین؛

ب. روش بسط تاریخی، از راه مطالعه در تاریخ دین و نقش آن در جوامع اسلامی؛

ج. روش برهانی و فلسفی، از راه دلایل نیاز انسان به دین و ضرورت بعثت پیامبران؛

د. روش های استقرایی، از طریق سؤال از کسانی که به دین گرویده یا از دین روی گردان شده اند و یا دین خود را عوض کرده اند

.

۲.

روش های درون متنی

الف. روش مراجعه به آیات و روایاتی که در صدد بیان محدوده دین هستند؛ مانند بررسی آیات مربوط به اهداف یا قلمرو رسالت انبیا و قلمرو دین؛

ب. بررسی موضوعی تمام آیات قرآن و روایات

.

۳.

روش تلفیقی

راه سوم چنان که گفتیم استفاده از هر دو روش بیرون و درون متنی است که با روش برون متنی کلیات امور مربوط به قلمرو دین به دست می آید، اما برای شناخت تفصیلی قلمرو دین، باید به قرآن و روایت رجوع کرد؛ مثلاً، با استفاده از علوم برون متنی می فهمیم دست کم، کلیات هر چیزی که انسان برای رسیدن به هدف آفرینش خویش (کمال) نیاز دارد، باید در دین بیان شود. اما این را که چه اموری برای کمال انسان ضرورت دارد، باید از قرآن و روایات جست وجو کرد. به عبارت دیگر، عقل انسانی به اجمال درک می کند که انسان برای رسیدن به سعادت و کمال آفریده شده، ولی این که چگونه باید زندگی کند تا به سعادت اخروی برسد، به رغم پاره ای ادراکات استقلالی عقل، خارج از درک مجاری عادی شناخت (حس، عقل و تجربه) است. دانش عادی انسان رابطه دنیا و آخرت را نمی تواند به تفصیل کشف کند، اما در عین حال، می فهمد که پاسخ تفصیلی این پرسش ها را فقط وحی الهی می تواند بیان کند

.

فرق روش های درون متنی (روش های دسته دوم) و روش تلفیقی (روش سوم) فقط در این است که روش سوم برای ضرورت رجوع به کتاب و سنّت برای به دست آوردن قلمرو دین، دلیل عقلی یا توجیه عقلانی بیان می کند، اما هر دو برای به دست آوردن قلمرو دین به طور تفصیلی و دقیق، به ضرورت مراجعه به قرآن و روایت تأکید دارند

.

۱.

نیاز به قرآن و روایات در قلمرو شناسی دین

اگر اثبات شود روش های برون متنی در تعیین قلمرو دین کافی و وافی به مطلوبند و با این روش ها می توان به طور دقیق قلمرو دین را مشخص نمود، دیگر استفاده از روش های درون متنی چندان ضرورتی نخواهد داشت؛ به ویژه این که کتاب و سنّت گاه نیاز به تفسیر دارند و برخی از آیات دارای وجوه متفاوت تفسیری اند. اما اگر به عکس، نارسایی روش های برون متنی ثابت شود، برای تعیین قلمرو دین باید به سوی قرآن و روایت دست نیاز برد

.

با عنایت به این که نقد و بررسی همه روش های شیوه برون متنی از حوصله یک مقاله خارج است، فقط روش «انتظار از دین» مورد نقد و بررسی قرار می گیرد و در عدم کفایت دو روش دیگر، به بیان دو نکته اکتفا می شود

:

نکته اول: با تحلیل نقش تاریخی دین در جوامع اسلامی، نمی توان قلمرو دین را به دست آورد؛ زیرا آنچه در جامعه مورد آزمون قرار می گیرد، فهم یا فهم هایی از دین است که مردم به آن عمل می کنند. و در صورتی نتایج این آزمون را می توان به پای دین نوشت که اولاً، فهم ها صحیح و مصون از خطا باشند (که این امر با قواعد و شرایط خود ممکن است.) ثانیا، همگان به فهم صحیح از دین، با انقیاد کامل عمل کنند. به هر حال، هرجا این دو شرط به همراه یکدیگر تحقق پیدا کند، مانند آنچه در زمان خود پیامبراکرم واقع گردید، می تواند بیانگر قلمرو دین باشد. تاریخ نشان می دهد دین در این شرایط به نحو نیکویی کارایی خودش را نشان داد و مسلمانان به رشد و بالندگی درخوری دست یافتند، اما هزار افسوس که در بیش تر اوقات همواره یکی از این دو شرط، یا هر دو مفقود بودند و با وجود امامان معصوم علیهم السلام ، مردم تسلیم دین نشده و پیرو آن ها نبودند و رهبری علمی و اجتماعی جز چندین سال دوران خلافت حضرت علی علیه السلام ، به دست نااهلان افتاد و از مسیر خود منحرف شد و به نام اسلام علیه آن تلاش کردند؛ مسلمانان از اهداف اسلام فاصله گرفتند و در نتیجه، انحطاط مسلمانان آغاز و روز به روز از عظمت آن ها کاسته شد. ولی با این حال، چندین قرن مسلمانان در سایه عمل به اسلام گرچه ناقص نسبت به ملت های دیگر پیشرو بودند

.

گوستاولوبون یکی از دانشمندان غربی، با اعتراف به برتری علمی جوامع مسلمان از جوامع غربی طی چندین قرن می گوید: تقریبا قریب ۵ الی ۶ قرن، تنها کتاب های علمی، که در دانشگاه های اروپا تدریس می شدند، همان کتاب هایی بودند که از زبان های عربی به لاتین ترجمه شده بودند

.(۲)

وی این عظمت مسلمانان را در سایه عمل به قرآن و شریعت اسلام می داند

.

ویل دورانت نیز اسلام را طی پنج قرن (از سال ۸۱ تا ۵۹۷ ه.ق) از لحاظ نیرو، نظم، بسط قلمرو حکومت، تصفیه اخلاق و سطح زندگانی، پیشتاز جهان معرفی می کند

.(۳)

نکته دوم: رویکرد بیرونی به مسأله قلمرو دین در مورد اسلام سابقه چندانی ندارد و حتی قلمرو دین به عنوان یک مسأله مستقل برای عالمان مسلمان پیشین مطرح نبوده است، بلکه آن را در میان مباحث دیگر مانند ضرورت و هدف بعثت انبیا مطرح کرده اند. به همین دلیل، هر کدام به بخشی از قلمرو دین اشاره دارند. حکما بیان قانون و عدالت اجتماعی را،

(۴)

و عرفا شناخت خدا و سیر و سلوک الی الله را،

(۵)

و متکلّمان بیان تکالیف شرعی را هدف انبیا دانسته اند

.(۶)

با استفاده از این روش، نمی توان قلمرو دقیق دین را به دست آورد. علل یا دلایل نیاز انسان به دین، قلمرو آن را معیّن نمی کنند؛ زیرا شاید بخشی از آنچه اسلام فرموده است از باب تفضل باشد، نه ضرورت. به علاوه، این روش بر عدم صحّت روش های درون متنی دلالت نمی کند

.

نارسایی روش «انتظار از دین

»

طبق روش «انتظار از دین»، دین برای پاسخ گویی به نیازهای انسان آمده است. بنابراین، قلمرو دین را انتظارات انسان تعیین می کند. توضیح این که با آغاز عصر روشنگری در غرب و پیشرفت علوم تجربی که هر کدام بخشی از طبیعت و انسان را کاویدند، و نیز به میدان آمدن فلسفه جدید که به نقد سنّت پرداخت از یک سو، و نارسایی های موجود در مسیحیت و کتاب مقدّس از سوی دیگر، این سؤال برای عالمان مسیحی پیش آمد که «انتظار بشر از دین چیست؟» و «انتظار از کتاب مقدّس کدام است؟» چون آیین مسیحیت و کتاب مقدّس در جوهر خود این آمادگی را داشت که عرصه علم و مسائل اجتماعی را به دانش بشری واگذارد، دانشوران مسیحی در این عصر تلاش نمودند قلمرو علم و تفکر را از قلمرو دین و کتاب مقدّس جدا ساخته، دست دین را از عرصه های تفکر و علم کوتاه کنند. برای نمونه، گالیله می گوید: به نظر من، در بحث از مسائل فیزیکی، ما باید بنای کارمان را نه بر اعتبار نصوص مقدّسه، بلکه بر تجارب حسّی و براهین ضروری بگذاریم

.(۷)

با طرد روش «درون دینی» در قلمروشناسی دین در مسیحیت که نتیجه دادن نقش اساسی به انتظارات مفسّر در بهره گیری از متون دینی بود، سعی شد، حقیقت دین محدود به گوهر آن، و این گوهر نیز منحصر در امور اخروی و خارج از قلمرو دانش بشری معرفی شود. در نتیجه، دین عرصه علم و اجتماع را به دانش بشری سپرده و خلوت نشینی دل ها و کلیساها را پذیرفت. طرح مسأله «انتظار از دین» در میان اندیشمندان کشور ما واکنش های گوناگونی را به دنبال داشته است: کسانی آن را ناصحیح می دانند،

(۸)

برخی نیز به جای سؤال از نقش متون مقدّس، در پاسخگویی به فراخوانی دینی به انسان را مطرح می کنند

.(۹)

در مقابل، کسانی آن را تنها روش به دست آوردن قلمرو دین و کتاب و سنّت می شمارند

.(۱۰)

به نظر می رسد، از طریق تعیین انتظار از دین، نمی توان قلمرو دقیق دین را به دست آورد. برای روشن شدن دقیق موضوع، دو صورت متفاوت مسأله را بررسی می کنیم: یکی «انسان ها از دین چه انتظاری دارند؟

»(۱۱)

و دیگری «از دین چه انتظاری باید داشت؟

»

الف. انسان ها از دین چه انتظاری دارند؟

طبق این تفسیر، انتظار انسان ها از دین یک امر درونی است و یکایک متدیّنان باید با خویشتن نگری و درون بینی به دست آورند که از دین چه انتظاری دارند و باید دین چه نیازهایی را از آن ها برآورد. برخی معتقدند: در پاسخ به این سؤال، نمی توان از دلایل عقلی و کلامی نیز کمک جست؛ چون در نهایت، صدق و کذب آن ها به این است که هر کسی به درون خود رجوع کرده، بداند که از دین چنین انتظار دارد یا نه

.(۱۲)

نقد و بررسی

با استفاده از روش انتظار بشر از دین، طبق این تفسیر نه تنها نمی توان قلمرو دین را به طور دقیق تعیین کرد، بلکه کلیات قلمرو دین نیز به دست نمی آید؛ زیرا

:

۱.

انتظار بشر از دین یک امر خصوصی خواهد بود که موجب می شود نتوان از آن در تعیین قلمرو دین استفاده کرد. به علاوه، افراد از دین انتظارات متفاوت دارند

.

۲.

تجربه نشان می دهد: اولاً، به دست آوردن این انتظارات گسترده غیرممکن یا بسیار مشکل است؛ زیرا ما از انتظارات گذشتگان و آیندگان خبر نداریم، حتی جمع آوری انتظارات انسان های موجود نیز میسّر نمی باشد. ثانیا، این انتظارات در بسیاری از موارد، در جهت ارضای حقیقت و کمال جویی برخاسته از فطرت انسانی نیستند، تا بتوان گفت: خالق فطرت بشری خداوندی است که دین را مطابق فطرتش برای هدایت او فرستاده است. پس دین باید هرچه را فطرت از آن می خواهد، براورده کند و با جمع آوری انتظارات یک گروه، بتوان آن را به تمام انسان ها سرایت داد

.

ب. از دین چه انتظاری باید داشت؟

با این نگاه به مسأله «انتظار از دین»، شناخت قلمرو دین منوط به شناخت آن دسته از نیازهای اصیل آدمی است که در جای دیگری پاسخ ندارند و شناسایی این بخش از نیازهای انسان خارج از دین صورت می گیرد؛

(۱۳)

زیرا دین برای انسان است و آدمی در دین داری محققانه (نه مقلّدانه) ابتدا تصوری از انسان محتاج به دین دارد و آن گاه آن را برای این انسان و تأمین نیاز وی برمی گیرد

.(۱۴)

بر این اساس، شناخت قلمرو دین فقط از رهگذر پاسخ به این دو سؤال امکان پذیر است: ۱. انسان چه نیازهایی دارد؟ ۲. دین در برآوردن کدام نیاز، بی بدیل است؟ پاسخ پرسش اول را باید از انسان شناسی علمی گرفت و پاسخ به سؤال دوم محتاج بررسی توانایی علوم بشری در پاسخ گویی به نیازهای انسان است. در توجیه این روش، گفته شده است: «طرح این سؤال که دین برای تأمین چه نیازی نازل شده نیز موجّه و معقول است؛ چون خدای مهربان از نزول دین، هدف معقولی داشته است و خود نیز بی نیاز مطلق است

.

پس ناگزیر باید نیاز انسان را به دین در نظر گرفته، دین را برای تأمین نیازهای او نازل کرده باشد

(۱۵)

نقد و بررسی

این دیدگاه، که مبتنی بر انسان محوری است، از مقدّمات و نتایج ذیل تشکیل شده است

:

مقدّمه اول: رویکرد انسان به دین همواره کارکردگرایانه است

.

مقدّمه دوم: دین به آن بخش از نیازهای انسان پاسخ می دهد که در جای دیگر پاسخی ندارند

.

مقدّمه سوم: انسان شناسی علمی نیازهای اصیل و انحصاری انسان را مشخص می کند

.

نتیجه اول: با شناخت نیازهای اصیل انسان از طریق انسان شناسی و توانایی علوم بشری در جواب گویی به قسمتی از نیازها، می توان قلمرو دین را تعیین کرد و از مراجعه به خود قرآن و روایات بی نیاز شد

.

نتیجه دوم: در تعیین قلمرو دین، نمی توان به قرآن و روایات مراجعه کرد؛ چون فهم آن دو در گرو تعیین انتظارات از دین است، و هر انتظاری از دین و نظریه خاص در باب قلمرو آن، فهم خاصی از آیات و روایات مربوط را به دنبال دارد و این انتظارات در بیرون از دین آشکار می شوند

.(۱۶)

در این قسمت، مقدّمات و نتیجه اول را نقد و بررسی می کنیم

:

نقد مقدّمه اول: انسان موجودی حقیقت جو: انسان ها طبق غریزه حقیقت جویی، در برخورد با دین، همانند هر چیز دیگر که ادعاهایی دارد، علاوه بر نیاز، رویکرد حقیقت جویانه نیز دارند؛ به حقّانیت و صدق دعاوی آن نیز توجه می کنند و اگر دعاوی آن را حق بیابند، به آن ایمان آورده، هر قلمروی را که برای خود اعلام کند، می پذیرند، به ویژه این که دین از حقایقی مانند وجود خداوند و صفات او و آغاز و فرجام انسان، پرده بر می دارد و به اساسی ترین پرسش های انسان پاسخ می دهد و به او می گوید: «از کجا آمده ای» و «بهر چه کاری پای در این کره خاکی نهاده ای» و «هدف تو کدام است» و «چگونه به آن هدف می توان رسید.» دین به انسان دید دیگری نسبت به جهان می دهد که آثار علمی و عملی ویژه ای به دنبال دارد. دین به صراحت اعلام می دارد: کسی که به خداوند ایمان نمی آورد و معاد را نمی پذیرد، در گرداب جهلی در می غلتد که از آن خلاصی نیست: «مَن کانَ فی هذه اَعمی فهو فِی الآخره اعمی و اَضلُّ سبیلاً» (اسراء: ۷۲) چنین کسی از نعمت ها و عنایات الهی به دور خواهد بود: «کَلاّ اِنَّهم عَن ربّهِم یومئذٍ لَمحجوبون» (مطففین: ۱۵) در عمل نیز مؤمن به دین رفتاری متفاوت با رفتار منکران دارد؛ زیرا ایمان به حقایق دینی به رفتار مؤمنان رنگ الهی و معنوی می دهد

.

علاوه بر غریزه حقیقت جویی، گرایش های نیرومند فطری، که به صورت کشش ها و احساسات ویژه ای در سرشت انسان به ودیعت نهاده شده اند، عواملی هستند که او را به سوی پذیرش دین می کشانند. قرآن می فرماید: «فَاقِم وجهَکَ لِلدّینِ حنیفا فطرتَ اللّهِ الّتی فَطَر الناسَ علَیها لا تبدیلَ لِخلقِ اللهِ» (روم: ۳)؛ پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی این دین کن؛ با همان سرشتی که خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرینش خدا تغییرپذیر نیست

.

البته باید دو حیثیت مراجعه به دین را از یکدیگر تفکیک کرد

:

الف. مردم در طول تاریخ، در اثر چه عواملی دین را باور کرده اند؟

(۱۷)

ب. مردم چرا باید دین را بپذیرند؟

ما در پی عقلانیت و بایستی و چرایی پذیرش دین هستیم. اگر تمام انسان ها با یک انگیزه خاص وحی را بپذیرند، دلیل بر عقلانیت این پذیرش نخواهد بود و هنوز جا دارد سؤال شود: چرا باید به دین روی آورد و از صحّت و سقم ادعای آن جست وجو کرد؟ علاوه بر این، شواهد تاریخی نیز نشان می دهند نه تنها عامل اصلی پذیرش دین توسط مردم پاسخ یابی به نیازها نبوده، بلکه به عکس، این کار از روی حقیقت جویی است؛ چرا که طبق بیان قرآن کریم، مردم در اولین برخورد با پیامبران، نشانه حقّانیت می خواستند. در مورد قوم حضرت نوح، عاد، ثمود علیهم السلام و مردم پس از ایشان آمده است

: «

قالوا اِنّا کفرنا بما اُرسِلتم بهِ و اِنّا لَفی شکٍّ مِمّا تدعونَنَا الیه مریبٌ … فأتونا بسلطانٍ مُبینٍ» (ابراهیم: ۹ و ۱۰)؛ گفتند: ما به آنچه شما مأموریت دارید، کافریم و از آنچه ما را بدان می خوانید سخت در شکّیم… پس برای ما حجتی آشکار بیاورید

.

مردم خود را با حادثه عظیم دین مواجه می بینند که آن ها را به سوی خویش خوانده و برای حقّانیت خود، تحدّی به هماوردی می کند و یا صاحب آن معجزه ای ارائه می دهد که دلالت بر صحّت مدعای او دارد. به علاوه، دین اعلام می کند هر کسی آن را بپذیرد و به آن عمل کند، تا ابد رستگار خواهد بود و منکران آن در بدبختی و گمراهی اند. عقل هر انسانی در چنین وضعی حکم می کند در پی دفع چنین ضرری بر آید. ائمّه اطهار علیهم السلام نیز در بحث با منکران وحی، دفع ضرر محتمل را به آن ها گوشزد می کردند

.(۱۸)

این مسأله در فلسفه دین نیز مورد توجه بوده و در فرهنگ غرب به «شرط بندی پاسکال

»

معروف است

.(۱۹)

به احتمال زیاد، پاسکال این مطلب را از دانشمندان اسلامی گرفته و منشأ آن روایات ائمّه اهل بیت علیهم السلام بوده است

.

نقد مقدّمه دوم: توانایی دین را محدود نکنیم: درست نیست گفته شود: دین برای پاسخ گویی به آن بخش از نیازها و مسائل انسانی آمده است که خارج از قلمرو دانش بشری بوده و در جای دیگر جواب ندارند؛

(۲۰)

زیرا اولاً، چنان که برخی مدافعان روش مذکور نیز اذعان دارند، نسبت بین قلمرو دین و دانش بشری از منظر منطقی، عموم و خصوص من وجه است، نه تباین؛ یعنی به برخی مسائل دین و دانش بشری هر دو پرداخته اند

.(۲۱)

ثانیا، این مقدّمه خود مبتنی بر یک دیدگاه در باب قلمرو دین است که دین را پاسخگو به نیازهای انحصاری می داند. بنابراین، این گونه استدلال بر تعیین قلمرو دین، مصادره به مطلوب است؛ زیرا در یکی از مقدّمات آن، قلمرو دین به نحوی مشخص شده است

.

ثالثا، بر این مدعا دلیلی آورده نشده است؛ بلکه اصلاً نمی توان به امتناع عقلی دخالت دین در قلمرو دانش بشری استدلال کرد. تنها دلیل آن ها این باشد که بیان دین درباره قلمرو دانش بشری لغو است. برای نشان دادن عدم صحت این سخن اثبات لغو نبودن بیان دین در این باره کافی است. اگر دین در امور مربوط به علوم بشری سخنی داشته باشد نه تنها لغو نیست، بلکه در مواردی ضرورت دارد؛ چنان که از آیات قرآن استفاده می شود

(۲۲)

و مدافعان پرشور این روش نیز معترفند

:(۲۳)

یکی از اهداف رسالت انبیای الهی، یاداوری اموری است که عقل می تواند به آن ها برسد؛ مثلاً، توحید را عقل انسانی درک می کند و فطری است، ولی دین نیز بیان کرده است

.

بیشتر مسائلی که دانش بشری به آن ها می پردازد، مورد اختلاف است. وجود مذاهب مختلف فکری و اعتقادی در جوامع بشری که هر یکی دیگر را خطا می داند دلیل بر این مدعی است. بیان دین در مورد آن امور نه تنها لغو نیست، بلکه ضرورت دارد. در مواردی که اتفاق هست، گرچه بیان دین ضرورت ندارد، ولی لغو نیست؛ زیرا بیان دین می تواند ارشاد به حکم عقل و تأیید آن بوده و اطمینان آور باشد

.(۲۴)

حضرت علی علیه السلام شکوفایی عقل های انسان ها را یکی از فواید بعثت پیامبران می شمارند: «فبَعثَ فیهم رُسُله و واتَر اِلیهم اَنبیائه لَیَسْتادُوهُمْ مِیْثاقَ فِطْرَتِهِ و یُذِکّروهم منَسِیَّ نِعمتِه و یَحتجُّوا علیهم بِالتبلیغ وَ یُثِیرُوا لَهْم دَفائِنَ الْعُقُولِ

(۲۵)

تأییدی و ارشادی بودن برخی از بیانات دین از اعتبار دینی آن ها نمی کاهد. علاوه بر این، لازمه قطعی انحصار قلمرو دین به خارج از حیطه دانش بشری نسبی بودن قلمرو دین و اختصاص دین به دانشمندان است که هیچ کدام درست نیست

.

نقد مقدّمه سوم: نیاز به دین در شناخت انسان: این روش تأکید دارد که بدون مراجعه به متون وحیانی، با استفاده از انسان شناسی

(۲۶)

تجربی و فلسفی، تمام نیازهای انسان و نیز توانایی انسان در پاسخ به بخشی از آن ها معلوم می شود. بدین سان، نیازهای خارج از قلمرو دانش بشری و در نتیجه، قلمرو دین مشخص می شود. با توجه به پیچیدگی وجود انسان و برخی ویژگی های او، انسان شناسی غیر دینی نمی تواند به تنهایی تمام نیازهای انسان را به طور دقیق کشف کند

.(۲۷)

برخی از این ویژگی ها عبارتند از

:

۱.

طبق شواهد عقلی،

(۲۸)

تجربی و نقلی،

(۲۹)

انسان علاوه بر بدن، از روح برخوردار است که غیر مادی است. قرآن می فرماید: «بَدأ خَلقَ الانسانِ مِن طینٍ ثُمّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سلالهٍ مِن ماءٍ مهینٍ ثُمَّ سَوّاهُ و نفخَ فیهِ مِن روحِه» (سجده: ۷ و ۸)؛ آفرینش انسان را از گل آغاز کرد، سپس [تداوم] نسل او را از چکیده ای از آبی پست مقرّر فرمود، آن گاه او را درست اندام کرد و از روح خویش در او دمید. شناخت این بعد انسانی، شناخت خداست که حضرت پیامبر صلی الله علیه و آله در این باره فرمود: «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ ربَّه»؛

(۳۰)

کسی که خود را شناخت، خدایش را شناخته است. دانش بشری به تمام و کمال، قادر به شناخت این بعد انسان نیست: «یَسألونَک عَن الروحِ قُلِ الروحُ مِن امرِ ربّی و ما اُوتیتم مِن العِلم الاّ قلیلاً» (اسراء: ۸۵)؛ درباره روح از تو می پرسند، بگو

:

روح از سنخ فرمان پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی داده نشده است

.

۲.

مراتب وجودی بس متعددی برای انسان مطرحند

.(۳۱)

قرآن کریم می فرماید: «لِکُلٍّ دَرَجَاتٌ مِمَّا عَمِلُوا» (انعام: ۱۳۲)؛ برای هر یک [از گروه صالحان و طالحان] براساس اعمالشان درجاتی است. وی میان دو سوی بی نهایت قرار گرفته و مراتب وجودی او از حضیض ذلّت تا سریر عزّت در نوسان است؛ از یک سو، می تواند آن چنان رشد کند که به اعلا مرتبه مقام قرب الهی برسد و از سوی دیگر، ممکن است آن چنان سقوط کند که به اسفل السافلین برود و فروتر از حیوانات شود

.(۳۲)

آدمی کو می نگنجد در جهان

در سرخاری همی گردد نهان

.(۳۳)

۳.

انسان علاوه بر زندگی دنیوی، دارای زندگی برزخی و اخروی است: «و کُنتم اَمواتا فاَحیکم ثُمّ یُمیتکم ثُمّ یُحییکم ثُمّ اِلیه تُرجَعُونَ» (بقره: ۲۸)؛ مردگانی بودید و شما را زنده کرد، باز شما را می میراند و باز زنده می کند و آن گاه به سوی او بازگردانیده می

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *