تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدّس و راهیان نور، ارزش فرهنگی و ثروت فرهنگی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدّس و راهیان نور، ارزش فرهنگی و ثروت فرهنگی شامل 86 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدّس و راهیان نور، ارزش فرهنگی و ثروت فرهنگی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدّس و راهیان نور، ارزش فرهنگی و ثروت فرهنگی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدّس و راهیان نور، ارزش فرهنگی و ثروت فرهنگی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدّس و راهیان نور، ارزش فرهنگی و ثروت فرهنگی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدّس و راهیان نور، ارزش فرهنگی و ثروت فرهنگی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدّس و راهیان نور، ارزش فرهنگی و ثروت فرهنگی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدّس و راهیان نور، ارزش فرهنگی و ثروت فرهنگی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دفاع مقدّس و راهیان نور، ارزش فرهنگی و ثروت فرهنگی :

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّهالله فی الارضین

خیلی خوش آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز، سرداران، یادگاران دفاع مقدّس، رزمندگان، جوانان پُرشور، نمونه هایی از برجستگی های ملّت ایران که قدرِ شماها را -چه قدرِ جوان ها را که گام در این راه گذاشتند و دل خودشان را با حقایق آشنا کردند، چه قدرِ سابقه داران و استخوان خُردکردگان این راه که میدان ها را در نَوردیدند، کارهای بزرگی انجام دادند و امروز هم به خدمات خود ادامه می دهند، و غالباً هم منتظر شهادتند- ملّت ایران باید بداند. [اینها] فرزندان ملّتند و ملّت قدر می دانند؛ مسئولان، کارگزاران امور کشور بایستی قدر اینها و قدر این حرف ها را بدانند.

اوّلاً تشکّر می کنم از مجموعه متصدّی و مباشر امور راهیان نور که آقای سرلشکر باقری اشاره کردند به اینکه مجموعه مدیران و دست اندرکاران و فعّالان و راهنمایان و گردش بران در این مجموعه حضور دارید؛ از همه تان تشکّر می کنم. کار بزرگی است، کار مهمّی است، کار بسیار اثرگذاری است.

یک نکته این است که ما یاد روزهای بزرگ را نباید بگذاریم به دست فراموشی سپرده بشود. روزهای بزرگ هر کشوری و هر ملّتی آن روزهایی است که یک حادثه الهی به وسیله مردم و با دست مردم در آن انجام گرفته است. ذَکِّرهُم بِاَیّامِ الله؛[۱] خداوند متعال در قرآن دستور می دهد به پیغمبر که آنها را به یاد ایّام الله بینداز. ایّام الله همین روزهای بزرگ تاریخ ساز است. خوب، هشت سال دفاع مقدّس -به یک معنا هر روزش را حساب کنیم- جزو این ایّام الله است؛ نباید بگذاریم که این حوادث به دست فراموشی سپرده بشود. قرآن ما را تعلیم می دهد؛ این یادهایی که در قرآن شده است: وَ اذکُر فِی الکِتبِ ابراهیم؛[۲] وَ اذکُر فِی الکِتبِ موسی؛[۳]وَ اذکُر فِی الکِتبِ اِدریس؛[۴] وَ اذکُر فِی الکِتبِ مَریَم؛[۵] نباید بگذاریم فراموش بشود. قرآن به ما یاد می دهد که اینها را به یاد بیاور، اینها را تکرار کن. شما ببینید داستان حضرت موسی و داستان حضرت ابراهیم و دیگر داستان ها در قرآن چقدر تکرار شده؛ باید به یاد آورد، باید نگذاشت فراموش بشود. ما البتّه در این زمینه شاهد تلاش هایی هستیم. من به آقای سرلشکر باقری خیلی خوش بینم و خیلی اعتماد دارم و گفتند که این کارها را داریم می کنیم یا کرده ایم.

این کارها دو جور است؛ بعضی از این کارها، کارهای تشکیلاتی و سازمانی است؛ خیلی خب، یک سازمانی را، یک مجموعه ای را تشکیل می دهیم، کار خوبی است؛ یک بخشی از این کارها، کارهای جریانی است، کارهای اجرائی است. کارهای اجرائی با تشکیل دادن و راه اندازی تمام نمی شود؛ بایستی به طور دائم مراقبت کرد، مواظبت کرد که اوّلاً کار پیش برود، ثانیاً درست پیش برود و منحرف نشود، ثالثاً اعتلاء داشته باشد و یک نواخت نباشد؛ این روایت «مَن ساوی یَومَاهُ وَ هُوَ مَغبون»،[۶] در این مورد کاملاً صدق می کند یعنی [اگر] ما امروز کارمان مثل دیروز باشد، حتماً سرمان کلاه رفته است. امروز بایستی یک قدم بالاتر از دیروز، بهتر از دیروز حرکت کنیم؛ پس اینکه بنده مکرّر به مدیران گوناگون -در بخش های نظامی، در بخش های دولتی، در بخش های قضائی و غیره- تأکید می کنم و تکرار می کنم که چشم هایتان را تا آن انتهای صفِ انسانی ای که پشت سرِ شما است گردش بدهید، نگاه کنید، مراقبت کنید، برای این است. اوّلاً بایستی کار ادامه پیدا کند؛ چون یک کاری را شروع می کنیم، بعد در اَثناء [کار]، فراموش می کنیم که این کار را به عهده گرفته ایم یا دستورش را داده ایم یا بنا است انجام بدهیم؛ کار فراموش می شود. گاهی کار فراموش نمی شود، ادامه پیدا می کند امّا به صورت انحرافی. مواردی را دیده ایم که کار «درست» شروع شده امّا «انحرافی» تمام شده؛ چه کار فرهنگی، چه کار سیاسی، چه کار اقتصادی و کارهای گوناگون مدیریّتی کشور؛ خوب شروع می شود امّا یک جا زاویه پیدا می کند. زاویه هم اوّل که پیدا می شود، خیلی انسان را حسّاس نمی کند چون خفیف است؛ بعد هرچه که ادامه پیدا می کند، این زاویه مدام بازتر و بازتر می شود. بعضی کارها هم هست که نه، انحراف هم پیدا نمی کند، ادامه پیدا می کند امّا یکنواخت؛ امروز که نگاه کنیم، مثل پنج سال پیش، مثل ده سال پیش، مثل بیست سال پیش [انجام می شود]؛ هیچ پیشرفت و اعتلائی مشاهده نمی شود. اعتلاء و پیشرفت هم با گفتن و آمار دادن درست نمی شود، بایستی انسان محصول را روی زمین مشاهده بکند؛ ببینیم که چه کار دارد انجام می گیرد. من خواهشم این است مجموعه ای که دست اندرکار این قضیّه است توجّه کند که این کار، کار بزرگی است که من حالا مختصراً عرض خواهم کرد.

ببینید برادران عزیز، خواهران عزیز! هر کشوری یک ثروتی دارد: بعضی ها ثروت های اقلیمی دارند؛ بعضی ها ثروت های جغرافیایی دارند؛ بعضی ها ثروت های زیرزمینی دارند؛ بعضی ها ثروت های انسانی –انسان های باهوش، برجسته- دارند؛ بعضی ها نفت دارند؛ بعضی ها عقل دارند پول ندارند، بعضی پول دارند عقل ندارند؛ از این قبیل در دنیا ملّت هایی داریم. نقطه قوّت هر کشوری بایستی برای او عزیز و محترم باشد، از آن محافظت کند. ما نقطه قوّت خیلی داریم، حالا نقطه قوّت های طبیعی زیاد داریم -که حالا این حرف ها جایش در این جلسه نیست؛ زمین داریم، زیرِ زمین [منابع] داریم، روی زمین [منابع] داریم، انسان داریم، هوش داریم، همه چیز داریم- لکن یکی از مهم ترین ثروت های ما، ثروت فرهنگی ما است؛ ما ثروت فرهنگی داریم. ثروت فرهنگی چیست؟ مثلاً میل به جهاد و اعتقاد به جهاد، یک ثروت فرهنگی است؛ یعنی شما وقتی در بین ملّت ایران حرکت کنید و گردش کنید، جز عدّه معدودی، در بقیّه مردم کشورمان یک انگیزه حرکت در راه دین هست؛ حالا اندازه اش مختلف است؛ کم دارد، زیاد دارد. یکی همین قدر انگیزه دارد که اگر چنانچه در مقابل دوربین تلویزیون قرار گرفت به نفع کشور و به نفع آرمان های انقلاب و اسلام شعار بدهد؛ خیلی خب، خیلی خوب است، این انگیزه وجود دارد. یکی بیشتر از این انگیزه دارد، یکی تا آنجا انگیزه دارد که جانش را حاضر است بدهد و فدا بکند؛ این حسّ مجاهدت طلبی و مجاهدت پذیری و اعتقاد به مجاهدت یک ثروت فرهنگی است؛ این در کشور ما وجود دارد، در خیلی از کشورها نیست.

قبل از انقلاب، وقتی که مجموعه مبارزین ما با مجموعه مثلاً مبارزین مارکسیست آن روز مواجه می شدند -چه در بحث های جمعی، چه در بحث های فردی، چه در زندان، چه در بیرون زندان- بنده همیشه این حرف را به خودی هایمان می گفتم؛ می گفتم که فرق ما و آنها این است که ما خدا داریم، آنها خدا ندارند؛ من دلم به حال آنها می سوزد. در گوشه سلّول، در زیر شکنجه، در شرایط بسیار دشوار، ما یک پناهی داشتیم، یک خدایی داشتیم، به او پناه می بردیم، از او کمک می طلبیدیم؛ اگر هم اراده او اقتضا نمی کرد که آنجا به ما کمک بکند، لااقل دلمان خوش بود که او دارد می بیند که ما برای خاطر او داریم زجر می کشیم، [امّا] آن بیچاره مارکسیست این را نداشت. بنده می گفتم این آدمی که خدا ندارد، تا وقتی تحت تأثیر شور و هیجان و احساسات و مانند اینها است، خب، حرکت می کند، می دود؛ اگر یک لحظه این شور و این هیجان و این احساسات از او گرفته بشود و یک لحظه به خودش فکر کند، خواهد دید کار بیهوده ای دارد می کند. [می گوید] من کشته بشوم که دیگری زنده بماند؟ من کشته بشوم که فلان کس پول گیرش بیاید یا راحت زندگی کند؟ چرا؟ خصوصیّت ایمان این است که احساس مجاهدت و میل به مجاهدت را در انسان زنده نگه می دارد. این خودش یک ارزش فرهنگی است؛ یک ارزش بزرگ فرهنگی است. این یک.

اعتقاد به ایستادگی در مقابل زورگو [هم] یک ارزش فرهنگی است. اعتقاد به اینکه اگر ایستادگی کردیم، در نهایت بدون تردید بر دشمن فائق خواهیم آمد، یک ارزش فرهنگی و یک ثروت فرهنگی است. ما اگر بخواهیم بشمریم ثروت های فرهنگی خودمان را، یک فهرست طولانی ای از ارزش ها و ثروتهای فرهنگی [داریم] که متعلّق به ما است و به ما نیرو می دهد و اگر اینها را زنده نگه داشتیم، یا آنهایی را که فراموش شده از فراموشی درآوردیم و به میدان آوردیم -مثل اینکه در دوران انقلاب این اتّفاق افتاد که فراموش شده ها به میدان آمدند- آن وقت کارهای بزرگی انجام می گیرد؛ همچنان که در این سی و چند سال در کشور ما این کارهای بزرگ انجام گرفت. شما جوان ها دوره قبل از انقلاب و دوره طاغوت را ندیدید؛ ما آن وقت دیدیم. اگر کسی آن روز می گفت که ممکن است در ایران یک حرکتی انجام بگیرد که دین حاکم بشود و کسی مثل امام بزرگوار در رأس امور قرار بگیرد، بدون تردید هر انسان متوسّطِ معمولیِ عاقل، می گفت چنین چیزی ممکن نیست، محال است؛ یعنی هیچ تردیدی نداشت، چون شرایط این جوری بود، امّا این اتّفاق افتاد.

جنگ تحمیلی ازاین قبیل است، مسئله دفاع مقدّس ازاین قبیل است. من اینجا یک حاشیه ای باز کنم: جنگ تحمیلی به خاطر این اتّفاق افتاد که دشمن در ما احساس ضعف کرد. اگر دشمن بعثی و محرّکینش خاطر جمع نبودند که سرِ چند روز به تهران خواهند رسید -آنها این جوری فکر می کردند- این جنگ انجام نمی گرفت؛ آنها در ما احساس ضعف کردند. احساس ضعف شما، موجب تشویق دشمن به حمله به شما است؛ این یک قاعده ی کلّی است. اگر می خواهید دشمن را از تهاجم به خودتان منصرف کنید، سعی کنید اظهار ضعف نکنید. نمی گویم بدروغ بگوییم قوی هستیم، [بلکه] می گویم قوّت خودمان را آشکار کنیم. ما نقاط قوّت زیادی داریم، این نقاط قوّت را آشکار کنیم. در زمینه اقتصادی هم همین جور است، در زمینه فرهنگی هم همین جور است.

اشتباه بزرگ بعضی از ماها در چالش اقتصادی بزرگی که امروز کشور دچار آن است -که ما امروز دچار چالش اقتصادی هستیم- این بود که در زمینه اقتصادی اظهار ضعف شد؛ دشمن دید که اینجا جایی است که می شود فشار آورد، [لذا] فشار را زیاد کردند؛ [طوری که] از یک نفر در مصاحبه بپرسند که این رزمایشی که شما دارید فلان جا می کنید و در عین حال با ایرانی ها مذاکره می کنید، [یک وقت] ایرانی ها از این رزمایش ناراحت نشوند که به این مذاکرات اقتصادی ضربه بخورد، او رویش بشود و خجالت نکشد از اینکه بگوید «نه آقا، اینها تأثیری ندارد؛ ایرانی ها این قدر احتیاج به این مذاکرات دارند که امثال این رزمایش ضرری به مذاکره اقتصادی ما نمی زند»! این اظهار ضعف در مقابل دشمن نباید بشود.

خب [در زمان جنگ]، دشمن احساس ضعف کرد در ما، لذا حمله کرد. حالا ما آیا واقعاً ضعیف بودیم یا نه؟ بالفعل بله، ضعیف بودیم؛ نیروهای مسلّح ما پراکنده بود، آشفته بود، مدیریّت منظّمی نداشت، خیلی از تجهیزات ما به درد بخور نبود، خیلی هایش [برای ما] شناخته نبود؛ ما یکی دو سال بعد از جنگ، بعضی از چیزهایی را که در انبارهایمان بود تازه کشف کردیم که اینها را داریم و می توانیم از آنها استفاده کنیم. تجربه جنگ [هم] نداشتیم. در دوران طاغوت، [فقط] یک چند حمله نمایشی که از این طرفِ مرز عراق وارد بشوند، چند کیلومتر آن طرف تر از مرز خارج بشوند اتّفاق افتاده بود. ماها تجربه جنگ نداشتیم. تجربه های جنگ ما تجربه های دوران جنگ جهانی دوّم است که آن وقت طاغوت زمان از فرمانده اش پرسید که نیروهای مسلّح ما چقدر در مقابل دشمن می توانند مقاومت کنند، گفت قربان دو ساعت می توانند مقاومت کنند؛ بعد اوقات شاه تلخ شد؛ رضاخان بود دیگر، اوقاتش تلخ شد؛ بعد که آمدند این طرف، یک نفر [به آن فرمانده] گفت حقّش بود یک جوری می گفتی که اوقاتش تلخ نمی شد، یک خرده بهتر می گفتی، چرب تر می گفتی؛ گفت من چرب تر گفتم؛ دو ساعت که گفتم چرب تر است، ده دقیقه می توانند مقاومت کنند، من گفتم دو ساعت! این تجربه جنگ ما بود.

جنگ با این صورت شروع شد. ببینید، دشمن در همان قدم های اوّل تا ده دوازده کیلومتری اهواز جلو آمد، یعنی خمپاره دشمن به حومه اهواز می رسید؛ این جوری بود. آمدند از پل نادری -در قسمت دزفول- گذشتند، وارد این طرف رودخانه دزفول شدند؛ یعنی هم دزفول هم اهواز و هم شهرهای مهمّ دیگر خوزستان در معرض خطر قرار گرفتند؛ دشمن در حمله اوّل این جوری وارد شد، ما این جوری بودیم.

بعد نیروهای مسلمان و نیروهای انقلابی ما، با نهیب امام بزرگوار -که خود او یکی از معجزات دهر بود، خود او از آیات بزرگ الهی بود، آیت الله العظمای واقعی، او بود- خودشان را پیدا کردند؛ ارتش یک جور، سپاه یک جور، بسیج یک جور؛ نیروها خودشان را پیدا کردند، از امکانات خودشان استفاده کردند، از قوّتی که در آنها نهفته بود و آن را کشف نکرده بودند استفاده کردند؛ این قوّت فقط قوّت جنگیدن و شجاعت و به میدان رفتن نبود، یکی از آنها این بود؛ قوّت مدیریّت، سازماندهی، ابتکار، ابتکار عمل و این کارها بود، [لذا] صفحه جنگ را دگرگون کردند. جنگ در سال ۹ شروع شد -با همان خساراتی که عرض کردم- [ولی] در فروردین سال ۱، در عملیّات فتح المبین چند هزار اسیر از دشمن به دست نیروهای ما افتاد؛ یعنی فاصله را ببینید! در ظرف یک سال و نیم، حرکتِ پیشرفت نیروهای مؤمن و انقلابی جوری بود که عقب نشینیِ تا نزدیک اهواز و عقب نشینیِ تا نزدیک دزفول، تبدیل شد به عملیّاتی مثل عملیّات فتح المبین که حدود ده هزار، دوازده هزار [نفر] فقط

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *