تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دیدگاه علّامه طباطبایی(ره) درباره روایات عالم ذر؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل دیدگاه علّامه طباطبایی(ره) درباره روایات عالم ذر با 88 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل دیدگاه علّامه طباطبایی(ره) درباره روایات عالم ذر:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل دیدگاه علّامه طباطبایی(ره) درباره روایات عالم ذر به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل دیدگاه علّامه طباطبایی(ره) درباره روایات عالم ذر با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل دیدگاه علّامه طباطبایی(ره) درباره روایات عالم ذر تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل دیدگاه علّامه طباطبایی(ره) درباره روایات عالم ذر را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دیدگاه علّامه طباطبایی(ره) درباره روایات عالم ذر :

مرحوم علّامه به برخی روایات اشاره می کند و روایات را با تفسیر خود از آیه میثاق مطابق می شمارد. حتی در برخی موارد بدون هیچ توضیحی، به ذکر روایت بسنده می کند و آن را مؤید نظریه خود می داند.

۱.علّامه طباطبائی معتقد است مضمون روایاتی که معمولا مثبتان عالم ذر به آن استناد می کنند (به این مضمون که ذره ها از پشت آدم( علیه السلام ) خارج شدند؛ دوزخی و بهشتی بودنشان را از همان موقع معین کردند و بعد هم از ایشان میثاق گرفتند که برخی با اکراه و برخی با رغبت اقرار کردند)، به تواتر معنوی از شیعه و اهل سنت نقل شده است (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج ۸، ص ۳۲۹؛ طباطبائی، ۱۳۷۴، ج۸، ص ۴۲۹).

۲.ظاهر روایاتی که در این باب بر معین بودن سعادت و شقاوت انسان دلالت دارند (سیوطی، ۱۴۰۴ق، ج۳، ص ۱۴۳و۱۴۵)، مخالف اختیار انسان نیست؛ چراکه تعیین سعادت و شقاوت انسان ها با وصف اختیار آنهاست نه به صورت جبری (درباره تعاریف و ویژگی های سعادت و شقاوت، ر.ک. ریاحی مهر، ۱۳۹۲، ص ۱۱-۱۵)؛

۳.در روایتی که ذریه به ذره تشبیه شده، تشبیه به سبب کثرت ذریه است نه خُردی و کوچکی حجم آنان، و وجه تسمیه عالم ذر هم به سبب کثرت این تعبیر در روایات است (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص ۳۲۴؛ طباطبائی، ۱۳۷۴، ج۸، ص ۴۲۲)؛

۴.روایت ابن کوّاء (عیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص ۴۱) که بیانگر تکلم بنی آدم با خداست مؤید نظریه ماست که خطاب حقیقی بوده است نه صرف زبان حال؛ و همچنین اینکه اقرار فقط به ربوبیت خدا نبوده، بلکه به دیگر عقاید حقه مانند نبوت انبیا نیز صورت گرفته است (همان) (علّامه در اینجا توضیح نمی دهد که این قسمت روایت کدام بیان سابقشان را تأیید می کند؛ شاید از این جهت که در ملکوت افراد از یکدیگر غایب نیستند، به یکدیگر نیز شهادت می دهند).

۵.روایات عالم ظلال (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص ۱۰) نیز با اخذ میثاق در عالم ملکوت منطبق اند (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص ۳۲۶؛ همو، ۱۳۷۴، ج۸، ص ۴۲۴). (از آنجاکه علّامه روایت میثاق و فطرت را نیز ذکر می کند و آن را مؤید نظریه خود می داند (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج ۸، ص۳۳۰؛ همو، ۱۳۷۴، ج ۸، ص۴۳۰) احتمالاً روایات فطرت را نیز با عالم میثاق و نشئه ملکوت یکی می شمارد).

۶.اینکه امام( علیه السلام ) درباره پاسخ ذریه فرمود: در همان ذره ها چیزی قرار داد که اگر از آنها پرسیده شود بتوانند پاسخ گویند (عیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۱۲؛ کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۳۷). صرف زبان حال نیست، بلکه بدین معناست که اگر به دنیا می آمدند همان حالشان پاسخ زبانی و لفظی دنیایی شان می شد (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص ۳۲۶-۳۲۷؛ همو، ۱۳۷۴، ج۸، ص ۴۲۴-۴۲۵).

۷.روایت دیگر نیز که در آن راوی درباره پاسخ زبانی پرسید و امام( علیه السلام ) پاسخ دلی را به آن اضافه کرد (عیاشی، ۱۳۸۰ق، ج۲، ص۴۰) نشان از این دارد که در نشئه ملکوت زبان و دل یکی است. علاوه بر این، پاسخ دیگرشان نیز که مکانی برای اخذ میثاق تعیین نکرد و فرمود: صنع منهم ما اکتفی به (یعنی خداوند ذریه را چنان آفرید که سؤال و جواب از او صحیح و ممکن باشد) مثل صراحت است در اینکه تکلم حقیقی بوده است (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص ۳۲۷؛ همو، ۱۳۷۴، ج۸، ص۴۲۶-۴۲۵).

۸.روایتی که دلالت بر معرفت حضوری انسان ها نسبت به پروردگار دارد (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج ۲، ص ۱۲-۱۳) موافق نظر ما و مخالف نظر کسانی است که با عالم ذر مخالف اند و معرفت را نسبت به نشانه های خداوند می دانند (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص ۳۳۰؛ طباطبائی، ۱۳۷۴، ج ۸، ص ۴۳۰).

بررسی کلام علّامه از نگاه دیگران

مناقشات نظریه علّامه از دیدگاه دیگران بدین قرار است:

۱.اختصاص نداشتن ملکوت به بنی آدم: اینکه انسان دارای دو چهره ملکی و ملکوتی است، مطلب حقی است؛ ولی همچنان که از اطلاق و عموم ادله نقلی بر می آید، دو چهره داشتن مخصوص انسان نیست؛ بلکه هر موجودی دارای دو چهره است؛ زیرا هر موجود ممکن، به واجب الوجود مرتبط است و در واقع ارتباط هر موجودی به خدای سبحان، ملکوت اوست (جوادی آملی، ۱۳۹۲، ج۳۱، ص۱۰۶؛ همو، درس تفسیر سوره اعراف، جلسه ۱۹۰). لذا خداوند فرمود: فَسُبْحانَ الَّذی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ (یس: ۸۳).

۲.عدم تأمین کثرت ترتیبی: ظاهر مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ این است که به تدریج و با توالد و تناسل این میثاق گرفته می شود؛ در حالی که نشئه ملکوت چنین نیست. مرحوم علّامه همان گونه که زمان گذشته و اذ اخذ را علامت تقدم رتبی عالم ملکوت دانسته است، الفاظ دیگر آیه را نیز می بایست مدنظر قرار می داد؛ چراکه تناسب صدر و ذیل اقتضا دارد موطن الست بربکم بلیی و اینکه در روز قیامت ادعای بی خبری نکنند و نگویند پدران ما شرک ورزیدند، همه یکی باشد؛ در حالی که عالم ملکوت قدرت تحمل مسئله ابوت و بنوت را ندارد (جوادی آملی، ۱۳۹۲، ج۳۱، ص۱۰۷؛ همو، درس تفسیر سوره اعراف، جلسه ۱۹۶)؛

۳.راه نیافتن شرک در ملکوت: انتهای آیه، بحث درباره شرک پدران است؛ در حالی که در ملکوت شرکی راه ندارد (همان )؛

۴.نارسایی میثاق در موطن شهود برای موطن غفلت: چگونه می توان توجیه کرد که خداوند در موطنی که اصلاً غفلت راه ندارد، برای موطن غفلت پیمان گرفته باشد؟ (جوادی آملی، ۱۳۹۲، ج۳۱، ص۱۰۷-۱۰۸؛ همو، ۱۳۷۹، ص۱۳۱). علاوه بر اینکه موطن مصونیت از خطا و اشتباه نمی تواند اتمام حجت برای موطن غرور و غفلت باشد؛ همان گونه که نمی توان شهود و آگاهی زمان بیداری را اتمام حجت برای زمان خواب قرار داد (جوادی آملی، ۱۳۷۹، ص۱۳۲)؛

۵.ازآنجاکه برخی روایات دلالت بر این دارند که عده ای منافقانه اقرار به ربوبیت خداوند کردند و در باطن به خداوند کفر ورزیدند، نمی توان چنین موطنی را موطن ملکوت دانست؛ چراکه موطن ملکوت جای نفاق نیست و همه موجودات از جنبه ملکوتی خود نسبت به خداوند خاضع اند (همان)؛

۶.گرچه شهادت به معنای حضور و احضار است، این احضار نفس بر دو گونه است: گاه شهادت به امری است در درون آدمی (مانند اقرار به فقر و امکان انسان) و گاهی شهادت به امری خارج از نفس است (مانند اقرار به بدهی در ذمه خود برای دیگری) و آیه در مقام بیان مورد دوم است، یعنی معرفت به خدا؛ در حالی که از کلام علّامه مورد اول برداشت می شود (رضوی، ۱۴۳۳ق، ص ۴۵۵)؛ (چرا که مرحوم علّامه بحث ضعف نفس را بیان کرد)؛

۷.برای جهان دو نشئه وجود ندارد، نشئه ای به نام باطن و درون جهان و نشئه دیگری به نام ظاهر و برون عالم. به عبارت دیگر، برای جهان و پدیده ها دو مرحله از وجود نیست، وجودی جمعی و وجود تدریجی؛ بلکه برای پدیده ها یک تحقق و یا یک وجود بیش نیست که گاه به صورت مجتمع و گاه احیاناً به صورت متفرق دیده می شوند. اگر اختلاف وجود دارد، مربوط به پرتو آن و کم توانی بیننده است نه خود حوادث و پدیده ها (سبحانی، ۱۳۷۳، ج ۲، ص۷۷)؛

۸.هدف آیه این است که خداوند از انسان به ربوبیت خود اقرار او اعتراف گیرد و بندگان به آن گواهی دهند؛ ولی نتیجه حضور پدیده های جهان نزد خدا اثبات علم خدا نسبت به حوادث و جریان هاست، نه آگاهی موجودات از خدا. ممکن است تصور شود همان گونه که حضور اشیا نزد خدا سبب علم خدا به آنها می شود، همچنین موجب می شود که اشیا نیز به خدا علم داشته باشند، ولی این مطلب تصوری بیش نیست؛ زیرا حضور از آن نظر موجب علم و سبب آگاهی می گردد که همراه با قیام شیء با خدا و در نتیجه احاطه خدا بر آن شیء است و چنین صفت و ملاکی تنها در جانب خدا موجود است. اوست قیوم و محیط؛ در حالی که در دیگر موجودات، چنین ملاک و خصوصیتی نیست (همان، ص ۷۸).

۹.اشکال دیگر نسبت به زبان حالی است که مرحوم علّامه مطرح ساخته است (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص۳۰۸). با توجه به ظاهر آیه و روایات در می یابیم که خداوند صوت را آفریده و انسان ها نیز پاسخ دادند. بنابراین کلام ایشان درباره زبان حال صحیح نیست (رضوی، ۱۴۳۳ق، ص۴۵۸).

بررسی مناقشات در نظریه علّامه طباطبائی

هر شماره ناظر به شماره مشابه در قسمت پیشین (بررسی کلام علّامه از نگاه دیگران) است:

۱.این مناقشه را می توان چنین پاسخ داد که گرچه همه موجودات دارای ملکوت اند، آنچه انسان را از دیگر موجودات متمایز می کند، ملکوتِ همراه با عقل است؛ یعنی از سویی خداوند از او میثاق گرفته و از سویی هم در دنیا به او عقل و اختیار داده است تا روشن شود چقدر از آن میثاق فاصله می گیرد؛

۲.این اشکال را می توان بر تفسیر علّامه وارد دانست؛ اما باید توجه کرد که در چنین آیاتی، تحفظ بر ظهور تمام واژگان و تأویل نکردن هیچ یک از عبارات، امری دشوار و بلکه ناممکن است؛ همان گونه که تفسیر خود مستشکل از این آیه نیز مبتلا به برخی خلاف ظاهرهاست (جوادی آملی، ۱۳۹۲، ج۳۱، ص ۱۰۸-۱۱۱). همچنین سخن ایشان، درباره کثرت ترتیبی یک سان نیست؛ چرا که در جایی کثرت ترتیبی را می پذیرد و در جای دیگر کثرت جمعی را (عبارت ایشان را در این صفحات با هم مقایسه کنید: جوادی آملی، ۱۳۹۲، ج ۳۱، ص ۴۱ و ۹۲ و ۱۰۷)؛

۳.پاسخ اشکال راه نیافتن شرک در ملکوت نیز بسیار روشن است؛ چرا که ممکن است پیمان در یک موطن باشد و تکلیف در موطنی دیگر، و تعلیل ذیل آیه (ان تقولوا یوم القیامه. .. او تقولوا انما اشرک) ناظر به دار تکلیف، یعنی دنیا باشد نه ناظر به موطن میثاق. بنابراین مفهوم ذیل آیه این چنین است: این میثاق گرفته شد تا انسان ها در روز قیامت نگویند در دنیا غافل بودیم یا به تبع پدرانمان مشرک شدیم؛

۴.درباره اشکال نارسایی میثاق در موطن شهود برای موطن غفلت نیز باید گفت خود مرحوم علّامه به این اشکال پاسخ داده و آن این است که منافات ندارد انسان اصل میثاق را در موطن غفلت به یاد داشته باشد؛ اگر چه در موطن غفلت واقع گردد و موطن میثاق را فراموش کرده باشد؛

۵.از آنجا که اشکال پنجم به نظریه آیت الله جوادی آملی نیز وارد است، ایشان خود این اشکال را این گونه پاسخ گفته که شاید ظاهر روایاتی که دال بر جمع بودن مؤمن و کافر است، این باشد که خدا می داند در آینده اینان بر پیمانشان باقی نمی مانند؛ لذا خداوند به اعتبار دنیا می فرماید که در آنجا هم مؤمن و هم کافر جمع اند. البته مبنای ایشان در تطبیق روایات این است که اگر در تعارضات نتوان میان روایات و قرآن و سنت قطعی جمع دلالی نمود، قطعاً قرآن و سنت قطعی مقدم است (جوادی آملی، ۱۳۹۲، ج۳۱، ص۱۵۱؛ همو، درس تفسیر سوره اعراف، جلسه ۱۹۵)؛

۶.همان گونه که دیدگاه علّامه بیان شد، ایشان معتقد است در عالم ملکوت و وجود جمعی انسان ها، هیچ فردی از افراد دیگر، افراد از خدا و خدا از افراد غایب نیستند؛ بنابراین شهادت انسان به ضعف خود در عالم ملکوت با عالم دنیا تفاوت دارد؛ یعنی در عالم ملکوت، انسان تنها جنبه خدایی را شهود می کند. اگر بر فرض بپذیریم که انسان به ضعف خود پی می برد و از آن طریق به ربوبیت خداوند اقرار می کند باز با جمله وَأَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی… مطابقت می کند؛ چرا که طبق این فرض نیز شخص در نهایت به امر خارج از نفس، یعنی ربوبیت خداوند شهادت داده است؛

۷.مرحوم علّامه نیز اختلاف عالم ملک و ملکوت را در مرتبه دانسته است و این به معنای اختلاف در ذات حوادث نیست. علاوه بر این، با توجه به استدلالات عقلی و نقلی علّامه در زمینه عالم ملکوت، وجود داشتن عالمی ورای عالم دنیا بدون داشتن مشخصه زمان و… بعید نمی نماید و وجود انسان و اقرار او در چنین عالمی ممکن است و صرف محاط بودن ما دلیل بر عدم چنین عالمی نیست. به بیان دیگر، این استدلال اخص از مدعاست؛

۸.شاید چنین اشکالی نسبت به معرفت تام و به کنه ذات خداوند وارد باشد؛ یعنی در صورتی می توان معرفت تام و کامل به ذات خدا یافت که بتوان بر او محیط بود؛ در حالی که همه موجودات محاط به وجود خدا هستند. با این حال این مسئله سبب نمی شود که نتوان به اصل وجود خدا و برخی صفات او علم یافت، و بعید است مستشکل همین حد از علم را نیز برای انسان ها منتفی بداند؛ چرا که این ادعا مخالف ظاهر آیه و روایات عالم ذر است. در پایان آیه، علت اخذ میثاق چنین بیان شده است: تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این [امر] غافل بودیم؛ یا بگویید پدران ما پیش از این مشرک بودهاند و ما فرزندانی پس از ایشان بودیم. آیا ما را به خاطر آنچه باطلاندیشان انجام دادهاند، هلاک میکنی؟. زمانی چنین احتجاجی صحیح خواهد بود که افراد علم به این میثاق داشته باشند. لذا خداوند با اخذ میثاق حجت را بر بنی آدم تمام کرد تا نتوانند چنین احتجاجی کنند. روایات نیز بر این مطلب دلالت دارند که اگر چنین اخذ میثاقی نبود. انسان ها خدا را نمی شناختند: وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمْ یَعْرِفْ أَحَدٌ رَبَّه (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص ۱۳).

۹.همان گونه که کلام علّامه درباره پاسخ انسان ها بیان شد، ایشان به تکلم و خطاب حقیقی قایل است و حتی زبان حال را نمی پذیرد (طباطبائی، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص ۳۲۱؛ همو، ۱۳۷۴، ج۸، ص ۴۱۸).

بررسی دیدگاه علّامه طباطبائی

نقاط قوت نظریه علّامه

۱.مبرا بودن از ایرادهای نظریات مثبتان و منکران: اشکالاتی که به نظر مثبتان عالم ذر و منکران آن وارد بودند، به نظر علّامه وارد نیستند.

۲.موافقت با ظاهر آیه: ویژگی بارز علّامه چه در تفسیر این آیه و چه تفسیر آیات دیگر، تحفظ بر ظواهر آیه است. مثلاً در این آیه اذ اخذ دلالت بر تقدم دارد و این تقدم (تقدم رتبی) در عالم ملکوت نیز موجود است؛

۳.امکان یادآوری: این نظریه با فعل مقدر اذکر هماهنگ است و اگر انسان در هر مقطع غبار غفلت را کنار زند، می تواند آن میثاق را به یاد آورد (جوادی آملی، ۱۳۹۲، ج۳۱، ص۱۰۵. البته مرحوم علّامه به مقدر بودن فعل اذکر در آغاز آیه تصریح نکرده و در ترجمه المیزان نیز عبارت به یاد آور نیامده است)؛

۴.عمومیت میثاق: طبق این نظریه همه انسان ها از صبغه الهی و از مرحله کن برخوردارند؛

۵.مصونیت از خ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *