توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل دین و اقتصاد – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل دین و اقتصاد شامل 120 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل دین و اقتصاد گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دین و اقتصاد با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دین و اقتصاد از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل دین و اقتصاد با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل دین و اقتصاد را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دین و اقتصاد :
چکیده
مطالعه نظام های اقتصادی نشان می دهد که شناخت درست آن ها بر شناخت دقیق مبانی فکری و فلسفی شکل دهنده آن ها متوقف است، و مهم ترین موضوع تاثیرگذار بر اهداف، اصول و چارچوب های نظام های اقتصادی، نگرش مکاتب گوناگون به بحث دین و قلمرو آن است .
نظریه پردازان سوسیالیسم با اعتقاد به فلسفه ماتریالیسم، خدا و دین را انکار کرده اند; در نتیجه، در طراحی نظام اقتصادی، جایگاهی برای آموزه های الاهی قائل نیستند . نظریه پردازان اقتصاد سرمایه داری با اعتقاد به فلسفه دئیسم، نقش خداوند را در خالقیت او منحصر کرده، آموزه های پیامبران را به حوزه اخلاق و معنویت مربوط دانستند; در نتیجه، آنان نیز در طراحی نظام سرمایه داری، نقشی برای دین و تعالیم الاهی قائل نشدند .
اندیشه وران مسلمان در مواجهه با پرسش رابطه فایل پاورپوینت کامل دین و اقتصاد، به چهار گروه تقسیم می شوند: گروه نخست، آموزه های دینی را در آشنایی انسان ها با خدا و آخرت منحصر دانسته، پرداختن خدا و پیامبر به آموزه های دنیایی را کاری لغو و دور از شان می دانند . گروه دوم، هدف اصلی دین را تبیین سعادت آخرتی انسان دانسته، معتقدند: دنیا به آن اندازه که به کار سعادت آخرتی مربوط می شود، مورد توجه دین است . این دو گروه، در طراحی نظام های اجتماعی، از جمله اقتصاد، عقل و دانش بشری را کافی، و خود را از آموزه های انبیا بی نیاز می دانند . گروه سوم، هدف دین را سعادت دنیا و آخرت انسان ها برشمرده، و به تبع آن، تعالیم پیامبران را شامل دنیا و آخرت هر دو می دانند و معتقدند: در طراحی نظام اقتصادی، باید اهداف، اصول و چارچوب های اساسی را با توجه به آموزه های دینی تعریف کرد، و سرانجام، گروه چهارم، دین را متکفل پاسخگویی هر حرکت اجتماعی و اقتصادی دانسته، در هر طرح و برنامه ای دنبال آیه و حدیث می گردند . در این مقاله، با نقد و بررسی دیدگاه های اندیشه وران مسلمان، رابطه منطقی دین با نظام های اجتماعی به ویژه اقتصاد را تبیین کرده، نشان می دهیم که دیدگاه سوم، دیدگاهی حق و قابل قبول است .
مقدمه
مطالعه نظام های اقتصادی نشان می دهد که اهداف، اصول و چارچوب های اساسی آن ها همانند دیگر نظام های اجتماعی، تحت تاثیر جهان بینی حاکم بر نظریه پردازان آن نظام ها است . بر این اساس، شناخت درست نظام های اقتصادی و اصول پذیرفته شده آن ها بر شناخت دقیق مبانی فکری و فلسفی شکل دهنده آن ها متوقف است و یکی از موضوعات کلیدی و به عبارت درست تر، مهم ترین موضوع تاثیرگذار بر اهداف، اصول و چارچوب های اساسی نظام های اجتماعی، به ویژه نظام های اقتصادی، نگرش مکاتب گوناگون به بحث دین و قلمرو آن است .
نظریه پردازان سوسیالیسم اغلب با اعتقاد به فلسفه ماتریالیسم، منکر خدا و دین شده اند; در نتیجه، در طراحی نظام اقتصادی، جایگاهی برای آموزه های الاهی قائل نیستند . نظریه پردازان اقتصاد سرمایه داری با اعتقاد به فلسفه دئیسم (خداشناسی طبیعی) نقش خداوند را در خالقیت او منحصر کرده یا از اساس، منکر وحی و دین شدند و یا آموزه های پیامبران را به حوزه اخلاق و معنویت مربوط دانستند که به بعد آخرتی انسان ناظر می شود; در نتیجه، آنان نیز در طراحی نظام سرمایه داری، عقل و دانش بشری را کافی دانسته، برای دین و تعالیم الاهی نقشی قائل نشدند .
اندیشه وران مسلمان در مواجهه با پرسش رابطه دین و نظام های اجتماعی، از جمله اقتصاد به چهار گروه تقسیم می شوند: گروه نخست، آموزه های دینی را در آشنایی انسان ها با خدا و آخرت منحصر دانسته و پرداختن خدا و پیامبران به تعالیم دنیایی را کاری لغو و دور از شان آنان می دانند . گروه دوم، هدف اصلی دین را تبیین سعادت آخرتی انسان دانسته، معتقدند: دنیا به آن اندازه که به کار سعادت آخرتی مربوط می شود، مورد توجه دین است . این دو گروه از متفکران مسلمان، همانند نظریه پردازان نظام سرمایه داری در طراحی نظام های اجتماعی از جمله اقتصاد، عقل و دانش بشری را کافی، و خود را از آموزه های انبیا بی نیاز می دانند .
گروه سوم، هدف دین را سعادت دنیا و آخرت انسان ها، و به تبع آن، تعالیم پیامبران را شامل دنیا و آخرت هر دو می دانند و معتقدند: در طراحی نظام های اجتماعی، از جمله نظام اقتصادی باید اهداف، اصول و چارچوب های اساسی را با توجه به آموزه های دینی تعریف کرد و سرانجام، گروه چهارم، دین را متکفل پاسخگویی هر حرکت اجتماعی و اقتصادی دانسته، در هر طرح و برنامه ای دنبال آیه و حدیث می گردند . در این مقاله، برآنیم که با نقد و بررسی دیدگاه های اندیشه وران مسلمان، رابطه منطقی دین با نظام های اجتماعی به ویژه اقتصاد را تبیین کنیم و از آن جا که برخی از دیدگاه های مسلمانان از افکار اندیشه وران غرب متاثر است، پیش از پرداختن به آن ها به طور چکیده، جایگاه دین در مکاتب غرب و تاثیر آن در نظام های اقتصادی سرمایه داری و سوسیالیستی را بررسی می کنیم .
دین در مکاتب غرب و تاثیر آن در نظام های اقتصادی
بیش تر دانشمندان و مردم اروپا در قرون وسطا، خداوند را خیر برتر و علت العلل همه حوادث و پدیده ها و پروردگار و مدبر پیوسته جهان هستی می شمردند . توماس آکویناس (۱۲۲۵- ۱۲۷۴ م) فیلسوف و کشیش معروف ایتالیایی معتقد بود: خداوند، پروردگار و مدبر همیشگی طبیعت است و می تواند از طریق علل طبیعی و غیرطبیعی به خواست خویش جامه عمل بپوشاند و بیش تر فیلسوفان غرب در این عقیده با آکویناس همراه بودند . همزمان با آغاز عصر روشنگری (رنسانس)، در اروپا دگرگونی هایی فکری در زمینه طبیعت و نقش خداوند پدید آمد و زمینه برای طرح فلسفه «دئیسم » و «ماتریالیسم » که زیربنای فلسفی نظام های سرمایه داری و سوسیالیسم است، فراهم شد .
بر اساس فلسفه «دئیسم » ، خداوند، آفریدگار جهان هستی است و طبیعت را چنان بر اساس قانون مندی هایی پدید آورده که به صورت خودکار به حیات خود ادامه می دهد . در این بینش، خداوند پس از آفرینش، به هیچ وجه در امور جهان دخالت نمی کند; زیرا قوانین طبیعی که او در طبیعت گنجانده است، چنان امور را پیش می برد که بهترین وضعیت پدید می آید . به عبارت دیگر، خداوند در این بینش، همانند ساعت ساز و معماری است که پس از آفرینش جهان، کناری رفته و به نظاره آفریده نظام مند و با شکوه خود بسنده می کند . در فلسفه دئیسم، این قانونمندی به طبیعت اختصاص ندارد; بلکه قوانین معتبر جاودانی و جهانی بر تمام پدیده های اجتماعی و رفتارهای انسانی نیز حاکم است . بر اساس این فلسفه، انسان ها در تنظیم زندگی فردی و پدید آمدن نظام های اجتماعی، به هدایت خدا و آموزه های پیامبران نیازی ندارند و می توانند با کمک گرفتن از دانش بشری و کشف قوانین حاکم بر طبیعت و رفتار انسان ها به طراحی آن ها بپردازند . (۱)
با پذیرش فلسفه دئیسم، هرگونه مداخله تکوینی یا تشریعی ماورای طبیعت در امور دنیایی از جهت فلسفی انکار می شود . دخالت تشریعی پروردگار درباره انسان، در دو سطح امکان پذیر است یا در سطح خرد که به تنظیم رفتارهای فردی پرداخته، آن ها را در جهت خاصی سمت و سو می دهد و یا در سطح کلان، احکام و دستورهایی را مطرح می کند که در جهت چینش اجزای الگوهای اجتماعی گام برمی دارد . مکتب خداشناسی دئیسم با انکار هر گونه مداخله پروردگار در امور پس از آفرینش، هر دو زمینه را مردود می داند و پیرو همین اعتقاد است که به اصول اقتصادی «آزادی فردی » ، «عدم مداخله دولت » و «تعادل خودکار» معتقد می شوند . (۲)
باستیا از اقتصاددانان به نام سرمایه داری، در توجیه نظام اقتصادی مبتنی بر فلسفه دئیسم می گوید:
پروردگار توانا، از یک سو انسان را دارای حس نفع طلبی آفریده که هر چیزی را برای خود و تنها برای خود بخواهد و این، همان محرک توانایی بی همتایی است که ما را به پیشرفت و ازدیاد ثروت و در عین حال، به کوشش برای تحصیل یک وضع انحصاری برمی انگیزد، و از سوی دیگر، عامل دیگری به نام رقابت خلق کرده است; نیروی توانای بی همتای دیگری که مزایای فردی را در اختیار عموم قرار می دهد و همه افراد جامعه را از آن بهره مند می سازد . این دو نیرو که شاید هر یک به تنهایی مذموم و زیان آور باشند، به یاری یک دیگر، هماهنگی و تجانس نظام جامعه را تامین می کنند . (۳)
این تفکر فلسفی (انکار نقش هدایتی و ربوبیتی خداوند در جهان طبیعت و جامعه انسانی) تاکنون بر نظریه پردازان اقتصاد سرمایه داری (چه از نوع لیبرال و چه از نوع ارشادی یا مختلط) حاکم بوده و نظام سرمایه داری، به این باور آمیخته است . (۴)
در کنار فلسفه دئیسم، فلسفه ماتریالیسم نیز در غرب شکل گرفت . بر اساس فلسفه ماتریالیسم، ماده، اساس و جوهر تمام واقعیات مادی، روانی و روحی است و خدا به صورت موجودی جدا از طبیعت مادی، انکار می شود . در این بینش، انسان، دارای توانایی ها و استعدادهای فکری، معنوی، اقتصادی و تولیدی است . (۵)
ماتریالیسم که مبنای فلسفی نظام اقتصاد سوسیالیستی است، نقش خدا را به صورت آفریدگار و پروردگار طبیعت و انسان ها، از اساس انکار می کند و به طور طبیعی، در تنظیم نظام های اجتماعی، از جمله نظام اقتصادی، جایی برای هدایت الاهی و آموزه های انبیا در نظر نمی گیرد .
فلسفه دئیسم و ماتریالیسم و نظام های اقتصادی مبتنی بر آن ها، با تمام اختلاف های عمیق و اساسی که با هم دارند، در یک مساله مهم مشترکند و آن اعتقاد به بی نیازی انسان به هدایت و راهنمایی ماورای طبیعت و کفایت عقل و دانش بشری در ساختن نظام اقتصادی مطلوب و رساندن انسان ها به سعادت و خوشبختی است .
دین در تفکر روشنفکران مسلمان
در آموزه های اسلام به ویژه آیات قرآن، به مواردی برمی خوریم که تمام نقش خداوند را در جهان هستی به روشنی تبیین می کند . آیات زیل، نمونه هایی از آن ها است .
الله لا اله الا هو الحی القیوم . خداوند کسی است که جز او خدایی نیست; زنده پاینده است . (۶)
لااله الا هو خالق کل شی ء . خدایی جز او نیست; آفریدگار همه چیز است . (۷)
قل اغیر الله ابغی ربا وهو رب کل شی ء . بگو آیا جز خداوند پروردگاری جویم، و او پروردگار همه چیز است . (۸)
ان ربی علی کل شی ء حفیظ . به درستی که پروردگار من، نگهبان هر چیز است . (۹)
وکان الله بکل شی ء محیطا . و خداوند، بر همه چیز چیره است . (۱۰)
ربنا الذی اعطی کل شی ء خلقه ثم هدی . پروردگار ما، کسی است که به هر چیز، آفرینش سزاوارش را بخشیده; سپس هدایتش کرد . (۱۱)
لله ما فی السموات وما فی الارض والی الله ترجع الامور . آنچه در آسمان ها و زمین است، از آن خدا است و کارها به خداوند باز می گردد . (۱۲)
براساس این آیات و آیات دیگر خداوندی که قرآن معرفی می کند و مسلمانان به او ایمان دارند، خداوند یگانه وزنده و قائم به ذات خویش است که موجودات دیگر به او قوام دارند . او خالق و پروردگار و حافظ کل شی ء بوده، بر همه چیز احاطه دارد و هدایت تمام مخلوقات با او و مالک تمام هستی است . وجود این مفاهیم روشن مانع از آن می شود که اندیشه معمار باز نشسته درباره خدا، حتی به صورت فرض مطرح شود . بر این اساس، برخی از اندیشه وران مسلمان که از یک سو، مجذوب تفکر غرب در جدایی دین و دنیا بوده، از سوی دیگر، زمینه را برای طرح اندیشه دئیسم فراهم نمی بینند، با اعتراف به نقش ربوبیت تکوینی و تشریعی خدا از طریق ارسال پیامبران، قلمرو دین و اهداف انبیا را محدود نشان می دهند . برخی نیز به افراط برای یافتن هر برنامه و ابزاری سراغ دین می روند . برای تبیین منطقی جایگاه دین به نقد و بررسی دیدگاه ها می پردازیم . پیش از ورود به بحث، یادآوری این نکته را لازم می دانم که گرچه بحث اصلی مقاله، رابطه فایل پاورپوینت کامل دین و اقتصاد است، با توجه به محتوای مقاله، موضوع واقعی، دین و نظام های اجتماعی به ویژه اقتصاد است; چرا که در نگرش برون دینی، همه نظام های اجتماعی در یک موقعیت قرار دارند و بر همه آن ها قانون مشترکی حکمفرما است .
دیدگاه نخست: آخرت و خدا هدف بعثت انبیا
گروهی از متفکران مسلمان معتقدند: هدف دین، ترویج و تبلیغ خداپرستی و آخرت گرایی است و به امور دنیایی انسان کاری ندارد . یکی از این اندیشه وران که افکارش در جهت گیری جریان های فکری معاصر ایران نقش تعیین کننده دارد، مرحوم مهندس بازرگان است . وی گرچه پیش از انقلاب در نوشته ها و سخنرانی هایش مدافع حکومت دینی و وجود نظام های اجتماعی دینی و اسلامی بود، در اواخر عمر، تغییر موضع داد و دیدگاه جدیدی را اتخاذ کرد . بازرگان در سخنرانی بهمن ۱۳۷۱ در انجمن اسلامی مهندسان، تحت عنوان «آخرت و خدا هدف بعثت انبیا» ، اعتقاد جدید خود را درباره قلمرو و کارکردهای دین به روشنی بیان می کند . در این قسمت، بخش هایی از سخنرانی را که به صورت نوشته منتشر شده، (۱۳) نقل می کنیم . وی سخن خود را با این پرسش آغاز می کند:
مساله این است که معلوم شود مؤمنان و گروندگان، در عقاید و افکار و برنامه های زندگی دنیایی و آخرتی خود یا در جهان بینی و ایدئولوژی، چه نظر و انتظار از دین داشته باشند و چه مسائل و مشکلاتی را باید به عهده خود بدانند . به بیان دیگر، آیا دین فقط عبادت و رضای خدا و سعادت آن دنیا است یا جوابگوی مسائل و نیازهای زندگی نیز هست و در این صورت تا چه حد حل کننده و دستوردهنده امور دنیایی فردی و اجتماعی ما باید باشد؟ (۱۴)
بعد در مقام تبیین روش تحقیق و بیان این نکته که نمی خواهد مانند برخی روشنفکران، از دور دستی بر آتش داشته باشد، بلکه می خواهد این پرسش را از متن دین پاسخ گوید، اظهار می دارد:
جا دارد ببینیم که منشا طبیعی و انسانی طرز تفکر «دین برای جامعه » یا «دین برای دنیای بهتر» چیست و بعد با مراجعه به خود قرآن و مخصوصا به آیات بعثت و رسالت انبیا که ارتباط مستقیم با مساله دارد، عمل پیامبران و ماموریت الاهی آنان را بررسی نماییم که آیا ادیان الاهی صرفا برای تامین و ترمیم و تعالی امور دنیایی انسان ها بوده است . نظر به دنیا و آخرت، هر دو داشته اند و شامل و جوابگوی همه مسائل و مشکلات دنیا هستند یا آن که انبیا صرفا به خاطر «خدا و آخرت » ما فرستاده شده اند; (۱۵)
سپس نظریه خود را در قلمرو دین چنین عرضه می کند:
پیامبران که فرستاده خدا برای انسان ها هستند، عمل و رسالتشان در دو چیز خلاصه می شود: ۱ . انقلاب عظیم و فراگیر علیه خود محوری انسان ها برای سوق دادن آن ها به سوی آفریدگار جهان ها; ۲ . اعلام دنیای آینده جاودان بی نهایت بزرگ تر از دنیای فعلی . . . . شایسته خدای خالق و فرستادگان و پیام آوران او حقا و منطقا می باید در همین مقیاس ها و اطلاعات و تعلیماتی باشد که دید و دانش انسان ها ذاتا و فطرتا از درک آن عاجز و قاصر است و دنیای حاضر، با همه ابعاد و احوال آن اجازه ورود و تشخیص آن ها را به ما نمی دهد والا گفتن و آموختن چیزهایی که بشر دارای امکان کافی یا استعداد لازم برای رسیدن و دریافت آن هست، چه تناسب و ضرورت می تواند داشته باشد؟ ابلاغ پیام ها و انجام کارهای اصلاحی و تکمیلی دنیا در سطح مردم، دور از شان خدای خالق انسان و جهان ها است و تنزل دادن مقام پیامبران به حدود مارکس ها، پاستورها و گاندی ها یا جمشید و بزرگمهر و همورابی . . . ; بنابراین نیازی ندارد که خدا، و فرستادگان خدا راه و رسم زندگی و حل مسائل فردی و اجتماعی را به او یاد بدهند . . . . اصلا چنین کاری برای خداوند و رسولانش یک عمل لغو نیست؟ (۱۶)
او در مقام استدلال بر این نظریه می گوید:
شما هر صفحه از قرآن را که باز کنید و هر سوره قرآن را که بخوانید، کمتر اتفاق می افتد که بیان و بحثی یا درمان و دردی غیر از عذاب و ثواب آخرت همراه با توحید یا معرفت و عبادات خدا در میان باشد . همه جا به طور مستقیم و غیرمستقیم تصریحا و یا تلویحا درد خدا و آخرت است که عنوان می گردد یا تعلیم و تذکر به خاطر انذار و بشارت . قرآن که ثمره و خلاصه دعوت و زبان رسالت است، نه تنها سفارش و دستوری برای دنیای ما نمی دهد، بلکه ما را ملامت می کند که چرا این اندازه به دنیا می پردازید و آخرت را که بهتر است و ماندگارتر، فراموش و رها می کنید: بل تؤثرون الحیاه الدنیا والآخره خیر وابقی . (۱۷) کلا بل تحبون العاجله وتذرون الآخره (۱۸) (۱۹)
و سرانجام ثمره این نظریه علمی را چنین بیان می کند:
به این ترتیب، چنان چه آخرت و خدا را برنامه اصلی بعثت انبیا بدانیم و امر و اصلاح دنیا، هدف و وظیفه ادیان الاهی نباشد، دیگر ایراد و نقصی برای ادیان نخواهد بود که گفته شود در اصول و احکام دین همه مسائل و مشکلات زندگی و دستورالعمل های جامع و کامل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مورد نیاز جوامع وجود ندارد .» (۲۰)
پیش از نقد و بررسی این نظریه که در جای خود خواهد آمد، بیان این نکته مفید است که این نظریه، از دو جهت به فلسفه دئیسم تشابه عمیق دارد: اولا در جای جای این نظریه تاکید اصلی روی صفت خالقیت خدا است و دیگر صفات خدا چون ربوبیت و هدایت فراموش شده اند; ثانیا بی نیازی انسان از آموزه های انبیا، در طراحی نظام های اجتماعی، مسلم پنداشته شده است .
دیدگاه دوم: دنیا در حد ضرورت
گروه دوم از اندیشه وران معتقدند: هدف اصلی دین، تبیین و تبلیغ آخرت است و در مواقع ضرورت، در حد رفع نیاز به امور دنیایی می پردازد . از مصادیق این گروه، دکتر سروش است . او در نوشته های متعدد، به ویژه در مقاله «ایدئولوژی و دین دنیوی » (۲۱) موضوع را چنین طرح می کند:
سؤال بسیار مهمی که برای دینداران مطرح می شود، این است: دینی که ما به آن معتقدیم، در درجه اول برای حل چه مسائلی آمده است؟ در درجه اول، خادم چه اهداف و اغراضی است؟ آیا برای حل مسائل دنیوی ما آمده و به منزله یک مرامنامه دنیوی است یا برای حل مسائلی دیگر و از جنس دیگر آمده است یا برای هر دو مقصد؟ به هر حال، پاسخ ما منطقا از چهار فرض خارج نیست: فرض اول این است که دین، نه برای حل مسائل دنیوی آمده است و نه برای حل مسائل اخروی . فرض دوم این است که بگوییم: دین برای دنیا آمده است و یک مرامنامه دنیوی است که اسم اخصش، «ایدئولوژی » است . فرض سوم این است که دین فقط برای آخرت است; یعنی ما قائلیم که حیات اخروی وجود دارد و در آن جا سعادت و شقاوتی برای ما تعریف خواهد شد و لذا خداوند، آداب و اصول و قواعدی به ما آموخته است تا سعادت ما در حیات اخروی تامین شود . فرض چهارم هم این است که دین برای تامین سعادت دنیا و آخرت، هر دو آمده است . (۲۲)
بعد با بیان بطلان سه فرض نخست به ویژه درباره دین اسلام می گوید:
از میان فروض چهارگانه فوق، فرضی که بیش از همه محل توجه و تامل است و باید بحث اساسی را معطوف به آن کنیم، فرض چهارم است; یعنی این فرض که دین، هم برای دنیا است، هم برای آخرت . تصور بنده این است که عموم کسانی که با این فرض مواجه می شوند، علی القاعده خواهند گفت که دین، خصوصا دین اسلام، هم صبغه دنیایی دارد، هم صبغه آخرتی . هم برای تامین سعادت این جهان آمده است، هم برای تامین سعادت آن جهان; (۲۳)
سپس از فرض چهارم و چگونگی ارتباط دینی دنیا و آخرت دو نظریه متفاوت ارائه داده، می گوید:
گاهی ما می گوییم آخرتمان تابع دنیای مان است و مقصودمان این است که اگر در دنیا عمل نیک انجام دهیم، در آخرت رستگار خواهیم شد . این حرف البته مورد تصدیق عموم دینداران است; اما گاهی مقصود از آن مدعا چیز دیگر است . در این شق دوم، اساسا عمل خوب با توفیق دنیوی تعریف می شود . عملی خوب است که دنیای ما را آباد و مرفه کند و به ما عزت ببخشد . . . . مرحوم دکتر شریعتی جمله خوبی دارد . می گوید: دینی که به درد قبل از مرگ نخورد، به درد بعد از مرگ هم نخواهد خورد [. خلاصه]، آخرت به دو معنا در گرو دنیا است: یک معنای متداول آن این است که اگر کسی در این دنیا کار نیک انجام بدهد، یعنی حج برود، نماز بخواند، روزه بگیرد، از فقرا دستگیری کند، حسن خلق داشته باشد و غیره، به او مثوبت اخروی می دهند و به بهشت وارد می شود . مطابق این معنا، ما در این جا مشغول به اعمال اخروی هستیم و در آن جا هم ثواب اخروی می بریم; اما معنای دوم تابع بودن آخرت نسبت به دنیا این است که باید در دنیا موفق و مرفه و عزیز و مقتدر بود و وقتی این توفیق حاصل شد، توفیق آخرتی سعادت آن جهانی ما هم خود به خود و به تبع، تامین خواهد شد و دینی که در پی اقتدار و عزت و رفاه و سرافرازی پیروانش نباشد، دین نیست . ایدئولوژیک کردن دین، دقیقا به این معنا است . (۲۴)
سروش در مقام گزینش می گوید:
گمان من این است که اگر کسی آخرت را محیط بر دنیا ببیند و لختی در گوهر رسالت رسولان بیندیشد، تردید نخواهد کرد که حیات فانی ما که مقدمه حیات جاوید است، شانی تبعی دارد و اصالت با حیات دیگر است و دین هم رسالتش اولا و بالذات متوجه آن است و تدبیر دنیا را به عقلا وانهاده است از زراعت و صنعت گرفته تا حکومت و سیاست . . . . به هر حال، تمام مطلب این است که هدفگیری دین غیرایدئولوژیک، معطوف به آخرت و تامین سعادت اخروی است و دنیا به آن میزانی که به کار سعادت اخروی می آید یا در کار آن مزاحمت می کند، مورد نظر دین واقع می شود و این مقدار از توجه، به معنای برنامه ریزی برای دنیا، به معنای امروز کلمه و به معنای مورد نظر ایدئولوژی ها نیست . امروزه، برنامه ریزی به معنای طرح دادن برای اقتصاد، جمعیت، آموزش همگانی، بهداشت، تولید صنعتی، رشد کشاورزی و این قبیل امور است . این کارها محصول تدبیر عقلایی مردم است و دین جانشین عقل نیست و در قالب تنگ ایدئولوژی نمی گنجد . (۲۵)
این نظریه نیز همانند نظریه پیشین، بی نیازی عقل و دانش بشر را در طراحی نظام های اجتماعی از جمله اقتصاد، مسلم فرض می کند .
نقطه اشتراک فلسفه دئیسم و ماتریالیسم و دیدگاه های اول و دوم اندیشه وران مسلمان در توانایی انسان برای ساختن دنیایی آباد و استغنای او از دین و آموزه های الاهی در طراحی نظام های اجتماعی است و این که ادیان از جمله اسلام، اداره و مدیریت سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی جامعه را به عقل و عاقلان سپرده است و خود، برنامه خاصی ندارد .
حال باید دید:
۱ . آیا بشر واقعا در اداره دنیا و طراحی نظام های اجتماعی و اقتصادی از دین و آموزه های انبیا بی نیاز است؟
۲ . آیا دین، به ویژه دین اسلام، برای دنیای مؤمنان برنامه ای ندارد؟
بحث نخست به طور عمده برون دینی است و اگر هم به متون دینی مراجعه کنیم، از باب ارشاد است و بحث دوم درون دینی به شمار می رود و اگر نکته ای خارج از دین بگوییم، از باب توضیح خواهد بود . در ادامه مقاله، با طرح دیدگاه سوم و ارائه برهان های سه گانه آن، به نقد دیدگاه های اول و دوم می پردازیم .
دیدگاه سوم: نیازمندی بشر به آموزه های برتر
بیش تر حکیمان و فیلسوفان اسلامی معتقدند: انسان برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت به آموزه های انبیا نیاز دارد و برای اثبات این نیاز، براهینی را اقامه کرده اند . از میان آن ها، برهان توقف کمال انسان به وحی، توقف عدالت اجتماعی به تعالیم انبیا و حمایت عقل به وسیله وحی را توضیح می دهیم .
برهان اول: کمال انسان در گرو تعالیم پیامبران
گروهی از متکلمان و فیلسوفان اسلامی بر این باورند که انسان بدون کمک گرفتن از وحی نمی تواند به سعادت برسد و برای اثبات این مطلب، مقدماتی را مطرح می کنند .
۱ . کمال، هدف برتر انسان
اندیشه در حالات درونی و پدیده های بیرونی مخلوقات، هر گونه تردید را درباره کمال خواهی و کمال جویی انسان و هر موجود دیگر را از بین می برد و نشان می دهد که موجودات جهان متاثر از نیرویی درونی، به سوی مقصد خاصی در حرکتند . دانه گندم یا هسته میوه ای که در دل خاک قرار می گیرد، مراحلی را می گذراند تا به کمال خود که بوته گندم یا درخت خاصی است، دست یابد . نطفه ای که در رحم مادر بسته می شود، از آغاز پیدایش به سوی هدف غایی خود که همان انسان شدن است حرکت می کند و این مسیر را تا لحظه ای که دست سرنوشت پرونده اش را مهر ختام نزده، ادامه می دهد و خداوند متعالی که رب العالمین است، به هر یک از موجودات، جهاز وجودی لازم را داده، آن ها را به سوی هدف نهایی خویش هدایت می کند:
ربنا الذی اعطی کل شی ء خلقه ثم هدی . (۲۶) پروردگار ما کسی است که به هر موجودی، خلقت لازمه اش را داد; پس هدایت کرد .
۲ . اختیار، ویژگی انسان کمال خواه
موجودات را از جهت کمال خواهی به سه گروه می توان تقسیم کرد . (۲۷)
گروه اول موجوداتی که کمالاتشان با وجودشان همراه است; یعنی از آغاز پیدایش، هر کمالی که برایشان امکان داشته، همراهشان بوده است . فیلسوفان، به این نوع موجودات، «مجرد تام » می گویند . شاید بتوان از بعضی آیات قرآن استظهار کرد که فرشتگان چنین هستند:
وما منا الا له مقام معلوم . (۲۸) و هیچ یک از ما نیست، مگر آن که برای او جایگاهی معلوم و معین است .
گروه دوم، موجوداتی هستند که می توانند تکامل یابند; ولی تکاملشان اختیاری نیست . یک دانه گردو که به درختی تنومند تبدیل شده، تکامل یافته; اما این تکامل با اختیار حاصل نشده است; بلکه وقتی شرایط (زمین، آب، و حرارت مناسب) فراهم شود، دانه رشد را آغاز می
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.