تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل راه کارهای ارتباط مؤثر در میان اعضای خانواده؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل راه کارهای ارتباط مؤثر در میان اعضای خانواده انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل راه کارهای ارتباط مؤثر در میان اعضای خانواده:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل راه کارهای ارتباط مؤثر در میان اعضای خانواده آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل راه کارهای ارتباط مؤثر در میان اعضای خانواده با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل راه کارهای ارتباط مؤثر در میان اعضای خانواده از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل راه کارهای ارتباط مؤثر در میان اعضای خانواده، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل راه کارهای ارتباط مؤثر در میان اعضای خانواده :

مقدّمه

ارتباط مفید و سازنده، اولین گام برای وصول به اهداف بلند و مقدس می باشد. در این زمینه کارهایی به شرح زیر انجام گرفته است: روان شناسی روابط انسانی نوشته رابرت بولتون، مهارت های ارتباطی نوشته رابرت بولتون، آموزش مهارت های زندگی، نوشته لادن فتی، فهمیدن، فهماندن و ارتباط مؤثر و کلید طلایی ارتباطات، نوشته کریس کول، مهارت های اجتماعی در ارتباطات میان فردی از اون هارجی و….

کسانی که از ارتباط مناسب برخوردار نیستند اصولاً انسان هایی ملول، افسرده و بی انگیزه هستند. صفا و سلامت در زندگی، به الگوی ارتباطی فرد در مواجهه با دیگران معنا پیدا می کند. پیدا کردن یک الگو و دغدغه انتخاب سبک ارتباط، برای یک فرد هنگامی رخ می دهد که تحت فشار باشد. در چنین وضعیتی، انسان الگوهایی از رفتار را می تواند پیدا کند؛ از جمله:

الف. «سرزنشگر» که همواره با انگشت خود به سمت دیگری نشانه می رود، مخالفت می ورزد، اتهام می زند و عیب جویی می کند.

ب. «حسابگر» که سرد، آرام و از دیگران بریده است و به لحاظ عاطفی خود را درگیر نمی کند. قامتی راست دارد، منطقی حرف می زند و منکر احساسات است.

ج. «سازشگر» که همیشه موافقت می کند، و می کوشد خواهش، تمنّا و عذرخواهی نماید. می توان او را به صورت فردی تجسّم کرد که زانو زده است، در حالی که سرش به سمت زانوهایش خم شده و پایین افتاده است.

د. «شخص گیج» که حواس دیگران را پراکنده می کند و به نظر می رسد قادر نیست خود را با آنچه در جریان است وفق دهد. او سعی می کند موضوع را عوض کند.

ه. «پیام دهنده» که می خواهد خودش باشد و صادقانه خود را بیان کند. او قادر است اطلاعات را به طور دقیق اخذ و پردازش نماید.

به نظر می رسد تمام سبک ها بجز سبک پیام دهنده که از ویژگی های افراد متعادل است مانع مواجهه افراد با احساس واقعی خود هستند.

با استفاده از الگوهای ارتباط، اعضای جامعه با حالت های مختلف ارتباط و تأثیر آن حالت ها آشنا می شوند و این آشنایی به اعضا کمک می کند تا در ارتباط، مهارت بیشتری کسب کنند و در نتیجه، یاد بگیرند که خودشان باشند.[۱]

برای اینکه بتوانیم از ارتباط مؤثر و مفید بهره بگیریم، باید ویژگی های یک ارتباط مؤثر را بدانیم و آنها را در ارتباط خود با اعضای خانواده به کار گیریم. نیز موانع ارتباط مؤثر را از بین ببریم تا به نتایج و آثار ارتباط مؤثر دست یابیم.

ویژگی های ارتباط مؤثر

۱. همگرایی در برابر واگرایی

از عناوین مهمی که در بحث ارتباط نقش کلیدی و اصلی دارد، «همگرایی» و «واگرایی» است. برای رسیدن به یک زندگی مطلوب که منافع مشترک را تأمین کند، همگرایی بسیار مؤثر است. چنانچه جامعه به صورت حوزه متشکّل، وحدت یافته و منتظم اداره شود، تصمیمات، اندیشه ها و کنش ها به سوی یک کانون جهت گیری می شود و مرکزیت مقتدر و متحدی به وجود می آید. افراد جامعه در این کانون در کنار یکدیگر قرار می گیرند و به مرور زمان قطب واحدی در تصمیم گیری و هدایت زندگی شکل می گیرد. چنین کیفیتی به «همکنشی» یا «همگرایی» موسوم است و از طریق آن، خط مشی حال و آینده روشن و مشخص می گردد. در این صورت، الگوی مطلوبی برای تنظیم مناسبات میان افراد فراهم می شود. اصطلاح «همگرایی» مترادف با هماهنگی و اصطلاح «واگرایی» مترادف با ناهماهنگی است.

از ویژگی های جامعه «همگرا» تشخیص مصلحت زندگی و ترجیح آن بر منفعت شخصی است. قراردادها و مقرّرات در این جامعه مورد احترام است؛ ولی آنجا که پای مصلحت بزرگ تری در میان باشد، هر یک از افراد انعطاف پذیری خاصی از خود نشان می دهد تا خواسته های فردی را فدای پیشبرد اهداف زندگی کند. روح حاکم بر جامعه «همگرا» صمیمیت، یک دلی، یک رنگی و رفاقت است. در مقابل، جو غالب بر خانواده «واگرا» بیگانگی، فاصله عاطفی و لجاجت است.

«همگرایی» بستر مساعدی برای شکوفایی و خلّاقیت اعضای خانواده است و «واگرایی» به نوع خود طرحی از خانواده را درمی افکند که همچون دو حوزه جداگانه شاهد به هدر رفتن انرژی های زندگی است که صرف اصطکاک و تقابل می شود.

اولین گام برای کسب روحیه رفاقت در زندگی، پذیرش دیگران است. افرادی که همسرشان را آن گونه که «هست » می پذیرند نه آنچنان که «می خواهند»، به این مرحله ارزشمند نایل می شوند که دوستی در روابط متقابل آنان موج می زند. پذیرش همسر در نگرش تحلیلی، شامل پذیرش شخصیت، افکار و علایق او در مدیریت زندگی است. زنان و مردانی که به همسر خود همچون رقیبی آشتی ناپذیر می نگرند، تجسم «واگرایی» و «تزلزل» در زندگی مشترک هستند. البته در «همگرایی» نکاتی باید مورد توجه قرار گیرد که در ذیل، به برخی از آنها اشاره می شود:

۱. همگرایی در زندگی امری نسبی است و جنبه مطلق ندارد؛ به این معنا که هرگز نمی توان انتظار داشت افراد در تمام موارد توافق داشته باشند، بلکه منظور این است که آنها بتوانند در غالب موارد، سیاستی هماهنگ در مواجهه با مسائل اتخاذ نمایند. همگرایی با شناخت نسبتی مستقیم دارد، به گونه ای که با پشت سر گذاشتن سال های اولیه زندگی، درجه شناخت و معرفت همسران از یکدیگر، بیشتر و عمیق تر می گردد. به همین دلیل، زنان و همسران جوان نباید در اولین گام های زندگی انتظار هماهنگی کامل از یکدیگر داشته باشند. همه خصوصیات همسر را نباید تغییر داد. این امر به مقاومت شدید و لجاجت همسر منتهی می شود و اعتماد به نفس را از او سلب می کند. تلاش همسران باید صرف تغییر خصوصیاتی شود که همچون عایقی از حصول تفاهم آنان جلوگیری می کند.

۲. در تصمیم گیری ها، انتخاب راه حل ها و برنامه ریزی در زندگی، لازم است هر یک از همسران حقوقی را برای دیگری در نظر بگیرد و او را از صحنه تصمیمات دور نگه ندارد. مدیریت مطلوب در زندگی زمانی امکان پذیر خواهد بود که هر فرد از اهمیت نقش خود در پیشبرد خانواده اطمینان حاصل نماید.

۳. مصلحت خانواده ایجاب می کند که هر یک از همسران به محض نارضایتی از همسر، او را از زندگی کنار نگذارد و جایگاه او را در زندگی حفظ نماید. پدری که نقش سایه در زندگی دارد و به حاشیه رانده شده است، هیچ گاه تأثیر اخلاقی بر فرزندان نخواهد داشت و مادری که از موقعیت اصلی خویش محروم گردیده، هیچ گونه سهمی در مراحل تصمیم گیری برای زندگی نخواهد داشت و در نتیجه، همسر لایقی برای شوهرش نخواهد بود. تصویر صحیح از مشارکت در خانواده، آن گاه شکل می گیرد که هریک از همسران دستی از آستین همت برآورد و با همیاری و قبول مسئولیت در زندگی، بهترین جلوه مشارکت را به نمایش گذارد. دلیل اصلی برای ضرورت مشارکت این است که هیچ عاملی نمی تواند مرز منافع مرد را از منافع زن جدا سازد، همان گونه که هیچ عاملی نمی تواند مرز آسیب های وارد شده بر مرد را از آسیب های زن جدا سازد؛ زیرا هر دو در یک مجموعه و برای رسیدن به مقصود واحدی تلاش می کنند. افزایش تأثیرپذیری همسر در هر سنّی و با هر میزان تحصیلات و درجه ایمان و تعهدی که باشد، به چهره گشاده و متبسم و در عین حال مصمم همسر، و ثبات شخصیتی و مهارت شخصی او در امر انتقال پیام وابسته است؛ چراکه تبسم و مهر و محبت فرستنده، نیاز عاطفی گیرنده پیام را تأمین و ثبات شخصیت و استواری اراده، منطقی بودن و اعتماد به نفس را در او تقویت می کند.[۲] بر اساس آماری که ارائه گردیده است، ۵۹ درصد از نخستین تأثیری که بر دیگران می گذاریم به آراستگی ظاهر ما بستگی دارد و ۴۱ درصد باقی مانده را زبان رفتار ما تعیین می کند.[۳] از این رو، فرستنده باید به این دو مهم توجه لازم را داشته باشد.

روابط بین فردی مؤثر اثر مستقیم روی سلامت روانی فرد دارد، به رشد شخصی و هویت یابی افراد کمک می کند، بهره وری شغلی و موفقیت و نیز کیفیت زندگی را افزایش می دهد، تندرستی و سلامت جسمی به همراه می آورد، سازگاری فرد را افزایش می دهد، باعث مقابله سازنده با فشار روانی می گردد و خودشکوفایی را به همراه دارد.[۴]

ارتباط مؤثر بهترین راه برای از بین بردن سوءتفاهم ها، تنها راه نشان دادن احساسات به یکدیگر، مسیری برای انتقال اطلاعات و امری ضروری برای رشد و بالندگی است. چنان که ارتباط مؤثر نباشد، نارضایتی، تنهایی و تعارض در خانواده پدید می آید، سوءتفاهم زیاد می شود، آسیب روانی به وجود می آید، اعتماد به نفس زن و شوهر مختل می شود و توانایی افراد خانواده برای مقابله با مشکلات کاهش می یابد.

یک ارتباط خوب بر سلامتی روانی فرد تأثیر مستقیم دارد، به رشد و هویت یابی او کمک می کند، کیفیت زندگی، موفقیت و سازگاری در آن را افزایش می دهد، با شکوفایی افراد خانواده همراه است، سلامت جسمی می آورد و باعث مقابله سازنده با اضطراب و فشار روانی می شود.

در این زمینه، چهار حوزه مهارتی را باید آموخت:

۱. در زندگی مشترک به یکدیگر اعتماد کنیم.

– نسبت به همسر خود متعهدانه عمل نماییم.

– از برخورد قضاوتی نسبت به او اجتناب کنیم.

– با او صادق باشیم.

۲. ارتباط باید روشن و دور از ابهام باشد.

– به پیام «من» رو بیاوریم.

– از چند پهلو سخن گفتن بپرهیزیم.

– از تغییر دادن عبارات به خاطر محدود نشدن اجتناب کنیم.

۳. از یکدیگر حمایت کنیم و پذیرای همدیگر باشیم.

– امکان ندارد دو نفر در همه چیز هم عقیده و هم فکر باشند. بنابراین، مشروط کردن حمایت به امر محال بی معنا است.

– اختلاف نظر می تواند تغییر مثبت را در پی داشته باشد. پس باید روحیه پذیرش را تقویت کرد.

– تفاوت دیدگاه به پختگی در تصمیم کمک می کند. برای تصمیم بهتر دیدگاه مخالف را تحمل کنیم.

– پذیرش دیگران قدرت مدیریت انسان را افزایش می دهد. حذف دیگران نشانه اقتدار در مدیریت نیست.

۴. تعارض های موجود را به شیوه ای سازنده برطرف سازیم.

– اگر به دنبال اختلاف نظر، روابط مستحکم تر شود، دوستی افزایش یابد، رضایتمندی وجود داشته باشد و همسران خود را در حل مسائل توانمندتر ببینند اختلاف نه تنها مخرّب نیست، بلکه سازنده است.

– در قواعد و مقرّرات از ابتدای زندگی، با یکدیگر توافق کنیم.

– اگر عصبانیت بر گفت وگو حاکم شد، مدت کوتاهی از هم فاصله بگیریم و در زمان مشخصی بحث را پی بگیریم.

– به نوبت، هریک گوینده و شنونده باشیم و نقش خود را در هر موقعیت ایفا کنیم.

برای اینکه ارتباطی مؤثر داشته باشیم، باید به محتوای کلام، فرایند بیان آن و نوع ارتباط غیرکلامی توجه کرد. هرچه سخن ما جذّاب، شورانگیز، دور از تهدید و غم افزایی باشد، زمینه بهتری در بخش محتوا، برای ارتباط مؤثر فراهم می شود. چنان که نحوه فراز و فرود سخن، جمله بندی و زمانبندی در گفتار ما مناسب باشد، فرایند بیان سخن به ارتباط مؤثر ما کمک خواهد کرد. در کنار این دو، تُن و آهنگ صدا، تماس چشمی، حالت های چهره، حرکات بدنی و گوش دادن فعال، می تواند به بخش غیرکلامی در ارتباط مؤثر کمک کند. برای برقراری یک ارتباط مؤثر باید علاوه بر کلمات، از ارتباط غیرکلامی نیز بهره جست. این کار زمینه برآورده شدن بهتر و بیشتر انتظارات همسران را فراهم می آورد.

۲. توجه کردن

برای برقراری رابطه مطلوب عاطفی، توجه کردن نقش اساسی دارد. توجه کردن در دو بخش کلامی و غیرکلامی نقش ایفا می کند. در بخش غیرکلامی، ژست هایی نظیر لبخند زدن، سر تکان دادن و نگاه همدلانه داشتن یا مجاورت بدنی از قبیل خم شدن به جلو، تماس و لمس، بستر مناسبی را برای ارتباط فراهم می آورد.

توجه غیرکلامی اغلب رساتر از توجه کلامی است. هر بخش از بدن ما می تواند به گونه ای باشد که میان همسران ارتباط ایجاد کند، ارتباط را آسان نماید و آن را تداوم بخشد. ما هنگامی که در مواجهه با یکدیگر حالتی آرام، اما هوشیار از خود نشان می دهیم، اندکی بدن خود را به سوی جلو خم می کنیم یا با روی گشاده در فاصله مناسبی از یکدیگر قرار می گیریم، ارتباط را تقویت می کنیم و در عین آرامش با هیجان نشان می دهیم که آنچه را به یکدیگر منتقل می نماییم، خوب درک می کنیم و می فهمیم؛ چراکه برای درک آن بسیار مصمم هستیم. ما با شیفتگی برای یکدیگر پیام مخابره می کنیم و برای دریافت پیام چنان برانگیخته ایم که بر لبه جلوی صندلی می نشینیم و حالت وارفتگی از خود نشان نمی دهیم. به این حالت «گرایش نشان دادن» می گویند. در ایجاد این حالت، حرکت های بدنی، تماس چشمی و گشاده رویی بسیار مؤثر است.

همسران ترجیح می دهند در زندگی مشترک با کسی باشند که در عین دوری از عصبانیت، بی تحرک نباشد. این تحرک، نشان مهربانی او و گرمی زندگی است. مهم این است که حرکت های بدنی متناسب باشد و اشاره های گیج کننده نداشته باشد. کسی که با همسرش سخن می گوید و در همان حال به رهگذران دست تکان می دهد، گرچه حرکت بدنی دارد، اما حرکت او متناسب با سخن گفتن با همسرش نیست.

۳. لحن صدا

برخی معتقدند که ۳۸ درصد از استنباط اولیه افراد از هر عبارتی، به نحوه بیان آن بستگی دارد.[۵] اولین کلماتی که از دهان انسان خارج می شود، لحن کلام را تعیین می کند. بنابراین، صدا باید آرام، منظم و نیرومند باشد، کلمات به روانی پشت سر هم ادا شوند و از تأمّل بی جا و زننده خودداری و روی کلمات و جملات مهم تکیه شود. اولین حالت ها در مواجهه میان افراد، تأثیر عمیقی میان آنها به جا می گذارد. بعضی صداها پرمایه و غنی، برخی دیگر آوازگونه، تعدادی گرم و دلنشین، گروهی آکنده از افاده و سرانجام برخی هم سرد، بی احساس و یکنواخت هستند.

لحن صدا از کیفیت صوت، طنین و گویایی آن رنگ می گیرد. تغییر در کیفیت صوت گویای احساسات، عواطف و تفاوت در معناست؛ زیر و بم صدا تعیین کننده نت بالا یا پایین یا ترکیبی از این دو نت است که موجب تنوع صدا و قوت آن می شود و ترکیب مناسبی از سرعت کلام و زیر و بم صدا موجب قوت آن می گردد.[۶]

در لحن بیان برای برقراری ارتباطی مؤثر، باید به مواردی توجه داشت؛ از جمله:[۷]

سرعت: تند، کند، تندتر، کندتر؛

نحوه مکث یا تردید بین کلام؛

درجه: بلند، فریادکنان، متوسط، آرام، بسیار آرام، نجواکنان؛

دانگ: زیر، جیغ زنان، بم، متوسط؛

تغییر: نحوه بالا و پایین رفتن صدا؛

تکیه کلام خاص.

۴. حالات چهره

چهره نیز اطلاعات فراوانی در خصوص حالات هیجانی دیگران به ما می دهد. برخی از نظریه پردازان می گویند: حالات چهره بعد از زبان، مهم ترین منبع اطلاعاتی است. شاهد این مدّعا، زمان و حجم کارهایی است که نویسندگان، نمایش نامه نویسان و فیلم نامه نویسان به توصیف جزئیات چهره شخصیت های موردنظر خود اختصاص داده اند. برخی شواهد از نظریه فطری بودن حالات چهره حکایت می کند؛ زیرا در فرهنگ های مختلف دنیا شاهد حالات چهره ای مشترکی هستیم؛ از قبیل بالا کشیدن یک یا هر دو ابرو، خمیازه کشیدن و جمع کردن لب ها که به ترتیب نشانه نگرانی و تعجب، خستگی و اضطراب هستند.

به هر حال، بسیاری از نشانه های خوش رویی از طریق حالات چهره به دیگران و از جمله به همسر ارائه می شود. برای مثال، هنگامی که همسر ما شاد یا نگران باشد، ما می توانیم با اتخاذ حالت چهره ای متناسب با آن موقعیت، در شادی او خود را شاد، و در نگرانی اش خود را سهیم بدانیم.

پیراستن و آرایش چهره نیز از مهارت هایی است که لازم است مورد توجه قرار گیرد و به عنوان نمودی بارز از خوش رویی ملحوظ گردد. فردی که با چهره آراسته با همسر خود مواجه می شود، میزان علاقه مندی خود را به او نشان داده و خاطرنشان می سازد که برای او ارزش و احترام خاصی قایل است. هرچند با توجه به تفاوت های جنسیتی، تأکید بیشتری بر آراستگی زن در برابر شوهر شده است، ولی مردان نیز بدین وسیله به همسران خود ابراز توجه کرده، سلامت اخلاقی آنها را تضمین می کنند. در روایتی آمده است: شخصی می گوید: امام موسی بن جعفر علیه السلامرا دیدم که خضاب کرده بود. گفتم: فدایت شوم، خضاب کرده ای؟! فرمود: آری، نظافت و آراستگی مردان از اموری است که بر عفّت زنان می افزاید، و عفت زنان از آن رو کاهش یافته است که شوهران آنها به سر و روی خود نمی رسند. سپس فرمود: آیا مایلی همسرت را در وضعیت نامناسبی از حیث نظافت و آراستگی ببینی؟ گفتم: نه. حضرت فرمود: پس در مورد همسرت نیز این را نپسند.[۸]

برخی از پژوهش ها نشان می دهد که لبخندها تقویت کننده اند. شوالتر در جریان یک آزمایش، موفق شد با استفاده از لبخندهای انتخابی، برخی از جملات عاطفی مصاحبه شونده ها را شرطی کند. در برخی از بررسی ها، ترکیبی از لبخندها و سایر تقویت کننده های غیرکلامی و کلامی مورد استفاده قرار گرفته اند. کرسنر با ترکیب کردن خنده و تکان دادن سر و «اُهوم» گفتن آزمودنی ها را واداشت تا از کلمه «مادر» بیشتر استفاده کنند.[۹] لبخند به عنوان یک تقویت کننده، نمونه ای از مهارت های خوش رویی در برابر همسر و دیگران است. رسول خدا صلی الله علیه و آله همواره از این مهارت در هنگام سخن گفتن استفاده می کردند.[۱۰]

امام باقر علیه السلام نیز تبسّم در برابر برادر دینی را حسنه دانسته اند.[۱۱]

در زمان برقراری ارتباط، چهره می تواند با حالت های مختلف زیر به ادامه یا قطع ارتباط کمک نماید:[۱۲]

۱. خیره نگریستن و مستقیم به چهره یا چشمان دیگری نگاه کردن که در بعضی از موارد نشانه دقت و در برخی موارد نشانه بهت و تعجب شماست که در صورت دوم می تواند به قطع ارتباط منجر شود.

۲. لبخند زدن که نشانه تمایل به برقراری ارتباط و ادامه آن است. البته لبخندها همان گونه که مهربانی و تفاهم را منتقل می سازند، گاهی نشانه تحقیر و تمسخر هم هستند. تعبیر این رفتارها به ویژگی های بافتی از قبیل رفتارهای ضمیمه رفتار موردنظر بستگی دارد.[۱۳] بنابراین، کاربرد این مهارت در برابر همسر نیازمند توجه به رفتارهای ضمیمه نیز می باشد تا مبادا لبخند به عنوان عامل تحقیر و تمسخر همسر محسوب شود. برای نمونه، لبخند زدن مداوم به همسر موجب می شود تا او این عامل تقویت ارتباط را به مثابه عامل تمسخر و تحقیر تعبیر کند و از این رفتار ناخرسند گردد.

۳. اخم کردن که نشانه تحیر، اضطراب، ناراحتی یا رنجیدگی خاطر است، باعث سردی یاقطع ارتباط می شود.

هنگامی که همسر را ملاقات می کنید، با او دست می دهید و لبخند می زنید، این ارتباط جسمانی و لبخند، فضایی آکنده از مهر و صفا برای گفت وشنودی دوستانه می گشاید. همچنین به هنگام خداحافظی با حالت چهره می توانید به او نشان دهید که از ته دل از با او بودن خرسندید.

۵. گشاده رویی

گشاده رویی یکی از نمونه های بارز خوش رویی برای پیدایش توجه در ارتباط میان همسران است. مردم عموما خواهان آغاز کردن صحبت نیستند. از این رو، باید زمینه و بستری فراهم شود تا سر صحبت باز شود و ارتباط برقرار گردد. گشاده رویی در این میان نقش مؤثری ایفا می کند.

در متون روایی و دینی ما به گشاده رویی و خوش رویی تأکید شده است. در ذیل، به برخی از این روایات اشاره می شود:

برای اهل بهشت، چهار علامت است که یکی از آنها گشاده رویی است.[۱۴]

نیمی از مواجهه عاقلانه با دیگران، به خوش رویی است.[۱۵]

اولین هدیه و عطیه برای کسی که با او مواجه می شویم و آسان ترین بخشش برای او خوش رویی است.[۱۶]

بهترین عاملی که می توان به واسطه آن در میان قلوب دوستان مودّت و محبّت را افزایش داد و کینه و دشمنی را از دل دشمنان زدود، خوش رویی است.[۱۷]

خوش رویی آتش دشمنی را خاموش می کند.[۱۸]

خوش رویی خصلت هر انسان آزاده است.[۱۹]

خوش رویی یکی از نشانه های پیروزی و خوشبختی است.[۲۰]

مردی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و از حضرت خواست او را توصیه ای کند. طبیعتا توصیه ها باید اموری پرثمر و سعادت بخش باشد. حضرت در بیان یکی از توصیه های خود فرمودند: با دیگران گشاده رو باش.[۲۱] اساسا خوش اخلاقی مثلثی است که یک ضلع آن را خوش رویی تشکیل می دهد.[۲۲]

حضرت رسول صلی الله علیه و آله در توصیه ای به فرزندان عبدالمطلب فرمودند: شما نمی توانید با اموالتان مردم را شاد کنید. پس با آنان با گشاده رویی و خوش رویی مواجه شوید تا زمینه نشاط آنان را فراهم سازید.[۲۳]

وقتی در مواجهه با افراد جامعه دینی که از آنان به «برادر دینی» تعبیر می شود دستور داریم با چهره ای باز و دور از گرفتگی و خشم و اندوه برخورد نماییم، حکم مواجهه در محیط منزل با همسر به خوبی روشن می شود.

گشاده رویی نسبت به همسر تا جایی اهمیت پیدا می کند که رسول اکرم صلی الله علیه و آله آن را یکی از حقوق زن بر همسر خود دانسته و فرموده اند: «حق زن بر شوهرش این است که او را گرسنه نگذارد، بدنش را بپوشاند و با او ترش رویی نکند.»[۲۴]

معمولاً گشاده رویان دارای چهار ویژگی هستند:

۱. با عباراتی همچون «صورت شما قرمز شده است» و «به نظر می رسد خوشحال نیستی»، اوضاع و احوال جسمانی فرد را توصیف می کنند و از این طریق، روابط عاطفی را تعمیق می بخشند.

۲. با جملاتی همچون «شما می توانید درباره دغدغه هایتان صحبت کنید» و «من به آنچه می گویید علاقه مندم»، فرد را به صحبت و ادامه آن دعوت می کنند.

۳. گاهی با سکوت خود به فرد فرصت می دهند تا درباره ادامه صحبت و بیان مطالب موردنظر خود تصمیم بگیرد.

۴. با نشان دادن حالت های بدنی و تماس چشمی علاقه مندی و توجه خود را به فرد نشان می دهند.[۲۵]

البته این ویژگی ها هریک در جایگاه مناسب خود تأثیرگذار است. به کارگیری همزمان آنها ممکن است برای دیگری در ابتدای کار سوءتفاهم ایجاد کند و همسران از آن رو که با یکدیگر آشنایی دارند و روحیات همدیگر را می شناسند، می توانند در به کارگیری هریک از این ویژگی ها به تناسب مقتضای حال عمل کنند.

۶. تماس چشمی

بیشتر کنش های متقابل شخصی با دوره کوتاهی که طی آن دو نفر مستقیما به یکدیگر نگاه می کنند، شروع می شود. تماس چشمی علامتی است بر اینکه هریک از دو نفر به دیگری توجه دارد و کنش متقابل بیشتری می تواند در پی آن بیاید[۲۶] و البته از کارکردهای دیگر آن، تنظیم ارتباط متقابل در محاوره است.

افراد وقتی به سخن کسی گوش می دهند، بیش از وقتی که خود صحبت می کنند از نگاه استفاده می کنند و نیز در هنگام گوش دادن نگاه های طولانی تری به طرف مقابل می کنند و در یک ارتباط، غالبا در زمان انتقال نوبت سخن در میان افراد، افراد به یکدیگر نگاه می کنند و کسی که نوبت را در دست گرفت برای اینکه حواسش پرت نشود، نگاه را قطع می کند و شنونده آن را ادامه می دهد.[۲۷]

همچنین تماس چشمی نشانگر هیجانات (دوستانه یا خصمانه) ما نسبت به دیگران است.

تماس چشمی و تمرکز آرام چشم های همسران به چهره یکدیگر که هر از گاهی به سایر اعضای بدن و حرکات آنها (مثل حرکت دست ها) نیز منتقل می شود و سپس به چهره بازمی گردد، نقش مهمی در پیدایش توجه میان آنان دارد. تماس چشمی به فرستنده پیام این امکان را می دهد که پذیرش خود و پیامش را از سوی شنونده ارزیابی کند و پی ببرد در چه حالتی، شنونده با گوینده احساس راحت تری دارد. از طرفی، شنونده پیام به وسیله تماس چشمی می تواند مقصود ویژه گوینده از پیامش را درک کند. این درکی فراتر از معانی کلمات است که به اسرار درونی گوینده ارتباط پیدا می کند.

رالف والدو امرسون می گوید: چشم های اشخاص به اندازه زبان هایشان صحبت می کند، با این مزیّت که سخن گفتن به وسیله چشم ها به بیان واژه ها نیاز ندارد و یک درک کلی از شخص مقابل را فراهم می کند.[۲۸]

فراتر از یک محیط آرام که برای گفت وگو میان همسران ضروری است و به حضور هریک در کنار دیگری کمک می نماید، حضور ذهنی لازم است. هریک از همسران که پیامی را منتقل می کند، انتظار دارد شریک زندگی اش نه فقط حضور فیزیکی، بلکه آمادگی ذهنی هم داشته باشد تا پیام را دریافت کند. تماس چشمی زن و شوهر باید بیانگر این حضور ذهنی باشد. اگر تظاهر به توجه کردن باشد و حضور قلبی نباشد، بی شک علامت های دیگرِ فرد این تظاهر را فاش خواهد ساخت.

ارتباط چشمی یکی از عناصر مهم تعامل میانْ فردی و گاهی ضروری برای شروع تعامل اجتماعی است. این رفتار در هنگام گفت وگو می تواند نشانه توجه و علاقه باشد و استفاده مناسب از آن می تواند پیامدهایی تقویت کننده داشته باشد.

کلاتیک و دیگران (۱۹۷۵) در آزمایشی مصاحبه مانند، به مصاحبه گرها آموزش دادند به یکی از روش های ذیل عمل کنند:

۱. مدام به مصاحبه شونده نگاه کنند؛

۲. به طور متناوب به مصاحبه شونده نگاه کنند؛

۳. اصلاً به او نگاه نکنند.

نتایج نشان داد در زمانی که مصاحبه کننده به مصاحبه شونده نگاه نمی کرد، وی از جملات کوتاه تری استفاده می کرد و کمتر حرف می زد. وقتی مصاحبه گرها مدام به مصاحبه شونده نگاه می کردند، آنها تصور می کردند مصاحبه گرها به آنها خیلی توجه دارند و م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *