تعداد بازدید
2 بازدید
ریال119.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل راهبردهای امامین عسکریین علیهماالسلام در تعلیم و بالندگی آموزه مهدویت؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل راهبردهای امامین عسکریین علیهماالسلام در تعلیم و بالندگی آموزه مهدویت با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل راهبردهای امامین عسکریین علیهماالسلام در تعلیم و بالندگی آموزه مهدویت:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل راهبردهای امامین عسکریین علیهماالسلام در تعلیم و بالندگی آموزه مهدویت به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل راهبردهای امامین عسکریین علیهماالسلام در تعلیم و بالندگی آموزه مهدویت با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل راهبردهای امامین عسکریین علیهماالسلام در تعلیم و بالندگی آموزه مهدویت تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل راهبردهای امامین عسکریین علیهماالسلام در تعلیم و بالندگی آموزه مهدویت را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل راهبردهای امامین عسکریین علیهماالسلام در تعلیم و بالندگی آموزه مهدویت :

مقدمه

تبیین آموزه امامت و مهدویت از کارکردها و مسئولیت های خطیر امامان شیعه است. با نزدیک شدن به زمان تولد و آغاز دوران غیبت امام مهدی علیه السلام، انجام این رسالت، بیش از پیش دشوار می نمود. دوره امامت امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام دوران خفقان و فشار رژیم عباسی بر ائمه و شیعیان شان بود. این مسئله، رسالت عسکریین علیهماالسلام را با دشواری همراه نمود. امامان شیعه، با درک اقتضائات سیاسی و فرهنگی زمانه خویش، با طرح روش ها و اتخاذ راهبردهای متنوع، سال ها پیش از تولد امام مهدی علیه السلام به تقویت و تحکیم باور داشت مهدویت پرداختند. در این میان، امام هادی و امام عسکری علیهماالسلام تلاش های فراوانی را در جهت بالندگی این آموزه خطیر انجام دادند و با اتخاذ راهبردها و تاکتیک های مناسب، علاوه بر مصون سازی، به تبیین و تقویت آموزه مهدویت کمک نمودند. ایشان علاوه بر مبارزه با جریانات سلبی و منحرف مهدویت و ترمیم زیرساخت های اعتقادی این آموزه، وظیفه سنگین تبیین اثباتی آن و آماده سازی جامعه شیعه برای گذار به عصر غیبت را همزمان به عهده داشتند. پژوهش حاضر در پی تصویر سازی و بازنمایی راهبردها و اقدامات کلان امامین عسکریین علیهماالسلام در فهم پذیری آموزه مهدویت می باشد.

فرضیه تحقیق: امامین عسکریین علیهماالسلام توانستند با استخدام و خلق راهبردهای سلبی و ایجابی مناسب، در تعمیق و فهم پذیری آموزه مهدویت نقش آفرینی نموده و از این طریق به پی ریزی و مقاوم سازی پایه های معرفتی آموزه مهدویت در میان توده مردم کمک نمایند. راهبرد پیشگیری و هشدار و راهبرد فریب دشمن به عنوان دو راهبرد کلان سلبی، راهبرد تقویت شبکه ارتباطی و معرفت افزایی نیز راهبردهای کلان ایجابی هستند که از سوی عسکریین علیهماالسلام مورد اهتمام قرار گرفت. که برای عملیاتی سازی این راهبردها، اقدامات مهمی صورت پذیرفت.

پرسش تحقیق:

نگارنده در این تحقیق با بهره گیری از روش توصیفی – تحلیلی، در پی پاسخ به پرسش های زیر است.

۱. امامین عسکریین علیهماالسلام برای رشد و فهم پذیر نمودن آموزه مهدویت از چه راهبردهایی استفاده نموده اند؟

۲. امامین عسکریین علیهماالسلام برای تحقق و عملیاتی سازی این راهبردهای کلان، دست به چه اقداماتی زده اند؟

تحلیل و بررسی راهبردهای سلبی امامین عسکریین علیهماالسلام

امامین عسکریین علیهماالسلام در زمینه مقابله با ناسازگاری های فکری و رفتاری دشمنان و رواج فرهنگ ضد مهدویت و در راستای گسترش معارف مهدویت و زمینه سازی غیبت، راهبردها و اقدامات متعددی را اعمال نموده اند. این راهبردها در خنثی سازی و کم اثر کردن آسیب های آموزه مهدویت، نقشی به سزایی داشتند. در این جا راهبردهای سلبی به معنی بهره گیری و استفاده از روش های کلان بازدارنده در امر مهدویت می باشد. لذا به آن دسته از روش هایی که در تبیین و تقویت آموزه مهدویت، گزاره های سلبی را اصل و مبنا قرار می دهد راهبردهای سلبی اطلاق می شود، راهبرد سلبی به معنای انفعال و واپس گرایی نمی باشد بلکه، سلب کردن در این جا، بر خلاف معنای ظاهری آن، استخدام و خلق شیوه هایی است که پیام های پنهان مهدوی را به قصد آسیب زدایی به کار می بندد. در واقع راهبرد سلبی، ناظر بر فرایند پیرایش موانع رشد این آموزه به قصد شکوفاسازی و آشکار نمودن قابلیت های نهفته آموزه مهدویت است.

راهبرد پیشگیری و هشدار

یکی از راهبردهای امامین عسکریین علیهماالسلام که در راستای بازدارندگی، مهار و کنترل افراد و جریانات مدعی و منحرف مهدویت به کار بسته اند، راهبرد پیشگیری و هشدار است. عسکریین علیهماالسلام برای مهار و مدیریت این جریانات آسیب زا و عدم سرایت و گسترش آن در سطح جامعه این راهبرد کلان را در پیش گرفتند. به همین منظور برای عملیاتی سازی و تحقق این راهبرد دست به اقدامات و عملکردهایی زده اند که در نهادینه سازی این راهبرد مؤثر بوده است.

۱. تصریح به مرگ محمدبن علی و اقامه مجلس عزا

از انحرافاتی که در دوره زندگانی امامین عسکریین علیهماالسلام متأثر از آموزه مهدویت شکل گرفت شکل گیری فرقه محمدیه بود که گروهی از شیعیان، پس از شهادت امام هادی علیه السلام به امامت محمد، فرزند ایشان معتقد شدند. این گروه، طرفدار امامت محمدبن علی الهادی علیه السلام بودند. آنها بر این باور بودند که محمد زنده است و او را مهدی قائم علیه السلام می دانستند. (نوبختی، ۱۳۶۱: ۹۴) این فرقه تا آن جا پیش رفتند که مرگ او را منکر شدند (طوسی، ۱۴۱۱ق: ۱۲۸ و ۹) آنها محمد را جانشین امام هادی علیه السلام می دانستند و معتقد بودند که پدرش او را از ترس مردم از دیده ها پنهان کرده و الّا نمرده است، بلکه غایب شده، او مهدی قائم است. (نوبختی، ۱۳۶۱: ۱۰۰-۱۰۱)

امام هادی علیه السلام در یک اقدام پیشگیرانه برای مقابله با فرقه محمدیه، که پس از شهادت ایشان به وجود آمد. از یک سو، به مناسبت هایی به نص امام بعد از خود اشاره می نمودند و از طرف دیگر با برپایی مجلس عزا به مرگ فرزندش محمد تصریح می کردند. به عنوان نمونه؛ عمر نوفلی می گوید:

من همراه اباالحسن الهادی علیه السلام بودم که در این هنگام فرزندش ابوجعفر محمد نیز همراه ما شد. به آن حضرت عرض کردم فدایت شوم این فرزندت بعد از شما، صاحب امر ماست؟ در حالی که محمد آن جا بود، امام فرمود: نه، صاحب امر شما بعد از من، فرزندم حسن است. (طوسی، ۱۴۱۱ق: ۳۴۹-۳۵۰)

امام هادی علیه السلام به منظور پیشگیری از انحراف فرقه محمدیه که بعدها مدعی مهدویت فرزندش محمد شدند، علاوه بر هشدار به ایشان، (مانند آن چه که امام صادق علیه السلام در مرگ اسماعیل انجام دادند) در مرگ فرزند خود به گونه ای عمل نمودند که به شیعیان بفهماند وی رحلت نموده است. در حدیثی، انباری می گوید:

هنگام وفات ابی جعفر محمد، فرزند امام علی النقی علیه السلام حاضر بودم که ایشان وارد شدند. برای حضرت، تختی گذاشتند و بر آن نشست و اهل بیتش دورش بودند و امام عسکری علیه السلام در گوشه ای ایستاده بود. حضرت هادی علیه السلام وقتی از تجهیز ابی جعفر فارغ شد، متوجه ابومحمد شد و فرمود: پسر جان! خدای تبارک و تعالی را شکر کن که نسبت به تو کاری پدید آورد. (مفید، ۱۴۱۳ق: ج۲، ۳۱۶)

۲. پیشگویی از فرقه جعفریه و انذار شیعیان از مجالست با جعفر

جعفربن علی (متوفای ۲۷۱ق)، معروف به جعفر کذاب، فرزند امام هادی علیه السلام از مدعیان امامت و مهدویت می باشد. او پس از شهادت برادرش امام حسن عسکری علیه السلام ادعای امامت کرد. عده ای نیز به امامت جعفر گرویدند و امامت او را منصوب از طرف امام هادی علیه السلام می دانستند، آنها نداشتن فرزند برای امام عسکری علیه السلام را علت نپذیرفتن امامت او می دانستند و بر این باور بودند که امامت از برادر به برادر نمی رسد. (نوبختی، ۱۳۶۱: ۱۰۰) و امامت امام حسن عسکری علیه السلام را فاقد اعتبار می دانستند. جعفر برای تثبیت امامت خود، تولد امام زمان علیه السلام را انکار کرد و مدعی میراث امام عسکری علیه السلام شد، پیروان جعفر را جعفریه می گفتند.(آشتیانی، ۱۳۴۵: ۲۵۳؛ طاهر البغدادی، ۱۴۰۸: ۸۳؛ اشعری، ۱۳۶۰ش: ۱۰۱؛ طباطبایی، ۱۳۸۶: ۱۰۰)

امامین عسکریین علیهماالسلام، جهت انذار شیعیان از مجالست با جعفر و رسواسازی او، به پیشگویی این وقایع پرداختند.

زمانی که جعفر از تولد صاحب الامر علیه السلام آگاه شد سراسیمه نزد خلیفه وقت رفت و از او خواست که خانه امام حسن عسکری علیه السلام را محاصره و تفتیش کند. در اثر فتنه گری جعفر، خلیفه، دودمان امامت را محاصره و اعضای بیت امام عسکری علیه السلام را به سیاه چال زندان منتقل کرد، به خیال خود که می تواند به مهدی موعود علیه السلام دست یابد. (مفید، ۱۴۱۳ق: ۳۲۵) امام هادی علیه السلام فرزندش جعفر را همانند فرزند نوح علیه السلام که قرآن در مورد او به نوح علیه السلام فرمود: او از اهل تو نیست (هود: ۴۶) برشمرد. (خصیبی، ۱۴۱۹ق: ۳۲۰) ایشان به احمدبن سعد کوفی و جمع دیگری از شیعیان که احتمالاً به جهت تبلیغات جعفر در خصوص امامت خویش به شک افتاده بودند فرمود: از جعفر بپرهیزید، همانا جعفر دشمن من است، اگر چه فرزندم می باشد. هم چنین او دشمن برادرش حسن است، و حسن امام بعد از من می باشد. .. (خصیبی، ۱۴۱۹ق: ۳۲۰) امام هادی علیه السلام با این روش، به تصحیح اصل امامت و مصداق امام بر حق پرداخت و شیعیان را از شک در این زمینه نجات داد. راوی می گوید: ما از نزد حضرت هادی علیه السلام بیرون آمدیم و با سخنانی که از حضرت شنیدیم، دیگر تردیدی برای ما باقی نمانده بود (خصیبی، ۱۴۱۹ ق: ۳۲۰) هم چنین امام حسن عسکری علیه السلام در بیانی صریح، از این حقیقت پرده برداشت و به انحراف جعفر در قضی امامت فرزندش تصریح نمودند. امام عسکری علیه السلام درباره جعفر چنین فرموده است:

حذر کنید از برادرم جعفر، قسم به خدا مثَل من و مَثَل او (جعفر)، همانند مثل هابیل و قابیل، دو فرزند حضرت آدم علیه السلام است که قابیل به هابیل حسد ورزید که چرا خداوند، آن چنان به او عطا فرموده است، اگر جعفر بتواند مرا بکشد، هرگز دریغ نمی کند ولکن خدا بر تمام کارهایش پیروز است. (خصیبی، ۱۴۱۹ق: ۳۸۲)

امامین عسکریین علیهماالسلام با اقدامات مؤثر خود، پرده از حقیقت این فرقه باطل نزد دوستان و علاقه مندان برداشتند تا مردم در امر امامت حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف دچار انحراف نشوند و به دام گمراهی جعفر و فرقه منحرف جعفریه گرفتار نیایند.

۳. تکذیب مدعیان وکالت و نهی از همنشینی با ایشان

یکی از بارزترین جلوه های فعالیت امامین عسکریین علیهماالسلام، مبارزه با مدعیان منحرف بود. به دلیل نزدیک شدن به زمان تولد حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف و آغاز فصل غیبت، بازار مدعیان وکالت، نیابت و بابیت داغ شد. عسکریین علیهماالسلام با زیر نظر گرفتن فعالیت این افراد و عکس العمل مناسب در قبال آنها، بخشی از نیروی خویش را صرف پاسخ دهی و مواجهه با این تفکرات می کردند. فارس بن حاتم بن ماهویه قزوینی (کشی، ۱۳۸۴: ۳۲۳) که از یاران امام هادی علیه السلام و وکیل حضرت بود به مخالفت با امام هادی علیه السلام برخاست و شایع کرد که آن حضرت، پس از خود، جعفر را به امامت برگزیده نه حسن علیه السلام را. (نوبختی، ۱۳۶۱: ۸۴) فارس، نقش تعیین کننده ای در انحراف فکری شیعیان از مسئله امامت و مهدویت داشت. شیعیان مکرّر در مورد او از امام هادی علیه السلام پرسش هایی کردند و حضرت در جواب این پرسش ها، ضمن بیزاری از فارس، او را تکذیب نموده، از شیعیان می خواست که از او فاصله بگیرند و کاری کنند که موجب انزوا و خواری او شوند و اجازه ندهند در امورشان دخالت کند. (طوسی، ۱۴۱۱ق: ۶۱۲، ح۳۱۲؛ کشی، ۱۳۸۴: ح۹۹۹، ۱۰۰۳ و ۱۰۱۱) امام هادی علیه السلام به منظور رسواسازی فارس بن حاتم، به دروغ بودن ادعای او که خود را نایب، باب و فردی از سوی امامان معرفی کرده بود اشاره دارد و او را فردی فتنه گر و دعوت کننده به بدعت معرفی می کند. (طوسی، ۱۴۱۱ق: ۵۲۴) امام هادی علیه السلام ابن حسکه را نیز دروغگو خواند و ادعای او را مبنی بر این که از اولیای حضرت و باب ایشان است رد کرد (همان: ۵۱۸ -۵۱۹) امام در نامه ای به یکی از شیعیان، وی و همه شیعیان را از ابن نصیر فهری و ابن بابای قمی نیز بر حذر داشت. (همان: ۵۲۰) هم چنین در پاسخ به نامه ابراهیم بن داود یعقوبی که انحراف فارس بن حاتم را بیان کرده بود فرمود:

با او هم مجلس نشوی و اگر او نزد تو آمد تحقیرش کن(همان: ۵۲۲).

راهبرد فریب دشمن

از راهبردهای کلان و مهم امامین عسکریین علیهماالسلام که در قالب یک عملیات پیچیده رفتاری صورت پذیرفت، فریب دشمن است. در این راهبرد کلان، ائمه عسکریین علیهماالسلام با به اشتباه انداختن دشمن و تغییر تاکتیک های مناسب، موفق به سردرگمی و فریب دشمنان شده تا امنیت جانی امام مهدی علیه السلام را تأمین و حفظ نمایند. برای تحقق این راهبرد کلان و ویژه، اقدامات زیر صورت گرفته است.

۱. به اشتباه انداختن دشمن با اعلان ولادت و فوت فرزندان دیگر

یکی از اقدامات امام حسن عسکری علیه السلام برای حفظ آخرین ذخیر الهی، مشابه سازی و به اشتباه انداختن دشمنان بود. در برخی از روایات از تولد فرزند دیگری برای حضرت عسکری علیه السلام، همزمان با تولد حضرت حجت علیه السلام خبر داده شده است، فرزندی که مدتی کوتاه پس از ولادت، از دنیا می رود. به نظر می رسد این اقدام از سوی امام می باشد که برای سردرگم کردن دشمن به کار گرفته شده است. ابن جمهور از بشار بن ابراهیم، همراه مورد اعتماد امام عسکری علیه السلام نقل کرده است که سرورم امام عسکری علیه السلام دو قوچ برایم فرستاد و فرمود: این دو را از طرف فرزندم حسن بکش و بخور و به برادران غذا بده. این کار را انجام دادم، پس از مدتی ایشان را ملاقات کردم و فرمود: فرزندی که برایم زاده شده بود، مُرد. بعد از مدتی برایم چهار قوچ فرستاد و برایم نوشت: به نام خدای بخشایش گر مهربان، این چهار قوچ را از طرف سرورم بکش و بخور، گوارایت باد. این را انجام دادم و بعداً ایشان را ملاقات نموده و به من فرمودند: خداوند صرفاً با دو فرزندم حسن و موسی برای فرزند حسن، محمد، مهدی این امت و بزرگ ترین گشایش، پوشش و حفاظی فراهم کرد. (خصیبی، ۱۴۱۹ق: ۳۵۸؛ شظغنوی، مشرق موعود: ش۴۰، ۱۰) امام از تدبیر پروردگار خبر می دهد که تولد فرزندان دیگر و مرگ برخی از آنها در حقیقت، نوعی پوشش بوده است تا کسی متوجه تولد امام دوازدهم نشود.

۲. تغییر و جابه جایی مکان امام مهدی علیه السلام

یکی از اقدامات امام حسن عسکری علیه السلام برای حفظ و در امان ماندن فرزندشان، تغییر مکان حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف بود. روایت های فراوانی از این جا به جایی مکانی گزارش شده است. از جمله این که امام حسن عسکری علیه السلام تصمیم گرفت تا اقامتگاه فرزندش را به جای مطمئن تر از سامرا تغییر دهد تا بتواند فعالیت های سیاسی و مذهبی خود را از طریق وکالت، بی آن که با مزاحمت های عباسیان مواجه شود رهبری نماید. بنا به نقل شیخ صدوق، امام عسکری علیه السلام، چهل روز پس از تولد فرزندش او را به مکان نامعلومی فرستاد و آن گاه وی به مادرش بازگردانده شد. (صدوق، ۱۳۹۵ ق: ج۱، ۴۲۹) بنا به روایت مسعودی، امام عسکری علیه السلام در سال ۲۵۹ق، از حُدَیث، مادر خود درخواست نمود تا به حج مشرف شود. (مسعودی، ۱۳۴۳ق: ۲۴۷ و ۲۵۳) امام، وضعیت بحرانی خود را برای مادر تشریح نمود و او را به کمال راهنمایی کرد و پسرش را با او فرستاد. به نظر می رسد آنان پس از برگزاری مناسک حج، به مدینه عزیمت کرده باشند و آن جا را برای مدتی محل اختصاص امام دوازدهم قرار داده اند. چنان که در روایات وارد گشته، زمانی که ابوهاشم جعفری از امام عسکری علیه السلام درباره جانشین حضرتش پرسید:

پس از وفات، سراغ جانشین شما در کجا باید رفت؟ امام پاسخ فرمودند: در مدینه. (کافی، ۱۳۶۵ش: ج۱، ۳۲۸)

جاسم حسین نیز با اشاره به برخی از شواهد موجود در روایات مربوط به تولد حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف چنین برداشت کرده است که آن حضرت، پس از تولد، برای پنهان ماندن از چشم دشمنان به مدینه برده شده است. (حسین، ۱۳۸۵: ۱۲۴)

۳. تعیین مادر خویش به عنوان وصی

امام حسن عسکری علیه السلام به عنوان یک تاکتیک و اقدام مؤثر در فریب دشمن، وصایت خود را تنها به مادرش «حُدیَث » ظاهر کرد و هیچ گاه آشکارا جانشینی برای خود معرفی نکرد. بنابر روایات و نقل های تاریخی، امام حسن عسکری علیه السلام، تنها حُدَیث را وصی خود قرار داد، با آن که هم فرزند داشت و هم برادرش جعفر در قید حیات بود. در روایت کلینی، ادعای حُدیث در مورد وصیت امام حسن عسکری علیه السلام و اثبات این ادعا نزد قاضی مطرح شده است (کلینی، ۱۳۶۵: ج۱، ۵۰۳) وضعیت شیعیان به گونه ای بود که برخی معتقد بودند پس از رحلت امام، مادرش حُدَیث، عهده دار امامت خواهد شد. (صدوق، ۱۳۹۵ق: ۵۰۶-۵۰۷) این وصیت به معنای نفی فرزند برای امام نیست، بلکه اقدامی است که در پوشش سیاست تقیه و به اشتباه انداختن دشمن، سعی در پنهان سازی فرزند از چشمان حکومت دارد همان گونه که امام صادق علیه السلام به پنج نفر وصیت کردند و امام حسین علیه السلام که به خواهر خود وصیت فرمودند.

امام حسن عسکری علیه السلام برای انحراف افکار دشمنان، مادر خود را که از زنان نمونه بود، به عنوان وصی خود قرار داد تا افکار را بیش از پیش به وی جلب کند و دشمنان به یقین دریابند که امام هم چنان فاقد فرزند و وصی معصوم است. (رفیعی، ۱۳۸۷: ۲۴۲) شیخ طوسی نیز در کتاب الغیبه می نویسد:

آن حضرت، مادر خود را وصی قرار داد تا تولد فرزندش مخفی بماند. شیخ طوسی در ادامه می گوید: نظیر آن را امام صادق علیه السلام برای در امان ماندن فرزندش موسی بن جعفر علیه السلام انجام داد و پنج نفر را وصی خود معرفی کرد که از جمله آنان حمیده بَربَریه بود. (طوسی، ۱۴۱۱ق: ۱۰۸)

شیخ مفید در کتاب فصول العشره که در آن به ده شبهه مهم زمان خود درباره امام مهدی علیه السلام پاسخ می دهد، پس از نقل ماجرای وصی قرار دادن «حُدیث» از سوی امام عسکری علیه السلام، به ذکر دلایل عقلی و نقلی این کار می پردازد و از این حرکت به عنوان یک راهبرد و اقدام سیاسی یاد می کند (مفید، ۱۴۱۴ق: ۴۶) در برخی از نقل ها، جریان وصی قرار دادن حدَیث را مشابه وصایت حضرت زینب(ع) از امام حسین علیه السلام دانسته اند. (کلینی، ۱۳۶۵: ج۱، ۵۰۳؛ صدوق، ۱۳۹۵ق: ۵۰۷)

تحلیل و بررسی راهبردهای ایجابی امامین عسکریین علیهماالسلام

رهبری و مدیریت امامین عسکریین علیهماالسلام در اعتلای فرهنگ مهدویت و رسیدن به هدف فراهم سازی زمینه های غیبت حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف و اعمال سیاست های خاص و ویژه، موجب تقویت و نهادینه شدن فرهنگ مهدویت در تار و پود معرفتی جامعه شیعه گردید. عسکریین علیهماالسلام به گونه ایجابی، فرصت های مناسب را فراهم نموده و راهبردهایی تدوین نمودند. مواضعی که در ضمن آن بتوان جامعه را در جهت اثبات و تثبیت آرمان مهدویت، به نحو مطلوب رهبری و هدایت کرد. راهبردهای ایجابی عبارت است از مواجهه اثباتی و بیان دلایل و کارکردهای مثبت در عملکرد این دو امام، برای ایجاد صلابت و استحکام عقیدتی نسبت به آموزه مهدویت در این مجال، راهبردهای کلان و اقدامات و شیوه های تحقق این راهبردها توسط عسکریین علیهماالسلام در راستای بسترسازی و مقاوم سازی اندیشه سترگ مهدویت را تحلیل و ارزیابی می نمائیم.

راهبرد تقویت شبکه ارتباطی

در این راهبرد کلان، امامین عسکریین علیهماالسلام از تمام ظرفیت های موجود برای مستحکم کردن ریشه های آموزه مهدویت استفاده نمودند ایشان با بهره گیری بهینه و استفاده حداکثری از ظرفیت وکلا، علما و نواب به حل مسئله عدم رویت و حضور ظاهری امام عصرعجل الله فرجه الشریف در جامعه عصر غیبت کمک نمودند و به ترسیم نقشه راه در این بازه حساس زمانی پرداختند. شرایط خفقان حاکم بر زیست جهان عسکریین علیهماالسلام، ارتباط مستقیم امام با شیعیان را محدود نموده بود برای برون رفت از وضعیت موجود، عسکریین علیهماالسلام، توانستند با تقویت شبکه ارتباطی و سپردن امور حساس به شیعیان خاص و نایبان خود، وضعیت پیش آمده را به بهترین شکل مدیریت نموده و از این طریق به پویایی و رشد آموزه مهدویت کمک نمایند. امامین عسکریین علیهماالسلام در راستای تحقق این راهبرد، دست به اقدامات و روش های زیر زدند….

۱. معرفی نواب خاص و لزوم طرح جانشینی و ولایت فقها در عصر غیبت

از روش ها و اقدامات مؤثر عسکریین علیهماالسلام در راستای تحقق راهبرد تقویت شبکه ارتباطی، معرفی وکلا و لزوم طرح جانشینی فقها و ولایت آنها از ائمه معصوم(ع) در دوران غیبت است.

در دوران امامت امام هادی علیه السلام و امام حسن عسکری علیه السلام، فعالیت سازمان وکالت با توجه به عوامل و زمینه های خاص این دوره که در آستانه عصر غیبت صغری بود گسترش یافته و تقویت شد. اهتمام این دو امام بزرگوار بر عادت دادن شیعه به مراجعه نزد واسطه یا باب ایشان یعنی عثمان بن سعید عمری قرار داشت. وی مهم ترین وکیل این عصر در اوائل عصر غیبت صغری بود. امام هادی علیه السلام نخست او را وکیل خود و سپس وی را وکیل پسرش امام عسکری علیه السلام قرار دادند. پس از شهادت پیشوای یازدهم، عثمان بن سعید، رهبری عام شیعیان را به عنوان نخستین نماینده امام مهدیعجل الله فرجه به عهده گرفت. و سپس محمد به عنوان سفیر دوم امام دوازدهم به جانشینی او منصوب شد. احمدبن اسحاق می گوید:

از حضرت هادی علیه السلام پرسیدم: مسائل دین خود را از کدام شخص بپرسیم و سخن که را بپذیریم؟ امام فرمود: [عثمان بن سعید] عمری، مورد اعتماد من است. وی هر چه به شما بگوید از من آموخته، اینک به سخنان او گوش فرا ده، وی مردی امین و موثق است. (طبرسی، ۱۴۱۷: ۴۲۲)

امامین عسکریین علیهماالسلام از همان دوران امامت خویش، مسلمانان به خصوص شیعیان را برای تبعیت از عالمان محدثین و فقها در عصر غیبت آماده می ساختند. امام حسن عسکری علیه السلام از پدر بزرگوارشان امام هادی علیه السلام در تبیین جایگاه رفیع علما و فرهیختگان شیعه نقل می کند:

اگر پس از غیبت قائم آل محمد(ص) از عالمان، کسی نمی ماند که مردم را به سوی خدا دعوت و راهنمایی کند و با حجج الهی، از دینش دفاع کند و بندگان ناتوان خدا را از دام های ابلیس و سرکشان و نواصب برهاند، همه از دین خدا برمی گشتند… ولی ایشان زمام دل های شیعیان ناتوان را هم چون ناخدای سکاندار کشتی، در دست دارند ایشان نزد خدای سبحان، برترین منزل را دارند. (صدوق، ۱۳۹۵ق: ۳۷۹-۳۸۳؛ طبرسی، ۱۴۱۷: ج۲، ۵۰۲)

عملکرد عسکریین علیهماالسلام در کادرسازی علما و فقها، با هدف زمینه سازی غیبت و گسترش معارف اسلامی بسیار کارآمد بود. از آثار این اقدام، توجه دادن مر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *