تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل رخداد اربعینی، در جستجوی راهی ماورای تئولوژی و سکولاریته؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رخداد اربعینی، در جستجوی راهی ماورای تئولوژی و سکولاریته، محتوای خود را در قالب 88 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل رخداد اربعینی، در جستجوی راهی ماورای تئولوژی و سکولاریته با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رخداد اربعینی، در جستجوی راهی ماورای تئولوژی و سکولاریته آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل رخداد اربعینی، در جستجوی راهی ماورای تئولوژی و سکولاریته به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل رخداد اربعینی، در جستجوی راهی ماورای تئولوژی و سکولاریته ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل رخداد اربعینی، در جستجوی راهی ماورای تئولوژی و سکولاریته، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل رخداد اربعینی، در جستجوی راهی ماورای تئولوژی و سکولاریته را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رخداد اربعینی، در جستجوی راهی ماورای تئولوژی و سکولاریته :

رخدادِ اربعینی، در جستجوی راهی ماورای تئولوژی[۱] و سکولاریته[۲]

«وَجَاءَ مِن أَقْصَی الْمدِینَهِ رَجلٌ یسعَی قَالَ یا قَومِ اتَّبِعُوا الْمُرسَلِینَ»[۳] از دوردست ها مردی آمد که هان! چه نشسته اید در حالی که پیامبرانی آمدند، پس از آن ها پیروی کنید.

کتاب «امکان امر دینی در عصر حاضر» از آقای دکتر بیژن عبدالکریمی که اخیراً رونمایی شد، بهانه ای گشت تا با مواجهه با بعضی از نکات آن کتاب بهتر بتوانیم رخداد اربعینیِ این سال ها را بنگریم و بفهمیم. اربعینی که مقام معظم رهبری«حفظه اللّه» آن را «یک پدیده غیر قابل توصیف و بی نظیر» می شناسند و آن را یک رزمایش عظیم شگفتی ساز می دانند. چیزی که به گفته ایشان غربی ها نمی توانند درک کنند، در حالی که کار بزرگی است و روز به روز هم بهتر، قوی تر، پخته تر و جاافتاده تر می شود.[۴]

۱- انقلاب اسلامی ماورای نگاه نیهیلیسمی و نگاه سطحی نگریِ دینی، به تاریخ ما قدم گذاشت تا معنا را به انسان و زندگی او عطا نماید و وِلایت را با وَلایت همراه سازد و تا معلوم شود در جهانی که حیات قدسی در حال افول بود، خداوند راهی دیگر را در مقابل بشر گشوده است و دیگر نمی توان گفت حیات معنوی در همه جا و در همه کس به انتها رسیده و بنیاد فهمِ دینی به کلّی روزگارش تمام شده است. با درست نگاه کردن به رخداد اربعینیِ این سال ها آیا نمی توان گفت در جوامع امروزی با انسانی دیگر و با امر دینی و امر قدسی مواجه هستیم؟ با کمی دقت می توان گفت کسانی که از امنتاع امر دینی در این تاریخ سخن می گویند نگاهشان در الهیاتی ریشه دارد که بیشتر در مسیحیت، آن هم در بستر غربی آن جای دارد، در آن حدّ که گویا هیچ گشودگی در این تاریخ در مقابل انسان نیست. آری! از آن جایی که غرب، امروز همه جا را فراگرفته، سخن از افول امر قدسی سخن بی جایی نیست ولی نه به آن معنا که جهانی دیگر در حال طلوع نمی باشد و به جهت سیطرغرب نباید از آن جهان سخن گفت.

۲- وقتی از ساحت قدسی بیرون آییم، راهی جز قرارگرفتن در ساحت عرفی برایمان نمی ماند[۵] ولی چگونه می توان گفت راه سومی ماوراء امر عرفی از دین و امر سکولار، در این تاریخ در میان نیست. تازه چگونه می توان گفت نیهیلیسم به کلّی ریشه در تئولوژی دارد؟ آیا این سخن به راحتی در سنت تفکر اسلامی جای می گیرد، یا می توان آن را یک سخن کلّی دانست؟ مضافاً آن که تئولوژی همیشه به معنای هر نوع تفکر الهیاتی نیست و نمی توان هر نوع تفکر الهیاتی را از حیطه دین حذف کرد و نتیجه گرفت امکانِ امر دینی در عصر حاضر به اعتبار آن که دین هویت تئولوژیک گرفته است، ممتنع می باشد. اصل این سخن باطل نیست، بحث بر سر آن است که آیا می توان این سخن را به کلّی به این تاریخ و در همه جا سرایت داد؟ یا چیز دیگری هم در میان است که نباید آن را نادیده گرفت؟

۳- در رخدادِ اربعینیِ سال های اخیر به خوبی مشخص شد، انسان به «معنا» و به «فرارَوی از خود» به شدت نیازمند است و این نیاز آن چنان واقعی و نیرومند است که می تواند پوسته سوبژکتیویسم و خودبنیادی بشر را از درون بشکند و راه را برای تأمین این نیاز باز کند و انسان، ماوراء تاریخی که مدرنیسم برای او ترسیم کرده، زندگی نماید و البته این به شرطی است که ما این رخداد عظیم بیست میلیونیِ انسان های شیفته امر قدسی را بنگریم که چگونه می خواهند به خدا عشق بورزند و تنها به خردورزی نسبت به خدا و امور قدسی اکتفا نمی کنند. گویا ابراهیم«ع» است که آمده است فرزند خود را به حکم ایمان به خدا قربانی کند هرچند عقل دوران روشنگری از گوشه ای سر بر آورد که این امر عقلانی نیست و سودی را به همراه ندارد، غافل از آن که عقلی دیگر در میان آمده است که ایمان ستیز نیست.[۶]

۴- آری! انسانِ سوژه یعنی انسانی که می خواهد خودش بنیان گذارِ خودش باشد و فقط بر بنیاد خودش تکیه کند و پیرامون خود جهانی را بیافریند که عملاً با غوطه ورشدن در زندگی روزمرّه و جدّی گرفتن آن زندگی، سرگرم باشد، ولی انسانی که زندگی قدسی را در این دوران مأوای خود گرفته است می داند نباید چنین باشد و متوجه راهِ دیگری در همین عصر و تاریخ می شود و این را می توان در حرکت اربعینیِ بیست میلیون انسانِ سراسر عزم و یگانگی با همدیگر ملاحظه کرد. بدین لحاظ می توان گفت امکان امر دینی به معنای واقعی آن در این عصر مسدود نیست و این انسان ها متوجه دینِ خدابنیاد شده اند تا خبر دهند دیگر از قرن مرگ خدا عبور کرده ایم زیرا اگر خدا مرده باشد، امر قدسی و تفکری که پیرامون آن شکل می گیرد و در اربعینِ این سال ها به اوج خود رسیده است، ناممکن می شد.

۵- مشکل این است که هنوز ما دین و امر قدسی را در گذشته نگه داشته ایم و هرگونه تمنّای امر قدسی و انگیزه های خداجویانه حقیقی در این عصر را اگر نگویم سرکوب، بلکه نادیده می گیریم، در حالی که حرکت اربعینی این سال ها خبر از آن می دهد که انسان ها در حال خارج شدن از دالانِ تاریک روشنگری هستند و تلاش می کنند جهان را قدسی بفهمند و پرسش های خود را ورای تفکر سوبژکتیو طرح کنند و پاسخ خود را از تفکری که مبتنی بر دین خدابنیاد است، دریافت نمایند. به تدریج این امر مثل هر فرآیندِ تاریخی در حال آشکار شدن است و پرسش های قدسی از دین در حالِ به ظهور آمدن است. در حین پیاده روی اربعینی وقتی خود را در انبوه جمعیتی که هیچ رنگ و قومیت خاصی جز حضور و استقرار در روحی که حسین بن علی«علیه السلام» به این تاریخ هدیه کرده بود، احساس نمی کردم در پیش خود گفتم آیا جاهلانه ترین سخن این نیست که هنوز در بستر تفکرِ مدرنیسم بیندیشیم و از مرگ خدا سخن بگوییم؟ آیا تاریخی فرا نرسیده است که بگوییم خداوند شیطان را به مرگ محکوم کرده و او را از جوار این انسان ها رانده است؟ راستی چرا در این تاریخ و با طلوع انقلاب اسلامی و این همه شهید و ایثار و با رهبری سالک إلی اللّهی به نام حضرت روح اللّه«رضوان اللّه تعالی علیه» به جهانی فکر نکنیم که شیطان در آن جهان مرده است. اگر دیروز نشانه تفکر، توجه به مرگ خدا بود، چرا امروز نشانتفکر، درک حضور خدا در این تاریخ نباشد. اگر دیروز شاعری به درستی می گفت:

غربت عقل نمایان شده امروز پدر!

نام عباسِ علی نان شده امروز پدر!

دینِ تسبیح و مناجات و محاسن، دین نیست!

به خدای تو قسم، پیرو دین خودبین نیست!

هرکه از راه رسید آبروی دین را برد!

هر که آمد فقط از گرده این مذهب خورد![۷]

آری! اگر دیروز شاعری چنین می گفت، چرا امروز ما هنوز در دیروز به سر می بریم؟ درست است که هر اندازه از خدا دور شویم در پوچی گرفتار می گردیم و سوژه نفیِ خدا به نفیِ انسان می رسد؛ ولی چرا باید هم چنان اصرار کرد و به مخاطبان قبولاند که تحقق امر قدسی در این جهان به جهت روح مدرنیته، ممتنع است و در این راستا سعی کنیم عده ای را بر این باور نگه داریم که همچنان باید در دالان تاریخِ نیهیلیسم اقامت گزینند؟

۶ وقتی درست در همین تاریخ می توان متوجه بود متن دینِ خدابنیاد یعنی کتابِ وَحی و سیره اولیاء معصوم تا این حدّ زنده است و انسان ها می توانند با مراجعه به درک عمیقِ ایمانیِ آن به آن نزدیک شوند و از الهام بخشیِ آن این چنین بهره مند گردند؛ معلوم است که گشودگیِ امر قدسی برای آن ها رخ می دهد و آن را به خوبی تجربه می کنند، چرا چنین نباشد؟ و چرا نباید این امر دیده شود؟ چرا رویدادی بزرگ مانند انقلاب اسلامی را که جلوه ای بس عظیم از گشودگیِ امر قدسی است و در اربعین سال های اخیر به خوبی می توان آن را تجربه کرد خارج از جهانِ نیچه ای ندانیم و متوجه نباشیم این رخدادها ما را به جهان والاتری رهنمون است؟ و آیا هنوز می توان بر این امر تأکید داشت که انقلاب اسلامی امری است واکنشی و مخاطبان خود را به «وجود» و امری تحت عنوان امر قدسی و اگزیستانس حواله داد که عملاً جز سرگردانیِ آن ها نسبت به مفهومی مقدس چیز دیگری در پیش نخواهند داشت.[۸]

۷- اگر بسطِ سکولاریسم با نوعی غلبه تئولوژی همراه است و بناست با عبور از آن به دین حقیقی و ایمان راستین دست بیابیم، فرمِ ایمان حقیقی و راستین را در کجا باید پیدا کرد؟ چرا باید کلام اسلامی و الهیات و فقه شیعه را سراسر در زمره تئولوژی قرار داد در حالی که مفهوم تئولوژی در سیاق الهیات مسیحی از اعتباری دیگر برخوردار است و به راحتی نمی توان آن را در فرهنگ شیعی با تعابیری غیر قدسی مترادف دانست. آیا نباید گفت این نوع نگاه نه یک واقعیت، بلکه تفسیر یک واقعیت است؟ در حالی که اگر حرکت اربعینیِ این سال ها درست دیده شود، نگاهی قوی و فاخر نسبت به نظر به دین حقیقی در میان خواهد آمد. زیرا خِرد، خانه های فراوان دارد و بستگی دارد ما در کدام یک از خانه ها سکنی گزیده باشیم. آیا توجه به حرکت اربعینیِ این سال ها که شأنی از شئون انقلاب اسلامی است، نحوه ای از خرد برای عبور از سکولاریسم و تئولوژی نیست؟

۸- نیهیلیسم در عقلانیت سوژه گیِ انسان ریشه دارد و نه در این نوع دین داری که انقلاب اسلامی و حرکت اربعینی در مقابل انسانِ این دوران قرار داده است تا در صحنه های ایثار تماماً خودبنیادیِ خود را محو و نابود کند. این رخداد، بزرگ تر از آن است که در پندارهای متأثر از فکر غربی بگنجد و گفته شود بشر امروز به دلیل تغییر جهان و تهی شدن از رازآلودگی، امکانِ مأواگزیدن در ساحت قدسی را از دست داده است. آری! اگر در جهان نیچه ای چنین است که هست، بشر در جهانی دیگر در حالِ تولدی دیگر است و بدین لحاظ باید میان دو مفهوم «مدرن بودن» و «معاصربودن» فرق گذاشت و فهمی معاصرانه از اسلام داشت بدون آن که گرفتار تقلیل گرایی و معنویتی زمینی شویم و معاصر بودن را عین مدرن بودن قلمداد کنیم.

۹- امر دینی را باید در موضوع «امر قدسی» فهمید و نه در تقلیل دادن دین و زمانی می توان با این سخن همراهی کرد که موضوع را از نظر معتقِد به امر دین دریافت نمود و نه از نظر کسی که تنها تماشاگر این صحنه ها است، هرچند امر دینی اگر در درون هر انسان حضور یابد فقط در درون وی غوغا به پا نمی کند، بلکه در بیرونِ وجود او یعنی در افعال و اخلاق و روابط او تجلیات خاص خود را دارد و بُعد دیگری از امر دینی را به جامعه می کشاند که این امر نظم و انضباطی غیر از نظم و انضباط انسانِ غربی را به میان می آورد.

عقل غربی انسانی را می پروراند که سعی دارد حقوق سایر انسان ها و حقوق بشریت و رعایت قوانین را برعهده بگیرد، ولی عقل دینی نظر به مقام محمود دارد، یعنی مقامی که پسندیدگیِ آن از طرف خداوند به انسان عطا شده است و آن مقامی است پیامبرانه که خداوند به اولیاء خود می دهد. در همین رابطه در زیارت عاشورا از خداوند تقاضا می کنیم ما را به مقام محمودی برساند که خداوند به اولیاء خود داده است: «أنْ یُبَلِّغَنِی الْمقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عنْدَ الله». انسان در این مقام رعایت حقوق سایرین را به عهده دارد، ولی با انگیزه ای الهی و با هویتی پیامبرانه به همان معنایی که امر قدسی در درون افراد غوغا به پا می کند. این است آن ارتباطی که باید بین وجوه معرفتی و اجتماعی در بین مسلمانان پیش آید وگرنه به صرف فهم آنتولوژیکالِ دین، مسئله جامعه ما تمام شدنی نیست و ما را به فرمی از حیات اجتماعی در نسبت با تجربه زیسته شهروندی جامعه دینی نمی رساند، زیرا در آن جامعه به جای اموری مثل غیب و شهادت، ما به مفاهیمی همچون امور قدسی و سکولار که بیشتر مفاهیم محوریِ در سنت مسیحی هستند مشغول می شویم.

۱۰- انقلاب اسلامی و رخدادِ اربعینی سال های اخیر خبر از آن دارد که دیگر جهان، جهان نیچه ای نیست، بلکه جهانی در میان است با دو نوع کشش و گرایش برای انسان، انسانی که هنوز به مدرنیته امید دارد و در عین سرگردانی، نسبت به ناکامی خود از آن چه پیش آمد عصبانی است، ولی اصرار دارد آن چه را که می خواهد در دل همین لیبرال دموکراسی باید به دست آورد و انسانی که متوجه شده جهانِ مدرن جوابگوی نیازهای متعالی او نیست و می خواهد از وَهم دنیایِ مدرن خارج شود. در این زمان و در این تاریخ ما مختار هستیم که در جهانی بمانیم که ساحت قدسی در آن غایب است و اگر هم دینی در آن هست، تنها به ظاهر آداب و مناسک در آن بسنده می شود و یا در جهانی که با انقلاب اسلامی شروع شده و در اربعینِ این سال ها صورت های ایثار و ایمان راستین آن به شکوفایی رسیده و متوجه شده افقی در پیش است.

۱۱- اگر بپذیریم انسان مدرن در این روحیه به سر می برد که همه آن چه برایش ارزش بوده است دیگر برایش ارزش نیست و تنها می خواهد همین جهانی را که در آن به سر می برد حفظ کند، متوجه می شویم یقیناً چنین انسانی تلاش می کند آن حیات قدسی را که توسط انقلاب اسلامی و اربعینِ این سال ها به جهان برگشته است نبیند، زیرا این نوع رخدادها جهان او را از او می گیرد و در این رابطه با نظر به نگرانی اش به وجود امر قدسی سعی می کند آن چه را که در اربعین رخ می دهد حرکتی عوامانه قلمداد کند و تا می تواند نبیند، بدین لحاظ باید متوجه بود امر دینی در این جهان با چنین چشمی دیده نشود.[۹]

۱۲- با نظر به آن چه در امور دینی در حال وقوع است، از پایان گشودگی نسبت به ساحت قدس سخن گفتن، سخنی است بیرون از این تاریخ، زیرا تاریخ امروز ما دیگر به طور کامل تاریخ مدرنیته نیست همچنان که حضور سیاسی آمریکا دیگر همه جایی نیست گشودگی نسبت به ساحت قدس با ارتباط با متون مقدس بدون تحویل معنای آن متون به مفاهیم مدرن فراهم است هر چند بازیابی آن لازم می باشد، ولی این گشودگی از دست نرفته است. علاوه بر آن نباید بین امر انفسی و سوبژکتیویته که مبتنی بر دوگانگی ذهن و عین است، خلطی صورت گیرد. در حکمت، ام

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *