تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ردّ پای سطحی نگری در رسانه ها / تلویزیون؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل ردّ پای سطحی نگری در رسانه ها / تلویزیون با 94 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل ردّ پای سطحی نگری در رسانه ها / تلویزیون:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل ردّ پای سطحی نگری در رسانه ها / تلویزیون به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل ردّ پای سطحی نگری در رسانه ها / تلویزیون با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل ردّ پای سطحی نگری در رسانه ها / تلویزیون تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل ردّ پای سطحی نگری در رسانه ها / تلویزیون را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ردّ پای سطحی نگری در رسانه ها / تلویزیون :

از نظر صاحبنظران علوم ارتباطات در سالهای اخیر کارکرد «فرهنگ آفرینی» رسانه ها از جمله تلویزیون، مورد توجه جدی محققان قرار گرفته است. به اعتقاد آنان این رسانه در جوامع کنونی با ایجاد چارچوبهای تجربه و نگرشهای کلی فرهنگی، افراد را در تفسیر و سازماندهی اطلاعات یاری می دهد و شیوه هایی را پی ریزی می کند که افراد به وسیله آن بتوانند زندگی اجتماعی را تفسیر کنند. از سوی دیگر تلویزیون می تواند همانند یک مرکز قدرتمند فرهنگی نظام خویشاوندی، آداب و رسوم، ارزشهای اجتماعی و اخلاقی، زبان، هنر و ادبیات را که زیربنای هویت جامعه محسوب می شوند، تحت تأثیر و نفوذ قرار دهد و با بهره گیری از تکنیکهای ارتباطی بر ایده ها و نگرشهای مردم تأثیرات مثبت و منفی بر جای گذارد. بطور نمونه برنامه های این رسانه می تواند با ارائه ارزشهای متعدد و متضاد موجب اضمحلال انسجام اجتماعی و نظام فرهنگی جامعه شود، علی الخصوص در جامعه ای که انسانها فاقد بلوغ اجتماعی می باشند. بوده و قدرت نقد، سنجش علمی، اندیشیدن، تشخیص و تمیز درست از نادرست را ندارند، تخریب فرهنگی اجتماعی بیشتر بوده و تضاد ارزشها می تواند به هرج و مرج فکری افراد جامعه بیانجامد و یا در شرایطی که موضوع و سوژه فیلمهای تلویزیونی متناسب با روابط اجتماعی و در جهت اعتلای سطح فرهنگی جامعه نمی باشد، موجب بروز تضادها و آشفتگی هایی در نظام اجتماعی خواهد شد، به ویژه در جامعه ای با اختلافات شدید طبقاتی و فرهنگی که مناسبات و تعاملات افراد بر پایه حقد، کینه و حسد استوار می باشد، دامنه شکاف اجتماعی در میان اقشار و گروههای مختلف گسترده تر خواهد شد.

محققان رسانه های همگانی معتقدند با افزایش برنامه های سرگرمی و تفریح در تلویزیون، قدرت تفکر افراد جامعه به تدریج منفعل می گردد و اعضا جامعه به بردگی ناخودآگاهانه ای گرفتار می آیند. در کشورهای جهان سوم این وسیله ارتباطی موجب تسریع جریان تخریب نظام فرهنگی اجتماعی می شود.همچنین این رسانه قادر است با طرح ارزشهای نوین اجتماعی، بین نسل قبلی و کنونی شکاف فرهنگی چشمگیری ایجاد کرده و روابط آنها را به انفکاک کشاند، البته اینکار چنان با ظرافت انجام می گیرد که هیچ خانواده ای در برابر آن موضع نمی گیرد و از آن ارزیابی منفی ندارد. بسیاری از بینندگان ارزشهای منتقل شده توسط تلویزیون و وسایل ارتباط جمعی را حس نکرده و بازگو نمی کنند. به بیان دیگر وقتی مخاطبین به یک محرک ارزشی عادت می کنند، دیگر آن موضوع را «بد» یا «منفی» نمی شمارند. به عبارت دیگر چنانچه مقادیر کم و غیر محسوسی از یک محرک به انسان منتقل شود، دیگر آن محرک را درک نمی کند. در واقع انتقال ارزشها در برنامه های مختلف تلویزیونی (اعم از سریالها، فیلمهای داستانی بلند و کوتاه، مجلات تصویری.. ) با ظرافت تمام (به عنوان مثال از طریق کلمات، حرکات، موسیقی، ابزار و وسایل مورد استفاده در برنامه ها، تکنیکهای خاص تصویری، نوع لباس. . . ) و در لابلای برنامه ها پوشیده و مستور است و افراد با شیوه های مختلفی چون همانند سازی و تقلید، ارزشهای منتشر شده توسط برنامه های تلویزیونی را درونی می کنند و این درونی کردن در رفتار و حرکات، نحوه پوشش و روابط اعضای جامعه، تأثیراتی را به جای می گذارد، البته این تغییرات بتدریج با نمایش زندگیهای اشرافی، شیوه و سبک زندگی طبقات مرفه و نیز آگهی های تجاری و کالاهای مصرفی و اشاعه فرهنگ تجمل گرایی و تنوع طلبی به وقوع می پیوندد. این در حالی است که اکثریت بینندگان تلویزیون را طبقات فقیر و محروم جامعه تشکیل می دهند که به علت فقر و نداشتن سرگرمی های متنوع، به تلویزیون پناه برده اند، لذا بیشترین تأثیرات منفی چنین تصاویری متوجه این اقشار است.

امروزه انسانها در حریم به ظاهر امن خانه، خواسته یا ناخواسته، دانسته یا ندانسته در معرض تبلیغات فرا آگاهی قرار گرفته اند که به عنوان ابزاری برای نابودی یا برهم زدن تعادل روانی آدمیان به ناروا بهره برداری شده و تولید انبوه را با مصرف انبوه پیوند می دهد و از راه دور، انسانها را هدایت کرده و به آنها فرمان می دهد.از جمله آموزشها و القائاتی که از طریق این رسانه می تواند بسط و گسترش یابد عبارتست از:

مشروعیت بخشیدن به ثروت و تبدیل آن به یک ارزش مثبت

تأیید نابرابریها و شکافهای اجتماعی و طبقاتی

گسترش فرهنگ فرد گرایی و سودجویی

از دیگر کارکردهای منفی و پنهان تلویزیون، تحریف واقعیات است. چنانچه تلویزیون تنها بخشی از واقعیت را به صورت مستقل از روابط اجتماعی اقتصادی جامعه مطرح کند، به تحریف واقعیت پرداخته است. این وضعیت منجر به سردرگمی، بی اعتمادی و عدم درک الگوهای صحیح اجتماعی خواهد شد. «مرتن» و «لازارسفلد» معتقدند رسانه ها از طریق ارائه درست یا نادرست مطالب، موجب جهت گیری افراد می شوند و به نوعی، یک طرز تفکر عمومی را ایجاد می کنند؛ در این شرایط چنانچه افراد عقیده خود را بر خلاف عقیده اجتماعی و افکار عمومی منعکس شده از رسانه ببینند، در بسیاری از موارد در جهت پیام رسانه، تغییر عقیده می دهند. البته به اعتقاد «لینگ»، تأثیرپذیری افراد از رسانه ها، تابع شرایط فردی و اجتماعی است. چنانچه برنامه های این رسانه نیازهای روانی و اجتماعی و رشد ذهنی و اوضاع و احوال مخاطبین خود را باز شناسد، تأثیر گذاری پیام آن نیز بیشتر خواهد بود. تلویزیون همچنین قادر است همرنگ گرایی و ناهمرنگی (عدم پیروی از جمع) را اشاعه دهد، گرچه در اغلب موارد، کارکرد همرنگ گرایی آن بیشتر است و افراد جامعه را همانند می کند و شیوه زندگی، دلبستگی ها، خواستها، نگرشها و الگوهای یکسانی را فراروی آنها قرار می دهد تا از آن پیروی کنند.

زنان و تلویزیون

بررسی وضعیت زن در رسانه ها از جمله تلویزیون از اصلی ترین موضوعاتی است که طی دهه گذشته مورد نظر اندیشمندان و جامعه شناسان مسائل زنان بوده است. آنها بر این باورند که نقش عمومی رسانه های فراگیر، چه در کشورهای پیشرفته و چه در کشورهای در حال توسعه، نادیده گرفتن قدرت و توانایی های انسانی زن، تثبیت ضعف او در میدانهای مختلف زندگی و معرفی وی به عنوان موجودی است که با بهره گیری از ظواهر خود در رسانه حضور دارد.

«استانلی» معتقد است سیمای زن در تلویزیون جوامع غربی در چارچوب خنثی سازی سمبلیک و با مشخصات ذیل قابل بررسی است:

غفلت از طرح مسائل جدی زنان؛

جزیی نگری در مسائل زنان و تبدیل مسائل جزیی به اصلی؛

محکوم کردن مسائل آنها؛

ارائه شخصیتهای منفعل، ترسو، نادان؛

قربانی کردن زن در تجاوزات و کجرویها؛

تعریف زن در چارچوب مسائل جنسی؛

عدم توجه به نقشهای اجتماعی و خانوادگی زنان.

از آنجا که چگونگی نگرش جامعه نسبت به زنان، نمایانگر سطح فرهنگی و معنوی آن جامعه است، تلویزیون می تواند در ارتقاء یا سقوط این نگرش در دره تصورات غلط و موهوم نقش موثری داشته باشدو با تحقیقات مخاطب شناسی که نمایانگر استفاده بیشتر زنان از تلویزیون در اوقات فراغتشان می باشد و نیز با شناخت زمینه های روحی، روانی و رفتاری زنان، نگرشهای آنان را جهت دهی نماید، بطور نمونه در برخی از برنامه های تلویزیونی تصویر ارائه شده از زن، فرسنگها با واقعیت فاصله دارد و ارزشهای مادی و جدیدی را با مقاصد تبلیغاتی و تجاری القاء می کند، زنان با دیدن چنین فلیمهایی، بین دو دنیای متفاوت محصور می شوند. از یک سو مظاهر دنیای مدرن در برابر آنها قرار داده می شود و از سوی دیگر نمی توانند از مرزهای زندگی واقعی خویش بگذرند…. چنین نگرش مادی و ابزارگرایانه ای نسبت به زن که سیمای تحقیر آمیزی از او ارائه می دهد، در تلویزیون اکثر کشورها، از جمله تلویزیون ایران (قبل از انقلاب)، به وفور مشاهده می گردید. با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، تلاشهای بسیاری جهت بازسازی تصویر زن مسلمان در رسانه های جمعی علی الخصوص تلویزیون صورت گرفته است که قابل تقدیر می باشد، لیکن تا رسیدن به درجه مطلوب راه بسیار است. از جمله مسائلی که مانع دستیابی به چنین هدفی می باشد، نوعی نگرش سطحی نسبت به مسئله زنان است که در بخشهای ذیل قابل بررسی می باشد. لازم به یادآوری است که در این نوشتار از ذکر مصادیق اجتناب گردیده و این امر به مخاطبین واگذار شده است.

۱- سطح فردی

۱-۱) هویت فردی

زنان تصویر شده در برنامه های تلویزیونی چقدر به توسعه هویت فردی خود می اندیشند؟! آیا واقفند که چه می خواهند؟ چه می کنند؟ به کجا می روند؟ و هدف نهایی آنها از زندگی چیست؟ چه برداشتی از هستی خود دارند؟ آیا در جهت کشف توانایی ها و قابلیتهای فردی خویش و استفاده از فرصتهای پیشرفت در عرصه زندگی فردی تلاش می نمایند؟ آیا خود را در قبال شناخت استعدادهای شان مسئول می شمارند؟ آیا احساس استقلال و انتخاب می نمایند؟ یا آنکه چون پاسخی به این پرسشها نمی یابند، برای گریز از چنین حقایقی، با رویکردی سطحی به لذات جسمانی و تفنن های زودگذر و آنی و امور حسی و تجلیات مادی روی آورده و غرق در روزمرگیهای زندگی اند؟!!

۲-۱)

هویت جنسی

تلویزیون به عنوان یک رسانه فراگیر، می تواند در تکوین هویت جنسی مخاطبین خود سهم بسزایی داشته باشد، بدین لحاظ برنامه ها و فیلمهای تلویزیونی، نباید جنسیت و نقشهای جنسیتی زنان را تحقیر نموده و احساس تبعیض و نابرابری جنسیتی یا ذهنیت برتری یک جنس نسبت به جنس دیگر را در آنان ایجاد نماید، زیرا بازتاب چنین شرایطی ایجاد بحران هویت جنسی (یعنی عدم پذیرش هویتی که جامعه از فرد انتظار دارد) و یا شکل گیری هویت منفی جنسی (یعنی ایجاد هویتی بر خلاف آنچه جامعه برای فرد در نظر گرفته) خواهد بود.

۳-۱) شخصیت

فردی

خصوصیات و شخصیت فردی زنان در فیلمها چگونه منعکس می شود؟! آیا زنان به رشد عاطفی، عقلانی و اخلاقی دست یافته اند؟ آیا از نظر شخصیتی افرادی هستند که دیگران برای آنان الگوی رفتاری انتخاب می کنند و از حیث ظاهر، لباس، آرایش مطابق نظر دیگران عمل می کنند؟ آیا خط مشی زندگی آنها توسط دیگران تعیین می شود؟ آیا ارزشها و ضد ارزشهایشان تلقینی است؟ آیا شخصیت زنان در این فیلمها، مثبت و سازنده است (بطور مثال خود رهبر، خود انگیخته) یا منفی و ویرانگر (سلطه گر، سلطه جو، خود کم بین یا خود بزرگ بین….)؟! آیا شخصیت زنان متزلزل و ناپایدار است یا پایدار و استوار؟! تلویزیون هر یک از این شقوق را که در برنامه ها و فیلمها پی بگیرد بر اعمال و رفتار زنان تأثیر گذار است. «بندورا» معتقد است که ما قادریم با مشاهده شخص دیگری که در حال اجرای عملی است، رفتار جدیدی را یاد بگیریم، حتی برای اینکه بتوانیم عملی را در زمان دیگری انجام دهیم، ملزم نیستیم که آن را هنگام تماشای الگوی عملی اجرا کنیم، بطور مثال وقتی فردی برنامه ای را از تلویزیون مشاهده می کند ممکن است بعدها آنچه را که دیده است، اجرا کند.

۲ – سطح خانوادگی

۱-۲

) تشکیل خانواده

در اغلب فیلمهای تلویزیونی، موضوع ازدواج چاشنی فیلم است، هر چند این چاشنی نیز اخیراً به دلیل کثرت استعمال اپیزودهای مشابه، تکراری شده و ذائقه مخاطبین به آن عادت کرده است. دختر و پسری به طور اتفاقی همدیگر را ملاقات کرده و با یک تصمیم بسیار احساسی ازدواج می کنند. در کمتر فیلم تلویزیونی، دختر و پسر به همسان همسری دینی و اخلاقی می اندیشند و اگر چنین ملاکی (ایمان) نیز دستمایه ساخت فیلمی قرار گیرد، یا پیام مثبت فیلم بسیار مستقیم ارائه می شود و یا فیلم در یک چرخش ۱۸۰ درجه ای، مجدداً موضوع را به عشقهای رمانتیک و سطحی می کشد. در بیشتر فیلمها و سریالهای تلویزیونی، ملاک و معیار انتخاب همسر در مشخصات ظاهری و جسمی فرد خلاصه می شود. الگوی ارائه شده برای همسر ایده آل پسران، دختری زیبا، متمکن، از خانواده های مرفه و کم جمعیت، … است. در این قبیل سریالها ذوق هنری دختر، سلامت اخلاقی فرد و خانواده او، تسلط وی به امور منزل، … و بسیاری از ملاکهای معنوی و انسانی که می تواند به تناسب، سوژه فیلمهای مختلف باشد، مورد اغفال قرار می گیرد.

به راستی در شرایطی که اغلب جوانان به دلیل بیکاری، هزینه های سرسام آور ازدواج و تهیه مسکن (حتی در حد یک اتاق) امکان ازدواج ندارند، آیا نمایش فیلمهایی که دختر و پسر صاحب خانه ای مجلل و مرفه با سرویس مبلمان و پذیرایی، ماشین آخرین مدل و لوازم لوکس منزل … هستند، به معنای تشویق جوانان به ازدواج است؟! یا آنکه به طور غیر مستقیم با تغییر ارزشهای آنها سطح توقعات آنان را افزایش داده و احساس محرومیت نسبی را در آنها ایجاد می کند؟!

به اعتقاد جامعه شناسان هرچه که فاصله بین انتظارات (احساس نیاز) و امکانات ارضاء نیاز بیشتر باشد، احساس محرومیت نسبی فرد بیشتر است و هر چه وزنه ارزشهای مورد هدف و آرزوها بیشتر شود، احساس محرومیت نسبی افزایش می یابد.بدین ترتیب می توان اذعان نمود که هر چند چنین فیلمهایی در سیاستگذاریهای صدا و سیما تحت عنوان ترغیب جوانان به ازدواج طبقه بندی می شوند، اما تلویحاً موجب کاهش نرخ ازدواج می گردند. زیرا با کمی دقت در آمار ازدواج و نیز بررسی نرخ طلاق و علل طلاق در سالهای اخیر که روند صعودی داشته، وجود چنین احساس محرومیت نسبی و ناکامی را مشاهده خواهیم نمود.

آیا نمی توان با دقت درعلل طلاق، با شیوه های تبلیغی و القای غیر مستقیم، بینندگان را از چنین انتخابها و ازدواجهایی برحذر داشت؟ آیا نمی توان پیامدهای منفی و تأسف بار ازدواجهایی با ملاکهای ظاهری و صوری را دستمایه تهیه فیلم های تلویزیونی قرار داد؟ …

براستی چرا هیچگاه ازدواج خانواده های سطوح پایین جامعه دستمایه ساخت فیلم های سینمایی قرار نمی گیرد؟! دخترانی که با تلاش طاقت فرسا جهیزیه خود را تأمین می کنند.

از دیگر محورهایی که اخیراً فیلمها و سریالها در مقوله ازدواج به آن می پردازند و حاکی از نگرش سطحی فیلمسازان می باشد، می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

تجدید خاطره روابط عاشقانه زن و شوهر قبل از ازدواج با فرد دیگر(اولین قدم در موجه نمودن روابط عاشقانه زنان و مردان متأهل با فردی غیر از همسر خود)

عاشق شدن دختر و پسری که بر اساس عرف (نه شرع) نامزد می باشند به فرد دیگر (ترویج عشقهای ناپاک و زودگذر)

روابط عاشقانه و صمیمانه دختر و پسر قبل از ازدواج با یکدیگر و روابط خصمانه آنها بعد از ازدواج (ازدواج، دشمن عشق است.)

پیشقدم شدن دختران در خواستگاری از پسران با لطایف الحیل (نخستین قدم در اشاعه نوع خاصی از آزادی و هنجار شکنی های اجتماعی) در اینجا جا دارد سؤال نمود که آیا نمی توان از طریق فیلمهای تلویزیونی فرهنگ وساطت در ازدواج را که از نظر اسلام ثواب عظیمی دارد توسط ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *