تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل رفتارشناسی امام رضا علیه السلام در جریان غلو؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل رفتارشناسی امام رضا علیه السلام در جریان غلو، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل رفتارشناسی امام رضا علیه السلام در جریان غلو با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل رفتارشناسی امام رضا علیه السلام در جریان غلو آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل رفتارشناسی امام رضا علیه السلام در جریان غلو به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل رفتارشناسی امام رضا علیه السلام در جریان غلو ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل رفتارشناسی امام رضا علیه السلام در جریان غلو، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل رفتارشناسی امام رضا علیه السلام در جریان غلو را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رفتارشناسی امام رضا علیه السلام در جریان غلو :

پیشینه تحقیق

دباره امام رضا (ع) و غالیان، کتاب ها و مقاله های مختلفی نوشته شده است که به برخی از آنها اشاره می کنیم. درباره امام رضا (ع)، کتاب های بـسیاری نـوشته شده است که از آنها می توان به آثار کنگره امام رضا (ع) و کتاب الحیاه السیاسیه للإمام الرضا (ع) نوشته جعفر مرتضی حسینی عاملی اشاره کرد.

هم چنین، درباره غالیان، تحقیق های مختلفی صورت گرفته که از جـمله آنـها می توان از «الغلو و الموقف الاسلامی» نوشته سعد متعب المنصوری، «الغلو و الفرق الغالیه فی الحضاره الاسلامیه» نوشته عبدالله سلوم السامرائی و کتاب «غلو (درآمدی بر افکار و عقاید غالیان در دین)» از نعمت الله صالحی نجف آبادی یاد کرد. بـه نـظر مـی رسد مهم ترین اثر در این زمینه، کتاب «غـالیان؛ کاوشـی در جـریان ها و برآیندها» از نعمت الله صفری فروشانی است. هم چنین از مقاله های نوشته شده در این زمینه، می توان از مقاله «جریان شناسی غلو» نوشته نعمت الله صفری که در مجله علوم حـدیث، شـماره یک چـاپ شده است، نام برد. دیگر مقاله ای که به طـور مـستقیم به موضوع این بحث پرداخته است، مقاله ای با عنوان «موضع امام رضا (ع) در برابر غلات» نوشته مهدی اسفندیاری، چاپ شده در شـماره سـیزدهم مـجله اندیشه است. با توجّه به اهمیت موضوع، نوشته پیش رو درصـدد است در طرح و قالبی نو به بسط و گسترش و تحلیل موضوع بپردازد.

شناخت جریان غلو در زمان امام رضا (ع)

فعالیت غـالیان در زمـان امـام رضا (ع) با نام خاص و با عنوان فرقه ای جداگانه مطرح نشده اسـت. در واقـع از زمان امامت امام رضا (ع) تا زمان حیات امام حسن عسکری (ع) کمتر مواردی می یابیم که به عنوان فـرقه های غـلات مـطرح شده باشند. در آن زمان ها، بیشتر اشخاصی که به عنوان غالی مطرح بودند، طـرفدار فـرقه های مـعروف غلات مانند خطابیه بودند. بنابراین می توان این دوره را، دوره غلات بدون نام فرقه نام گذاری کرد.[۱]

در زمان امـامت امـام رضـا (ع)، غالیان زیادی فعالیت می کردند که با توجه به روایت هایی مانند روایت نقل شده از یونس بن عبدالرحمن [۲]که در قـسمت مـواضع امام(ع) خواهد آمد و از آن جا که بیشتر غالیان ذکر شده در منابع رجالی از اهالی کوفه بودند، بـه نـظر مـی رسد محل فعالیت آنها بیشتر در عراق و کوفه؛ یعنی دور از محل سکونت امام رضا (ع) در مدینه بوده اسـت.

بـرخی از غالیانی که در این دوره می زیستند و یا فعالیت می کردند، عبارت بودند از:

۱. یونس بن ظبیان:

درباره او نقل شده اسـت که وقـتی دختر ابوالخطاب از دنیا رفت، یونس سر قبر او رفته و گفت: السلام علیک یا بنت رسول الله؛[۳] این مطلب نـشان مـی دهد که یونس، ابوالخطاب را پیامبر خدا می دانسته و از پیروانش بوده است. هم چنین، گفتار شیطانی و بـاطلی نـیز از او روایت شـده است. وقتی این مطالب به وسیله فردی از غالیان به اطلاع امام رضا (ع) رسید، آن حضرت ( بسیار خـشمگین شـد و او، یونـس و دیگر غالیان را به شدت لعن کرد. گفته شده است که این غالی هنوز ده قدم از امـام (ع) دور نـشده بود که غش کرد، قی نمود و مرد. [۴]یونس بن ظبیان، یکی از غالیان معروف زمان امام رضا (ع) بوده است. او اهـل کوفـه بود [۵]و در کتاب های رجال از وی با عنوان کذاب[۶] و جعل کننده حدیث[۷] یاد می شود. شدت کذب و غلو یونـس بـن ظبیان، به حدی بود که نام او را در کنار نـام رهـبرش آورده و گـفته اند: من الکذابین المشهورین: ابوالخطاب و یونس بن ظـبیان.[۸] بـا توجه به این که یونس بن ظبیان، فردی خطابی معرفی شده است. در این جـا لازم اسـت ابوالخطاب و جریان غلو ایجاد شـده بـه دست او را بـه صـورت اجـمال بیان کنیم.

محمد بن ابی زینـب اجـدع اسدی معروف به ابوالخطاب، بنیان گذار یکی از فرقه های مهم و بزرگ غالی به نام خـطابیه بـود. جریان غلو ایجاد شده به دسـت وی تا سال ها پس از او، با نـام خـطابیه و یا در قالب فرق دیگر به حـیات خـود ادامه داد.[۹] پیروان و طرف‏داران او در زمان امامان پس از امام صادق (ع) تا امام دوازدهم (ع) وجود داشتند و همواره از سـوی ائمـه معصوم (ع) لعن می شدند.[۱۰]

ابوالخطاب در ابـتدا از اصـحاب و یاران امـام صادق (ع) بود. [۱۱] او پرسـش های اصـحاب امام صادق (ع) را بر آن حضرت(ع) ع) عـرضه می کرد و پاسخ ایشان را برای اصحاب می فرستاد. [۱۲]او پس از مدتی، عقاید غالیانه ای مطرح کرد و به شدت از سوی امـام صادق (ع) طرد و لعن شد. امام(، او را کافر، فـاسق و مـشرک خواند.[۱۳]

ابـتدا ابـوالخطاب ادعـا می کرد امام صادق(ع) او را وصـی خود قرار داده و به او، اسم اعظم آموخته است پس از مدتی، ادعای نبوت و رسالت کرد و سپس مدعی شد از مـلائکه اسـت و برای هدایت مردم فرستاده شده اسـت.[۱۴] او قـبل از این ادعـاها گـفته بـود که همان امام صـادق (ع) اسـت و می تواند به هر صورت و شکلی در آید.[۱۵]

یکی از عقاید خطابیه این بود که آنان، امام جعفر صادق (ع) را خدایی می دانستند که ابـوالخطاب را بـه عـنوان پیامبر مرسل فرستاده و مردم را به اطاعت از وی دسـتور داده اسـت. در پی این اعـتقاد، آنـها مـحرمات دین را حلال شمردند و از انجام واجبات و فرایض دین سرباز زدند و می گفتند که خداوند به وسیله ابوالخطاب، گناهانشان را سبک کرده و به خاطر او، قیدها و زنجیرهای نماز، زکات، حج، روزه و همه اعمال و واجبات را از گردن آنها برداشته اسـت. آنان گفتار خود را از راه تأویل، مستند به آیه های قرآن می کردند و اعمال خود را توجیه می نمودند.[۱۶] درباره پایان کار ابوالخطاب گفته می شود هنگامی که وی با هفتاد نفر از یارانش در مسجد کوفه گرد آمده بود و مردم را بـه عـقیده و مذهب خود دعوت می کرد، خبر به عیسی بن موسی، فرماندار عباسی رسید. او، گروهی از افرادش را برای دست گیری آنان به مسجد کوفه فرستاد اما آنان مقاومت کردند. در نتیجه نبردی که بین آنـان و مـأموران حکومتی رخ داد، به جز یک نفر از آنان که جان سالم به در برد، بقیه کشته شدند.[۱۷]

۲. محمد بن فرات:

این فرد، غالی خطرناک و برجسته ای بود که گفته می شود مـانند یونـس بن ظبیان، اهل کوفه بـوده اسـت.[۱۸] برخی، او را از اهالی بغداد می دانند.[۱۹] نسبت شرب خمر به وی داده شده است. هم چنین نقل می شود که ادعای نبوت و بابیت می کرد و به ائمه (ع) دروغ می بست.[۲۰] امام رضا (ع)، او را لعن و نـفرین کرد. آنـ حضرت(ع) ع) او را بدتر از ابوالخطاب دانـست و درباره او فرمود: هیچ خطابی مانند محمد بن فرات، بر ما دروغ نبست.[۲۱] درباره عاقبت محمد بن فرات گفته می شود که به دست ابراهیم بن مهدی به قتل رسید.[۲۲]

۳. محمد بن بشیر:

او اهـل کوفـه بود[۲۳] و از غالیان و اصحاب امام موسی کاظم (ع) به شمار می رفت.[۲۴] او پس از شهادت آن حضرت (ع) نیز به گفتار و عقاید غالیانه اش ادامه داد.[۲۵] محمد بن بشیر که بنیان گذار فرقه بشیریه از غلات بود[۲۶] در زمان حیات امام مـوسی بـن جعفر (ع) بـه سبب افکار و گفتار غالیانه و منحرفش، بارها از سوی امام(ع) لعن گردید. امام(ع) او را نفرین کرد، از او بیزاری جست و حتّی او را مهدورالدم خـواند.[۲۷] دعاهای امام کاظم(ع) در قالب عبارت هایی نظیر «… اللهم إنی أسألک أن تخلصنی مـن هـذا الرجـس النجس محمد بن بشیر…»[۲۸] نشان دهنده اوج خشم و نفرت امام (ع) از وی است. هم چنین نشان گر شدّت و عمق پلیدی افکار ابن بـشیر اسـت.

۴. محمد بن علی بن ابراهیم بن موسی ابو جعفر القرشی:

او ملقب به ابـوسمینه بـود و از او در شـمار یاران امام رضا (ع) یاد می شود. او یکی دیگر از غالیانی است که درباره او تعابیر «ضعیف جدا، فاسد الاعتقاد، لا یعتمد فی شـیء »[۲۹] به کار رفته است. گفته می شود وی در کوفه به دروغ گویی مشهور شده بود و هنگامی که به قم وارد شد، پس از مـدتی بـه دست احمد بن محمد بن عیسی از قم اخراج گردید.[۳۰] به نظر می رسد این فرد و سایر غالیان بیان شده، تنها دارای غلو رجالی بودند، نه غلو کفری که در ملل و نحل آمده است. غلو رجالی، غـلوی است که به سبب روایت ها به آن توجه می شود.[۳۱] و غلو در فضایل و بعضی صفات است.

۵. عمر بن فرات:

او غالی دیگری است که از او به عنوان یکی از اصحاب امام رضا (ع) و دربان آن حضرت(ع) ع) نام برده شده است.[۳۲]

۶. محمد بـن فـضیل ازدی صیرفی:

او از اصحاب امام صادق(ع)، امام کاظم(ع) و امام رضا (ع) شمرده شده و اهل کوفه بوده است. [۳۳]

۷. خیبری بن علی طحان:

گفته می شود او هم‏نشین یونس بن ظبیان بوده است و روایت های زیادی از او نقل کرده است.[۳۴]

۸. طـاهر بـن حاتم،[۳۵] محمد بن اسلم،[۳۶] محمد بن جمهور،[۳۷] محمد بن سلیمان دیلمی،[۳۸] محمد بن صدقه[۳۹]

از غالیانی هستند که از آنها به عنوان اصحاب امام رضا (ع) یاد می شود.

۹. داود بن کثیر رقی:

او یکی از متهمان به غـلو اسـت که گفته می شود وی از امام کاظم (ع) و امام رضا (ع) نقل روایت می کرده است. [۴۰] در پایان، تذکر این نکته را لازم می دانیم که اتهام غلو به معنای اثبات آن نیست و در بسیاری از موارد، افراد پاک و والایی متهم به غلو می شدند که، دلایل مختلفی داشـته اسـت. بـه عنوان نمونه در برخی موارد، این اتـهام از سـوی قـمی ها و ابن غضائری مطرح شده است که اعتقادات خاصی درباره کرامات و صفات ائمه (ع) داشتند.[۴۱]

عقاید و آموزه های تبلیغی غلات

پس از معرفی رهبران غلات و بـرخی غـالیان زمـان امام رضا (ع)، در این قسمت مهم ترین عقاید و آموزه های تبلیغی و تـرویجی غـالیان دوران امام رضا (ع) را بررسی می کنیم و به توضیح آنها می پردازیم.

۱.عقیده به الوهیت پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصوم (ع)

پس از شهادت امام کاظم(ع)، مـحمد بـن بـشیر، ایشان را خدا خواند و گفت که او همان خداست که چندی میان مردم ظـاهر شد و برای اهل نور به صورت نور و برای اهل ظلمت به صورت ظلمت پدیدار می گردید ولی پس از مدتی همه مردم از ادراک او در حـجاب مـانده و در حـالی که او هم چنان در میان مردم است، آنها او را نمی بینند و از درک او ناتوانند.[۴۲]

هم چنین پیروان محمد بـن بـشیر به خدایی و الوهیت پیامبر اکرم (ص) اعتقاد داشتند.[۴۳] از روایت ها و احادیث نقل شده از امام رضا (ع) می توان دریافت که عـده ای اعـتقاد بـه خدایی و الوهیت امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) داشتند. و آن حضرت(ع) ع) را خدا می پنداشتند.[۴۴] تفصیل این روایت ها را در بـحث مـواضع امـام(ع) خواهیم آورد.

۲.عقیده به نبوت ائمه (ع) یا افراد دیگر

بیزاری امام رضا (ع) از کسانی که خدایی یا نبوت امـامان مـعصوم(ع) را ادعـا می کردند،[۴۵] می تواند شاهدی باشد بر این که عده ای در این عصر، درباره ائمه (ع) ادعای نبوت می کردند. از غالیانی که در زمـان امـامت امام رضا (ع) ادعای پیامبری می کردند، محمد بن بشیر[۴۶] و محمد بن فرات[۴۷] بودند. گـویا یونـس بـن ظبیان، ابوالخطاب را پیامبر می دانسته است. [۴۸]

۳.عقیده به حلول

این عقیده که به عنوان یکی از اصول مشترک مـیان هـمه غلات بیان شده است،[۴۹] در لغت به معنای اختصاص چیزی به چیز دیگر اسـت. بـه نـحوی که اشاره به یکی، عین اشاره به دیگری باشد که از این دو چیز، یکی را حال و دیگری را محل گویند.[۵۰]

در این جا مراد از حـلول، آن است که روح خداوند یا اجزایی از آن، در یک شخص مانند نبی، امام یا هر شخص یا جسم دیگری حـلول کنـد. بـه طوری که با او متحد شود و سرانجام حلول و اتحاد هر دو مصداق پیدا کند.[۵۱]

گزارش شده است که پیروان محمد بـن بـشیر، مـعتقد به حلول بودند و می گفتند: همه کسانی که به حضرت محمد(ص) انتساب دارند، خـانه ها و ظـروفی هستند که حضرت محمد(ص) که پروردگار است در همه آنها حلول کرده است. او، «پیامبر اکرم (ص)» زاده نشده است و فرزندی ندارد و او در این حـجاب ها پنـهان شده است.[۵۲]

هم چنین نقل می شود که یونس بن عبدالرحمن در نامه ای از امام رضا (ع) پرسـید: آیا در حضرت آدم (ع) چیزی از جوهریت پروردگار بود؟ امام(ع) در پاسخ نـوشت: صـاحب این اعـتقاد چیزی از سنت پیامبر اکرم (ص) ندارد و زندیق است.[۵۳]

۴.عـقیده بـه تناسخ

این عقیده که به گفته شهرستانی، یکی از عقاید مشترک میان همه فرقه های غالی بوده اسـت۲۶۳ بـه معنای انتقال روح از بدنی به بـدن دیگـر است.[۵۴] چـنان که پیروان مـحمد بن بشیر که به تناسخ اعتقاد داشـتند مـی گفتند که روح امامان فقط یکی بوده که از بدنی به بدن دیگر منتقل می شده است.[۵۵]

۵.عقیده بـه جـبر و تشبیه

طبق فرمایش امام رضا (ع)، جـبر به این معنا است که انـسان گـمان کند خداوند کارهای او را انجام مـی دهد و سـپس به خاطر آنها، او را عذاب می کند.[۵۶] تشبیه در لغت به معنای همانند کردن چیزی به چـیز دیگـر است و در اصطلاح علم کلام، همانند کردن خـدا بـه مـوجودات محسوس است. قـائلان بـه تشبیه (مشبّهه)، خدا را بـه انـسان تشبیه کرده و برای او مکان و اعضا تصور می کنند. به قائلان به تشبیه، «مجسمّه»؛ یعنی قائلان بـه جـسمیت داشتن خداوند، نیز گفته می شود.[۵۷]

از روایت‏های گـزارش شده از امـام رضا (ع) در ردّ جـبر و تشبیه غلات به دسـت می آید که یکی از آموزه های ترویجی غلات، جبر و تشبیه بوده است.[۵۸]

۶.عقیده به تفویض

تفویض در لغت به مـعنای واگـذار کردن کاری به دیگری و حاکم کردن او در آن کار است.[۵۹] تـفویض در احـادیث شـیعه بـه مـعانی مختلفی آمده اسـت که مـعصومان(ع)، بعضی را رد و بعضی را اثبات کرده اند.[۶۰] در این جا برای رعایت اختصار و به تناسب بحث با استفاده از حدیثی از امام رضـا (ع) بـه شـرح موارد مرتبط با بحث می پردازیم.

در گزارشی از یاسـر خـادم آمـده اسـت که وی از امـام رضـا (ع) معنای تفویض را پرسید و امام رضا (ع) در پاسخ او فرموده: خدای تبارک و تعالی، امر دین را به پیامبر(ص) واگذار کرد. هم چنین فرمود: آن چه را پیامبر برای شما آورده (و به آن امر کرده) اخذ کنید و آن چه از آن نـهی کرده، از آن بپرهیزید. [۶۱]ولی خلقت و رزق و روزی را به او واگذار نکرده است. و سپس آن حضرت(ع) در ادامه فرمود: همانا خداوند عزوجل می فرماید: «خدا خالق و آفریننده هر چیز است»[۶۲] و خدا می فرماید: «خدایی که شما را خلق کرد، سپس به شما روزی داد، سـپس شـما را می میراند، سپس زنده می کند. آیا آنان که شریک خدا قرار داده اید، چنین کارهایی را انجام می دهند؟ پاک و منزّه است خداوند و برتر است از آن چه برای او شریک قائل می شوند[۶۳]».[۶۴]

امام (ع) در این حدیث، با استدلال به آیه های قـرآن مجید، دو معنا از تفویض را بیان می کند که یکی مورد قبول ائمه (ع) بوده[۶۵] و دیگری از جانب آنان رد شده است. در واقع، تفویض ترویجی و تبلیغی غلات که از جانب ائمه (ع) بـه شـدت رد و انکار شده بود، همان مـعنای دوم است؛ یعنی قائل شدن به این که خداوند، پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) را آفریده و سپس خلقت و رزق و روزی رساندن به مردم را به آنان واگذار کرده است. در این معنا از تفویض، برای خـداوند یگـانه، شریک قرار داده می شود و قـائلان بـه این نظر (مفوّضه)، مشرک خوانده می شوند. چنان که امام رضا (ع) در ضمن حدیثی دیگر، به طور آشکار و واضح، مفوّضه را مشرک می خواند.[۶۶]

در تکمیل بحث مفوضه، لازم است این نکته را بیفزاییم که در دهه های سوم و چهارم قـرن دوم هجری، در دوره زندگی و امامت امام صادق (ع)، گروه جدیدی از غلات (مفوضه) در جامعه شیعه پدیدار شدند که پیامبر(ص) و ائمه( ع) را خدا نمی خواندند. بلکه معتقد بودند که خداوند، کار جهان از خلق، رزق و اختیار تشریع احکام را به آنان تفویض فرموده اسـت. در نـتیجه، پیامبر(ص) و ائمـه (ع) تمام کارهایی را که خداوند باید انجام دهد، انجام می دهند. با این تفاوت که قدرت خداوند، اصلی است و قدرت آنـها، تبعی و فرعی است. پس فرق اصلی میان آنها و غلات ملحد آن بـود که غـلات مـلحد، ائمه(ع) را در عرض خدا و در درجه او می دانستند ولی اینان، ائمه (ع) را در طول خدا می دانستند.[۶۷]

۷.اباحی گری

یکی از آموزه های ترویجی غلات، اباحی گری، بی قید و بـندی و آزادی از هـمه یا بسیاری از احکام و قوانین دینی بود. چنان که بشیریه فقط اقامه نمازهای پنج گانه و گرفتن روزه مـاه رمـضان را واجـب می دانستند، ولی زکات، حج و دیگر واجبات را انکار می کردند. همه محرمات را بر خود حلال می شمردند و برای توجیه عـقاید خود به آیه های قرآن استناد می کردند. [۶۸]

اقدامات و فعالیت های غالیان

غالیان زمان امام رضا (ع) برای ترویج عقاید، انـدیشه ها و آمـوزه های خود، اقداماتی انجام می دادند که مهم ترین آنها عبارت بود از:

۱.جعل حدیث

یکی از خطرناک ترین اقدامات و فعالیت های غالیان، حدیث سازی و جعل حدیث بوده است. در این زمینه، از یونس بن عبدالرحمن روایت شده که وی کتاب ها و حدیث هایی را بر امام رضا (ع) عرضه کرد ولی امـام(ع) بسیاری از آن حدیث ها را رد نمود و آنها را ساخته و پرداخته ابوالخطاب و یارانش دانست.[۶۹] روایت های فراوان نقل شده از امام رضا (ع) درباره دروغ بستن افراد غالی بر ائمه (ع) که در قسمت مواضع امام خواهد آمد، شاهد دیگری بر جعل حـدیث بـه دست غالیان است.[۷۰]

۲.شعبده بازی

رهبران غلات برای اثبات عقاید و گفته های خود و جذب طرف‏داران و پیروان بیشتر، اقدام به اموری چون شعبده بازی می کردند. آنها انجام این گونه، کارها را دلیلی بر پیامبری خود مـی دانستند و از این راه تـوانستند افراد بسیاری را گمراه نمایند.[۷۱]

۳.اباحی گری

غالیان از راه ترویج اباحی گری توانستند بسیاری از مردم کم ظرفیت و بی بند و بار را اطراف خود جمع کنند و از آنها برای پیش برد اهداف و مقاصد خود استفاده کنند.[۷۲]

اهداف رهـبران غـلات

برخی از اهداف مهم و انگیزه های سران غلات در این دوران عبارت بودند از:

۱.دست یافتن به جاه و مقام؛

۲.دست یابی به پول و ثروت؛

۳.اباحی گری و رهایی از قیود دینی.

هر سه این موارد در فرقه بشیریه مشاهده می شود؛ چرا که آنـان پس از شـهادت امام موسی کاظم (ع) مدعی شـدند امـام(ع) هـمان مهدی موعود است که در هنگام غیبتش، محمد بن بشیر را جانشین خود قرار داده و محمد بن بشیر پس از او امام است.[۷۳] به نظر می رسد این عدّه از غـالیان، از فـضای وقـف به وجود آمده بر امام هفتم (ع) [۷۴]به نـفع خـود استفاده کرده و با ادعای مهدویت برای امام موسی کاظم (ع) و طرح مسئله غیبت برای آن حضرت(ع) درصدد اثبات جانشینی محمد بن بـشیر بـوده اند. هـم چنین رؤسای غلات، برای این که بتوانند خود را پیامبر معرفی نمایند، از جایگاه والای ائمـه (ع) در نزد مردم استفاده می کردند و آنان را خدا می خواندند تا بتوانند خود را پیامبر این خدا معرفی کنند. محمد بن بشیر، یکی از کسـانی اسـت که این ادعـا را درباره امام کاظم (ع) مطرح کرد و او را خدا خواند و با استفاده از شعبده بازی و فـریب مـردم، خود را پیامبر معرفی کرد. او دلیل خود را کارهای خارق العاده و شعبده بازی هایش بیان می کرد.[۷۵] وقتی واجب الاطاعه بودن سران غلات، در نـتیجه نـبوت و امـامت آنها اثبات می شد، نوبت به سرازیر شدن پول و ثروت به سمت آنها مـی رسید. چـنان که پیروان مـحمد بن بشیر موظف بودند پس از مرگ او، حقوقی که از اموال خود به او می دادند، جهت تقرب به خـداوند بـه جـانشینان او پرداخت کنند.[۷۶] بشیریه می گفتند که هر کس در راه خدا، چیزی وصیت کند و اموالی را به ارث بگذارد، متعلق بـه سـمیع بن محمد، پسر محمد بن بشیر است.[۷۷]

اباحی گری و رهایی از قیود دینی و مذهبی که پیش از این بـه مـناسبت های مـختلف بیان شد از دیگر مواردی بود که رهبران غلات را به سمت این عقاید باطل مـی کشاند. آنـان بدین گونه و با این عقاید می توانستند بسیاری از فرایض و گاهی همه آنها را نادیده بگیرند و با حـلال شـمردن مـحرمات، به خواسته های نفسانی خود برسند. هم چنین از این طریق می توانستند افراد فاسد و جاهل را به دور خود جمع کرده و بـر پیروانـشان بیفزایند. غالیان برای رسیدن به خواسته های خود، گفتار ناشایستی را در حقّ امام رضا (ع) روا داشـتند[۷۸] و گـفته می شود پیروان محمد بن بشیر بر ضد امام رضا (ع) و همه افراد آل محمد (ص) اقدام کردند.[۷۹]

مواضع امـام رضا (ع) در بـرابر غلات

با توجه به خطراتی که از ناحیه غالیان، متوجه اصل و کیان شیعه و تشیع بـود و از هـمه مهم تر این که افکار مخرّب و منحرفی به وسیله آنان درباره توحید رواج می یافت. امامان شیعه شدیدترین برخورد را در مبارزه بـا آنـان در پیش گرفتند. در این راستا، امام رضا (ع) مانند پدران بزرگوارش با جریان غلو و غالی گری به شـدت بـرخورد کردند. ایشان برای حذف کامل آن عـقاید از اذهـان و تـاریخ تلاش می کردند و در این راه، سختی های زیادی متحمل شدند.

آن حـضرت (ع) نـه تنها وقتی در مدینه به سر می برد به پاسخ گویی و مبارزه با غالیان و افکار غـلو آمـیز پرداخت. بلکه زمانی هم که در مـرو بـود، به این امـر خـطیر تـوجه داشت و در آن جا به پاسخ گویی و رد عقاید غـالیان مـی پرداخت. گفت وگوی مأمون با امام (ع) درباره عده ای که درباره ایشان غلو کرده بودند[۸۰] و گزارش شـخصی بـه نام یزید بن عمیر بن معاویه که بـه نزد آن حضرت(ع) در مرو رفـت و مـعنای حدیث «لا جبر و لا تفویض، بل أمـر بـین الأمرین» را از آن حضرت پرسید[۸۱] از این مسئله حکایت می کند.

در این قسمت سعی می کنیم از میان حدیث ها و روایت‏ها، گـوشه ای از تلاش امام رضا (ع) را در برخورد بـا این فـرقه مـنحرف و منتسب به شـیعه بـه تصویر بکشیم. در این راه، برای تـفهیم بـهتر و بیشتر، برخوردها و سخنان آن حضرت(ع) را به مراحل مختلف تقسیم بندی می کنیم.

این مراحل، بدین قرار اسـت:

۱-بـیان ضرورت و اهمیت پرداختن به مسئله غـالیان؛

۲-مـعرفی ماهیت غـالیان و بـیان عـقای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *