تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل روابط زن و مرد از دیدگاه اسلام؛ ترویج، تعطیل، تعدیل یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل روابط زن و مرد از دیدگاه اسلام؛ ترویج، تعطیل، تعدیل شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل روابط زن و مرد از دیدگاه اسلام؛ ترویج، تعطیل، تعدیل را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل روابط زن و مرد از دیدگاه اسلام؛ ترویج، تعطیل، تعدیل با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل روابط زن و مرد از دیدگاه اسلام؛ ترویج، تعطیل، تعدیل بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل روابط زن و مرد از دیدگاه اسلام؛ ترویج، تعطیل، تعدیل با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روابط زن و مرد از دیدگاه اسلام؛ ترویج، تعطیل، تعدیل وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل روابط زن و مرد از دیدگاه اسلام؛ ترویج، تعطیل، تعدیل با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل روابط زن و مرد از دیدگاه اسلام؛ ترویج، تعطیل، تعدیل مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روابط زن و مرد از دیدگاه اسلام؛ ترویج، تعطیل، تعدیل :

چکیده:

امروزه، به واسطه ی افزایش مناسبات اجتماعی و اقتصادی و در پی آن، گسترش حضور زنان در عرصه ی جامعه، مسأله ارتباط سالم و صحیح میان زن و مرد، به عنوان یکی از بارزترین دغدغه های متشرعین مطرح شده است. در این نوشتار، پس از بیان ضرورت بحث، رویکرد منطقی و معتدل از دیدگاه آیات و روایات، در برابر دو دیدگاه سخت گیرانه و سهل گیرانه بیان می شود و حدود و مبانی آن مطرح می گردد. بر طبق این رویکرد، معیار در روابط زن و مرد، روشی است که جامعه با در نظر گرفتن راهنمایی عقل، شرع و فطرت می پسندد و سرانجام در پایان نوشتار موضوعات اساسی در روابط از قبیل مکالمه و گفتگو، نگاه، پوشش و تماس بدنی، با نگاهی فقهی مورد بررسی قرار می گیرد.

واژگان کلیدی:

زن، مرد، جنس مخالف، ارتباط، اختلاط، نگاه، لمس، مکالمه، معاشرت و مصاحبت، پوشش، حیا، ازدواج.

انسان موجودی اجتماعی است و با زندگی فردی به تأمین نیازهای خویش قادر نیست، لذا چاره ای جز زندگی اجتماعی ندارد. نیازهایی که بشر را به زندگی اجتماعی وامی دارد، تنها نیازهای مادی و اقتصادی نیست؛ بلکه نیازهای روحی روانی و فکری نیز نقش عظیمی دارند؛ حتی از یک نگاه نقش این عوامل، کمتر از عامل اقتصادی و مادی نیست. به عنوان نمونه، یکی از نیازهای بشر، نیاز علمی است. میل به دانش و آگاهی، یکی از امیال فطری بشر است. شکوفایی، ارضا و بالندگی میل علمی بشر، تنها در سایه ی زندگی اجتماعی، روابط با دیگران و در گرو تعلیم و تربیت است. یکی دیگر از امیال فطری و روحی بشر، میل به داشتن دوست و یار صمیمی است. انسان به طور فطری دوست دارد که در سایه ی روابط با دیگران، خود را از تنهایی و بی کسی رها سازد، به ویژه در مواقع رنج و درد و نگرانی، خواهان کسی است که با او درد دل کند تا التیام بخش دردهایش باشد.

بنابراین، عوامل مختلف مادی و روحی، انسان را به سمت و سوی زندگی اجتماعی سوق می دهد. در زندگی اجتماعی به صورت طبیعی روابطی شکل می گیرد، مانند رابطه ی همسایه با همسایه، دانش آموز با معلم، دانشجو با استاد، دولت با ملت. طبیعی است که این گونه روابط اجتماعی، همیشه میان هم جنس (زن با زن، مرد با مرد) اتفاق نمی افتد. در بسیاری از این موارد، رابطه ی دو جنس مخالف (زن و مرد) نیز حتمی و قهری است. به طور قطع رابطه ی دو جنس مخالف را در دایره ی روابط محارم با یکدیگر نیز، نمی توان منحصر دانست؛ زیرا انواع روابط میان دو جنس مخالف در میان اقوام و خویشاوندان، رفت و آمدهای فامیلی و نیز در سطح جامعه صورت می گیرد.

توسعه ی شهرنشینی وگسترش مناسبات اجتماعی و اقتصادی موجب شده است که امروزه بر خلاف گذشته، زن در عرصه ی جامعه، حضور گسترده ای داشته باشد و به طور طبیعی، این حضور در کلیه اماکن عمومی و خصوصی، نظیر کلاس درس و محل کار مشهود است و صرفاً محدود به داشتن رابطه با محارم نمی شود. از این رو، مسأله ی ارتباط زن و مرد، از مسائل بسیار مهم و مورد ابتلاست که باید دیدگاه اسلام در این زمینه روشن شود. با عنایت به این که، اسلام دین جامع، جهانی و پاسخگوی نیازهاست و در آموزه های خود از مقتضیات زمانه نیز غافل نیست، به طور حتمی، دیدگاه واقع بینانه و منصفانه ای در این موضوع، مانند همه موضوعات دیگر دارد که برای نسل امروز در عین این که سعادت آفرین است، راهگشا و هدایتگر نیز می باشد.

دیدگاه های مختلف در مورد ارتباط زن و مرد

در مورد ارتباط زن و مرد، دو دیدگاه مخالف با تفاسیری دوگانه وجود دارد که به نظر می رسد هر دو دیدگاه، به یک اندازه مردود و مخدوش است.

الف)- دیدگاه سخت گیرانه

مطابق این دیدگاه افراطی، هر نوع ارتباط میان دختر و پسر و زن و مرد جز در صورت اضطرار ممنوع است؛ زیرا رابطه ی میان این دو، رابطه ی آتش و پنبه است و برای دوری از خطر، عقل حکم می کند که این دو، هر چه بیشتر از همدیگر دور نگه داشته شوند. بر این مبنا، هر نوع ارتباطی میان دو جنس مخالف، ممکن است باعث جرقه ای شود که کنترل آن در اختیار هیچ یک از طرفین نباشد. از این گذشته، تأثیرات منفی شنیدن صدای نامحرم و هر نوع مصاحبت با وی، در روح انسان قابل انکار نیست.

دیدگاه مذکور در تأیید صحت مدعای خویش، پاره ای از روایات را با تفسیری خاص نقل می کند که از آن جمله است: در روایتی از حضرت زهرا (س) آمده است: «برای زنان بهتر است که هیچ مردی را نبینند و هیچ مردی نیز آن ها را نبیند.» (حر عاملی، ۱۳۹۷ق: ج۱۴، ابواب مقدمات النکاح، باب ۱۲۹، ح۳) یا حضرت علی (ع) در سفارشات خویش، به امام حسن مجتبی (ع) می فرمایند: «اگر می توانی کاری کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد. هیچ چیز بهتر از خانه، زن را حفظ نمی کند. همان طور که بیرون رفتن آنان از خانه و معاشرت با مردان بیگانه در خارج از خانه برای آن ها مضر و خطرناک است، وارد کردن مرد بیگانه نزد آنان در داخل خانه و اجازه ی معاشرت دادن به او نیز مضر و خطرناک است. اگر بتوانی کاری کن که زنانت غیر از تو را نشناسند.» (نهج البلاغه، نامه ۳۱)

نقد و بررسی

در نقد و بررسی این دیدگاه، توجه به نکات ذیل ضروری است:

الف)- براساس فتوای بسیاری از فقها، اصل ارتباط و گفتگو، معاشرت و مصاحبت، سلام و احوال پرسی میان زن و مرد با رعایت موازین اسلامی ممنوعیتی ندارد. زن و مرد می توانند صدای همدیگر را بشنوند و صدای خود را به همدیگر بشنوانند. منعی که وجود دارد، این است که اولاً زن نباید صدای خود را به گونه ای ترقیق و تحسین کند که مرد را به گناه بکشاند و ثانیاً نباید این گفتگو به قصد التذاذ جنسی صورت گیرد.

زن و مرد می توانند در مسائل مختلف دینی، علمی، سیاسی، اجتماعی و… با هم بحث و گفتگو داشته باشند و از نظرات و اطلاعات همدیگر استفاده کنند. زن می تواند مدیریت یک موسسه ی علمی- تعلیمی، اقتصادی و… را که مردان نیز در آن جا بکار اشتغال دارند، به عهده گیرد. همه ی این موارد و موارد مشابه آن، از دیدگاه فقها هیچ گونه ممنوعیتی ندارد. آن چه که از دیدگاه فقهی و شرعی مهم است، رعایت حریم، حفظ حجاب، پرهیز از نگاه های شهوت آلود، اختلاط ها و مصاحبت های نادرست و غیر مفید است.

این دیدگاه که زن را باید در خانه محبوس کرد و از هر گونه حضور در جامعه و ارتباط با دیگران محروم ساخت، مبنای مقبولی ندارد. از نظر شرعی، حضور زن در جامعه و شرکت در مراسم مختلف دینی، سیاسی و اجتماعی ممنوع نیست. زن می تواند در نمازهای جمعه و جماعت حضور پیدا کند. البته اسلام حضور زن را در نماز جمعه و عیدین واجب نکرده است؛ اما این عدم وجوب به معنای ارفاق و برداشتن تکلیف است؛ نه منع حضور.

صاحب وسائل الشیعه که خود محدثی قوی است، پس از ذکر روایات به ظاهر متعارض در رابطه با حضور زن در جامعه، می گوید: «از مجموع روایات استفاده می شود که برای زنان رواست که برای مجالس عزا یا برای انجام حقوق مردم یا تشییع جنازه بیرون روند و در این مجامع شرکت کنند، هم چنان که فاطمه(س) و نیز زنان ائمه اطهار(ع)، در مثل این موارد شرکت می کرده اند.» (حر عاملی، ۱۳۹۷ق: ج۱، ص۷۲)

در روایتی دیگر از پیامبر اکرم(ص) خطاب به زنان خود آمده است: «قد اذن لکن ان تخرجن لحوائجکن» (مسلم، بی تا: ج۷، ص۶ ؛ بخاری، بی تا: ج۷، ص۴۹)، «به شما اجازه داده شده است که برای حاجت های خود بیرون بروید.»

شهید مطهری، روایاتی را که بر منع حضور زنان در جامعه دلالت دارد، بر توصیه اخلاقی حمل می کند؛ بدین معنا که مردان و زنان از خطرات ارتباط با هم آگاه شوند؛ سپس می گوید: «علت این که فقها به مضمون چنین جمله ها فتوا نداده اند، ادله ی قطعی دیگر از آیات و روایات و سیره ی معصومین(ع)، برخلاف مفاد ظاهر این تعبیرات است و به اصطلاح، ظاهر این جمله ها معرض عنه اصحاب است؛ لهذا این جمله ها حمل بر توصیه اخلاقی شده است و ارزش اخلاقی دارد نه فقهی.» (مطهری، ۱۳۷۹: ج ۱۹، ص۵۴۸) در واقع تفسیر صحیح این روایات، مصونیت روابط را شامل می شود، نه ممنوعیت.

ب)- هر چند به هیچ وجه نمی توان خطرات ناشی از روابط ناسالم میان دختر و پسر و زن مرد را دست کم تلقی کرد، اما این امر نباید چنان باعث بدبینی گردد که هر گونه ارتباط میان دو جنس مخالف، غیر مجاز و ممنوع تلقی شود و در پاره ای از موارد، منافع و مصالحی که در این ارتباط وجود دارد، نادیده گرفته شود. این نگرش که این دو جنس همانند آتش و پنبه اند و در موقع ارتباط گفتاری و معاشرت حتی با حفظ حجاب و رعایت حریم و آداب لازم، به موجودات بی اراده و تدبیر تبدیل می شوند، تا حدود زیادی بی انصافی و افراط گرایی است.

شکی نیست که معاشرت و مصاحبت دو جنس مخالف می تواند در پاره ای از موارد یکی از لغزشگاه های بزرگ به حساب آید؛ اما آیا می توان به این دلیل حتی با رعایت های لازم، هر گونه ارتباطی را محکوم کرد؟ آیا در موارد دیگری نیز که امکان لغزش وجود دارد، چنین قضاوتی می شود؟ آیا دسترسی به مال، مقام و منصب یا حتی علم، یا حضور در برخی از جلسات و نشستن در جایگاه داد و ستد، خرید و فروش و… نمی تواند برای عده ای لغزشگاه به حساب آید؟ آیا تعداد کسانی که در این موارد به لغزش، انحراف و گناه کشیده می شوند، اندک است؟ و می توان با این عذر، این موارد و مشاغل را ممنوع دانست؟

ب)- دیدگاه سهل گیرانه

بر اساس این دیدگاه تفریطی، ایجاد هر نوع محدودیت و ممنوعیت در ارتباط میان زن و مرد، باعث برانگیختن حساسیت، افزایش التهاب و اشتیاق می شود. انسان بر اساس اصل: «الأنسان حریص علی مامنع»، وقتی در موردی با منع و محدودیت مواجه می شود، نسبت به آن حریص تر و کنجکاوتر می شود. از این رو، بهتر است که نحوه ی ارتباط دو جنس مخالف، همان گونه ای باشد که دو جنس موافق با هم مرتبطند. از این گذشته، اوضاع حاکم بر جامعه ی جهانی، جدایی دو جنس مخالف را از هم ناممکن گردانیده است. زیرا عصر حاضر، عصر ارتباطات و اطلاعات است. همان گونه که در این عصر، فرهنگ ها، ادیان و مذاهب به گفتگو و ارتباط میان هم تن داده اند، باید ارتباط و مصاحبت میان همه افراد بشر را فارغ از جنسیت، نژاد، رنگ، دین و مذهب پذیرفت.

نقد و بررسی

در نقد دیدگاه فوق، توجه به نکات زیر ضروری است:

۱)- این نظریه، به طور کامل با آیات و روایات فراوان و فتاوای فقها ناسازگاری دارد. آیات و روایات متعددی که در باب لزوم رعایت عفاف، حفظ حریم و ممنوعیت اختلاط دو جنس مخالف، حرمت خلوت زن و مرد نامحرم، تبرج و خودآرایی زنان در خارج از خانه آمده است، گویای این است که از دیدگاه اسلام ساده انگاری و تساهل در روابط زن و مرد کاملاً مردود است. توصیه ی فراوان اسلام به ازدواج و تشویق به آن در راستای حفظ دین نیز، گویای این است که از دیدگاه اسلام دختر و پسر مجرد در معرض خطر جدی قرار دارند. اسلام هر چند ارتباط زن و مرد را با رعایت موازین شرعی، مجاز دانسته است، اما به اختلاط ها و مصاحبت های بی جهت روی خوش نشان نداده است.

از این رو، به نقل برخی از روایات، پیامبر اکرم (ص) درب رفت وآمد مردان به مسجدالنبی را از درب رفت وآمد زنان جدا ساختند و فرمودند: «لوترکنا هذا الباب للنساء» (سجستانی، ۱۳۹۳ق: ج۱، ص۱۹)، «بهتر است این درب را برای زنان قرار دهیم.» یا برای جلوگیری از اختلاط زن و مرد دستور فرمودند که مردان از وسط کوچه و زنان از کنار رفت وآمد کنند. (رک. کلینی، ۱۳۶۳: ج۵، ص۵۱۸)

۲)- این نظریه که ممنوعیت ارتباط و اختلاط، باعث افزایش التهاب ها می شود و برای مهار کردن غریزه ی جنسی و کاستن از حساسیت باید هر گونه اختلاطی را مجاز دانست، نه با تجربه و واقعیت ها سازگاری دارد و نه با علم همخوانی دارد. آیا در دنیای غرب که هر گونه اختلاطی مجاز دانسته شد، حرص و آز جنسی کم شده است و روابط نامشروع و بی بندوباری های اخلاقی رو به کاهش نهاده است؟ فیلم ها و عکس های مبتذل رونق خود را از دست داده اند؟ سقط جنین ها و تولد فرزندان نامشروع مهار شده است؟ آیا بر روابط نامشروع دو جنس مخالف، روابط نامشروع هم جنس بازی افزوده نشده است؟! گزارش ها خلاف این را نشان می دهند.

اشتباه برخی از دانشمندان غربی مانند برتراند راسل و فروید، در این بوده است که غریزه ی جنسی را همانند میل به آب و غذا و خواب دانسته اند که با برآوردن آن، می توان از دست آن رهایی یافت. در حالی که آزاد گذاشتن غریزه ی جنسی، باعث شعله ورتر شدن آن می شود. همان گونه که غالب میل های روحی انسان مانند میل به مقام، مال، علم و… ، از این قبیل است. علاوه بر این، در سایر نیازهای غریزی مانند نیاز انسان به آب و غذا نیز محدودیت لازم است؛ از هر آبی نمی توان نوشید، از هر غذایی نمی توان تناول کرد؛ آیا کسی به خود حق می دهد که غذای متعلق به دیگری را صرفاً به این دلیل که نیاز غریزی وی اقتضا می کند، تصاحب نماید؟

شهید بزرگوار مطهری در این رابطه سخن زیبایی دارد: «اشتباه فروید و امثال او در این است که پنداشته اند، تنها راه آرام کردن غرایز، ارضا و اشباع آنهاست.. این ها چون یک طرف قضیه را خوانده اند، توجه نکرده اند که همان طور که محدودیت و ممنوعیت، غریزه را سرکوب و تولید عقده می کند، رها کردن و تسلیم شدن و در معرض تحریکات و تهییجات در آوردن، آن را دیوانه می سازد… به عقیده ی ما برای آرامش غریزه دو چیز لازم است: یکی ارضای غریزه در حد حاجت طبیعی و دیگری جلوگیری از تهییج و تحریک آن. انسان از لحاظ حوائج طبیعی، مانند چاه نفت است که تراکم و تجمع گازهای داخلی آن، خطر انفجار را به وجود می آورد. در این صورت، باید گاز آن را خارج کرد و به آتش داد، ولی این آتش را هرگز با طعمه ی زیاد نمی توان سیر کرد… اما این که می گویند: «الإنسان حریص علی ما منع» مطلب صحیحی است ولی نیازمند به توضیح است. انسان به چیزی حرص می ورزد که هم از آن ممنوع شود و هم به سوی آن تحریک شود. به اصطلاح، تمنای چیزی را در وجود شخص بیدار کنند و آن گاه او را ممنوع سازند…» (مطهری، ۱۳۷۹: ج۱۹، صص۴۶۱-۴۶۰)

۳)- این گفتار که «عصر ما، عصر ارتباطات است و این گونه مسایل در دنیای امروز حل شده است»، نوعی مغالطه یا هوچی گری است؛ زیرا اولاً قرار داشتن در عصر ارتباطات، چه ربطی به نادیده گرفتن مرزها و حریم ها دارد؛ آیا می توان به بهانه ی عصر ارتباطات، آداب و ارزش های اخلاقی را زیر پا نهاد و به بهانه ی برداشتن مرزها در ارتباطات بشر امروز، پرده ی اتاق یا دیوار میان خانه ها را نیز برداشت تا هر کاری که شخص در درون خانه ی خود انجام می دهد، در معرض دید همگان قرار گیرد؟ ثانیاً؛ چه کسی باور می کند که این گونه مسایل در دنیای امروز حل شده است؟ فحشا، فساد، ابتذال، مجلات ضد اخلاقی، روابط نامشروع اخلاقی، برنامه های مستهجن ماهواره ای، اینترنتی و…، شواهد زنده و گویای فرورفتگی دنیای امروز در منجلاب ابتذال اخلاقی است.

ج)- دیدگاه معتدل

همان گونه که گذشت، دو دیدگاه پیشین به یک اندازه مخدوش و مردودند، نه می توان ممنوعیت هر گونه ارتباط میان دو جنس مخالف، جز در صورت اضطرار را پذیرفت و نه می توان اهمیت و حساسیت رابطه ی دو جنس مخالف را در حدّ رابطه ی میان دو جنس موافق فروکاست؛ بلکه اعتدال در روابط زن و مرد آن است که از هر گونه افراط و تفریط پرهیز شود؛ یعنی نه چنان سخت گیرانه و تنگ نظرانه برخورد شود که در نگاه عرف و عقلا به هیچ وجه قابل عمل نباشد و نه چنان سهل گیرانه نظر داده شود که باعث پیامدهای ناگوار و منفی گردد. معیار و میزان ، ارتباط درست و سالم با حفظ همه ی حریم هاست.

قرآن کریم در بسیاری از موارد در روابط زن و مرد از کلمه ی «معروف» استفاده کرده است. این واژه ۳۸ مرتبه بکار رفته است که ۱۹بار آن درباره ی ارتباط با زنان است؛ گویی معیار و میزان، «معروف» بودن روابط است. به عنوان نمونه به پاره ای از این آیات اشاره می شود:

«با زنان به صورت معروف (پسندیده و مورد قبول) معاشرت کنید.»[۱]

«کسانی از شما که بمیرند و همسرانی به جای گذارند، زنان چهارماه و ده روز به انتظار بمانند و چون این مدت را به پایان رساندند، باکی بر شما نیست به آن چه که به معروف و شایستگی در مورد خویش انجام می دهند که خدا از آن چه می کنید، آگاه است. آن چه درباره ی خواستگاری این زنان به اشاره بگویید یا در دل خویش نهان کنید، گناهی بر شما نیست….»[۲]

همان گونه که از تفسیر شریف المیزان در پاره ای از این موارد استفاده می شود، این اصل اختصاص به روابط زناشوئی میان زن و شوهر ندارد بلکه اصلی فراتر از آ

ن است. علامه طباطبائی در ذیل آیات ۲۴۲-۲۲۸ سوره ی بقره می فرماید: «معروف به معنای هر عملی است که افکار عمومی آن را عملی شناخته شده بداند و با آن مأنوس باشد و با ذائقه ای که اهل هر اجتماع از نوع زندگی اجتماعی خود به دست می آورد، سازگار باشد این واژه، متضمن هدایت عقلی، حکم شرعی، فضیلت اخلاقی و هم سنت های ادبی و انسانی است و چون اسلام شریعت خود را بر اساس فطرت و خلقت بنا کرده است، «معروف» همان چیزی است که مردم آن را معروف بدانند، البته مردمی که از راه فطرت و از مقتضای نظام خلقت منحرف نگردیده باشند.» (رک. طباطبائی، ۱۳۶۳: ج۴، ص۲۴)

بر اساس این تعریف، باید معیار را در روابط زن و مرد روشی دانست که جامعه با در نظر گرفتن راهنمایی عقل و شرع و فطرت می پسندد. بنابراین، ممکن است یک رابطه ای در یک شرایطی پسندیده و در شرایطی دیگر ناپسند باشد یا برای عده ای پسندیده باشد و برای عده ای دیگر ناپسند. به عنوان مثال، در عرف متشرعه، اگر ارتباط دو جنس مخالف در زمینه ی علمی، دینی یا اجتماعی و سیاسی باشد، پسندیده و معروف است؛ همچنین اگر این ارتباط، جهت گفتگو و تصمیم گیری در مساله ی ازدواج و آینده ی زندگی مشترک باشد. اما اگر مسائل مورد گفتگو، مسایل جنسی و شهوانی باشد، نگاه هایی که رّد و بدل می شود معنادار باشد؛ حرکات و اطواری که طرفین نشان می دهند، محرک و مهیج باشد؛ پوشش ها نادرست، سبک و جلف باشد؛ صحبت ها بی محتوا، بی فایده و با خنده های بلند و وهن آمیز همراه باشد، از منظر عرف متشرعه و عقلا، منکر و ناپسند است یا کسی از جهت ظاهری حدّ پوشش شرعی را رعایت کند، اما نحوه ی پوشش او چنان تنگ، چسبان و محرک باشد که به نظر عرف و عقلا، منکر و ناپسند باشد یا ممکن است گفتگوی دختر و پسر در مسایل علمی، فرهنگی، سیاسی یا حتی دینی و قرآنی باشد، اما شیوه ی سخن گفتن و حرکات همراه آن باعث شود که این ارتباط منکر و ناپسند شمرده شود.

حدود روابط زن و مرد

از دیدگاه اسلام، ارتباط میان زن و مرد فی نفسه ممنوعیتی ندارد. طبیعی است، در جامعه ای که معمولاً نیمی از آن را جنس مرد و نیمی دیگر را جنس زن تشکیل می دهد، چاره ای جز ارتباط دو جنس مخالف با همدیگر نیست. به تعبیر دیگر، اجتماع مجموعه ای از زنان و مردان است و قابل تقسیم به جامعه ی مردان و جامعه ی زنان نیست.

برحسب دیدگاه اسلام، زن ومرد باید با نگاه به شخصیت انسانی هم که به طور قطع در روابطی سالم خود را نشان می دهد، در تعاملات اجتماعی حضور یابند. عایقی مفید و مؤثر به نام هویت انسانی وجود دارد که سبب ایجاد جریانی سالم و آسیب ناپذیر در روابط میان زن و مرد می شود. بر این مبنا، مرد باید در زیرساخت های فکری خویش، تصویر درستی از زن به عنوان یک شخصیت ارجمند، پاک، با کرامت و حرمت داشته باشد و زن نیز باید در روساخت های رفتاری اش که وجوه ارتباطی او را در پوشش، گفتار وحرکات نمایان می سازد، حرمت و کرامت زن بودن خود را نشان دهد. این تنها طریقی است که زن می تواند مقام و موقعیت خویش را در برابر مرد حفظ نماید. زن هر اندازه متین تر، باوقارتر و عفیف تر رفتار کند و خود را در معرض نمایش برای مرد قرار ندهد، بر حرمت و کرامتش افزوده می شود.

از دیدگاه اسلام، روابط زن و مرد نباید به گونه ای باشد که تمتعات جنسی در آن سهمی داشته باشد. زیرا تمتعات جنسی، منحصراً در چارچوب زندگی زناشویی مجاز است و کشاندن آن از محیط خانه به اجتماع، موجب تضعیف فعالیت های اجتماعی می شود و در کنار عوامل دیگر، در کاهش آمار ازدواج تأثیر مستقیم و به سزایی دارد. زیرا در سایه ی این روابط، ازدواج مانعی برای لذت جویی های نامحدود و آزاد محسوب می شود. معاشرت های آزاد و بی بندوبار، ازدواج را به صورت یک تکلیف و محدودیت در می آورد که باید آن را با توصیه های اخلاقی یا احیاناً با اعمال زور بر جوانان تحمیل کرد. تفاوت جامعه ای که روابط جنسی میان زن ومرد را به محیط خانوادگی و در قالب ازدواج مشروع و قانونی محدود می نماید، با اجتماعی که روابط آزاد در آن مجاز است، این است که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم، آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آن ها را ملزم می سازد که به یکدیگر وفادار باشند، اما در سیستم اسلامی، ازدواج به محرومیت و انتظار آنان پایان می دهد. (رک. مطهری، ۱۳۷۹: ج ۱۹، ص ۴۳۸)

همچنین، در سیستم روابط آزاد جنسی، همان تعداد ازدواجی هم که صورت می گیرد، در بسیاری از موارد به طلاق منجر می شود. زیرا، در روابط هرز، با وجود آن همه اظهار دلدادگی و عشق، عقبه سالم و پاکی برای ازدواج یافت نمی شود و دختر و پسر در این نوع روابط دوستانه، لایه های انسانی و حرمت برانگیز خود را شناسایی نکرده اند و تعامل فکری و روحی، نقشی در انتخاب آن ها نداشته است بلکه صرفاً جذابیت های بصری و لذت جویی های شهوانی در انتخاب آن ها دخیل بوده است.

اعتدال

اسلام دین فطرت است.[۳] فطرت مبتنی بر اعتدال است و از افراط و تفریط گریزان است. اسلام در مساله ی ارتباط دختر و پسر یا زن و مرد، نه آن چنان سخت گیرانه نظر می دهد که هر گونه ارتباط گفتاری، دیداری و شنیداری را ممنوع سازد و نه آن چنان ولنگارانه و تساهل مآبانه نظر می دهد که هرگونه ضابطه و حریمی را در ارتباط با دو جنس مخالف غیر محارم، بی اعتبار اعلام نماید.

قرآن کریم، ویژگی امت اسلامی را اعتدال و وسط بودن معرفی می کند و می فرماید: «وکذلک جعلناکم امه وسطاً لتکونوا شهداء علی الناس ویکون الرسول علیکم شهیداً» (بقره، ۱۴۳)، «شما را امت میانه ای قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر هم بر شما گواه باشد.

در طرح دیدگاه های دینی، باید بر آن چه که در متون دینی آمده و از جانب خدا و پیشوایان دینی گفته شده است، پایبند و ملتزم بود و از اعمال سلیقه ی شخصی به شدت پرهیز کرد. قرآن کریم می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لاتقدموا بین یدی الله و رسوله» (حجرات، ۱)، «ای مؤمنین! بر خدا و رسول او تقدم مجوئید.» مقصود این است که دینداری را به جایی نرسانیم که خدا و رسول (ص) نگفته اند و بخواهیم از آنها هم جلوتر و تندتر حرکت کنیم. امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید: «ان الله حد حدوداً فلاتعتدو ها و فرض فرائض فلاتترکوها و سکت عن اشیاء لم یسکت عنها نسیاناً فلا تتکلفو ها» (نهج البلاغه، حکمت ۱۰۵)، «خداوند حدود و مرزهایی قرارداده است، از آن ها تجاوز نکنید؛ محرماتی قرار داده، آن ها را نقض نکنید و واجباتی قرار داده، آن ها را ترک نکنید و درباره ی چیزهایی سکوت کرده است (نه آن ها را حرام کرده و نه واجب) این سکوت از روی فراموشی نبوده، بلکه خواسته است شما در آن موارد آزاد باشید. پس شما خود را در آن زمینه ها به تکلف و مشقت نیندازید و از پیش برای خودتان، تکلیف درست نکنید.»

پیامبر اکرم(ص) در حدیثی فرموده است: «ان الله یحب ان یوتی رخصه کما یکره ان یوتی معصیته.» (مطهری به نقل از جامع الصغیر، ۱۳۷۹: ج۱۹، ص۵۶۳)، «خداوند دوست دارد، آن چه را اجازه داده و ممنوع نکرده است، انجام دهند و از پیش خود آن را ممنوع نشمارند؛ همان گونه که دوست ندارد آن چه را نهی کرده و ممنوع دانسته است، انجام دهند.»

نکته مهم دیگر این که نباید به خاطر برخی مصلحت اندیشی ها، از گفتن آن چه که حقیقت است، سرباز زد. مطمئناً مضراتی که بر کتمان حقیقت مترتب می شود، بیشتر و مهمتر از مصالح و منافع آن است. قرآن کریم با لحن بسیار شدید از کتمان آموزه ها و حقایق دینی و الهی نهی کرده است؛ لحنی که در کمتر موضوعی مشابه آن را می توان یافت: «إن الذین یکتمون ما انزلنا من البینات والهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون» (بقره، ۱۵۹)، «کسانی که حقایق فرود آمده از جانب ما را، پس از آن که ما در کتاب بیان کردیم، کتمان می کنند، خدا و هر لعنت کننده ای آنان را لعنت می کنند.»

بی گمان احتیاط هم در مقام عمل، هم در مقام فتوا و اظهار نظر در مسائل دینی، کار شایسته و خوبی است و در روایات ما نیز بر روی احتیاط در دین خدا تأکید فراوان شده است؛ به ویژه در مسائل مربوط به ارتباط زن و مرد که انگیزه های قوی بر زیاده روی و گذشتن از خطوط قرمز وجود دارد، اما نباید از یک نکته مهم غافل بود و آن این که ایجاد محدودیت و ممنوعیت بیش از آن چه که شارع مقدس فرموده است، خود عامل مهمی برای بی بندوباری و مرزشکنی است؛ زیرا این گونه تصور می شود که پایبندی به مقررات و حدود شرعی، عملی بسیار دشوار و بلکه غیر عملی است و لذا چاره ای جز بی بندوباری و مرزشکنی نیست.

نمونه و شیوه ی بسیار زیبا و روشن ارتباط درست و پسندیده میان دختر و پسر، داستانی است که قرآن کریم در مورد رابطه ی حضرت موسی با دختران شعیب مطرح کرده است. قرآن کریم در این رابطه چنین می فرماید: «هنگامی که موسی به آب مدین رسید، گروهی از مردم را در آن جا دید که حیوانات خود را سیراب می کنند و در کنار آن ها دو زن را دید که مراقب گوسفندان خویش اند (و به چاه آب نزدیک نمی شوند) به آن ها گفت: کار شما چیست؟ گفتند: ما آن ها را آب نمی دهیم تا چوپان ها همگی خارج شوند و پدر ما پیرمرد مسنی است. موسی به گوسفندان آن ها آب داد و سپس رو به سوی سایه آورد و عرض کرد. پروردگارا! هر خیر و نیکی که بر من فرستی، به آن نیازمندم. ناگهان یکی از آن دو به سراغ او آمد؛ درحالی که با نهایت حیا گام برمی داشت، گفت: پدرم از تو دعوت می کند تا مزد سیراب کردن گوسفندان را به تو بپردازد. یکی از آن دو دختر گفت: پدرم! او را استخدام کن؛ چرا که بهترین کسی را که استخدام می توانی بکنی، آن کس است که قوی و امین می باشد….» (قصص، ۲۶- ۲۳)

این داستان حاوی مطالب مهمی است که به آن ها اشاره می شود:

دختران شعیب به خاطر انجام کاری از منزل خارج می شوند و در میان جمعیت اما با حفظ حریم و پرهیز از اختلاط بکار خود می پردازند.

حضرت موسی به عنوان یک پسر جوان به سوی دختران شعیب که در گوشه ای برای انجام کار خود به انتظار نشسته بودند، می رود و با آن ها با رعایت ادب و عفاف گفتگو می کند و آن ها نیز به عنوان دختران جوان، با عفت و پاکی پاسخ او را به درستی می دهند و از این که پسر جوان ناشناخته ای به سوی آن ها آمده و در مورد کار آن ها می پرسد، حساسیت و عصبانیت نشان نمی دهند و پس از آن حضرت موسی به یاری آن ها می شتابد.

دختر جوان شعیب از جانب پدر مأمور می شود که به نزد موسی بیاید و با او در مورد کاری که انجام داد گفتگو کند تا او را برای آمدن به خانه آن ها راضی کند.

موسی به همراه دختران شعیب مسیر راه را می پیمایند.

دختر شعیب در این مدت چنان حضرت موسی را با زیر نظر گرفتن شناسایی کرده بود که پیشنهاد استخدام وی را به عنوان بهترین فرد که از دو صفت قوی و امین برخوردار است، به پدر می دهد و پدر نیز پیشنهاد دختر را می پذیرد.

آیات شریفه فوق، ارتباط و گفتگوی دختر و پسر جوان را مطرح می کند و به زیبایی رعایت آداب اخلاقی و موازین ارزشی را نیز به تصویر می کشد؛ زیرا هم موسی در مواجهه با دختران شعیب از زیاده گویی و بیهوده گویی می پرهیزد و نیز انجام کاری برای آن ها را بهانه ای برای نزدیکی به آن ها و سوءاستفاده اخلاقی قرار نمی دهد؛ بلکه بلافاصله به زیر سایه می رود و با خدا به راز و نیاز می پردازد و هم این که دختران شعیب در گفتگوی با موسی از زیاده گویی می پرهیزند و به حداقل کلمات اکتفا می کنند و هنگام راه رفتن حیا و پاکدامنی خود را در برابر مرد نامحرم به نمایش می گذارند تا مرد نامحرم طمع خام در سر نپروراند.

قابل توجه است که در پاره ای از روایات آمده است: «وقتی موسی به سوی خانه حضرت شعیب حرکت می کند، دختر برای راهنمایی از پیش رو حرکت می کرد و موسی از پشت سرش، چون باد به لباس دختر می وزید و ممکن بود لباس را از اندام او کنار زند، موسی به دختر شعیب می گوید: من از جلو می روم و بر سر دو راهی و چند راهی ها مرا راهنمایی کن.» (مکارم شیرازی، ۱۳۶۸: ج۱۶، صص۵۹-۵۸)

از تبیین آیه ی فوق به خوبی روشن می شود که «حیا» ملاک اصلی در تشکیل روابط معقول میان زن و مرد است که در این نوشتار اشارتی بر آن می رود.

حیا

یکی از خصلت های نیکو در نگاه اسلام و علمای اخلاق، خصلت حیا است. حیا در لغت به معنای شرم، آزرم و پرهیز از چیزی به خاطر بیم از آن است. این خصلت معمولاً همراه با خصلت عفاف و به معنایی نزدیک به معنای آن بکار می رود. حیا، ملکه و خصلت روحی ویژه ای است که شخص را وا میدارد که حریم نگه دارد و از پرده دری و خارج شدن از حدود اخلاقی در برخورد با دیگران هم از جهت گفتاری و هم از جهت رفتاری بپرهیزد. به تعبیر دیگر، حیا صفتی است که شخص را از ارتکاب اقوال وافعالی که به نظر عرف و عقلا ناپسند و ناخوشایند است، باز می دارد.

حیا در آیات و روایات

در روایات معصومین (علیهم السلام) از خصلت حیا ستایش و تمجید فراوان شده است که به عنوان نمونه به پاره ای از آن ها به نقل از امام صادق (ع) اشاره می شود:

«الحیاء من الایمان و الایمان فی الجنه»، (کلینی، ۱۳۶۳: ج۱، ص۱۰۶) «حیا از ایمان است و ایمان در بهشت است.»

«الحیاء و العفاف و العی اعنی عی اللسان لاعی القلب من الایمان»، (همان) «حیا و پاکدامنی و کندی – کند زبانی نه کنددلی – از ایمان هستند.»

«الحیاء و الایمان مقرونان فی قرن فاذا ذهب احدهما تبعه صاحبه»، (همان، ص۱۰۷) «حیا و ایمان کاملاً همدوش و در یک ردیفند و چون یکی از آن دو برود، دیگری هم در پی آن برود.»

«لاایمان لمن لاحیاء له»، (همان) «کسی که حیا ندارد ایمان ندارد.»

امام صادق(ع) از قول پیامبر اکرم(ص) نقل می کند که فرمود: «اربع من کن فیه وکان من قرنه الی قدمه ذنوبا بدلها الله حسنات: الصدق و الحیاء و حسن الخلق و الشکر»، (همان) «هر کس که چهار خصلت داشته باشد و از سر تا پا غرق در گناه باشد، خدا آن ها را به حسنات تبدیل کند: راستگویی، حیا، خوش خلقی و سپاسگزاری.»

نکته ی مهمی که در این گونه روایات بر آن تأکید شده است، تلازم و جداناپذیری حیا و ایمان است؛ به نحوی که هر یک از این دو از دست برود، دیگری نیز از دست خواهد رفت. بنابراین داشتن حیا از لوازم برخورداری از ایمان است و همه ی مؤمنان باید در روابط اجتماعی خود پاسدار این خصلت نیکو باشند و از پرده دری و حریم شکنی در رفتار و گفتار با یکدیگر بپرهیزند.

همچنین، برخی روایاتی که در ذیل آیات سوره ی قصص آمده است، مصداق جالبی از حیای مرد در ارتباط با زن را بیان می دارد. در تفسیر قمی که یک تفسیر روائی است، آمده است: «یکی از دختران شعیب به پدرش گفت: ای پدر! او (موسی) را اجیر کن که او بهترین فرد برای این کار است. او قوی و امین است. شعیب به دخترش فرمود: قوی بودن او را به من شناساندی که او به تنهایی دلو پر آب را از چاه بیرون کشید، اما امین بودن او را از کجا شناختی؟ دختر گفت: او به من گفت: پشت سرمن حرکت کن و مرا بر راه راهنمایی کن. زیرا من از قومی هستم که به پشت زنان نگاه نمی کنند. از این جا امین بودن او را دانستم» (علی بن ابراهیم، ۱۳۷۸: ج۲، ص۱۳۸ ؛ حویزی، بی تا: ج۴، ص۱۲۲)

در مجمع البیان نیزمشابه همین روایت از امام علی (ع) نقل شده است.

قرآن کریم در مواردی دیگر نیز از خصلت نیکوی حیا و لوازم آن در روابط زن و مرد سخن گفته است: « ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید. اگر تقوا پیشه کنید، پس به گونه ای هوس انگیز سخن نگویید که بیمار دلان در شما طمع نکند و سخن شایسته بگویید. در خانه های خود بمانید و همچون دوران جاهلیت نخستین در میان مردم ظاهر نشوید.» (احزاب، ۳۳-۳۲)

این آیات روابط درست و پسندیده میان زن و مرد را بسیار زیبا مطرح می کند و به زن ها دستور می دهد که در سخن گفتن با مردان و نیز ظاهر شدن در جامعه و درمیان مردم، جانب حیا و عفاف را نگهدارند. علامه طباطبایی در ذیل آیه ی «فلا تحضعن بالقول…» می نویسد: «خداوند آن ها را از خضوع در گفتار که همان نازک و نرم ساختن کلام با مردان به گونه ای هوس انگیز و شهوت زاست، نهی کرده است؛ تا آنان که بیمار دلند، یعنی از ایمان قوی و بازدارنده از میل به فحشا برخوردار نیستند، به طمع خام نیفتند» و در ذیل جمله ی «وقلن قولاً معروفاً» می گوید: «سخن معمولی و درست و استوار که مورد قبول دین و عرف اسلامی است بگویید. یعنی سخنی که آهنگ آن به بیش از مدلول و معنای آن اشاره نداشته و از اشاره به فساد و هوس و شهوت خالی باشد.» (طباطبایی، ۱۳۶۳: ج۱۶، ص۱۷۴) آیات دیگری نیز به حریم نگه داشتن در رابطه زن و مرد اشاره کرده است که به عنوان نمونه می توان به آیات ۲۷ تا ۳۱ سوره نور اشاره کرد.

مبانی فقهی متعلقات اصلی ارتباط

در راستای تبیین ارتباط درست و پسندیده میان زن و مرد که توأم با حفظ حیا است، لازم است متعلقات یا لوازم اصلی این ارتباط که اعم از گفتگو و مکالمه، پوشش، نگاه و لمس و تماس بدنی هستند، مورد بحث و بررسی فقهی قرار گیرد.

الف)- مکالمه و گفتگو

شرط اصلی در برقراری هرگونه رابطه ای، مکالمه و گفتگو است. به گونه ای که اگر گفتگو تجویز نشود، تقریباً ارتباط، به صورت بی معنا و لغو درمی آید. از دیدگاه فقهی و متون دینی، صرف گفتگو میان زن و مرد نامحرم ممنوعیتی ندارد؛ اعم از این که گفتگو درباره ی مسائل علمی، سیاسی یا درباره ی مسائل معمولی، عادی و روزمره باشد.

امام خمینی می فرماید: «اقوا این است که شنیدن صدای زن نامحرم در صورتی که با تلذذ و ریبه نباشد، جایز است و نیز برای زن جایز است، در صورتی که خوف فتنه ای نباشد، صدای خود را به مردان نامحرم بشنواند… جمعی به حرام بودن شنیدن صدای زن و شنواندن آن قائل شده اند، اما این قول ضعیف است؛ البته بر زن حرام است که با مردان به گونه مهیج شهوت، گفتگو کند؛ یعنی صدای خود را نازک و لطیف و زیبا کند تا دل های بیمار به طمع بیفتند.» (امام خمینی، ۱۳۸۰: ج۲، مسأله ۲۹) صاحب عروهالوثقی نیز به همین معنا فتوا داده است. (نک. یزدی، بی تا: ج۲، مسأله ۳۹)

اقوال تاریخی و روایات فراوانی موجود است که بر گفتگوی زنان با پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) دلالت می کند. در بسیاری از موارد، زنانی به خدمت این بزرگواران می رسیدند و درباره ی مسائل مختلف شرعی، خانوادگی و… با آن ها به گفتگو می پرداختند؛ چنان که حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت زینب(س) در مواردی با مردان نامحرم سخن می گفتند. سخنرانی و خطابه ی غّرای حضرت زهرا(س) در مسجد پیامبر(ص) و حضرت زینب(س) در کوفه و شام چه در جمع عموم مردم یا مجلس یزید و ابن زیاد معروف است.

ممکن است برای حرمت سخن گفتن با زنان نامحرم به روایاتی استدلال و استناد شود که مردان را از ابتدا کردن به سلام نسبت به زنان نهی کرده است. (نک. حر عاملی، ۱۳۹۷ق: ج۱۴، باب۱۳۱، ح۲؛ح۱) ولی این استدلال، طبق نظر فقها خالی از خدشه و مناقشه نیست که به شرح ذیل می باشد:

در این روایات به صورت مطلق، ابتدا به سلام نسبت به همه زنان، اعم از محرم و نامحرم نهی شده است و این در حالی است که سیره ی قطعیه دلالت بر این دارد که ابتدا به سلام، نسبت به زنان محرم ممنوعیتی ندارد.

روایات دیگری دلالت بر این دارد که پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) به زنان آغاز به سلام می کردند. در صحیحه ی ربعی از امام صادق(ع) آمده است: «روش پیامبر اکرم(ص) این بوده است که به زن ها سلام می کردند و آن ها جواب وی را می دادند و روش امیرالمؤمنین(ع) نیز همین گونه بوده است؛ ولی حضرت امیر(ع) از این که به زن های جوان سلام کنند، اکراه داشتند و می فرمودند: بیم این دارم که صدای او برایم زیبا و خوشایند جلوه کند و اثر منفی آن بیش از اجر و ثوابی باشد که با سلام کردن به دنبال آن هستم.»[۴] این صحیحه به صراحت دلالت بر این دارد که سیره ی پیامبر(ص) و امام(ع) بر ابتدا کردن به سلام، نسبت به زن ها بوده است؛ در صورت ممنوعیت، به طور یقین آن بزرگواران بیشتر از همه، به این امر التزام نشان می دادند.

در ضمن تعبیر حضرت امیر(ع)، در مورد ابتدا به سلام به زن های جوان، همان طور که از تعلیل آن استفاده می شود، صرفاً جنبه ی اخلاقی دارد و بر ممنوعیت ابتدا به سلام نسبت به آن ها دلالت ندارد؛ بلکه به صراحت بر وجود اجر و ثواب در آن دلالت دارد.

برخی از فقها، پس از ذکر این روایات چنین فتوا داده اند: « ابتدا به سلام نسبت به زن ها، همانند ابتدا به سلام نسبت به مردان مستحب و مطلوب شارع است و در این جهت، بین محارم و غیر محارم فرقی نیست. اما درخصوص سلام کردن بر زن های جوان اگر شخصی بر خود بیم این را داشته باشد که صدای زن جوان در روح او اثر منفی داشته باشد، می توان ملتزم به کراهت شد.» (آیت الله خوئی، بی تا: ص۱۰۶)

البته با فرض پذیرش دلالت روایات مذکور بر ممنوعیت ابتدا به سلام نسبت به زن ها ممنوعیت هر گونه مکالمه و سخن گفتن با زنان وجود ندارد؛ زیرا ملازمه ای میان ممنوعیت ابتدا به سلام و ممنوعیت هر نوع سخن گفتن وجود ندارد.

ب)- پوشش

بر زن واجب است که در هنگام حضور در جامعه و ارتباط با جنس مخالف، خود را بپوشاند. البته پوشش زن در برابر مردان بیگانه، اختصاص به شریعت اسلام ندارد و در میان برخی از ادیان دیگر چه در گذشته و چه در حال، این امر مطرح بوده و هست.

آن چه به عنوان پوشش برای زنان در اسلام مقرر شده است، بدین معنا نیست که از خانه بیرون نروند، بلکه بدین معناست که زن در معاشرت و ارتباط با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گری و خودنمایی نپردازد. در این رابطه خداوند متعال می فرماید:

«ای پیامبر! به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که جلباب ها (روسری های بلند) خود را به خود نزدیک سازند (یا بر خویش فرو افکنند) این کار برای این که شناخته شوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند، بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است. (احزاب، ۶۰-۵۹)

فلسفه پوشش

استاد مطهری در مورد فلسفه ی حجاب بیان بسیار رسا و زیبایی دارند: «حقیقت امر این است که در مسأله ی پوشش، سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ رو

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *